فرهنگ مصادیق:ترک واجبات

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از ترک واجبات)
پرش به: ناوبری، جستجو
ترک واجبات

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ اهمیت انجام واجب و ترک حرام (۳)
۲ ترک محرمات و فعل واجبات
۳ ترک محرمات و انجام واجبات؛ اولین گام خودسازی
۴ لیست محرمات و واجبات

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط های بوستان

ردیف عنوان

نرم افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

اهمیت انجام واجب و ترک حرام (۲)

کلمات کلیدی: ترک حرام/ترک/واجب/قلب/مستحب/واجب و ترک محرم/ترک محرم و ترک مکروه
«ان القلب یحیا و یموت فاذا حی فادبه بالتطوع و اذا مات فاقصره علی الفرائض.» [۱]
حضرت می‌فرماید: قلب زنده می‌شود و می‌میرد، پس اگر احساس کردید که قلبتان زنده است، به دنبال مستحبات و کارهای اضافه بر واجبات و ترک محرمات و ترک مکروهات بروید و مباحاتتان را به مستحبات تبدیل کنید.
مباح چیزی است که ما شرعا دلیلی بر استحباب و یا دلیلی بر کراهت آن نداشته باشیم; مثلا خوردن میوه نه مستحب است و نه انجامش مکروه است، پس مباح است.
اکثر حرکات و سکناتی که از ما، در شبانه روز صادر می‌شود مباح است، یعنی نه ثواب دارد و نه عقاب. اگر انجام بدهیم ثوابی نمی‌نویسند و اگر ترک کنیم گناهی نمی‌نویسند و این یک مصیبتی است که آدم توانایی، استعداد و فکری که خدا به او داده است تا این کارهایش را جهت دهد، از آن‌ها استفاده نکند و تمام کارهایش به حالت مباح باقی بماند، در حالی که انسان می‌تواند کاری بکند که آن چیزهایی که در شرع، به عنوان مستحب وارد شده، انجام دهد و آن چیزهایی که به عنوان مکروه وارد شده، ترک کند و البته این‌ها بعد از انجام واجب و ترک محرمات است و بعد به وسیلهٔ راهنما و استاد، کاری کند که تمام حرکات و سکنات مباح او، به مستحب تبدیل شود و این چیزی است که نیاز به راهنما دارد و انسان خودسر نمی‌تواند این گونه بشود.
پس حضرت بنا بر این نقل می‌فرماید: قلب مرده داریم، قلب زنده داریم، اگر احساس کردید که قلبتان زنده است، دنبال انجام مستحبات و ترک مکروهات بروید، مثل قرض دادن، انفاق کردن، خدمت کردن به دیگران و اگر استاد داشتید، به کمک او تمام کارهای مباحتان را به مستحب تبدیل کنید.
اگر قلب زنده باشد باید از انجام واجب و ترک حرام که خلاص شدید، بالا بروید و نباید روی این پله بمانید; چون پایین‌ترین و اولین پله، یقین است. اگر یقین دارای ده مرحله باشد، این اولین پله است، چون کسی که از نظر عمل، معصوم باشد به این که واجبی از او فوت نشود و حرامی از او صادر نشود، به اولین پلهٔ یقین وارد شده است، حالا چرا انسان در این اولین پلهٔ یقین بماند؟ باید به دنبال انجام مستحبات و ترک مکروهات برود و به وسیلهٔ استاد، مباحش را به مستحب تبدیل کند و بالا برود و درجات بعدی یقین را طی کند.
بسیاری از کارهایی را که زن برای بچه‌ها و شوهرش انجام می‌دهد مستحب است و باعث ترقی درجات ایمان او است. این مستحبات باعث احیای بیشتر قلوب می‌شود.
حالا اگر ما از نظر واجب تزلزل داشته باشیم و به محرمات کمی مبتلا باشیم این خدمت‌ها و مستحبات، باعث می‌شود که کم کم انسان به توبهٔ از ترک واجب و توبهٔ از انجام حرام موفق بشود و کم کم به مرحله‌ای برسد که واجبی از او ترک نشود و حرامی از او سر نزند.
سپس حضرت می‌فرماید: «و اذا مات فاقصره علی الفرائض » ; و اگر احساس کردید که قلب مرده است بر شما است که بر ترک حرام و انجام واجب بسنده کنید; یعنی تنها چیزی که باعث زنده شدن قلب می‌شود، انجام واجب و ترک حرام است.
معصوم، بنابراین نقل، درد و درمان را بیان فرموده و می‌فرماید: اگر کسی را یافتید که قلبش مرده است برای این است که حرام انجام می‌دهد; نه اشکی دارد و نه سوزی، نه توجه خوبی به خدا دارد، نه توجه خوبی به ساحت مقدس ائمهٔ اطهار ( علیهم السلام) ، این چنین قلبی مرده است و بهترین و تنها راه احیای آن، این است که واجبات را انجام دهد و محرمات را ترک کند و از انجام واجب و ترک حرام بالاتر نرود.
اگر احساس مردگی در قلب کردید نمی‌خواهد نماز شب بخوانید، راه احیای قلب، نماز شب نیست، این اشتباهات در جامعهٔ ما جا افتاده است، در جامعهٔ ما اهمیت انجام واجبات و ترک محرمات به شدت رو به افول است، که یکی از آن‌ها، مسالهٔ حیات و ممات قلب است.
در یک روایت دیگر می‌فرماید: «ان للقلوب اقبالا و ادبارا فاذا اقبلت فاحملوها علی النوافل و اذا ادبرت فاقتصروا بها علی الفرائض » ; [۲]گاهی انسان حال خوشی دارد، گاهی حالش گرفته است. می‌فرماید: در آن اوقاتی که حالش خوش است این را باید بداند که ریشهٔ خوشی دل و ریشهٔ اقبال قلب این است که به انجام واجب و ترک حرام مقید شده و در سایهٔ آن، دل روشن شده و آرامش پیدا کرده است و دل خوشی معنوی به او دست داده و در این حالت چون ریشهٔ این خوش دلی، انجام واجب و ترک حرام است، می‌فرماید: (فاحملوها علی النوافل) این قلب را بکشانید به سوی کارهای بالاتر از انجام واجب و ترک حرام، تا این که بتوانید در مرتبهٔ ایمان قدم بردارید.
از این روایت شریف برداشت می‌شود که ریشهٔ اساسی خوش بودن دل و حالت خوش روحی داشتن و از آن طرف هم اضطرابی در زندگی نداشتن، بهترین دلیل بر این است که این شخص اهل انجام واجب و ترک حرام می‌باشد.
این حرف‌ها اهمیت این را می‌رساند که اگر ما خوشی دل می‌خواهیم در این دنیای وارونه و ظلمانی و مصیبت زده، باید واجبات را انجام دهیم و محرمات را ترک کنیم. یعنی انجام واجب و ترک محرمات در اسلام این قدر اهمیت دارد که می‌فرماید: علت مردگی این دل‌ها و این که خوشی در این خانواده‌ها و جامعه وجود ندارد به خاطر این است که مبتلا به حرام و ترک واجب هستند و خیلی تکالیف بر ما واجب است و خیلی تکالیف بر ما حرام است و ما اطلاعی از آن نداریم.

گرفتاری موجود در دل و سینه دو صورت دارد:
صورت اول; این است که این آشفتگی و ناراحتی دل و ناآرامی قلب در سایهٔ مبتلا شدن به بعضی محرمات و انجام ندادن واجبات است که باید آن‌ها را درست کند تا دلش زنده شود.
صورت دوم; این است که واجبات و محرمات را می‌داند و آن‌ها را پیاده می‌کند و به آن‌ها مقید هست، ولی در عین حال گاهی دلش گرفته می‌شود. می‌فرماید در این حالت اگر شما سراغ نماز رفتید هر چه می‌توانید نماز را مختصر بخوانید و نوافل را نخوانید، چرا که اگر ما بخواهیم در حالت گرفتاری حال، بعدا زمینهٔ زمین خوردگی پیدا نکنیم باید به انجام واجبات و ترک محرمات اکتفا کنیم; یعنی اگر حوصله نیست تسبیحات اربعه یک مرتبه کافی است، اگر دل گرفته است، قنوت نگیرم، لذا امام حسب این نقل می‌فرماید: در حالی که دلت گرفته و اهل انجام واجب و ترک حرام هستی، از مستحبات پرهیز کن.
نکتهٔ دیگر این است که می‌فرماید: (جعل لکم بابا تستفتحون به ابواب الفرائض و مفتاحا الی سبیله) ; [۳] یعنی تمام انجام واجبات و ترک محرمات یک طرف و مسالهٔ دوستی با خاندان عصمت و طهارت طرف دیگر است.
می‌فرماید: اگر می‌خواهید دری برایتان باز شود، برای انجام دادن واجب و ترک حرام، باید محبت علی (ع) و اولاد علی (علیهم السلام) در سینهٔ شما باشد. لذا دارد که: «الولایه هی خاتمتها و الجامعه لجمیع فرائض و السنن » کسی که در وادی ولایت و پذیرش محبت و اعتقاد به چهارده معصوم (علیهم السلام) داخل شود در دل این ولایت و دوستی، تمام انجام واجب و ترک محرمات و سنن خوابیده است، لذا برادران و خواهران اهل سنت، گرفتار یک مشکلی هستند و آن این که خیمه شان ستون ندارد، یعنی انجام واجبات و ترک محرمات در آن‌ها بدون ولایت است، لذا این قبول نیست مگر این که جاهل باشند.
در روایات فراوان هست که خداوند سبحان برای بهشت حداقل قیمتی گذاشته است که بنده‌ها بعد از پرداخت این قیمت می‌توانند داخل بهشت شوند و آن قیمت، انجام واجب و ترک حرام است.
یک کسی مستحبات انجام نمی‌دهد، مکروهات را ترک نمی‌کند، ولی حرام انجام نمی‌دهد و با تمام وجود، واجباتش را انجام می‌دهد، این باید بداند که حداقل قیمت بهشت همین است.
یکی از مشکلات اساسی که خیلی‌ها به آن مبتلا هستند، غیبت است. اگر خواهران بتوانند این حرام را ترک کنند، بعد بتوانند احکام مخصوص بانوان را یاد گرفته و پیاده کنند، صد در صد بهشتی هستند با توجه به این که این همه خدمت‌ها که برای بچه هایشان و شوهرشان انجام می‌دهند، زندگی را اداره می‌کنند، همهٔ این‌ها انفاق و ایثار (مستحب) است و این‌ها باعث تقویت ایمان و سرعت دادن به سیر کمال و یقینشان می‌شود، اما با یک غیبت تمام زحماتشان را هدر می‌دهند و ملایکه تمام حسناتشان را به پروندهٔ آن کسی که غیبت او را کرده‌اند منتقل می‌کنند.
«انما وضعت الفرائض علی قدر اقل الناس طاقه من اهل الصحه » ; [۴]از طرفی حداقل قیمت بهشت انجام واجب و ترک حرام ست بعد خدا چون ارحم الراحمین است و بنده‌هایش را دوست دارد، انجام واجب و ترک حرام را از نظر توانایی به اندازهٔ ضعیف‌ترین خلایق، از لحاظ صحت جسمانی قرار داده، لذا مثلا شما به هر کیفیتی که می‌توانید نماز بخوانید، نماز بخوانید، یعنی اگر آدم‌ها را از لحاظ قدرت بدنی، تقسیم کنیم; مثلا می‌گویند ضعیف‌ترین آدم‌ها کسی است که فلج شده و مانند یک تکه گوشت در رخت خواب افتاده، می‌فرماید من به اندازهٔ همان توانش از او واجبات و محرمات را می‌خواهم نه بیشتر.
این اهمیت انجام واجب و ترک حرام را می‌رساند که اضعف مخلوقین حق ترک آن را ندارد و تکلیف در حد توانایی اش می‌باشد.
مسایلی چون غیبت، دروغ، تهمت، نیازی به توان و قدرت جسمانی ندارد; همین اندازه که عقل موارد غیبت را درست بشناسد یک لحظه اراده کند غیبت را ترک می‌کند و این طور نیست که عنان ما دست هوا و هوس باشد و بزرگ‌ترین امتیازی که خدا در انسان‌ها قرار داده عقل است و انسان با اراده می‌تواند خلاف را ترک کند.
روایت دیگری که در اهمیت انجام واجبات و ترک محرمات وارد شده بیان می‌کند که: «من ابی الفرائض فقد احبط الله عمله حتی یلقی الله و لا حجه له عنده » ; [۵] اگر کسی از انجام واجب و ترک حرام ابا کرد، تمام واجباتی که انجام داده و محرماتی که ترک کرده همه حبط عمل می‌شود تا این که روز قیامت خدا را ملاقات می‌کند در حالی که هیچ دلیل و عذر موجهی برای این ابا کردن از انجام واجب و ترک حرام ندارد. این روایت باز اهمیت انجام واجب و ترک حرام را می‌رساند.
و اما در قرآن در مورد کسانی که واجبات و محرمات را یاد گرفته و انجام دهند بشارت آمده که: «لا خوف علیهم و لا هم یحزنون » که دیگر ترسی برای آنان نیست، نه در هنگام جان دادن و نه شب اول قبر و نه در برزخ و نه در پنجاه هزار سال وقوف در پنجاه موقف قیامت و آن‌ها با شادی تمام وارد بهشت می‌شوند، چون این وعدهٔ خداوند است.
ادامه دارد...

پانویس

  1. مستدرک الوسائل، ج ۳، ص 55.
  2. وسائل الشیعه، ج ۴، ص 70.
  3. بحارالانوار، ج ۷۵، ص 374.
  4. بحارالانوار، ج ۶، ص 65
  5. بحارالانوار، ج ۲۲، ص 292.
منبع:پایگاه اطلاع رسانی حوزه - تاریخ برداشت : ۹۵/۷/۲۷