فرهنگ مصادیق:تشویق به انجام واجبات

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از تشویق به انجام واجبات)
پرش به: ناوبری، جستجو
تشویق به انجام واجبات

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ با همسري كه نسبت به بعضي واجبات ديني خود كاهلي مي كند، چه كنيم؟
۲ چگونه فرزندانمان را با واجبات دینی و فرایض اسلام آشنا کنیم؟
۳ مهمترین عمل بعد از واجب ترین واجبات چیست؟
۴ دفع منکرات با تأسیس رسانه های دینی محقق خواهد شد

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ بخل در انجام واجبات مالی
۲ تأخیر در انجام واجبات فوری
۳ ترک واجبات
۴ تنبلی در انجام واجبات
۵ دریافت مزد برای تبلیغ و تعلیم واجبات
۶ دریافت مزد برای واجبات عینی
۷ سهل انگاری در عمل به واجبات
۸ غفلت از واجبات
۹ تشویق گناهکارن
۱۰ ریا در عبادات
۱۱ لمس خطوط قرآن بدون غسل واجب
۱۲ ورود به مسجد الحرام و مسجدالنّبی بدون غسل واجب
۱۳ خواندن سوَر عزائم قبل از غسل واجب
۱۴ سجده واجب قرآن
۱۵ قبول یاری دیگران در امور واجب
۱۶ نپرداختن کفارات واجب
۱۷ تشویق افراد وظیفه شناس
۱۸ تشویق به نماز
۱۹ تشویق اسراف و تبذیر
۲۰ تبلیغ و تشویق غنا
۲۱ تبلیغ و تشویق همجنس گرایی
۲۲ تشویق به گناه

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده:مصطفی آقابزرگی
تهیه و تدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-95/5/23
کلید واژه: تذکر، تشویق، قدردانی، سپاس گذاری، مدال های دولتی، جایزه دادن، بزرگداشت، تکریم، امتیازات اجتماعی.

تشویق درلغت

آرزومند کردن، مشتاق کردن، مایل کردن، آفرین گفتن، راغب کردن، مایل کردن، ایجاد یا تقویت انگیزه. [۱]

تشویق دراصطلاح

عاملی که بتواند منشأ ایجادذوق وشوق تحریک وامید وعلاقه درانسان شود، برخی روان شناسان تشویق را عامل ارضای نیازهای روانی وفیزیکی انسان دانسته اند .
واژه های مترادف تشویق: تقدیر، تمجید، تکریم، ترغیب، تحسین، تشجیع، تعریف وتوصیف، توصیه وسفارش گویای نوعی تشویق است.

انواع تشویق

تشویق از نظرنوع اقدامی که انجام می شود به دو گروه زبانی و عملی می توان تقسیم کرد.
و از دیدگاه های دیگر هم می توان تقسیم بندی های دیگری را برای آن مورد توجه قرار داد که به چند نمونه از آن اشاره می شود.
۱-مادّی ۲ - معنوی ۳ - دنیوی ۴ - اخروی ۵- غیر مستقیم ۶ - مستقیم ۷- پنهان ۸- آشکار ۹- منقطع ۱۰ - مداوم.

نمونه های تشویق زبانی

لقب زیبا به شخص تشویق شونده دادن مانند اینکه: [در جنگ احد دراثر دلاوری ها، حماسه ها وفداکاری های امیر المؤمنین علی علیه السلام : جبرئیل ملک مقرب الهی این ندا را سرداد واین مدال را به حضرت علی علیه السلام داد: لافَتى الّا على لاسيف الّا ذُوالْفَقار] [۲]، آفرین گفتن، دعاکردن، شعاردادن به طرفداری.

نمونه های تشویق عملی

۱- مدح کردن۲- احترام گذاشتن۳- مدال دادن ۴ - جایزه دادن ۵- پاداش دادن ۶- برگزاری مجالس بزرگداشت ۷- لوح تقدیر دادن ۸- بدرقه کردن ۹- استقبال کردن۱۰- مزد ومژدگانی دادن .

مفهوم واجبات

واجب در لغت به معنای لازم و ثابت میباشد و فرض و فریضه به معنای اندازه ی معین و لازم است. در اصطلاح نیز هر چیزی که خداوند به آن امر فرموده به طوری که در بجا آوردنش ثواب و در ترکش وعده ی عذاب داده باشد آن را فریضه و واجب گویند.

اهمیت انجام واجبات در قرآن

«و کسی که خدا و پیامبرش را اطاعت کند، (در روز رستاخیز) همنشین کسانی خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده از پیامبران و صدّیقان و شهدا و صالحان و آنها رفیق های خوبی هستند » [۳]
این آیه در بیان مرتبه ی کامل ایمان و تقوی است کسانی که در مقام اطاعت پروردگار و پیروی از حکم و فرمان پیامبر اسلام برآیند و در عقیده و عمل استقامت داشته و شائبه تردید وتخلّف در آنان نباشد در اثر سعی و کوشش به مرتبه کامل ایمان نائل شده و ملحق به پیامبران خواهند بود. [۴]
« و هر کس اطاعت خدا و رسولش کند، به رستگاری(و پیروزی) عظیمی دست یافته است!» [۵]
این جمله وعده ای است به کسانی که همه اعمال صالح را بجا آورند و از همه گناهان اجتناب کنند؛ چون فوز عظیم را مترتب بر طاعت خدا و رسول کرده است. مساله اطاعت خدا و رسول، کلام جامعی است که همه احکام الهی واجبات و محرمات را شامل می شود. [۶]

اهمیّت انجام فرائض در احادیث

عن أبی عبد الله(علیه السلام) قال: قال الله تبارک وتعالى: مَا تَحَبَّبَ إِلَيَّ عَبْدِي بِأَحَبَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَيْه‏.
امام صادق(علیه السلام) فرمود :«خداوند می فرماید هیچ بنده ای نمی تواند به روشی بهترازانجام واجبات محبت مرا به خود جلب کند.» [۷]
کسی که بخواهد نظر شخص دیگری را به خود جلب کند، می بایست به خواسته های او اهمیّت داده، و همّت خویش را در صرف اجابت خواسته های وی کند. البته در دوستی با دیگر انسانها این خطر نیز وجود دارد که خواسته های آنان در تعارض با مصالح شخص باشد، اما در دوستی با خالق هستی که هرچه قرار داده در جهت آسایش انسان هاست، این خطرات نیز وجود ندارد و آنچه که او از بنده اش میخواهد، جملگی مورد تأیید عقل سلیم می باشد و آسایش دو گیتی را برای انسانی که خواستار جلب محبّت خداست، دربر دارد.

جایگاه واجبات در میان اعمال صالح

از آیات قرآن استفاده میشود که بعد از ایمان به خدا، عمل صالح، وسیله ی تکامل نفس و تقرب به خدا و نیل به درجات عالی انسانیت و زندگی پاک و پاکیزه اخروی است.
«هر کس کار شایسته ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده می داریم و پاداش آنها را به بهترین اعمالی که انجام می دادند، خواهیم داد.» [۸]
مقصود از عمل صالح، عملی است که در شرع به عنوان واجب یا مستحب معرفی شده است و عامل از طریق انجام آن می تواند به مقام قرب الهی نائل گردد. کسی که می خواهد رضایت خالق را جلب کند در مرتبه ی اول باید سعی کند واجبات و فرائض دینی را درست بر طبق مقررات شرع انجام دهد که با ترک فرائض و واجبات نمی توان به مقامات عالی نائل گشت، گرچه انسان در انجام مستحبات و اذکار و اوراد کوشا باشد. [۹]
از این رو سفارش رسول خدا(صلی الله و علیه و آله) به امیرمومنان(علیه السلام) این است: «ای علی! هر گاه دیدی مردم به مستحبّات اشتغال دارند تو به کامل ساختن واجبات بپرداز» [۱۰] و امیر مومنان علی(علیه السلام) نیز فرمود: «مستحبات، موجب نزدیکی بندگان به خدا نمی شود وقتی که به واجبات ضرر برساند.» [۱۱]

اهمیت تشخیص واجب در هر زمان

قال على بن الحسین عَجِبْتُ لِطَالِبِ فَضِيلَةٍ تَارِكِ فَرِيضَةٍ وَ لَيْسَ ذَلِكَ إِلَّا لِحِرْمَانِ مَعْرِفَةِ الْآمِرِ وَ تَعْظِيمِهِ وَ تَرْكِ رُؤْيَةِ مَشِيَّتِهِ بِمَا أَهَّلَهُمْ لِأَمْرِهِ وَ اخْتَارَهُمْ لَه‏.
حضرت امام سجاد(علیه السلام) می فرماید: «تعجب می کنم از کسی که در جستجوی تحصیل فضیلت است، ولی از انجام فرائض واجب کوتاهی می کند و چنین آدمی از معرفت حقیقت امر و از تشخیص وظیفه خود محروم بوده، حقیقت را سبک و حقیر شمرده و غفلت کرده است از آنچه خداوند متعال او را برای آن ساخته و از وی آن را خواسته است.» [۱۲]
تشخیص وظیفه از امور بسیار مهم است بطوری که گاهی متدینین روشن ضمیر و حتی آنان که دارای مکاشفه هستند از تشخیص آن عاجز بوده و در این مرحله انحرافات و گمراهی هایی پیدا می کنند.
یکی وظیفه اش کسب و تأمین معاش خود و عائله است و از این جهت تسامح می ورزد. دیگری وظیفه اش تحصیل علم به فرائض و آداب و سنن است ولی سبک می شمارد. یکی دیگر موظف است که نهایت اهتمام به واجبات و محرمات داشته باشد ولی به امور غیر لازم و کارهای مستحبی می پردازد. آن یکی نماز نمی خواند، و دم از دینداری می زند. یا روزه نمی گیرد و از فوائد روزه صحبت می کند یا به کتاب و سنت عمل نکرده و به حرف خدا و پیغمبر گوش نمی دهد و خود را عالم به حقیقت تصور می کند. یا اهل علم و دانش را مسخره کرده و عقل و برهان را کوچک شمرده و به سخن هر مدعی دروغگو تسلیم می شود، یا مرتکب صدها خیانت و جنایت و بی انصافی و ربا خواری و ظلم و دروغ و حیله و تزویر و تهمت و غیبت و بدگویی می شود و در صف اول جماعت جا می گیرد.
بسیاری مردم متدین در مقام تشخیص وظیفه دچار اشتباه و انحراف می گردند و چه بسیار به خاطر بجا آوردن امری مستحب، ترک تکلیف واجب می کنند؛ یعنی آن اندازه که به امور مستحبی و یا مرسوم و عرفی و متداول اهمیت می دهند، به وظائف و فرائض لازم خود اهتمام ندارند.

راهکار تشخیص وظیفه

در دین اسلام برای تشخیص آنچه بر انسان در زمان ها و مکان های مختلف واجب و فرض می باشد، دو وسیله و ابزار تعیین شده است، مراجعه به آن ها و استفاده ی صحیح و درست از آن ها می تواند انسان را به سوی مسیر درست هدایت کند. این دو وسیله عبارتند از: عقل و وحی.
آنان که با آیات قرآنی آشنایی دارند به خوبی می دانند که در هیچ کتاب آسمانی به اندازه ی قرآن به عقل و دلایل عقلی بها داده نشده است. [۱۳] با مراجعه به احادیث و روایات نیز می بینیم که مسئله ی حجیّت عقل برای انسانها از مسلّمات است .
در روایتی امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:.
حُجَّهُ الله عَلَی العِباد النَّبی و الحُجَّهُ فیما بینَ العِبادِ و بینَ اللهِ العقل.
«حجت خدا بر بندگان، پیغمبر است و حجت میان بندگان و خدا عقل است.» [۱۴]
طبق این روایت عقل از دو سو حجت و دلیل میباشد؛ اول دلیل و حجت خدا بر بندگان و دوم دلیل و حجت بندگان بر خدا. به عبارت دیگر خداوند به سبب وجود عقل می تواند از بندگانش این پرسش را داشته باشد که چرا چنین و چنان کردی و بندگان نیز با دلایل عقلی میتوانند علّت کارهای خویش را برای خدا توضیح دهند و از خدا درخواست جزای مناسب با اعمال خویش را نمایند. امام باقر(علیه السلام) فرمود: «چون خداوند متعال عقل را آفرید به او فرمود پیش بیا، پیش آمد فرمود برگرد، برگشت فرمود به عزت و جلالم مخلوقی بهتر از تو نیافریدم، امر و نهی و پاداش و کیفرم متوجه تو است. [۱۵]

" تشویق" کیمیای فرهنگی

افرادی را که به واجبات، اهتمام دارند را باید تشویق کرد تا فرهنگ واجبات گسترش یابد وافرادی که مرتکب محرمات می شوند باید مورد بی مهری قرار گیرند تا محرمات در جامعه به حداقل برسد.
خیلی از افرادی که به مراتب عالی اخلاقی، عرفانی، دینی، علمی، هنری، سیاسی، اقتصادی وغیره رسیده اند، موفقیت خویش را مدیون ومرهون فرد یا افراد مشوّقی مانند : پدر، مادر، همسر، فرزند، معلم، دوست و غیره می دانند .اگر زندگی اخلاقی و علمی دانشمندان و فرزانگان را به دقت مطالعه کنیم یا حضوراً از خود آنان بپرسیم که : علل موفقیت شما در رسیدن به این مدارج عالی، چیست ؟ حتما یکی از عوامل موثر را تشویق والدین، مسئولان، معلمان، دوستان و غیره معرفی خواهند کرد .عمل خوب و پسندیده، بدون در نظر گرفتن فاعل و انجام دهنده آن باید مورد قبول و تحسین واقع شود. همانگونه که در نقطه ما قبل آن، عمل ناپسند و بد باید مورد توبیخ و شماتت واقع گردد، بدون ملاحظه در مقام و منزلت عاملان آن . با تشویق چهره زندگی فرد، افراد، جامعه و جوامع، تغییر مثبت و سریع پیدا می کند. تشویق قدرت عجیبی در تحول و انقلاب فکری و قلبی آدمی دارد . اگر می خواهیم در زمیینه ای که خلاء وکاستی درآن، مشهود وملموس است، مثلا در رشته های علمی، اقتصادی و یا مشکلات بحرانی فرهنگی اگربخواهیم خود کفا، کامل و بی نیاز از بیگانگان شویم، یکی از عوامل مؤثرآن تشویق خدمتگذاران و نخبگان متعهد و متخصص است . با تشویق، داروی تلخ انتقاد برای مخاطب، مورد علاقه و مطلوب واقع می شود . با این وسیله می توان عادت بد و صفات رذیله را برطرف کرد. تشویق باعث ترویج ارزش ها و حرکت به سوی تکامل، رشد و سازندگی است.
چه بسا افرادی که در اول کار خود را بسیار ناتوان می بینند و از ادامه مسیر، بازمانده و دلسرد شده اند اما با تشویق فردی یا افرادی، روحیه، توان، عشق و امید آنان به بالاترین حد خود رسیده و گام های مطمئن و ثابتی به سوی آینده ای درخشان، برمی دارند.
ای کاش در کشور نهادی آگاه و امین برای شناخت فعالان در اقامه واجبات وجود داشت و منصفانه و منظم بر اساس مهمترین واجبات و بیشترین تلاش " دفتر تشویق و تقدیر" اقدام لازم را مبذول می داشت. ستاد امر به معروف می تواند این گام مهم را بردارد.
با تشویق می توان اراده و روحیه افراد را قوی تر و سالم تر نمود . تشویق فرد در مقابل مردم، دوستان یا خانواده ها، باعث ترویج عمل نیکو و ترغیب غیر مستقیم تماشاگران و حضار نیز می شود . با تشویق می توان در مسیر های طولانی، در شب های سرد زمستانی، یا روزهای گرم و در حرارت تابستانی نیز سفر و حرکت را با آسودگی خاطر و خوشحالی ادامه داد . ولی بدون تشویق، شاید طی مسیر کوتاه در روزهای بهاری هم خستگی آور جلوه کند . تشویق گره های کور را هم باز می کند . تشویق قفل های سخت دانش و صنعت را می گشاید . تشویق ستایشگران، مایه دلگرمی نیکوکاران است . تشویق معجزه می کند، به شرط آن که ما ازاین عمل معجزه آسا به خوبی استفاده کنیم . تشویق می تواند در افزایش کیفی و کمی و تولید رهایی از وابستگی به بیگانگان مؤثر باشد . تشویق، تاثیرشگرف و شایانی در تقویت اراده، انگیزه، حافظه و غیره دارد.

میادین تشویق ومسئولان آن

۱-کانون خانواده، توسط : پدر ۲- محیط مدرسه ومراکز علمی، توسط  : مدیرمدرسه یا رئیس دانشگاه ۳- رسانه های عمومی، خصوصأ صداوسیما(رسانه ملّی)، توسط: چهره های مشهور مذهبی، مثل علما ۴- دولت، توسط : رئیس جمهور، وزرا ۵- محیط های اداری، توسط : رئیس اداره ۶- محیط های صنعتی وتولیدی، توسط  : رئیس کارخانه ۷- محیط های دانش بنیان، توسط : ریاست ۸- محیط های نظامی وامنیتی، توسط: فرمانده یا درجه مافوق نظامی ۹- محیط های خدمت رسانی، توسط : ریاست ۱۰- محیط های سیاسی، توسط : رئیس جمهور، وزیر، رئیس مجلس ۱۱- محیط های هنری، توسط : مدیر ۱۲- میادین ابتکار و اختراع، توسط : شخصیتهای برجسته علمی ۱۳- محیط های کسب وکار وخدمات، توسط : چهره های مقبول و معتمدان اصناف.

مخاطب شناسی درتشویق به واجبات

افرادی که مورد تشویق قرار می گیرند دارای مراتب وموقعیتهای مختلفی هستند که در تشویق باید به این امور توجه کرد، زیرا با توجه به تغییر مخاطب در تشویق، نوع تشویق هم فرق می کنند، مخاطبین دارای طبقات خاص هستند، مثل دولت، مدیران کشور، مدیران مراکز علمی، نخبگان، افراد نظامی، کشاورزان، صنعتگران .
باتوجه به گروههای مختلف اجتماعی و موقعیت ونیازهای آنها نوع تشویق هم فرق می کند بعضی ها تشویقشان رتبه ای هست، بعضی با تشویقهای مادی، برخی با حمایتهای تحصیلی، گروهی با حمایت از آثار علمی آنها یا تولیدات مخاطب نوع تشویق فرق کند.

نقش دولت وصدا وسیما در تشویق به واجبات

در اینجا باید تاکید کنیم که دولت وصدا وسیما باید بیشترین نقش را در تشویق به واجبات داشته باشند . دولت با ایجاد لوایح قانونی و اصلاح قوانین، فرهنگ سازی، حمایت از آمرین به معروف وناهیان از منکر، تخصیص بودجه های خاص و تجمیع نهادهای مربوط به این امر را تحت لوای یک نهاد خاص، مثل ستاد امربه معروف ونهی از منکر، واینکه قانونها وحمایتها مقطعی نباشد واز سیاستهای ثابت باشد وبا عوض شدن دولتها واشخاص خللی در این امر مهمّ ایجاد نشود. صدا وسیما به عنوان یکی از مهمترین مراکز فرهنگ ساز وتأثیر گذار در جامعه باید با یک سند چشم انداز بلند مدّت در این مورد وارد میدان شود و با برنامه هایی با پشتوانه علمی، برای گروههای مختلف سنی وفرهنگی از طریق : ساخت مستند، فیلم کوتاه وبلند، برنامه های کارشناسی ومذهبی و... در این مسیر جهادی برنامه ریزی واقدام کند.

برخی آداب و شرایط تشویق وتنبیه

تشویق و تنبیه معطوف به رفتار باشد نه به شخصیت فرد

تشویق باید به فعل و عمل نیک شخص تعلق گیرد تا محرک و تقویت کننده باشد و موجب خود بینی و خروج از اعتدال شخص نشود، بلکه فرد را به سوی منازل و مراتب بالاتر ترغیب نماید. تنبیه نیز باید به کار بد تعلق گیرد، نه به شخصیت فرد؛ در غیر این صورت فرد بر اثر تنبیه در معرض احساس حقارت قرار می گیرد. چنانکه امیر مؤمنان علی(علیه السلام)، فرموده اند: إنَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ وَضَعَ الثَّوابَ عَلٰی طاعَتِهِ وَ الْعِقابَ عَلٰی مَعْصِیَتِهِ ... [۱۶]همانا خدای سبحان پاداش را « بر طاعت» خود و عقاب را « بر نافرمانی» خود قرار داده است...

تشویق و تنبیه طبق قانون و در چارچوب عقل و وحی

تشویق و تنبیه نیز همانند هر کار دیگری باید طبق قانون و در چارچوب عقل و وحی انجام شود تا پیامدهای مطلوب خود را بر جای گذارد. با هر فرد باید به تناسب وضع و حالش رفتار کرد و به وسیله ی تشویق و تنبیه مناسب، آن را هدایت نمود. حضرت در نامه ای به مالک می فرمایند: وَ لا یَکُونَنَّ الْمُحْسِنُ وَ الْمُسی ءُ عِنْدَکَ بِمَنْزِلَهٍ سَواءٍ... وَ أَلْزِمْ کُلًّا مِنْهُم ما أَلزَمَ نَفْسَهُ [۱۷] هرگز نیکوکار و بدکار در نظرت یکسان نباشند... و هر کدام از آنان را بر اساس کردارشان پاداش ده. در تربیت افراد باید به این امور توجه کرد: متناسب بودن رفتاربا شخص تشویق شونده یا تنبیه شونده از اهم مطالب است.

رعایت تعادل در تشویق وتنبیه

تشویق و تنبیه باید بجا و متناسب با میزان و نوع کار باشد. نباید برای کار کم، پاداش های زیاد و تحسین های بیش از اندازه در نظر گرفت. در مورد تنبیه هم، باید میزان خطا و جرم را در نظر گرفت. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)، درباره ی فردی که از نافرمانی خانواده اش شکایت کرد بعد از امر به عفو و بخشش فرمودند: اگر خواستی تنبیه کنی، به اندازه گناهی که کرده است مجازات کن [۱۸]. و نیز در نهج البلاغه آمده: ثُمَّ اعْرِفْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُم ما أبْلی وَ لا تَضُمَّنَّ بَلاءَ امْرِئٍ إِلی غَیْرِهِ وَ لا تُقَصِّرَنَّ بِهِ دُونَ غایَهِ بَلائِهِ وَ لا یَدْعُوَنَّکَ شَرَفُ امْرِئٍ إِلَی أَنْ تُعْظِمَ مِنْ بَلائِهِ ما کانَ صَغِیراً وَ لا ضَعَهُ امْرِئٍ إِلی أَنْ تَسْتَصْغِرَ مِنْ بَلائِهِ ما کانَ عَظِیماً [۱۹]. همواره در نظر دار که هر یک چه مقدار رنج و تلاش کرده اند، و رنج کسی را به دیگری نسبت نده و در اجر و مزدش به اندازه رنجی که برده کوتاهی مکن(مقدار تشویق متناسب با عمل) شرف و بزرگی کسی تو را وادار نکند که رنج اندکش را بزرگ شماری(بی جا او را تشویق کنی) و فرو دستی کسی تو را و اندارد که رنج بزرگش را کوچک شماری(و او را تشویق مناسب نکنی).

عدالت در تشویق

تشویق باید به اندازه باشد تا اثرات منفی به جا نگذارد. حضرت به این امر اشاره دارند آن جا که می فرمایند: الثَّنَاءُ بِأکْثَرَ مِنَ الإسْتِحْقاقِ مَلَقٌ وَ التَّقْصیرُ عَنِ الإستِحْقاقِ عِیٌّ أوْ حَسَدٌ [۲۰]. ستودن بیش از آنچه که سزاوار است نوعی چاپلوسی، و کمتر از آن، درماندگی یا حسادت است.
همچنین این نکات هنگام تشویق باید درنظر گرفته شود:
باید متناسب با کار شخص باشد.
باید به موقع باشد.
باید بیشتر بر ارزش ها و افعال صادر شده باشد تا بر اشخاص.
باید هماهنگ با معیارهای اخلاقی و فرهنگی و اجتماعی باشد.
باید با حالت قدردانی باشد نه باج دادن.
هدف از تشویق باید هدایت به راه صواب باشد [۲۱].
در تشویق باید از زیاده روی و تبعیض پرهیز کرد.
در تشویق باید به علت آن اشاره کرد.
گاهی از مواقع گذشت از خطای افراد، جزئی از امر تشویق محسوب می گردد.تشویق باید به صورت آشکارا انجام گیرد. این عمل هم جنبه معنوی دارد و هم تنبیهی است برای افراد سست و کم کار. امیرالمؤمنین(علیه السلام)، می فرمایند : اُزْجُرِ الْمُسی ءَ به ثوابِ الْمُحْسِنِ [۲۲] بد کار را با پاداش دادن نیکوکار، آزار ده. یعنی می توان فرد خطاکار را بدون مخاطب قرار دادن، با تشویق کردن دیگران تنبیه کرد.
برای تأثیر بیشتر تشویق واثر گذاری، تشویق کننده باید، شخصی مقبول ومحبوب، تشویق شونده باشد، مثل : استاد مورد علاقه شخص، عالم دینی محبوب شخص، دوست صمیمی، مادر وافرادی که بیشترین تأثیر گذاری را روی فرد تشویق شونده دارند .
رابطه تشویق و تنبیه امر به معروف ونهی از منکر زمانی سازنده است که آمران به معروف وناهیان ازمنکر تشویق وتنبیه را بطور هماهنگ اجرا کنند، زیرا تشویق منهای تنبیه همانند استعمال داروی بدون پرهیز است . از این رو ما با ذکر چند مثال ازکلام نورانی الهی وروایات معصومین ع بر این نکته(رابطه تشویق وتنبیه) تاکید می کنیم.

پاداش تشویق کنندگان به واجبات وسنن دینی

پیامبر اکرم صلی الله وعلیه وآله فرمودند:الدَّالُّ عَلَى الْخَيْرِ كَفَاعِلِه‏  : کسی که دیگران را برانجام دادن کار پسندیده ای هدایت وراهنمایی کند(در ثواب بردن) مثل فاعل وانجام دهنده آن است. [۲۳] همچنین فرمودند: الآمر بالمعروف کفاعله: امر کننده به کار پسندیده، مثل فاعل وانجام دهنده آن است. [۲۴]
امام محمّد باقر علیه السلام فرمودند: مَنْ أَمَرَ بِمَعْرُوفٍ أَوْ نَهَى عَنْ مُنْكَرٍ أَوْ دَلَّ عَلَى خَيْرٍ أَوْ أَشَارَ بِهِ فَهُوَ شَرِيكٌ وَ مَنْ أَمَرَ بِسُوءٍ أَوْ دَلَّ عَلَيْهِ أَوْ أَشَارَ بِهِ فَهُوَ شَرِيك‏. [۲۵]
هر کس از بندگان خدا که سنتی نیکو وشایسته بنیان نهد، برای او برابر پاداش همه افرادی که به آن سنت عمل می کنند، اجر وپاداش خواهد بود، بدون اینکه از ثواب احدی از آنها، چیزی کاسته شود. و[برعکس] هر کس کار زشتی را بدعت نهد، کیفر وعذاب اوبرابر است با کیفر وجزای همه افرادی که به آن عمل کنند، بدون اینکه ازعقوبت وجزای احدی از آنها، چیزی کاسته گردد .

تشویق در کلام الهی

[خداوند تبارک وتعالی در قرآن مجید می فرماید:إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَإِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا وَيُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْرًا عَظِيمًا. [۲۶] همانا خداوند حتی به اندازه ذره وناچیزی هم، به کسی ستم نمی کند . واگر(از جانب شما انسانهای مؤمن) کار نیکی باشد، خداوند به لطف خود ثواب آن را دو برابر(ویا چند برابر) خواهد کرد . و(به راستی) از پیشگاه فضل الهی، پاداش گرانقدری داده می شود.
[فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ ] [۲۷]
پس کسی که به اندازه خردل وذره ای کار نیک انجام داده باشد، (حتماً در روز قیامت ثواب) آن را خواهد دید و(برعکس) هر کسی که به اندازه ذره وناچیزی، کار زشت انجام داده باشد، (عقاب ومجازات) آن را نیز خواهد دید.
[لَا يَسْتَوِي أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُونَ .] [۲۸] گروه دوزخیان وجمعیت وساکنان بهشتی، هرگز با هم مساوی نیستند(چرا که) گروه بهشتیان، رستگار وسعادتمند واقعی هستند.
در تربیت اسلامی اصل تشویق و تنبیه به عنوان امری مسلم مورد توجه ویژه قرار گرفته است. قرآن به عنوان مهم ترین کتاب هدایت و تربیت انسان ها از بهشت و جهنم، تبشیر و انذار پیامبران، پاداش و کیفر اعمال، وعده و وعیدهای شوق انگیز و خوفناک به عنوان جلوه هایی از تشویق و تنبیه، برای هدایت انسان ها استفاده کرده است. در حقیقت مقصود از مژده دادن به بهشت، دلگرم کردن و تحریک افراد نسبت به اعمال خیر است؛ و مقصود از انذار و ترسانیدن از جهنم و عذاب، اعلام خطر کردن و بر حذر داشتن از کارهای زشت و عذاب الهی است. به همین جهت یکی از اهداف رسالت انبیا را نوید دادن و بیم دادن قرار داده و فرموده است: فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ [۲۹].... وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ [۳۰]... همچنین به عنوان نمونه، قرآن برای تشویق به ایمان و عمل صالح می فرماید: وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ [۳۱]... و یا برای تنبیه سارق و تنبیه مُحارِب می فرماید: وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا [۳۲]... إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ [۳۳]. قرآن مجید کاملاً یک سیستم پاداش و جزا(تشویق و تنبیه) را به کار برده است. در قرآن مجید بیش از هفتاد مورد فقط در مورد جزا و مشتقات آن صحبت شده که از اهمیت ویژه ای برخوردار است [۳۴]. در چند نمونه از این آیات، قرآن مجید می فرماید: هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ [۳۵] آیا پاداش نیکی و خوبی غیر از نیکی و خوبی است. وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُ جَزَاءً الْحُسْنَى [۳۶] اما هر کس ایمان بیاورد و عمل صالح و شایسته انجام دهد پس برای او جزاء و پاداش نیکوست.وَجَزَاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا [۳۷] و پاداش بدی، بدی مثل آن است. لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَسَاءُوا بِمَا عَمِلُوا وَيَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى [۳۸] تا بدکاران را به کیفر کارهایشان برساند و نیکوکاران را در برابر اعمال نیکشان پاداش دهد.
تدبّر و تفکر در این آیات نشان می دهد که اسلام همانند مکاتب دیگر هم برای این دنیا و هم برای آخرت پاداش و جزا را منظور داشته است. اما نهج البلاغه نیز که اهمیت آن در معارف غنی اسلام، بر همگان روشن است و چون گوهر گران بها بر تارک معارف عالیه اسلام می درخشد، به کارگیری شیوه ی تشویق و تنبیه را به عنوان سیره ی آن حضرت در تربیت و هدایت مردم نشان می دهد.

تشویق وتنبیه درکلام وسیره معصومین(ع)

پیشوایان معصوم علیهم السلام الگوی انسان درهمه ابعاد زندگی، از جمله: عبادت، بندگی، هدایت، امر به معروف ونهی از منکر، جهاد، کار وتلاش، جهاد علمی، اقتصاد، سیاست، جهاد فرهنگی وغیره هستنند.
اهل البیت به زمان، مکان، نوع ومیزان تشویق وهمچنین به روحیات افراد یاجامعه توجه واشراف داشتند وباتوجه به این عوامل افراد راتشویق یاتنبیه می کردند خصوصاً درمورد اوامر ونواهی الهی(واجبات ومحرمات).
اهل البیت ع بیشتر از آنکه با گفتار خود مردم را به واجبات وغیره دعوت کنند با عمل ورفتار پسندیده خود مردم را به واجبات وعمل به دین تشویق می کردند.
همانگونه که امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرماید:
ُ إِنِّي وَ اللَّهِ مَا أَحُثُّكُمْ عَلَى طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقُكُمْ إِلَيْهَا وَ لَا أَنْهَاكُمْ عَنْ مَعْصِيَةٍ إِلَّا وَ أَتَنَاهَى قَبْلَكُمْ عَنْهَا . [۳۹]
همانا من(علی) شما را به طاعتی وادار نمی کنم جز اینکه خودم در انجام آن، برشما سبقت گرفته باشم. وازگناهی بازنمی دارم مگر آنکه خودم پیش از شما از انجام آن، باز ایستاده باشم.
امام علی علیه السلام درضمن سفارشاتی به مالک اشتر می فرمایند:َ لَا يَكُونَنَّ الْمُحْسِنُ وَ الْمُسِي‏ءُ عِنْدَكَ بِمَنْزِلَةٍ سَوَاءٍ فَإِنَّ فِي ذَلِكَ‏ تَزْهِيداً لِأَهْلِ الْإِحْسَانِ فِي الْإِحْسَانِ وَ تَدْرِيباً لِأَهْلِ الْإِسَاءَةِ عَلَى الْإِسَاءَةِ وَ أَلْزِمْ كُلًّا مِنْهُمْ مَا أَلْزَمَ نَفْسَهُ ‏:(ای مالک !) ... مواظب باش که افراد نیکوکار وگنهکار در پیشگاه تو، یکسان ومساوی نبوده باشند. [۴۰]
امام صادق ع می فرمایند: كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ لِيَرَوْا مِنْكُمُ الْوَرَعَ وَ الِاجْتِهَادَ وَ الصَّلَاةَ وَ الْخَيْرَ فَإِنَّ ذَلِكَ دَاعِيَة. [۴۱]
ای شیعیان! مبلّغ ودعوت کننده مردم، به واسطه غیر گفتارتان باشید(وبا عمل صالح خود، تبلیغ کنید.) برای اینکه مردم از شما، تقوا، کوشش، نماز و کار پسندیده ببینند، پس به درستی که این(روش تبلیغی، بهترین) دعوت کننده(مردم به سوی کارهای نیکو ومعروف) است.
باتوجه به روایات وسیره معصومین شیوه هایی که آنها برای تشویق مردم به واجبات و امور دیگر دینی استفاده می کردند به این شرح بود:
-عمل به اموردینی، قبل از توصیه وتشویق دیگران به آن امر، که این خود بهترین تشویق ومشوق برای ترغیب مردم به واجبات وامور دیگر دینی بود.
- اخلاق نیکوئی که آنها داشتند که خوش خلقی آنها بی همتا بود واین هم از مهمترین موارد تشویق افراد به دین وامور دینی بود.
- اعطای هدیه، جایزه، پاداش، صله.
- احترام خاص وتکریم خانواده شهدا.
- پرداخت دیون وبدهی افراد بدهکار.
- کمک به مستمندان ویتیمان.
- رفتن به زیارت مومنین وحتی مخالفین، شفاعت کردن، شفا دادن به اذن الله.
- سهم بیشتری از غنائم به مهاجران وافراد تازه مسلمان می دادند.
- تشویق های مادّی، کتبی، لسانی، دعائی.
- شرکت در نماز مخالفین، کمک مالی وبرخورد کریمانه با مخالفین.
- آزاد کردن اسیران دشمن به سبب نیکوکار بودن آنها.
بهترین مشوق به واجبات، عمل زیبای خود آمربه معروف است که این خود بهترین وموثرترین راهکار اجرائی است وپس از آن آمر به معروف باید ازشیوه هایی استفاده کند که اهل البیت خود، ازآن شیوه ها استفاده می کردند.
-حضرت امیرعلیه السلام در نامه ی معروف خود به مالک اشتر، تشویق را عامل تحریک برمی شمارند:
وَ واصِلْ فی حُسْنِ الثَّناءِ عَلَیهِم وَ تَعْدیدِ ما أَبْلی ذَوُو الْبَلاءِ مِنْهُم فَإِنَّ کَثْرَهَ الذِّکْرِ لِحُسْنِ أَفْعالِهِم تَهُزُّ الشُّجاعَ وَ تُحَرِّضُ النّاکِلَ إِنْ شاءَ اللَّهُ [۴۲]. و همواره از آنان(به عنوان تشویق) ستایش کن و کارهای مهمی که انجام داده اند بر شمار، زیرا یادآوری کارهای ارزشمند آنان، شجاعان را(به سمت تلاش بیشتر) بر می انگیزاند، و ترسوها را به تلاش وا می دارد، إنْ شاءَاللّهُ.
- تشویق و هدیه دادن به شاعر در یکی از روزها درجنگ صفین، شاعـری بنام أبو أسماء در میـان لشـگریان اشـعاری در مدح و ستایش حضرت خواند و نیکو ایشان را ستود.(البته این مدح، اثبات حق وبصیرت دهی به افراد بود، نه یک مدح شخصی صرف) وقتی اشعار او به پایان رسید حضرت خطاب به او فرمودند: خدا تو را رحمت کند ای أبوأسماء! و بشارت های نیکو به تو دهد زیرا تو از برگزیدگان در محبت و وفاداری می باشی. سپس دستور فرمودند تا یکی از خدمت کاران مخصوص در خدمت آن شاعر قرار گیرد و او را در کارهای زندگی یاری رساند [۴۳]
-حضرت، فرماندار مدائن(سعد بن مسعود ثقفی) را که به نیکی انجام وظیفه کرده بود این گونه مورد محبت قرار می دهند: تو به شیوه ی مردان پرهیزکار و نجیب و نیکوکار در تأمین منابع مالی دولت اسلامی کوشیده ای و از پروردگارت اطاعت نموده و امام خود را خشنود ساخته ای. پس خدا گناهانت را بخشیده و تلاشت را قبول و عاقبت تو را به خیر ختم نماید. نیز درباره ی یکی دیگر از فرمانداران می فرمایند: تو به خوبی فرمانروایی کرده ای و امانت را به جای آورده ای، پس بی آن که مورد کمترین بدگمانی و ملامتی باشی، یا اتهام گناهی درباره تو مطرح باشد، به سوی ما بیا [۴۴]. و یا به یکی دیگر از فرمانداران می نویسند: فَإنَّکَ مِمَّن أسْتَظْهِرُ بِهِ عَلی إقامَهِ الدِّینِ وَ أقْمَعُ بِهِ نَخْوَهَ الأَثیمِ وَ أسُدُّ بِهِ لَهاهَ الثَّغْرِ المَخُوفِ [۴۵]. همانا تو از کسانی هستی که در یاری دین از آن ها کمک می گیرم، و سرکشی و غرور گناهکاران را درهم می کوبم، و مرزهای کشور اسلامی را که در تهدید دشمن قرار دارند حفظ می کنم .
-حضرت از مردم کوفه به دلیل فداکاری آن ها در جنگ جمل قدردانی کردند. یاد شهدای بصره و کارگزاران شهیدش را گرامی داشت و از صفات و برجستگی های نیکوی آن ها یاد می کرد . [۴۶]
حضرت علی علیه السلام، درباره نقش پاداش و کیفر الهی در تربیت انسان فرموده اند: إنَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ وَضَعَ الثَّوابَ عَلی طاعَتِه وَ الْعِقابَ عَلی مَعْصِیَتِه ذِیادَهً [۴۷] لِعِبادِهِ عَنْ نِقْمَتِه وَ حِیاشَهً لَهُم إلی جَنَّتِه [۴۸]. همانا خداوند پاداش را بر اطاعت، و کیفر را بر نافرمانی قرار داد تا بندگان را از عذابش برهاند و به سوی بهشت کشاند. و در مورد بکارگیری شیوه ی تشویق و تنبیه خطاب به مالک اشتر چنین می فرمایند: ای پسر حارث در عملیات کارکنان حکومت خود نیک بررسی و دقت کن. آن که با فداکاری انجام وظیفه می نماید باید قولاً و عملاً تشویق شود؛ حتی کوچک ترین اقدام ستوده اش را هم نباید نادیده انگاشت و در مقابل از بدکاران نیز لازم است مطابق مقررات اسلام انتقام کشی و کیفر جویی. نمونه های تشویق و ترغیب یاران و کارگزاران، و یا تنبیه آنان در نهج البلاغه فراوان است که از مجموع آن ها برمی آید که روش تشویق و تنبیه، به طور جدی مورد توجه آن حضرت بوده است.

تشویق بهتر است یا تنبیه؟

از آنجا که اسلام دین رحمت است، در رهنمودهای کتاب خدا و ائمه(علیهم السلام)، تشویق و ترغیب مقدم بر تنبیه است. امام علی(علیه السلام)، در فرمایشی به این اصل به خوبی اشاره می فرمایند: ضادُّوا الشَّرَّ بِالخَیْرِ [۴۹]. ضادُّوا الإساءَهَ بِالإحْسانِ [۵۰]. به وسیله خوبی با بدی بستیزید.(در برابر بدی مردم خوبی کنید). در برابر بدی احسان کنید. این سخنان حضرت حائز این نکته است که اصل تربیت اسلامی بر نرم خویی و خوش خلقی استوار است و برای تربیت، عمل و رفتار نیکو بسیار مؤثرتر از تنبیه و یا رفتارهای خشن است. همچنین حضرت در نامه ای به یکی از فرمانده هان خود می نویسند: وَ ارْفُقْ ما کانَ الرِّفْقُ أَرْفَقَ وَ اعْتَزِمْ بِالشِّدَّهِ حینَ لا تُغْنی عَنْکَ إلَّا الشِّدَّهُ. [۵۱] در آنجا که مدارا کردن بهتر است مدارا کن، و در جایی که جز با درشتی کار انجام نگیرد، درشتی کن. پس همین اصل می تواند سرلوحه ی ما در امور تربیتی و همچنین در حوزه ی امر به معروف و نهی از منکر قرار گیرد. تحقیقات انجام شده در سازمان ها هم نشان داده است که عموماً تشویق و پاداش مؤثرتر از جزا و یا تنبیه می باشد. [۵۲]
حضرت امیر علیه السلام گاهی یاران و اصحابش را با توصیف و تعریف و عبارت های حماسی تأیید و تشویق می کرد. از باب نمونه در خطبه ای خطاب به آنان چنین فرمود: أَنتمُ الأنْصارُ عَلی الْحَقِّ وَ الإخْوانُ فی الدِّینِ وَ الْجُنَنُ یَوْمَ الْبأْسِ وَ الْبِطانَهُ دُونَ النّاسِ بِکُم أَضْرِبُ المُدْبِرَ وَ أَرْجُو طاعَهَ المُقْبِلِ [۵۳]. شما یاران حق و برادران دینی من می باشید، در روز جنگ چون سپر محافظ دور کننده ضربت ها، و در خلوت ها محرم اسرار من هستید، با کمک شما پشت کنندگان به حق را می کوبم و به راه می آورم، و فرمانبرداری استقبال کنندگان را امیدوارم. همچنین پیش از جنگ صفین طی نامه ای شماری از کار گزارانش را ضمن ستایش و تقدیر، برای همکاری و همراهی در جنگ بر ضد معاویه دعوت کرد [۵۴]. و یا زمانی به عیادت صعصعۀ بن صوحان رفته و او را با کلام خویش چنین تمجید می نمایند: إنَّکَ ما عَلِمْتُ حَسَنُ الْمَعُونَهِ خَفیفُ المَؤُونَهِ [۵۵]. همانا تو تا آنجا که دانسته ام یاوری نیکو و کم هزینه ای. همچنین سخن نگفتن، بی اعتنایی، سرزنش، بی حرمتی، تهدید، محروم کردن، جریمه، کیفر و... نیز از گونه های تنبیه به شمار می آیند.در اصل مسأله هیچ تردیدی نیست. مهم، نوع اعمال و اجرای درست این شیوه ها است. بی تردید اگر تشویق و تنبیه درست به کار گرفته شوند در تربیت و اصلاح، نقش مهمی را ایفا خواهند کرد؛ و هر گونه سهل انگاری و یا تندروی در استفاده از آن ها ممکن است پیامدهای زیان باری در پی داشته باشد.
فلسفه ی تشویقات و تنبیهات، همان طور که از ظاهر این دو کلمه فهمیده می شود، ایجاد شوق در افراد صالح و تنبّه و بیداری در متخلف است. بر همین اساس، تشویق و تنبیه باید مبتنی بر اصول و معیار و آدابی باشد تا فلسفه خود را از دست ندهد. در غیر این صورت نه تنها اثر تربیتی مطلوب از آن ها حاصل نخواهد شد، بلکه فرایند تربیت را دچار مشکل خواهد کرد. در اینجا به ذکر پاره ای از این موارد می پردازیم.

تشویق در فقه

تشویق به اعمال نیک گاهی واجب وگاهی مستحب و تشویق به گناه، حرام است. [۵۶] [۵۷] [۵۸]

اولویت های تشویق درجامعه

واجباتی که در عصر حاضربیشترین تشویق باید در مورد آنها صورت گیرد بدین شرح است:
۱-تشویق به ازدیاد جمعیت مسلمانان، خصوصاً در کشورما، که اگر این امر صورت نپذیرد اسلام واقعی که نماد آن تشیع علوی است درآینده در معرض ضعف وانحطاط قرار می گیرد ونظام جمهوری اسلامی هم در معرض نابودی قرار می گیرد، که به فرموده مراجع بزرگوار وامام راحل ومقام معظم رهبری، [حفظ نظام از اوجب واجبات است .]، ویکی از مهمترین راههای حفظ نظام پاسداری از جمعیت ایران ودر رأس آن حفظ ترکیب جمعیتی آن می باشد.
۲- تشویق به حجاب وعفاف ودر مقابل آن مبارزه با فساد و تهاجم فرهنگی، اگر این واجب الهی حفظ وپاسداری نشود که جزء سنگرها ودژهای اولیه ایمان است دیگر از اسلام ونظام ما جز اسمی باقی نمی ماند مگر به فرموده امام راحل: اسلام آمریکایی وامروزه کشور ما از این ناحیه ضربه پذیر شده ودر فتنه ها می بینیم جمع زیادی از پیاده نظام دشمن همین افراد هنجارشکن وبد حجاب وبی حجاب هستند، از این رو باید با افراد هنجار شکن وافراد مروج بی حجابی و بد حجابی مبارزه شود وآنها را تنبیه کرد.
۳- تشویق به حفظ وحدت بین مذاهب مختلف جامعه اسلامی ایران ودیگر ملل مسلمان، که این اختلافات باعث فتنه ها، کشتارها ونابودی جوامع اسلامی شده ومیوه این اختلاف بسیار تلخ را استکبار می چیند، لذا باید افرادی که فتنه گر وتفرقه انداز بین صفوف مسلمین هستند را مواخذه وتنبیه کرد.
۴-تشویق به حفظ وحدت دولت و ملت و جناح های معتقد به اسلام و قرآن واهل البیت، ومبارزه با تفرقه افکنان.
۵- تشویق به اقتصاد مقاومتی که یکی از شاخصه های مهمّ آن تولید داخلی با کیفیت است زیرا اگر جامعه اسلامی وابسته به واردات بی رویه از کفار واجانب باشد با هر تهدید آنها جامعه مجبور به تسلیم وعقب نشینی از ارزشها ومواضع خود می شود.
۶- تشویق به تولید علم وفن آوری وحمایت از نخبگان علمی متعهد، که نخبگان علمی متعهد در صف اول مبارزه وپاسداری از نظام اسلامی هستند وتنبیه کسانی که در یاس وناامیدی جوانان می کوشند وآنها را تر غیب به خروج از کشور می کنند.
۷- تشویق ایثارگران، خانواده شهدا وحمایت وگرامی داشت آنها برای حفظ روحیه مقاومت وجهاد وتنبیه هتاکان به ارزشها وخانواده شهدا وایثارگران.
۸- تشویق افراد جامعه به ادای فرائض دینی ودر رأس آن نماز، که : [الصلوه عمود الدین .] [۵۹]، [ان صلوه تنهی عن الفحشاء والمنکر]. [۶۰] ۹- تشویق افراد نظامی به بالا بردن تواناییهای خود وارتقاء فن آوریها نظامی روز دنیا که کیان اسلامی را از شرّ اجانب وکفار حفظ کنند وتنبیه افراد سست عنصر.
۱۰- تشویق افرادی که پاسدار عقائد(علماء دینی) جامعه اسلامی ودر صف اوّل مبارزه با تهاجم وشبیخون فرهنگی هستند وتنبیه افرادی که مغرضانه تبلیغ بی دینی وفرق منحرف را می کنند.
۱۱- تشویق وحمایت از آمران به معروف وناهیان از منکر، برای زنده ماندن این فریضه الهی، که جامعه به فساد وبی دینی دچار نشود.

کتب و مقالات تشویق

تشویق و تنبیه از دیدگاه قرآن کریم: کبری کاشانیها.
تشویق پاسدار معروف: محمد ابراهیم احمدی.
تشویق و تنبیه دو کلید طلایی تربیت: سیده مریم میری.
تشویق و تنبیه: نسرین حسن پور.
جایگاه تشویق و تنبیه در اسلام: داوود حسینی.
مقاله ضرورت و چگونگی تشویق و تنبیه: عبد الوهاب کرباسی، سایت راسخون.
مقاله ضرورت و چگونگی تشویق و تنبیه از دیدگاه امام علی(ع)، سایت شیرازه.
مقاله نقش تشویق و تنبیه در تربیت، مبتنی بر سیره رفتاری امام رضا(ع)، سایت زندگی رضوی.
مقاله تشویق و تنبیه کدامیک؟ ، سایت آموزش فناوری اطلاعات.


منابع ومآخذ

ا.قرآن کریم .
۲.نهج البلاغه، سید رضی ره.
۳.اصول کافی ، کلینی ره.
۴. غررالحکم و دررالکلم،عبدالواحد تمیمی آمدی.
۵. ثواب الاعمال وعقاب الاعمال، شیخ صدوق ره.
۶. بحار الانوار ،علامه مجلسی ره.
۷. تشویق پاسدار معروف : محمّد ابراهیم احمدی .
۸. لغت نامه دهخدا.
۹. فرهنگ فارسی معین.
۱۰. سایت راسخون ،مقاله ضرورت و چگونگی تشویق و تنبیه: عبد الوهاب کرباسی عامل http://www.rasekhoon.net
۱۱. سایت مرکز اطلاع رسانی غدیر http://www.ghadeer.org
۱۲. سایت پایگاه تخصصی مجمع جهانی شیعه شناسی http://www.shiastudies.com
۱۳. سایت ویکی فقه http://wikifeqh.ir

پانویس

  1. لغت نامه دهخدا وفرهنگ فارسی معین .
  2. بحار، ج ۱۹، ص ۳۱۷، روایت ۶۴.
  3. سوره نساء / سوره۴، آیه۶۹
  4. حسینی همدانی، سید محمدحسین ؛ انوار درخشان، ج۴، ص۱۱۰.
  5. سوره احزاب / سوره۳۳، آیه۷۱--
  6. تفسیرالمیزان، ترجمه سیدمحمد باقر موسوی همدانی، ج۱۶، ص۵۲۳-۵۲۴
  7. الکافی، ج۲، ص۸۲
  8. سوره نحل / سوره۱۶، آیه۹۷
  9. ر.ک: امینی، ابراهیم ؛ خودسازی و تزکیه نفس، ص۲۱۶-۲۱۷.
  10. صابری یزدی، علیرضا ؛ الحکم الزاهره، ترجمه محمدرضا انصاری محلاتی، ص۷۴۸-۱۲.
  11. آمدی، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص۱۷۹.
  12. مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه، ص۱۱۲
  13. مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار شهید مطهری، ج۲۶، ص۵۸.
  14. کافی، ج۱، ص۲۵
  15. کافی، ج۱، ص۲۶.
  16. نهج البلاغه، حکمت 368.
  17. نهج البلاغه نامه 53.
  18. نهج البلاغه، حکمت 368.
  19. نهج البلاغه نامه53.
  20. نهج البلاغه حکمت 347.
  21. محمّد اصلی پور، مدیریت ورهبری با سیری در نهج البلاغه.
  22. نهج البلاغه حکمت 177.
  23. الحکم الزاهره، علیرضا صابری یزدی، ج ۱ ص ۴۱۰.
  24. راهنمای انسانیت ص ۵۷.
  25. الحکم الزاهره، ج۱ص۳۵۸.
  26. سوره نساء آیه ۴۰.
  27. سوره زلزله آیه ۷و۸
  28. سوره حشر آیه ۲۴.
  29. سوره بقره آیه ۲۱۳.
  30. سوره انعام آیه ۴۰.
  31. سوره بقره، آیه۲۵.
  32. سوره مائده آیه ۳۸.
  33. سوره مائده آیه ۳۳.
  34. سایت اسلام پدیا http://islampedia.ir
  35. سوره الرحمن آیه۶۰.
  36. سوره کهف، آیه ۸۸.
  37. سوره شوری آیه ۴۰.
  38. سوره نجم، آیه ۳۱.
  39. ثواب الاعمال وعقاب الاعمال.
  40. نهج البلاغه، فیض الاسلام ص۱۰۰۰و۱۰۰۱.
  41. المعجم المفهرس للالفاظ اصول الکافی، الیاس کلانتری ص۲۸۴.
  42. نهج البلاغه نامه ۵۳.
  43. امام علی وعلم وهنرص۱۳۵ .
  44. تاریخ یعقوبی، ج۲ص ۱۱۱.
  45. نهج البلاغه نامه ۴۶معجم المفهرس محمد دشتی.
  46. نهج البلاغه، نامه ۳۴٬۳۵.
  47. نهج البلاغه حکمت ۳۶۸
  48. نهج البلاغه، حکمت ۳۶۰.
  49. شرح غررالحکم، ج ۴ ص۲۳۱.
  50. شرح غررالحکم، ج ۴ ص۲۳۲.
  51. نهج البلاغه، نامه۴۶.
  52. ترجمه غررالحکم ودررالکلم ص۲۳۲.
  53. نهج البلاغه، خطبه ۱۸۶.
  54. نهج البلاغه، خطبه ۱۱۸.
  55. نهج البلاغه نامه ۷۱.
  56. مصباح المنهاج، ص۱۶۸.
  57. کلمه التقوى، ج۶، ص۳۸۱.
  58. منهاج الصالحین(سید محمد سعید حکیم)، ج۱، ص۴۲۸.
  59. وسائل الشیعه، ج۴ ص ۲۷ حدیث ۴۴۲۴.
  60. سوره عنکبوت آیه ۴۵.