فرهنگ مصادیق:تطهیر اسماء مقدسه

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از تطهیر اسماء مقدسه)
پرش به: ناوبری، جستجو
تطهیر اسماء مقدسه

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ اسامی متبرکه
۲ اگر انگشتری با نقش اسماء متبرکه در چاه فاضلاب بیفتد، وظیفه چیست؟
۳ قرآن و اسماء متبرّکه

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ لمس اسامی مقدسه بدون طهارت

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

بی احترامی به آیات

مقدمه

۱-(در بحث شرایط مکان نمازگزار آمده است که): ... روی چیزی که توقف و ایستادن و نشستن روی آن حرام است، مثل فرشی که اسم خدا بر آن نوشته شده، نباید نماز خواند[۱] (ولی اگر خواند صحیح است‏[۲] و همین طور بر چیزی که قرآن روی آن نوشته شده باشد و همچنین بر قبر معصوم یا غیرآن از جاهایی که ایستادن بر آن موجبِ هتکِ حرمت آن می باشد.[۳]

استفتاهایی از حضرت امام خمینی(ره)

۲- س: درحال حاضر نام خداوند متعال و پیامبر - صلی الله علیه وآله - و ائمه معصومین - علیهم السلام - و آرم جمهوری اسلامی در روزنامه ها و مجلات و کاغذهای اداری و ... مشهود است و معمولاً رعایت در حفظِ احترام آن نمی گردد، حکم چیست.
ج: از انداختن آنها در مواضعِ هَتک آمیز اجتناب شود.
۳- س: در روزنامه ها آیاتِ زیادی از قرآن مجید و اسماءاللّه واسماء انبیا - علیهم السلام - به چشم می خورد و بسیاری از مردم بطور اجتناب ناپذیر، سروکار با آن دارند و اجناسی در آن می پیچند و زیردست و پا و در محلهای نجس و کثیف که توهین است می اندازند و با عدم طهارت، آنها را دست می زنند، آیا وظیفه هست به متصدیان تذکر دهیم که فکری برای این بکنند.
ج: چنین تکلیفی نیست ولی اگر در موردی توهین و بی احترامی شود باید رفع توهین شود.
۴- س: آیا انداختن اسماء لفظ جلاله (اللّه) در داخل سطل زباله بدون قصد اهانت به آنها جایز است و در صورتی که انداخته شده باشند حکم آنها چیست.
ج: انداختن جایز نیست و بایستی آنها را از موضع هتک برداشت.
۵- س: حکم انداختن روزنامه و مجلات در محل کثافات و زباله چیست در صورتی که شخص نیز می داند در آنها اسامی خداوند سبحان و آیات قرآن کریم وجود دارد.
ج: حکم مسأله قبل را دارد.
۶- س: از آن جا که در حال حاضر بیشتر روزنامه ها و مجلات کشور مشتمل بر آیات قرآن است و معمولاً افراد پس از مطالعه آنها را به جاهای هتک آمیز می اندازند، لذا تقاضا می کنیم دستور فرمایید که این نشریات از چاپ آیات قرآن و کلماتی که احترام آنها لازم است خودداری کنند و اگر بهتر است در هنگام ضرورت، سعی کنند آیات قرآن را نقل به معنا کنند نه این که عیناً چاپ نمایند.
ج: چاپ و نشر ممنوع نیست ولی از انداختن در جاهایی که موجب هتک می شود باید خودداری کنند.
۷- س: آیا دور ریختن آیات قرآن و اسماء خداوند تبارک و تعالی بعد از تغییر دادن هیأت آنها مثل خط کشیدن بر آنها یا پاره پاره کردن، یا تغییر دادن آنها به صورتی که معنایشان هنگام قرائت فهمیده نشود جایز است.
ج: اگر بعد از تغییر، قرآن و اسم خدای متعال بر آن صدق نکند اشکال ندارد.
۸- س: اینجانب یکی از ایرانیان خارج از کشور هستم که هرچند وقت یک بار روزنامه های ایران برایم فرستاده می شود و مقدار زیادی از آنها را جمع کرده ام و چون آیات قرآن در آنهاست، نمی دانم آنها را چه کنم، آیا می توانم آنها را به دور بریزم و یا این که در دریا بیندازم.
ج: اگر در آنها آیات قرآنی و اسماء محترمه باشد باید طوری آنها را از بین برد - در صورت لزوم - که هتک نباشد، مثل به دریا ریختن.
۹- س: در بعضی از شهرستانها کوپنهای باطل شده خواروبار که بیشترشان آرم جمهوری اسلامی و یا آیه قرآن بر روی آنها می باشد، سوزانده می شود آیا این کار شرعاً جایز است یا نه.
ج: بنابر احتیاط از سوزاندن اجتناب نمایند.
۱۰- س: در روزهای جمعه و در صف جماعت دیده می شود که بعضی از برادرها روزنامه می آورند و روی آن می نشینند و نماز می خوانند و مسلماً در روزنامه آیات قرآن یا اسم خدا یا کلمه (الله) یا اسم ائمه(ع) می باشد آیا نماز صحیح است یا خیر.
ج: تا یقین به هتک و بی احترامی نداشته باشند نمازشان اشکال ندارد و بر دیگران لازم نیست به آنها بگویند.

استفتاهایی از آیت اللّه العظمی گلپایگانی(ره)

۱۱- س: به جهت این که نام مبارک خداوند و ائمه اطهار - علیهم السلام - زیردست و پا نیفتد آیا می شود با قلم آنها را محو و نابود کرد یا نه و آیا در صورت محو، باز احترام سابق را دارد یا نه.
ج: اگر بطوری محو شود که به هیچ وجه نمایان نباشد، حکم آن اسماء، مرتفع می شود.
۱۲- س: اگر روی ورقه ای ترجمه آیه ای از قرآن نوشته باشد، و در آخر ترجمه این طور نوشته باشد: (قرآن کریم) یعنی می خواهد به مردم بفهماند که این مطلب فارسی در قرآن کریم است، زیر دست و پا افتادن این ورقه چه صورتی دارد و همچنین (بسمه تعالی) یا (بسم رب الشهداء).
ج: زیر دست و پا افتادن آنها بی احترامی و حرام است.
۱۳- س: اسامی مبارکه خداوند متعال مثلِ (الله) ... که روی زیلوهای مسجد نوشته شده و مردم بدون توجه بر روی آن پا می گذارند یا دست بی وضو بر آن می مالند ازبین بردن آن لازم است یا نه ومحو کردن آن با وقف منافات دارد یانه.
ج: کسانی که بی التفات و بدون وضو به آن دست می گذارند معذورند ولی اگر زیر پا افتاده باشد چون موجب هتک احترامِ اسمِ خداوند متعال است لازم است آن را به نحوی که خود زیلو پاره نشود محو نمایید.
۱۴- س: دفن اوراقِ قرآن، و کُتُب موقوفه که مورد استفاده نیستند چه صورت دارد.
ج: برای حفظ از هتک مانعی ندارد.
حدیثی در باب نحوه محوکردن آیات قرآن.
عن امیرالمؤمنین(ع) قال:.
نهی رسول اللّه - صلی الله علیه وآله و سلّم - اَن یُمحی شی ء من کتاب اللّه عزّوجلّ بالبزاق، أویکتب منه.[۴]
(پیامبراکرم(ص) نهی فرمود از این که چیزی از کتاب خدایِ عزّوجلّ به وسیله آب دهان محو شود یا نوشته شود.).

تنجیس و تطهیر قرآن

۱- نجس کردن خط و ورق قرآن، حرام است‏[۵]؛ و اگر نجس شود، باید فوراً آن را آب بکشند. و اگر آب کشیدن ممکن نباشد واجب است آن را محو کنند. (و همچنین نجس کردن جلد یا غلاف قرآن نیز حرام است[۶] و اگر نجس شود در صورتی که بی احترامی به قرآن باشد باید آن را آب بکشند.
۲- نجس کردن مساجد و مَشاهد مُشرفه و ضریحهای مقدسه و به طور کلی هرچه که شرعاً تعظیم آن واجب است - بطوری که نجس کردن آن منافات با تعظیم آن دارد - حرام است. مثل تربت شریف حسینی بلکه تربت رسول اللّه و سایر امامان - صلوات الله علیهم - ، و نجس کردن کتابهایِ حدیثِ ائمه معصومین - علیهم السلام - در صورتی که موجبِ هتک نباشد، بنابر احتیاط واجب، و اگر موجبِ هتک باشد بنابر اقوی حرام است‏[۷]. و در تمامی این موارد، وجوبِ تطهیر، کفایی است.
۳- گذاشتن قرآن روی عینِ نجس مانند خون و مردار اگرچه آن عین نجس خشک باشد حرام است و برداشتنِ قرآن از روی آن واجب می باشد.[۸]
۴- گذاردن چیز نجس بر روی قرآن، اگرچه خشک باشد، در صورتی که موجب بی احترامی باشد حرام است و ظاهراً گذاردن چیز متنجس بر رویِ قرآن در صورتی که خشک باشد و موجب بی احترامی نیز نشود اشکالی ندارد[۹] لذا شخص باوضو می تواند در صورتی که موجب بی احترامی نشود با دست متنجس، قرآن را مس نماید، اگرچه انجام ندادن آن بهتر است. (خلاصه اینکه ملاک در حکمِ نجس و متنجس، صدقِ بی احترامی است[۱۰] و هرکدام از این کارها اگر به قصد اهانت انجام شوند قطعاً حرامند.
۵- نوشتن قرآن با مرکب نجس، اگر چه یک حرف از آن باشد حرام است[۱۱]؛ و اگر از روی نادانی یا عمد نوشته شود در صورتی که قابلِ محو است، باید آن را محو نمود، و اگر قابل محو نیست - مانند رنگ چاپ - باید تطهیر شود.
۶- احتیاط واجب آن است که از دادن قرآن به کافر خودداری کنند؛ و اگر قرآن در دست اوست در صورت امکان از او بگیرند[۱۲].
۷- اگر ورقِ قرآن یا چیزی که احترام آن لازم است مثل کاغذی که اسمِ خداوند یا پیامبر - صلی الله علیه و آله - یا امام - علیه السلام - برآن نوشته شده در مستراح یا چاه آن بیفتد، بیرون آوردن و آب کشیدن آن اگرچه خرج داشته باشد، واجب است و اگر بیرون آوردن آن ممکن نباشد باید به آن مستراح نروند[۱۳] تا یقین کنند که آن ورق پوسیده است.
۸- وجوب تطهیر قرآن، وجوب کفایی است. و اختصاصی به نجس کننده ندارد، هرچند که مستلزم هزینه باشد. (البته حاکم شرع می تواند نجس کننده را برای تطهیر ملزم کند و در صورت احتیاج به هزینه مالَش را در تطهیر قرآن صرف کند.)[۱۴].
۹- اگر قرآنی که نجس شده مالِ غیرباشد، در صورتی که صاحب آن اِقدام به تطهیرش نماید، تطهیر بر دیگران جایز نیست، ولی در صورت اِمتناعِ مالک، بر دیگران واجب می شود.[۱۵]
۱۰- اگر کسی قرآن دیگری را نجس کند، ضِمانت نقصی که به واسطه تطیهر آن حاصل می شود[۱۶]بر عهده نجس کننده است.

فهرست منابع

بی احترامی به آیات و نحوه از بین بردن آنها.
۱- عروه، ج‏۱، فی مکان المصلی، م‏۲۵؛ رساله، م‏۸۸۳.
۲- استفتائات، ج‏۱، ص‏۱۱۵، س‏۳۱۱.
۳- استفتائات، ج‏۱، ص‏۱۱۴، س‏۳۰۹.
۴- استفتائات، ج‏۱، ص‏۱۴، س‏۳۰۶ (ترجمه).
۵- استفتائات، ج‏۱، ص‏۱۱۴، س‏۳۰۷ (ترجمه).
۶- استفتائات، ج‏۱، ص‏۱۱۴، س‏۳۰۸.
۷- استفتائات، ج‏۱، ص‏۱۱۳، س‏۳۰۵ (ترجمه).
۸- استفتائات، ج‏۱، ص‏۱۱۵، س‏۳۱۰.
۹- استفتائات، ج‏۱، ص‏۱۱۵، س‏۳۱۲.
۱۰- استفتائات، ج‏۱، ص‏۲۷۱، س‏۴۵۴.
۱۱- مجمع، ج‏۱، ص‏۷۹، س‏۴۷.
۱۲- مجمع، ج‏۱، ص‏۸۰، س‏۵۰.
۱۳- مجمع، ج‏۱، ص‏۱۴۵، س‏۷۲.
۱۴- مجمع، ج‏۲، ص‏۴۴۷، س‏۱۲۷۴.

تنجیس و تطهیر قرآن

۱- عروه، ج‏۱، فی احکام النجاسات، م‏۲۲ - ۲۱؛ تحریر، ج‏۱، فی احکام النجاسات، م‏۱؛ رساله، م‏۱۳۶ - ۱۳۵.
۲- عروه، ج‏۱، فی احکام النجاسات، م‏۲۵؛ تحریر، ج‏۱، فی احکام النجاسات، م‏۱؛ هدایه، ج‏۱، ص‏۱۱۱، م‏۵۵۴، ص‏۱۱۲، م‏۵۵۶.
۳- عروه، ج‏۱، فی احکام النجاسات، م‏۲۴؛ رساله، م‏۱۳۷.
۴- عروه، ج‏۱، فی غایات الوضوء، م ۱۸، فی احکام النجاسات، م‏21.
۵- عروه، ج ۱، فی احکام النجاسات، م ۲۲؛ تحریر، ج‏۱، فی احکام النجاسات، م ۵؛ رساله م ۱۳۸؛ هدایه، ج‏۱، ص‏۱۱۳، م‏۵۶۲.
۶- عروه، ج‏۱، فی احکام النجاسات، م‏۲۳ رساله، م‏۱۳۹.
۷- عروه، ج‏۱، فی احکام النجاسات، م‏۲۸؛ رساله م‏۱۴۰.
۸- عروه، ج‏۱، فی احکام النجاسات، م‏۲۸؛ تحریر، ج‏۱، فی احکام النجاسات، م‏۱؛ هدایه، ج‏۱، ص‏۱۱۲، م‏۵۵۶.
۹- عروه، ج‏۱، فی احکام النجاسات، م‏۲۹.
۱۰- عروه، ج‏۱، فی احکام النجاسات، م‏۲۷.

پا نویس

  1. خوئی(ره): بنابر احتیاط نمازخواندن در چنین مکانی صحیح نیست. (رساله، م‏۸۹۳).
  2. امام خمینی(ره).
  3. خوئی(ره): در حرمت فعلِ مزبور، شکی نیست و بعید نیست که بعضی از مراتب آن، موجب کفر باشد اما حکم به بطلان نماز مطلقاً مبنی بر احتیاط است. (عروه).
  4. امالی، ص‏۳۴۵، ح.
  5. خوئی(ره): نجس کردن خط و ورق قرآن در صورتی که مستلزم هتک باشد، بدون اشکال حرام است، و اگر نجس شود باید فوراً آن را آب بکشند، بلکه بنابر احتیاط واجب در غیر فرضِ هتک نیز نجس کردن آن حرام و آب کشیدن واجب است. (رساله، م‏۱۳۶).
  6. امام خمینی(ره) و گلپایگانی(ره): (تحریر؛ هدایه، ج‏۱، ص‏۱۱۲، م‏۵۵۵).

  7. 7. گلپایگانی(ره): و نجس کردن کتب احادیثِ ائمه معصومین - علیهم السلام - بنابراحتیاط واجب حرام است اگر نگوئیم اَقوی است. (هدایه، ج‏۱، ص‏۱۱۲، م‏۵۵۵).
  8. خوئی(ره): گذاشتن قرآن روی عین نجس مانند خون و مردار، اگرچه آن عین نجس خشک باشد حکم نجس کردن آن را دارد. یعنی اگر مستلزم هتک قرآن باشد، بی اشکال حرام است؛ بلکه بنابر احتیاط واجب در غیر فرض هتک نیز حرام است. (رساله، م‏138 - 136).
  9. خوئی(ره): ملاکِ درحرمت، صدق هتک است، و گاهی هتک در بعضی افراد متنجس هم صدق می کند بلکه در بعضی از افراد طاهر نیز صدق می کند. (عروه).
  10. امام خمینی(ره) و گلپایگانی(ره).
  11. خوئی(ره): نوشتنِ قرآن با مرکبِ نجس اگرچه یک حرف آن باشد، حکم نجس کردن آن را دارد، یعنی در صورتی که مستلزم هتک باشد، بی اشکال حرام است و در غیر فرضِ هتک، بنابر احتیاط واجب حرام است. (رساله، م‏۱۳۹ و ۱۳۶).
  12. گلپایگانی و اراکی(ره): دادن قرآن به کافر، حرام و گرفتن قرآن از او واجب است. (رساله، م‏۱۴۰، رساله،م‏۱۳۸).
    - خوئی(ره) در صورتی که دادن قرآن به کافر، مستلزم هتک باشد حرام و گرفتن از او واجب است. (رساله، م‏۱۴۰).
  13. اراکی(ره): بنابر احتیاط واجب. (رساله، م‏۱۳۹).
  14. امام خمینی (ره).
  15. امام خمینی(ره) و مراجع مورد نظر در مسأله جواز تطهیر قرآن غیر، بدون اجازه مالک اشکال کرده اند، مگر در صورتی که تطیهرنکردن موجب بی احترامی شود و اجازه گرفتن از مالک نیز ممکن نباشد (ولو به خاطر این که اجازه نمی دهد. گلپایگانی). (عروه).
  16. خوئی(ره): در این نحوه ضمانت، اشکال است، بلکه ممنوع است؛ بله نجس کننده ضامِن نقصی است که به واسطه اصلِ تنجیس حاصل می شود. (عروه).
    - گلپایگانی(ره): بلکه ضامن نقصی است که به واسطه اصل تنجیس حاصل می شود...(عروه).
منبع:مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت (ع) - تاریخ برداشت: 94/12/04