فرهنگ مصادیق:تشویق به گناه

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از تشویق به گناه)
پرش به: ناوبری، جستجو
تشویق به گناه

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبطه ای بوستان

ردیف عنوان

نرم افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

پایگاه های اینترنتی مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده: میثم گل افشان
تهیه و تدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-96/1/21
کلید واژه ها:تشویق به گناه- تحسین گناهکار- تقدیراز گناهکار- ترغیب به گناه- تمجید انجام گناه- تشجیع به گناه

محتویات

مقدمه

در تقسیم بندی انواع منکرات می توان «تشویق به گناه» را که یکی از گناهان بزرگ به حساب می آید بعنوان یک منکر اجتماعی نام گذاری کرد که این عمل چیزی کمتر از ارتکاب خود گناه ندارد بلکه بیشتر از آن هم برای فرد مشوّق مفسده دارد چرا که هم یک نفر را به نافرمانی و جسارت به محضر مولایش تشویق کرده این خود یک مجازاتی خواهد داشت و هم اینکه در مجازات اصل گناه انجام شده شریک است یعنی به عبارت دیگر برای شخص به ازای یک تشویق به گناه دو مجازات مقرر می شود.

مفهوم شناسی «تشویق به گناه»

تشویق کردن: شایق کردن و راغب نمودن، به شوق آوردن، خواهان و آرزومند ساختن.(لغت نامه دهخدا)، مایل کردن، مشتاق کردن، برانگیختن، ایجاد یا تقویت انگیزه، کار کسی را ستودن
گناه: بزه، جرم، خطا. معصیت، اثم، تقصیر، قصور، غلط، بزه، نافرمانی، پای لغزه، آرد. چم، تباهکاری، تبهکاری: اَصر یا اِصر یا اُصر. اَطیر. جریمه، جُرم، جَریره، جُناح، جَنایت. (لغت نامه دهخدا)

ارکان تشویق

تشویق کننده

کسی که با استفاده از ابزارهای مختلف تشویق طرف مقابل خود را برای انجام کاری به شوق می آورد و او را ترغیب می کند به انجام عمل.

تشویق شونده

کسی که از سوی تشویق کننده به شوق آورده میشود وترغیب می شود برای انجام کار خاصی.

ابزار تشویق؛زبان، مال، عمل

عواملی که تشویق کننده برای به شوق آوردن وترغیب کردن تشویق شونده از آنها بهره میبرد.

مشوق الیه

آن عمل وکاری است که تشویق کننده فردِ تشویق شونده را به انجامش ترغیب می کند.

مصادیق گناه

در این مقاله منظور از گناه تمام منکرات کوچک وبزرگ فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، بهداشتی از یک سو و دعوت به ترک فرائض و یا واجبات الهی از سوی دیگر است. دعوت و فراخوان و تبلیغ وتقدیر و تحسین فعالیت های نا مشروع و دعوت به ترک واجبات الهی مصداق گناه است. بنا بر این هر گونه حمایت زمانی، مالی، عملی از منکر و ترک معروف ها، نوعی تشویق به گناه است.

مترادفات تشویق

کلماتی همچون تقدیر، تمجید، تکریم، ترغیب، تشجیع، تعریف، توصیه وسفارش، تحریک

سؤال: فرق تشویق وتحسین چیست؟
تحسین همیشه بعد از انجام عمل است و همان آفرین و بارک الله گفتن یا جایزه دادن است. ولی تشویق قبل از انجام کار اعمال میشود تا شخص اشتیاق پیدا کند به انجام آن عمل.

انواع تشویق به گناه

زبانی/ کتبی/ چندرسانه ای/ عملی/ اقتصادی/ مستقیم – غیر مستقیم

زبانی

تنها با چرخاندن زبان در دهان این امکان وجود خواهد داشت که هم خودِ گوینده مرتکب گناه شود و هم باعث به گناه افتادن دیگران شود؛ مثلاً غیبت می کند و جوّی بوجود می آورد تا دیگران هم تشویق شوند به غیبت کردن وپشت سر شخص غائب بد گویی کردن. سخنانی مثل عبارت های زیر تشویق به گناه است:
شما انجام بده گناهش بر عهده من/ حالا توبه میکنی دیگه/ خدا می آمرزد/ اینکه چیزی نیست/ گناه تو کجا گناه دیگران کجا؟/ کوچک شمردن گناه.
همه این موارد نمونه هایی از تشویق به گناه است. «وَلَا تَزِرُ وَازِرَهٌ وِزْرَ أُخْرَى؛ و هيچ گنهكارى گناه ديگرى را متحمل نمی ‏شود»

کتبی

در این نوع از تشویق افراد با ارسال کارت دعوت به عروسی مختلط برای یک نفر ویا نوشتن و امضاء کردن جواز یک کار نامشروع وغیر قانونی (مثل: وارد کردن اجناس قاچاق یا اجناس تاریخ گذشته و...) و موارد دیگری از این قبیل باعث تشویق طرف مقابل به گناه شوند.
ویا می تواند شعر تشویق کننده به بی بند و باری، به ولنگاری، به شهوت رانی، به غفلت و این طور چیز ها باشد.

چند رسانه ای

مواردی که نهاد های هنری باساختن فیلم یا تصاویر تحریک آمیز باعث برانگیختن دیگران به انجام گناهان مختلف می شوند(مثلا فیلم ها و تصاویر مستهجن و...) یا با درج مطلبی باعث رواج تهمت در بین اقشار مختلف جامعه می شوند مصادیق تشویق به گناه از طریق ابزار چند رسانه ای می شوند.

عملی

گاهی یک نفرچه زن وچه مرد با عمل خود مثلا با بی حجابی یا با پوشش نامناسب یا با روی خوش نشان دادن به نامحرم وگرم گرفتن با او به انسان های ضعیف علامت میدهد که بستر گناه آماده است اگر چه در واقع قصد او این نباشد ام عملا در درون طرف مقابل این ذهنیت دعوت به گناه بوجود می آید. از نمونه های تشویق عملی می توان به اقدامات زیر اشاره کرد:
1. مدح کردن،
2. احترام گذاشتن،
3. احسنت گفتن،
4. انعام دادن،
5. صله دادن،
6. جایزه دادن،
7. دعا کردن،
8. مزد ومژدگانی دادن،
9. دادن مدال و نشان ملّی،
10. استقبال کردن،
11. بدرقه کردن،
12. شعار دادن به طرفداری،
13. دادن مدرک علمی،
14. ساختن مجسمه فرد گناهکار،
15. تکریم در صدا وسیما.

اقتصادی

گاهی افراد با پرداخت رشوه و یا وعده هایی مانند هدیه دادن خانه و زمین و ماشین به یک قاضی ویا وکیل ویا کار مند یک ارگان برای رسیدن به مقاصد شوم خود، آنها را تشویق می کنند به نادیده گرفتن حق و اینکه باطل را حق جلوه دهند که اینها همه از گناهان بزرگ به حساب می آیند.

نمونه های گناه

گناهانی که آگاهانه یا ناآگاهانه گاهی مورد تشویق قرار می گیرد فراوان است که به چند نمونه اشاره می شود:
تشویق به قتل نفس
تشویق به غارت و سرقت
تشویق به قاچاق
تشویق به همکاری در اختلاس
تشویق به خریدوفروش مواد مخدر
تشویق به اسراف
تشویق به مسافرت به مراکز فساد مانند آنتالیا و...
تشویق به استفاده از کالای خارجی
تشویق به تولید و تماشای فیلم های مبتذل و گمراهگر
تشویق به روزه خواری
تشویق به اعتیاد و سیگار کشیدن
تشویق به بی حجابی
تشویق به میگساری
تشویق به قمار بازی
تشویق به کل منکرات بزرگ و کوچک...
تشویق زنان مسلمان به شرکت در مسابقات ورزشی قهرمانی در کشورهای خارجی ودر داخل کشور وحضور آنان با لباسهای نامناسب وغیر شرعی در انظار نامحرمان و اهدای مدال وجایزه به آنها.

تشویق های ارزشمند

در برابر این منکر ، معروف اجتماعی به نام تشویق به واجبات و مستحبات قراردارد که خود عبادتی بزرگ است.
مانند: تشویق به نماز، تشویق به عفاف، تشویق به کاروتولید، به قناعت، به نظم، به زیارت، به صداقت، به تحصیل علم، به انفاق.
و خلاصه تشویق به همه واجبات و مستحبات، یک اقدام تربیتی، اجتماعی و از مستحبات اسلامی است.
جایگاه تشویق کننده و روش وی نقش مهمی در اقدام به فعالیتهای مثبت و منفی دارد.
نمونه ای از مصادیق تشویق مثبت در قرآن عبارتند از:
1- حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتَالِ. [۱]
2- وَلَا یَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْکِینِ. [۲]
3- دعوت- ادْعُ إِلَى سَبِیلِ رَبِّکَ. [۳]

تشویق به گناه یا مشارکت در آن

انسان نسبت به معروف و منکرهایی که توسط دیگران انجام می شود سه حالت دارد:
1- حامی و مشوِّق است.
2- معترض و منتقد است.
3- بی تفاوت و ساکت است.
گاهی آنجا که باید انتقاد کند تشویق می کند و آنجا که باید تشویق کند، اعتراض و انتقاد می کند یا ساکت است. فرهنگ اسلامی انسان را مسئول و متعهد می داند و با بی تفاوتی در برابر معروف ومنکر مبارزه می کند. و بدتر اینکه کسی عمداً یا از روی جهل و نادانی جایگاه انتقاد و تشویق را عوضی بگیرد

تشویق به گناه در آیات

با کمی تأمل در محتوای بعضی آیات می توان مطالبی به گونه زیر از آیات قرآن استخراج کرد.

اخلاق شیطانی

قرآن کریم با ذکر مشاجراتی که بین شیطان و پیروانش در قیامت رخ خواهد داد، شیطان و شیطان صفتان را از دعوت و تشویق کنندگان به گناه و مخالفت امر پروردگار می نامد. البته شیاطین به دو دسته شیاطین جنّی و شیاطین انسی تقسیم می شوند.

الف) تشویق های ابلیس

شیطان از طریق تزیین (آراستن، زیباجلوه دادن) ، وسوسه ، دعوت ، تسویل (فریفتن) استزلال (لغزاندن) ، افتنان (به فتنه انداختن) اضلال (گمراه کردن) ، ایحاء (القا کردن سخن، وحى کردن، وسوسه کردن) وعده دروغ و مانند آن انسان را به نافرمانى خدا سوق مى دهد و این همه، از لوازم شیطنت است. باید توجه داشت که اگر در بعضى از آیات اشاره به سلطه شیطان بر بعضى افراد شده، این سلطه تکوینى نیست و از این رو، شیطان در قیامت، به هنگام رویارویى با پیروان خود مى گوید: «وَقَالَ الشَّیْطَانُ لَمَّا قُضِیَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدْتُکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ وَمَا کَانَ لِیَ عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلَا تَلُومُونِی وَلُومُوا أَنْفُسَکُمْ مَا أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ وَمَا أَنْتُمْ بِمُصْرِخِیَّ إِنِّی کَفَرْتُ بِمَا أَشْرَکْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ...» [۴]
البته روشن است که سلطه در آیه شریفه، اطلاق دارد و شامل هر نوع سلطه مى شود، چه سلطه بر ابدان باشد و چه سلطه بر افکار و اندیشه ها و عملکرد انسان.
دعوت شیطانى و تزیین اعمال و تسویل و وسوسه توسط شیطان ممکن است در انسان میل و شوق به گناهان ایجاد کند و انسان هم پس از آن به راحتى تن به معصیت و نافرمانى خدا دهد، ولى این به معناى مسلوب الاختیار شدن انسان نیست، بلکه او مخیّر است که دل و فکر خود را جایگاه و سنگر شیطان قرار دهد یا جایگاه ذکرالهى. بسیارند کسانى که حاضر نیستند، حتى یک لحظه، قلب خود را جایگاه وساوس شیطانى قرار دهند؛ دل هاى آن ها لبریز از ایمان به خداست و همیشه بر او توکّل دارند و از این رو، شیطان هم بر آن ها هیچ سلطه اى ندارد: « إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ» [۵]. او بر بندگان خدا (کسانى که واقعاً بنده او هستند) هیچ سیطره اى ندارد، مگر بر پیروان گمراه خود: «إِنَّ عِبَادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْغَاوِینَ» [۶]. [۷]

تشویق های شیاطین انسی

منظور از شیاطین انسی اشخاصی هستند که اولاً خودشان ایمان به خداوند متعال و روز قیامت ندارند و نافرمانی پروردگار را مرتکب می شوند و ثانیاً به همین اکتفا نکرده و در صدد دعوت و تشویق دیگران به گناه می باشند، که در تمام اعصار این افراد وجود داشته و امروز نیز در جایگاهها و لباسهای مختلف وجود دارند و این ویژگیهای خود را عملی می کنند. بسیاری از شرکت های تبلیغاتی و مؤسسه های به اصطلاح فرهنگی، کار به حق وباطل بودن فعالیت های پیشنهاد دهندگان ندارند، دیگران را به مصرف گرایی، قماربازی، وسفرهای خارجی وخرید کالاها دعوت می کنند و حق دلالی و تبلیغ خود را می گیرند.

تشویق متقابل منافقان و مشرکان

بعضى از آیات سخن از شیاطین انس و جن دارند:
«وَکَذَلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیَاطِینَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّکَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا یَفْتَرُونَ*وَلِتَصْغَى إِلَیْهِ أَفْئِدَهُ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَهِ وَلِیَرْضَوْهُ وَلِیَقْتَرِفُوا مَا هُمْ مُقْتَرِفُونَ.» [۸]
چنان که از آیه استفاده مى شود، شیاطین انس و جن برنامه هاى اغواگرانه خود را به طور پنهانى، سریع و فریبنده به دیگران القا مى کنند و این جاست که در اثر این القاءات دل هاى افراد بى ایمان به آخرت نسبت به آن ها متمایل گشته وتشویق می شوند که از آنها پیروی کنند، سخنان و برنامه هایى را که ظاهرى زیبا و باطنى زشت و کریه دارند، از آنان مى پذیرند و به آن دل گرم مى شوند و از این طریق، به انواع گناهان شقاوت بار آلوده مى شوند: «وَلِیَقْتَرِفُوا مَا هُمْ مُقْتَرِفُونَ.»
نه تنها شیاطین جن، بلکه شیاطین انس هم براى گم راه کردن مردم برنامه ریزى ها مى کنند و از این رو، قرآن به سران منافقان، که از هیچ کوششى براى شکست مسلمانان دریغ نمى کردند، لقب «شیاطین» مى دهد: « وَإِذَا لَقُوا الَّذِینَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَیَاطِینِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَکُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ » [۹]
خلاصه این دسته از شیاطین که چیزی کمتر از شیاطین جنّی ندارند وگاه بسیار خطرناک تر از آنها می باشند با انگیزه های پست و متنوع اقدام به دعوت و تشویق افراد سست عنصر وضعیف الایمان می کنند و با تطمیع و وعده جاه و مقام آنها را به گناهان سیاسی و اقتصادی واعتقادی مانند: اغتشاشات بر علیه مسلمین و نظام اسلامی، اختلاس های بزرگ از بیت المال، و کار شکنی ها در ارگانهای مختلف برای ایجاد نارضایتی در بین مردم از نظام اسلامی، در اختیار دشمن های خارجی و داخلی قرار دادن اسرار اطلاعاتی و نظامی حکومت اسلامی، اختلاف و تفرقه افکنی بین گروه های مختلف مردم و...دعوت، تحریک و تشویق می کنند.

مشارکت در گناه با تشویق

در آیه 14سوره الشمس: «فَکَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَیْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاهَا»؛ حضرت را تکذیبش کردند و آن [ماده‏ شتر] را پى کردند و پروردگارشان به [سزاى] گناهشان بر سرشان عذاب آورد و آنان را با خاک یکسان کرد با اینکه پی کردن ناقه توسط یک نفر انجام شده ولی فعل «فَعَقَرُوهَا» با صیغه جمع آمده است. مطلبی که قابل تأمّل و درسی برای ماست این که: قرآن فرمود: قوم ثمود ناقه ی صالح (علیه السلام ) را کشتند و حال آنکه قوم ثمود آن را نکشتند، تنها یک نفر از قوم ثمود که همان قدّار بن سالف بود، قاتل ناقه بوده است. در عین حال قرآن تمام قوم ثمود را قاتل ناقه می داند! از این معلوم می شود : از نظر قرآن، راضی بودن به گناه کسی، آدمی را همچون مرتکب آن گناه می سازد و لذا قوم ثمود چون راضی به قتل ناقه بوده اند، در قرآن قاتل ناقه به حساب آمده اند! این بدان معناست که کسانی هم که آن شخص را تشویق کرده بودند به پی کردن ناقه شریک در گناه او شدند به طوری که آیه شریفه آنها را هم پی کننده نامیده است.

تشویق به گناه در روایات

در روایات ما موارد فراوانی وجود دارد که رضایت دادن به کار حرام وسکوت کردن در برابر آن و تحسین مجریان و گناهکاران را ممنوع اعلام می کند:
در کلام نورانی امام امیرالمومنین (علیه السلام )آمده است:
«أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا یَجْمَعُ النَّاسَ الرِّضَا وَ السُّخْطُ وَ إِنَّمَا عَقَرَ نَاقَهَ ثَمُودَ رَجُلٌ وَاحِدٌ فَعَمَّهُمُ اللَّهُ بِالْعَذَابِ لَمَّا عَمُّوهُ بِالرِّضَا» [۱۰]
ای مردم! بدانید راضی بودن به گناه و خشم کردن بر بندگی خدا، مردم را شریک در عذاب می گرداند. ناقه ی ثمود را یک نفر کشت و خداوند همه ی آنها را محکوم به عذاب کرد؛ از آن جهت که راضی به کار او بودند.
حتی فرموده اند:

راضی بودن به قتل

«لَوْ أَنَّ رَجُلًا قُتِلَ بِالْمَشْرِقِ‏ فَرَضِیَ‏ بِقَتْلِهِ رَجُلٌ فِی الْمَغْرِبِ لَکَانَ الرَّاضِی عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ شَرِیکَ الْقَاتِل» [۱۱]
همانا اگر مردی در مشرق کشته شده و در مغرب مردی راضی به قتل او شده است هر دو نزد خدا شریک در قتل حساب می شوند!!
روز قیامت که نامه ی عمل به دستش می دهند می بیند: ای عجب! چند قتل و چند سرقت و چند توهین به اشخاص محترم و انواع جنایت در نامه ی عملش نوشته اند! تعّجب کنان می گوید: این نامه مال من نیست! من اهل این کارها نبوده ام.می گویند: تو راضی از کار عاملان این اعمال بوده ای. از اینکه دزد، اموال همکار و همسایه ات را برده و خاک نشینش کرده است خوشحال شدی. وقتی شنیدی یا در روزنامه خواندی که رقیب انتخاباتی خود یا دوست و فامیلت را با نسبت ناروایی لکّه دار کرده و آبرویش را برده اند؛ در دل صد آفرین به کس یا کسانی گفتی که چنین کرده اند.

رضایت به کار مثبت و منفی دیگران

«الرّاضِی‏ بِفِعْلِ‏ قَوْمٍ کَالدَّاخِلِ مَعَهُمْ فِیهِ وَ عَلَى کُلِّ دَاخِلٍ فِی بَاطِلٍ إِثْمَانِ إِثْمُ الْعَمَلِ بِهِ وَ إِثْمُ الرِّضا بِهِ»‏ [۱۲]
راضی شونده به کار قومی مانند مرتکب آن کار است، منتهی مرتکب، دو گناه کرده، یک گناه ارتکاب و دیگر گناه رضایت. راضی شونده یک گناه کرده و آن گناه رضایت است.
قال الصّادق علیه السلام: «إِنَّ لِلْقَلْبِ أُذُنَیْنِ فَإِذَا هَمَّ الْعَبْدُ بِذَنْبٍ قَالَ لَهُ رُوحُ الْإِیمَانِ لَا تَفْعَلْ وَ قَالَ لَهُ الشَّیْطَانُ افْعَلْ وَ إِذَا کَانَ عَلَى بَطْنِهَا نُزِعَ مِنْهُ رُوحُ الْإِیمَان‏» [۱۳]
در روایتی از امام صادق علیه السلام می خوانیم که قلب هر انسان دو گوش دارد برگوش چپ شیطانی نشسته و همواره به سوی شر و پلیدی دعوت می کند و بر گوش راست فرشته ای است که به خیر و نیکی می خواند. درون انسان عرصه جنگ میان شیطان و فرشته درون است. اگر شخص اراده خود را به سوی فرشته معطوف کند، شیطان را شکست داده و تسلیم خواهد کرد.

در زیارت وارث می خوانیم:
«لَعَنَ اللَّهُ أُمَّهً قَتَلَتْکَ‏ وَ لَعَنَ‏ اللَّهُ أُمَّهً ظَلَمَتْکَ‏ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّهً سَمِعَتْ‏ بِذلِکَ‏ فَرَضِیَتْ‏ بِهِ» ؛
{ای اباعبدالله!} خدا لعنت کند کسانی را که تو را کشتند و خدا لعنت کند کسانی را که به تو ستم کردند و خدا لعنت کند کسانی را که شنیدند این جنایت را و به آن راضی شدند.
بنابراین اگر امروز کسی به جنایت هزار و چهارصد سال قبل قَتَلَه ی کربلا رضایت بدهد ، روز قیامت در ردیف آنها محشور خواهد شد و به عذاب همان ها مبتلا خواهد گشت و از این طرف نیز اگر ما به شهدای کربلا راست بگوییم که: (یَا لَیْتَنا کُنّا مَعَکُمْ فَنَفوُزَ فَوْزاً عَظیماً)؛ ای کاش ما هم با شما بودیم و با شما به فوز عظیم و رستگاری بزرگ می رسیدیم. ما هم در ردیف شهدای کربلا محسوب می شویم؛ از آن جهت که راضی به کار آنها شده ایم.

میل قلبی برادرت با ماست؟

«در جنگ جمل که امام امیرالمومنین (علیه السلام) پیروز شد، یکی از همراهان گفت: یا امیر المومنین! ای کاش برادر من اینجا بود و این پیروزی شما را می دید و خوشحال می شد. فرمود: ( اَهَوَی اَخِیکَ مَعَنا )؛ آیا میل قلبی برادرت با ماست؟ گفت: بله یا امیرالمومنین ! او دوستدار شماست و دوست داشت اینجا باشد. امام (عیله السلام) فرمود: (فَقَدْ شَهِدَنا)؛ پس به طور حتم او در کنار ما بوده و در ثواب ما شریک شده است.بعد فرمود: نه تنها او با ما بوده بلکه: (وَ لَقَدْ شَهِدَنَا فِی‏ عَسْکَرِنَا هَذَا أقْوَامٌ فِی أَصْلابِ الرِّجَالِ وَ أرْحَامِ النِّسَاءِ)؛ به طور حتم کسانی در این سپاه کنار ما بودند که هنوز به دنیا نیامده اند؛ در صلب مردان و در رحم زنانند! (سَیَرْعَفُ بِهِمُ الزَّمَانُ وَ یَقْوَى بِهِمُ الْإِیمَانُ‏) [۱۴]؛ آینده زمان، آنها را به وجود خواهد آورد و ایمان به وسیله ی آنها نیرو خواهد گرفت{و آنها چون رضا به کار ما می دهند در ثواب ما شریک می شوند}». [۱۵]

رضایت به گناه، زمینه ساز انجام آن

یکی از عوامل زمینه ساز برای انجام گناه، رضایت به آن است که موجب سوق دادن نیت و عمل به سوی گناه می شود، اسلام برای دوری از گناه، رضایت به آن را نیز گناه شمرده، گرچه سال ها از انجام گناهی گذشته باشد.
در این راستا رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: «هرگاه گناهی پدید آید، کسی که در کنار گناه ناظر و حاضر است ولی از آن متنفّر می باشد، مانند کسی است که از آن غایب است، ولی کسی که از گناه غایب است اما به انجام آن خشنود است، مانند کسی است که در انجام آن حاضر و شریک می باشد.» [۱۶]

لعنت خدا بر راضی به ظلمِ به اهل بیت(ع)

در زیارتنامه امام حسین(علیه السلام) آمده: «لَعَنَ اللّهُ أُمّهً سَمِعَت بِذلِکَ فَرَضِیَت بِه؛ خدا لعنت کند امّتی را که ماجرای کربلا را شنید و به ظلم های آن نسبت به امام حسین(علیه السلام) و یارانش راضی شد.»

علل و ریشه های تشویق به گناه

تشویق یک بحث روان شناسی است و علل و انگیزه های روانی، اقتصادی، سیاسی دارد:

علل روانی

الف) ضعف شخصیتی و شریک کردن دیگران: فرد وقتی گناه می کند احساس ضعف در شخصیتش بوجود می آید بخاطر اینکه این ضعفش را جبران کند یا بپوشاند ویا در گناهش تنها نباشد ویا کار خود را توجیه کند و بگوید همه اینکار را می کنند با تشویق به گناه می خواهد دیگران را در گناه خود شریک کند لذا مرتکب این منکر می شود.
ب) لا اُبالی گری: وقتی با ارتکاب گناهان زیاد فرد حیای خود را از دست می دهد و هیچ ابایی از آشکار شدن معاصیش ندارد کارش به جایی کشیده می شود که قید و بندی برای خود نخواهد داشت در نتیجه لا اُبالی خواهد شد که این فرد، دیگر ابایی هم از تشویق به گناه دیگران ندارد و راحت مرتکب این منکر خواهد شد.

علل اقتصادی

فرد برای اینکه اهداف شوم اقتصادی خود را پیش ببرد و در فعالیت های نامشروع و غیر قانونی تنها نباشد دست به تشویق دیگران به گناه می زند و از طریق رشوه های مادی و معنوی دیگران را با خود همراه می کند.

علل سیاسی

خلاف کاران این بار برای پیشبرد اهداف فاسد سیاسی ویا هدف سالم سیاسی ولی از راه غیر صحیح و غیر قانونی دیگران را از طریق دادن وعده پست ومقام و استفاده از رانت و...با خود همراه می کنند.

آثار و پیامدهای تشویق به گناه

الف) آثار فردی

برروی شخص تشویق کننده

چند بار انجام دادن این منکر و ادامه دادن آن موجب می شود که قبح گناهان و معاصی مختلف برای فرد مشوّق حتی اگر شخص با حیایی باشد از بین برود و خود او نیز دیگر ابایی از انجام آن گناهان نداشته باشد.

بر روی شخص تشویق شونده

وقتی کسی تشویق به گناه می شود ممکن است که چند بار مقاومت کند ولی در نهایت به ارتکاب نزدیک می شود وکمتر پیش می آید وقتی کار تا این مرحله پیشرفت بازگشتی صورت بگیرد و مرتکب گناه نشود چون در این مرحله به نظر روانشناسان ومشاوران کنجکاوی هم انسان را وسوسه می کند و با توجیه اینکه فقط میخواهد ببیند با ارتکابش چه پیش می آید گناه را مرتکب خواهد شد.

آثار اجتماعی

شکسته شدن قبح گناهان

اولین اثر شوم این منکر اجتماعی را می توان اینگونه طرح کرد که تشویق به گناهان در سطح عمومی جامعه و بصورت علنی، این اثر را به جا خواهد گذاشت که بی پروایی در ارتکاب معاصی رخ خواهد داد و وقتی بی پروایی در ارتکاب گناهان بوجود آمد ناگزیر قبح گناهان خواهد شکست. مثلا وقتی کسی با روزه خواری علنی خود دیگری را به این گناه تشویق می کند بعد از مدتی هیچ کدامشان دیگر ابایی از ارتکاب این منکر ندارند وبی پروا این عمل را مرتکب می شوند که انجام این عمل موجب خواهد شد تا قبح این معصیت در سطح عمومی جامعه شکسته شده و دیگر زشت و قبیح به حساب نیاید.

عادی شدن تمام منکرات

از دیگر آثار سوء این منکر رواج بی بند و باری و عادی شدن ارتکاب خیلی از منکرات می باشد یعنی وقتی تشویق به گناه در سطح عمومی اجتماع پایه گذاری شد وعلنی شد دیگر محدود به همان گناه مورد تشویق نخواهد بود بلکه باعث فراگیر شدن همه گناهان می شودکه این همان رایج و عادی شدن تمام منکرات است.

از بین رفتن حیا

وقتی فردی میخواهد کسی را تشویق به گناه کند یا باید با او در مورد جذابیت های آن گناه صحبت کند یا باید با ارتکاب خود بصورت عملی او را تشویق کند که در هر دو مورد موجب خواهد شد تا پرده حیا بین طرفین از بین برود حال اگر این قضیه سرایت کند به سطح عمومی اجتماع حیای جمعی و اجتماعی را را نابود خواهد کرد.

احکام تشویق به گناه

در مورد این منکر اجتماعی حکم شرعی بصورت جداگانه و مستقل یافت نشد اما با کمی تأمل در احکام بیان شده در مطالب زیر می توان حکم شرعی آن را استخراج کرد؛
1) شاباش را اگر در برابررقص بدهند ودر واقع با اینکار اورا تشویق به رقص حرام بکنند حرام است.
با وجود حکم حرمت در مسئله فوق می توانیم نتیجه بگیریم تشویق کردن به فعل حرام (همان گناه و معصیت) حرام می باشد.
2) هر یک از برنامه هایی که مشتمل بر خلاف شرع از قبیل موسیقی مطرب و تشویق به بدحجابی و اختلاط زن و مرد یا سایر محرمات باشند موجب فساد اخلاقی و سست شدن ایمان می گردد و تماشای آن جایز نیست.(آیت الله فاضل لنکرانی)
3) آیا آموختن موسیقی به خصوص سنتور جایزاست؟ ترغیب و تشویق دیگران به آن چه حکمی دارد؟
جواب: بکارگیرى آلات موسیقى براى نواختن موسیقى غیرلهوى، اگر براى اجراى سرودهاى انقلابى یا دینى و یا براى اجراى برنامه‏هاى فرهنگى مفید و برنامه‏هاى دیگر با غرض عقلایى مباح باشد، اشکال ندارد به شرط اینکه مستلزم مفاسد دیگرى نباشد و همچنین آموختن و یاد دادن نوازندگى براى امر فوق فى‏نفسه اشکال ندارد. ولى ترویج موسیقى با اهداف عالیه نظام مقدس اسلامى سازگار نیست.
4) پرسش : آیا می توان به دولت های ستمگر اعتماد کرد؟
پاسخ اجمالی: تکیه بر ظالمان باعث تقویت آنها، گسترش دامنه ظلم و در نتیجه فساد و تباهى جامعه است. حتی انسان تا مجبور نشود نباید حق خود را از طریق یک قاضى ظالم بگیرد زیرا این کار به رسمیت شناختن ضمنى و تقویت او است، و ضرر این کار گاهى از زیانى که به خاطر از دست دادن حق بر انسان وارد مى شود بیشتر است. تکیه بر ظالمان در فرهنگ جامعه زشتى ظلم و گناه را از میان مى برد و مردم را به ستم کردن و ستمگر بودن تشویق مى نماید. [۱۷]

5) تشویق و ترغیب به قمار
«تشویق و ترغیب به قمار بحث دیگری است که اجمالاً به آن پاسخ می دهیم چون این هم مثل حضور در مجلس و مجالست از قواعد کلیه ای است که در همه گناهان مطرح است و باید در جای خود بحث شود. راهنمایی و تشویق و ترغیب را در قاعده تسبیب بحث کردیم. ... و یکی از انواع و اقسام تسبیب را ترغیب و تشویق و امثال این ها می دانستیم و یکی از وجوهی که در آنجا گفته شده این است که بنا بر اینکه ما قاعده اعانه بر اثم را بپذیریم که برخلاف مرحوم آقای خویی و تبریزی این قاعده را پذیرفتیم به طورقطع ترغیب و تشویق، کف زدن، سوت زدن، همراهی کردن و یا بالاتر از این، راهنمایی کردن، یک فرد فنی مربی قهاری راهنمایی می کند که این کار را بکن تا ببری؛ آن هم از آن طرف راهنمایی می کند؛ به نظر می آید که مربی راهنما و حتی جایی که ترغیب و تشویق می کنند، همه مصداق قاعده تسبیب و قاعده اعانه بر اثم است و اگر کسی کلیت این قاعده را بپذیرد، این ها شبهه حرمت دارند، مگر اینکه کسی این قاعده را نپذیرد؛ اگر هم کسی این قاعده را نپذیرد ممکن است کسی بگوید که ترویج ضلال است؛ یعنی غیر از عنوان اعانه بر اثم عناوینی از قبیل اشاعه فحشا و ترویج ضلال است و از این باب اشکال پیدا می کند.» [۱۸]
6) به گردن گرفتن گناه دیگری
اگر کسی بگوید فلان کار را انجام بده، گناهش به گردن من، آیا برای انجام دهنده گناه نمی‎نویسند؟
کسی که عمل خلاف را مرتکب شده گناهکار است و دیگری نیز به جهت امر یا تشویق به آن، معصیت کرده است.(آیت الله صافی گلپایگانی)
7) سؤال : نظر شما در مورد مواد مخدر و نشست افراد مؤمنی که مواد مصرف نمى کنند ولى در این اماکن حضور دارند چیست ؟
جواب : استعمال مواد مضر به سلامتى شخص ،حرام است و نشستن در محلى که معصیت مى شود نیز اگر موجب تشویق اهل معصیت باشد یا تأیید حساب شود حرام است بلکه به احتیاط واجب مطلق ترک محل مزبور شود.
8) اگر شوهری زنش را به بد حجابی وادار کند و زن عمل کند گناه این کار به گردن چه کسی است؟ آیا زن قادر است در این خصوص تمرّد کند؟
پاسخ: در گناه زن نباید از شوهر تبعیت کند و باید با خوشروئی و مهربانی شوهر را هدایت نماید و اگر گناه صورت گرفته باشد، در این خصوص بر عهده خود زن است. هر چند شوهر هم به جهت تشویق به گناه معصیت کرده است. [۱۹]

راهکارهای پیشگیری از این منکر اجتماعی

الف) راهکارهای فردی

از جمله راهکارهای فردی برای پیشگیری از این منکر اینست که ابتدا جلوگیری کنیم از اینکه کسی بخواهد در مقابل دیگران اعتراف به گناه کند. زیرا این کار باعث می شود که قبح گناه از بین برود و گاهی شیوه این اعتراف در مقابل دیگران سبب می شود که طرف مقابل تحریک و تشویق به آن گناه شود. و در مرحله بعد یعنی جایی که یک قدم به جلوتر آمده و علناً می خواهد دیگران را تشویق به گناه کند با بی اعتنایی به این تشویقها و بی محلی به او می توان از این منکر جلو گیری کرد.

ب) راهکارهای حکومتی

به این شکل که با تدوین یک قانون کامل و همه جانبه می توان تشویق کننده گان به گناه در حوزه کارهای اداری مانند رشوه، رانت و... و در جنبش ها و حرکت های اجتماعی مانند حرکت های زد نظام(فتنه 88) و در حوزه های اعتقادی مانند طرح مباحث ضالّه و انحرافی نسبت به دین اسلام در دانشگاه ها و یا جلسات سخنرانی در سطح جامعه برای عوام مردم و... را به عنوان یک مجرم شناخت و برای آنها مجازاتی سنگین تعریف کرد تا خاصیت بازدارندگی زیادی داشته باشد.

در پایان به شبهه ای در این موضوع می پردازیم

شبهه: آیا اعتقاد به شفاعت موجب تشویق به گناهان می شود؟
قبل از پاسخ به شبهه ذکر چند نکته الزامیست:
بدون شک مجازاتهاى الهى چه در این جهان و چه در قیامت جنبه انتقامى ندارد، بلکه همه آنها در حقیقت ضامن اجرا براى اطاعت از قوانین و در نتیجه پیشرفت و تکامل انسانها است، بنا بر این هر چیز که این ضامن اجراء را تضعیف کند باید از آن احتراز جست تا جرأت و جسارت بر گناه در مردم پیدا نشود.
از سوى دیگر نباید راه بازگشت و اصلاح را بکلى بر روى گناهکاران بست بلکه باید به آنها امکان داد که خود را اصلاح کنند و به سوى خدا و پاکى تقوا باز گردند.
شفاعت در معنى صحیحش براى حفظ همین تعادل است، و وسیله‏اى است براى بازگشت گناهکاران و آلودگان، و در معنى غلط و نادرستش موجب تشویق و جرأت بر گناه است.
کسانى که جنبه هاى مختلف شفاعت و مفاهیم صحیح آن را از هم تفکیک نکرده اند گاه بکلى منکر مسأله شفاعت شده، آن را با توصیه و پارتى بازى در برابر سلاطین و حاکمان ظالم برابر مى‏دانند! و گاه مانند وهابیان آیه فوق را که مى‏گوید: «لا یُقْبَلُ مِنْها شَفاعَهٌ» در قیامت از کسى شفاعت پذیرفته نمى شود بدون توجه به آیات دیگر دستاویز قرار داده و به کلى شفاعت را انکار کرده اند.
این ایراد از آنجا ناشى شده که شفاعت را از نظر مفهوم قرآنى با شفاعتهاى انحرافى رائج در میان عوام مردم اشتباه کرده‏اند و الا اگر مفهوم اصلی شفاعت آنطور که هست درست تبیین شود هیچ عقل سلیمی به این اشکالات و ایرادات نخواهد رسید.

منابع برای مطالعه بیشتر

الف) کتابشناسی
تشویق پاسدار معروف، محمد ابراهیم احمدی، نشر معروف، چاپ دوم، 1377.
ب) مقاله شناسی
http://ahadith.ir/fa/ahadith/ahadith-mozooei/60-a-raziboodan-gonah/535-r-g-s.html

http://article.tebyan.net/214387/%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%86%D8%A7%D9%87-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%86%D8%AF-

http://nidamat.com/346/%DA%AF%D9%86%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%DA%AF%D9%86%D8%A7%D9%87/

http://moauod.mihanblog.com/post/109

پانویس

  1. . سوره انفال، آیه 65.
  2. . سوره الحاقه، آیه34.
  3. . سوره نحل، آیه 125.
  4. . سوره ابراهیم، آیه22.
  5. . سوره نحل، آیه 99.
  6. . سوره حجر، آیه42.
  7. . http://www.aviny.com/News/84/02/01/09.aspx
  8. . سوره انعام، آیه 112و 113.
  9. . سوره بقره، آیه 14.
  10. . نهج البلاغه فیض ، خطبه 192.
  11. . وسائل الشیعه جلد 11 صفحه 410.
  12. . وسائل الشیعه جلد 11 صفحه 411.
  13. . اصول کافی، جلد2، ص267.
  14. . نهج البلاغه فیض خطبه 12.
  15. . جامعه قرآنی رسالت و مسئولیت ها صفحه 392 الی صفحه 395 از تالیفات حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی.
  16. . وسائل الشیعه، ج 11، ص 410.
  17. http://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=42&lid=0&catid=27406&mid=319243
  18. . http://www.eshragh-erfan.com/index.php/skill-4/feghh-eghtesad/160-makaseb/ghomar/630-ghomar-j47
  19. . استفتائات امام، ج3، ص255.