فرهنگ مصادیق:تسلیم در برابر مقدرات الهی

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
تسلیم در برابر مقدرات الهی

نویسنده: علی رضا احمدی
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم
واژگان کلیدی: تسلیم، اسلام، ایمان، مقدرات، تشریع.

محتویات

چکیده

«تسلیم» به معنای گردن نهادن به فرمان خدا و مطیع بودن در برابر اوامر و پرهیز از نواهی اوست.
نهایت کمال آدمی، «تسلیم محض» در برابر خداست و در واقع هر آنچه میزان تسلیم بالاتر باشد، شخص از کمال بالاتری بهره مند است.
«تسلیم»، ابعاد آن و راه های رسیدن به این مرحله و درجات آن، موضوع بسیاری از روایات و آیات است و البته برخی از آیات و روایات صراحتاً به این موضوع، پرداخته اند و این موضوع در بعضی آیات و احادیث به صورت ضمنی مورد اشاره قرار گرفته است- برخی از احادیث قدسی نیز به بحث «تسلیم» پرداخته اند.
نگارنده در این تحقیق ضمن جمع آوری برخی آیات و روایات مربوط به «تسلیم» به اهم آفات این توفیق الهی پرداخته و بر اساس دسته بندی آن ها به این مباحث پرداخته است.

مقدمه

تسلیم در لغت: «تسلیم» در لغت به معنای گردن نهادن، راضی شدن به چیزی، اطاعت را انقیاد و فرمانبرداری و سرسپردگی است[۱]: «و التسلیم: بذل الرضا بالحکم»[۲].
تسلیم در اصطلاح: تسلیم در اصطلاح، عبارت از انقیاد باطنی و اعتقاد و گرویدن قلبی، در مقابل حق، پس از سلامت نفس از عیوب و خالی بودن آن از ملکات جنبیه است[۳].
حقیقت اسلام، همان تسلیم محض انسان در برابر مقدرات خداوند است؛ چنان که امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید: « الْإِسْلَامُ هُوَ التَّسْلِيم‏؛ اسلام همان تسلیم است.»[۴] رسیدن به چنین مرحله ای، نهایت معامله با خدا است و چنین انسانی به محکم ترین ریسمان خدایی در زندگی چنگ زده است. بی شک حوادث زندگی و فراز و نشیب آن بر روح چنین فردی تأثیری نخواهد گذاشت و در جهان آخرت نیز که هیچ یک از دارایی های مالی و فرزندان او کارساز نخواهد بود، همین عامل باعث نجات او خواهد شد و شکی نیست تسلیم نبودن انسان در برابر مقدرات خداوند، مخالف مقتضای توحید و ایمان است، و موجب بروز بسیاری از مشکلات روحی و روانی برای انسان خواهد بود.
در این مقاله سعی شده است به راه های تحصیل تسلیم و آثار آن در زندگی و نیز عواملی که تسلیم در برابر خدا را زایل می سازد، اشاره کنیم.

واژه تسلیم در قرآن

واژه «تسلیم» در قرآن ۹ بار با صیغه های ماضی، مضارع، امر و مصدر به کار رفته و اصل کلمه «تسلیم» در ۵ سوره قرآن و در ۷ آیه به این شرح به کار رفته است: بقره: ۲۳۳؛ نساء: ۶۵؛ انفال: ۴۳؛ نور: ۲۷ و ۶۱ و احزاب: ۲۲ و ۵۶.
قابل ذکر است که همگی این سوره ها مدنی هستند.

انواع تسلیم

تسلیم قسم «تکوینی» و «تشریعی» دارد. تسلیم یا عدم تسلیم، انسان نسبت به قوانین خلقت «تکوینی» و نسبت به قوانین شریعت الهی «تشریعی» است.
تسلیم، یعنی آنچه را خدا انجام می دهد یا دستور می دهد، بدون چون و چرا قبول کنیم و به امر خداوند راضی باشیم برخی آیات قرآن؛ از جمله آیات ذیل گویای این نکته اند: ۱. «أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ»[۵]؛ آیا آن ها دینی جز دین الهی می جویند؟ حال آن که هر که در آسمان ها و زمین است، خواه، ناخواه فرمانبردار اوست و همه به سوی او بازگردانده می شوند.
۲. «وَلِلَّهِ يَسْجُدُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ»[۶]؛ و برای خدا سجده می کنند آنچه در آسمان و زمین هست.
«يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ»[۷]؛ آنچه در آسمان و زمین است تسبیح خدا می گوید»

تسلیم در برابر قوانین و احکام الهی

ما در مقابل دستورات و نواهی الهی باید تسلیم محض و تعبد داشته باشیم مثل آیه:
«فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا»[۸]؛ سوگند به پروردگار تو این ها هرگز ایمان نمی آورند، مگر این که به جای برسند که در همه اختلافات تو را حکم قرار دهند و آن گاه در دلشان ازحکمی که کرده ای، ملالی نباشد ولی چون و چرا تسلیم شوند.
إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا»[۹]؛ بی گمان خدا و فرشتگان او بر پیامبر درود می فرستند. ای کسانی که ایمان آورده اید! بر او درود بفرستید و در برابر فرمان او تسلیم باشید.
ابو بصیر از امام صادق (علیه السلام) سؤال کرد که منظور از «صلات» بر پیامبر را فهمیدم؛ اما معنی «تسلیم» بر او چیست؟
امام فرمودند: «هو السلیم لَهُ فی الأُمور[۱۰]؛ تسلیم در برابر او در هر کاری و احتمال دیگر تسلیم به معنای سلام فرستادن بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) با عنوانِ «السلام علیک یا رسول الله» و مانند آن می باشد.
در روایت عبد ابن ابی یعفور چنین آمده است:
قال قلت لِأبی عبدالله (علیه السلام): « وَ اللَّهِ لَوْ فَلَقْتَ رُمَّانَةً بِنِصْفَيْنِ، فَقُلْتَ هَذَا حَرَامٌ وَ هَذَا حَلَالٌ، لَشَهِدْتُ أَنَّ الَّذِي قُلْتَ حَلَالٌ حَلَالٌ وَ أَنَّ الَّذِي قُلْتَ حَرَامٌ حَرَامٌ، فَقَالَ رَحِمَكَ اللَّهُ رَحِمَكَ اللَّه‏»[۱۱]!
به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: به خدا سوگند اگر اناری را دو نصف کنی و بگویی این نصف حرام و این نصف حلال می باشد، شهادت می دهم آنچه تو می فرمایی، درست می باشد و تسلیم محضل شما هستم؛ آنچه می فرمایی حلال هست، حلال می باشد و آنچه می فرمایی حرام است، حرام می باشد. امام علیه السلام ۲ بار فرمودند: «رحمت خداوند بر شما باشد!»

درجات تسلیم

انسان ها نسبت به تسلیم در برابر مقدّرات الهی متفاوت هستند؛ مثل آیه: «قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ»[۱۲]؛ عرب های بادی نشین گفتند: ایمان آورده ایم. بگو: شما ایمان نیاورده اید؛ ولی بگو: اسلام آورده اید؛ اما هنوز ایمان وارد قلب شما نشده است.
در روایتی از امیرالمؤمنین (علیه السلام) چنین می خوانیم:
«لَأَنْسُبَنَّ الْإِسْلَامَ نِسْبَةً لَمْ يَنْسُبْهَا أَحَدٌ قَبْلِي الْإِسْلَامُ هُوَ التَّسْلِيمُ وَ التَّسْلِيمُ هُوَ الْيَقِينُ وَ الْيَقِينُ هُوَ التَّصْدِيقُ وَ التَّصْدِيقُ هُوَ الْإِقْرَارُ وَ الْإِقْرَارُ هُوَ الْأَدَاءُ وَ الْأَدَاءُ هُوَ الْعَمَلُ. ...»[۱۳] ؛ اسلام را آن گونه توصیف می کنم که هیچ کس آن را این گونه وصف نکرده است:
اسلام همان تسلیم در برابر حق است و تسلیم بدون یقین ممکن نیست [چون تسلیم بدون یقین، اطاعت کورکورانه است، نه عالمانه] یقین همان تصدیق است [یعنی تنها علم و دانایی کافی نیست، بلکه به دنبال آن، اعتقاد و تصدیق قبلی لازم است] و تصدیق همان اقرار است [ایمان کافی نیست که در قلب حفظ شود؛ بلکه به اظهار آن نیز نیاز می باشد]. اقرار همان انجام دادن وظیفه است [اقرار تنها گفت و گوی زبانی نیست، بلکه تعهد و قبول مسئولیت هم هست] و مسئولیت همان عمل هست [عمل به فرمان خدا و اجرای برنامه های الهی در غیر این صورت، انسان فقط نام اسلام را یدک می کشد و از روح اسلام بهره ای نبرده است. لذا قرآن می فرماید: «وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ»[۱۴]؛ هر کس غیر از اسلام دینی اختیار کند، هرگز از او پذیرفته نمی شود.

پس تسلیم در برابر احکام و مقدرات الهی درجات مختلفی دارد

۱. اولین قدم تسلیم در مقام عمل است و بدان معناست که انسان نسبت به دستوراتی که داده شده، اعم از واجبات و محرمات، تسلیم محض باشد، که این، پایین ترین مرحله، تسلیم عملی است. ۲. تسلیم قلبی: بدان معناست که شخص در برابر هر آنچه خداوند تبارک و تعالی و پیامبر گرامی اسلام فرموده اند، با عمق جان تسلیم محض باشد و قبول کند.
۳. انسان به جایی می رسد که اراده او در اراده خدا فانی شود؛ یعنی غیر از اراده خداوند اصلاً اراده ای ندارد و تا جایی می رسد که حدیث اشاره دارد: «ُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِه‏ ...»[۱۵] می شود.
شاعری زبان حال این گونه افراد را در شعر خود چنین وصف می کند:
یکی درد و یکی درمان پسندد/یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و اصل و هجران/پسندم ان چه را جانان پسندد

اهمیت تسلیم

تسلیم در برابر مقدرات الهی معروفی بزرگ است و به قدری اهمیت دارد که در بسیاری از آیات و روایات به آن اشاره شده است.
۱. تسلیم خدا بودن همراه ایمان، وظیفه ضروری و بر عهده همگان می باشد:
«قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ»[۱۶]؛ بگو به خدا و آنچه بر ما و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق یعقوب و نوادگان او نازل شد و آنچه به موسی و عیسی و پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده است، ایمان آورده ایم؛ میان هیچ یک از آنان فرق نیست و ما فرمانبردار و تسلیم اوییم.
۲. تسلیم مؤمنان در برابر خداوند تا لحظه مرگ، مورد سفارش مؤکد قرار گرفته است. قرآن کریم این نکته را در آیه ذیل هشدار می دهد:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»[۱۷]؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! آن گونه که سزاوار خداوند است، تقوا پیشه کنید؛ و زنهار که بمیرید و مسلمان و تسلیم او نباشید.
۳. تسلیم، یکی از ارکان ایمان است. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرماید:
الْإِيمَانُ لَهُ أَرْكَانٌ أَرْبَعَةٌ التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ وَ تَفْوِيضُ الْأَمْرِ إِلَى اللَّهِ وَ الرِّضَا بِقَضَاءِ اللَّهِ وَ التَّسْلِيمُ لِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏[۱۸]؛ برای ایمان چهار رکن است: توکل بر خدا و تفویض امر به سوی خدا و راضی بودن به قضای الهی و تسلیم بودن به امر خداوند عزوجل»
۴. نبود تسلیم نشانه نوعی شرک است
عدم تسلیم در برابر خداوند چه بسا انسان را به شرک مبتلا کند. روایتی از امام صادق(ع) در این مورد ملاحظه فرمایید:
« لَوْ أَنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَ آتَوُا الزَّكَاةَ وَ حَجُّوا الْبَيْتَ وَ صَامُوا شَهْرَ رَمَضَانَ ثُمَّ قَالُوا لِشَيْ‏ءٍ صَنَعَهُ اللَّهُ أَوْ صَنَعَهُ النَّبِيُّ ص أَلَّا صَنَعَ خِلَافَ الَّذِي صَنَعَ أَوْ وَجَدُوا ذَلِكَ فِي قُلُوبِهِمْ لَكَانُوا بِذَلِكَ مُشْرِكِينَ ثُمَّ تَلَا فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع وَ عَلَيْكُمْ بِالتَّسْلِيم‏؛[۱۹] چنانچه قومی خدا را عبادت و نماز اقامه کنند و زکات بدهند و حج خانه خدا کنند و روزه بگیرند؛ سپس این نکته را بگویند: کاش آنچه خدا و آنچه پیامبر انجام داده، گونه دیگری انجام می داد؛ یا مطلب مذکور، در قلب آن ها خطور می کرد؛ به سبب همین عمل مشرک شدند. پس امام این آیه را تلاوت کردند «فلا و ربک ....» پس امام فرمودند: بر شما باد به تسلیم در برابر خداوند!

تسلیم در فقه و احکام الهی

سؤال: انکار اسلام (توحید، نبوت و معاد) چه آثار شرعی به دنبال دارد؟
جواب: اگر انکار کند، محکوم به اسلام است. اگر پس از بلوغ از وصف اسلام ابا داشته باشد، بنابر احتیاط واجب باید پس از اقامه براهین محکم و ادّله روشنگر بر او احکام مرتد اجرا شود؛ به گونه ای که معلوم شود انگار و ابای او بعد از آن ها از روی عناد و لجاج و دشمنی و برای اغراض فاسد دنیوی بوده است. در این صورت، احکام راجع به کافر و مرتد بر او جاری می شود؛ مثلاً حکم نجاست؛ صحیح نبودن عقد او برای مسلمان؛ ارث نبردن او از مسلمان؛ اگر چه پدر او باشد. حلال نبودن حیوانی که ذبح می کند.[۲۰] بر چنین شخصی (منکر عمدی) بار می شود.
سؤال: مسلمانی که به دین دیگری پیوسته، حکم دین در مورد او چیست و از لحاظ اُخروی چه سرنوشتی دارد؟
جواب: حکم او مرتد فطری است که وجوب قتل و جدا شدن زوجه اش و تقسیم مالش بین ورثه، از جلمه احکام مرتد فطری است و در اخرت نیز اهل عذاب است[۲۱].

آثار تسلیم

در قرآن و روایات، آثاری برای تسلیم عملی و قلبی بیان شده که فهرست وار اشاره می شود:

آرامش

«بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»[۲۲]؛ آری؛ هر کس با تمام وجود تسلیم خداوند شود و نیکوکار باشد، پاداش وی نزد پروردگارش محفوظ است و خوفی و اندوهی بر آنان نیست.

بهره مندی از بهترین دین و دوستی خدا

«وَمَنْ أَحْسَنُ دِينًا مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلًا»[۲۳]؛ چه کسی در دینداری بهتر از کسی هست که خود را تسلیم خدا کرده ... و ابراهیم را خداوند دوست خود گرفته است.

قبولی در امتحانات الهی

«فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ * إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاءُ الْمُبِينُ»[۲۴]؛ پس چون تسلیم شدند و سر را به پیشانی بر خاک نهاد... به راستی که این همان آزمایش آشکار بود.

برآورده شدن حوائج

به نقل از امام صادق (علیه السلام) آمده است: « إِذَا قَالَ الْعَبْدُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ- قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْمَلَائِكَةِ اسْتَسْلَمَ عَبْدِي اقْضُوا حَاجَتَه‏»[۲۵]؛ زمانی که بنده بگوید: توان و قولی نیست، مگر از جانب خداوند عزوجل؛ خداوند به ملائکه می گوید: «إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاء الْمُبِینُ»؛ بنده ام تسلیم من شده است. پس حاجاتش را برآورده سازید.

بهره مندی از رحمت خدا

«وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ»[۲۶]؛ و این کتاب را که گویای همه چیز و برای مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتی است بر تو نازل کردیم.

بهره مندی از هدایت خدا

از آثار تسلیم آن است که انسان مشمول لطف ویژه خدا می شود و بی تردید هدایت از مصادیق این لطف و ثمره خداست.
در ادامه به این نکته می پردازیم:
«فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُلْ لِلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا ...»[۲۷] ؛ پس اگر با تو به چون و چرا برخاستند؛ بگو: من و هر که پیرو من است، روی تسلیم به خدا سپرده ایم و به اهل کتاب و درس ناخواندگان بگو: آیا شما نیز تسلیم شدید؟! پس اگر تسلیم شدند قطعاً هدایت یافتند.

بهره مندی از هدایت ویژه الهی

«قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ»[۲۸]؛ بگو: آن را روح القدس از طرف پروردگارت به حق نازل کرد، تا کسانی را که ایمان آورده اند، ثابت قدم کند و برای مسلمانان هدایت و بشارتی باشد.

افزایش یا حبط پاداش

« أَحَقُّ خَلْقِ اللَّهِ أَنْ يُسَلِّمَ لِمَا قَضَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ عَرَفَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ رَضِيَ بِالْقَضَاءِ أَتَى عَلَيْهِ الْقَضَاءُ وَ عَظَّمَ اللَّهُ أَجْرَهُ وَ مَنْ سَخِطَ الْقَضَاءَ مَضَى عَلَيْهِ الْقَضَاءُ وَ أَحْبَطَ اللَّهُ أَجْرَه‏»[۲۹]؛
سزاوارترین خلق خداوند برای این که به قضای خداوند عزوجل تسلیم باشند، کسانی هستند که خداوند عزوجل را بشناسند. کسی که به قضای الهی راضی باشد، قضای الهی بر او جاری می شود و خداوند پاداش او را چند برابر می دهد و کسی که از قضای الهی ناراحت باشد، قضای الهی بر او جاری می شود؛ در حالی که اعمالش را خداوند نابود می کند.
۹. تضمین خداوند در زندگی تسلیم در برابر خدا، به نوعی کار را به خدا سپردن است و روشن است که در این صورت خداوند هم به اراده بنده بها می دهد: روی أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى دَاوُد (علیه السلام): يَا دَاوُدُ تُرِيدُ وَ أُرِيدُ وَ لَا يَكُونُ إِلَّا مَا أُرِيدُ فَإِنْ أَسْلَمْتَ لِمَا أُرِيدُ أَعْطَيْتُكَ مَا تُرِيدُ وَ إِنْ لَمْ تُسْلِمْ لِمَا أُرِيدُ أَتْعَبْتُكَ فِيمَا تُرِيدُ ثُمَّ لَا يَكُونُ إِلَّا مَا أُرِيد[۳۰]؛ تو اراده می نمایی، من نیز اراده می کنم، و جز اراده من تحقق نپذیرد اگر به خواست من تن دهی، آنچه را اراده می نمایی، به تو عطا می کنم و اگر به خواست من سر تسلیم نگذاری، تو را در آنچه خواهی، به زحمت می افکنم، آنگاه نیز غیر از خواسته من محقق نگردد.

شرط رسیدن به مقام رستگاران

عن النبی صلی الله علیه و آله:
يَا عِبَادَ اللَّهِ أَنْتُمْ كَالْمَرْضَى وَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ كَالطَّبِيبِ فَصَلَاحُ الْمَرْضَى فِيمَا يَعْلَمُهُ الطَّبِيبُ وَ يُدَبِّرُهُ بِهِ لَا فِيمَا يَشْتَهِيهِ الْمَرِيضُ وَ يَقْتَرِحُهُ أَلَا فَسَلِّمُوا لِلَّهِ أَمْرَهُ تَكُونُوا مِنَ الْفَائِزِين‏[۳۱]؛ ای بندگان خدا! شما همانند بیماران هستید و پروردگار عالمیان بسان پزشک است. خیر و صلاح بیمار در چیزی است که طبیب می داند و تدبیر می کند؛ نه در چیزی که مریض میل دارد و آن را بر می گزیند. پس تسلم امر الهی باشید تا از رستگاران شوید.

محبوبیّت الهی

مناجات موسی علیه السلام آمده است:
أَيْ رَبِّ أَيُّ خَلْقِكَ أَحَبُّ إِلَيْكَ... قَالَ مَنْ إِذَا أَخَذْتُ حَبِيبَهُ سَالَمَنِي‏ ....[۳۲] ؛ حضرت موسی در مناجاتش به خدا عرض می کند: پروردگاراا! کدام مخلوق نزد تو محبوب تر است؟ خداوند تبارک و تعالی می فرماید: مخلوقی که وقتی محبوبش را از او می گیرم، به من اعتراض نکند و تسلیم من باشد.

معیار ایمان راستین

تسلیم در برابر خدا، معیار صلابت و خلوص ایمان است:
راوی یک حدیث می گوید:

قُلْتُ لَهُ بِأَيِّ شَيْ‏ءٍ يَعْلَمُ الْمُؤْمِنُ بِأَنَّهُ مُؤْمِنٌ قَالَ بِالتَّسْلِيمِ لِلَّهِ وَ الرِّضَا فِيمَا وَرَدَ عَلَيْهِ مِنْ سُرُورٍ أَوْ سَخَط[۳۳]؛ از امام صادق (علیه السلام) پرسیدیم: از چه راهی می توان به این نکته راه یافت که آیا مؤمن حقیقی است؟ امام فرمودند: به وسیله تسلیم او در برابر خداوند و رضای او نسبت به آنچه بر او جاری می شود؛ اعم از خوشحالی و ناراحتی.

نشانه حقیقت ایمان

حقیقت ایمان بهره کسی می شود که از تسلیم به معنای واقعی بهره مند باشد. امام باقر(ع) این مطلب را از رسول گرامی(ص) نقل کرده است.
عن ابی جعفر علیه السلام:
قال بَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ ص فِي بَعْضِ أَسْفَارِهِ إِذْ لَقِيَهُ رَكْبٌ فَقَالُوا السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ مَا أَنْتُمْ فَقَالُوا نَحْنُ مُؤْمِنُونَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ فَمَا حَقِيقَةُ إِيمَانِكُمْ قَالُوا الرِّضَا بِقَضَاءِ اللَّهِ وَ التَّفْوِيضُ إِلَى اللَّهِ وَ التَّسْلِيمُ لِأَمْرِ اللَّهِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهُ عُلَمَاءُ حُكَمَاءُ كَادُوا أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْحِكْمَةِ أَنْبِيَاءَ فَإِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ فَلَا تَبْنُوا مَا لَا تَسْكُنُونَ وَ لَا تَجْمَعُوا مَا لَا تَأْكُلُونَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُرْجَعُون‏[۳۴]؛ امام باقر فرمودند: زمانی که رسول خدا در مسافرت بودند، عده ای ایشان را ملاقات و بر ایشان سلام کردند. حضرت از ایشان پرسیدند: شما کیستید؟ جواب دادند: ما از مؤمنین هستیم. حضرت پرسیدند: علامت و حقیقت ایمان شما چیست؟ آن ها گفتند: علامت ایمان ما راضی بودن به قضای الهی و واگذاری امر خود به خدا و تسلیم در برابر امر خداست. حضرت فرمودند: شما از علما و حکما هستید؛ نزدیک است از انبیای حکیم قرار بگیرید. پس، اگر راست می گویید، بنا نکنید چیزی را که در آن ها ساکن نمی شوید و جمع نکنید آنچه را نمی خورید و تقوای خدایی را که به سوی او بر می گردد بیشه کنید.

سه رویکرد مؤمن در زندگی

مؤمن در هر حال و در هر کدام از رویکردهای زندگی در یکی از سه بلا و قضاء و نعمت قرار دارد.
عن ابی جعفر علیه السلام:

الْعَبْدُ بَيْنَ ثَلَاثَةٍ بَلَاءٍ وَ قَضَاءٍ وَ نِعْمَةٍ فَعَلَيْهِ فِي الْبَلَاءِ مِنَ اللَّهِ الصَّبْرُ فَرِيضَةً وَ عَلَيْهِ فِي الْقَضَاءِ مِنَ اللَّهِ التَّسْلِيمُ فَرِيضَةً وَ عَلَيْهِ فِي النِّعْمَةِ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الشُّكْرُ فَرِيضَة [۳۵]؛ امام (علیه السلام) فرمودند: بنده خدا میان سه حالت است: بلا و قضا و قدر و نعمت. حکم خدا اگر برای او بلا است، واجب است نسبت به آن صبر کند و اگر قضا و تقدیرات الهی است، واجب است تسلیم امر خدا باشد و اگر قسمت و نعمت است، واجب است شکر آن را به جا آورد.

زمینه های تسلیم در برابر مقدرات الهی

توجه و آگاهی به بازگشت امور به خداوند متعال

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً . . . الْأَمْرُ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ»[۳۶]؛ ای کسانی که ایمان دارید! همگی به طاعت خداوند در آیید ... به سوی خدا بازگردانده می شوید.

توجه به گستردگی نعمت ها الهی

«وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِمَّا خَلَقَ ظِلَالًا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْجِبَالِ أَكْنَانًا وَجَعَلَ لَكُمْ سَرَابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ وَسَرَابِيلَ تَقِيكُمْ بَأْسَكُمْ كَذَلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَ»[۳۷]؛ خداوند، از آنچه برای شما آفریده سایه بان ها فراهم آورد، و از کوه ها برایتان پناهگاه ها قرار داد و برای شما جامه هایی پدید آورد که از گرما نگاهتان دارد و جامه هایی که در سختی ها شما را حفظ کند. این گونه نعمت خویش را بر شما تمام می کند. امید که شما به فرمانش گردن نهید.

عقیده به ربوبیت الهی

«إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ»[۳۸]؛ آن گاه که پروردگارش به او گفت: سر به فرمان خدا فرود آور! گفت: تسلیم پروردگار جهانیان شدم.

. پرهیزکاری، زمینه ساز تسلیم دایمی در برابر خدا

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»[۳۹]؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! آن چنان که سزاوار خدا است پرهیزکاری بیشه کنید و زنهار که بمیرید و مسلمان نباشید!.

سلامت قلب از شرک و شک و پلیدی و آلودگی

امام صادق علیه السلام فرمودند:
َ الْقَلْبُ السَّلِيمُ الَّذِي يَلْقَى رَبَّهُ وَ لَيْسَ فِيهِ أَحَدٌ سِوَاهُ وَ قَالَ وَ كُلُّ قَلْبٍ فِيهِ شِرْكٌ أَوْ شَكٌّ فَهُوَ سَاقِطٌ وَ إِنَّمَا أَرَادُوا الزُّهْدَ فِي الدُّنْيَا لِتَفْرُغَ قُلُوبُهُمْ لِلْآخِرَة [۴۰]؛ قلب سلیم، قلبی است که انسان خدا را ملاقات کند و غیر از خدا در قلب او هیچ کس نباشد. نیز فرمودند: هر قلبی که در آن شرک و شک باشد، آن قلب ساقط می شود و خداوند خواسته است با زهد در دنیا دل هایتان را برای آخرت فارغ گرداند.

اسوه های تسلیم در برابر مقدرات الهی

نقش اسوه های در ایجاد رویکرد تسلیم در برابر خدا، روشن است. از جمله این اسوه ها می توان به حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل اشاره کرد:

حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل

«فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ * وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ * قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ[۴۱]؛ حضرت ابراهیم وقتی فرمان ذبح فرزندش اسماعیل را دریافت کرد و فهمید که فرمان ذبح از سوی خدا است، اظهار تسلیم کرد. قران می فرماید: «چون تسلیم شدند، و پدر، پسر را بر پیشانی بر خاک افکند؛ او را ندا دادیم: یا ابراهیم! حقاً که خوابت را تحقیق بخشیدی. ما نیکوکاران را چنین پاداش می دهیم.

امام حسین (علیه السلام)

امام حسین (علیه السلام) اسوه دیگری از صبر و تسلیم است. آن حضرت بعد از پشت سر گذاشتن همه آن آزمون های سخت الهی و شهادت همه یاران و اهل بیتش در آخرین لحظات در گودال قتلگاه چنین فرمودند:
«الهى رضى بقضائك و تسليما لأمرك‏ لا معبودً سواک[۴۲]؛ خداوندا! من راضی هستم به رضای تو و تسلیم هستم در برابر امر تو و معبودی غیر از تو نیست.

حضرت زینب کبری (سلام الله علیها)

آن اسوه صبر و استقامت، کسی که با همه ناراحتی هایی که در سفر کربلا کشید و دیدن شهادت برادر و فرزندان و عموزاده ها و یاران با وفای سید الشهدا (علیه السلام)، زمانی که در کاخ ظلم و ستم یزید، این حاکم ستمگر رو به او می کند و می گوید: «کیف رأیتِ صَنَعَ الله باَهل بیتک». ایشان فرمودند: «ما رأیتُ الا جمیلا[۴۳]؛ ما جیز زیبایی ندیدیم»؛ چون ما تسلیم امر خدا هستیم.

حضرت امام خمینی

این بزرگ مرد تاریخ معاصر به جرأت می توان گفت در پرتو عمل به دستورات اهل بیت و شاگردی این مکتب، توانست با تزکیه و تهذیب نفس، به مبارزه با طاغوت زمان بپردازد. و با قلبی سلیم و با انقطاع از ما سوی الله به لقای محبوب دست یابد. آن بزرگ مرد تاریخ در وصیت نامه الهی سیاسی خود اشاره می فرماید:
... با دلی آرامش و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص [می شوم] و به سوی جایگاه ابدی سفر می کنم[۴۴].

موانع تسلیم

تسلیم در برابر خدا امتیازی ویژه و توفیقی والاست. در عین حال، برخی عوامل این توفیق را زایل می سازند که در ادامه به آن ها اشاره می کنیم:
از جمله عواملی که مانع تسلیم در برابر خدای شوند، «شیطان» است. به این آیه توجه کنید:
۱. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ»[۴۵]؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! همگی به اطاعت خدا در آید و گام های شیطان را دنبال نکنید- او برای شما دشمنی آشکار است!»
نیز آیه «قُلْ أَنَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُنَا وَلَا يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللَّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِي الْأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ[۴۶]؛ «بگو آیا به جای خداوند چیزی را بپرستیم که نه به ما سودی می رساند و نه زیانی و بعد از آن که خدا هدایتمان کرد، عقب گرد کنیم؟ مانند کسی که شیطان او را به بیراهه کشانده و در زمین سرگشته مانده است؛ در حالی که یارانی هم دارد که وی را به هدایت می خوانند که به سوی ما بیا؛ ولی نمی تواند؟ بگو: بی گمان هدایت خواهد هدایت حقیقی است و ما دستور یافته ایم که تسلیم پروردگار جهانیان باشیم».

عدم شناخت خدا، صفات و افعال او

عدم شناخت خدا و عدم معرفت به صفات و افعال خدا، از دیگر عوامل گردنکشی در برابر اوست:
عن ابی جعفر علیه السلام:
أَحَقُّ مَنْ خَلَقَ اللَّهُ بِالتَّسْلِيمِ لِمَا قَضَى اللَّهُ مَنْ عَرَفَ اللَّهَ وَ مَنْ رَضِيَ بِالْقَضَاءِ أَتَى عَلَيْهِ الْقَضَاءُ وَ عَظُمَ عَلَيْهِ أَجْرُهُ وَ مَنْ سَخِطَ الْقَضَاءَ مَضَى عَلَيْهِ الْقَضَاءُ وَ أَحْبَطَ اللَّهُ أَجْرَه‏[۴۷]؛ بهترین بندگان خدا برای تسلیم شدن نسبت به قضای الهی، کسی است که خدا را بشناسد و کسی که به قضای الهی راضی باشد بر چنین بنده ای قضای الهی جاری می گردد و اجر عمل او فراوان می گردد و کسی که به قضای الهی راضی باشد بر چنین بنده ای قضای الهی جاری می گردد و اجر عمل او فراوان می گردد و کسی که از قضای الهی ناراحت باشد، قضاء الهی نسبت به او اجرا می شود؛ خداوند پاداش عمل او را نابود می سازد.

لجاجت و عناد

عناد و لجاجت از دیگر عوامل عدم تسلیم در برابر خداست:
«إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ»[۴۸]؛ در حقیقت، دین نزد خداوند، همان اسلام است؛ و اهل کتاب در آن اختلاف نکردند، مگر پس از آن که به حقانیت آن پی بردند؛ آن هم به خاطر رقابت میان آن ها بود و هر که به آیات خدا کافر شود، خدا سریع الحساب است.

راهکارهای تقویت تسلیم

اخلاص و قصد قربت در همه امور

«قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ * لَا شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ»[۴۹]؛ بگو: نماز و عبادت و زندگی من، همه برای پروردگار جهانیان است. [او] که شریکی ندارد و به همین امر دستور یافته ام و من نخستین مسلمان هستم.

دوری از شرک

«قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ * لَا شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ»[۵۰]؛ بگو: هر آنچه پروردگارم مرا به راه راست و دینی استوار که همان آیین ابراهیم حق گراست هدایت نمود و او از مشرکین نبود خداوند شریکی ندارد و به همین امر دستور یافته ام و من نخستین مسلمانم.

داشتن قلبی خالی از آلودگی

امام صادق (علیه السلام) فرموده اند:

صَاحِبُ النِّيَّةِ الصَّادِقَةِ صَاحِبُ الْقَلْبِ السَّلِيمِ لِأَنَّ سَلَامَةَ الْقَلْبِ مِنْ هَوَاجِسِ الْمَحْذُورَاتِ بِتَخْلِيصِ النِّيَّةِ لِلَّهِ فِي الْأُمُورِ كُلِّهَا[۵۱]؛ کسی که نیّت صادق دارد، صاحب قلب سلیم است؛ چرا که سلامت قلب از آلودگی، نیت را در همه چیز خالص می کند.

دوستی مؤمنان؛ شرط سلامت دل

سلامت دل، به عواملی بستگی دارد که از جمله آن ها دوست داشتن مؤمنان است. امام علی(ع) فرمودند:
لَا يَسْلَمُ لَكَ قَلْبُكَ حَتَّى تُحِبَّ لِلْمُؤْمِنِينَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِك‏[۵۲]؛ قلب تو سالم نمی شود مگر آن که برای مؤمنان همان چیزی را بپسندی که برای خود می پسندی.

خالی کردن قلب از حُبِّ دنیا

از امام صادق در تفسیر آیه ۸۸ سوره شعراء «إِلَّا مَنْ أَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ»؛ سؤال کردند امام فرمودند: «ُّ هُوَ الْقَلْبُ الَّذِي سَلِمَ مِنْ حُبِّ الدُّنْيا؛ قلب سلیم، قلبی است که از حب دنیا خالی بماند»[۵۳].

تفکر در عظمت خداوند

چنان که در حدیث از امیر المؤمنین (علیه السلام) آمده است: « مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه‏ ...[۵۴] ؛ هر که خود را شناخت خداوند را می شناسد که نهایت باعث تسلیم انسان در برابر خداوند می شود.

پاداش تسلیم

تمسک به ریسمان محکم الهی

تسلیم در بر برابر خدا دارای دستاوردهایی است، که یکی از مهم ترین آن ها تمسک و چنگ انداختن به ریسمان محکم الهی است. از قرآن بشنویم:
«وَمَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ»[۵۵]؛ و هر کسی در حالی که نیکوکار باشند، خود را تسلیم خدا کند، قطعاً به محکم ترین دستاویز چنگ زده است و عاقبت همه کارها به سوی خدا است.

نجات یافتن در روز قیامت

«يَوْمَ لَا يَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ* إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ»[۵۶]؛ و روز قیامت روزی است که هیچ یک از امکانات مالی و فرزند راهگشا نیست؛ مگر داشتن قلب سلیم که به پیشگاه خدا عرضه شود و روشن است که داشتن قلب سلیم بدون تسلیم در برابر خدا معنا ندارد.

بهره مندی از پاداش بزرگ الهی

«إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِمَاتِ . . . أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا»[۵۷]؛ بی گمان مردان و زنان مسلمان . . . خداوند برای همه آن ها آمرزش و پاداش بزرگ فراهم ساخته است.

بهره مندی از آمرزش الهی

برخورداری از آمرزش خداوند از دیگر دستاوردهای تسلیم در برابر خداست:
إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِمَاتِ . . . أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا»[۵۸]؛ بی گمان مردان و زنان مسلمان . . . خداوند برای همه آن ها آمرزش و پاداش بزرگ فراهم ساخته است.

برطرف شدن غم و غصه در دنیا و آخرت

«بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»[۵۹]؛ آری؛ هر کس خود را با تمام وجود تسلیم خدا کند و نیکوکار باشد، پاداش او نزد پروردگارش محفوظ است و برای آنان نه خوفی است و نه اندوهی.

مشمول دعای امام قرار گرفتن

روی کلینی فی الکافی:
عن زید الشحّام عن ابی عبدالله علیه السلام: قُلْتُ لَهُ إِنَّ عِنْدَنَا رَجُلًا يُسَمَّى كُلَيْباً فَلَا نَتَحَدَّثُ عَنْكُمْ شَيْئاً إِلَّا قَالَ أَنَا أُسَلِّمُ فَسَمَّيْنَاهُ كُلَيْبَ التَّسْلِيمِ قَالَ فَتَرَحَّمَ عَلَيْه‏:؛ زید شحام به حضرت عرض می کند شخصی به نام کلیب داریم که هر چه از شما نقل می شود، می گوید: قبول دارم و تسلم محض هستم. ما او را «کلیبِ تسلیم» نام نهاده ایم امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «رحمت خدا بر او باد!»[۶۰].

قرار گرفتن جز رستگاران از مؤمنین

عن کامل التّمّار قال:
ابوجعفر علیه السلام (امام باقر) قد افلح المؤمنون أَ تَدْرِي مَنْ هُمْ قُلْتُ أَنْتَ أَعْلَمُ قَالَ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الْمُسَلِّمُون‏[۶۱]؛ تمار می گوید امام باقر (علیه السلام) فرمودند: معنی قول «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ» را می دانند، چه کسانی هستند. عرض کردیم: شما بهتر می دانید. امام فرمودند: مراد در این آیه کسانی که رستگار شدند از مؤمنان- تسلیم شدگان در برابر خدا هستند».

کتاب شناسی تسلیم

مقاله شناسی تسلیم

نتیجه گیری

«تسلیم» در برابر مقدرات خداوند، اوج بندگی است و هر چه بنده در برابر مقدرات و قضا و قدر خداوند بیش تر تسلیم باشد، از یک سو آرامش بیش تری دارد و از سوی دیگر، از عیار بندگی بالاتر و خالص تری برخوردار است.
اگر بگوییم نهایت رسالت دینی الهی، چه در بعد تکوین و چه در عرصه تشریع، ساختن انسان هایی است که در برابر خداوند تسلیم محض هستند، سخن دوستی است.
از دیگر سو، سیره انبیا و اوصیا و اولیای الهی بر این بوده است که تسلیم در برابر خدا را در تمام زوایای زندگی خود چه زندگی شخصی و چه در عرصه نبوت و رسالت و امامت جاری و ساری کرده اند.
در قرآن کریم آیاتی در مورد تسلیم حضرت ابراهیم (علیه السلام) به عنوان یکی از پیامبران اولوالعزم آمده و تسلیم آن حضرت را در برابر مقدرات الهی عنوان کرده است و نیز مناجات سید و سالار شهیدان در آفرین لحظات حیات مبارکش، گویای تسلیم محض آنان در برابر اوامر خداست.
میزان و درجه تسلیم از یک سو گویای ایمان فرد و از سوی دیگر گویای تأثیرات اجتماعی و دینی اوست.
به این نکته باید توجه کرد که آیات و روایات مربوط به تسلیم در برابر خدا و پرهیز از آفات تسلیم، تنها بیان یک مطلب علمی و دینی نیست؛ بلکه هشدار و در واقع دعوتنامه ای است که این گونه باشیم و با عبودیت و بندگی، روحیه تسلیم را در خود افزایش دهیم و از عوامل ضد تسلیم و فرمانبرداری محض بپرهیزیم.

فهرست منابع

۱. قرآن
۲. ابن نما حلی، جعفر بن محمد (۱۴۰۶ ق)، مثیرالاحزان، قم، محقق مدرسه امام مهدی، ناشر مدرسه امام مهدی.
۳. احمد بن محمد بن خالد (۱۳۷۱)، المحاسن، قم، دار الکتب اسلامی محقق محدث جلال الدین، انتشارات دارالاکتب اسلامی.
۴. استفتائات آیت الله بهجت، ناشر دفتر معظم له، تابستان ۱۳۸۶، ج۱، چاپ نینوا.
۵. امام خمینی، شرح جنود و عقل و جهل، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی مقصد 23.
۶. امام خمینی، وصیت نامه الهی، سیاسی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
۷. امام خمینی، وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی، مدرسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
۸. رسائل در شرح احادیثی از اصول کافی، سلیمان آشتیانی مهدی و درایتی.
۹. صدرالدین شیرازی، محمد ابراهیم (۱۳۸۳)، شرح اصول کافی، محقق خواجوی، محمد، تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، چاپ تهران.
۱۰. صفار، محمد بن حسن (۱۴۰۴ ق)، بصائر الدرجات فی الفضائل آل محمد صلی الله علیهم، محقق: کوچه باغی، محسن بن عباسعلی، قم، ناشر مکتب آیت الله المرعشی نجفی.
۱۱. کافی دارالحدیث، قم، کلینی، محمد یعقوب، 1421.
۱۲. الکشی (۱۰۲۹ ق)، اختیار معرفهٔ الرجال، مشهد، موسسه چاپ دانشگاه مشهد.
۱۳. کوفی اهوازی، حسین بن سعید (۱۴۰۴ ق)، المؤمن، قم، مدرسه الامام المهدی علیه السلام، چاپ قم.
۱۴. لغت نامه، ج ۴، ص۵۸۹۱، علی اکبر دهخدا.
۱۵. مجموعه درام (۱۴۱۰ ق)، ابن ابی فراس، مسعود بن عیسی، موضوع اخلاق سال ۱۴۱۰ شمسی، ناشر مکتب الفقه.
۱۶. محمد باقر مجلسی (۱۴۰۸ ق)، بحارالانوار، تهران، مکتب الاسلامی، طهران، طبقه الثانیه، داراحیاء اثراث العربی.
۱۷. مستدرک الوسائل و مستنط المسائل، نویسنده نوری حسین بن محمد تقی، سال ۱۴۰۸ محقق موسسه آل البیت علیهم السلام، موضوع جوامع روایی ناشر: موسسه آل البیت چاپ قم.
۱۸. مصباح الشریعه، منسوب به جعفر بن محمد امام ششم علیه السلام، بیروت، ناشر اعلمی.
۱۹. معجم الصحاح قاموس عربی به عربی دارالمعرفهٔ بیروت، لبنان، الطبقهٔ الثالثه، ۱۴۲۹ هـ ۲۰۰۸ م.

پا نویس

  1. علی اکبر دهخدا، لغت نامه، ج 4، ص 5891.
  2. امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل، ص 401.
  3. معجم الصحاح.
  4. کلینی، اصول کافی، ج 3، ص 108.
  5. آل عمران (۳) آیه ۸۳- در این آیه «اسلَم» به معنای اسلام تکوینی است که تمام موجودات در مقام آفرینش نسبت به امر الهی دارند (المیزان، ج۳، ص ۳۳۶).
  6. نحل (۱۶) آیه ۴۹.
  7. جمعه (۶۲) آیه ۱.
  8. نساء (۴) آیه ۶۵.
  9. احزاب (۳۳) آیه ۵۶.
  10. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۴۴۵؛ طبرسی، مجمع البیان، ج ۸، ص ۵۷۹؛ تفسیر صافی، ج ۴، ص ۲۰۱؛ محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج ۳، ص ۳۳۶.
  11. کشی، رجال، ص249.
  12. حجرات (۴۹) آیه ۱۴.
  13. کلمات قصار نهج البلاغه، ۱۲۰ و کلینی، الکافی، ج۳، ص ۱۱۷.
  14. آل عمران (۳) آیه ۸۵.
  15. حدیث قدسی.
  16. آل عمران (۳) آیه ۸۴.
  17. همان، آیه ۱۰۲.
  18. کلینی، اصول کافی، ج۲، ص ۲۹، باب خصال المؤمن.
  19. همان، ص ۱۹۸، باب شرک.
  20. استفتائات حضرت آیت الله العظمی بهجت، ج1، ص 10.
  21. همان، ص 112.
  22. بقره (۲) آیه ۱۱۲.
  23. نساء (۴) آیه ۱۲۵.
  24. صافات (۳۷) آیه ۱۰۳- ۱۰۶.
  25. برقی، المحاسن، ج۱، ص ۴۲.
  26. نحل (۱۶) آیه ۸۹.
  27. آل عمران (۳) ۲۰.
  28. نحل (۱۶) آیه ۱۰۲.
  29. کلینی، کافی، ج۲، ص ۶۲.
  30. صدوق، توحید، ص۳۳۷ و مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۱۳۸.
  31. ابن ابی فراس، مجموعه ورام، ج۲، ص ۱۱۷.
  32. الجواهر النیه فی الاحادث القدسه، ج ۸۵؛ و مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۹، ص ۹۰.
  33. کلینی، کافی، ج۲، ص ۶۳.
  34. مجلسی، بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۲۸۶.
  35. همان، ج ۷۱، ص ۸۵.
  36. بقره (۲) آیات ۲۰۸- ۲۱۰.
  37. نحل (۱۶) آیه ۸۱.
  38. بقره (۲) آیه ۱۳۱.
  39. آل عمران (۳) آیه ۱۰۲.
  40. کلینی، اصول کافی، ج۲، باب اخلاص.
  41. صافات (۳۷) آیات ۱۰۳ تا ۱۰۵.
  42. صدر الدلین شیرازی، شرح اصول کافی، ج۱، ص ۹۶.
  43. ابن ؟؟؟؟؟؟؟؟، مثیر الاحزان، ص ۱۱.
  44. وصیت نامه الهی سیاسی امام خمینی، ص ۹۱.
  45. بقره (۲) ۲۰۸.
  46. انعام (۶) آیه ۷۱.
  47. مجلسی، بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۱۵۳.
  48. آل عمران (۳) آیه ۱۹.
  49. انعام (۶) آیات آیه ۱۶۳- ۱۶۲.
  50. همان آیات ۱۶۱ و ۱۶۳.
  51. تفسیر صافی، ذیل آیه ۸۸ شعراء (۲۶).
  52. نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص ۴۱.
  53. محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ۱۶۹۳۶.
  54. سلیمان آشتیانی، مجموعه رسائل در شرح احادیث کافی، ج۱، ص ۱۴۷.
  55. لقمان (۳۱) آیه ۲۲.
  56. شعراء(۲۶) آیه ۸۸و۸۹.
  57. احزاب (۳۳) آیه ۳۵.
  58. همان.
  59. بقره (۲) ۱۱۲.
  60. محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ج۱، ص ۵۲۵.
  61. کلینی، کافی، ج1، ص 391.