فرهنگ مصادیق:تجمل گرایی

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از تجمل گرایی)
پرش به: ناوبری، جستجو
تجمل گرایی

نویسنده:سیدفرید قهستانی
تهیه و تدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-96/2/12

واژه شناسی تجمل گرایی

تجمل و جمال در لغت نامه‌های عربی به معنای، زیبایی و نیکویی [۱]، نکویی زیاد [۲] و زینت کردن [۳] آمده است.
تجمل در لغت به معنای خود را زینت دادن و آراستن است، و به صورت اسمی به معنای وسایل آرایش و آنچه موجب نشان دادن شأن و شکوه باشد. [۴] در پاره‌ای فرهنگ لغات، به معنای زینت یافتن و اسباب و اثاثیه گرانبها داشتن آمده است [۵]. این واژه در قرآن کریم نیامده، اما از واژه‌های هم ریشه با آن یک بار جمال و هفت بار جمیل آمده است. بعلاوه، در قرآن به بلامانع بودن استفاده از زینت تصریح و به زینت کردن هنگام عبادت توصیه شده است، کما اینکه به جلال و شکوه تجمل آمیز و آراستگی برخی پیامبران نیز اشاره شده است. [۶]
گرایی،پسوند فارسی است که به معنای رغبت، خواهش، میل کردن، قصد کردن و آهنگ کردن می‌باشد [۷]. از این رور تجمل گرایی در لغت به معنای گرایش و میل به زینت دادن و آراستن برای نشان دادن شأن و شکوه است.

اصطلاح تجمل گرایی

تجمل گرایی به معنای میل و رغبت کردن به تجملات و توجه به ظواهر زندگی می‌باشد و نیز گاهی به جای آن، کلمه «تجمل پرستی» به کار برده می‌شود که برای بیان مقصود گویاتر است و درجه وابستگی و بندگی تجمل پرستان را نسبت به وسایل لوکس، زینتی و تشریفاتی، بهتر می‌رساند [۸] که خودکنایتی است از این که تجمل حتی گاهی جای خدا پرستی را هم می‌گیرد.! باید گفت که در واقع تجمل گرایی یک نوع علاقه افراطی به زینت کردن و استفاده از وسائل زینتی است. آنچه در تجمل گرایی مهم است همین علاقه افراطی است وگرنه استفاده متعارف و در حد نیاز، نکوهیده نیست.

تجمل و تجمل گرایی؛ مثبت یا منفی؟

تجمل گرایی به معنای رغبت کردن به تجملات و توجه به ظواهر زندگی است. از میل به زیبایی و تجمل، در آیه‌ها و روایت‌های بسیاری یاد شده است. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَهَ اللّهِ الَّتی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ. (اعراف: ۳۲) «بگو چه کسی زینت‌های الهی را برای بندگان خود آفریده و روزی‌های پاکیزه را حرام کرده است».
امامان معصوم علیهم السلام خود، به تجمل و زیبایی در حد معمول و معقول اهمیت می‌دادند. امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «اِنَّ اللّه َ عَزَّ وَ جل یُحِبُّ الْجمالَ وَ التَّجَمُّلَ و یُبْغِضُ الْبُؤَسَ وَ الْتّباؤُّسَ» [۹] ؛ «همانا خداوند زیبایی و تجمل را دوست دارد و از فقر و فقر نمایی بدش می‌آید».
از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هم نقل است: «اِنَّ اللّه َ یُحِبُّ اِذا اَنْعَمَ عَلی عَبْدٍ اَنْ یَری اَثَرَ نِعْمَتَهُ عَلَیْه» [۱۰] «همانا خداوند وقتی نعمتی به بنده‌ای داد، دوست دارد اثر نعمتش را بر او ببیند».
پیامبر بزرگ اسلام صلوات الله علیه در روایتی می‌فرماید: «إن ِ الله یحب ِ مِن عبدِه اذا اخرجَ الی اخوانِه اَن یَتهیَّأ لَهم و یَتجمَّل» [۱۱] «خدای تعالی دوست دارد وقتی بنده اش نزد برادران خود می‌رود با هیأت و ظاهری پرداخته و آراسته برود».
خداوند متعال به نام یک قانون همیشگی که شامل تمام اعصار و قرون می‌شود دستورمی دهد که«یا بَنی َ آدمَ خُذُوا زینتَکم عند کلِّ مسجدٍ»(اعراف،«۳۱ ) ای فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود داشته باشید.» این جمله از کلام الهی می‌تواند هم اشاره به «زینت‌های جسمانی» باشد که شامل پوشیدن لباسهای مرتب، پاک و تمیز و شانه زدن موها و به کار بردن عطر و مانند آن می‌شود، و هم شامل «زینت‌های معنوی» یعنی صفات انسانی و ملکات اخلاقی و پاکی نیت و اخلاص می‌شود. [۱۲]
مواردی که در اسلام تجمل توصیه شده است نشان از آن دارد که تجمل خود به خود یک امر مذموم و ناپسندی نیست:
۱- درباره پیامبر اکرم نقل کرده‌اند که همیشه عطر می‌زد، به طوری که از بوی خوشش شناخته می‌شد. [۱۳]
۲-و در سفر ، شانه و آیینه و روغن برای موی سر و مسواک و سرمه به همراه داشت، [۱۴]
۳- انگشتر نقره به دست می‌کرد و عبای خز و لباسهای نقشدار و زیبا می‌پوشید. [۱۵]
۴-ائمه علیهم السلام در هنگام عبادت زینت می‌کرده‌اند و لباسهای خوب می‌پوشیده‌اند. [۱۶]
۵-در مفاهیم دینی اشاره شده است که خداوند تجمل را و این که انسان خود را زیبا نشان دهد، دوست دارد و زندگی نکبت بار و آشفته را دشمن می‌دارد، زیرا خداوند وقتی به بنده اش نعمتی عطا می‌کند، دوست دارد که اثر آن را در زندگی او ببیند [۱۷].
۶- در برخی روایات در مورد فردی که لباسهای فاخر زیادی دارد و خود را با آن‌ها می‌آراید (یتجمّلُ بِها)، آمده است که وی مسرف نیست. [۱۸]
۷- به تجمل در موارد و مواقعی توصیه و تأکید شده است، از جمله تجمل زن و شوهر برای یکدیگر [۱۹]، تجمل در وقت عبادت [۲۰] بجز زمان حج که باید بدون تشریفات بود [۲۱]، تجمل برای برادر دینی خود [۲۲] و تجمل در مقابل دشمنان [۲۳].
این، جنبۀ مثبت و معمول تجمل گرایی است که خداوند و ائمۀ اطهار علیهم السلام بر آن تأکید کرده‌اند و باید به کنترل و مراقبت آدمی درآید؛ زیرا اگر از حد معمول فراتر رود و به افراط کشیده شود، به امری ناپسند و نامعقول تبدیل خواهد شد. تجمل گرایی در دیدگاه عرف، به معنای روی آوری بیش از حد به مادیات و گردآوری اشیا و لوازم غیرضروری و دل بستن به آن هاست، به گونه‌ای که این عمل، برای انسان‌ها به هدف تبدیل شود. این نوع تجمل گرایی نه تنها سفارش نشده است؛ بلکه به دلیل گرفتار شدن مسلمانان در دام اسراف نکوهش نیز شده است. نگاهی به مخالفان انبیا ما را به این باور می‌رساند که آنان با به رخ کشیدن ثروت، خود و هوادارانشان را برتر می‌شمردند. غافل از اینکه تنها ملاک برتری در اسلام، تقوا و ساده زیستی است که همان روش و منش پارسایان می‌باشد. در قرآن کریم کلمه‌ای که از نظر ظاهری به تجمل گرایی نزدیک است، واژ ه «تَرف» است که در چندین مورد آمده است، از جمله در سوره هود آیه ۷ آمده است: «وَ اتَّبَعَ الَّذِینَ ظَلَمُوا مَا أُتْرِفُوا فِیهِ وَکَانُوا مُجْرِمِینَ؛ و آنانکه ستم می‌کردند، از تنعم و کامجویی پیروی کردند وگناهکار بودند.»
در آیه دیگری درباره اصحاب شمال و گناه کاران آمده است: «إِنَّهُمْ کَانُوا قَبْلَ ذَلِکَ مُتْرَفِینَ؛آنها، پیش از این (در عالم دنیا) مست و مغرور بودند.» (سوره واقعه: 45)
بنابراین از نظر اسلام، دلباختگی نسبت به امور دنیا و زرق و برق آن که در قالب تجمل گرایی ظاهر می‌شود محکوم است نه بهره گیری معتدل و حساب شده از نعمتهای این جهان. از این روست که در پاره‌ای موارد نیز از تجمل نهی شده است، بدین معنا که اگر چه تجمل فی نفسه امر مذمومی نیست اما در برخی موارد پسندیده نیست. برخی از این موارد عبارتند از:
۱- تجمل از راه حرام [۲۴]
۲- تجمل نامتناسب و ناهماهنگ با وضع اجتماعی و اقتصادی زمان [۲۵]
۳- تجملی که سبب شهرت شود [۲۶]
۴- تجملی که منجر به اسراف گردد [۲۷]
۵- تجمل هنگام مصیبت [۲۸]
۶- تجملی که سبب تشبه مردان به زنان یا برعکس و نیز تشبه به کفار شود [۲۹]
۷- تجملی که متناسب وضع مالی شخص نباشد. [۳۰]
خداوند متعال نازپروردگی و رفاه زدگی را یکی از عوامل انحطاط جوامع بشری معرفی می‌کند که هلاکت و نابودی سرزمین و اهل آن را به دنبال خواهد داشت: «وَ إِذَآ أَرَدْنَآ أَن نُّهْلِکَ قَرْیَهً أَمَرْنَا مُتْرَفِیهَا فَفَسَقُوا فِیهَا فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَـهَا تَدْمِیرا» [۳۱] و هرگاه بخواهیم مردم سرزمینی را هلاک کنیم، رفاه طلبان و خوش گذرانانشان را وادار به فساد می‌کنیم و وقتی در آن به فسق و انحراف پرداختند و سزاوار عذاب گردیدند، آن گاه آنجا را زیر و زبر می‌کنیم و به شدت نابودشان می‌سازیم. بنابر آیه ، رفاه زدگان و تجمل گرایان در معرض فسق و بی بند و باری قرار دارند که جامعه خود را به انحطاط و زوال خواهد کشاند چه بسیار تمدن‌ها و جوامعی که بر اثر رفاه زدگی و نازپروردگی به گناه و معصیت گرفتار آمدند.

مصادیقی از تجمل گرایی منفی

برای این که درک درستی از مسئله تجمل گرایی منفی داشته باشیم، مصادیقی از آن بیان می‌شود تا معلوم شود که چرا تجمل گرایی جزو مصادیق اسراف، تبذیر و اتراف محسوب می‌گردد.
کسانی که دچار تجمل گرایی هستند، با توجه به مُد روز عمل می‌کنند و گرفتار بیماری مُدگرایی هستند؛ اینان با چشم و هم چشمی هر از گاهی وسایل خانه از تلویزیون، فرش، یخچال، ماشین لباس شویی و مانند آن را به سمساری می‌دهند و وسایل نویی را می‌خرند. این در حالی است که این وسایل سالم هستند و هیچ مشکلی فنی و یا زیبایی ندارند، بلکه تنها به سبب آنکه چیدمان منزل تغییر یافته یا رنگ‌های وسایل با هم سازگاری ندارند، از دور خارج می‌شوند.
برخی از افراد هر از گاهی تلفن همراه خویش را تغییر می‌دهند و یا اتومبیل سواری را می‌فروشند تا با مد روز همراه شوند یا این که کلاس بگذارند و سری توی سرها از خود نشان دهند.
این تجمل گرایی می‌تواند در سه حوزه اموال شخصی، اموال دیگران (مانند اموال پدر یا برادر و ...) و یا با اموال عمومی ملت، بیت المال باشد که سومین مورد به علت اسراف و سوء استفاده از بیت المال از بدترین انواع تجمل گرایی و اسراف می‌باشد.

تجمل در فقه

این عنوان در فقه در برخی عناوین مورد بحث قرار گرفته است. این که تجمل گرایی منجر به اسراف و تبذیر(تجمل گرایی منفی)، حرام است، جای شک و تردیدی ندارد. چرا که اسراف و تبذیر حکم کاملا مشخص و واضحی دارد. با توجه به وضوح این مساله و عدم نیاز به توضیح، عنوان تجمل منفی زیاد مورد بحث قرار نگرفته است.
در تمام مواردی که فقها تصریح نموده‌اند که شأن فرد باید رعایت شود. از این رو فرد مستحقی که فاقد خانه مسکونی، و خادم و اسب سواری که به حسب حال فرد مورد نیاز اوست، مستحق زکات است. و نکته این است که حتی اگر به خاطر عزّت و شرافتش به آن نیاز داشته باشد ، باز نیز شایسته دریافت زکات است. این همان تجمل مثبتی است که در سابق بحث آن گذشت که به گونه‌ای به نیازهای فطری انسان بازگشت می‌نمود. [۳۲] در مورد مستطیع که بر او حج واجب است گفته شده است که خانۀ مسکونیش که مطابق شأن اوست و لباسهای تجمّل (که نوعا در میهمانیها و غیره پوشیده می‌شود) و اثاث خانه اش و وسائل کارش و اسب سواری یا اتومبیل سواریش و بقیۀ چیزهایی که بحسب شأن و شخصیت (اجتماعی) خود به آنها نیازمند است (هیچ یک از این‌ها) برای سفر حج نباید فروخته شود تا پول حج رفتن را بپردازد. در صورتی فروش این موارد برای تامین هزینه حج جایز است که این کار مخالف شئون او نباشد. چه زیباست که با این همه نفی تجمل گرایی منفی، چگونه برروی معنا و مصادیق مثبت آن تاکید شده است! [۳۳] در تایید تجمل مثبت امام خمینی بیان می‌دارند که در بحث نفقه، «اگر زن از صاحبان تجمل باشد واجب است که علاوه بر لباس بدن لباسی به حسب حال امثال او، برایش تهیه شود». [۳۴] مرجع تشخیص در شأن زن، عرف و عادت همسالان خانوادۀ یاد شده است [۳۵]. در بحث مستثنیات دین آمده است خانۀ محل سکونت و لباس مورد احتیاج حتی اگر جهت زینت و تجمل [در حد شأن] باشد ... از مستثنیات دین باشد [۳۶]. در مورد پرداخت خمس نیز خانه مکلف که در حد شأن فرداو، از لحاظ مساحت و از لحاظ تجمل است، خمس تعلق نمی‌گیرد [۳۷].

آسیب‌های تجمل گرایی

هر پدیدۀ اجتماعی آثار و نتایجی را به دنبال خود می‌آورد و در بعضی موارد، بر کنشها و واکنش‌های نسل آیندۀ جامعه تأثیر می‌گذارد. زیان‌های تجمل گرایی که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در کوتاه مدت یا دراز مدت در جامعه بر جای خواهد ماند، بسیار است. اینک به برخی رخدادهای تاریخی در این زمینه، مهم‌ترین آفت‌ها و پیامدهای منفی این پدیده را یادآور می‌شویم:

دوری از معنویت و حقایق ایمانی

بسیاری از انسانها بر اثر شدت علاقه به دنیا، هدف اصلی از آفرینش این جهان و خویشتن را به فراموشی می‌سپارند و به هیچ قیمتی حاضر نیستند ذره‌ای از این لذتهای مادی از دست بردارند. تجمل گرایانی که فریفته و دلباختۀ تجمل شده‌اند و از امور معنوی فاصله گرفته‌اند، نمونۀ این دسته از انسانها هستند. حال هر قدر افراد بیش تری در یک جامعه چنین بینشی داشته باشند، به همان نسبت، افول معنوی گسترش می‌یابد. این موضوع از نظر تاریخی نیز قابل بررسی است. خداوند دربارۀ این تجمل پرستان و دوستداران زیباییهای دنیوی می‌فرماید: «الَّذِینَ یَسْتَحِبُّونَ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا عَلَی الآخِرَهِ وَیَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللّهِ وَیَبْغُونَهَا عِوَجًا أُوْلَئِکَ فِی ضَلاَلٍ بَعِیدٍ»(ابراهیم : ۳)؛«کسانی که [فریفتۀ زخارف و زینت‌های دنیوی شده‌اند و] زندگی این دنیا را بر آخرت ترجیح می‌دهند و مردم را نیز از راه خدا منصرف می‌کنند و در پی آن هستند که برای سنت و دین خدا، کجی پیدا کنند، ضلالت برای آنان مسجل و حتمی می‌گردد.»
یاد مرگ و اعتقاد به این که روزی انسان باید تمام وابستگی‌های خود را در این جهـان باقی بگذارد و جسم خاکی و ضعیفش را به دل خاک بسپارد، عامل مهمی در چگونگی نگرش و رفتار انسان در قبال زندگی در دنیاست، در اسـلام بـه ایـن عامل مهم بسیار توجه شده و این دین انسانها را به یـادآوری مـرگ سـفارش کـرده است.
در قرآن کریم آمده است : »قُل تَمتَّعوا فانَّ مصیرَکُم إلی النّار؛ به آنها بگو: از این زنـدگی مـادی زودگـذر بهـره گیرید، اما عاقبت کار شما آتش است« (سوره زمر، آیه 8)

دامن زدن به رذایل اخلاقی

تجمل گرایی، زمینه را برای انجام بسیاری از گناهان مانند: غرور، حسد، طمع، شهوت پرستی و کینه توزی آماده می‌سازد. خدای متعال می‌فرماید: «همانا بدانید که زندگانی دنیا بازیچه و سرگرمی کودکانه است و آرایش، تفاخر، خودستایی با یکدیگر و حرص افزودن بر مال و فرزندان است... دنیا جز متاع فریب و غرور چیزی نیست.»« اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاهُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زینَهٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکاثُرٌ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ ... مَا الْحَیاهُ الدُّنْیا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُور»(سوره حدید: ۲۰) آدمی هنگام سرگرم شدن به تجملات با بسیاری از وسوسه‌های شیطانی روبه رو می‌شود.
اسلام، مصرف هر کالایی را به انگیزه‌های فخرفروشی و خودنمایی به دیگران یا برای رقابت و چشم و هم چشمی، ناپسند می‌داند. داشتن چنین انگیزه‌هایی در مصرف تا آنجا محکوم است که پیشوایان الهی مردم را از مصداقهای پیش پا افتاده و سادۀ آن نیز نهی کرده‌اند. امیرالمؤمنین علی علیه السلام در تفسیر آیۀ: «تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَهُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا»(قصص: ۸۳)؛«آن خانه آخرت را برای کسانی قرار می‌دهیم که نمی‌خواهند در زمین برتری جویی و تبه کاری کنند.» فرموده است: اگر کسی از اینکه بند کفش او بهتر از بند کفش دوستش باشد، خرسند شود، داخل در عنوان این آیه می‌شود. (و از کسانی به شمار می‌رود که خواهان برتری اند)» [۳۸].
در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله آمده است: «مَنْ لَبِسَ ثَوْباً فَاخْتَالَ فِیهِ خَسِفَ اللَّهُ بِهِ مِنْ شَفِیرِ جَهَنَّمَ وَ کَانَ قَرِینَ قَارُونَ؛ [۳۹]هر کس لباسی بپوشد و در آن اظهار بزرگی کند، خداوند به وسیله آن او را از لب دوزخ فرو می‌کشد و او همراه قارون خواهد بود.»
با گسترش تجمل گرایی، ارزشهایی که دین بر آن تأکید کرده و هر انسان عاقلی آن را می‌پذیرد، و حتی تجربۀ پیشینیان آن را به اثبات رسانده و در تار و پود جامعۀ دینی و مذهبی ریشه دوانده است، دستخوش نابودی شده، به عنوان ضد ارزش قلمداد می‌گردد. دیگر مفاهیمی چون: زهد، قناعت، انفاق و ایثار هیچ جایگاهی برای فرد و حتی جامعه تجمل گرا نخواهند داشت؛ زیرا تمام این ارزشها مخالف خواست و میل آنان است. تجمل پرستی در میل درونی انسان به اندوختن مال و زینتهای مادی ریشه دارد. امام رضا علیه السلام دربارۀ این گونه افراد فرموده است: «لَا یَجْتَمِعُ الْمَالُ إِلَّا بِخِصَالٍ خَمْسٍ بِبُخْلٍ شَدِیدٍ وَ أَمَلٍ طَوِیلٍ وَ حِرْصٍ غَالِبٍ وَ قَطِیعَهِ الرَّحِمِ وَ إِیثَارِ الدُّنْیَا عَلَی الْآخِرَهِ [۴۰]؛ مال دنیا جمع نمی‌شود، مگر با پنج خصلت: بخل بسیار، آرزوهای دراز، چیرگی آزمندی (بر انسان)، ترک صله رحم (و رسیدگی به بستگان تنگ دست) دنیاپرستی و فراموش کردن آخرت.»

کفران نعمت

کفران نعمت از آسیب‌هایی است که تجمل گرایی بر انسان وارد می‌سازد.
با این که انسان در هر حالی و آنی در نعمت‌های او غوطه ور است . بدین معنا که انسان با اشتغال به محسوسات و مادیات در درونش، ملکه مادی گری دل بستگی به اسباب ظاهری، و استناد نعمت‌ها را به آن اسباب ایجاد می‌کند و این گرایش پرده ایی را میان او و معرفت فطری اش به وجود می‌آورد. قرآن در در وصف اصحاب شمال می‌فرماید:« اِنـهُـم کَـانُـوا قَـبلَ ذلکَ مُترفِینَ (۴۵) وَ کَانوا یُصِرُّونَ علی الحِنثِ العَظیمِ (۴۶) وَ کانُوا یَقُولُون اَئِذا مِتنَا و کـنَّا تـرابـاً و عـظـامـاً انَّـا لمَـبـعُـوثُـون (۴۷) (الواقعه۴۷-۴۵) اینان پیش از این از نازپروردگان خود کامه و سرکش بودندو همواره بر گناهان بزرگ پافشاری داشتند و پیوسته می‌گفتند: آیا هنگامی که مردیم و خاک و استخوان شدیم، آیا به راستی برانگیخته می‌شویم؟»

طغیان جامعه تجمل گرا و عذاب الهی

یکی دیگر از پیامدهای سوء تجمل گرایی، عذاب دردناک خداوند در فردای قیامت است که دامنگیر تجمل پرستان خواهد شد؛ زیرا قیامت، سرای حسابرسی به تک تک اعمال بندگان خدا خواهد بود. بزرگان و اولیای دین همواره مسلمانان را نسبت به در اختیار داشتن مالی بیش از اندازۀ نیاز، برحذر داشته‌اند؛ زیرا ممکن است نتوانند آن گونه که شایسته است، حق آن را به جا آورند. امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «کُلُ بِنَاءٍ فَوْقَ الْکِفَایَهِ یَکُونُ وَبَالاً عَلَی صَاحِبِهِ یَوْمَ الْقِیَامَه [۴۱]؛ هر ساختمانی که بیش از احتیاج باشد، در روز قیامت (وبال گردن و) بر دوش صاحبش خواهد بود»
این سخن بدان معناست که خدا در فردای قیامت دربارۀ این کار از او حساب و کتاب پس خواهد گرفت و در واقع، وی با این کارها بار گناهانش را سنگین تر کرده است.
در روایتی از امیر المومنین علیه وآله السلام نقل کرده‌اند: « عَلِیٍّ ع أَنَّهُ قَالَ: مَنْ کَثُرَ مَالُهُ وَ لَمْ یُعْطِ حَقَّهُ فَإِنَّمَا مَالُهُ حَیَّاتٌ تَنْهَشُهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ. »(هر کسی مالش زیاد شود و حق و حقوق (الهی آن مال مانند خمس و زکات و صدقه و ...) آن را ندهد، مال او در قیامت تبدیل به مارهایی می‌شوند که او را نیش می‌زنند.)
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نیز به «ابن مسعود» می‌فرماید: «ای ابن مسعود! چه فایده دارد که کسی که در دنیا صاحب نعمات باشد ولی در قیامت همیشه در آتش باشد... این‌ها در دنیا خانه‌ها بنا می‌کنند و قصرها بر پا می‌کنند و مساجد را زینت می‌کنند و هم و غمشان فقط دنیا است و معتکف بر دنیا و کامل بر آن تکیه کرده‌اند، اینان خداوندگارانشان شکم شان است (یَا ابْنَ مَسْعُودٍ مَا یُغْنِی مَنْ یَتَنَعَّمُ فِی الدُّنْیَا إِذَا أُخْلِدَ فِی النَّارِ... یَبْنُونَ الدُّورَ وَ یُشَیِّدُونَ الْقُصُورَ وَ یُزَخْرِفُونَ الْمَسَاجِدَ وَ لَیْسَتْ هِمَّتُهُمْ إِلَّا الدُّنْیَا عَاکِفُونَ عَلَیْهَا مُعْتَمِدُونَ فِیهَا آلِهَتُهُمْ بُطُونُهُم‏) [۴۲]

مانع بزرگ تحقق زندگی خانوادگی

امروزه تجملات، اغلب به غلط، پایه و اساس آبرومندی شمرده می‌شود. اجاره کردن ماشین‌های آنچنانی برای مراسم جشن عروسی ونحوه گل زدن روی آنها، رزرو تالارهای مجلل، گرفتن هتل‌های معروف واجاره باغ‌های آنچنانی خارج از شهر، خرید جواهرات و لباس، گرفتن وقت ازآتلیه‌های بالای شهر، هر کدام به شکلی ملاک آبرو وشخصیت شمرده می‌شود و هرچه باشکوه تر، آبرومند تر!
کمرنگ شدن بسیاری از سنت‌های قدیمی که تنها پاکی و پیشینه خوب از طرفین ملاک ازدواج بود، پایبند نبودن به آداب و رسوم و اصول اخلاقی که قدیمی‌ها تأکید فراوانی برآن داشتند، نبود ایمان وعشق در زندگی برای تعهد و وفاداری، همه وهمه همچون بمبی است ویرانگر برپیکره ازدواج. تهیه مخارج و هزینه‌های طاقت فرسای ازدواج و کاهش بخت و اقبال برای پسر و دختر و به تبع آن، افزایش و آسانی ارتباطات نامشروع خواه ناخواه در ناکامی بخشی از ازدواج بی تأثیر نیست و نباید بی تفاوت از کناراین موانع گذشت. باید برای آن برنامه ریزی کرد وبرای ساده گرفتن ازدواج‌ها و حفظ ارزش‌های سنتی و اخلاقی در جامعه تلاش کرد و با اطلاع رسانی ازطریق مطبوعات و رسانه‌ها و تبلیغات گسترده با تصاویر و نوشته‌ها به صورت فراگیر روی چنین زمینه‌هایی کار کرد تا نتیجه دهد و جزئی از بینش جامعه وخانواده شود.

گسترش فقر، فحشا و منکرات اجتماعی

ورود در بازار رقابت تجملگرایی، گناهانی چون: غرور، حسد، کینه توزی، شهوت پرستی و بیعفتی را به دنبال خواهد داشت. یک دسته به خاطر سرمایه و امکانات فراوان به شهوترانی پرداخته و به قول خودشان از هر چمنی گلی را بر می‌دارند و عدهای کثیر از انسانهای فقیر و بیبضاعت، به خاطر اینکه در بازار تجمل گرایی و رقابت از قافله رفاه طلب، عقب نمانند، شرف و حیثیت خویش را حراج نموده و به خود فروشی روی می‌آورند.
کم نیستند انسان‌هایی که در این بازار غرور و نیرنگ در دام وسوسه‌های شیطانی افتاده، ارزش و هویت انسانی خویش را از دست می‌دهند؛ لذا حکیمان گفته‌اند: « فساد با تجمل مقرون است و اغلب، دنبال آن می‌آید و تجمل هم دنبال فساد می‌آید. اگر حرکات قلب را آزاد بگذارید، یعنی جلو هوا و هوس را رها کنید، چگونه می‌توانید از ضعف روحی جلوگیری کنید؟» [۴۳]

پیدایش حالت تفاخر و استکبار

یکی دیگر از آفات تجمل گرایی و رفاه طلبی، پیدایش روحیه کبر ورزی نسبت به وضع خود و فخر فروشی و بالیدن ،نسبت به امکانات و دارایی‌های خویشتن است. مصرف در فرهنگ مصرف گرایی مترفان و تجمل پرستان ، هم ارزش مادی دارد و هم ارزش نمادین(اجتماعی) . بدین معنا که مصرف وسیله‌ای برای ابراز وجود و به دست آوردن هویت اجتماعی می‌شود، از این رو نه تنها ، ارزش نمادین می‌یابد بلکه در برابر مصرف به معنای تامین کننده نیازهای زیستی انسان قرار می‌گیرد و اولویت پیدا می‌کند، این در حالی است که بر اساس آموزه‌های دینی ،مصرف کالاها و امکانات زندگی صرفا جهت رفع نیازهای مادی ، معنوی ،جسمی و روحی است ، نه برای خود نمایی و فخر فروشی زیرا این کار؛ افزون برآن که خود یک رذیلت اخلاقی و نشانه رشد نایافتگی شخصیت آدمی و گاه احساس حقارت درونی است؛ َ «ما مِن رجلٍ تکبَّرَ او تَجبَّرَ الا لِذِلّهٍ وجدَها فِی نفسِه ». «هیچ کسی تکبر و یا فخر فروشی نمی‌کند مگر به خاطر ذلتی که خودش دردرون خود آن را می‌یابد » پیامدهای ناگوار اجتماعی نیز بر جای می‌گذارد.

قارون نمونه بارز تجمل گرایی

نمونه بارز و نماد ثروت مند مغرور در قرآن کریم قارون است. او که ثروتی فراوان داشت ، مغرور و خود ستای بود و در عرضه ثروت خود بر مردم به خود نمایی و فخر فروشی می‌پرداخت. توصیف قرآن از زندگی و ظهور دنیاپرستی و تجمل گرایی او، خود کامل و واضح است: «اِنَّ قارُونَ کانَ مِنْ قَوْمِ مُوسی فَبَغی عَلَیْهِمْ وَ آتَیْناهُ مِنَ الْکُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَهِ أُولِی الْقُوَّهِ إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْفَرِحینَ وَ ابْتَغِ فیما آتاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَهَ وَ لا تَنْسَ نَصیبَکَ مِنَ الدُّنْیا وَ أَحْسِنْ کَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْکَ وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُفْسِدین قالَ إِنَّما أُوتیتُهُ عَلی عِلْمٍ عِنْدی أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّهً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً وَ لا یُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُون فَخَرَجَ عَلی قَوْمِهِ فی زینَتِهِ قالَ الَّذینَ یُریدُونَ الْحَیاهَ الدُّنْیا یا لَیْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِیَ قارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظیم وَ قالَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوابُ اللَّهِ خَیْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ لا یُلَقَّاها إِلاَّ الصَّابِرُونَ فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ فَما کانَ لَهُ مِنْ فِئَهٍ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما کانَ مِنَ المُنْتَصِرینَ» (قصص: ۷۵- ۷۹ ) «همانا قارون از قوم موسی بود. پس بر آنان تعدّی و ستم نمود ، و از گنجینه‌های اموال آن اندازه به او داده بودیم که کلیدهای آنها بر گروه نیرومند سنگینی می‌کرد. ( به یاد آر ) زمانی که قومش به او گفتند: سرمستی مکن ، زیرا خداوند سرمستی کنندگان را دوست ندارد. و در آنچه خداوند به تو داده خانه آخرت را بطلب ، و سهم خود را از ( عمر و مال ) دنیا فراموش مکن ( و تحصیل آخرت کن ) و ( به دیگران ) نیکی کن همان گونه که خدا به تو نیکی کرده ، و در روی زمین در جستجوی فساد مباش ، زیرا خداوند فسادانگیزان را دوست ندارد. ( قارون ) گفت: جز این نیست که این اموال از روی دانشی که در نزد من است به من داده شده آیا ندانسته است که خداوند پیش از وی از مجتمعات انسانی کسانی را که از او قوی تر و ثروتمندتر و پرجمعیت تر بودند هلاک نموده؟ و هرگز گنهکاران ( در وقت نزول عذاب ) از گناهشان پرسیده نمی‌شوند . پس ( روزی قارون ) در میان آرایش شخصی و اشرافی خود بر قوم خویش بیرون آمد آنهایی که زندگی دنیا را می‌خواستند گفتند: ای کاش همانند آنچه به قارون داده شده برای ما بود! حقّا که او ( از دنیا ) دارای بهره‌ای بزرگ است. و کسانی که به آنها دانش ( الهی و دینی ) داده شده بود گفتند: وای بر شما! پاداش خداوند برای کسی که ایمان آورد و عملی شایسته کند ( از همه ثروت قارون ) بهتر است و آن را دریافت نمی‌کنند مگر صابران. پس او و خانه اش را به زمین فرو بردیم ، پس او را در برابر ( عذاب ) خداوند گروهی نبود که یاریش دهند و خود نیز از کسانی نبود که از خود دفاع می‌کنند.»

راه کارهای مبارزه با تجمل

از جمله راهکارهای قرآنی و روایی مقابله با تجمل گرایی، توجه به هدف خلقت، ترویج الگوگیری از سیره معصومان علیهم السلام تقویت باورهای دینی و ارزش‌های معنوی مانند؛ زهد و پارسایی، قناعت و مناعت طبع، اعتدال و میانه روی ،کمک و ایثار و همچنین توجه و تفکر در فرجام تجمل گرایی می‌باشد.

توجه به اعتقادات اسلامی

یکی از راهکارهایی که می‌توان بر اساس آیات و روایات، جهت پیشگیری از تجمل گرایی بیان داشت ؛توجه به هدف خلقت انسان است. از دیدگاه اسلام ،انسان بیهوده و بی هدف پا به عرصه هستی ننهاده است ؛بلکه آفرینش او و تمامی امکاناتی که در اختیارش نهاده شده است، هدفی بس والا و متعالی دارد.
« ْ أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَ أَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُون‏» (مومنون ، ۱۱) آیا پنداشتید که شما را بیهوده آفریدیم و شما به سوی ما باز گردانده نمی‌شوید؟ »
اما این که این هدف در بینش اسلامی چیست؟ می‌توان این گونه پاسخ داد ،با توجه به این که انسان ِ موجودی کمال طلب است و در همه کمالات هم به سوی بی نهایت گرایش دارد و وجود بی نهایت کامل، خداوند متعال است َ «وأَن ِإلی َ رّبک الْمنتَهَی»(نجم: ۴۲) «سرانجام تمامی امور به پروردگار توست (ای پیامبر (ص))» بنابراین هدف نهایی وکمال حقیقی انسان، همان مقام قرب پروردگار می‌باشد و سایرکمالات بدنی و روحی، همه مقدمه و ابزار رسیدن به چنین مقامی هستندکه باید به اندازه تأثیرشان در رسیدن به کمال حقیقی، مورد بهره برداری قرار گیرند و هیچ کدام، حتی عالیترین و لطیف‌ترین آن‌ها ازکمالات اصیل به شمار نمی‌آیند ، دستیابی به این هدف تنها از راه عبودیت و بندگی خداوند و سر نهادن به فرامان‌های الهی شدنی است و عبادت تنها راه تقرب و یگانه رمز تکامل است « وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الانسَ الاَّ لیَعْبُدون‏» ( ذاریات :۵۶ ) جن و انس را جز برایاینکه مرا بپرستند، نیافریدیم».
امام کاظم علیه السلام می‌فرمایند: « إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ لِیَعْبُدُوهُ وَ لَمْ یَخْلُقْهُمْ لِیَعْصُوه» [۴۴] : خدای متعال، بندگان را جز برای اینکه او را بشناسند نیافرید.
شایان ذکر است که؛ هدف دار بودن انسان در این جهان، مستلزم مسئول بودن انسان می‌باشد، انسان در برابر مواهب و نعمت‌هایی که خداوند به او ارزانی داشته است مسئول می‌باشد و در واقع آسیب شناسی فرهنگی تجمل گرایی در رفتار فردی و راهکارهای قرآنی و روایی پیشگیری از آن مسئولیت او این است که از نعمت‌ها برای رسیدن به کمال و سعادت اخروی استفاده کند. قرآن در این باره می‌فرماید: ُ « ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعیمِ (تکاثر: ۸)» : آن گاه شما در آن روز از نعمت‌ها بازپرسی خواهید شد». در تفسیر و تحلیل این آیه آمده است نعمت یعنی آنچه مطلوب آدمی و در بر دارنده نوعی خیر و منفعت است تنها در صورتی نعمت به شمار می‌رود که ؛در راه سعادت و نیک بختی به کار رفته شود، در غیر این صورت چیزی جز بلا و نقمت نخواهد بود. خداوند متعال انسان را آفرید و هدف خلقت اورا که همان سعادت اوست، در کمال تقریب ابدی به خود قرار داد …و امکانات و لوازم پیمودن این راه را برایش فراهم ساخت ،بنابر این اطاعت الهی همان به کار گیری نعمت‌ها در راه رسیدن به کمال مطلوب است آن گاه مقرر فرمود که از اعمال انسان خواهد پرسید سؤال از عمل بنده در واقع سؤال از چگونگی استفاده او از نعمت هاست. [۴۵]
با توجه به این تعبیرها اگر استفاده از نعمت‌های الهی ،در جهت رسیدن به کمال و رسیدن به سعادت اخروی باشد مطلوب، و چنانچه برای استفاده از آنها برای تجمل گرایی و خوش گذرانی باشد، آثار نامطلوبی را به دنبال دارد پس باور مندی به هدف نهایی (نزدیکی به خدا ) باعث می‌شود، انسان به رفتارهای اقتصادی خود جهت خاصی ببخشد، و لذت معنوی و اخروی را برگزیند. لذا توجه و تفکر در هدف آفرینش انسان، راهکار مناسبی جهت نیفتادن در ورطه تجملات می‌باشد.

توجه به معنویات

تجمل گرایی در حقیقت نوعی نمایش خویش و یا به تعبیر دیگر پوشاندن ضعف‌های فرد و فریب دیگران است. از این رو این ضعف که ناشی از مساله عمیق تری به نام فقدان معنویت است، راه و درمانی جز بازیابی معنوی فرد ندارد.
انسان در شداید زندگی نیاز به ملجأ و پناهگاهی دارد که ضمن توجیه چرایی این مصیبت هـا تـحـمـل آن را آسـان سـازد. مـاهیت فتنه و ابتلاء این جهان و پایدار نبودن تمتّعات زمینه بـدبـیـنی و نا امیدی نسبت به زندگی را در انسان فراهم می‌آورد.

احیای سبک زندگی اسلامی

سبک زندگی مجموعه‌ای ترکیب یافته از آداب است، و آداب جمع کلمه ادب و ادب به معنی ظرافت در رفتار است. مثلا همه غذا می‌خورند، اما آداب غذا خوردن همان رعایت ظرافت هاست، یا همچنین در سخن گفتن آدابی رعایت می‌شود و این مجموعه کامل از ادب هاست که نتیجه‌ای خوشایند و مورد پسند را به جای می‌گذارد. حال در سبک زندگی توحیدی، خوشایندی دنیا و آخرتی، انسانی و الهی را شامل می‌شود که کامل‌ترین نوع رشد و تعالی است [۴۶]. اگر در جامعه سبک توحیدی زندگی رواج داشته باشد، این چنین جامعه‌ای به راحتی به امور بسیار مذمومی مانند تجمل گرفتار نخواهد گردید.
یکی از شاخص‌ترین افرادی که سبک زندگی را برای مبارزه با تمامی مظاهر غیر الهی در زندگی بشر مطرح نموده است مقام معظم رهبری است که در بیان جامعی می‌فرمایند:« باید آسیب شناسی کنیم؛ یعنی توجه به آسیبهائی که در این زمینه وجود دارد و جستجو از علل این آسیبها.... چقدر نوع معماری کنونی ما متناسب با نیازهای ماست؟ چقدر عقلانی و منطقی است؟ طراحی لباسمان چطور؟ مسئله ی آرایش در بین مردان و زنان چطور؟ چقدر درست است؟ چقدر مفید است؟ آیا ما در بازار، در ادارات، در معاشرتهای روزانه، به همدیگر به طور کامل راست میگوئیم؟ ... چرا در بین بسیاری از مردم ما مصرف گرائی رواج دارد؟ آیا مصرف گرائی افتخار است؟ مصرف گرائی یعنی اینکه ما هرچه گیر می‌آوریم، صرف اموری کنیم که جزو ضروریات زندگی ما نیست. چه کنیم که ریشه ی ربا در جامعه قطع شود؟... تجمل گرائی چیست؟ بد است؟ خوب است؟ چقدرش بد است؟ چقدرش خوب است؟ چه کار کنیم که از حد خوب فراتر نرود، به حد بد نرسد؟ اینها بخشهای گوناگونی از مسائل سبک زندگی است، و ده‌ها مسئله از این قبیل وجود دارد؛ که بعضی از اینهائی که من گفتم، مهمتر است. این یک فهرستی است از آن چیزهائی که متن تمدن را تشکیل می‌دهد. قضاوت درباره ی یک تمدن، مبتنی بر این هاست.» [۴۷].
یکی از ضرورت‌های سبک زندگی، الگوسازی صحیح است. به عنوان نمونه، امام خمینی ره که منادی ساده زیستی و مبارزه با تجمل بود خود اسوه مردم در این زمینه بود. این امر، توده مردم را امیدوار می‌نمود و همبستگی بین مردم و رهبری را نمود عینی می‌بخشید.
امام خمینی (ره) تصریح می‌نمود که: «ما باید کوشش کنیم که اخلاق کاخ نشینی را از این ملت بزداییم. [۴۸].» ایشان ضمن بر شمردن ضررهای خوی کاخ نشینی تأکید می‌نمود که: «اکثر این خوی‌های فاسد از طبقه مرفه به مردم دیگر صادر شده است» [۴۹].
امام خمینی ـ قدس سره ـ در سیره عملی خویش با ساده زیستی و گریز از هرگونه تکلف و تجمل توانست در قلوب همه مستضعفان جهان جا باز کند و عشق انسانهای آزاده را به سوی خود جلب کند.
در همین زمینه رهبر کارگران یونان چنین اظهار می‌کند که:
«با این آرزو خاتمه می‌دهم که اگر تفکر انسانی وجود داشته باشد که همه رهبران دنیا آن را الگو قرار دهند، روش رهبر دانای ایران است که فقیر زیست و بدون داشتن زندگی لوکس، زندگی را وقف یک مأموریت صحیح و یک حرف صادقانه نمود. هدف او این بود که ملتها آزاد، دوستانه و با عشق زندگی کنند.» [۵۰].

زیان مانور تجمل دروسایل ارتباط جمعی

برخی اوقات به خاطر سبک رسانه‌ها و رسانه ملی تصور می‌شود که تمام خانواده‌ها خانه بسیار شیک با جدیدترین و به روزترین لوازم خانگی زندگی را دارا هستند که گویی در این شرایط نا مناسب اقتصادی همه خانواده‌های ایرانی به سبک تبلیغات زندگی می‌کنند اما در واقعیت جامعه اینگونه نیست. تبلیغات یک نوع حسرت خرید لوازم شیک و لوکس را در دل مخاطبان می‌نشاند و به تجمل گرایی و مصرف زدگی ترغیب و از ساده زیستی دور می‌کند. رسانه ملی و غیر آن تبلیغات رنگارنگی را با بسته‌های محتوایی جدید هر روز به مخاطبان خود نشان می‌دهد و هرکدام با شیوه‌ای جدید مصرف زدگی و تجمل گرایی را در وضعیت نامساعد اقتصادی ترویج می‌کند و چنان مصرف و نیاز کاذب به مصرف را در میان مردم رواج می‌دهد که گویی مصرف از نیازهای فطری و اساسی انسان است.
پیام‌های بازرگانی که باید آگاهی دهنده و صرفا برای معرفی یک کالا باشند با روش‌های روانشناسی و اقناعی مخاطبان را ترغیب به خرید و مصرف گرایی می‌کند. سیل خروشان تبلیغات کالاهای مصرفی در سال‌های اخیر در تلویزیون به جایی رسیده است که بسیاری از شرکت‌های تولیدی با گذاشتن جایزه‌های میلیونی و ماشین‌های گران قیمت مخاطبان را به مصرف گرایی کالاهای غیرضروری هدایت می‌کنند و کیفیت کالاهای مصرفی در قیل و قال جایزه‌ها گم شده است. این وظیفه سنگین در صدا و سیما و سایر رسانه‌های جمعی وجود دارد که با تمام قوا در مقابل این مظاهر ایستادگی نمایند و برای کسب درآمد از این راه، راه حلی مناسب تر بیندیشند.

نظارت بر دستگاه‌های حکومتی و دولتی

تشریفات و تجمل و بهرهوری بیش از حد از زیبایی‌های دنیوی در میان مسولان و دلتمردان، موجب بـروز روحیه تجمل گرایی در بین توده مردم می‌شود، امیرالمؤمنین علی (ع) می‌فرمایند: «الناسُ باُمُراتِهم أشبَه مِن آبائِهم؛ مشابهت مردم با امیران و زمامـداران خـود بـیش از شباهتی است که به پدران خود دارند» [۵۱].
برای نیل به این مهم، دولت و دستگاه‌های دولتی باید اعمال بر کاهش هزینه‌های غیر ضرور و جلوگیری از تجمل گرایی نظارت نمایند: به منظور کنترل هزینه‌های غیر ضرور و مبارزه با تجمل گرایی در وزارتخانه‌ها، نیروهای نظامی و انتظامی، شهرداریها، ... و تمامی دستگاه‌ها، باید شورای عالی بررسی و تعیین الگوی مصرف و سبک زندگی اسلامی و ایرانی تدوین شود.
بدین منظور، استفاده از امکانات عمومی از قبیل: اتومبیل، هواپیما، هلیکوپتر، مسافرت‌های خارجی، پذیرایی‌ها و دیگر هزینه‌های اداری، خدماتی، و رفاهی باید کاملا منضبط وبر اساس معیارهای شرعی و قانونی مورد استفاده قرار گیرد.
برای ضمانت اجرایی این موارد، وزیر دادگستری و مسولان قوه قضاییه به عنوان ناظر بر این امر باید نظارت کافی داشته باشند. برگزاری سمینارها، کنگره‌ها، بزرگداشت‌ها، گردهم آیی‌های بین المللی توسط دستگاه‌های اجرایی تنها با تصویب هیأت وزیران و در مورد قوای مقننه و قضائیه با تأیید رئیس هر قوه امکان پذیر باشد. سازمان برنامه و بودجه نیز باید حسابرسی دقیق تمامی مخارج دستگاه‌ها و قوا را به صورت کامل و بدون هر گونه اغماضی انجام دهد و موارد خرجکردهای خارج از عرف را سریعا به اطلاع مقامات قضایی و مردم برساند. رده بندی حفاظتی، نحوه حفاظت و اتومبیل مورد استفاده و تشریفات سان و رژه کلیه مسئولین و شخصیتهای کشور و لشکری باید بر طبق معیارهای قانونی انجام پذیرد و از عرف و حد اعتدال خارج نگردد. صدا و سیما و سایر وسایل نیز ارتباط جمعی موظفند برنامه‌های خود را به نحوی تهیه و تنظیم نمایند که منجر به تبلیغ فرهنگ تجمل گرایی نشود.

کتب برای مراجعه بیشتر

مروری بر تجمل و اسراف ، محمد علی شاه آبادی، تهران، 1388.
انقلاب و ارزش‌ها: پژوهشی درباره سیر تحول ارزش‌ها در پرتو انقلاب اسلامی در ایران، علی ذوعلم، تهران، 1388.
بابک، رابرت، ۱۳۸۱ ش، مصرف، ترجمه خسرو صبری، تهران: شیرازه، اول.
محمدی ری شهری، محمد، ۱۳۸۸ ش، الگوی مصرف از نگاه قرآن و حدیث، قم: دارالحدیث، اول.

تارنماهای برای مراجعه بیشتر

http://www.siasi.porsemani.ir
http://farsi.khamenei.ir/newspar
http://www.mashreghnews.ir/news
http://www.hawzah.net/fa/article/view/92845
http://nvf-kordestan.ir/article/view/935
http://akhlagh.porsemani.ir

فهرست منابع

۱- ارشاد القلوب، دیلمی، حسن بن محمد؛ الشریف الرضی، قم ، 1412
۲- اخلاق اقتصادی، الهامی نیا، علی اصغر، مقدس نیا، وفا، بی جا، بی تا
۳- اخلاق در قرآن، آیه الله مکارم شیرازی،ناصر،بی جا، بی نا، بی تا
۳- الفاظ القرآن، راغب اصفهانی، دارلعلم، بیروت، ۱۴۱۲ ه.
۴- اقتصاد در اسلام، میر عمادی، سید احمد،۱۳۹۰قم: باقیات
۵- القاموس المحیط، فیروز آبادی، محمد بن یعقوب: بیروت، لبنان.
۶- اصول کافی(ط - الإسلامیه) ، کلینی، محمد بن یعقوب، تهران، چاپ: چهارم، ۱۴۰۷ ق.
۷- بحارالانوار(ط - بیروت) ، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بیروت، چاپ: دوم، ۱۴۰۳ ق.
۸- تحف العقول، ابن شعبه حرانی، حسن بن علی‏، جامعه مدرسین، قم 1404.
۹- تفسیر الصافی، فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، مکتبه الصدر، تهران ، ۱۴۱۵ ه.
۱۰- حسن آیینه، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول، تهران.
۱۱- الحکمه المتعالیه فی الأسفار العقلیه الأربعه، صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم ، ج ۴، ص ۱۱۶، چاپ بیروت. لبنان. ه ق.
۱۲- روح القوانین، مونتسکیو، ترجمه علی اکبرمهتدی، تهران، چاپخانه مجلسی، بینا، ۱۳۲۲ ش
۱۲- العین فراهیدی ، خلیل بن احمد، ، نشر هجرت، چاپ دوم، قم، ۱۴۲۳ه.
۱۳- جامع الأحکام (صافی)، گلپایگانی، لطف الله صافی، دو جلد، انتشارات حضرت معصومه س، قم - ایران، چهارم، ۱۴۱۷ ه‍ ق
۱۴- فرهنگ عمید، حسن عمید ، چاپ ۱۳۴۲، تهران
۱۵- تفصیل وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه، شیخ حر عاملی، محمد بن حسن،(م ۱۱۰۴)، ۳۰ جلد، مؤسسه آل البیت ، قم - ایران، اول، ۱۴۰۹ ه‍ ق.
۱۶- الطبقات الکبری، بغدادی، محمد بن سعد، طبعه دار صادر، بیروت ۱۹۸۵ م.
۱۷-تفسیر العیّاشی، العیّاشی، محمّد بن مسعود بن عیّاشی السلمی السمرقندی (اوائل القرن الرابع)، تحقیق السیّد هاشم الرسولی ۱۸- تفسیر نور الثقلین، عبد علی بن جمعه عروسی حویزی، مؤسسه اسماعیلیان، قم، چاپ چهارم، ۱۴۱۲ ه.
۱۹-صحیح البخاری، بخاری جعفی، محمد بن اسماعیل، (۲۵۶ ه)، دار الفکر، بیروت، ۱۴۰۱ ه.
۲۰- صحیفۀ نور، مجموعه رهنمودهای امام خمینی، ج ۲۱، ص ۳۴، سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، تهران چاپ اول 1369.
۲۱- تحریر الوسیله، امام خمینی، سید روح اللّه موسوی - مترجم: اسلامی، علی، - ترجمه، ۴ جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، ۲۱، ۱۴۲۵ ه‍ ق
۲۲- کلمات قصار، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ یکم، 1372.
۲۳- فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، جمعی از پژوهشگران زیر نظر شاهرودی، سید محمود هاشمی،۳ جلد، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، ۱۴۲۶ ه‍ ق
۲۴- مجمع المسائل (للگلبایگانی)، گلپایگانی، سید محمد رضا موسوی، ۵ جلد، دار القرآن الکریم، قم - ایران، دوم، ۱۴۰۹ ه‍ ق
۲۵- المیزان، علامه طباطبایی، سید محمد حسین: ، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه، ۱۴۱۷ ه .ق
۲۶- لغت نامه دهخدا، ، دهخدا علی اکبر ، چاپ سیروس ، ۱۳۴۱ ، تهران .فرهنگ معین
http://www.yjc.ir (آثار قناعت در زندگی)
http://www.farhangnews.ir

پانویس

  1. (فراهیدی ، خلیل بن احمد، العین، 6، 142.
  2. (راغب اصفهانی، مفردات قرآن، 202
  3. فیروز آبادی: المعجم، 3 : 481
  4. «تجملات»، دهخدا، ذیل «تجمل»، لغت نامه.
  5. "تجمل"، فرهنگ معین ، ذیل واژه "تجمل".
  6. یوسف/ سوره ۱۲، آیه۱۸. یوسف/ سوره۱۲، آیه۸۳ حجر/ سوره۱۵، آیه۸۵. احزاب/ سوره۳۳، آیه۲۸. احزاب/سوره۳۳، آیه۴۹. معارج/سوره۷۰، آیه ۵. مزّمّل/ سوره۷۳،آیه۱۰. اعراف/ سوره۷، آیه ۳۲-۳۱. ص/ سوره۳۸، آیه۳۵. نحل/ سوره۱۶، آیه۱۲۲. یوسف/ سوره۱۲،آیه۱۰۱.
  7. (فرهنگ عمید، حسن عمید ،.ص 867، چاپ 1342، تهران
  8. الهامی نیا، علی اصغر، مقدس نیا، وفا، اخلاق اقتصادی، 1: 125، بی جا، بی تا
  9. ارشاد القلوب، جلد 1 ، صفحه 195
  10. تحف العقول، ص 56
  11. (شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه) 11/5
  12. آیه الله مکارم شیرازی،ناصر، 137، اخلاق در قرآن، بی جا، بی نا، بی تا
  13. بغدادی، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۹۹.
  14. بغدادی، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۴۸۴.
  15. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۵، ص۱۵.
  16. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۴، ص۴۵۵. ، عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۱۴.
  17. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۶، ص۳۰۰.
  18. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۶، ص۴۴۳. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۵، ص۲۲.
  19. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۶، ص۴۷۵. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۵، ص۱۱.
  20. فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، ج۲، ص۱۸۹.
  21. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۴۴۲-۴۴۴، حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۴۶۸.
  22. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۶، ص۲۹۸.
  23. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۶، ص۴۸۰. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۵، ص۱۲.
  24. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۵، ص۶. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۶، ص۳۰۵.
  25. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۵، ص۸.
  26. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۶، ص۴۴۵. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۶، ص۳۱۳۳۱۴.
  27. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۶، ص۴۴۳. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۲۱۲۲. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۶، ص۳۰۷.
  28. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۶، ص۲۹۶.
  29. بخاری جعفی، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، ج۷، ص۵۵. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۳۸۵.
  30. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۶، ص۳۰۷ ۳۰۸.
  31. سوره اسرا: 16
  32. خمینی، سید روح اللّٰه موسوی - مترجم: اسلامی، علی، تحریر الوسیله - ترجمه؛ ج 2، ص: 49- ترجمه، 4 جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، 21، 1425 ه‍ ق
  33. خمینی، سید روح اللّٰه موسوی - مترجم: اسلامی، علی، تحریر الوسیله - ترجمه؛ ج 2، ص: 121، 4 جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، 21، 1425 ه‍ ق
  34. خمینی، سید روح اللّٰه موسوی - مترجم: اسلامی، علی، تحریر الوسیله تحریر الوسیله - ترجمه؛ ج 3، ص: 563 - ترجمه، 4 جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، 21، 1425 ه‍ ق
  35. جمعی از پژوهشگران زیر نظر شاهرودی، سید محمود هاشمی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج 1، ص: 728، 3 جلد، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، 1426 ه‍ ق
  36. گلپایگانی، سید محمد رضا موسوی، مجمع المسائل (للگلبایگانی) ج 2، ص: 95، 5 جلد، دار القرآن الکریم، قم - ایران، دوم، 1409 ه‍ ق
  37. گلپایگانی، لطف الله صافی، جامع الأحکام (صافی)، ج 1، ص: 205 دو جلد، انتشارات حضرت معصومه سلام الله علیها، قم - ایران، چهارم، 1417 ه‍ ق
  38. « روی عن أمیر المؤمنین علیه السلام انه قال: ان الرجل لیعجبه ان یکون شراک نعله أجود من شراک نعل صاحبه فیدخل تحتها »  : تفسیر نور الثقلین، ج‏4، ص: 144
  39. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏66، ص: 361
  40. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏70، ص: 138
  41. مکارم الأخلاق، ص: 127
  42. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏74، ص: 97
  43. روح القوانین، مونتسکیو، ترجمه علی اکبرمهتدی، تهران، چاپخانه مجلسی، بینا، 1322 ش، ص232.
  44. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏5، ص: 157
  45. علامه طباطبایی، سید محمد حسین: المیزان ، 20: 354، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه، 1417 ه .ق
  46. http://www.farhangnews.ir
  47. بیانات در جمع جوانان استان خراسان شمالی در تاریخ 23/7/91
  48. کلمات قصار، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ یکم، 1372، ص 221.
  49. کلمات قصار، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ یکم، 1372، ص 221.
  50. روزنامه جمهوری اسلامی، مرداد 1368.
  51. (تحف العقول، ص 208)