فرهنگ مصادیق:تشبه به جنس مخالف

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از تشبه به جنس مخالف)
پرش به: ناوبری، جستجو
تشبه به جنس مخالف

کتب مرتبط

ردیف عنوان
۱ احکام نگاه و پوشش
۲ تربیت جنسی ج1
۱ تربیت جنسی ج2
۲ حدود پوشش و نگاه در اسلام

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ تشبه به جنس مخالف – ویکی فقه

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ تشبه به کفار و فرق ضالّه
۲ تشبه به منافقان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده: الیاس صالحی
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم تاریخ: ۹۵/۲/۷

تعریف اصطلاحی

تشبّه[۱] یعنی شبیه بودن به شیء و به شکل آن شی در آمدن در رنگ و وصف. تاج العروس در معنای ماده تشبّه می‌نویسد: تَشَبَّه بکذا: تَمَثَّلَ[۲] یعنی مثل و مانند شدن به شیء.</ref> در اصطلاح عبارت است از اینکه شخصی در نحوه رفتار یا پوششی که ـ به لحاظ جنسیت، دین و یا غیر آن ـ نشانه و مشخّصه طایفه‌ای از انسانها به شمار می‌رود، همانند آنان گردد مانند پوشیدن لباس زن توسط مرد و عکس آن و آویختن صلیب به گردن توسط مسلمان[۳].

روایات نهی از تشبه

در روایات متعددی که در منابع اولیه شیعه تعدادشان به هفت روایت می‌رسد، از تشبه زنان به مردان و مردان به زنان نهی شده است. در چندین روایت اشخاصی که خود را به شکل جنس مخالف در بیاورند یا در رفتار و لباس پوشیدن و … خود را مانند جنس مخالف کنند مورد لعن خدا و رسولش (ص) قرار گرفته‌اند، از جمله این روایات، چندین روایت زیر می-باشد:
۱. عن جابر بن یزید جعفی قال سمعت ابا جعفر محمد الباقر (ع) قال: لَا یَجُوزُ لِلْمَرْأَهِ أَنْ تَتَشَبَّهَ بِالرّجَالِ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّه (صلی الله علیه وآله وسلم) لَعَنَ الْمُتَشَبّهِینَ مِنَ الرّجَالِ بِالنّسَاء وَ لَعَنَ الْمُتَشَبّهَاتِ مِنَ النّسَاء بِالرّجَال[۴].
۲. سماعه بن مهران عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ أَو ابی الحسن (ع) سئل عن رجُلِ یَجُرّ ثِیَابَهُ قَالَ آًنّی لَأَکْرَهُ أَنْ یَتَشَبَّهَ بِالنّسَاء[۵].
۳. عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ عَنْ آبَائِهِ (ع) قَالَ: کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) یَزْجُرُ الرَّجُلَ أَنْ یَتَشَبَّهَ بِالنّسَاء - وَ یَنْهَی الْمَرْأَهَ أَنْ تَتَشَبَّهَ بِالرّجَالِ فِی لِبَاسِهَا[۶].
ترجمه: پیامبر اکرم ( صلّی الله علیه و آله ) مردان را از تشبه به زنان در لباس و زنان را نیز در تشبه به مردان در لباس منع می‌کردند.

تاریخچه بحث در کتب فقهی

ظاهراً علامه نخستین فقیهی است که در کتاب «أجوبه المسائل المُهَنائیه» به مسأله استفاده از پوشش و زینت‌های جنس مخالف اشاره‌ای گذرا نموده است[۷]. از زمان شهید ثانی به بعد، در کتب فقهی استدلالی به مسأله تشبّه به جنس مخالف پرداخته شده است؛ اما در کلام آنان اثری از بحث استدلالی دربارهٔ این مسأله به چشم نمی‌خورد. شهید ثانی در کتاب « مسالک» در ذیل مسأله «تزین الرجل بما یحرم علیه من الذهب و الحریر»[۸] پس از بیان حکم آن مسأله با استفاده از نص خاص و اجماع اصحاب، درصدد بیان تعمیم حکم حرمت به هر چیزی است که از زینت‌های مختص جنس مخالف باشد.
پس از ایشان، فقها در ذیل همان مسأله، اشاره‌ای کوتاه به بحث تشبّه به جنس مخالف نموده‌اند؛ و برخی در بحث لباس مصلی، تنها به ذکر حکم این مسأله بسنده کرده‌اند[۹].

اهمیت و سابقه لباس

مسئله لباس و پوشش یکی از مسائل بسیار مهم در خلقت و جوامع بشری است که از همان اول خلقت حضرت آدم تا الان مورد توجه انسان‌ها قرار گرفته است و خداوند نیز به اهمیت این نعمت در قرآن کریم اشاره کرده است در مواردی مثل:
(فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ)[۱۰]
چون از آن درخت تناول کردند زشتیهایشان (مانند عورات و سایر زشتیهای پنهان) بر آنان آشکار گردید و به پوشیدن خویش از برگهای بهشت پرداختند.
و (یا بَنِی آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْکُمْ لِباساً یُوارِی سَوْآتِکُمْ وَ رِیشاً)[۱۱]
«ای فرزندان آدم! همانا بر شما لباسی فروفرستادیم تا هم زشتی (برهنگی) شما را بپوشاند و هم زیوری باشد.» فایده این لباس که برای شما فرستاده‌ایم، تنها پوشانیدن تن و مستور ساختن زشتی‌ها نیست بلکه لباس تجمل و زینت است که اندام شما را زیباتر از آنچه هست نشان می‌دهد[۱۲]
نکاتی که از این آیات شریفه می‌توان استفاده کرد:
۱. لباس و پوشش از نعمت‌های الهی هستند.
۲. پوشش و پوشاندن کار خداست، «أَنْزَلْنا عَلَیْکُمْ لِباساً یُوارِی»،[۱۳] ولی برهنگی و برهنه کردن کار شیطان است. «فَوَسْوَسَ» ... «لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِنْ سَوْآتِهِمَا».[۱۴]
۳. لباس، نعمت الهی است، «لِباساً یُوارِی» و برهنگی و خلع لباس، کیفر گناه«فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا»[۱۵]
۴. پوشش و آراستگی با پوشاک و لباس‌های زیبا، مطلوب و محبوب خداوند است. «قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا»ref>سوره اعراف، آیه26.</ref>
۵. آراستن و زینت و بهره بردن از لباس‌های زیبا تا آنجا که به اسراف کشیده نشود، مانعی ندارد.
پوشش هر جامعه‌ای وابسته به نظام اعتقادی و شرایط اقتصادی و اجتماعی و اقلیمی حاکم برآن جامعه است. در نظام اسلامی نیز با توجه به آیات فوق فلسفهٔ پوشش علاوه بر حفاظت از سرما و گرما مایه زینت انسان است.اما این زینت دارای چارچوبی است و نباید وسیله‌ای برای خود نمایی، ریا، تفاخر و تکبر شود.

شرایط تحقق تشبه

پوشیدن لباس مختص به جنس مخالف

لباس و پوشش سه نوع می‌باشد: اول لباس مخصوص مردان، دوم: لباس مخصوص زنان، سوم: لباس مشترک بین مرد و زن.
مراد از لباس مختص مردان لباسی است که معمولا فقط مردان آن را می‌پوشند و لباس مختص به زنان لباسی است که معمولا زنها آن را می‌پوشند. و مقصود از لباس در اینجا هر چیزی است که بدان لباس صدق کند خواه بعد از پوشیدن دیده بشود مانند چادر دامن مقنعه و یا جوراب ساقه بلند برای مردان و یا کت و شلوار کفش مردانه و ... برای خانمها و خواه بعد از پوشیدن دیده نشود مانند: لباس زیر مردانه برای خانمها و یا لباس زیر زنانه برای مردان.
مقصود از لباس مشترک یعنی لباسهایی که عرفا هم مرد آن را می‌پوشد و هم زن مانند: بعضی از شلوارها و پیراهن‌هایی که بین زن و مرد مشترک است.
توجه نام زنانه یا مردانه بودن لباسی آن را مختص نمی‌کند بلکه استعمال آن فقط توسط مردان یا فقط توسط زنان آن را لباس مختص می‌کند بطور مثال پوشیدن دمپایی که در منزل عرفا هم مردان از آن استفاده می‌کند و هم زنان برای هر یک از آنها اشکالی ندارد اگر چه نام آن دمپایی زنانه یا مردانه باشد.
در تشبه به جنس مخالف آنچه مورد نهی واقع شده است تشبه به جنس مخالف در پوشیدن لباس مختص جنس مخالف است وگرنه پوشیدن لباس‌هایی که بین زن و مرد مشترک است اشکالی ندارد[۱۶].

ملاک تشخیص لباس مختص و مشترک

ملاک در تعیین مختصات یک جنس و صدق تشبّه به جنس مخالف، عرف متداول هر زمان و هر مکان است؛ و تشخیص این موضوع که موردی از مختصات یک جنس یا جزو مشترکات بین دو جنس است، بر عهده عرف متداول هر زمان و هر مکان می‌باشد. ممکن است امری در یک برهه از زمان، جزو مختصات یک جنس باشد، اما به مرور زمان و تغییر عرف، جزو موارد مشترک بین هر دو جنس شده باشد؛ بنابر این تمام ملاک در تعیین مختصات یک جنس، عرف حاکم در شهر و زمان مکلف است .در این صورت حتی نزد کسانی که قائل به حرمت هرگونه تشبّه و یا نوع خاصی از تشبّه به جنس مخالف هستند، استفاده از آن بلامانع است[۱۷].
و بنابر نظر تمام مراجع تقلید تشخیص لباس مشترک بین زن و مرد نظر عرف است مانند شلوارها و برخی اقسام بلوز و کفش‌های مشترک[۱۸].

پوشش در خلوت و اجتماع

در مورد پوشش لباس جنس مخالف در خلوت و اجتماع بین علماء اختلاف نظر وجود دارد گروهی از مراجع از جمله حضرات آیات امام خمینی، سیستانی، خامنه‌ای فرق بین اجتماع و خلوت نمی‌گذارند و عده‌ای دیگر از جمله حضرات آیات بهجت، مکارم، گلپایگانی حکم عدم جواز را مربوط به اجتماع می‌دانند و در خلوت تشبه به جنس مخالف را جایز می‌دانند. که در این صورت که لباس‌هایی که دیده نمی‌شوند مثل لباس زیر نیز در همین مبحث داخل می‌شود و کسانی که فرقی بین اجتماع و خلوت نمی‌گذارند حرمت لباس‌های قائل به حرمت لباس‌های که دیده نمی‌شوند نیز شده‌اند و کسانی که بین اجتماع و خلوت شرط می‌گذارند پوشش لباس‌های زیر را جایز می‌دانند[۱۹].

قصد در صدق تشبه

در اعتبار قصد در تشبه به جنس مخالف بین علماء اختلاف وجود دارد، عده‌ای[۲۰] قائلند در تشبه قصد لازم است، به دو دلیل ۱- اصل ۲- انصراف ادله از عدم قصد، در مقابل گروهی از فقهاء[۲۱] به عدم اعتبار قصد در صدق تشبه به جنس مخالف فتوا داده‌اند به دلیل روایت امام صادق علیه السلام که فرمودند: (عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ عَنْ آبَائِهِ (ع) قَالَ: کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) یَزْجُرُ الرَّجُلَ أَنْ یَتَشَبَّهَ بِالنّسَاء - وَ یَنْهَی الْمَرْأَهَ أَنْ تَتَشَبَّهَ بِالرّجَالِ فِی لِبَاسِهَا).[۲۲] و اینکه تشبه و پوشش وضع شده‌اند برای معانی واقعیه که اعم از این است که قصد از انجام آن ترتب حلال باشد یا حرام، بنابراین برای صدق موضوع تشبه درعرف و شرعا ملاکی وجود ندارد در نتیجه به همان واقع و ظاهر حکم می‌شود[۲۳].

ثمره دخیل بودن قصد در تشبه

ثمره مهم اثبات این ادعا، آن است که اگر فقیهی به واسطه دلالت اخبار نهی از تشبّه به جنس مخالف، به حرمت هرگونه تشبّه به جنس مخالف قائل شود، و استفاده از مختصات جنس مخالف را مطلقاً حرام بداند، و یا در برخی از اقسام آن حرمت قائل شود، موضوع نهی به مواردی منصرف می‌شود که تشبّه صورت بگیرد، و تشبّه در صورتی تحقق می‌پذیرد که قصد تشبّه به جنس مخالف وجود داشته باشد. بنابر این استفاده از مختصات جنس مخالف اگر به قصد تشبّه نباشد، حرام نخواهد بود؛ زیرا آن چه در موضوع ادله این باب وارد شده، لفظ تشبّه است نه مجرد شباهت؛ و بدون قصد تشبّه، اگرچه ممکن است شباهت صورت پذیرفته باشد، اما تشبّه به جنس مخالف، صادق نیست.

عدم ترتب فایده عقلایی بر تشبه

تشبه به جنس مخالف اگر فایده عقلایی داشته باشد حرام نیست، مثل مردی که به خاطر ایفای نقشی در فیلم یا تعزیه لباس زنانه می پوشد یا حرکات زنانه انجام می‌دهد، درحالی که معلوم است شأن این شخص این نیست و برای امری که عقلاء آن را نفی نمی‌کند و غرضی و هدف عاقلانه‌ای در آن نهفته است این عمل را انجام می‌دهد؛ همانطور که در جنگ جمل حضرت علی علیه السلام به جمعی از زنان سپاه خویش امر فرمود تا به شکل مردان مسلح شوند و عایشه را تا وطنش همراهی کنند و این فعل حضرت علی علیه السلام مجوز آشکار برای اقدام تشبه موقت با رعایت ملاحظات می‌باشد[۲۴].

مصادیق تشبه

تشبه در زینت‌های جنس مخالف

آرایش به جنس مخالف

با توجه به اینکه پوشیدن لباس زنانه برای مردان جایز نیست، تزیین و استفاده از لوازم آرایشی و زینت آلات زنان مانند حلقه، ساعت، النگو، کمربند، گردنبد و ... به نظر برخی از فقهاء از جمله آیات عظام بهجت، فاضل، گلپایگانی حرام است؛ و برخی همچون آیات عظام خامنه‌ای، سیستانی قائلند: اگر طلای زرد باشد و یا مخصوص زنان است استفاده کردن از آن برای مردان جایز نیست[۲۵].
و همچنین آرایش صورت با لوازم آرایشی خانمها و زینت کردن مانند خانمها، مثلا ابرو برداشتن برای مردان جایز نیست[۲۶].

موی سر

در مورد کوتاه کردن زن موی خود را بطوری که شبیه مرد شود و یا بلند گذاشتن مو برای مرد بطوری که شبیه زن شود، عده‌ای از مراجع از جمله آیت الله بهجت کوتاه کردن مو را اشکالی نمی‌دانند.[۲۷] و گروه دیگر همچون آیت الله فاضل بیان کرده‌اند: در صورتی که تشبه زن به مرد یا مرد به زن محسوب شود جایز نیست[۲۸].

تشبه در کردار و رفتار و صدای جنس مخالف

تشبه فقط در لباس نیست. ممکن است شخصی لباس جنس مخالف را نپوشد ولی رفتار و گفتار و نحوهٔ تعاملش مانند جنس مخالف باشد؛ مقتضای روایات بیان شده در این باب، این بود که تشبّه مرد و زن در فعل و رفتار حرام است. اما روایاتی دیگری وجود دارد که دلالت می‌کند بر اینکه ترک کارهائی که موجب شباهت زن و مرد به یکدیگر می‌شود هم حرام است.(یعنی فقط انجام اعمالی که موجب شباهت می‌شود حرام نیست بلکه ترک کارهائی هم که موجب شباهت است، حرام است(.

تشبه در انواع پوشش جنس مخالف

پوشیدن لباس جنس مخالف

در مورد استفاده از لباس جنس مخالف نظر مراجع تقلید متفاوت است که در ذیل نظر هر کدام جداگانه آورده می‌شود:
آیت الله نوری: جز در مواردی که داعی عقلایی و مصلحت مهم‌تری در بین باشد نپوشد .
آیت الله فاضل: یعنی مردان به نحوی لباس نپوشند که بگویند لباس زنانه پوشیده‌اند و برعکس، بنا بر این پوشیدن دمپایی زنانه به تنهایی برای مردان اشکالی ندارد و بر عکس.
آیت الله خوئی: اگر مرد لباس زنانه و زن لباس مردانه بپوشد، در صورتی که این کار را زیِّ و روش زندگی خود قرار دهد، بنا بر احتیاط حرام است .
آیت الله بهجت: پوشیدن لباس مخصوص زنان برای مرد و هم چنین پوشیدن لباس مخصوص مردان برای زن، حرام است، اگر چه حرام بودن تا موقعی که داخل در لباس شهرت نباشد، مورد تأمّل است؛ نیز تزیین هر یک از مرد و زن به زینت دیگری، حرام است. لباس شهرت عبارت از لباسی است که از جهت جنس یا رنگ یا نحوه برش و دوخت و مانند آن خلاف شأن و زیِّ پوشنده لباس باشد.
آیت الله زنجانی: اگر مرد لباس زنانه، و زن لباس مردانه را لباس عادی خود قرار دهد، بنا بر احتیاط واجب حرام است، ولی نماز خواندن در آن صحیح است . احتیاط مستحب آن است که اصلًا مرد لباس زنانه، و زن لباس مردانه نپوشد، خصوصاً در هنگام نماز خواندن.
آیت الله سیستانی: پوشیدن لباس زنانه بر مردان و پوشیدن لباس مردانه بر زنان حرام نیست . نماز خواندن با آن باطل نیست، ولی بنا بر احتیاط واجب جایز نیست مرد خود را به هیئت و زیّ زن درآورد و هم چنین به عکس.
آیت الله خامنه‌ای: تا زمانی که آن را به عنوان لباس برای خود انتخاب نکرده باشند، اشکال ندارد[۲۹].
یکی از اموری که در روایات از آن نهی شده است و مورد لعن قرار گرفته است تشبه به جنس مخالف است که یکی از مصادیق تشبه پوشیدن لباس مختص به جنس مخالف می‌باشد فقهاء در این مسئله چندین نظر قائل هستند عده‌ای مانند: آیت الله اراکی قائل هستند پوشیدن لباس مختص زنان برای مردان و بالعکس محل اشکال است،[۳۰] گروه دیگری از جمله آیت الله بهجت گفته‌اند: اگر لباس مختص زن را مرد بپوشند و یا لباس مختص مرد را زن بپوشد در صورتی که لباس شهرت بدان صدق کند حرام است و الا بنابر احتیاط واجب باید از پوشیدن آن خودداری کرد.[۳۱] آیت الله خامنه‌ای بر این باور هستند: تا زمانی که آن را به عنوان لباس برای خود انتخاب نکرده باشند اشکال ندارد.[۳۲] آیت الله سیستانی فتوا داده‌اند: اگر مرد لباس زنانه و زن لباس مردانه بپوشد در صورتی که این عمل را زیّ و روش زندگی خود قرار دهد و خود را به هئیت یکدیگر در آورند بنابر احتیاط واجب حرام است.[۳۳] آیت الله گلپایگانی: پوشیدن لباس مخصوص مردان برای خانمها و پوشیدن لباس مخصوص خانمها برای آقایان حرام است.[۳۴] آیت الله مکارم پوشیدن لباس مختص زنان برای مرد و پوشیدن لباس مختص مردان برای خانمها اشکالی ندارد مگر آنکه مستلزم حرامی باشد که از آن جهت پوشیدن آن جایز نیست اگر چه بنابر احتیاط مستحب بهتر است در هر صورت مردان و زنان لباس مختص یکدیگر را نپوشند[۳۵].

عصاره اقوال علمای شیعه

تشبّه هریک از مرد و زن به دیگری در پوشش و غیر آن از هیئتها، مانند برداشتن زیر ابروها و آرایش صورت و رها کردن موی سر بسان زنان، از حیث حرمت و کراهت مورد اختلاف است. برخی مطلق تشبّه،[۳۶] برخی تشبّه در لباس[۳۷] و برخی دیگر، تشبّه توأم با اتخاذ آن به عنوان زیّ خود ـ نه به قصد دیگر[۳۸]،) مانند اظهار حزن و اقامه تعزیه) را حرام دانسته‌اند[۳۹].

قائلین به کراهت

این مسئله در فقه شیعه بحث‌های مختلفی را در پی داشته است عده‌ای از فقها با استناد به روایاتی که از تشبه مردان به زنان و بالعکس نهی شده است حرمت هرگونه تلبس یا تشبه‌ای را نتیجه گرفتند، برخی دیگر در این مسئله جانب احتیاط را پیش گرفته و گروهی بزرگ از علمای شیعه حکم به جواز دادند از جمله شیخ انصاری[۴۰]، بحرانی[۴۱]، مقدس اردبیلی[۴۲]، محقق خوئی[۴۳]، میرزا فتاح شهیدی[۴۴]، قائلند: تشبه به جنس مخالف در پوشش مکروه است و تشبه جنس و غریزی به جنس مخالف مورد حرمت قرار گرفته است، این گروه از فقهاء به روایاتی تمسک کرده‌اند که از آنها حکم کراهت برداشت می‌شود، که می‌توان به دو روایت زیر اشاره کرد:
۱. عن أبی عبد الله علیه السلام قال فی الرجل یجرّ ثوبه، قال: «إنّی لأکره أن یتشبّه بالنساء»
۲. عن أبی عبد الله علیه السلام، عن آبائه علیهم السلام قال: «کان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یزجر الرجل أن یتشبّه بالنساء، و ینهی المرأه أن تتشبّه بالرجال فی لباسها».
بررسی دلالت و سند این در روایت:
این دو روایت در باب نهی از نوع خاصی از تشبّه وارد شده است، و آن نهی از تشبّه به جنس مخالف در نوع پوشش است.
تعبیر «انّی لأکره..» در روایت بر حرمت متعلق اکراه دلالت ندارد؛ زیرا کراهت اصطلاحی در فقه آن زمان استعمال نمی‌شد، اما این تعبیر بر مبغوضیت انجام دادن متعلق آن به گونه‌ای که منع از فعل داشته باشد، دلالت ندارد. چنان که از مشاهده موارد استعمال عبارت «انّی لاکره» در کلام ائمه (ع) این مطلب ظاهر می‌شود؛ («قَالَ أَبُوعَبْدِ اللَّهِ (ع) آًنّی لَأَکْرَهُ لِلرَّجُلِ أَنْ یکُونَ عَلَیهِ نِعْمَهُ مِنَ اللَّهِ فَلَا یظْهِرَهَا.»[۴۵] در نتیجه این این روایت بر کراهت دلالت دارد. اما دلالت روایت دوم دلالت بر نهی می‌کند زیرا ماده «یزجر و ینهی» ظهور در نهی و حرمت دارد. ولی سند این دو روایت ضعیف می‌باشند؛ زیرا از کتاب «مکارم الاخلاق» ذکر شده‌اند؛ و سند اخبار این کتاب ذکر نشده است و تمام روایات آن مرسل است[۴۶]

قائلین به حرمت تشبه

در مقابل عده‌ای دیگر از فقهاء همچون شهید ثانی[۴۷] مرحوم طباطبایی صاحب ریاض[۴۸] ایروانی[۴۹] مرحوم لاری[۵۰] قائل به حرمت تشبه به جنس مخالف در پوشش شده‌اند. ادله این گروه اولاً: روایاتی است که نهی از تشبه به جنس مخالف نهی شده است، دوماً: روایاتی است که از اذلال مومن نهی شده است[۵۱]، ثالثاً: استناد این گروه به روایاتی است که از تشبه به جنس مخالف نهی شده است و چنین شخصی مورد لعن رسول الله صلی الله علیه و آله قرار گرفته است که از آن جمله می‌توان به روایات زیرا اشاره کرد:
۲. روایت اصبغ بن نباته از امیر المومنین(ع) قال أمیر المؤمنین علیّ بن أبی طالب علیه السلام: «یأتی علی الناس زمان ترتفع فیه الفاحشه إلی أن قال: و یتشبّه الرجال بالنساء و النساء بالرجال»
۳. روایت ابی امامه از حضرت رسول اکرم(ص) «أربع لعنهم الله من فوق عرشه و أمّنت علیه الملائکه ... و الرجل یتشبّه بالنساء و قد خلقه الله ذکراً، و المرأه تتشبّه بالرجال و قد خلقها الله انثی»
نهی موجود در این روایت تنها تغییر خاصی در خلقت را شامل می‌شود که تشبّه در ابراز غریزه جنسی جنس مخالف باشد؛ و تشبه در پوشش را شامل نمی‌شود و سند این روایت نیز ضعیف است؛ زیرا مشتمل بر «ابی امامه» است که هیچ مدح و ذمی در حق وی وارد نشده است[۵۲].
۴- عن جابر بن یزید جعفی قال سمعت ابا جعفر محمد الباقر (ع) قال: لَا یَجُوزُ لِلْمَرْأَهِ أَنْ تَتَشَبَّهَ بِالرّجَالِ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّه (صلی الله علیه وآله وسلم) لَعَنَ الْمُتَشَبّهِینَ مِنَ الرّجَالِ بِالنّسَاء وَ لَعَنَ الْمُتَشَبّهَاتِ مِنَ النّسَاء بِالرّجَال[۵۳].
ماده «لعن» به معنای طرد و دوری است که با غضب همراه باشد و سبب عقوبت شود[۵۴]، با مشاهده موارد استعمال این ماده در متون دینی، به دست می‌آید که استعمال این ماده در کلام خداوند، پیامبر(ص) و ائمه (ع) برای بیان مبغوضیت و منفوریت متعلق آن است. بنابر این لعن بر مبغوضیت متعلقش دلالت دارد؛ و اگر متعلقش فعلی از افعال باشد، در حرمت آن فعل ظهور دارد؛ زیرا ظهورِ اولی مبغوضیت در این است که نقیضش مطلوب است و فعل مبغوض باید ترک شود؛ و اگر در مواردی بر شدت کراهت حمل شده، خلاف ظاهر است و به دلیل نیاز دارد و این روایت از لحاظ سندی مشتمل بر راویانی است که توثیق ندارند. بنابر این سند روایت ضعیف است[۵۵].
۵. روایت فقه الرضا از حضرت رسول اکرم(ص) «قد لعن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم سبعه: الواصل شعره بغیر شعره، و المتشبّه من النساء بالرجال، و الرجال بالنساء»

اقوال علمای اهل سنت

در بین فقیهان اهل سنّت نیز این دو دیدگاه حرمت و کراهت وجود دارد، البته بیشتر آنان نظر بر حرام بودن پوشیدن لباس جنس مخالف دارند. قائلین به حرمت از جمله ابن قدامه[۵۶] و نووی[۵۷] با استناد به روایت پیامبر(ص) که فرموند: نفرین بر مردانی که لباس زنان و زنانی که لباس مردان را بپوشند، گفته‌اند: این حدیث، بر حرام بودن همانندی زنان به مردان و مردان به زنان، در لباس دلالت می‌کند، زیرا نفرین انجام نمی‌گیرد، مگر بر کار حرام؛ در مقابل نیز عده‌ای مانند: رافعی[۵۸] و شافعی[۵۹] قائل به کراهت تشبه به جنس مخالف شده‌اند.

حکمت نهی

با توجه به اینکه شخصیت هر فرد اعم از زن یا مرد از مولفه‌های متعددی (ویژگی‌های وراثتی، محیطی، جنسیتی، ظاهری و...) تشکیل شده است که نقش تعیین کننده‌ای را در رفتار و کردار و حتی طرز فکر و صفات روحی و روانی ایفا می‌کند.
یکی از مهمترین مولفه‌های شکل گیری شخصیت، ظاهر شخص است. تطابق و هماهنگی مولفه‌های مختلف شخصیت در شکل گیری هویت شخصی فرد که منشا اصلی تکامل روانی و رفتاری است و مهمترین نقش را در شخصیت انسان دارد.
نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد، رابطه‌ای مستقیم با تفاوت‌های جسمی و روحی زن و مرد دارد.
بی شک حرمت تشبیه زنان به مردان و بالعکس به خاطر مفاسدی است که این کار برای فرد و جامعه در پی دارد که از آن مفاسد می‌توان به امور زیر اشاره کرد:
۱. حرکات و اخلاقیات زنان و مردان را نسبت به یکدیگر برعکس کند؛ یعنی مرد اخلاق زنانه پیدا کند و زن اخلاق مردانه؛ و این با فطرت و حکمت خلقت سازگار نیست.
۲. تشبه به جنس مخالف موجب حقارت و پایین آمدن شخصیت انسانی می‌شود زیرا مردی که لباس زنان را بپوشد یا زنی که لباس مردان را بپوشد مورد تمسخر و بی حرمتی و مورد انگشت نما شدن قرار می‌گیرد، که همین مطلب در بحث لباس شهرت نیز مورد توجه فقهاء قرار گرفته است.
۳. ایجاد دوگانگی شخصیتی و بحران هویتی در افراد می‌شود که زمینه انحرافات شخصی، روانی و هم اجتماعی را در پی خواهد داشت.
۴. باعث ناکارآمدی و معطل ماندن استعدادهای شخصی و خدادادی می‌شود.
۵. تشبه به جنس مخالف باعث بحران هویت و سبب ایجاد مشکلات روانی و رفتاری متعدد (افسردگی ، عدم اعتماد به نفس،...) و تاثیرات نامطلوب اجتماعی می‌گردد[۶۰].
۶. تشبه به جنس مخالف یکی از مصادیقی است که موجب اذلال نفس مؤمن می‌شود، و بنابر روایتی از امام صادق علیه السلام که می‌فرمایند: آًنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَوَّضَ آًلَی الْمُؤْمِنِ کُلَّ شَیْ ءً آًلاّ آًذْلَالَ نَفْسِه[۶۱] از این روایات استفاده می‌شود مؤمن حق ندارد فعل و یا هر نوع سببی را که موجب ذلت، اختلال در شخصیت، تحقیر و اهانت وی می‌شود، انجام دهد[۶۲].
۷. تشبه به جنس مخالف در پوشش موجب شهرت می‌شود و از مصادیق لباس شهرت است که در روایات نهی شده است[۶۳]، از جمله روایت « عَنْ أَبِی أَیّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ قَالَ: آًنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یُبْغِضُ شُهْرَهَ اللّبَاسِ»[۶۴].

عوامل تشبه به جنس مخالف

هر عمل خلاف و منکری که در جامعه انجام می‌گیرد و رواج پیدا می‌کند دارای عوامل و انگیزه‌هایی می‌باشد، به دلیل اینکه افراد عمل کننده به این منکر مختلف هستند عوامل و انگیزه‌های انجام این عمل نیز مختلف می‌باشد و در نتیجه نمی‌توان به تمام آن عوامل و انیگزه‌ها اطلاع یافت زیرا انگیزه و ترغیب به عمل منکر یک امر دورنی است و اطلاع از درون اشخاص بسیار مشکل است ولی با نشانه‌ها یا اقرار افراد و راه‌هایی از این قبیل می‌توان به انگیزه‌های عمل افراد علم پیدا کرد، از جمله انگیزه‌ها و عوامل تشبه به جنس مخالف می‌تواند امور زیر باشد:
۱- تفاوت گذاشتن پدر و مادر در مورد فرزندان دختر و پسر، بسیار اتفاق افتاده که دختری خود را به شبیه به پسران کرده است و دلیل این کار را اهمیت دادن پدر و مادر خود به برادر و جنس مذکر می‌داند و برای اینکه امتیازاتی را که در خانواده‌ها برای پسران قرار داده شده دختر نیز می خواد مانند پسران باشد.
۲- انگیزه‌های سیاسی و فرار از دست دشمن یا گرفتن اطلاعتی یا شناخته نشدن در مواردی که نباید شناخته شود می‌تواند یکی از این عوامل باشد.
۳- کینه و انتقام جویی از افراد نیز می‌تواند یکی دیگر از این عوامل باشد به این نحو که شخص صدای خود را شبیه به زنان می‌کند تا بتواند دید یک زن را نسبت به شوهرش عوض کند و شوهر را مورد اتهام قرار دهد و یا بالعکس دختری صدای خود را شبیه به مردان می‌کند تا بتواند شوهر دوست خود را نسبت به آن عوض کند و با این عمل بنیان یک خانواده را ویران کنند.
۴- برای زیبایی و جلب طرف مقابل، پسران خود را در آرایش مانند دختران می‌کنند تا بتوانند نظر دختران را جلب کنند و آنها را به طرف خود بکشنند.

پوشیدن دمپایی جنس مخالف

به نظر اکثر مراجع پوشیدن دمپایی زنان برای مردان و بالعکس اگر باعث مفسده نشود اشکال ندارد[۶۵]. و امام خمینی و آیت الله بهجت پوشیدن دمپایی مختص به زن یا مرد برای جنس مخالف را بنابر احتیاط واجب جایز نمی‌دانند[۶۶].
پوشیدن دمپاییهایی که در منزل عرفاً هم مردان از آن استفاده می‌کنند و هم زنان ،برای هر یک از آنها اشکالی ندارد اگر چه نام آن دمپایی زنانه یا مردانه باشد. بله اگر دمپایی از نوعی است که عرفاً فقط زنان آن را می‌پوشند استفاده از آن برای مردان حتی برای یک لحظه و یا آوردن چیزی از مثلاً آشپزخانه جایز نیست[۶۷].
نکته: اگر در موردی پوشیدن دمپایی مختص به جنس مخالف، به عنوان زیّ و لباس قرار گیرد (مانند پوشیدن آن در بیرون از منزل)، در این صورت پوشیدن آن اشکال دارد[۶۸]

مصادیق تشبه

تشبه در رسانه‌های صوتی تصویری و تئاتر و...
عده‌ای از مراجع تقلید بر این باورند: پوشیدن لباس مختص دیگری به هر منظوری باشد بنابر احتیاط واجب جایز نیست خواه برای پرو باشد یا بازی کردن درتئاتر و سینما و یا خودنمایی کردن و یا... هر چیز دیگر[۶۹]. در مقابل عده‌ای دیگر گفته‌اند: پوشیدن لباس جنس مخالف و تقلید صدای او هنگام بازیگری و بیان خصوصیات یک شخص حقیقی، اگر سبب فساد نگردد، بعید نیست که جایز باشد[۷۰].
اما پوشیدن لباس جنس مخالف در فیلم و تئاتر و ... دارای مفاسدی است که باید به آن توجه کرد از جمله اینکه پوشیدن لباس زنانه برای مردان یا بالعکس در یک فیلم سبب بروز پدیده تقلیدگرایی و شکسته شدن حرمت اختصاص لباس به زن یا مرد و منجر به از بین رفتن آن مرزی که دین برای آن حساسیت قائل است می‌شود. و اگر این پوشیدن برای کسانی که دست به این کار می‌زنند سبب شود که ساختار در محیط فیلم و فیلمسازی شکسته و مرز برداشته شود و یک نوع اختلاطی را در پی بیاورد، مجاز نیست[۷۱]

تشبه به جنس مخالف در تعزیه

با توجه به اختلافی که در مسئله حرمت و کراهت تشبه به جنس مخالف وجود دارد، ولی در جواز غرض عقلایی در تشبه به جنس مخالف اشکالی نیست مثلا در مورد برگزاری تعزیه امام حسین علیه السلام که فقهاء حکم به جواز چنین مراسم‌هایی را داده‌اند، در حالی که در چنین نمایشهایی، پوشیدن لباس جنس مخالف و بازی در نقش آن، از ارکان نمایش به شمار می‌رود و موارد دیگری که فایده عقلایی بر آن مترتب است، مانند جنگ جمل که قبلا بیان شد[۷۲]، که این عمل حضرت علی علیه السلام مجوزی آشکار به اقدام تشبه موقت با رعایت ملاحظات می‌باشد[۷۳]

کتاب مرتبط با این موضوع

حذیر النبلاء عن التشبه بالنساء
نویسنده: حجوری، یحیی بن علی

فهرست منابع

۱. قرآن
۲. احمد بن فارس بن زکریا، معجم مقائیس اللغه.
۳. محب الدین واسطی زبیدی حنفی و سید محمد مرتضی حسینی، تاج العروس من جواهر القاموس
۴. نشوان بن سعید حمیری، شمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم.
۵. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، زیر نظر محمود هاشمی شاهرودی . قم ، موسسه دایره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت علیهم السلام.
۶. محدث نوری، مستدرک الوسائل، مدرسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۰۸ هـ.ق،
۷. رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق.
۸. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
۹. حسن بن یوسف بن مطهر اسدی حلی، أجوبه المسائل المُهَنّائیه..
۱۰. زین الدین بن علی عاملی، مسالک الأفهام.
۱۱. سید محمد کاظم طباطبایی، العروه الوثقی .
۱۲. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، دار الکتب الاسلامیه، تهران۱۳۷۴ش، چاپ اول.
۱۳. احمد بن محمد اردبیلی، مجمع الفائده و البرهان فی شرح آًرشاد الأذهان،.
۱۴. احکام نگاه و پوشش، سید مجتبی حسینی،
۱۵. احکام روابط زن و مرد؛ سید مسعود معصومی،
۱۶. مهذب الاحکام فی بیان حلال والحرام، عبد الاعلی الموسوی السبزواری . قم ، دار التفسیر ، -1388 .
۱۷. مصباح الفقهاهه،
۱۸. مسعودی، مروج الذهب و معادن الجواهر، ترجمه ابوالقاسم پاینده، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران
۱۹. طبری، تاریخ طبری، موسسه اعلمی، بیروت
۲۰. یوسف بن احمد بن ابراهیم بحرانی، الحدائق الناضره،.
۲۱. محمد علی توحیدی، مصباح الفقاهه،
۲۲. میرزا فتاح شهیدی، هدایه الطالب آًلی أسرار المکاسب،.
۲۳. محمد باقر اصفهانی، مجلسی دوم، مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول،.
۲۴. سید علی بن محمد طباطبایی حائری، ریاض المسائل،.
۲۵. علی بن عبد الحسین ایروانی، حاشیه المکاسب،
۲۶. سید عبد الحسین لاری، التعلیقه علی المکاسب،
۲۷. فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج۱، قم: هجرت، ۱۴۰۹.
۲۸. حسین بن محمد راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن،.
۲۹. الزواجر عن افتراق الکبائر،ابن حجر مکی تیمی، ، دارالکتب العلمیه، بیروت.
۳۰. نیل الاوطار من احادیث سید الاخیار)، محمد شوکانی، ، دار الکتب العلمیه، تهران.
۳۱. مستمسک العروه الوثقی)، سید محسن طباطبایی حکیم، کتابخانه آیه اللّه مرعشی نجفی، قم؛
۳۲. (حواشی العروه الوثقی)، ، انتشارات علمیه اسلامیه، تهران.
۳۳. (مصباح الفقاهه)، سید ابوالقاسم خویی، وجدانی، قم؛
۳۴. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، دار الحدیث، قم، چاپ اول، ‏۱۴۲۹ق.
۳۵. سید علی بن محمد طباطبایی حائری، ریاض المسائل،.
۳۶. سید شهاب الدین مرعشی نجفی، منهاج المؤمنین،
۳۷. جعفر بن خضر مالکی نجفی (کاشف الغطاء)، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعه الغراء،
۳۸. خراسانی، حسین وحید، توضیح المسائل (وحید)، در یک جلد، مدرسه امام باقر علیه السلام، قم - ایران، نهم، ۱۴۲۸ ه‍ ق .
۳۹. امام خمینی، توضیح المسائل (محشّی)، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ هشتم، ۱۴۲۴ق.
۴۰. امام خمینی، استفتائات، دفتر انتشارات اسلامی، قم، پنجم، ۱۴۲۲ ه ق.
۴۱. سیدمجتبی حسینی، رساله دانشجویی، نشر معارف، تنظیم و نظارت، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها.
۴۲. مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق اسعد داغر، قم: دارالهجره، ۱۴۰۹.
۴۳. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ. بیروت: دار صادر- دار بیروت، ۱۳۸۵ ق
۴۴. اجوبه الاستفتاءات، آیت الله خامنه‌ای.
۴۵. صراطالنجاه آیت الله تبریزی،
۴۶. جامع‌الاحکام آیت الله صافی،
۴۷. توضیح‌المسائل آیت الله بهجت ،

پا نویس

  1. تعریف لغوی: واژه «تشبّه» مصدر باب تفعّل است، و از ریشه «شَبَه» گرفته شده است. ماده شبه در «معجم مقاییس اللغه» چنین تبیین شده است: الشین و الباء و الهاء، أصلُ واحدُ یدلّ علی تشابُه الشّی ء و تشاکُلِه لوناً و وَصْف - (احمد بن فارس بن زکریا، معجم مقائیس اللغه. ج۳، ص۲۴۳)
  2. (محب الدین واسطی زبیدی حنفی و سید محمد مرتضی حسینی، تاج العروس من جواهر القاموس. ج۱۹، ص۵۱، نشوان بن سعید حمیری، شمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم. ج۶، ص۳۳۷۰)
  3. جمعی از پژوهش گران زیر نظر سید محمود هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (ع)، ج۲، ص۴85.
  4. میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۳، ص۲۴۶، ح۳۴۹۵.
  5. رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۱۱۸.
  6. محمد بن حسن حرّعاملی، وسائل الشیعه، ج۵، ص۲۵.
  7. حسن بن یوسف بن مطهر اسدی حلی، أجوبه المسائل المُهَنّائیه. ص۴۳.
  8. زین الدین بن علی عاملی، مسالک الأفهام. ج۳، ص۱۳۰.
  9. سید محمد کاظم طباطبایی، العروه الوثقی (المحشّی ج۲، ص۳۵۱.
  10. سوره اعراف آیه22.
  11. سوره اعراف، آیه26.
  12. تفسیر نمونه، ج‏6، ص213.
  13. سوره اعراف، آیه26.
  14. اعراف؛ آیه 20
  15. اعراف؛ آیه 22
  16. احکام روابط مخصوص به زن و مرد ص 57 و 58 .
  17. زین الدین بن علی عاملی (شهید ثانی)، مسالک الافهام، ج۳، ص۱۳۰. سید علی بن محمد طباطبایی حائری، ریاض المسائل، ج۸، ص۱۷۳. شیخ مرتضی انصاری دزفولی، المکاسب، ج۱، ص۸۷.احمد بن محمد اردبیلی، مجمع الفائده و البرهان فی شرح آًرشاد الأذهان، ج۸، ص۸۵.
  18. العروهالوثقی، ج‏1، التقلید، م‏67 ؛ احکام نگاه و پوشش، سید مجتبی حسینی، کد: 204/500018.
  19. . احکام روابط زن و مرد؛ سید مسعود معصومی، ص 67 و 68.
  20. کتاب المکاسب، ج1، ص87؛ غایه الآمال، ج1، ص67؛ مهذب الاحکام، ج5، ص334.
  21. حاشیه المکاسب، ج1، ص17؛ التعلیقه المکاسب(اللاری) ج1، ص90، مصباح الفقهاهه، ج1، ص21.
  22. محمد بن حسن حرّعاملی، وسائل الشیعه، ج۵، ص۲۵.
  23. التعلیقه علی المکاسب(اللاری)، ج1، ص90.
  24. مروج الذهب و معادن الجواهر، ج ۳، ص ۱۱۳ـ۱۱۴. الکامل فی التاریخ ج2 ص 144. تاریخ طبری، ج 3، ص157 و 539.
  25. احکام روابط زن و مرد؛ سید مسعود معصومی، ص 67 و 68.
  26. احکام روابط زن و مرد؛ سید مسعود معصومی، ص 67 و 68.
  27. استفتاء
  28. جامع المسائل چ2 سوال 1071. احکام روابط زن و مرد؛ سید مسعود معصومی، ص 67 و 68.
  29. سایت مرکز پاسخگویی به سوالات دینی. www.pasokhgoo.ir.
  30. توضیح المسائل ص599.
  31. توضیح المسائل مسئله 711.
  32. استفتاء از دفتر آیت الله خامنه‌ای.
  33. توضیح المسائل مسئله 854.
  34. مجمع المسائل مسئله 44 ص537.
  35. حاشیه عروه الوثقی، شرایط لباس مصلی مسئله 42 و توضیح المسائل مسئله 772. احکام روابط زن و مرد؛ سید مسعود معصومی، ص 67 و 68. و ص 57 و 58. 32. حاشیه المکاسب (یزدی)، ج،1ص17.
  36. حاشیه المکاسب (یزدی)، ج،1ص17.
  37. مستمسک العروه ج 5، ص 394 ـ 395.
  38. مصباح الفقاهه ، ج1، ص 209 ـ 210.
  39. العروه الوثقی (و حواشی) (ج) 2،ص 351.
  40. مکاسب،ج1،ص173
  41. یوسف بن احمد بن ابراهیم بحرانی، الحدائق الناضره، ج۱۸، ص۱۹۸.
  42. احمد بن محمد اردبیلی، مجمع الفائده و البرهان فی شرح آًرشاد الأذهان، ج۸، ص۸۵.
  43. محمد علی توحیدی، مصباح الفقاهه، ج۱، ص۳۳۵؛ ۳۳۶.
  44. میرزا فتاح شهیدی، هدایه الطالب آًلی أسرار المکاسب، ج۱، ص۳۸.
  45. محمد باقر اصفهانی، مجلسی دوم، مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج۲۲، ص۳۱۳.
  46. ویکی فقه، تشبه به جنس مخالف، www.wikifeqh.ir.
  47. زین الدین بن علی عاملی (شهید ثانی)، مسالک الافهام، ج۳، ص۱۳۰.
  48. سید علی بن محمد طباطبایی حائری، ریاض المسائل، ج۸، ص۱۷۳.
  49. علی بن عبد الحسین ایروانی، حاشیه المکاسب، ج۱، ص۱۹.
  50. سید عبد الحسین لاری، التعلیقه علی المکاسب، ج۱، ص۸۹.
  51. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۶۳.
  52. ویکی فقه، تشبه به جنس مخالف، www.wikifeqh.ir.
  53. میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۳، ص۲۴۶، ح۳۴۹۵.
  54. خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۲، ص۱۴۱. حسین بن محمد راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، ص۷۴۱.
  55. ویکی فقه، تشبه به جنس مخالف، www.wikifeqh.ir.
  56. الزواجر عن افتراق الکبائر)،ابن حجر مکی تیمی، ج256/1، دارالکتب العلمیه، بیروت.
  57. نیل الاوطار من احادیث سید الاخیار)، محمد شوکانی، ج117/2، دار الکتب العلمیه، تهران.
  58. نیل الاوطار من احادیث سید الاخیار)، محمد شوکانی، ج117/2، دار الکتب العلمیه، تهران.
  59. مستمسک العروه الوثقی)، سید محسن طباطبایی حکیم، ج394/5، کتابخانه آیه اللّه مرعشی نجفی، قم؛ (مصباح الفقاهه)، سید ابوالقاسم خویی، ج207/1، وجدانی، قم؛ (حواشی العروه الوثقی)، ج568/1، انتشارات علمیه اسلامیه، تهران.
  60. سایت پرسمان دانشجویی؛ porsemani.ir. سایت جام نیوز. jamnews.ir.
  61. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۶۳.
  62. سید علی بن محمد طباطبایی حائری، ریاض المسائل، ج۸، ص۱۷۴.
  63. سید علی بن محمد طباطبایی حائری، ریاض المسائل، ج۸، ص۱۷۳.
  64. سید شهاب الدین مرعشی نجفی، منهاج المؤمنین، ج۱، ص۱۴۸. سید محمد کاظم طباطبایی یزدی، العروه الوثقی (المحشّی)، ج۲، ص۳۵۱. جعفر بن خضر مالکی نجفی (کاشف الغطاء)، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعه الغراء، ج۳، ص۲۷
  65. اجوبه الاستفتاءات آیت الله خامنه‌ای ، سوال 1368 ؛ صراطالنجاه آیت الله تبریزی، ج‏3، سوال‏781 ؛ توضیح‌المسائل آیت الله وحید، مسئله‏852 ؛ جامع‌الاحکام آیت الله صافی، ج‏2، 1688 ؛ استفتاءات آیت الله مکارم ، ج‏1، سوال‏138 و ج‏2، سوال‏159 و آیات عظام فاضل و سیستانی و نوری توضیح‌المسائل مراجع، مسئله846.
  66. توضیح‌المسائل آیت الله بهجت ، مسئله‏711 ؛ استفتاءات امام خمینی ، ج‏3، (سؤالات متفرقه )، س‏174.
  67. احکام روابط مخصوص به زن و مرد ص 57 و 58.
  68. رساله دانشجویی، سید مجتبی حسینی، کد: 514/500016.
  69. استفتاء: امام و فاضل، اراکی، بهجت، خامنه‌ای، سیستانی و گلپایگانی. احکام روابط زن و مرد، ص 57 و 58.
  70. احکام روابط زن و مرد؛ سید مسعود معصومی، ص 67 و 68.
  71. سایت تحلیلی صدای شیعه. www.sedayeshia.com ا.
  72. مروج الذهب و معادن الجواهر، ج ۳، ص ۱۱۳ـ۱۱۴. الکامل فی التاریخ ج2 ص 144.
  73. عزاداری از دیدگاه مرجعیت شیعه، ص 47؛ سایت مگ ایران: magiran.com.