فرهنگ مصادیق:تشویق افراد وظیفه شناس

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
تشویق افراد وظیفه شناس

نقش تشویق و تنبیه در تربیت

تشویق

نـقـش تـشـویـق در تـربـیـت ، بـسـیـار مـهـم و حـیـاتـی اسـت . اگـر شـرایـط، حـدود و مسائل مربوط به آن مراعات شود نتایج سازنده و مؤ ثری در تربیت انسان بر جای می گذارد. هـمـچـنـان کـه عـواقب ناگوار غفلت یا استفاده نادرست و نابه جا از آن انسان را به ضلالت می کشاند.
در تـربیت الهیِ نیز بهره مندی از تشویق اثربخش و مفید بوده و ما را در رسیدن به هدف مورد نظر که همانا علاقمند کردن فرزندانمان به عبادت و نماز است مدد می رساند.
در تـربـیـت کـودکـان و نـوجـوانـان بـه آداب اسـلامـی ، تـشـویـق بـه دلیـل نـقـش سـازنـده و اثـربـخـشـی بیشتر، مقدم و بهتر از تنبیه است . با تشویق می توان در افـراد انـگـیـزه و رغـبـت بـاطـنـی را تقویت نمود تا خود رفتارشان را تغییر دهند. علاوه بر این تشویق بهتر می تواند جریان یادگیری را تسریع بخشد و اثر عمیق و دائمی ایجاد کند.

مفهوم تشویق

تشویق در لغت یعنی آرزومند کردن ، به شوق افکندن و راغب ساختن .(۵۷) در اصـطـلاح ، تـشویق را ( عاملی که بتواند منشاء ایجاد ذوق و شوق ، تحرک و امید و علاقه در انـسـان شـود) ،(۵۸) ذکـر کـرده انـد و در جـای دیـگـر ( تشویق را نوعی ارضای نیازهای روانی و فیزیکی انسان ) (۵۹) دانسته اند.

اهمیت و نقش تشویق

تشویق درست و بجا عاملی مؤ ثر و سازنده در تربیت افراد است که می تواند انگیزه کافی و لازم را ایـجـاد نـمـایـد تـا بـتوانند به توانایی ها و ارزش های خود پی ببرند و موجبات رشد عقلی و ایمانی آنان را فراهم نموده باعث تقویت رفتارهای مطلوب می گردد.
اگر کودکی در حد توان خود به نماز روی آورده مورد تشویق قرار گیرد، فرصت می یابد تا خـود را بـاور کـنـد، درنـتیجه این باور، تصور مثبت ، موفق و ارزنده ای از خود در ذهنش ایجاد می شـود کـه بـاعـث تـداوم عـمـل می گردد. در واقع تشویق بمنزله منبع انرژی و موتور محرکه در انـسـان عـمـل مـی کـنـد و هـمـه انـسـان هـا در تـمـام سـطـوح و در طول عمر خود بدان نیازمند و از آن تاءثیر می پذیرند.(60)
نـکته مهم این که اگر والدین و کودک تشویق را هدف تلقی کنند، آثار سازنده و مفید آن از دست می رود و هدف اصلی نیز به فراموشی سپرده می شود. کودک نباید چنین تصور کند که هرگاه تشویق شود نماز بخواند.
قـابـل ذکـر اسـت کـه در تـربـیـت کـودکـان مـی تـوان در آغـاز از تـشـویق شروع کرد امّا در ایام نـوجـوانـی نـبـایـد فـرد وابـسـتـه بـه تـشـویـق بـاشـد تـا اعـمـال و آداب دیـنـی را انـجام دهد. بلکه آموزش دینی خصوصاً نماز باید منجر به ایجاد شوق درونـی ، بـیـداری وجـدان ، لذت مـعـنـوی ، ارضـای حـس حـقـیـقـت جـویـی و کمال طلبی فرد باشد. تا تربیت پایدار و اصیل بوده و از آسیب ها مصون بماند.
تـحـقـیـقـات نـشـان مـی دهـد کـه تـشـویـق ، خـصـوصـاً در نـزد دیـگـران بـاعث پیشرفت و تداوم عـمـل مـی شـود. طـی تـحـقیقاتی ، چهار گروه کودک را در معرض چهار نوع روش ‍مختلف دربارهٔ تشویق و تنبیه آزمایش کردند:
۱ ـ تشویق در نزد دیگران .
۲ ـ سرزنش در نزد دیگران .
۳ ـ خنثی در نزد دیگران .
۴ ـ گروه مشاهده گر.
نـتـیجه تحقیقات نشان داد که گروه اول و دوم در کارشان پیشرفت داشتند. (پیشرفت گروه دوم پـس از چـنـد روز کـاهـش یـافـت ولی گـروه اول پـیـشـرفتش ادامه داشت )، گروه سوم مقدار کمی پیشرفت داشتند و گروه چهارم از همه کمتر پیشرفت داشتند.(61)
بـنـابـرایـن اگـر بـخـواهـیـم کـودکـان و نـوجـوان بـه نـمـاز تـمایل پیدا کرده و این عمل صالح و نیکو را به طور مداوم انجام دهند، تشویق صحیح می تواند ما را در رسیدن به این هدف یاری نماید.

تشویق در فرهنگ اسلامی

در تربیت اسلامی تشویق امری مسلم و سفارش شده است . انبیای الهی و امامان معصوم (ع )با ذکر آیـات بـشـارت دهـنـده بـه بـهـشـت ، و وعـده پـاداش اخـروی مـردم را بـه ایـمـان و عمل صالح تشویق می کردند.
در قـرآن کـریـم و روایـات رسـیـده از مـعـصـومـیـن (ع )بـه شـیـوه هـای مـخـتـلفـی هـمـچون محبت ، تـغـافـل ، تـفـاهم ، گفتار نرم و ملایم ، ارشاد و هدایت ، نصیحت و مدارا، تذکر و موعظه سفارش شـده تـا بـا ایـن شـیـوه هـا افـراد بـه سـوی دین ترغیب و تشویق ، و در نهایت به راه مستقیم و نورانی خداوند هدایت گردند.
روح تـربـیـت اسـلامـی سـفـارش کـنـنـده بـه ایـن نـکـتـه مـهـم اسـت کـه افـراد، عـمـل را بـه عـنـوان وظـیـفـه الهـی انـجـام دهـند نه به خاطر پاداش و یا ترس از کیفر، به همین دلیـل تـلاش ‍خود را در انجام دادن هر کاری تقرب به خداوند سبحان بدانند برای فواید و یا دفع زیان ها؛ و این سفارش ، هدف از تشویق را متجلی می سازد.
در تـربـیـت اسـلامی ، تشویق و تنبیه از جایگاه والایی برخوردار است تاحدی که خداوند آن را هدف از فرستادن پیامبران ذکر نموده و چنین فرموده است :
( وَ ما نُرْسِلُ الْمُرْسَلینَ إِلاّ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرین )[۱]
ما پیامبران را جز برای آنکه (خوبان را) مژده دهند و (بدان را) بترسانندنفرستادیم .

هدف تشویق

هـدف اصـلی و اساسی تشویق پیشرفت و رشد همه جانبه کودک و نوجوان در تمام زمینه ها است تا به تدریج صفات پسندیده انسانی و الهی در او تقویت شده و استعدادهای معنوی او شکوفا گردد.
اگر تشویق مطابق با شرایط و حدود آن انجام شود باعث ایجاد رفتار درست در کودک می شود. رفـتـاری کـه عمیق و ریشه دار بوده و در زندگی او تداوم می یابد. از طرف دیگر تشویق می تـوانـد رفـتـار نـامـنـاسـب کـودک را تـغـیـیـر داده و او را بـه سـوی رفـتـار و عمل مثبت و صحیح هدایت نماید.
بـنـابـرایـن هـدف از تشویق در نماز این است که والدین بتوانند طوری کودک و نوجوان را مورد تـشـویـق قـرار دهـنـد کـه بـه نماز، رغبت باطنی و انگیزه درونی پیدا کند به نحوی که همیشه علاقه مند و مشتاق نماز و اطاعت از خداوند باشد.

شرایط تشویق

اگـر مـی خـواهـیـم تـشویق مؤ ثر و سازنده باشد، لازم است شرایط آن را به دقت شناخته و در عـمـل مـد نـظـر داشـتـه بـاشـیم ، در غیر این صورت نه تنها اثر سازنده تربیتی ندارد بلکه عامل ضدتربیتی شده و اثر سوء بر جای می گذارد.
شـرایـط تـشـویـق را می توان به دو دسته شرایط عمومی یا کلی و شرایط خاص (۶۲) تقسیم کرد که هر یک ، حاوی نکات مهم در امر تربیت خاصه نماز هستند.

شرایط عمومی

نـکـاتـی کـه در شـرایـط عـمـومـی تـشـویـق لازم اسـت مـراعـات شـود بـه شـرح ذیل می باشد:
۱ ـ تـشـویـق باید به دور از خرافات و افکار نادرست و با توجه به ابعاد فرهنگ اسلامی و اصول روشن و مسلم علمی صورت گیرد.
۲ ـ جـامع نگری در تشویق ضرورت دارد. یعنی در تشویق کودک و نوجوان به نماز، باید به عواملی همچون سطح هوش ، سن ، زمینه های خانوادگی ، محیط اجتماعی ، نظام ارزشی و رفتاری درست و مانند آن توجه و دقت داشت .
۳ ـ لازم اسـت تشویق مطابق با انگیزه ها و تمایلات کودک باشد. مثلاً اگر به آزادی بیشتر در منزل تمایل دارد، می توان آن را مشروط به اقامه نماز کرد.
۴ ـ در تشویق لازم است اصل عمل کودک مورد تشویق واقع شود. اگر کودک نماز می خواند، نماز خواندن او مورد تشویق قرار گـیرد. مثلاً می توان گفت از اینکه نماز را به مواقع خواندی از تو راضی هستم و تو را دوست دارم .
۵ ـ کـودک عـلت و هـدف تـشـویق را درک کند. مثلاً اگر برای نماز خواندن مورد تشویق واقع شد به طور صریح و روشن به او گفته شود تا تشویق مؤ ثر گردد.
۶ ـ تـشـویـق در مـیـان هـمـسـالان و دوسـتان ، مؤ ثرتر از تشویق در تنهایی است . اگر کودک و نـوجـوان در جـمـع خـانـواده ، فـامـیـل ، دوستان و نیز در مدرسه به خاطر نماز تشویق شود اثر بسیار سازنده ای خواهد داشت .
۷ ـ تـشـویـق بـایـد به اندازه ، به موقع ، واقعی ، بجا و مناسب صورت گیرد. یعنی تشویق نـبـایـد حالت تکرار و عادت ، برای فریب دادن ، و در هر جا باشد. زیرا در این صورت نتیجه مفیدی نخواهد داشت .
۸ ـ تشویق لازم است متناسب با میزان فعالیت و انتظار کودک و نوجوان باشد. زمانی که چند کار مفید و درست را دربارهٔ نماز انجام می دهد باید بیشتر مورد تشویق قرار گیرد تا زمانی که یک کار در ارتباط با نماز انجام می دهد.
۹ ـ اگـر تـشـویـق گـه گـاه انـجام شود مؤ ثرتر است . زیرا تشویق همیشگی جنبه رشوه دادن پیدا می کند و فرد پرتوقع می شود تا حدی که اگر تشویق نشود کاری را انجام نمی دهد.
۱۰ ـ بهتر است تشویق بلافاصله پس از انجام کار درست صورت گیرد. (به خصوص ‍برای کـودکـانـی کـه در سـنین پایین هستند). مثلاً اگر کودک در حین نماز خواندن مورد توجه و تشویق واقع شود، بسیار مفید خواهد بود.

شرایط خاص

در امر تربیت برای دست یابی به اهداف تشویق لازم است شرایط ویژه هر کودک و نوجوان را مـد نـظـر داشـتـه و بـراسـاس آن تـشـویـق صـورت گـیـرد. لذا مـراعـات نـکـات ذیل در شرایط خاص ضروری است :
۱ ـ شـکـل و چـگـونگی تشویق در افراد مختلف ، فرق می کند ممکن است کودکی در خانواده با یک تـشـویـق سـاده بـه نـمـاز رغـبـت پیدا کند ولی کودک دیگر در همان خانواده با تشویق و پاداش بـیـشـتـر علاقه پیدا کند. زیرا افراد به دلیل تفاوت هایی که دارند، تاءثیرپذیریشان نیز با هم فرق دارد.
۲ ـ مـوقـعـیـت و حـالات فـرد تـشـویـق شونده مدّ نظر باشد. موقعیت و حالتی که کودک در محیط خـانـواده و مـانـنـد آن دارد، در انـدازه تـاءثـیـر تـشـویـق نـقـش دارد. کـودک سرحال و با نشاط با کودک غمگین و افسرده ، یا کودکی که از برخی نعمت های مادی محروم است با کودکی که این چنین نیست و امثال اینگونه حالت ها، کودک را در شرایطی قرار می دهد که در تعیین اثر تشویق نقش دارند، لذا زمان و موقعیت تشویق باید مورد توجه باشد.
۳ ـ تشویق با توجه به شرایط و سابقه کودک در خانواده انجام شود. رفتارهایی که والدین نـسـبت به کودک در گذشته داشته اند و یا رفتارهای گذشته کودک در محیط خانواده بسیار مهم اسـت . یـعـنـی لازم اسـت بین این دو رفتار و تشویق رابطه منطقی ایجاد کرد. مثلاً اگر کودک در گـذشته مورد بی مهری واقع شده یا کودک رفتار نادرستی داشته ، در تشویق کردن لازم است سـابـقـه ذهـنـی گـذشـتـه به کنار گذاشته شود و مطابق رفتار فعلی ، او را تشویق کرد تا رفتار و عمل صحیح در او تقویت شود.
۴ ـ تـشـویـق و پاداش های غیر منتظره مؤ ثرتر است . زیرا پاداش های غیرمنتظره علاقه باطنی کـودک و نـوجـوان بـه اصـل عـمـل را کـاهـش نـمـی دهـد. در چـنـیـن وضـعـیـتـی او بـه انـجـام اصل عمل بدون چشمداشت تعیین شده اقدام می کند.
۵ ـ تـشـویـق پس از مطالعه و شناختن خصوصیات روحی و روانی کودک صورت گیرد و متناسب بـا شـنـاخـتن خصوصیات کودک و نوجوان و مطابق با انگیزه ها، نیازها و روحیات هر یک به کار گرفته شود.
۶ ـ شـخـصـیـت تـشـویـق کـنـنـده در نـزد تـشویق شونده محترم ، مهم و با ارزش باشد. هر اندازه شـخـصیت تشویق کننده در نزد کودک و نوجوان محبوب تر باشد، تشویقش ‍مؤ ثرتر است . لذا والدین و معلمان بهتر می توانند کودک و نوجوان را به نماز تشویق و ترغیب نمایند.

نحوه و روش های تشویق

لازم است در انتخاب روش های تشویق به خصوصیات و درک و فهم کودک توجه شود.
بـرای ایـنـکـه مـطـالب بـرای فـرد قـابـل درک و فـهـم بـاشـد، لازم اسـت قـدرت تـحـلیـل و تـفـسـیـر داشته و با ادراک و نیازهای روانی و مادی او مطابقت نماید، یعنی بین مفهوم تـشـویـق و سـاخـتـار روحـی و فـکـری کـودک و نـوجـوان تـعـادل ایـجـاد گـردد؛ بـه عـنـوان مـثـال ، اگـر کـودک را بـه نـمـاز تـرغـیـب می کنیم ، آیا به اصل نماز است ؟ به احکام نماز است ؟ به اسرار و مفاهیم نماز است ؟ به واجبات نماز است و مانند آن . لذا اسـتـفاده از روش های تشویق و ترغیب کودک به هر یک از این مطالب باید مطابق درک و استنباط او باشد. اگر کودک و نوجوان به امر مبهم دعوت شود، جواب مثبت نمی دهد یا سکوت می کند یا بی توجهی .
بـهـره گـیـری از انـگیزه درونی هر فرد در استفاده از روشهای تشویق ، کار دقیق و مهمی است . زیـرا عـوامـل درونـی خـود بـه خـود مـنـجـر بـه تـشـویـق بـه یـک مـیـل و انـگـیـزه مـی گـردد، ایـن مـیـل درونـی زمـیـنـه بـروز حـس تـعـادل جـویـی و کـسـب لذت از ایـن تـعـادل جـویـی هـا را پـی در پـی فـراهـم مـی سـازد. مـیـل بـه پـرسـتـش ، مـیل به شناخت ، و جستجو از علت خلقت و پرستش ، از درون و باطن کودک و نـوجـوان مـی جـوشـد و از بـهـتـریـن و مـؤ ثرترین عوامل تشویق بوده که والدین با تلاش می تـوانـنـد ایـن امـیـال درونی را در آنها تقویت نمایند تا تشنه شناختن خدا و پرستش پروردگار سـبـحـان بـاشـنـد. در ایـن صـورت کـودک و نـوجـوان خـود بـرای ارضـاء ایـن امیال باطنی تلاش می کند تا به سرچشمه لذت معنوی نزدیک تر گردد.
عـلاوه بـر ایـنها، تشویق را می توان به دو روش مستقیم و غیر مستقیم به اجرا درآورد. روش های غـیـر مـسـتـقـیم و القائات مثبت می تواند سازنده تر، بهتر و موثرتر باشد. مثلاً برای تقویت میل به پرستش در کودک و نوجوان ، می توان گاهی به روش مستقیم با توضیح و تفهیم مطلب عمل کرد و گاهی با روش غیر مستقیم و با طرح شکرگزاری ، شناساندن شگفتی های نظام خلقت در او ایجاد انگیزه بیشتری کرد.

انواع تشویق

در تـربـیـت ؛ تـشـویـق دارای انـواعـی اسـت کـه بـه تشویق عمومی و فردی تقسیم می شود. در تشویق عمومی همگان مورد خطاب بوده و به صورت کلی است و منظور فرد یا چیز خاصی نیست . امـّا در نـوع فـردی ، نـوع تـشویق معین شده و فرد مورد نظر با شرایط خاص خود نیز مطرح است . تشویق را می توان به دو نوع تقسیم کرد:
الف ـ تـشـویـق هـای عـمـومی : اگر در منزل چند کودک دارید و می خواهید آنان را تشویق کنید تا کـاری انـجـام دهـنـد، روش سـازنـده و مـفـیـد آن است که همه را تشویق نموده فضای دلپذیری را بـرایـشـان ایـجـاد کـنـید. و با گفتن عبارات کلی و تشویق همگانی آنان را به سوی نماز هدایت نـمـایـیـد. مثلاً می توان گفت ؛ من بچه های نمازخوان را دوست دارم ، یا پس از طرح صفات الهی هـمـچـون بـخشندگی ، مهربانی یا ذکر نعمت های پروردگار، بگوییم خدایی که این همه نعمت بـه مـا داده اسـت بـچـه هـای نـمـازخـوان را بـسـیـار دوسـت دارد و امثال این موارد.
ب ـ تـشـویـق های فردی : در تشویق فردی هدف تاءثیر گذاشتن بر فرد خاص است تا او یک گام به سوی نماز جلوتر رود.
در تشویق فردی باید طوری عمل کرد که اثر نامطلوب بر دیگران نگذارد، اگر دو کودک شما هـر دو نـمـاز می خوانند و به صورت تک تک با دو هدیه متفاوت تشویق شوند می تواند زمینه حـسـادت و نـاراحـتـی را فـراهم نماید. اگر چه برای کودکی که بهتر و بیشتر نماز می خواند جـایـزه بـهـتـری تـهـیـه کـرده ایـد، او تـشویق می شود ولی در کودک دیگر تاءثیر منفی خواهد گذاشت . لذا تشویق فردی ، لازم است با دقت و به دور از عوارض نامطلوب به اجرا درآید.
تـشویق ها را می توان با دادن جایزه ، هدیه ، تشویق لفظی ، تهیه اسباب بازی ، خوراکی ، پوشاک ، دادن پول ، واگذاری مسؤ ولیت های فردی و مانند آن به اجرا گذارد.
دربـیـن تـشـویـق ها، تشویق لفظی و دادن مسؤ ولیت ، بیشترین اثر را دارند. لذا بهتراست این نوع تشویق ها به صورت زودگذر و موقتی نبوده و استمرار یابد.

فواید تشویق

در ذیل برخی از مهم ترین آثار مثبت و سازنده تشویق را که می تواند در تربیت الهی کودکان و نوجوانان مفید باشد برمی شمریم :
۱ ـ روحـیـه سـپـاسـگـزاری ، مـحبت و امید را در کودک و نوجوان ایجاد نموده و باعث رغبت آنان به انجام کار مورد نظر می شود.
۲ ـ در ایجاد رفتار مطلوب و حذف رفتار نادرست کودک و نوجوان مؤ ثر است .
۳ ـ سبب سرعت در فعالیت های بدنی و تلاش بیشتر در کارهای فکری می گردد.
۴ ـ بـاعـث حـذف عـوارض نـامـطـلوب رفـتـاری و مـانـعـی در ایـجـاد اختلال رفتاری در کودک و نوجوان می باشد.
۵ ـ مـوجـب تـداوم عـمـل و ایـجـاد انـگـیـزه و مـیـل درونـی نـسـبـت بـه انـجـام عمل است .
۶ ـ می تواند عامل شکوفایی استعدادها، خلاقیت ، علاقه و رشد فکری کودک و نوجوان در انجام هر کاری باشد.
۷ ـ می تواند باعث مقاومت کودک در قبال عواملی شود که او را از نماز بازمی دارد.

آفات تشویق نادرست

تـشـویـق بـا هـمـه فـوایدی که دارد اگر نابه جا و حساب نشده به کار رود عواقب سوئی به دنبال می آورد، از جمله :
۱ ـ پـاداش مـادی و بـیرونی باعث می شود کودک و نوجوان کار و فعالیتی را که برای خود او جاذبه دارد و بدون اجبار و اصرار دیگران انجام می دهد کمتر انجام داده و یا آن را ترک کند.
۲ ـ هنگامی که تشویق ، مطابق نیازهای سنی ، شرایط محیطی ، تفاوت های درونی فرد نباشد، نتیجه منفی داده و کودک و نوجوان عملاً به فعالیت و کار مورد نظر مربی رغبت پیدا نمی کند.
۳ ـ چـنـانـچـه پـاداش بـیـرونـی بـرای کـودک و نـوجـوان مـحـور و اصـل بـاشـد، در هـر کـاری تـمـام تـوجـه و حـواس او مـتـمـرکـز پـاداش و تشویق است نه انجام عـمـل . لذا باید تلاش ‍کرد که انضباط و رغبت درونی جانشین انضباط، اجبار و اصرار بیرونی گردد.
۴ ـ تشویق و انگیزه بیرونی بدون لحاظ شرایط لازم باعث می شود که کودک و نوجوان احساس اعـتـمـاد بـه نـفـس ، شـایـسـتـگـی و خـود رهـبـری را از دسـت داده و خـود را عـلاقـه مـنـد بـه انجام عمل ارزیابی نکند و از ادامه عمل خودداری نماید.
بنابراین در انجام هر تشویقی باید شرایط، روحیات ، وضع فعلی کودک و نوجوان را سنجید و مـطـابـق آن ، بـه تـشـویـق اقـدام کرد و پس از تشویق نیز باید آثار آن مورد ارزیابی قرار گیرد تا در نتیجه ، اشکالات و اثرات سوء تشویق شناخته شده و حذف گردد.

تنبیه

تـنـبـیـه حـسـاس ترین و پیچیده ترین وسیله تربیتی است که می تواند باعث تغییر رفتار در افـراد شـود. اگـر از ایـن ابـزار بـه نـحـو درسـت و در شـرایط مقتضی و به اندازه نیاز بهره گـرفـتـه نـشـود اثـر تـخـریبی و ویرانگری بر جا می گذارد. در واقع می توان گفت تنبیه هـمـچـون داروی تـلخـی اسـت کـه تـنـهـا در مـواقـع اضـطـراری و در حـد انـدک و مـنـاسـب حال هر فرد باید مصرف شود و گرنه هلاکت بیمار حتمی است .
در تـربـیـت ، اجـبـار و تـنـبیه آسان ترین و شاید نخستین راهی است که به ذهن افراد می رسد. درحـالی کـه اگر کودک و نوجوان را مجبور کنیم که اظهار ضعف نموده و از افکار و خواسته های خود دست بردارد و کورکورانه مطیع نظرات ما باشد کار بسیار نادرستی انجام داده ایم ، یعنی نمی توان با تنبیه و اجبار افراد را به درستی تربیت کرد.
در تـربـیـت ، شـیوه های تنبیهی آخرین مرحله است که آن هم باید در حد اندک و بعد از شیوه های تشویقی و رفتارِ همراه با تغافل و گذشت و محبت به بهترین وجه ممکن به کار رود. بنابراین اصـل تـنـبـیـه امـری ضـروری اسـت . زیـرا کـودک و نـوجـوانـی کـه در قـبـال رفـتـار نـادرسـت خـود هـیـچ مـانـع و کـنـتـرلی نـبـیـنـد دچـار خـودنـمـایـی ، بـی قـیـدی و تزلزل شخصیت می شود.

مفهوم تنبیه

تـنـبـیـه در لغـت یـعنی آگاه کردن و هشدار دادن و دراصطلاح یعنی هر عاملی که باعث تضعیف یا تحدید یک رفتار نامطلوب شود.(63)
نـکـتـه مـهم در تنبیه این است که عامل یا عوامل تنبیه به تنهایی نمی توانند تاءثیر تربیتی داشـتـه بـاشـنـد بـلکـه محیطی که کودک و نوجوان در آن زندگی می کنند باید به گونه ای باشد تا رفتار نادرست او در تمام شرایط منع شود. مثلاً نوجوانی که به نماز اهمیت نمی دهد، اگر پدر، مادر و سایر اعضاء خانواده همگی پای بند به نماز باشند او باور می کند که نماز حـقـیـقـت مـهـمـی اسـت کـه انـسـان نـیـازمـنـد بـه آن اسـت . امـّا اگـر پـدر فـضـایـل نـمـاز را بگوید، ولی مادر نسبت به نماز بی تفاوت باشد، در چنین شرایطی تنبیه تاءثیر چندانی نخواهد داشت .
اگـر مـحـیـط را به گونه ای کنترل کنیم که راهی برای انجام خلاف وجود نداشته باشد، به خودی خود انجام رفتار نادرست با تنبیه مواجه می شود. لذا اگر والدین و سایر اعضاء خانواده رفـتـار خـود را اصـلاح کـنـنـد، کـودک و نـوجـوان بـا تـوجـه به روحیه نقش پذیری ، تقلید و همانندسازی ، سعی می کند خود را با محیط تطبیق دهد، در این صورت او به سمت نماز هدایت می گردد.

هدف از تنبیه

هـدف واقعی از تنبیه باید هدایت و تربیت باشد اگر غیر از این باشد نتیجه معکوس ‍می دهد و مـی تـواند عواقب ناگوار و جبران ناپذیری به همراه داشته باشد. چنانچه کودک درک کند که هـدف شـمـا از تـنـبیه جنبه خیرخواهی و هدایت دارد و او مستحق تنبیه است و آن را ظلم نداند، در این صورت اثر مفیدی خواهد داشت .
اگـر هـدف و انـگـیزه تنبیه کودک و نوجوان در اثر کینه توزی ، عصبانیت ، نشان دادن قدرت و سـلطـه خـویـش و بـرای عـقـده گـشـایی و... باشد به یقین کاری زشت و نادرست بوده و فایده تربیتی ندارد.
بـنـابـرایـن بـایـد هدف اصلی از تنبیه ، آگاه کردن کودک و نوجوان باشد به طوری که خود بـیـنـدیـشـد و در جـهـت نـمـاز گام بردارد. و در مرتبه پایین تر اینکه فرد را به خطای خویش توجه داده و راه درست را پیش پای او بگذاریم . پس از بهره گیری از روش های تشویقی اگر تـغـیـیـری حـاصـل نـشـد، راه تـنـبـیـه را بـا صـورت هـا، مـراحـل و حـدود خـاص خـودش کـه بـا اهـداف تـربـیـتـی مـطـابـقـت داشـتـه بـاشـد اعمال نماییم .

شرایط تنبیه

تـنـبـیـه سازنده ، عمل دقیق ، پیچیده و ظریفی است که باید پس از مراعات و توجه به شرایط لازم تـحـقق یابد. نخستین مساءله در بحث تنبیه آگاهی کودک و نوجوان نسبت به موضوع نماز و درک کـافی از آن است . در این صورت ، چنانچه از انجام آن سر باز زد می توان با توجه به شرایط(۶۴) و مراتب ذیل ، او را تنبیه کرد.
۱ ـ شـنـاخـتـن عـلل ؛ شـنـاخـت دقـیـق و صـحـیـح از عـلت یـا عـلت هـای رفـتـار نـادرسـت ، مثل نماز نخواندن .
۲ ـ تـوجـه به شرایط سنی ؛ تنبیه تا سه سالگی به هیچ وجه جایز نیست ، ولی از آن به بعد می توان به صورت نگاهی تند، خطابی شدید، دور کردن موقتی و مانند آن باشد.
۳ ـ پـرهـیـز از تـنـبیه مستمر؛ تنبیه باید گه گاه و دیر به دیر انجام شود نه بطور مداوم . زیـرا تـنـبـیـه زیـاد و مـداوم ، اثر سوء روانی داشته و خاصیت خود را از دست می دهد. و کودک و نوجوان در قبال آن مقاوم شده و نافرمانی را ادامه می دهد.
۴ ـ تـنـبـیـه بـرای خـطـا نـه خـود او؛ تـنـبـیـه بـایـد بـه خـاطـر عمل نادرست کودک باشد نه به خاطر خود او. مثلاً، چون به نماز بی اعتنا هست نه خودش .
۵ ـ مـراعـات تـفـاوت های فردی ؛ تنبیه نباید به خاطر مقایسه با سایر کودکان باشد. یعنی توجه به تفاوت های فردی همچون محیط خانوادگی ، سن ، هوش و مانند آن مهم است .
۶ ـ تـوجـه بـه تـوان کـودک ؛ کـار خـواسـتـه شده می بایست مطابق با توان جسمی ، فکری و روانـی کـودک بـاشـد. لذا نـبـایـد هـرگـز به خاطر کاری که در توان و ظرفیت او نیست و نمی تـوانـد انـجـام دهـد تنبیه شود. زیرا کودک و نوجوان قادر نیست نتایج رفتار خود را پیش بینی کند.
۷ ـ پـرهـیز از تنبیه در حضور دیگران ؛ هر نوع تنبیهی که نسبت به کودک و نوجوان انجام می شود؛ بهتر است حتی الامکان در بین جمع و آشکارا صورت نگیرد.
۸ ـ تـنـاسـب تـنـبـیـه بـا جـرم ؛ بـهـتـر اسـت تـنـبـیـه ، سـبـک و حـداقـل مـطـابق با جرم باشد. زیرا اگر شدید و غیرعادلانه باشد باعث دفاع ، تمرد، طغیان ، سرخوردگی و انزوای کودک و نوجوان می گردد.
۹ ـ چـشـم پـوشـی از تـخـلف پس از تنبیه ؛ بعد از تنبیه به هر مناسبت و در هر موقعیتی نباید خطایش را به رخش کشید و او را شرمنده کرد.
۱۰ ـ قـصـد اصـلاح بـاشـد نـه ظـلم ؛ اگـر تـنـبـیـه بـجـا و منصفانه باشد تاءثیر سازنده و اصـلاحی را به همراه خواهد داشت ، در این صورت کودک و نوجوان خود را مستحق تنبیه می دانند. لذا در تمام مراحل تنبیه باید قصد اصلاح را بفهمد تا آن را ظلم نداند.
۱۱ ـ پرهیز از تنبیه پس از ندامت ؛ اگر کودک و نوجوان به اشتباه خود پی برده و اظهار ندامت و پـشـیمانی کرد یا پشیمانی در رفتار او مشهود بود، باید از تنبیه پرهیز کرد. و یا چنانچه دیگران شفاعت کردند، شفاعت را بپذیرید و از تنبیه خودداری کنید.
۱۲ ـ تعیین علت تنبیه ؛ تنبیه کودک و نوجوان بعد از تقصیر معین باشد نه به صورت کلی . یـعـنـی اگـر از کـودک خـواستید که نماز بخواند ولی آن را ترک کرد درصورت لزوم از موارد تـنـبـیـه اسـتـفاده کنید. در چنین وضعیتی او درک می کند که باید نماز بخواند و ترک نماز موجب نـارضـایـتـی والدیـن اسـت . لذا تنبیه نباید به صورت کلی باشد، مثلاً تو حرف ما را گوش نـمـی کنی و مانند آن . زیرا این کلی گویی باعث می شود که او مطلب را به درستی درک نکند تا خود را اصلاح نماید.
۱۳ ـ خـودداری از چـند تنبیه با هم ؛ از تنبیه چند جانبه پرهیز شود. یعنی هم سرزنش ‍بشود و هم کتک بخورد. همچنین برای چند خطای کودک او را یکجا و یکباره سرزنش نکنید.
۱۴ ـ پـرهیز از اعمال خشونت ؛ تنبیه نباید همراه با خشونت و بی رحمی باشد و جرح یا خطری بـرای کـودک و نـوجـوان ایـجـاد کـنـد. بـه عـبـارت دیـگر، تنبیه نباید موجب دیه شرعی گردد. بنابراین باید کمتر از حد دیه و به دور از خشونت باشد.
۱۵ ـ تـلقـی و احراز گناه ؛ گناه و خطا در نزد اعضاء خانواده و والدین در همه وقت به یک معنی باشد. مثلاً اگر کودک و نوجوان نماز نخواند، پدر نگوید عیب ندارد ولی مادر بگوید بد است ، سـومـی بـگـویـد خـیـلی بـد اسـت و مـانـنـد آن . یـا در مـواردی ، بـه دلیل ترک نماز سرزنش شود و در مواردی هم به او چیزی نگویند و بی تفاوت باشند.

مراحل تنبیه

هـنـگـامـی کـه کـودک و نـوجـوان نـسـبـت بـه نـمـاز بـی تـوجـهـی و سـهـل انـگـاری کـنـد، پـس از بـه کـار بـردن روش هـای تـشـویـقـی و سازنده ، و اطمینان از عدم تاءثیرپذیری آن روش ها اولین مرحله تنبیه می تواند با بی اعتنایی و کم کردن محبت به او شروع شود.
چـنـانـچـه مؤ ثر واقع نشد با نگاه تند همراه با اخم او را آگاه کند. اگر اثر نبخشید می توان با سکوت و قهر کردن موقتی با او برخورد کرد. چنانچه فایده نکرد، لازم است در خلوت با او بـیـشـتـر صـحـبـت کـرده و عـواقـب تـرک نـمـاز و زشـتـی هـای ایـن عـمل را با خیرخواهی و دلسوزی برای او ثابت کرد. اگر مؤ ثر نشد، لازم است در جمع خانواده و بـه صـورت آشـکـار بـه او تـذکـر داد و در نـهـایـت اگـر هـیـچ یـک از مراحل قبلی نتیجه نداد، والدین می توانند او را تنبیه بدنی کنند به صورتی که از حد شرعی خـارج نـشـونـد، یـعـنـی سـرخ شـدن ، زخـم بـرداشـتـن و خـونـریـزی بـدن را بـه دنـبـال نـداشـتـه بـاشـد. زیرا در این صورت موجب جریمه و دیه شرعی می شود. یعنی این حد تنبیه مورد رضایت خداوند نمی باشد.
نکته مهم در اجرای مراحل فوق این است که اگر بعد از به کارگیری درست تمام فنون و روش هـای تـشویق و تنبیه (غیر از زدن ) نتیجه نگرفت از، مجازات بدنی در سطح بسیار محدود و با رعـایـتِ شـرایط ذکر شده برای تربیت ، آگاه کردن و متوجه نمودن کودک و نوجوان استفاده می شود.

انواع تنبیه

در تربیت کودک و نوجوان اگر ناچار شوید از روش های مختلف تنبیهی بهره گیرید، لازم است از تـنـبـیـهـی کـه آسـیـب رسـانـدن بـه شـخـصـیـت کـودک و نـوجـوان را بـه دنـبـال دارد و تـرس و ضـعـف اراده و مـانـنـد آن را در او ایـجـاد می کند پرهیز گردد. زیرا تنبیه سـازنـده عـامـلی اسـت کـه بـه وسـیـله آن ، خـطـاکـار در عـمـل ، کـار نادرست را ترک نموده و به کار صحیح مبادرت ورزد با توجه به این نکته مهم می توان تنبیه را به انواع مختلف به شرح ذیل تقسیم کرد:
الف ـ تـنـبـیـه روحـی و روانـی ؛ شـامـل تـهـدیـد کردن ، سرزنش و ملامت ، توبیخ نمودن ، بی اعـتـنـایـی و بـی توجهی ، قهر کردن موقت ، اخم کردن ، پاسخ ندادن به خواسته ها و نیازها و مانند آن .
در سـرزنـش ، بـایـد بـه نـیـازهـای کـودک و نـوجـوان تـوجـه داشـت . بـهـتـر اسـت سرزنش به شـکـل نـصیحت خیرخواهانه بوده و رنگ و بوی تحقیر و انتقام نداشته باشد. همچنین نیکو است در خـلوت و فـقط به خودش گفته شود و اگر به ناچار در جمع مطرح شد زیبنده است بطور کلی طرح گردد و مخاطب فرد یا افراد خاص ‍نباشند.
در روش تـهـدید بهتر است نسبت به مواردی چون نیازهای مادی و نیز نیازهای اجتماعی مانند نیاز به مهر و محبت و دوستی و نیاز به حفظ منزلت و احترام از سوی دیگران باشد. زیرا برآوردن یـا تـهـدیـد این گونه نیازها باعث ایجاد انگیزه درونی شده و فرد را به تحرک در انجام دادن عمل وادار می نماید.
تـهـدید می تواند به شکل تهدید صریح و تهدید ضمنی باشد، تهدید ضمنی مفیدتر است . مـثـلاً مـی تـوان بـا ذکر داستان ها و بیان سرنوشت افرادی که نماز را ترک کرده اند، او را از عواقب این عمل برحذر داشت .
تـوبـیخ نیز بهتر است به صورت ملایم باشد، زیرا مؤ ثرتر از توبیخ شدید است . شاهد بـر ایـن مـطـلب تـحـقـیـقـاتـی اسـت کـه ( اولری ) و ( بـکـر) دربـاره تاءثیر توبیخ داشته اند.(65)
ب ـ تـنـبـیـه بـدنـی ؛ کـه شامل حبس کردن ، توقیف کردن ، جریمه کردن و کتک زدن می شود. در تـنـبـیه جسمانی کتک زدن به شکلی که موجب سرخ شدن و مانند آن شود ممنوع و مردود است زیرا چـنـیـن تـنبیهی ، نشانگر عصبانیت و کینه توزی است . تنبیه بدنی نباید به بدن و روح کودک آسـیـب بـرسـانـد. مـثلاً می توان او را وادار کرد که با یک پا بایستد، یا به مدت معینی حق هیچ گونه حرکت و بازی را نداشته باشد و مانند آن .
ج ـ تـلفـیـقـی ؛ از بـعـضـی از تـنـبـیـه هـا مـی تواند تلفیقی از تنبیه جسمی و روانی باشد، مـثـل مـحـروم کـردن (کـودک و نـوجـوانـی کـه نماز نمی خواند) از یک سری پاداش ها، خوشی ها، خصوصاً چیزهایی که او بیشتر دوست دارد.
در نـظـام تربیتی اسلام ، خداوند سبحان برای اصلاح رفتار انسان از طریق پاداش و کیفر با وعده بهشت و دوزخ به انبیاء الهام فرموده که نیکوکاران را به بهشت بشارت داده ، بدکاران را بـه جـهـنـم انـذار دهـیـد. در فـرهـنـگ اسـلامـی برای تربیت کودک و نوجوان در برخی موارد به شـکـل مـحـدود و کـنـتـرل شـده ای بـرای اصـلاح رفـتـار نـادرسـت مـثـل تـرک نـمـاز، تـنـبـیـه تـجـویـز شـده اسـت کـه بـا رعـایـت دقـیـق حـدود و شـرایـط آن قابل اجرا است .

عوارض و نتایج سوء تنبیه

تـنـبـیـه اگـر بـا تـوجـه به شرایط، موارد، مراحل و اهداف آن صورت نگیرد، دارای عوارض و نـتـایـج سـوء تـربـیـتـی مـیـشـود کـه در بـسـیـاری مـوارد قابل جبران نیست . در ذیل برخی از این عوارض را یادآور می شویم :
۱ ـ تـنبیه نابه جا باعث می شود که کودک و نوجوان دروغگو، حقیر، مخفی کار و دو چهره شده و بـه یـادگـیـرهـای غـلط، حـتـی گـنـاه و فساد کشیده شود. مثلاً اگر کودک (به هر دلیلی ) نماز نـخـوانـد و بـداند که تنبیه می شود، فوراً به دروغ می گوید نماز خواندم ؛ این حالت نوعی نفاق در او ایجاد می کند تاحدی که از اصل نمازخواندن سربازمی زند.
۲ ـ کـودک و نـوجـوان خـواهـان الگـوی مـطـلوب اسـت . اگـر والدیـن آنان را مورد تنبیه نابجا و غـیـرعـادلانـه قرار دهند، به جای والدین دیگران را الگوی خود قرار می دهند. و بسیاری از این افراد به راحتی آنان را به گمراهی می کشند.
۳ ـ تـنـبـیـه در یـادگیری فاقد ارزش است . زیرا تنبیه در کارهای بدنی ممکن است باعث سرعت شود ولی در کارهای فکری باعث اشتباه و کُندی می گردد.
۴ ـ تنبیه بی مورد و نابجا به کودک می آموزد که در زندگی از روش زورگویی باید بهره گرفت .
۵ ـ تـنـبـیـه بـی مـورد و نـابـجـا در کودک کینه توزی ، انتقام جویی ، احساس حقارت ، ترس ، پرخاشگری ، مردم آزاری و... را تقویت می کند.
۶ ـ کـودکـی کـه بـرای زشـتـی عـمـلی ، کـتـک مـی خـورد، بـه خـاطـر درد و رنـجـی کـه متحمل شده ، ممکن است به ظاهر کاری را ترک یا عملی را انجام دهد امّا در پنهان و در واقع دوباره کار خلاف را تکرار می کند.
۷ ـ تـنبیه به تدریج باعث بی ارادگی ، منفی گرایی ، بی تفاوتی نسبت به دیگران ، عدم جـسـتـجـو و کنجکاوی نسبت به مسائل ، کاهش خلاقیت و ابتکار رشد و شکوفایی و عدم اطمینان به خود می شود.
۸ ـ اگـر کـودک نـسـبـت بـه مـوضـوع نـمـاز تـنـبـیه شود، علاوه بر آثار سوء دیگر، نسبت به اصل نماز در آینده زندگی خود بدبین شده و نوعی تنفر پیدا می کند.
۹ ـ تـنـبـیـه بـاعـث مـی شـود کـه کـودک و نـوجـوان بـرای بـزرگ تـرهـا احـتـرام قایل نباشد و به آنان اعتماد نکند. در این صورت والدین برای ادامه تربیت آنان به نماز دچار مشکل بیشتری خواهند شد.
در هـر صـورت تـنبیه سازنده ، کاری است پیچیده و دقیق و کودک و نوجوان همچون غنچه ای است لطیف و با طراوت ـ پس باید با شناخت و به کارگیری درست شیوه های تشویق ، و با صبر و انـدیـشـه تـلاش نـمـود و آنان را با شگردهای صحیح به سوی نماز هدایت کرد، و از تنبیه با توجه به همه جوانب آن در حد اندک و ضرورت بهره جست و مجدداً با روابط دوستانه تربیت را ادامـه داد. قـطـعـاً بـا بـه کارگیری روش های صحیح نیاز چندانی به تنبیه نخواهد بود. زیرا کـودک و نوجوان با فطرت پاک خود، و الگوپذیری و همانندسازی . به نماز عشق می ورزد و نماز خواندن را کمال نفسانی و ارزش معنوی برای خود می داند.

پا نویس

  1. سوره انعام / 48.
منبع: مرکز اسلامی انگلیس - تاریخ برداشت: 94/12/05