فرهنگ مصادیق:تطفیف (کم فروشی)

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از تطفیف (کم فروشی))
پرش به: ناوبری، جستجو
تطفیف (کم فروشی)

نویسنده : مصطفی کوهی
تهیه و تدوین :پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر
کلمات کلیدی: کم فروشی، تطفیف، بخس، وزن، مکیال، پیمانه، کم کاری.

کم فروشی در لغت و اصطلاح

واژه کم فروشی معادل تطفیف و بُخس در زبان عربی است.
تطفیف بنا به آنچه در تاج العروس آمده، خیانت به خریدار از طریق کم گذاشتن در پیمانه یا وزن است. [۱]
نزدیک به همین معنی از شیخ طوسی (ره) در تفسیر تبیان نقل شده است:
«مطفّف» کسی است که با کم گذاشتن در پیمانه یا وزن از حق دیگری می‌کاهد. تطفیف، خیانت از طریق کم گذاردن در پیمانه یا وزن است. [۲]
«بخس» نیز چنان که ابن سکّیت از ازهری نقل کرده، به معنای کاستن حق است، به همین جهت در قاموس و تاج العروس آمده است:
«البخس: النقص والظلم؛ بخس یعنی نقص (کم گذاشتن) و ظلم».[۳]
با توجه به تعاریف یاد شده معلوم می‌شود تطفیف متقوّم به خیانت است، همچنان که بخس متقوّم به ظلم است.
[۴]
کم‌فروشی عبارت است از عرضه کالا یا خدمات کمتر از میزان و مقادیر خریداری شده از نظر کمی یا کیفی که مبنای تعیین نرخ مراجع رسمی قرار گرفته است.[۵]

اهمیت رعایت کیل و وزن

مسأله رعایت «کیل و وزن»، «پرهیز از کم فروشی» و «رعایت حق مردم» بقدری در «تنظیم نظام اقتصادی جامعه» مهم و مؤثر است که در جاهای متعدد قرآن؛ از جمله در آیات ۸۴- ۸۶ سوره هود، آیات ۱۸۱- ۱۸۴ سوره شعراء بدان تصریح شده است.
اساس زندگی اجتماعی، برمبادله و داد و ستد است. بدین جهت، افراد اجتماع در شؤون اقتصادی زندگی، بناچار باید دارای تعاون و روحیه همکاری باشند. از روشنترین مصادیق این مبادله و داد و ستد، معاملات مالی است؛ بخصوص معاملاتی که کالای آن دارای وزن و حجم است. پس معاملات و خرید وفروش، از ارکان حیات اجتماعی انسان است. حال اگر درمعامله‌ای از راه کم فروشی و ندادن حق مردم، به کسی خیانتی شود، تدبیر او در زندگی‌اش تباه و محاسبه و اندازه‌گیری او درمسائل مادی زندگی اشتباه می‌شود.
اگر این مرض (کم فروشی) یعنی ندادن حق مردم همگانی شود، کلّ تدبیر و نظام معیشتی اجتماع، دچار فروپاشی می‌شود. وانگهی اعتماد عمومی از میان می‌رود و جامعه ازنظر اخلاقی و اجتماعی، دچار تزلزل می‌گردد و سقوط می‌کند. [۶]
اسلام به رعایت حقوق مردم، سفارش اکید کرده است. مرحوم کلینی در کافی این روایت را نقل کرده است که یک نفر از شیعیان آمد خدمت امام صادق (علیه السلام) و گفت من یک خوابی دیده‌ام خیلی هراسناکم. می‌خواهم این خوابم را تعبیر کنید. او اهل کوفه بود گفت: من خواب دیدم از کوفه بیرون رفتم به یک جایی که آن منطقه را می‌شناختم دیدم یک انسان چوبی سوار بر یک اسب چوبی برق شمشیر خودش را به من نشان می‌دهد و به همین واسطه هول و هراس در دل من می‌افتد. حضرت فرمود که تو یک شخصی هستی که می‌خواهی سر یک نفر دیگر در امور زندگیش کلاه بگذاری. از خدا بترس آن خدایی که تو را آفریده یک روزی هم تو را از دنیا می‌برد و روز قیامتی هم در پیش داری از آن روز بترس و سردیگری کلاه نگذار. این شخص گفت: « أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أُوتِیتَ عِلْماً وَ اسْتَنْبَطْتَهُ مِنْ مَعْدِنهِ؛ شهادت می‌دهم که خداوند علم گرانی به شما داده است و علم را از معدنش به دست آورده‌اید» بله یابن رسول الله یک نفر از همسایگان ما یک ملک و مزرعه دارد می‌خواهد بفروشد به من پیشنهاد داده و غیر از من هم دیگر این ملک خریداری ندارد. و این بنده خدا ناچار است و احتیاج به پول دارد و من به فکر رفته‌ام که این ملک را تا می‌شود زیر قیمت بخرم و حالا شما این گونه تعبیر کردید من توبه کردم بعد نهایتا یک سوال از امام (علیه السلام) کرد دقت کنید عرض کرد یابن رسول الله حالا این که شیعه است اما اگر یک نفر ناصبی بود دشمن شما خانواده و اهل بیت بود آیا جایز بود من سر او کلاه بگذارم؟ امام چه جواب داد ؟ فرمود: «أَدِّ الْأَمَانَهَ لِمَنِ ائْتَمَنَکَ وَ أَرَادَ مِنْکَ النَّصِیحَهَ وَ لَوْ إِلَی قَاتِلِ الْحُسَیْنِ علیه السلام؛ کسی که به تو اعتماد کرد و تو را امین دانست، خیانت در امانت نکن او به تو اعتماد کرده اعتمادش را از بین نبر از تو دلسوزی می‌خواهد. فرمود امانتدار باش حتی اگر نسبت به قاتل حسین علیه السلام باشد.»[۷]
آیا بدبخت تر از قاتل امام حسین (علیه السلام) داریم؟ شمر، آن کس که در قعر جهنم است. می‌فرماید اگر قاتل حسین (علیه السلام) هم تو را امین دانست و آن خنجری که جد مرا با آن شهید نموده پیش تو امانت گذاشت به او برگردان تا همین مقدار هم در امانت خیانت نکن. بنابراین، رکن معاملات اعتماد و اطمینان است. این اعتماد را نباید از بین برد.

تاریخچه کم فروشی

بر اساس روایتی از امام سجاد (علیه السلام)، حضرت شعیب (علیه السلام) نخستین کسی است که پیمانه و ترازو را اختراع کرد و مردم مدین، ابتدا در سنجش اجناس با آن دو، اندازه را رعایت می‌کردند؛ اما پس از مدتی و به تدریج به کم کردن پیمانه و وزن پرداختند. ازاین‌روایت می‌توان برداشت کرد که فساد انگیزی مردم مدین پس از اصلاح زمین، به احتمال، همان کم‌فروشی بوده است.[۸]
قرآن کریم حضرت شعیب (علیه السلام) را به عنوان اسوه جهاد گران اقتصادی معرفی نموده است چرا که با درک شرایط اقتصادی و اوضاع اجتماعی مبارزه همه جانبه‌ای را علیه کج روی‌ها و نابسامانی‌های اقتصادی و با هدف اصلاح اقتصادی جامعه انجام داد و علی رغم جنگ روانی و فشارهای تبلیغی کفار هیچگونه تزلزلی به خود راه نداد. (علامه مجلسی، بحار الانوار، ج ۱۴، ص 382).
مساله کم فروشی در طول تاریخ در میان امّت‌های فراوانی وجود داسته و در عضر حاضر هم با کم فروشی‌های پیچیده و فراوانی مواجه هستیم.

کم فروشی در قرآن

قرآن کریم، کم فروشی را عملی مذموم و ناپسند می‌داند و در باره آن آیات متعددی وجود دارد که به چند مورد اشاره می‌شود:
۱. قرآن کریم در آیات ۸۵ سوره اعراف و هود، به مساله کم فروشی قوم حضرت شعیب(علیه السلام) اشاره کرده و می‌فرماید: «وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ‏؛[۹] و به سوی مدین، برادرشان شعیب را (فرستادیم)؛ گفت: «ای قوم من! خدا را بپرستید، که جز او معبودی ندارید! دلیل روشنی از طرف پروردگارتان برای شما آمده است؛ بنا بر این، حق پیمانه و وزن را ادا کنید! و از اموال مردم چیزی نکاهید! و در روی زمین، بعد از آنکه (در پرتو ایمان و دعوت انبیاء) اصلاح شده است، فساد نکنید! این برای شما بهتر است اگر با ایمان هستید!».
و در سوره هود می‌فرماید: «وَيَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ‏؛ و ای قوم من، پیمانه و ترازو را کامل و عادلانه بدهید و از مردم کالاهایشان را (هنگام اداء حقوق در تمام سنجیدنی‌ها) کم مگذارید و تبهکارانه در روی زمین نپویید»[۱۰]
علامه طباطبایی(رحمه الله علیه) در شرح آیه فوق می‌نویسد:
«کلمه «أُوفُوا» امر حاضر از باب «ایفاء» افعال است و ایفا به معنای آن است که حقّ کسی را به طور تمام و کامل بپردازی، به خلاف «بخس» که به معنای نقص است، در این آیه بار دیگر سخن از مکیال و میزان را تکرار کرد و این از باب تفصیل بعد از اجمال است که شدّت اهتمام گوینده به آن کلام را می‌رساند و می‌فهماند که سفارش به ایفای کیل و وزن آنقدر مهمّ است که مجتمع شما از آن بی نیاز نیست، چون جناب شعیب در بار اوّل با نهی از نقص کیل و وزن، آنان را به سوی صلاح دعوت کرد و در نوبت دوم به ایفاء کیل و وزن امر کرد و از بخس مردم و ناتمام دادن حقّ آنان نهی نمود و این خود اشاره است به اینکه صرف اجتناب از نقص مکیال و میزان در دادن حقّ مردم کافی نیست و اگر در اوّل از آن نهی کرد، در حقیقت، برای این بود که مقدّمه‌ای اجمالی باشد برای شناختن وظیفه به طور تفصیل، بلکه واجب است ترازو دار و قپان دار در ترازو و قپان خود ایفاء کند؛ یعنی حقّ آن دو را بدهد و در حقیقت، خود ترازودار و قپان دار طوری باشند که اشیاء مردم را در معامله کم نکنند و خود آن دو بدانند که امانت‌ها و اشیاء مردم را به صورت کامل به آنان داده‌اند.»[۱۱]
گزارش از کمفروشی و فسادانگیزی قوم شعیب(علیه السلام) به صورتی برجسته، نشان از شیوع گسترده آن در میان آنان دارد. مفسران در بیان ارتباط یا تفاوت دو جمله «فَأَوْفُوا الْكَيْلَ...»[۱۲] و«وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ...»[۱۳] با یکدیگر، جمله دومی را تأکید یا تفسیر جمله نخست دانسته‌اند؛ همچنین گفته‌اند: جمله دوم از آن حکایت دارد که قوم شعیب علیه السلام افزون بر اجناس مکیل و موزون که اغلب، فرآورده‌های کشاورزی است، در داد و ستد سایر کالاها و به گونه‌های دیگر نیز کمفروشی می‌کرده‌اند.[۱۴]
علّامه طباطبایی در شرح آیه:«ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ؛[۱۵] این برای شما بهتر است اگر با ایمان هستید!» می‌فرماید: «زیرا هنگامی که کم فروشی، فریبکاری و غشّ در معامله گسترش یافته و امنیت عمومی جامعه در حوزه‌های مختلف از بین برود، زیان آن متوجه همه افراد حتی خودِ کم فروشان، فریبکاران و مختل کنندگان امنیت اجتماعی نیز می‌شود.»[۱۶]
۲. قرآن کریم در سوره اسراء می‌فرماید: «وَأَوْفُوا الْكَيْلَ إِذَا كِلْتُمْ وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا؛ و هنگامی که پیمانه می‌کنید، حق پیمانه را ادا نمایید، و با ترازوی درست وزن کنید! این برای شما بهتر، و عاقبتش نیکوتر است.»[۱۷]
آیت الله مکارم شیرازی در شرح آیه فوق می‌نویسد:
اصولا حق و عدالت و نظم و حساب در همه چیز و همه جا یک اصل اساسی و حیاتی است، که بر کل عالم هستی حکومت می‌کند، بنا بر این هر گونه انحراف از این اصل، خطرناک و بد عاقبت است، مخصوصا کم‌فروشی سرمایه اعتماد و اطمینان را که رکن مهم مبادلات است از بین می‌برد، و نظام اقتصادی را به هم می‌ریزد. بسیار جای تاسف است که گاه می‌بینیم غیر مسلمانان در رعایت این اصل از بعضی از مسلمانان وظیفه‌ناشناس، پیش قدمترند، و سعی می‌کنند اجناسشان را درست با همان وزن و پیمانه‌ای که روی آن نوشته‌اند بی کم و کاست به بازارهای جهان بفرستند و اعتماد دیگران را از این راه جلب کنند. آری آنها می‌دانند که اگر انسان اهل دنیا هم باشد راهش همین است که در معامله خیانت نکند.
از نظر حقوقی کم‌فروشان ضامن و بدهکار در برابر خریداران هستند و لذا توبه آنها جز به ادای حقوقی را که غصب کرده‌اند ممکن نیست، حتی اگر صاحبانش را نشناسند باید معادل آن را به عنوان رد مظالم از طرف صاحبان اصلی به مستمندان بدهند. [۱۸]

کم فروشی در روایات

روایات متعددی در باب کم فروشی نقل شده که به چند مورد اشاره می‌شود:
۱. از امیر مؤمنان علی (علیه السلام) روایت است که: هر کس کم فروشی نکند آخرین سخن او این باشد (سبحان الله) بتعداد هر مسلمانی برای او حسنه‌ای نوشته شود.[۱۹] ۲. رواه الصدوق فی عیون أخبار الرضا علیه الصلاه والسلام عن عبد الواحد بن محمد بن عبدوس النیسابوری العطار بنیسابور، فی شعبان سنه اثنین و خمسین وثلاثمئه، قال: حدثنا علیّ بن محمد بن قتیبه النیسابوری عن الفضل بن شاذان قال: سأل المأمون علیّ بن موسی الرضا (ع) أن یکتب له محض الإسلام علی سبیل الإیجاز والاختصار، فکتب (ع) له: «إنّ محض الإسلام شهاده أن لا إله إلّااللّه وحده لا شریک له- إلی أن قال:- واجتنابُ الکبائر؛ وهی: قتل النفس التی حرّم اللّه تعالی، والزنا ... والبخس فی المکیال والمیزان؛ فضل بن شاذان می‌گوید: مأمون از امام رضا (علیه السلام) درخواست کرد که برای او حقیقت اسلام را به صورت موجز و مختصر بنویسد.
حضرت برای او نوشتند: «حقیقت اسلام شهادت به یگانگی خداوند است و اینکه شریکی برای او نیست ... و پرهیز از گناهان کبیره و آنها عبارتند از: کشتن نفسی که خداوند کشتن آن را حرام کرده، زنا .... و کم گذاردن در پیمانه و وزن».[۲۰]
۳. از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است: «هنگامی که امیر مؤمنان علی (علیه السلام) در کوفه بود همه روز صبح در بازارهای کوفه می‌آمد و بازار به بازار می‌گشت و تازیانه‌ای (برای مجازات متخلفان) بر دوش داشت در وسط هر بازار می‌ایستاد و صدا می‌زد: " ای گروه تجار! از خدا بترسید"! هنگامی که بانگ امیرمومنان علی (علیه السلام) را می‌شنیدند هر چه در دست داشتند بر زمین گذاشته و با تمام دل به سخنانش گوش فرا می‌دادند، سپس می‌فرمود: «قَدِّمُوا الِاسْتِخَارَهَ وَ تَبَرَّکُوا بِالسُّهُولَهِ وَ اقْتَرِبُوا مِنَ الْمُبْتَاعِینَ وَ تَزَیَّنُوا بِالْحِلْمِ وَ تَنَاهَوْا عَنِ الْیَمِینِ وَ جَانِبُوا الْکَذِبَ وَ تَجَافَوْا عَنِ الظُّلْمِ وَ أَنْصِفُوا الْمَظْلُومِینَ وَ لَا تَقْرَبُوا الرِّبَا وَ أَوْفُوا الْکَیْلَ وَ الْمِیزانَ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُمْ‏ ... وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِین» ؛ از خداوند خیر بخواهید، و با آسان گرفتن کار بر مردم برکت بجوئید، و به خریداران نزدیک شوید، حلم را زینت خود قرار دهید، از سوگند بپرهیزید، از دروغ اجتناب کنید، از ظلم خودداری نمائید، و حق مظلومان را بگیرید، به ربا نزدیک نشوید، پیمانه و وزن را به طور کامل وفا کنید، و از اشیاء مردم کم نگذارید، و در زمین فساد نکنید!». و به این ترتیب در بازارهای کوفه گردش می‌کرد، سپس به دار الاماره باز می‌گشت و برای دادخواهی مردم می‌نشست.»[۲۱]
۴. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:« قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ إِنَ فِیکُمْ خَصْلَتَیْنِ هَلَکَ فِیهِمَا مِنْ قَبْلِکُمْ أُمَمٌ مِنَ الْأُمَمِ. قَالُوا: وَ مَا هُمَا یَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: الْمِکْیَالُ، وَ الْمِیزَان‏؛ پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: در شما مردم دو صفت است که پیشینیان از امتهای دیگر به وسیله آن به هلاکت رسیدند. پرسیدند: آن دو چیست؟ آن حضرت فرمود: عدم رعایت عدالت در پیمانه و ترازو.»[۲۲]

احکام کم فروشی

حرمت کم فروشی

یکی از گناهانی که به کبیره بودنش تصریح شده، کم فروشی است[۲۳] و اصل حرمتش از روی قرآن و سنت و اجماع و عقل ثابت است.
کم فروشی معامله باطل و غیرصحیح است و موجب انتقال مال از شخصی به شخص دیگر نمی‌شود و هرگونه تصرفات در این مال، باطل و غیرمشروع خواهد بود.
در قرآن مجید صریحاً وعده عذاب به شدید‌ترین بیانی داده شده و یک سوره از قرآن مجید (سوره مطففین) به این موضوع اختصاص داده و می‌فرماید: «وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ، الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ، وَإِذَا كَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ؛ وای بر کم‌فروشان! آنان که وقتی برای خود پیمانه می‌کنند، حق خود را بطور کامل می‌گیرند؛ امّا هنگامی که می‌خواهند برای دیگران پیمانه یا وزن کنند، کم می‌گذارند!»[۲۴]
ویل چاهی است در جهنم به انواع عذاب یا کلمه ایست جامع جمیع بدیها یعنی انواع عذاب و عقاب و شدّت و محنت برای کاهندگان در وزن و کیل است.
از آیه فوق استفاده می‌شود که، اهمیّت پرهیز از کم فروشی تا بدان پایه است که اسلام با همه ارزش و اهمیّتی که برای امر تجارت و کسب قائل است و کاسب را حبیب خداوند شمرده، در عین حال با لحنی شدید و صریح، تجّار و کسبه‌ای را که نسبت به تحویل اجناس خریداران کم توجّهی می‌کنند، یا در حقّ آنان مرتکب اجحاف می‌شوند، از اهل آتش معرّفی می‌کند.

معیار کم فروشی

۱ـ کم فروشی به چیزهایی که مَکیل و موزون است، اختصاص ندارد. بلکه شامل اشیایی که با شمارش، یا پارچه‌ای که با متر، یا زمینی که با متر مربع اندازه گیری می‌شود نیز می شود.[۲۵]
۲ـ تطفیف و کم فروشی فقط در مورد خرید و فروش نیست و شامل معاملات دیگر هم می شود.[۲۶]

اجیر گرفتن برای کم فروشی

۱. اگر کسی را برای تطفیف و کم فروشی اجیر کنند، چنین اجاره‌ای باطل و حرام است.
۲. اگر کسی برای توزین (وزن کردن) یا اکتیال (پیمانه کردن) صحیح اجیر شود، ولی کم فروشی و خیانت کند، این اجاره صحیح است. اما مستحق اُجرت نیست؛ مثلا اگر به مدت یک ماه تطفیف کرده، یک ماه را مستحق اجرت نیست؛ چون اجاره او بر اکتیال و توزینِ صحیح واقع شده، که به مقتضای این اجاره عمل نکرده است. اگر مال الاجاره، بر ایام، توزیع شده است، اگر یک روز خیانت کرده باشد، به همان نسبت مستحق اُجرت نیست و اگر اجرت موزع بر دفعات اکتیال و توزین باشد، به سهم و اندازه آن دفعاتی که خیانت کرده، مستحق اُجرت نیست.[۲۷]

کم فروشی در خبر و اطّلاع رسانی

استفتاء: کمفروشی در خبر و اطّلاع رسانی چیست؟
جواب: کمفروشی معنی خاصّی دارد، که در معاملات تصوّر می‌شود، و مفهوم عامّی دارد، که هرکس از کار خودش کم بگذرد و به اصطلاح بدزدد مصداق آن خواهد بود. و در مورد خبر، اگر خبر را به طور ناقص و دست و پا شکسته نقل کنند، یا اصلًا بعضی از اخبار را نقل کنند و بعضی را نقل نکنند، شبیه آن است که کمفروشی کرده‌اند.[۲۸]

مستحبات خرید و فروش

چند چیز در خرید و فرش مستحب شمرده شده است:
اوّل: آنکه در قیمت جنس بین مشتری‌ها فرق نگذارد، مگر به لحاظ فقر و مانند آن.
دوّم: آنکه در ابتدای نشستن برای تجارت، شهادتین را بگوید، و هنگام معامله تکبیر بگوید.
سوّم: آنکه چیزی را که می‌فروشد زیادتر بدهد، و آنچه را که می‌خرد کمتر بگیرد.
چهارم: آنکه کسی که با او معامله کرده، اگر پشیمان شود و از او تقاضای به هم زدن معامله را بنماید، بپذیرد.[۲۹]

کم فروشی در خدمات و امتیازات

کم فروشی اختصاصی به پیمانه و وزن ندارد، بلکه کم گذاردن در کار و خدمات نیز کم فروشی محسوب می‌شود، بنابراین هر گاه کسی در انجام کاری اجیر دیگری شود، اگر کار را کامل انجام ندهد، مصداق «بخس» است و حرام خواهد بود. مثلًا هرگاه بنّایی برای ساختن خانه‌ای اجیر شود، اگر خانه را کامل نسازد، بخس در معامله صورت گرفته است، و یا کسی برای انجام خدمتی در ساعات معیّن اجیر شود، اگر ساعات را به پایان نرساند و یا کم کاری کند، مصداق «بخس» خواهد بود.
بنابراین حرمت بخس و کم فروشی اختصاصی به بیع ندارد، بلکه بخس و کم فروشی در اجاره نیز حرام است، زیرا بنابر عدم اختصاص بخس و تطفیف به نقصان پیمانه یا وزن در بیع، این دو عنوان تعمیم خواهند یافت.
همچنین مقتضای تعمیم معنای بخس، حرمت کم گذاردن در حقوق و امتیازاتی است که خریدار مستحقّ آن شده است. بنابر این هرگاه شخصی، مالک امتیاز تلفن، برق و یا حجّ و مانند آن شده است، شخص و یا مؤسسه و اداره‌ای که این امتیازات برعهده او می‌باشد، نمی‌تواند در این امتیازات کم بگذارد. در صورتی که کم بگذارد، مصداق بخس خواهد بود.[۳۰]

مصادیق کم فروشی

کم فروشی مصادیق فراوانی دارد که به چند مورد اشاره می‌شود:

کم کاری

یکی از مصادیق کم فروشی، کم کاری است؛ یعنی کسی که تعهد خدمت در سازمانی می‌دهد، در حقیقت بخشی از ساعات فعال عمر خود را به آن سازمان می‌فروشد، حال اگر در این مدت کم کاری کند، در واقع از وقت فروخته شده خود، کم گذاشته است.
متأسفانه مسأله کم کاری، دامنگیر جامعه ما بخصوص بعضی از افراد شاغل در ادارات و ارگانهای دولتی است. باید دانست، شخصی که در قبال مثلًا هشت ساعت کار، فلان مقدار حقوق می‌گیرد، باید هشت ساعت کار فعّال داشته باشد و گرنها ز نظر شرعی در مقابل حقوقی که از بیت المال مسلمین می‌گیرد، مسئول است.
این مشکل اغلب دامنگیر کشورهای عقب مانده و جهان سوم است. یکی از علل اصلی عقب ماندگی این کشورها فرهنگ گریز از کار است، درحالی که در کشورهای صنعتی و پیشرفته، عکس آن مطرح است و بطور معمول تلاش می‌شود تا در تمام مدّت کار، فعالانه کار کنند.

کم فروشی نهادهای دولتی و خصوصی

یکی از مصادیق کم فروشی، کم فروشی نهادها و شرکت‌های دولتی و خصوصی است که به چند مورد اشاره می‌شود:
۱. اخذ بهای اینترنت براساس قرارداد و سرعتی مشخص، وارائه آن با چندین برابر سرعت پایین تر از قرارداد منعقده.
۲. عدم پاسخگویی مناسب بعضی ازکارکنان دولت به ارباب رجوع در فرصت مقتضی ومحول نمودن کار آنان به فرصت‌های بعد.
۳. عدم عرضه دقیق سوخت به خودروها توسط بعضی از جایگاه‌های عرضه کننده سوخت.
۴. عدم ارائه خدمات متناسب با قراردادهای منعقده توسط اپراتورهای تلفن همراه وثابت.
۵. یکه تازی شرکت‌های بی کیفیت خودروسازی وتحویل محصول بی کیفیت به هر قیمت دلخواه.
۶. در خرید انواع محصولات مثل لبنیات، رب گوجه فرنگی، کنسروجات، دستمال کاغذی، لوازم آرایشی و بهداشتی، مواد شوینده و حتی چیپس و پفک و ... پیش آمده که وقتی بسته و در آن محصول را باز می‌کنیم شاهد کم بودن فاحش مواد داخل بسته، نسبت به آن چه قبلا خریداری کرده‌ایم هستیم که این مسئله نه تنها در عرف امری ناپسند تلقی می‌شود بلکه در اسلام هم به شدت به آن تأکید شده و خداوند در قرآن کم فروشان را از مجازات سنگین این کردار زشت بر حذر داشته است.

خیس کردن مرغ ذبح شده

یکی از مصادیق کم فروشی، گذاشتن مرغ ذبح شده در آب برای فروش به عنوان جنس سنگین است.

علل و ریشه‌های کم فروشی

عدم ایمان به معاد

قرآن کریم علت کم فروشی را ایمان نداشتن به معاد می‌داند: «أَلَا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ، لِيَوْمٍ عَظِيمٍ؛ آیا این کم فروشان نمی‌دانند که برای روزی بسیار بزرگ، مبعوث خواهند شد. (و در دادگاه عدل الهی باید پاسخ آن همه کم فروشی‌ها را بدهند.)»[۳۱]
هرگاه کسی به طور قطع بداند یا حتی احتمال دهد دادگاه عظیمی در پیش دارد که هر ذرّه‌ای از کار نیک و بد او در آنجا محاسبه و به آن پاداش مناسب داده می‌شود و هیچ راه بازگشت و جبرانی هم در کار نیست، مسلماً مراقب اعمال خویش در این جهان خواهد بود و همین ایمان و باور او را تربیت خواهد کرد. روشن است که کم فروشان یا گناهکاران، همیشه بی ایمان به معاد و کافر نیستند، بلکه منظور این است که ایمانشان بسیار ضعیف است یا گرفتار غفلت اند و گرنه چگونه ممکن است انسان به چنان روزی ایمان داشته باشد و گرفتار غفلت نیز شود و این چنین غرق گناه گردد.
علامه طباطبایی می‌نویسد: «اگر خداوند به ظن و گمان به مسئله قیامت اکتفا کرد با اینکه اعتقاد به معاد باید علمی و یقینی باشد، برای اشاره به این حقیقت است که در اجتناب از کم فروشی احتمال خطر و ضرر آخرتی هم کافی است. اگر کسی یقین به قیامت نداشته باشد، و تنها احتمال آن را بدهد، همین احتمال که ممکن است قیامت، راست باشد، و خدای تعالی در آن روز عظیم، مردم را بدانچه کرده‌اند، مؤاخذه کند، کافی است که او را از کم فروشی بازدارد.»[۳۲]

حرص

یکی از ریشه‌های کم فروشی، صفت رذیله حرص است.
حرص در واقع حالت و صفتی نفسانی است که انسان را به جمع آوری آنچه نیاز ندارد برمی انگیزد، بدون آن که به حدّ و مقدار معینی اکتفا کند، چون حریص هرگز به حدی که در آنجا توقف کند، منتهی نمی‌شود.[۳۳]
قوم حضرت شعیب(علیه السلام) به دلیل حرص و آز و زیاده طلبی به مخالفت با پیامبر الهی و انکار تعالیم آسمانی او برخاستند و به خاطر حریص بودن کم فروشی می‌کردند.[۳۴]

آثار کم فروشی

خشکسالی

یکی از بزرگترین آثار سوء کم فروشی، خشکسالی است. و وقتی خشکسالی به وجود آمد، جامعه با مشکلات فراوانی مواجه می‌شود.
امام باقر(علیه السلام) می‌فرماید: « وَجَدْنا فی کِتابِ رَسولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله: «أذا ظَهَرَ الزِّنا مِنْ بَعْدی کَثُرَ مَوْتُ الْفَجْأَهِ، وَ اذا طُّفِفَ الْمِکْیالُ و المیزانُ أَخَذَهُم اللَّهُ بِالسّنینَ وَالنَّقْصِ، وَاذا مَنَعوا الزَّکاهَ مَنَعَتِ الأرْضُ بَرَکاتِها مِنَ الزَّرْعِ وَالثِّمارِ وَالْمَعادِنِ کُلِّها، وَإذا جارُوا فی الأَحْکامِ تَعاوَنوا عَلَی الظُّلْمِ وَ الْعُدْوانِ، وَ اذا نَقَضوا العَهْدَ سَلَّطَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ عَدُوَّهُمْ، وَاذا قَطَعوا الْأرْحامَ جُعِلَتِ الأموالُ فی أَیْدیِ الأشْرارِ، وَاذا لَمْ یَأْمُروا بِالمَعْروفِ وَ لَمْ یَنْهَوا عَنِ المُنْکَرِ وَ لَمْ یَتَّبِعوا الأَخْیارَ مِنْ أَهْلِ‌بَیْتی سَلَّطَ اللَّهُ عَلیهمْ شِرارَهُمْ فَیَدْعو خِیارُهُمْ فَلا یُسْتَجابُ لَهُمْ؛ در کتاب رسول خدا صلی الله علیه و آله یافتم: هرگاه پس از من زنا پدیدار شود، مرگ ناگهانی فراوان شود، و هرگاه از پیمانه و ترازو کم شود، خداوند آنان را به قحطی و کمی (خواربار و سایر وسایل زندگی) گرفتار می‌کند، و هرگاه از دادن زکات دریغ کنند، زمین برکات خود را از زراعت و میوه‌ها و معادن از آنها دریغ می‌کند، وهرگاه در احکام به ناحق حکم کنند، در ستم و دشمنی با هم گرفتار می‌شوند و چون پیمان شکنی کنند خداوند دشمنانشان را بر آنان مسلّط کند، و چون قطع رحم کنند خداوند اموال (و ثروتها) را در دست اشرار قرار دهد، و چون امر به معروف و نهی از منکر نکنند و پیروی از نیکان اهل بیت من ننمایند، خداوند اشرار آنان را بر ایشان مسلّط گرداند، پس نیکان آنها دعا کنند و مستجاب نشود.»[۳۵]

سلب اعتماد عمومی

چنان چه کم فروشی در جامعه توسعه یابد، اعتماد مردم به یکدیگر سلب شده، در نظام خرید و فروش و قراردادها خسارات جبران ناپذیری رخ خواهد داد. نظم امور معاملات و دادوستدها بر آن است، کالایی که مورد فروش قرار می‌گیرد ـ چه از لحاظ وزن و سایر جهات که مورد نظر و قرارداد بوده ـ باید طبق قرارداد و تعهد عمل شود؛ و گرنه مستلزم اختلال نظام زندگی خواهد شد. بدیهی است هدفی که بر انجام معاملات مترتب می‌شود انتظام معیشت طبقات مردم و نیز ارتباط و اعتماد طبقات جامعه به یک دیگر است. چنان چه هر یک از دو طرف معامله از قرارداد تخلف نماید، منجر به اختلاف گشته و درصورتی که همگانی شود اعتماد مردم به یک دیگر سلب شده و ارتباط مالی و معاشرتی آنان گسیخته شده، شئون زندگی اجتماع متزلزل خواهد شد
اصولاً حق، عدالت، نظم و حساب در همه چیز و همه جا یک اصل اساسی و حیاتی است که بر نظام هستی حاکم است؛ لذا هرگونه انحراف و تجاوز از این اصل، آثار خطرناکی را به دنبال دارد، به ویژه کم فروشی، سرمایه اعتماد و اطمینان را که رکن مهم مبادلات است، از بین می‌برد، و نظام اقتصادی را به هم می‌ریزد.[۳۶]

فساد اقتصادی

از نظر قرآن کم فروشی یک تعامل ظالمانه اقتصادی است که همه تار و پود جامعه را متاثر از فساد و تباهی می‌کند و با سلب امنیت و اعتماد اجتماعی، جامعه را تا مرز سقوط و تباهی پیش می‌برد و موجبات خشم و غضب الهی را فراهم می‌آورد.
قرآن کریم در این زمینه می‌فرماید: «أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ، وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ، وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ؛ حق پیمانه را ادا کنید، و دیگران را به خسارت نیندازید، با ترازوی صحیح وزن کنید، و حق مردم را کم نگذارید، و در زمین فساد نکنید.»[۳۷]
و به این ترتیب کم فروشی و ترک عدالت به هنگام پیمانه و وزن را در ردیف فساد در زمین شمرده است، و این خود دلیلی به ابعاد مفاسد اجتماعی این کار است. کم فروشی باعث تباهی اجتماع انسانی است که اساس آن بر تعادل حقوق متقابل است، و اگر این تعادل از بین برود، همه چیز از بین می‌رود.
صاحب تفسیر انوار درخشان می‌نویسد:
«وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ؛ و در زمین فساد نکنید.» مبنی بر تأکید است که ضرر و خسارت وارد نمودن بر مردم در ضمن داد و ستد تأثیر بسزائی در القاء فتنه و عدم اعتماد مردم بیکدیگر و اختلال نظم دارد که چیزی آنرا جبران نتوان نمود گذشته از اینکه نقص در کالای فروخته شده سبب عدم رفع نیاز خریداران می‌شود و بالاخره خیانت در داد و ستد از هر طریق باشد سبب گسترش فتنه و فساد گشته و تفرقه و انقراض جامعه را دربرخواهد داشت.[۳۸]

رفتن خیر از جامعه

از نظر قرآن کریم، کم فروشی عامل مهمی در محرومیت انسان از رحمت خداوندی می‌شود. کسی که بر خلاف اصل حاکم بر هستی یعنی عدالت می‌رود؟ و با میزان و ترازو به فریب میزان و ترازو می‌پردازد و با کم‌گذاری از جنس، ارزش و اعتبار عدالت و میزان را زیر سؤال می‌برد، نمی‌تواند به درگاه رحمت خداوندی وارد شود، بلکه مستحق نفرین و لعن ابدی خداوند در دنیا و آخرت است. از آیات ۸۴ تا ۹۵ سوره هود به‌خوبی روشن می‌شود که کم فروشی، خیر و ارزش‌ها را از جامعه می‌برد و جامعه را با ارزش‌ها دشمن می‌کند. وقتی کسی شعار آزادی و عدالت و حق و میزان بدهد و بخواهد با میزان، علیه میزان و با عدالت به جنگ عدالت برود، موجبات تهی شدن ارزش‌ها از ارزش می‌شود و مردم را نسبت به این مسایل دشمن می‌سازد و یک ارزش را با بازی خودش به ضدارزش تبدیل می‌کند. از این رو خشم الهی را سبب می‌شود؛ چرا که خیر و ارزش‌ها را از جامعه زدوده است.

راهکار‌های جلوگیری از کم فروشی

برای ریشه کن کردن کم فروشی از جامعه راه کارهای متعددی وجود دارد که به چند مورد اشاره می‌شود:
۱. نظارت و بازرسی دقیق کارخانجات، شرکت‌های دولتی و خصوصی و مغازه ها؛
سازمان و موسسه ملّی استاندارد باید بر کارگاه‌ها و شرکت‌های تولیدی، اوزان و مقیاس نظارت داشته باشد.
۲. اعلام نمودن اسامی شرکت‌ها و کارخانجات کم فروش به مردم؛
۳. آشنا کردن مردم با احکام و آثار سوء کم فروشی به وسیله حوزه‌های علمیه، صدا و سیما، مطبوعات و...؛
۴. وضع جریمه‌های سنگین بر کم فروشان.
۵. تقویت ایمان و اعتقاد به خدا؛
اگر جامعه‌ای بخواهد به سوی کم فروشی نرود و عدالت اقتصادی بلکه عدالت جامع را تجربه کند می‌بایست بر این عناصر بینشی و نگرشی تأکید و توجه داشته باشد وتنها با افزایش مأموران نظارتی نمی‌توان به این مهم دست یافت؛ چرا که انسان باید وجدانی به نام فطرت الهی بیدار، داشته باشد تا بتواند از درون، خود را نظارت و مدیریت و مهار نماید؛ زیرا اگر چنین پلیس داخلی و پاسبان نفس نباشد نمی‌توان امید داشت که از کم فروشی رهایی یافت؛ چرا که پس از رفتن مأموران بیرونی، شخص دوباره به همان بی عدالتی و کم فروشی گرایش می‌یابد و آن را مرتکب می‌شود. از این رو خداوند و پیامبران همواره بر مأموران درونی از بینش توحیدی و معاد و حسابرسی قیامت و نماز و تقوا توجه داده‌اند و آن را مهم‌ترین ابزارهای مبارزه با بی عدالتی معرفی کرده‌اند.
۶. امر به معروف و نهی از منکر؛ نهی از منکر یکی از راهکارهای جلوگیری کم فروشی در جامعه است. بدین نحو که وقتی افراد جامعه، کم فروشی را توسط فردی دیدند او را از این منکر نهی کنند.
۷. مردم کم فروشان را به مسئولین معرفی کنند.

قوانین جرم کم فروشی

گران فروشی، کم فروشی و احتکار از جمله جرائمی است که از بدو وضع و تصویب قانون مجازات عمومی قابل تعقیب تشخیص داده شده است سپس بر اثر تغییراتی که در اوضاع و احوال اقتصادی و اجتماعی رخ داده، قوانین خاصی برای جلوگیری از گران فروشی یا احتکار به تصویب رسیده است که البته اگر به درستی اجرا شود از وقوع بسیاری از جرایم در این زمینه جلوگیری می‌شود.
مطابق ماده ۵۸ قانون نظام صنفی مصوب ۲۴ اسفند ماه ۱۳۸۲مجازات مرتکب کم فروشی جریمه کم فروشی با توجه به دفعات تکرار در طول هر سال به شرح زیر است:
الف ـ جبران خسارت وارد شده به خریدار و جریمه نقدی معادل دو برابر مبلغ کم فروشی . درصورتی که جریمه نقدی کمتر از مبلغ یکصدهزار ریال باشد، جریمه نقدی معادل یکصد هزار ریال خواهد بود.
ب ـ چنانچه کل مبلغ جریمه‌های نقدی پس از سومین مرتبه تخلف به بیش از ۲ میلیون ریال برسد، پارچه یا تابلو بر سر در محل کسب به عنوان متخلف صنفی به مدت ده روز نصب خواهد شد.
ج ـ در صورتی که کل مبلغ جریمه‌های نقدی پس از چهارمین مرتبه تخلف به بیش از ۲۰ میلیون ریال برسد، پارچه یا تابلو بر سر در محل کسب به عنوان متخلف صنفی نصب و محل کسب به مدت چهار ماه تعطیل خواهد شد.


کتابشناسی

۱. روح الله غروی، بررسی فقهی احکام رشوه، غش و کم فروشی، کریمه اهل بیت (علیهم السلام)، قم، ۱۳۹۰ ه ش.
۲. محمدجواد وزیریفرد، کم فروشی، سازمان بازرسی و نظارت بر قیمت و توزیع کالا و خدمات، تهران، ۱۳۸۷ ه ش.
۳. جمعی از نویسندگان، تعالیم قرآنی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نمایندگی ولی فقیه، اداره آموزش‌های عقیدتی سیاسی، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۲ ه.ش.
۴. اکبر نصرتی، کم فروشی از نگاه قرآن و حدیث، اتکا، مرکز تحقیقات و توسعه، تهران، ۱۳۹۵ ه ش.
۵. محمود طالقانی، پرتوی از قرآن کریم، ج۴، شرکت سهامی انتشار، تهران، ۱۳۶۲ ه ش

مقاله شناسی

۱. سید محسن خرازی، تطفیف (کم فروشی)، مجله فقه اهل البیت (علیهم السلام)، زمستان ۱۳۸۳ه ش، شماره 40-39.
۲. یعقوب جعفری، کم فروشی و حرام خواری، مجله درس‌هایی از مکتب اسلام، بهمن ۱۳۹۳ ه ش، شماره.
۳. علی اکبر ایزدی فرد، بررسی فقهی کم فروشی در معاملات، فصلنامه اقتصاد و بانکداری اسلامی، زمستان۱۳۹۱ ه ش، شماره اول.
۴. سید محمد کاظم رجایی، شاخص ترکیبی صداقت در بازار اسلامی، مجله معرفت اقتصادی، پاییز۱۳۹۰ ه ش، سال سوم، شماره 5.
۵. محمد رضا حیدریان، کم فروشی و اثرات آن از منظر قرآن و احادیث ، پایگاه اطلاع رسانی http://ahlolbait.com.

فهرست منابع

قرآن کریم ـ آیت الله خامنه‌ای، رساله آموزشی، ج۲، بحث کم فروشی ، پایگاه اطلاع رسانی http://farsi.khamenei.ir ـ آیت الله مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ دهم ، ۱۳۷۱ ه.ش.
ـ آیت الله مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ناشر مدرسه امام علی بن ابی طالب علیه السلام، قم، چاپ اول، ۱۳۸۵ش.
ـ جمعی از مؤلفان، مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت علیهم السلام، قم ، چاپ اول.
ـ جمعی از نویسندگان، تعالیم قرآنی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نمایندگی ولی فقیه، اداره آموزش‌های عقیدتی سیاسی، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۲ ه.ش.
ـ حمیری، عبد الله بن جعفر، قرب الإسناد ، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ ق.
ـ شیخ طوسی، تفسیر تبیان، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۳ ه ق.
ـ شیخ کلینی، کافی، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق.
ـ شیخ محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۹۸۱ م.
ـ طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الأخلاق، ترجمه میرباقری، فراهانی، تهران، چاپ دوم، ۱۳۶۵ش.
ـ علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، جامعه مدرسین، قم، ۱۳۷۴ ه ش.
ـ مجتبوی، سید جلال الدین؛ علم اخلاق اسلامی (ترجمه جامع السعادات)، نشر حکمت،چاپ دوم.
ـ مرتضی زبیدی، محمد بن محمد، تاج العروس، دارالیبیا، مصر، ۱۳۰۶ ه ق.
ـ مرکز فرهنگ و معارف قرآن، اعلام قرآن از دایره المعارف قرآن کریم، بوستان کتاب قم (انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، قم، چاپ ۱، ۱۳۸۵ ه.ش.

پانویس

  1. مرتضی زبیدی، محمد بن محمد، تاج العروس، ج6، ص182
  2. شیخ طوسی، تفسیر تبیان، ج10، ص295
  3. مرتضی زبیدی، محمد بن محمد، تاج العروس، ج4، ص105
  4. جمعی از مؤلفان، مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)، ج 40-39، ص 4
  5. مجموعه مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام، ص83، ماده58.
  6. جمعی از نویسندگان، تعالیم قرآنی، ج‏2، ص113.
  7. شیخ کلینی، کافی، ج8، ص298
  8. مرکز فرهنگ و معارف قرآن، اعلام قرآن از دایره المعارف قرآن کریم، ج3، ص464.
  9. اعراف؛ آیه 85
  10. هود/85
  11. علامه طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج10، ص542
  12. هود/85
  13. هود/85
  14. فرهنگ و معارف قرآن، اعلام القرآن ،ج2،ص 299
  15. هود/85
  16. علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج8، ص187
  17. اسراء/35
  18. آیت الله مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج‏12، ص113.
  19. طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الأخلاق، ترجمه میرباقری، ج‏2 ؛ ص84
  20. شیخ صدوق، عیون الأخبار، ج 2، ص 127.
  21. شیخ کلینی، کافی، ج‏5، ص151
  22. حمیری، عبد الله بن جعفر، قرب الإسناد ، ص57.
  23. شیخ محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج13، ص320
  24. مطففین/1ـ3
  25. آیت الله خامنه‌ای، رساله آموزشی، ج2، بحث کم فروشی مساله4، پایگاه اطلاع رسانی http://farsi.khamenei.ir
  26. همان، مساله5
  27. آیت الله خامنه‌ای، رساله آموزشی، ج2، بحث کم فروشی مساله1و2، پایگاه اطلاع رسانی http://farsi.khamenei.ir
  28. آیت الله مکارم شیرازی، استفتاءات جدید، ج3،ص 582، سؤال 1636
  29. آیت الله سیستانی، توضیح المسائل، مساله2061
  30. جمعی از مؤلفان، مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)، ج39، ص15.
  31. مطففین/4ـ 5
  32. علامه سیّد محمد حسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج20، ص380
  33. مجتبوی، سید جلال الدین؛ علم اخلاق اسلامی (ترجمه جامع السعادات)، نشر حکمت، 66، چاپ دوم، ج 2، ص 137.
  34. مکارم شیرازی، ناصر؛ اخلاق در قرآن، ج 2، ص85
  35. شیخ کلینی، کافی، ج2، ص374، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1407 ه ق
  36. حسینی همدانی، سید محمدحسین، انوار درخشان، تحقیق، بهبودی ، محمدباقر، ج ۱۸، ص ۴۱.
  37. شعراء/182ـ183
  38. حسینی همدانی، سید محمدحسین، انوار درخشان، ج12، ص78