فرهنگ مصادیق:تعلیم احکام معاملات

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از تعلیم احکام معاملات)
پرش به: ناوبری، جستجو
تعلیم احکام معاملات

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبطه ای بوستان

ردیف عنوان

نرمافزارهای مرتبط

ردیف عنوان

پایگاه های اینترنتی مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده: مصطفی کوهی
تهیه و تدوین:پژوهشکده امر به معروف ونهی از منکر قم-95/10/4
کلید واژه:تعلیم، احکام، معاملات، اقتصاد، عقود، ایقاع، آیه نفر.

محتویات

مفهوم تعلیم احکام معاملات

صاحب مفردات در معنای لغوی تعلیم می نویسد:
«تَعْلِیم‏ در لغت به معنای آگاهى دادن و تنبیه یا هشدارى به نفس آدمى است براى تصوّر معانى‏.» [۱]
تعلیم در اصطلاح عبارت است از «فراهم کردن زمینه ها و عوامل براى اینکه متعلم دانشى را واجد شود». بر مبناى این تعریف، کار معلم فراهم کردن زمینه ها و عوامل مختلف جهت یادگیرى دانش آموز است و این خود دانش آموز است که عمل یادگیرى را انجام داده و دانشى را فرا گیرد. [۲]
معامله در لغت به معنای با هم عمل کردن و کار کردن و داد و ستد کردن است. [۳]
تعلیم احکام معاملات در اصطلاح عبارت است از آموزش و آگاه کردن متعلّم به مسایل شرعی داد و ستدها.

اهمیت تعلیم احکام معاملات

مساله تعلیم، آموزش و آگاه کردن افراد جامعه از احکام معاملات، از اهمیت بالایی برخوردار است؛ چرا که مسائل اقتصادی پس از مسائل عبادی، مهم ترین و اصلی ترین تکلیف هر انسانی است و قوام جامعه به آن است، تعلیم و تعلّم احکام و آداب این حوزه نه تنها شایسته بلکه به عنوان یک تکلیف و وظیفه مطرح است.
یکى از عرصه‏هاى مهم دانش فقه، احکام عقود یا معاملات است که امروزه با شکل‏گیرى مباحث نوین اقتصادی و مالی، شکل پیچیده تری به خود گرفته است. یادگیرى احکام شرعی، پیش شرط دادوستد و ورود به هر نوع کسب وکاری است. این در حالی است که فعالیت هاى اقتصادى اگر طبق معیارها و ضوابط شرعى و فقهى صورت نگیرد، از سوى اسلام به رسمیت شناخته نمى‏شود. کاهش روزی حلال، قحطی و کمبود، عدم پذیرش عبادات، دوری از رحمت الهی و ورود به دوزخ از مهم ترین آثار کسب وکارهای نامشروع و فاسد برشمرده شده است.
در حدیث است که حضرت امیر المومنین(علیه السلام) به عنوان معلّم احکام معاملات بر فراز منبر می فرمود: «یَا مَعْشَرَ التُّجَّارِ الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ وَ اللَّهِ لَلرِّبَا فِی هَذِهِ الْأُمَّهِ أَخْفَى مِنْ دَبِیبِ النَّمْلِ عَلَى الصَّفَا شُوبُوا أَیْمَانَکُمْ بِالصِّدْقِ التَّاجِرُ فَاجِرٌ وَ الْفَاجِرُ فِی النَّارِ إِلَّا مَنْ أَخَذَ الْحَقَّ وَ أَعْطَى الْحَق؛ اى گروه تاجران! ابتدا احکام را یاد بگیرید، سپس تجارت کنید!ابتدا احکام را یاد بگیرید، سپس تجارت کنید!ابتدا احکام را یاد بگیرید، سپس تجارت کنید! به خدا قسم که ربا در میان این امت ناپیداتر از حرکت مورچه بر روى تخته سنگ است.»‏ [۴]
کسانی که بدون شناخت نسبت به احکام شرعی و مسائل تجارت وارد این کار می شوند، به احتمال قوی در دام تجارت حرام و ربوی گرفتار می شوند و رزق حلال و طیب را به حرام و خبیث تبدیل می کنند. چنانکه آن حضرت(علیه السلام) در ادامه همان هشدار قبلی اش به این نکته توجه داده و فرموده است: «به خدا سوگند، ربا در این امت از جای پای مورچه بر روی سنگ پنهان تر است.»
بنا به توصیه قرآن و حضرت رسول خدا (صلى الله علیه و آله)و امیرمؤمنان على(علیه السلام) در زمینه فراگیرى احکام و مسائل دینى، هزاران مدرسه علمیه در طول بازارهاى اسلامى براى تعلیم قرآن و احکام الهى، به خصوص کتاب مکاسب و متاجر فقه، بنا شده و بازاریان در آن آموزش مى دیدند.

اهمیت اجتهاد در فقه معاملات

شکّی نیست که عصرما در حوزه ی اقتصادی و مالی دارای تشکیلات و سیستمهای جدیدی است که در زمانهای گذشته بلکه در اعصار نزدیک به عصر ما سابقه نداشته است. مانند شرکتهای جدیدی که به صورتهای مختلف تأسیس شده اند از قبیل شرکت سهامی تعاونی بیمه با انواع مختلف آن از قبیل بیمه ی عمر، بیمه ی حوادث و... و همچون انواع مختلف بانکها از قبیل: بانک مسکن، بانک صنعتی، بانک کشاورزی بانک تجارت و... با انواع کارهای آنان از قبیل: حساب جاری، سپرده، پس انداز قرض الحسنه حواله ی براتی، اوراق بهادار، مضاربه، چک، سفته و... که برخی حلال و برخی حرامند.
با توسعه، گسترش و پیچیدگی های عقود مالی، ضرورت دارد که علما و فقهای عصر حاضر به مساله فقه معاملاتی نگاه ویژه ای داشته باشند و در این زمینه حوزه های علمیه تلاش بیشتری داشته باشد تا مجتهدین متخصصی در باب معاملات پرورش پیدا کنند و مسایل اقتصادی را بهتر مردم آموزش ببینند.
فقه شیعه از چنان گستردگی و غنایی برخوردار است که می تواند برای همه اصناف و شغل ها، اخلاق و احکام و مبانی عقلانی آن را تبیین کند.

آموزش معاملات از طریق تقلید

در رساله تحریر الوسیله امام خمینى(قدس سره) مى خوانیم:
«بر هر کسى که به کار تجارت و سایر انواع کسب اشتغال دارد واجب است که احکام کسب و تجارت و مسائل مربوط به آن را بیاموزد تا معاملات صحیح را از فاسد بازشناسد و از ربا سالم بماند و مقدار لازم در فراگیرى احکام تجارت این است که نسبت به حکم تجارت و معامله اى که مى خواهد انجام دهد به هنگام معامله عالم باشد هر چند از طریق پیروى کردن از فتواى مجتهدان باشد از روى تقلید.» [۵]

اقسام احکام

احکام شرعی در اصطلاح فقهی قانون هایی هستند که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم نظر دین را در مورد هر کدام از رفتارهای انسان بیان می کنند. [۶] این قوانین و احکام دسته بندی های مختلفی دارند که رایج ترین آنها احکام تکلیفی (واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح) و احکام وضعی(صحیح، باطل، پاک و نجس) هستند.
احکام از جهت اینکه مستقیم یا غیر مستقیم به فعل انسان مربوط می شود دو قسم است.

حکم تکلیفی

به صورت مستقیم به فعل مکلّف تعلّق می گیرد؛ و وظیفه او را در ابعاد مختلف زندگی، اعم از شخصی، عبادی، خانوادگی، اقتصادی و سیاسی مشخص می سازد؛ مانند حرمت نوشیدن شراب و وجوب نماز. [۷] حکم تکلیفی بر پنج قسم است؛ وجوب، استحباب، حرمت، کراهت و اباحه. [۸]

حکم وضعی

حکم وضعی عبارت است از حکم و اعتبارى که تبیین کننده یک وضعیت است و مستقیم متوجه رفتار و عمل مکلف نیست و غالباً موضوع حکم تکلیفى قرار مى گیرد.
بین احکام تکلیفی و وضعی ارتباطی تنگاتنگ وجود دارد؛ چون هیچ حکم وضعی ای یافت نمی شود، مگر آنکه در کنار آن حکم تکلیفی ای وجود دارد؛ مانند زوجیت که حکم شرعی وضعی است و در کنارش احکامی تکلیفی از قبیل وجوب انفاق شوهر وجوب تمکین زن در برابر شوهرش وجود دارد. [۹]
احکام وضعی تعداد خاصی ندارد و هر آنچه که به صورت مستقل یا غیر مستقل، دارای حکمی از جانب شارع باشد ولی از احکام پنج گانه تکلیفی نباشد، حکم وضعی است. البته نُه قِسم از احکام به عنوان احکام وضعی معرفی شده است که عبارتند از: سببیت، مانعیت، شرطیت، علیت، علامت، صحّت، فساد، رخصت و عزیمت. [۱۰]

اقسام معاملات

اسلام معاملات را به چهار قسم تقسیم می کند:

معاملات حرام

تقلّب و غشّ در معامله، و همچنین تدلیس و کمک به ظالم در ظلمش، حرام است و روشن است که علّت ممنوع بودن این نوع معاملات، صرفاً مسائل اخلاقى است که در اوّلى و دومى مراعات خریدار و فریب ندادن او و در سومى کمک نکردن به ظلم است.
در چند مورد، معامله باطل است:
اوّل: خرید و فروش عین نجس مثل بول و غائط و مسکرات، بنا بر أقوى در بعضى و بنا بر احتیاط واجب در بعضى.
دوم: خرید و فروش مال غصبى، مگر آن که صاحبش معامله را اجازه کند.
سوم: خرید و فروش چیزهایى که مال نیست.
چهارم: معامله چیزى که منافع معمولى آن حرام باشد مثل آلات قمار و موسیقى.
پنجم: معامله اى که در آن ربا باشد و حرام است غش در معامله یعنى فروختن جنسى که با چیز دیگر مخلوط است، در صورتى که آن چیز معلوم نباشد و فروشنده هم به خریدار نگوید، مثل فروختن روغنى که آن را با پیه مخلوط کرده است و این عمل را غش مى گویند. [۱۱] از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلّم) منقول است که فرمود: « لَیْسَ مِنَّا مَنْ غَشَّ مُسْلِماً و مَن غَشَّ أَخَاهُ المُسلِمَ نَزَعَ اللهُ مِنهُ بَرِکَهَ رِزقِهِ وَ أسد عَلَیهِ مَعِیشَتَهُ وَ وَکَّلَهُ إِلَی نَفسِهِ؛ از ما نیست کسى که در معامله با مسلمانان غش کند یا به آنان ضرر بزند یا تقلب و حیله نماید و هر که با برادر مسلمان خود غش کند، خداوند برکت روزى او را مى برد و راه معاش او را مى بندد و او را به خودش واگذار مى کند» [۱۲]

معاملات واجب

از نظر فقه اسلامى تمام فعالیّتهاى اقتصادى در بخش های تولید، توزیع، خدمات فنی و خدمات عمومی که نظام جامعه بر آن متوقف است، واجب کفایى است و اگر در موردى فقط افراد معدودى قدرت آن معاملات را داشته باشند بر آنها واجب عینى مى شود.
در این مسأله نیز سایه اخلاق کاملا مشهود است که معیار نفع و راحتى عموم مردم و استوار بودن پایه هاى اجتماع است؛ اگر چه نفع شخصى فراوانى براى فروشنده نداشته باشد و حتّى کار پرزحمتى باشد. [۱۳]

معاملات مستحب

در فقه اسلامى آمده است که: اقاله النّادم مستحب؛ یعنى اگر فروشنده اى جنسى را به مشترى فروخت و تمام خیارات معامله را اسقاط کرد ولى بعدا مشترى و خریدار پشیمان شد و درخواست فسخ معامله را کرد، در اینجا اگر چه بر هم زدن معامله بر فروشنده لازم و واجب نیست ولى این کار مستحب و شایسته است و در روایت داریم که: اگر فروشنده این کار شایسته را انجام داد خداوند متعال نیز در قیامت گناهانش را مى بخشد. [۱۴]

معاملات مکروه

عمده معاملات مکروه از این قرار است:
1. ملک فروشى؛
2. قصابى ؛
3. کفن فروشى؛
4. معامله با مردمان پست؛
5. معامله بین طلوع صبح و اوّل آفتاب؛
6. آن که کار خود را خرید وفروش گندم وجو و مانند اینها قرار دهد؛
7. آن که براى خریدن جنسى که دیگرى می خواهد بخرد، داخل معامله او شود. [۱۵]
اسلام ورود در معامله شخص دیگر را شایسته نمى داند؛ یعنى اگر شخص مسلمانى با مسلمانى دیگر وارد معامله شد و قیمت مشخص شد ـ اگر چه هنوز معامله قطعى نشده باشد ـ و براى شخص سوّم آن کالا حتى با قیمت بالاتر منفعت داشته باشد، مکروه است که وارد معامله شود و معامله آن دو نفر را بر هم زند. [۱۶]

عقد و ایقاع

معاملات به طور کلی به دو نوع تقسیم می شود:

عقود

عقد صیغه ای شرعی است که بین دو طرف بسته (جاری) می شود و به الفاظ ایجاب و قبول نیازمند است که تا این الفاظ نباشند عقد منعقد نمی شود. عقود در فقه اسلامی فراوان هستند مانند:
بیع، قرض، رهن، صلح، ضمان، حواله، کفالت، ودیعه، عاریه، وکالت، سبق و رمایه، جعاله، شرکت، مضاربه، اجاره، مزارعه، مساقات، هبه، وقف خاص، وصیت، نکاح، کتابت و ....

ایقاع

ایقاع آن نوع صیغه شرعی است که یک طرفه است و تنها با الفاظ ایجاب حاصل می شود وحاجتی به الفاظ قبول ندارد. و قطع و وصل و نقل ملک و استحقاق حق یا عقوبت یا سقوط اینها بر آن مترتب می شود. از جمله ایقاعات می توان به طلاق، رجوع (در طلاق رجعی)، ظهار ( که مرد به زن خود بگوید ظهرک کظهر امّی پشت تو مانند پشت مادرم هست و با این حساب تا کفاره ندهد بر او حرام است)، ایلاء، لعان، (در فقه و رساله های علمیه مفصل آمده است)،عتق (آزاد کردن بنده)، نذر، عهد و قسم ...اشاره کرد.

اقسام عقد به اعتبار لزوم و جواز

عقد لازم

عقد لازم عقدى است که هیچ یک از طرفین معامله حق فسخ آن را نداشته باشند، مگر در موارد معینه. از جمله موارد معینه آن جایى است که به وسیله یکى از خیارات، حق فسخ داده شود و یا به واسطه اقاله، طرفین حق فسخ معامله را داشته باشند. عقد لازم مانند بیع، اجاره، مزارعه و ....
در اثر عقد لازم رابطه اى ایجاد مى شود که طرفین بدون رضایت همدیگر نمى توانند آن را بر هم زنند در نتیجه طرفین ملزم به انجام محتوى عقد مى باشند. قانون مدنى کلیه عقود را لازم مى داند مگر آنکه قانون خلاف آن را تصریح نماید.
لذا در قانون آورده است: «عقودى که بر طبق قانون واقع شده باشد بین متعاملین و قائم مقام آنها، لازم الاتباع است مگر اینکه به رضاى طرفین اقاله و یا به علت قانونى فسخ شود.» [۱۷]

عقد جایز

آن عقدى است که هر یک از طرفین بتوانند هر وقتى که بخواهند آن را فسخ کنند، با عقد جایز هر یک از طرفین مجازند که هر زمانى که بخواهند و بدون هیچ گونه علت قانونى، عقد خویش را به هم زنند و براى فسخ عقد جایز صرفا اراده انحلال کافى است و حتى احتیاجى به موافقت طرف دیگر ندارد. ضمنا با مرگ و جنون و سفه یکى از طرفین، این عقد منفسخ مى شود.

عقد خیارى

عقد خیارى آن است که براى طرفین یا یکى از آنها یا براى فرد ثالثى اختیار فسخ باشد. عقد خیارى نوعى از عقد لازم است که به وسیله برقرارى شرط فسخ، اثر عقد جایز به آن داده مى شود. مثل اینکه براى یکى از طرفین شرط مى شود که تا سر سال، حق فسخ داشته باشد. [۱۸]

تعلیم احکام معاملات در قرآن کریم

قرآن کریم تعلیم و تعلّم مسایل دینی را امری ضروری می داند و به مومنان سفارش میکند که عدّه ای از مومنین به فراگیری علوم دینی بپردازند تا مسلمانان دیگر را تعلیم و آموزش دهند.
«وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّهً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طائِفَهٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُون؛ شایسته نیست مؤمنان همگى (بسوى میدان جهاد) کوچ کنند؛ چرا از هر گروهى از آنان، طایفه‏اى کوچ نمى‏کند (و طایفه‏اى در مدینه بماند)، تا در دین (و معارف و احکام اسلام) آگاهى یابند و به هنگام بازگشت بسوى قوم خود، آنها را بیم دهند؟! شاید (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند، و خوددارى کنند!» [۱۹]
از این آیه وجوب و لزوم تحصیل علم و تدریس قرآن و سنّت پیغمبر و أحکام دین و تفسیر و فقه و أخبارى که از طرف أئمّه علیهم السّلام رسیده است، و تعلیم أخلاق و سیر و سلوک إلى الله و علم کلام و حکمت و عرفان إلهىّ براى یکدسته از أفراد، بعنوان وجوب کفائىّ استفاده مى شود. چون نمى فرماید: همه مردم کوچ کنند، بلکه میفرماید: فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طائِفَهٌ. یعنى جماعتى از هر فرقه اى بیایند تا اینکه برگردند و متکفّل امور همه بشوند. پس تحصیل علم بعنوان وجوب کفائى واجب است تا بمقداریکه نیاز آن جمعیّت از جهت تعلیم و تعلّم دینى بر طرف بشود و آن مردم، دیگر محتاج نباشند. [۲۰]
صاحب تفسیر نمونه در شرح آیه فوق مینویسد:
«یکی از مسائل مهم ایکه از آیه مى‏توان استفاده کرد، احترام و اهمیت خاصى است که اسلام براى مساله" تعلیم" و" تعلم" قائل شده است، تا آنجا که مسلمانان را ملزم مى‏سازد که همه در میدان جنگ شرکت نکنند، بلکه گروهى بمانند و معارف اسلام را بیاموزند. یعنى جهاد با جهل همانند جهاد با دشمن بر آنها فرض است، و اهمیت یکى کمتر از دیگرى نیست، بلکه تا مسلمانان در مساله جهاد با جهل، پیروز نشوند در جهاد با دشمن پیروز نخواهند شد، زیرا یک ملت جاهل همواره محکوم به‏ شکست است.
یکى از مفسران معاصر در ذیل این آیه مطلب جالبى دارد، او مى‏گوید:
من در" طرابلس" مشغول تحصیل علم بودم، روزى فرماندار آنجا که خود از معارف اسلامى اطلاعات قابل ملاحظه‏اى داشت، به من گفت: چرا دولت، علما و طلاب علوم دینى را از خدمت سربازى معاف مى‏کند، در حالى که این خدمت مقدس، شرعا بر همه واجب است، و طلاب علوم دینى از همه مردم به انجام این فریضه دینى شایسته‏ترند، آیا این کار اشتباه نیست؟ من بدون مقدمه به فکر آیه فوق افتادم و گفتم این کار ریشه‏اى در قرآن مجید دارد، آنجا که مى‏گوید: گروهى جهاد کنند و گروهى به تحصیل علم پردازند! او بسیار از این جواب لذت برد، بخصوص اینکه از یک فرد مبتدى مانند من که در آن روز تازه مشغول به تحصیل شده بودم صادر شده بود» [۲۱]
خدای متعال خود به عنوان معلّم احکام معاملات محسوب می شود در قرآن کریم بیش از ده آیه در باب احکام و چگونگی انجام معاملات وجود دارد. از جمله آن آیات طولانی ترین آیه قران است که می فرماید:
«یایُّهَا الَّذین‏ءامنُوا اذا تداینتُم بِدینٍ الى‏ اجلٍ مُّسمًّى فاکتُبوهُ ولیکتُب بینکُم کاتِبٌ بِالعدلِ ولا یأب کاتِبٌ ان یکتُب کما علَّمهُ اللَّهُ فلیکتُب ولیُملِلِ الَّذى علیهِ الحقُّ ولیتَّقِ اللَّه ربَّهُ ولا یبخس مِنهُ شیًا فان کانَ الَّذى علیهِ الحقُّ سفیهًا اوضعیفًا او لایستطیعُ ان یُمِلَّ هُوفلیُملِل ولِیُّهُ بِالعدلِ واستشهِدوا شهیدینِ مِن رِجالِکُم فان لم یکونا رجُلینِ فرجُلٌ وامرأتانِ مِمَّن ترضون مِن الشُّهداءِ ان تضِلَّ احدهُما فتُذکّر احدهُما الاخرى‏ ولا یأب الشُّهداءُ اذا ما دُعوا ولا تسموا ان تکتُبوهُ صغیرًا او کبیرًا الى‏ اجلِهِ ذلِکُم‏اقسطُ عِند اللَّهِ واقومُ لِلشَّهدهِ وادنى‏ الَّا ترتابوا الّا ان تکون تِجرهً حاضِرهً تُدیرونها بینکُم فلیس علیکُم جُناحٌ الَّا تکتُبوها واشهِدُوا اذا تبایعتُم ولا یُضارَّ کاتِبٌ ولا شهیدٌ وان تفعلوا فانَّهُ فُسوقٌ بِکُم واتَّقوا اللَّه ویُعلّمُکُمُ اللَّهُ واللَّهُ بِکُلّ شى‏ءٍ علیم‏؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید! هنگامى که بدهى مدت دارى (به خاطر وام یا داد و ستد) به یکدیگر پیدا کنید، آن را بنویسید! و باید نویسنده‏اى از روى عدالت، (سند را) در میان شما بنویسد! و کسى که قدرت بر نویسندگى دارد، نباید از نوشتن- همان طور که خدا به او تعلیم داده- خود دارى کند! پس باید بنویسد، و آن کس که حق بر عهده اوست، باید املا کند، و از خدا که پروردگار اوست به پرهیزد، و چیزى را فروگذار ننماید! و اگر کسى که حق بر ذمه اوست، سفیه یا (از نظر عقل) ضعیف (و مجنون) است، یا (به خاطر لال بودن،) توانایى بر املا کردن ندارد، باید ولى او (به جاى او،) با رعایت عدالت، املا کند! و دو نفر از مردان (عادل) خود را (بر این حق) شاهد بگیرید! و اگر دو مرد نبودند، یک مرد و دو زن، از کسانى که مورد رضایت و اطمینان شما هستند، انتخاب کنید! (و این دو زن، باید با هم شاهد قرار گیرند،) تا اگر یکى انحرافى یافت، دیگرى به او یاد آورى کند. و شهود نباید به هنگامى که آنها را (براى شهادت) دعوت مى‏کنند، خوددارى نمایند! و از نوشتن (بدهى خود،) چه کوچک باشد یا بزرگ، ملول نشوید (هر چه باشد بنویسید)! این، در نزد خدا به عدالت نزدیک‏تر، و براى شهادت مستقیم‏تر، و براى جلوگیرى از تردید و شک (و نزاع و گفتگو) بهتر مى‏باشد، مگر اینکه داد و ستد نقدى باشد که بین خود، دست به دست مى‏کنید.
در این صورت، گناهى بر شما نیست که آن را ننویسید. ولى هنگامى که خرید و فروش (نقدى) مى‏کنید، شاهد بگیرید! و نباید به نویسنده و شاهد، (به خاطر حقگویى،) زیانى برسد (و تحت فشار قرار گیرند)! و اگر چنین کنید، از فرمان پروردگار خارج شده‏اید. از خدا به پرهیزید و خداوند به شما تعلیم مى‏دهد، خداوند به همه چیز داناست.» [۲۲]
صاحب تفسیر نمونه در شرح آیه فوق می نویسد:«احکام دقیقى که در این آیه در مورد تنظیم سند، براى معاملات ذکر شده است، آن هم با ذکر جزئیات در تمام مراحل، در طولانى‏ترین آیه قرآن مجید، بیانگر توجه عمیقى است که قرآن، نسبت به امور اقتصادى مسلمین و نظم کار آنها دارد، مخصوصا با توجه به اینکه این کتاب آسمانى در جامعه عقب مانده‏اى نازل گشت که حتى سواد خواندن و نوشتن در آن، بسیار کم بود و حتى آورنده این قرآن، درسى نخوانده بود و به مکتب نرفته بود، و این خود دلیلى است بر عظمت قرآن از یک سو، و اهمیت نظام اقتصادى مسلمین از سوى دیگر». [۲۳]

تعلیم احکام معاملات در روایات

در سنت و آیین معصومان(علیهم السلام)نیز احادیثی وجود دارد که «آموزش علوم » مورد توجه و تاکید قرار گرفته است، و چون «فقه» و «احکام» خود نوعی از علوم است، بنابراین آموزش و تدریس احکام معاملات نیز مورد توجه و تاکید معصومان خواهد بود، و ضرورت و اهمیت آن بروشنی معلوم خواهد شد. به احادیثی در این زمینه توجه کنیم:
1. «خطب رسول الله صلى الله علیه و سلم فحمد الله و أثنى علیه ثم ذکر طوائف من المسلمین فاثنى علیهم خیرا ثم قال ما بال أقوام لا یعلمون جبراهم و لا یفقهونهم و لا یفطنونهم و لا یأمرونهم و لا ینهونهم و ما بال أقوام لا یتعلمون من جیرانهم و لا یتفقهون و لا یتفطنون و الذی نفسی بیده لیعلمن جیرانه أو لیتفقهن أو لیفطنن أو لأعاجلنهم بالعقوبه فی دار الدنیا ثم نزل فدخل بیته فقال أصحاب رسول الله صلى الله علیه و سلم من یعنى بهذا الکلام قالوا ما نعلم یعنى بهذا الکلام الا الأشعریین فقهاء علماء و لهم جیران من أهل المیاه جفاه جهله فاجتمع جماعه من الأشعریین فدخلوا على النبی صلى الله علیه و سلم فقال ذکرت طوائف من المسلمین بخیر و ذکرتنا بشر فما بالنا فقال رسول الله صلى الله علیه و سلم لتعلمن جیرانکم و لتفقهنهم و لتأمرنهم و لتنهونهم أو لاعاجلنکم بالعقوبه فی دار الدنیا فقالوا یا رسول الله فاما اذن فأمهلنا سنه ففی سنه ما نعلمه و یتعلمون فأمهلهم سنه؛ رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) خطبه‏اى خواند و در آن حمد و ثناى خداوندى بجاى آورد، سپس عده‏اى از مسلمین را نام برده و بر آنها درود خیر فرستاد، آن گاه فرمود: چه میشود اقوامى را که همسایگان خود را علم و ادب و احکام دین یاد نمى‏دهند، و آنان را به احکام دین آشنا نمى‏سازند، امر به معروف و نهى از منکرشان نمى‏کنند؟ و چه مى‏شود مردمى را که از همسایگان خود علم و ادب و احکام دین نمى‏آموزند، و به این وسیله خود را آشناى به احکام دین و متفطن به آن نمى‏سازند؟ سوگند به آن خدایى که جانم بدست اوست یا این است که همسایگان را یاد مى‏دهند و از آنان یاد مى‏گیرند، یا خود متفطن مى‏شوند یا این است که من خود قبل از آنکه خداوند در قیامت عقوبتشان کند در دنیا عقوبت خواهم کرد، آن گاه از منبر فرود آمده و به منزل تشریف برد.
اصحاب آن حضرت با هم به گفتگو پرداخته و از یکدیگر مى‏پرسیدند غرضش از این کلام چه کسى بود؟! و غالبا جوابى که در میان ایشان به گوش مى‏خورد این بود جز" اشعریین" کسى بنظر ما نمى‏رسد، آنهایند که خودشان عالم و فقیه‏اند و همسایگانشان مردم جفاپیشه و نادانند. این گفتگو و سؤال و جوابها به گوش اشعریها رسید جمعى از ایشان براى تحقیق قضیه و اینکه آیا روى سخن رسول اللَّه (صلّی الله علیه و آله) با ایشان بوده یا نه، شرفیاب حضور رسول اللَّه (صلّی الله علیه و آله) شده و عرض کردند: در خطبه‏اى که ایراد فرمودید عده‏اى از مسلمین را به خیر و خوبى یاد فرمودید و دنبال آن ما را به زشتى، مگر چه گناه و تخلفى از ما سر زده است؟ پیامبر فرمود: مطلب همان است‏ که گفتیم، یا این است که همسایگان را علم و دین یاد مى‏دهید و آنان را داناى به احکام دین مى‏سازید و نیز امر به معروف و نهى از منکرشان مى‏کنید، یا اینکه در همین دنیا و قبل از رسیدنتان به عقوبت آخرت عقوبتتان خواهم نمود، عرض کردند یا رسول اللَّه پس یک سال به ما مهلت بده، زیرا تعلیم و تعلم آنان دست کم یک سال وقت لازم دارد، آن جناب پذیرفته و یک سال مهلتشان داد.» [۲۴]
2. روزی پیامبر عزیز خدا(صلّی الله علیه و آله) نظاره گر دو انجمن در مسجد بودند. یک انجمن دانش دین را فرا می گرفتند و به دیگران نیز آموزش می دادند. و انجمن دیگر به عبادت خدا مشغول بودند. حضرت فرمود:«فَقَالَ کِلَا الْمَجْلِسَیْنِ‏ إِلَى خَیْرٍ أَمَّا هَؤُلَاءِ فَیَدْعُونَ اللَّهَ وَ أَمَّا هَؤُلَاءِ فَیَتَعَلَّمُونَ وَ یُفَقِّهُونَ الْجَاهِلَ هَؤُلَاءِ أَفْضَلُ بِالتَّعْلِیمِ أُرْسِلْتُ ثُمَّ قَعَدَ مَعَهُمْ؛ هر دو انجمن در راه خوبی هستند. اینان خدا را می خوانند و اینان خود می آموزند و به ناآگاه نیز آموزش می دهند. ولی این انجمن دوم برترند، زیرا من برای «آموزش» فرستاده شده ام. آن گاه در کنار انجمن دوم نشستند.» [۲۵]
3. در روایتی نقل شده است که:«اگر از کسى درباره علمى پرسیده شود و او آن علم را کتمان کند و پاسخ ندهد، در روز قیامت، لجامى از آتش بر دهان وى زده خواهد شد». [۲۶]
4. امام على (علیه السلام) در بازار و در راه و در مسجد و هر کجا که مردم گرد ایشان جمع مى شدند مى فرمودند:
«الْعُلُومُ أَرْبَعَهٌ الْفِقْهُ لِلْأَدْیَانِ وَ الطِّبُ‏ لِلْأَبْدَانِ‏ وَ النَّحْوُ لِلِّسَانِ وَ النُّجُومُ لِمَعْرِفَهِ الْأَزْمَان‏؛ علوم (مورد نیاز همه مردم) بر چهار دسته اند: فقه براى حفظ دین، طب براى حفظ بدن، نحو براى حفظ زبان از خطا، و نجوم براى شناخت زمان.» [۲۷]
آنگاه تجّار را به تعلیم حساب ترغیب مى فرمودند و کسانى را که به فنون تجارت آشنایى نداشتند از این کار منع مى کردند.
5. امیرالمومنین علی (علیه السلام) در کوفه، عادت داشتند هر روز صبح، درحالی که برشانه خویش تازیانه ای دو بر ـ که سبینه (یا سبیته) نامیده می شد ـ حمل می کردند، در یکایک بازارها گشت میزدند و از احکام معاملات به بازاریات تعلیم میداد و می فرمود:
«یَا مَعْشَرَ التُّجَّارِ اتَّقُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِذَا سَمِعُوا صَوْتَهُ علیه السلام أَلْقَوْا مَا بِأَیْدِیهِمْ وَ أَرْعَوْا إِلَیْهِ بِقُلُوبِهِمْ وَ سَمِعُوا بِآذَانِهِمْ فَیَقُولُ علیه السلام قَدِّمُوا الِاسْتِخَارَهَ وَ تَبَرَّکُوا بِالسُّهُولَهِ وَ اقْتَرِبُوا مِنَ الْمُبْتَاعِینَ وَ تَزَیَّنُوا بِالْحِلْمِ وَ تَنَاهَوْا عَنِ الْیَمِینِ وَ جَانِبُوا الْکَذِبَ وَ تَجَافَوْا عَنِ الظُّلْمِ وَ أَنْصِفُوا الْمَظْلُومِینَ وَ لَا تَقْرَبُوا الرِّبَا وَ أَوْفُوا الْکَیْلَ وَ الْمِیزَانَ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُمْ وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ فَیَطُوفُ(علیه السلام) فِی جَمِیعِ أَسْوَاقِ الْکُوفَهِ ثُمَّ یَرْجِعُ فَیَقْعُدُ لِلنَّاس؛ ای گروه بازرگانان از خدا بترسید! (اهل بازار) وقتی فریاد آن حضرت را می شنیدند، (از هیبت و سطوت ایشان) آنچه در دست داشتندمی انداختند و از دل و جان به آن حضرت متوجه می شدند و گوش فرامی دادند. آن گاه حضرت می فرمود: طلب خیر (از خداوند) را پیش اندازید، باآسان گیری (بر مشتریان) فزونی جویید، به خریداران نزدیک گردید، خود را به بردباری بیارایید و سوگند یاد نکنید. از دروغ دوری کنید، از ستم بپرهزید، بامظلومان دادگری کنید، به ربا نزدیک نشوید، پیمانه ها و ترازوها را راست کنید، ازکالاهای مردم نکاهید و در زمین از سر افساد و تباهی نگردید. آن حضرت در همه بازارها می گشتند و سپس برای حل و فصل امور مردم، به جای خود بازگشته، می نشستند.» [۲۸]
افزون بر علم فقه و آشنایی با احکام فقهی، در روایات ما تاکید بر آشنایی با فنون کسب و کار شده است. گاهی کسی بخاطر عدم آشنایی با فنون کسب و کار در حرام می افتد یا در خسارت می افتد و خسارت او را به کج راهه می کشاند و به این ترتیب نظم بازار مختل می شود.
امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام یَقُولُ لَا یَقْعُدَنَّ فِی السُّوقِ إِلَّا مَنْ یَعْقِلُ الشِّرَاءَ وَ الْبَیْعَ؛ هر کس احکام شرعى خرید و فروش را نمى‏داند، نباید در بازار به کار مشغول شود.» [۲۹] مَنْ یَعْقِلُ الشِّرَاءَ وَ الْبَیْعَ " یعنی کسی که آشناست با فن خرید و فروش و کسب و کار. کسی که عقل خرید و فروش را دارد. بداند چه بخرد و به چه قیمتی بخرد. چه بفروشد و به چه قیمتی بفروشد. چه زمان بخرد و کجا بفروشد. آشنایی با فنون بازار در حفظ و رشد فرهنگ بازار هم اثر دارد. کسی که می خواهد بازاری بشود باید دوره ای را گذرانده باشد و مقدمات لازم را طی کرده باشد و آمادگی پیدا کرده باشد و بعد از تایید وارد بازار شود

احکام تعلیم احکام معاملات

وجوب تعلیم احکام معاملات

فقها وحدت‏نظر دارند که آموزش‏ احکام‏ ضرورى دین، به کسى‏که آنها را نمى‏داند بر تمام کسانى که آن را مى‏دانند، واجب کفایى است؛ بدین معنا که اگر یکى از آنان، این عمل را انجام دهد، از دیگران ساقط مى‏شود، امّا اگر همگى آن را ترک کنند، همه مستحقّ مجازات خواهند شد. [۳۰]
آیت الله مکارم شیرازی در باب وجوب تعلیم احکام معاملات می نویسد:
«بر هر مسلمانى واجب است احکام معاملات را به مقدارى که معمولًا مورد احتیاج اوست یاد بگیرد و بر علما واجب است این احکام را به مردم بیاموزند.» [۳۱]

عدم جواز تصرف در صورت جهل به صحت و عدم صحت معامله

اگر بواسطه ندانستن مسأله نداند معامله اى که کرده صحیح است یا باطل، نمى تواند در مالى که گرفته تصرف نماید. [۳۲]

تلویزیون و تعلیم

رادیو و تلویزیون داراى منافع حلال عقلائى و منافع حرام است از نظر اسلام و جائز است انتفاع بردن از آنها به نحو حلال، از قبیل اخبار ومواعظ از رادیو و نشان دادن چیزهاى حلال براى تعلیم و تربیت صحیح، یا نشان دادن کالاها و عجایب خلقت از بر و بحر از تلویزیون و اما چیزهاى حرام از قبیل پخش غنا، و موسیقى و اشاعه منکرات از قبیل پخش قوانین خلاف اسلام و مدح خائن و ظالم، و ترویج باطل، و ارائه چیزهائى که اخلاق جامعه را فاسد و عقاید آنها را متزلزل میکند. حرام و معصیت است. [۳۳]
رسانه هایی مثل تلویزیون می تواننداحکام معاملات و سایراحکام شرعی را به طور کامل وجذاب به مردم آموزش دهندو این از مهمترین وظایف دست اندرکاران صدا وسیما است.

اجرت برای تعلیم

استفتاء: آموزش مسائل شرعى چه حکمى دارد؟ آیا جایز است روحانیون در برابر یاد دادن مسائل شرعى به مردم، اجرت بگیرند؟
جواب: هر چند اجمالًا آموزش مسائل حلال و حرام فی نفسه واجب است و اجرت گرفتن در برابر آن جایز نیست ولى گرفتن اجرت براى مقدماتى که اصل آموزش احکام متوقف بر آنها نیست و شرعاً هم بر انسان واجب( عینی) نیستند مانند حضور در مکان خاص، اشکال ندارد. [۳۴]

راهکارهای تعلیم احکام معاملات

الف. تعلیم احکام معاملات در مساجد بازار:
در اکثر بازارهای جامعه ی ما، مسجد وجود دارد و این یکی از بزرگترین امتیازات بازار کشور ماست. باید در این مساجد مساله معاملات بیشتر از مسائل شرعی دیگر از طرف مبلغین بیان شود و معاملات حلال و حرام بیشتر تبیین شود.
ب. فرستادن مبلغین به بازارها و پاساژها:
یکی از راه های تعلیم احکام معاملات، فرستادن مبلغین علوم دینی به بازارها و پاساژها است تا با بازاریان و فروشندگان در باب احکام معاملات صحبت کنند و به سوالات آنها پاسخ بدهند.
پ. نوشتن احکام حلال و حرام مربوط به هر صنف:
در بازار معاملاتی، اصناف مختلفی مشغول کار هستند و بسیاری از این اصناف با مسایل شرعی مربوط به آن صنف آشنا نیستند، به همین جهت باید پژوهشکده ها و حوزه های علمیه، احکام مربوط به هر صنفی را در قالب کتاب تالیف کنند و در اختیار اصناف قرار دهند.
شایان ذکر است که پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم به این مساله توجه کرده و کتبی را تحت عنوان فقه و زندگی برای اصناف مختلف چاپ کرده و در اختیار بازاریان و اصناف قرار می دهد. فهرست این آثار در سایت https://fmaroof.ir/ وجود دارد.

آثار تعلیم احکام معاملات

برخی از آثار و فواید تعلیم و آموزش احکام معاملات، عبارتند از:

ترس و پروا از خدای سبحان

قرآن کریم می فرماید: «وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّهً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طائِفَهٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُون؛ شایسته نیست مؤمنان همگى (بسوى میدان جهاد) کوچ کنند؛ چرا از هر گروهى از آنان، طایفه‏اى کوچ نمى‏کند (و طایفه‏اى در مدینه بماند)، تا در دین (و معارف و احکام اسلام) آگاهى یابند و به هنگام بازگشت بسوى قوم خود، آنها را بیم دهند؟! شاید (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند، و خوددارى کنند!» [۳۵]

خرسندی خدای سبحان

امام موسی کاظم(علیه السلام) می فرماید:
«تَفَقَّهُوا فِی دِینِ اللَّهِ فَإِنَّ الْفِقْهَ مِفْتَاحُ الْبَصِیرَهِ وَ تَمَامُ الْعِبَادَهِ وَ السَّبَبُ إِلَى الْمَنَازِلِ الرَّفِیعَهِ وَ الرُّتَبِ الْجَلِیلَهِ فِی الدِّینِ وَ الدُّنْیَا وَ فَضْلُ الْفَقِیهِ عَلَى الْعَابِدِ کَفَضْلِ الشَّمْسِ عَلَى الْکَوَاکِبِ وَ مَنْ لَمْ‏ یَتَفَقَّهْ‏ فِی دِینِهِ لَمْ یَرْضَ اللَّهُ لَهُ عَمَلًا؛ در دین خدا دنبال فهم عمیق باشید، زیرا که فهم عمیقِ دین، کلید بصیرت و بینایی و کمال عبادت و سبب تحصیل درجات بلند و مراتب بزرگ در امور دین و دنیاست. و برتری فقیه بر عابد، مانند برتری آفتاب است بر کواکب، و کسی که در دینش فهم عمیق نجوید، خداوند هیچ عملی را از او نپسندد.» [۳۶]

تقویت صداقت در معاملات

یکی از اصلی ترین آثار تعلیم احکام معاملات، افزایش صداقت و کاهش کلاهبرداری در معاملات است. زمانی که صداقت در معاملات ایجاد شد، جامعه از لحاظ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی رشد خواهد کرد.

حلال شدن روزی

آموزش احکام معاملات موجب می شود، مسلمانان در معاملات خود سردرگم نباشند و از اموال شبهه ناک دور باشند.
امام صادق(علیه السلام) در این زمینه می فرماید:
«مَنْ ارادَ التِّجارَهَ فَلْیَتَفَقَّهْ فی دینِهِ لِیَعْلَمَ بِذلِکَ ما یَحِلُّ لَهُ مِمَّا یَحْرُمُ عَلَیْهِ وَ مَنْ لَمْ یَتَفَقَّهْ فی دینِهِ ثُمَّ اتَّجَرَ تَوَرَّطَ الشُّبَهاتِ؛ هر کس قصد تجارت داشته باشد، نخست باید احکام دین را بداند تا بتواند حلال و حرام را از هم تشخیص دهد؛ کسی که احکام دین را به خوبی نیاموخته باشد و به تجارت و کسب بپردازد، در شبهه ها (معاملات شبهه ناک و اموال شبهه ناک)، گرفتار و سردرگم می شود.» [۳۷]

پیشرفت اقتصادی

تعلیم و آموزش احکام موجب پیشرفت و رشد اقتصادی مسلمانان می شود؛ چرا که احکام و قوانینی که دین مبین اسلام برای معاملات وضع کرده، موجب رشد و پیشرفت و افزایش برکت در اموال می شود.

حوزه های علمیه و تعلیم احکام معاملات

حوزه های علمیه نقش اساسی و عمده ای در تعلیم و آموزش احکام معاملات دارند، به نحوی که از قدیم الایام در غالب بازارهای ایران، حوزه علمیه ای بنا شده بوده و بسیاری از اهالی بازار در جلسات فقه اقتصادی شرکت می کرده اند. در بازار اصفهان حدود 17 مدرسه علمیه در درون بازار بوده است و علما در ورودی و خروجی بازار حضور داشته و امر به معروف و نهی از منکر می کردند. همچنین بازاریان به صورت مرتب با این حوزه ها مرتبط بوده و فرزندان آنان که قصد یادگیری احکام شرعی داشتند، در حین کار و آموزش، صبح زود و قبل از ورود به بازار یا پس از پایان کار وارد حوزه ها می شدند و آموزش می دیدند و نسبت به احکام شناخت پیدا می کردند؛ بنابراین باید این ارتباط را احیا کنیم. [۳۸]
در عصر حاضر با گسترش بازار و پیشرفت امکانات ارتباطی، حوزه های علمیه باید برای مباحث و مسائل اقتصادی طلاب متخصص در زمینه معاملات پرورش دهد و برای تبلیغ و تعلیم احکام اقتصادی برنامه ریزی کند.
یکی از اشکالات تبلیغ در ماه محرم و رمضان، کم پرداختن به مباحث و مسائل خرید و فروش در منابر است، بدین شکل که در منابر تبلیغی بیشتر به مباحث عبادی و سیاسی پرداخته می شود، در حالی که احکام معاملات مبتلابه و از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

دولت و تعلیم احکام معاملات

گرچه خود مردم وظیفه دارند مسائل فقهی معاملات را فراگیرند، دولت هم وظیفه دارد، زمینه را برای این کار آماده نماید و بکوشد بازاریان به احکام اسلامی و باید و نبایدهای آن آشنا شوند. همچنین باید تلاش کند تا باورهای دینی در بین مردم عمیق گردد؛ زیرا در این صورت است که مردم آموزه های دینی را در زندگی خود به کار می برند و از ناشایستگی ها پرهیز می کنند. آموزش احکام معامله و تجارت به بازاریان ، سیره رهبران دینی از جمله امیرالمومنین علی(علیه السلام) نیز بوده است. اینکه امیرالمومنین(علیه السلام) مکرراً در بازار می گشت و بازاریها را جمع نموده، آنها را موعظه می کرد و کراراً می فرمود:«اوّل فراگیری احکام و مقررات تجارت و سپس خود تجارت...» [۳۹]، نشانه ی این است که حکومت وظیفه دارد بازاریها را برای یادگیری احکام فقهی مربوط به بازار برانگیزاند.
عمده ترین وظایف دولت در تعلیم احکام معاملات عبارت است از:

وزارت آموزش و پرورش

آموزش و پرورش در مدارس به ویژه در مقطع دبیرستان و پیش دانشگاهی، دانش آموزان را با مسایل و احکام معاملات آشنا کند و آثار عمل به احکام معاملات را آموزش دهد.

وزارت علوم

از جمله مکان هایی که در آن باید مباحث و مسائل شرعی اقتصاد آموزش داده شود، دانشگاه ها است. متاسفانه در دانشگاه ها به برخی مسایل و مباحث غیر ضروری میپردازند ولی مسائل مهمی همچون احکام معاملات به ندرت بحث می شود.
پیشنهاد می شود در متون درسی دانشگاه ها واحد های مخصوص به احکام معاملات پیش بینی وتصویب شود تا دانشجویان با حلال و حرام معاملات آشنا شوند و دانشجویان در هر رشته و گرایش، احکام شرعی شغل خود را بیاموزند.

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می تواند با انتشار کتب و مقالات مربوط به احکام معاملات در افزایش آگاهی مسائل شرعی معاملات نقش بالایی داشته باشد.
نظام کشور باید امکانات لازم، را در اختیار حوزه های علمیه قرار دهد تا مبلغین بیشتری در بازار به طور ثابت با فروشندگان و تجّار در باب مسایل شرعی معاملات صحبت کنند.

کتابشناسی

1. صدر، سید محمد باقر، بحوث فی فقه الاقتصاد الاسلامی، موسسه الانتشار العربی، چاپ اول، بیروت، ۱۴۳۰ق.
2. بجنوردى، سید محمد بن حسن موسوى، قواعد فقهیه (بجنوردى، سید محمد)، مؤسسه عروج، تهران، سوم، 1401 ه‍ ق.
3. حیدری نراقی، علی محمد، آیین تجارت از دیدگاه اسلام: (آداب کسب و تجارت)، قم، مهدی نراقی، چاپ ششم، 1382 ه ش.
4. مدرسی یزدی، جواد، اقتصاد اسلامی، انتشارات یزد، 1386 ه ش.
5. مومنی، مهدی، آیین معاملات در اسلام و قوانین ایران: تجارت (بیع)، مکیال، تهران، 1379 ه ش.

مقاله شناسی

1. توکلی، محمد جواد، درآمدی بر فلسفه اخلاق تجارت با رویکردی اسلامی، نشریه معرفت، سال اول، شماره اول، بهار 1389، ص 7 ـ 31.
2. رجائی، سید محمد کاظم، صداقت در مقایسه با شفافیت در بازار اسلامی، مجله معرفت اخلاقی، بهار 1391، سال سوم ـ شماره 10 ، علمی ترویجی (28 صفحه - از 89 تا 116).
3. نظرپور، محمدتقی، امام علی (علیه السلام)، حکومت و بازار، مجله: کتاب نقد، تابستان 1380 - شماره 19.
4. امامی، محمد، بررسی نظارت بر بازار در آموزه های نبوی و علوی، مجله الهیات و حقوق، پاییز و زمستان 1385ـ شماره 21 و 22.

منابع

قرآن کریم
ـ ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول عن آل الرسول صلى الله علیه و آله، جامعه مدرسین - قم، چاپ: دوم، 1404 / 1363ق.
ـ بجنوردی، سید حسن، منتهی الاصول، قم، نشر الهادی، ۱۴۱۹ق.
ـ بجنوردى، سید محمد بن حسن موسوى، قواعد فقهیه (بجنوردى، سید محمد)، مؤسسه عروج، تهران، سوم، 1401 ه‍ ق.
ـ تهرانى، سید محمد حسین حسینى، ولایت فقیه در حکومت اسلام، انتشارات علامه طباطبایى، مشهد، دوم، 1421 ه‍ ق.
ـ جمعی از پژوهشگران، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، مؤسسه دایره المعارف، قم، ۱۴۲۶ق.
ـ خامنه اى، سید على بن جواد حسینى، أجوبه الاستفتاءات (فارسى)، در یک جلد، دفتر معظم له در قم، قم، اول، 1424 ه‍ ق.
ـ خمینى، سید روح اللّه موسوى، توضیح المسائل (محشّى - امام خمینى)، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، هشتم، 1424 ه‍ ق.
ـ راغب اصفهانى، حسین بن محمد ـ خسروى، غلامرضا، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن، مرتضوی، تهران، چاپ دوم، 1374ش.
ـ سیوطى، عبدالرحمن بن ابى‏بکر، الدر المنثور فى التفسیر بالماثور، کتابخانه عمومى حضرت آیت الله العظمى مرعشى نجفى (ره) قم، چاپ: 1، 1404 ه.ق.
ـ شفقی، سیروس، بازار بزرگ اصفهان، سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان، 1385 ه ش.
ـ شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، موسسه آل البیت علیهم السلام، قم، چاپ اول، 1409 ه ق.
ـ صدر، محمدباقر، دروس فی علم الاصول، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۸ق.
ـ طباطبایى، محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامى، قم، چاپ: 5، 1374 ه.ش.
ـ کراجکى، محمد بن على، معدن الجواهر و ریاضه الخواطر، المکتبه المرتضویه، تهران، چاپ: دوم، 1394ق / 1353ش.
ـ کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی (ط - الإسلامیه)، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.
ـ مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار (ط - بیروت)، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق.
ـ مغنیه، محمدجواد، ترجمه تفسیر کاشف، بوستان کتاب قم (انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم) ، قم، چاپ: 1، 1378 ه.ش.
ـ مکارم، ناصر، توضیح المسائل مراجع، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، هشتم، 1424 ه‍ ق.
ـ مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ10، 1371 ه.ش.

پانویس

  1. . راغب اصفهانى، حسین بن محمد ـ خسروى، غلامرضا، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن، ج‏2، ص636.
  2. . الهامی نیا، تعلیم و تربیت در اسلام، ج1، ص15، پایگاه اطلاع رسانی http://lib.eshia.ir/
  3. . دهخدا، علی اکبر، لغتنامه دهخدا، واژه معامله، پایگاه اطلاع رسانی http://www.vajehyab.com/
  4. . کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی (ط - الإسلامیه)، ج‏5 ؛ ص150.
  5. . امام خمینی(رحمه الله علیه)، تحریر الوسیله، ج 1، ص 500.
  6. . جمعی از پژوهشگران، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج3، ص350.
  7. . صدر، محمدباقر، دروس فی علم الاصول، ج1، ص61.
  8. . همان، ج1، ص62.
  9. . جمعی از پژوهشگران، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج1، ص360.
  10. . بجنوردی، سید حسن، منتهی الاصول، ج۲، ص۳۹۶، قم، نشر الهادی، ۱۴۱۹ق.
  11. . خمینى، سید روح اللّه موسوى، توضیح المسائل (محشّى - امام خمینى)، ج 2، ص: 197، مسأله 2055.
  12. . شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج17، ص283.
  13. . شیرازى، ناصر مکارم، ربا و بانکدارى اسلامى، ص 42.
  14. . همان، 42.
  15. . آیت الله سید محمد رضا گلپایگانی، توضیح المسائل، مساله2062.
  16. . شیرازى، ناصر مکارم، ربا و بانکدارى اسلامى، ص 43.
  17. . بجنوردى، سید محمد بن حسن موسوى، قواعد فقهیه (بجنوردى، سید محمد)، ج 2، ص 386 .
  18. . همان، ج2، ص387.
  19. . توبه/122.
  20. . تهرانى، سید محمد حسین حسینى، ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج 2، ص185.
  21. . مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج‏8، ص195.
  22. . بقره/282.
  23. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج‏2، ص390.
  24. . سیوطى، عبدالرحمن بن ابى‏بکر، الدر المنثور فى التفسیر بالماثور، ج‏2، ص301. طباطبایى، محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، ج6، ص123.
  25. . مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار (ط - بیروت)، ج‏1 ؛ ص206.
  26. مغنیه، محمدجواد، ترجمه تفسیر کاشف، ج‏1 ، ص445.
  27. . کراجکى، محمد بن على، معدن الجواهر و ریاضه الخواطر، ص40.
  28. . شیخ کلینی، کافی، ج5، ص151.
  29. . همان، ج5، ص154.
  30. . مغنیه، محمدجواد، ترجمه تفسیر کاشف، ج‏1، ص445.
  31. . مکارم، ناصر، توضیح المسائل مراجع، ج2، ص95، مساله2051.
  32. . آیت الله سید محمد رضا گلپایگانی، توضیح المسائل، مساله2060.
  33. . امام خمینی، توضیح المسائل، ج1، ص415، مساله2889.
  34. . خامنه اى، سید على بن جواد حسینى، أجوبه الاستفتاءات (فارسى)، ص: 245.
  35. . توبه/122.
  36. . ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول عن آل الرسول صلى الله علیه و آله، ص410.
  37. . شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج12، ص283.
  38. . شفقی، سیروس، بازار بزرگ اصفهان، ص157.
  39. . کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی (ط - الإسلامیه)، ج‏5 ، ص150.