فرهنگ مصادیق:تجسس در رفتار دیگران

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از تجسس در رفتار دیگران)
پرش به: ناوبری، جستجو
تجسس در رفتار دیگران

کتب مرتبط

ردیف عنوان
۱ خوبی ها و بدی ها
۲ نظام اخلاقی اسلام - دوست نما‌ها

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ تجسس در قرآن (حجرات)
۲ تجسس و موارد جواز و حرمت آن
۳ معنای تجسس
۴ ممنوعیت تجسس

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ تجسس در افکار دیگران
۲ تجسس در امور شخصی دیگران
۳ تجسس در اقوال دیگران

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

استخراج: سید محمد علوی زاده

تجسس و جاسوسی در امور دیگران از نظر اسلام

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا[۱]
ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده‌اید از بسیاری از گمان‌ها بپرهیزید چرا که پاره‌ای از گمان‌ها گناه است و (در کار دیگران) تجسّس نکنید، و یکدیگر را غیبت ننماید ..».

معنی واژه تجسس و جاسوسی

تجسّس به معنی جستجوگری در اعمال و امور مربوط به دیگران است، و غالباً در مورد امور نامطلوب و خلاف اخلاق به کار می‌رود، ولی تجسّس در لغت عرب به معنی جستجوگری در امور مثبت است.

حرمت و ممنوعیت تجسس

در حقیقت سوءظن و گمان بد سبب می‌شود که انسان برای کشف اسرار و رازهای نهانی مردم به جستجو بپردازد، و گاه عوامل دیگری مانند: بخل و حسد و تنگ نظری ممکن است انگیزه این کار زشت باشد.
تجسّس به صورتی که در بالا گفته شد در اسلام شدیداً ممنوع است و سبب ناامنی اجتماع و سرچشمه انواع خصومت‌ها می‌شود، اگر اجازه داده شود هر کسی به جستجوگری در زندگی خصوصی دیگران بپردازد، ممکن است آبروی بسیاری از افراد بر باد برود، و آتش کینه توزی و دشمنی در جامعه روشن شود، و جهنمی به وجود آید که تمام افراد اجتماع در آن در عذاب باشند.
البته این حکم اخلاقی و اسلامی هیچگاه تضادی با ضرورت وجود دستگاه‌های اطلاعاتی در حکومت اسلامی ندارد، چرا که آن مربوط به زندگی خصوصی افراد است و این مربوط به سرنوشت جامعه، و پیش گیری از نفوذ عوامل بیگانه و توطئه و تخریب آنان است.
تنها آیه‌ای که در قرآن مجید با صراحت نهی از تجسّس می‌کند آیه ۱۲ سوره حجرات است که بدان اشاره شد.
آیه شریفه فوق از سه چیز نهی می‌کند که در واقع علت و معلول یکدیگرند، نخست از گمان بد که سرچشمه تجسّس می‌شود، سپس از تجسّس که سبب آگاهی بر عیوب پنهانی مردم و غیبت آنان می‌گردد.
همان گونه که در بالا اشاره شد «تجسّس» بار منفی دارد و معمولًا در مواردی گفته می‌شود که یک کار غیر اخلاقی صورت می‌گیرد. ولی «تجسّس» در جایی به کار می‌رود که انسان در جستجوی شی ء مطلوبی باشد. چنانکه در داستان «یوسف» علیه السلام می‌خوانیم که «یعقوب» به فرزندانش دستور داد: «يَا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلَا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ؛ ای فرزندان من بروید و از (گم شده‌های من) یوسف و برادرش جستجو کنید و از رحمت الهی مأیوس نشوید»[۲]
بعضی نیز گفته‌اند: تحسّس به معنی گوش دادن مخفیانه یا استراق سمع نسبت به سخنان دیگران است در حالی که تجسّس، جستجوی عملی از اسرار و عیوب دیگران می‌باشد.
این نکته قابل توجه است که نهی از تجسّس در آیه سوره حجرات، هیچ قید و شرطی ندارد، و این نشان می‌دهد اصل بر حرمت تجسّس به عنوان یک قاعده کلی است، و اگر در شرایط خاصی به خاطر اهداف مهمتری مجاز شمرده شود، عنوان استثناء خواهد داشت.

تجسس عُمَر

توجه به آیه فوق و حرمت تجسّس در میان مسلمین به قدری روشن بوده است که توده مردم نیز در مسائل مورد ابتلاء خود به آن استدلال می‌کردند. حدیثی که در بعضی از منابع اهل سنت (کنز العمّال) از (ثورکندی) نقل شده شاهد این مدّعا است، می‌گوید «عمر بن خطاب» گاهی در شبها برای مسایل امنیتی در «مدینه» گشت می‌زد از درون خانه‌ای صدای مردی را شنید که مشغول آواز خوانی بود، «عمر» از دیوار بالا رفت و گفت: ای دشمن خدا آیا گمان کردی تو مشغول گناهی و خداوند تو را مستور داشته است؟
آن مرد به «عمر» گفت ای خلیفه عجله مکن! اگر من یک گناه کرده‌ام تو سه گناه کرده‌ای، خداوند می‌فرماید: «ولاتجسّسوا»، تو تجسّس کردی، و نیز می‌فرماید:
«وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا؛ از در وارد خانه شوید»[۳] تو از دیوار آمدی! و خداوند می‌فرماید: «لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا؛ در خانه‌هایی غیر از خانه‌های خود وارد نشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل خانه سلام کنید»[۴]تو بدون اجازه وارد شدی.
عمر (در برابر این استدلال) وا ماند (و به او) گفت: اگر تو را مورد عفو قرار دهم به راه راست خواهی آمد؟ گفت: آری، عمر از او صرف نظر کرد و بیرون آمد[۵]

تجسّس در روایات

مسأله تجسّس در روایات اسلامی مورد نکوهش شدید واقع شده است به گونه‌ای که هر خواننده‌ای به اهمیت آن کاملًا واقف می‌شود از جمله:

منع از تجسّس

در حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌خوانیم که فرمود: «ایَّاکُمْ وَ الظَّنَّ فَانَّ الظَّنَّ اکْذَبُ الْحَدِیْثِ وَ لا تَحَسَّسُوا وَ لاتَجَسَّسُوا؛ از گمان (بد) بپرهیزید زیرا گمان (بد) دروغ‌ترین سخن است، و تحسّس و تجسّس نکنید»[۶].
در حدیث دیگری از همان حضرت چنین می‌خوانیم: «لا تَحاسَدُوا و لاتَباغَضُوا وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا تَحَسَّسُوا وَ لا تَناجَشُوا وَ کُونُوا عِبادَ اللَّهِ اخْواناً؛ نسبت به یکدیگر حسد نورزید و بغض و کینه نداشته باشید، و در کار دیگران تحسّس و تجسّس نکنید، و مردم را (با کارهای مختلف خود) از خود نرانید، و بندگان خدا و برادران دینی باشید».
از این حدیث به خوبی به دست می‌آید که تجسّس همانند حسد و کینه و نفرت، سبب دوری مردم از یکدیگر و از هم پاشیدن شیرازه اجتماع است[۷].

موجب رسوایی تجسس کننده

مرحوم کلینی در کتاب کافی در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله چنین نقل می‌کند که فرمودند: «یا مَعْشَرَ مَنْ اسْلَمَ بِلِسانِهِ وَ لَمْ یُسْلِمُ بِقَلْبِهِ لا تَتَّبِعُوا عَثَراتِ الْمُسْلِمینَ، فَانّهُ مَنْ تَتَبَّعُ عَشَراتِ الْمُسْلِمینَ تَتَبَّعُ اللَّهُ عَثْرَتَهُ وَ مَنْ تَتَبَّعُ عَثْرَتَهُ یُفْضِحْهُ؛ ای گروهی که با زبان مسلمان شده‌اید اما دل شما اسلام را نپذیرفته است، از لغزش‌های مسلمانان جستجو مکنید، چرا که هر کس تجسّس دربارهٔ لغزش‌های مسلمین کند، خداوند از لغزش او جستجو خواهد کرد، و هر کس که خداوند از لغزش او جستجو کند، رسوایش خواهد نمود»[۸]
۴- در حدیثی از امیر مؤمنان علی علیه السلام می‌خوانیم: «مَنْ بَحَثَ عَنْ اسْرارِ غَیرِهِ اظْهَرَاللَّهُ اسْرارَهُ؛ کسی که از اسرار دیگران تفتیش کند، خداوند اسرار او را بر ملا می‌سازد»[۹]

از زشت‌ترین عیوب و بدترین گناهان

در حدیث دیگری از امیر مؤمنان علی علیه السلام می‌خوانیم که فرمود: «تَتَبَّعُ الْعُیُوبِ مِنْ اقْبَحِ الْعُیُوبِ وَ شَرِّ السَّیِّئاتِ؛ جستجو کردن از عیب دیگران از زشت‌ترین عیوب و بدترین گناهان است»[۱۰].

محروم شدن از دوستان و دوستی مردم

در حدیث دیگری از همان حضرت علیه السلام آمده است: «مَنْ تَتَبَّعَ خَفِیّاتِ الْعُیُوبِ حَرَّمَهُ اللَّهُ مَوَدّاتِ الْقُلُوبِ؛ کسی که در جستجوی عیوب پنهانی دیگران باشد خداوند او را از دوستی دل‌های مردم محروم می‌سازد»[۱۱].
در حدیث دیگری از امام صادق علیه السلام چنین می‌خوانیم: که به یکی از یارانش فرمود: «لا تَفَتَّشِ النَّاسَ عَن ادْیانِهِمْ فَتَبْقی بِلا صَدِیقٍ؛ دربارهٔ عقائد مردم تفتیش نکن که بی دوست خواهی ماند»[۱۲].
چرا که غالب مردم عیوب و اشکالاتی در عقیده (یا در عمل) دارند که هرگاه پنهان بماند و عمل به ظاهر حال بشود دوستی مردم با یکدیگر میسّر است، در غیر این صورت انسان بدون دوست و تنها می‌ماند.

پیامدهای سوء اجتماعی تجسّس

سبب نفرت مردم از جستجوگر

جستجوگری در کار دیگران آثار بسیار منفی در زندگی فردی و اجتماعی دارد زیرا از یک سو سبب نفرت مردم از جستجوگر که به حریم زندگی شخصی و اسرار آنها هجوم می‌برد می‌شود، هیچ کس تحمل نمی‌کند که دیگری در زندگی خصوصی او دخالت کند و یا در پی کشف اسرار او باشد، چنین کسی را متجاوز، بی شرم و بی شخصیت می‌دانند، و مردم از او سخت متنفرند.
حدیثی که در بالا خواندیم و می‌فرمود: افراد جستجوگر بر اسرار عیوب مردم بدون دوست می‌مانند ممکن است اشاره به این مطلب باشد.

سبب بدبینی و بی اعتمادی

از سویی دیگر غالب مردم دارای نقاط ضعف و عیوبی هستند چنانچه مستور بماند می‌توانند با هم زندگی کنند، ولی برملا شدن عیوب پنهانی سبب بدبینی و بی اعتمادی نسبت به هر کس خواهد شد، و همین امر شیرازه امور اجتماعی را از هم می‌پاشد.
حدیث بالا به این نکته نیز می‌تواند اشاره داشته باشد که تفتیش در حال دیگران سبب بدبینی به همه و از دست دادن تمام دوست‌ها می‌شود.

سبب کینه توزی و عداوت

از سوی سوم جستجو و تفتیش دربارهٔ عقائد و اسرار و عیوب دیگران سبب کینه توزی و عداوت در صحنه اجتماع و گاه منجر به درگیری‌های شدید می‌شود.
اگر سلامت جامعه و امنیت و آرامش را طالب باشیم، باید از این امر به شدت بپرهیزیم.

سبب برملا شدن اسرار خود متجسس

از سوی چهارم بسیاری از مردم در این گونه موارد مقابله به مثل می‌کنند، یعنی سعی می‌کنند به اسرار زندگی و عیوب پنهانی تفتیش کنندگان پی ببرند و بر ملا سازند و شاید حدیثی که می‌گوید: «مَنْ بَحَثَ عَنْ اسْرارِ غَیرِهِ اظْهَرَ اللَّهُ اسْرارَهُ؛ کسی که از اسرار دیگران جستجو کند، خداوند اسرار او را فاش می‌کند»[۱۳].
و حدیث دیگری که می‌گوید: «مَنْ کَشَفَ حِجابَ اخِیِهِ انْکَشَفَ عَوراتِ بِیْتِهِ؛ کسی که پرده از اسرار دیگران بردارد، اسرار خانه او فاش خواهد شد»[۱۴] ممکن است اشاره به همین معنی، یا اشاره به اثر وضعی و مجازات الهی این عمل در دنیا باشد.
در حدیث دیگری از همان امام بزرگوار آمده است: «مَنْ تَطَّلَعَ عَلی اسرارِ جارِهِ انْتَهَکَتْ اسْتارُهُ؛ کسی که تفتیش از اسرار همسایه خود کند، پرده اسرار او پاره می‌شود»[۱۵]

سرچشمه‌های این رذیله اخلاقی

سوءظن و بدبینی

سوءظن و بدبینی غالباً انسان را به سوی تجسّس دربارهٔ دیگران می‌راند و هرگاه جای خود را به حسن ظن بدهد، به فکر تفتیش پیرامون عیوب دیگران نخواهد افتاد. به همین دلیل- همان گونه که در سابق نیز اشاره شد- در آیه ۱۲ سوره حجرات، نهی از تجسّس به دنبال نهی از سوء ظن قرار گرفته است.

آلودگی به گناهان و عیوب مختلف

آلودگی به گناهان و عیوب مختلف یکی دیگر از عوامل جستجوگری در حال دیگران است، چرا که افراد آلوده و پر عیب می‌خواهند همتایانی پیدا کنند و از این طریق به خود آرامش کاذب دهند که اگر ما آلوده‌ایم کیست که آلوده نباشد.
در حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌خوانیم: «شَرُّ النَّاسِ الظَّانُّونَ وَ شَرُّ الظَّانِّینَ الْمُتَجَسِّسُونَ ...؛ بدترین مردم سوءظن برندگانند و بدترین سوءظن برندگان، تفتیش کنندگانند»[۱۶]

حسد و کینه توزی و عداوت و تکبر و خود برتر بینی

حسد و کینه توزی و عداوت و تکبر و خود برتر بینی هر کدام می‌تواند عاملی برای جستجوگری باشد تا مقصود را از درجه اعتبار بیندازد، و زهر عداوت خود را بریزد، و خود برتر بینی را اشباع کند.

ضعف ایمان

ضعف ایمان نیز یکی از عوامل بسیاری از صفات رذیله و از جمله تفتیش در حال دیگران است، زیرا انسان ضعیف الایمان احترامی برای ایمان و حیثیت دیگران قائل نیست، و به آسانی به حریم زندگی خصوصی آنها تجاوز می‌کند و از بین بردن آبروی مسلمانان آبرومند برای او مسأله مهمی محسوب نمی‌شود، همان گونه که در احادیث گذشته در کلام پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله خواندیم که این گونه افراد را به عنوان «یا مَعْشَرَ مَنْ آمَنَ بِلسانِهِ وَ لَمْ یَدْخُلِ الْایمانُ فی قَلْبِهِ؛ ای گروهی که به زبان ایمان آورده‌اید، ولی ایمان در دل شما وارد نشده» خطاب می‌فرماید.

استثنائات تجسس

به دنبال بحث‌های گذشته این سوال مطرح می‌شود که آیا تجسّس در تمام موارد به عنوان یک عمل ضد اخلاقی ممنوع و حرام شمرده می‌شود و یا موارد و استثنائاتی هم دارد، همه کشورهای دنیا اعم از اسلامی و غیر اسلامی دارای سازمان‌های وسیع اطلاعاتی هستند که گاه تمام زندگی افراد را مورد تجسّس قرار می‌دهند، و سعی در کشف اسرار آنها دارند، موارد دیگری که تجسّس و تفتیش از نظر عقلای جهان نه تنها ممنوع نیست بلکه لازم شمرده می‌شود نیز وجود دارد.
در پاسخ این سوال باید گفت که این اصل کلی نیز مانند بسیاری از اصول دیگر استثنائات غیر قابل انکاری دارد از جمله:

سازمان‌های اطلاعاتی

هر حکومتی وظیفه دارد کشورش را از شرّ توطئه‌های دشمنان بیرونی و درونی و جاسوسان دشمن حفظ کند. بی شک اگر مدیران جامعه بخواهند در برابر هر پیش آمدی با حسن ظن برخورد کنند به زودی گرفتار عواقب دردناک توطئه‌های منافقان داخلی و دشمنان خارجی خواهند شد، زیرا نقشه‌های آنان بسیار مرموز، و افراد آنها کاملًا ظواهر را حفظ می‌کنند، و جز با تفتیش و تجسّس دقیق امکان آگاهی بر آن توطئه‌ها و خنثی کردن آنها وجود ندارد.
در چنین مواردی باید حسن ظن را کنار گذاشت، و با سوء ظن به هر پدیده‌ای نگریست و برای حفظ اهداف بزرگتر و والاتر یعنی مصالح امت اسلامی به تجسّس پرداخت و در واقع فلسفه تشکیل دستگاه‌های اطلاعاتی و ضدّ اطلاعاتی دشمن (ضد جاسوسان بیگانه) همین است. و به تعبیر دیگر این استثناء از قانون اهم و مهم سرچشمه می‌گیرد، و ای بسا افرادی که مورد سوءظن واقع می‌شوند و در اسرار زندگی آنها تفتیش به عمل می‌آید، افراد سالم و بی گناهی باشند ولی بدیهی است برای پیدا کردن گنهکاران واقعی و مزدوران دشمن چاره‌ای جز جستجوی وسیع در تمام مواردی که احتمال آن وجود دارد نمی‌باشد.
حتّی گاه لازم می‌شود، جاسوسانی در لباس مختلف به میان دشمنان بفرستند یا در مؤسّسات مهم داخلی افرادی در قالب کارمند و کارگر و نظافتچی و مانند آن مبعوث کنند تا اگر بذر فتنه‌ای پاشیده شده و توطئه‌ای در حال شکل گرفتن است، پیش از آن که آتش آن زبانه کشد و مصالح امت را در کام خود فرو برد، در نطفه خفه و خاموش کنند.
البتّه مفهوم این سخن این نیست که این امر بهانه‌ای شود برای دخالت در زندگی خصوصی همه افراد و افشای اسراری که هیچ گونه ارتباطی با مصالح امت ندارد، هر چند متأسفانه از این اصل عقلایی همیشه سوء استفاده‌هایی شده است، با توجه به این که این یک حکم استثنایی است باید دقیقاً در مواردی که فلسفه آن وجود دارد دنبال شود و حتی یک قدم فراتر از آن رفتن جایز نیست.
در آیات قرآن و تاریخ زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله و روایات اسلامی اشارات روشنی به این مسأله دیده می‌شود.
در آیه ۴۷ توبه قرآن تصریح می‌کند که در میان شما جاسوسان دشمن وجود دارند (وَ فیکُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ)، یعنی باید مراقب آنها باشید.
داستان تفتیش زنی که اخبار مدینه را در آستانه جریان فتح مکه برای ابو سفیان می‌برد، به وسیله علی علیه السلام از طریق تهدید او با شمشیر تا آنجا که مجبور شد نامه منافقان را که در لابلای گیسوی خود پنهان کرده بود بیرون بیاورد و تحویل دهد[۱۷]. و ماجرای استخبار حذیفه در جنگ احزاب از وضع دشمن و نفوذ در قلب لشکر آنها و آوردن اخبار آنها برای رسول اللّه در تاریخ اسلام معروف است[۱۸].
از آیات قرآن مجید استفاده می‌شود که این مسأله در عصر انبیای گذشته نیز وجود داشته است و گاه به صورت اعجازآمیز حتی از پرندگان برای آگاهی از اوضاع مناطق دور دست مانند آنچه در داستان سلیمان و هدهد آمده استفاده می‌کردند.
در حدیثی از امام علی بن موسی الرضا علیه السلام می‌خوانیم: «کانَ رَسُولُ اللَّهُ صلی الله علیه و آله اذا بَعَثَ جَیْشَاً فَاتَّهَمَ امیراً- یا فَاتَّهم امیراً- بَعَثَ مَعَهُمُ مِنْ ثِقاتِهِ مَنْ یَتَجَسَّسُ لَهُ خَبَرهُ؛ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هنگامی که لشکری را می‌فرستاد و امیری بر آنها می‌گماشت (که ممکن بود گاهی مورد اتّهام واقع شود) همراه او یکی از افراد مورد اعتماد را می‌فرستاد تا اخبار او را جستجو کرده و به رسول اللّه گزارش دهد»[۱۹].
در نهج البلاغه در نامه ۳۳ نهج البلاغه می‌خوانیم که امام امیر مؤمنان علیه السلام به قُشَمِ بنِ عباس فرماندار مکه چنین می‌نویسد: «امَّا بَعْدُ فَانَّ عَینی بِالْمَغْرِبَ کَتَبَ الَیَّ یُعْلِمُنی انَّهَ وُجِّهَ الَی الْمُوسِمَ اناسٌ مِنْ اهلِ الشَّامِ، الْعَمْیِ الْقُلُوبِ ... الَّذِینَ یَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالباطِلِ وَ یُطیعُونَ الَمخْلُوقَ فِی مَعْصِیَهِ الخالِقِ ... فَاقِمْ عَلی ما فِی یَدَیْکَ قِیامَ الْحازِمِ الصَّلِیب؛ اما بعد مأمور اطلاعات من در مغرب (شام) برایم نوشته و مرا آگاه ساخته که گروهی از مردم شام به سوی حج گسیل داده شده‌اند، گروهی کوردل ... که حق را با باطل می‌آمیزند، و از مخلوق در طریق نافرمانی خالق اطاعت می‌کنند ... بنابراین مراقب منطقه خویش باش مراقبت شخصی دوراندیش و نیرومند».
در حدیث دیگری از انس بن مالک نقل شده است که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله دیده شود بَسْبُسه [۲۰](شخصی از یارانش) را به عنوان مأمور اطلاعاتی فرستاد تا خبرهایی از قافله ابو سفیان برای او بیاورد[۲۱].
در نامه مالک اشتر نیز اشاره روشنی به این مطلب دیده می‌شود که امیر مؤمنان علی علیه السلام به او دستور می‌دهد که مأموران اطلاعاتی خود را برای بررسی حال کارمندان و کارکنان مخفیانه بفرستد به گونه‌ای که آنان احساس کنند که دائماً چشم‌هایی از نقطه نامعلوم مراقب کار آنها است می‌فرماید: «ثُمَّ تَفَقَّدْ اعْمالَهُمْ وَابْعَثِ الْعُیُونَ مِنْ اهْلِ الصِّدْقِ وَالْوَفاءِ عَلَیْهِمُ، فَانَّ تَعاهُدَکَ فِی السِّرِّ لِامُورِهِمْ حَدْوَهٌ لَهُمُ عَلی اسْتِعْمالِ الْامانَهِ وَالرِّفْقِ بِالرَّعِیّهِ؛ با فرستادن مأموران مخفی از افراد راستگو و باوفا، اعمال کارمندان و کارکنانت را زیر نظر بگیر، زیرا جستجوی مداوم پنهانی نسبت به کارهای آنها سبب می‌شود که به امانت داری و مدارا کردن نسبت به زیردستان تعقیب شود»[۲۲].
در حدیث معروف امام حسین علیه السلام در مورد ماندن محمد حنفیه برادر آن حضرت چنین می‌خوانیم: هنگامی که حضرت آماده حرکت از مدینه به مکه و از آنجا به سوی کربلا شد، برادرش محمد علیه السلام از آن حضرت خواست تا همراه وی باشد، امام علیه السلام فرمود: «امَّا انْتَ فَلا، عَلَیْکَ انْ تُقِیمَ بَالْمَدِینَهِ وَ تَکُونُ لِی عَیْناً لا تَخْفَ عَنّی شَیْئاً مِنْ امَورِهِمْ؛ اما تو همراه من نیا، در مدینه بمان و چشم من در آنجا باش تا چیزی از اخبار آنها (دشمنان) بر من مخفی نماند»[۲۳]

سازمان‌های بازرسی

امروز در تمام ادارات و مؤسسات مهم، سازمان‌هایی به نام سازمان‌های بازرسی وجود دارد که کار آنها نظارت بر اعمال کارمندان و کارکنان و جلوگیری از حیف و میل‌ها و کنترل حسن انجام وظیفه از سوی آنان می‌باشد.
بدیهی است کار آنها تجسّس در زندگی شخصی کارمندان و کارکنان نیست بلکه نظارت آنان بر امور مربوط به انجام وظایف اجتماعی و رعایت مصالح امت است و اگر چنین سازمان‌هایی به کلی برچیده شود یا افراد ناصالح در آن قرار گیرند، ممکن است فساد، سراسر اجتماع را بگیرد.
روشن است این مسأله مخصوص به زمان و مکان خاصی نیست، بلکه در گذشته در مناطق مختلف جهان وجود داشته است.
تفاوت سازمان‌های اطلاعاتی با سازمان‌های بازرسی در این است که سازمان‌های اطلاعاتی مخفیانه کار می‌کنند، ولی سازمانهای بازرسی آشکارا و شناخته شده دربارهٔ مسائلی که مشکوک به نظر می‌رسد تجسّس می‌نمایند تا اگر خلافی واقع شده کشف شود و خلافکار به دست عدالت سپرده شود.

تجسّس در مسائل شخصی سرنوشت ساز

کسی که می‌خواهد همسری برای خود انتخاب کند یا شریکی برای معامله برگزیند یا کارمندی برای یک مؤسسه حساس بگمارد به یقین بدون تفحص و تجسّس و تحقیق چنین کاری را نمی‌کند، و عقل و شرع به او اجازه می‌دهد که حال آنها را از دوستان و همسایگان و معاشرانش جستجو کند، یا شخصاً از دور و نزدیک مراقب او باشد تا اطمینان حاصل کند که او شخص صالحی است و برای هدفی که دارد مناسب است.
به یقین این جستجوگری از موضوع تجسّس حرام خارج است، ولی هرگز نباید این گونه مسائل بهانه‌ای برای ورود در زندگی خصوصی افراد گردد، و در حالی که فعلًا تصمیم چندان بر ازدواج یا انتخاب شریک یا استخدام کارمند ندارد به بهانه این که ممکن است روزی چنین حاجتی حاصل شود پس هم امروز تجسّس و تفحص را شروع کند، این بهانه‌های شیطانی هرگز نمی‌تواند مجوّز برای تعدی از حدود شرع گردد.
کوتاه سخن این که هرگونه افراط و تفریط در این مسأله سبب انحراف از تعلیمات اصیل اسلام می‌شود، و به تعبیر دیگر نه می‌توان به بهانه حرمت تجسّس از تحقیق و تفحص در مسایل سرنوشت ساز جامعه اسلامی دور ماند، و مصالح امت را در برابر توطئه‌های دشمن، بی دفاع ساخت، و نه می‌توان به بهانه مصالح امت هجوم به زندگی خصوصی مردم که هیچ ارتباطی با آن امور ندارد برد، هر دو اشتباه است و موارد خارج از اسلام.

درمان مرض تجسس

تا ریشه‌های این خوی زشت و عادت به جستجوگری در زندگی خصوصی دیگران از وجود انسان برچیده نشود، ترک کردن آن غیر ممکن است، بنابراین آنها که می‌خواهند خودسازی کنند، و این خوی زشت را از خود دور سازند در درجه اول باید سوءظن را در خود- طبق برنامه‌ای که در بحث گذشته داشتیم- دور نمایند، چرا که همیشه سوءظن انسان را به جستجوگری وا می‌دارد. حسد و کینه توزی و عداوت و تکبر، هر یک می‌تواند عاملی برای تجسّس در زندگی خصوصی دیگران باشد، که اگر از وجود انسان برچیده شوند نتیجه آن نیز از بین خواهد رفت.
عقده حقارت و آلودگی به گناه که انسان را دعوت می‌کند افرادی مانند خود پیدا کند تا به مصداق الْبَلِیَهُ اذا عَمَّتْ طابَتْ آرامش کاذبی پیدا کنند، اگر از وجود انسان برچیده نشود، تفتیش در حالات دیگران ادامه خواهد یافت.
از این‌ها گذشته هر کس باید در این موضوع بیندیشد که آیا راضی هست دیگران در زندگی خصوصی او تفتیش کنند و به اسرار او دست یابند، اگر راضی نیست چرا خودش تمایل دارد در زندگی دیگران تفتیش کند، و به اسرار خصوصی آنها دست یابد، این مقایسه در بسیاری از خوهای زشت می‌تواند جنبه بازدارنده قوی و نیرومندی داشته باشد.
توجه به پیامدهای سوء تجسّس برای فرد و جامعه و کیفرهای شدید الهی آن در دنیا و آخرت، و اینکه هر کس برای فاش کردن اسرار دیگران تلاش کند خدا اسرار و عیوب پنهانی او را بر ملا خواهد نمود، و پرده‌های او را در دنیا و آخرت می درد، نیز می‌تواند اثر مهمی در بازدارندگی از این خوی زشت داشته باشد.
ولی مهم این است که نه تنها در درمان این خوی زشت بلکه در تمام رذائل اخلاقی باید عوامل بازدارنده تکرار شوند، و مکرر در مکرر آنچه را در بالا اشاره کردیم بازنگری شوند، تا به خواست خدا، ریشه‌های گندیده رذائل از سرزمین قلب انسان کنده شود، و روح در پرتو انوار فضائل، نورانیت و آرامش یابد.

منبع:

اخلاق در قرآن، ج۳، ص۳۴۸ تا ۳۵۹

پا نویس

  1. آیه 12 سوره حجرات
  2. یوسف، آیه 87.
  3. بقره، آیه 189.
  4. نور، آیه 27.
  5. کنز العمال، جلد 3، صفحه 808، حدیث 8827.
  6. . صحیح مسلم، جلد 4، صفحه 1985، حدیث 2563.
  7. همان مدرک.
  8. اصول کافی، جلد 2، صفحه 354، حدیث 4.
  9. همان مدرک، جلد 5، صفحه 371، حدیث 8799.
  10. شرح غرر، جلد 3، صفحه 1386، حدیث 4581.
  11. همان مدرک، حدیث 8800.
  12. بحار الانوار، جلد 75، صفحه 253، حدیث 109.
  13. شرح غرر الحکم، جلد 5، صفحه 371، حدیث 8799.
  14. همان مدرک، حدیث 8802.
  15. همان مدرک، حدیث 8798.
  16. مستدرک الوسائل، چاپ جدید، جلد 9، صفحه 147، حدیث 15 (باب 141).
  17. برای توضیح بیشتر به جلد 10 پیام قرآن، صفحه 403 به بعد مراجعه فرمائید.
  18. برای توضیح بیشتر به جلد 10 پیام قرآن، صفحه 403 به بعد مراجعه فرمائید.
  19. وسائل الشیعه، جلد 11، صفحه 44، حدیث 4.
  20. در بعضی از کتب بَسْبَسْ نقل شده، او بسبس بن عمرو است. (سیره ابن هشام، جلد 2، صفحه 265).
  21. سنن ابی داود، حدیث 2618.
  22. نهج البلاغه، نامه 53.
  23. حیاه الحسین، جلد 2، صفحه 263.
منبع: منبع موجود نیست - تاریخ برداشت:94/11/19