فرهنگ مصادیق:تاخیر توبه

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از تاخیر توبه)
پرش به: ناوبری، جستجو
تاخیر توبه

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبطه‌ای بوستان

ردیف عنوان

نرم افزارهای مرتبط

ردیف عنوان


نویسنده: میثم گل افشان
تهیه و تدوین:پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم - 95/8/9

محتویات

مقدمه

از عالی‌ترین مقاماتی که خداوند برای انسان قرار داده، مقام توبه است. این مقام آثار مهمی در دنیا هنگام مرگ و در برزخ و قیامت دارد. به تاخیر انداختن توبه گناه است. این حرف شیطان است که بگوییم پیر می‌شویم و توبه می‌کنیم. چه تضمینی وجود دارد که عمر آدمی تا پیری ادامه یابد. در نتیجه از این نظر، توبه واجب فوری است.

فوری بودن توبه

انسان، هر لحظه مامور به توبه است و فرمان "توبوا؛ توبه کنید" او را به تعجیل در توبه دعوت می‌نماید، بنابراین تاخیر در توبه، تاخیر در انجام فرمان الهی است و چنین کسی در هر لحظه به عنوان ترک کننده فرمان خدا به حساب می‌آید.
امام جواد (ع) می‌فرماید: « تَأْخِیرُ التَّوْبَهِ اغْتِرَارٌ وَ طُولُ التَّسْوِیفِ حَیْرَه ؛ تاخیر توبه نوعی غرور و بی خبری و طولانی نمودن آن نوعی حیرت و سرگردانی است.» [۱] مردی از امیر مؤمنان علی (ع) درخواست موعظه کرد، آن حضرت به او فرمود: « ُ لَا تَکُنْ مِمَّنْ یَرْجُو الْآخِرَهَ بِغَیْرِ الْعَمَلِ وَ یُرْجِئُ التَّوْبَهَ بِطُولِ الْأَمَل‏ ؛ از کسانی مباش که بدون عمل، امید سعادت آخرت را دارند، و توبه را با آرزوهای دراز به تاخیر می‌اندازند.» [۲]
و نیز فرمودند: « لَا دِینَ لِمُسَوِّفٍ بِتَوْبَتِهِ ؛ آن کس که توبه را به آینده موکول می‌کند، دین ندارد.» [۳]
امام باقر (ع) می‌فرماید: « إِیَّاکَ وَ التَّسْوِیفَ فَإِنَّهُ بَحْرٌ یَغْرَقُ فِیهِ الْهَلْکَی‏ ؛ از تاخیر انداختن (توبه) بپرهیز، زیرا تاخیر انداختن (همچون) دریایی است که درمانده در آن غرق می‌گردد.» [۴] باید توجه داشت که توبه هنگام مرگ، ارزشی ندارد، چنان که ایمان و توبه فرعون هنگام غرق شدن پذیرفته نشد و در آیه ۱۸ سوره نساء به این مطلب تصریح شده است. محمد همدانی می‌گوید، از حضرت رضا (ع) پرسیدم: «چرا خدا، فرعون را غرق کرد، با این که ایمان آورد و به توحید اعتراف کرد؟» آن حضرت در پاسخ فرمود: « لِأَنَّهُ آمَنَ عِنْدَ رُؤْیَهِ الْبَأْسِ وَ الْإِیمَانُ عِنْدَ رُؤْیَهِ الْبَأْسِ غَیْرُ مَقْبُول‏ ؛ زیرا فرعون هنگام دیدن عذاب، ایمان آورد. و ایمان در این هنگام پذیرفته نیست.» [۵]
در روایات متعدد آمده هرگاه مؤمن گناهی مرتکب شود، تا هفت ساعت به او مهلت داده می‌شود که اگر در این هفت ساعت توبه کرد، گناه او در نامه عمل ثبت نمی‌گردد، در بعضی از روایات به جای هفت ساعت از صبح تا شب ذکر شده است، امام صادق (ع) فرمودند: « إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا أَذْنَبَ ذَنْباً أُجِّلَ مِنْ غُدْوَهٍ إِلَی اللَّیْلِ فَإِنِ اسْتَغْفَرَ اللَّهَ لَمْ یُکْتَبْ عَلَیْهِ. ؛ بنده وقتی که گناه کند، از بامداد تا شب مهلت دارد اگر در این مدت از درگاه خدا طلب آمرزش کرد، آن گناه بر او نوشته نشود.» [۶]

تسویف چیست؟

پاسخ:
تسویف از ریشه سوف و به معنای تأخیر انداختن، مماطله و امروز و فردا کردن و کار امروز را به فردا انداختن است.
گاهی حالتی در انسان به وجود می‌آید که او خود می‌داند در کاری اشتباه می‌کند و قصد برگشتن از آن کار را هم دارد؛ اما گویی توان تصمیم گیری و اقدام کردن را از دست داده است و هرگاه تصمیم به بازگشت می‌گیرد، وسوسه می‌شود که هنوز فرصت بسیار است و خویشتن را به فردا وعده می‌دهد و انجام آن کار را به وقت دیگری موکول می‌کند. لحظه‌ها پشت سر هم می‌آیند و می‌روند و او اسیر کارهای دیگری است. این حالت، ممکن است هم در کارهای مادی پیش آید و هم در کارهای معنوی. به این حالت «تسویف» یا «مطال» گفته می‌شود.
همانطور که «تسویف» در امور مادی و دنیوی، انسان را از تنگی وقت غافل می‌کند و از انجام آن کار باز می‌دارد، در امور معنوی نیز باعث غفلت او از خدا، مرگ و قیامت می‌شود و از اعمال نیک باز می‌دارد.
در آموزه‌های معصومان (ع) به شدت چنین حالتی تقبیح و به عواقب آن هشدار داده شده است. امام علی (ع) در دعای کمیل از این حالت به خدا شکایت کرده، می‌فرماید: «و خدعتنی الدنیا بغرورها و نفسی بجنایتها و مطالی؛ و دنیا مرا با غرور (و ظاهر فریبنده اش) فریفته است، و نفسم با جنایتش، و با مماطله کردنم (مرا بازداشته است).

تسویف در توبه

یکی از مکاید و حیل شیطان تسویف در توبه است، به این معنی که توبه بنده را به تأخیر اندازد و وسوسه می‌کند که چون فرصت باقی است، به فلان گناه اقدام نما و بعد از آن توبه کن، غافل از آن که عقوبت گناه قطعی، و بر فرض توبه، قبول آن مشکوک می‌باشد، حضرت امیر المؤمنین علیه السلام فرماید: ترک الذّنب اهون من طلب التّوبه. [۷] ترک گناه آسانتر است از طلب توبه.
هم چنین درباره حقه‌های شیطان می‌فرماید: «و یمنیه التّوبه لیسوفها اذا (حتّی) هجمت منیته علیه اغفل ما یکون عنها» [۸]
(شیطان) توبه را به صورت آرزویی در می‌آورد تا انسان برای انجام آن امروز و فردا کند تا آن گاه که مرگش فرا رسد و به طور کامل از آن غافل شود.
کسانی توفیق توبه پیدا می‌کنند که مورد لطف خدا قرار بگیرند؛ چرا که اول تا خداوند به انسان نظر نکند انسان توفیق توبه پیدا نمی‌کند. انسان باید بکوشد که مرتکب گناه نگردد و در صورت ارتکاب معصیت فوراً توبه کند و امروز و فردا ننماید؛ چرا که تسویف در توبه و به عبارتی به تاخیر انداختن توبه از وساوس شیطان است تا به این ترتیب توفیق توبه را از انسان سلب کند. توبه، واجب فوری است؛ یعنی لازم است شخص پس از ارتکاب گناه، بلا فاصله توبه کند. مرگ خبر نمی‌کند و ممکن است پیش از آنکه گناهکار موفق به توبه شود، مرگش فرا رسد و بدون توبه از دنیا برود.
این نکته را هم در نظر داشته باشیم که تاخیر توبه از گناهان علاوه بر زیاد شدن گناه، ممکن است موجب سلب توفیق و موفق نشدن بر توبه نیز بشود. تا جایی که زمانی برسد که آن زمان دیگر توبه قبول نیست:
«إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَأُولَئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا» [۹]؛ پذیرش توبه از سوی خدا، تنها برای کسانی است که کار بدی را از روی جهالت انجام می‌دهند، سپس زود توبه می‌کنند. خداوند، توبه چنین اشخاصی را می‌پذیرد؛ و خدا دانا و حکیم است.
«وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ وَلَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا» [۱۰]؛ برای کسانی که کارهای بد را انجام می‌دهند، و هنگامی که مرگ یکی از آنها فرا می‌رسد می‌گوید: «الان توبه کردم!» توبه نیست؛ و نه برای کسانی که در حال کفر از دنیا می‌روند؛ اینها کسانی هستند که عذاب دردناکی برایشان فراهم کرده‌ایم.
همچنین در اثر کثرت گناه، اعتقاد و ایمان انسان ضعیف تر شده و در اثر عدم توبه حتی ممکن است که بسیاری از اعتقادات را تکذیب کرده و کافر شود و در نهایت با کفر از دنیا برود. همانطور که خداوند متعال می‌فرماید: «سر انجام آنان که به اعمال زشت و کردار بد پرداختند این شد که کافر شده و آیات خدا را تکذیب و تمسخر کردند». [۱۱] درست است که طبق روایات «توبه از هر کسی تا زمانی که از حیات خود مأیوس نشده قبول است»؛ ولی باید توجه داشت که هر چه توبه به تاخیر انداخته شود، سخت تر خواهد بود؛ چون نفس انسان مزه گناه را هر چه بیشتر بچشد، ترکش سخت تر خواهد شد.
مهلت‌هایی که خدا به انسان می‌دهد گاه طولانی مدت است مانند مدت عمر که فرصت داریم کارهای خیر انجام دهیم یا اینکه در این مدت طولانی خداوند مهلت ویژه‌ای به انسان می‌دهد و آن فرصت جوانی است. روز قیامت خداوند از انسان چهار سئوال می‌کند که یکی از آنها درباره جوانی است.
مهلت‌های دیگری هم است که بسیار زود گذر است. در روایتی آمده است خود را در معرض این فرصتها قرار بدهید و با این فرصتها حرکت کنید؛ آنجا که پیامبر اسلام صلی اللَّه علیه و آله می‌فرماید: «إِنَّ لِرَبِّکُمْ فِی أَیَّامِ دَهْرِکُمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا. برای پروردگار شما در دوران عمرتان نسیمهای رحمتی است، بهوش باشید و خود را در معرض آنها در آورید». [۱۲] این فرصتها در کربلا برای زهیر بن قین و حر بن یزید ریاحی هم اتفاق افتاد و آنها به خوبی از آن استفاده کردند.
امام جواد علیه السلام در حدیثی گران بها، نتیجه تکرار گناه، تاخیر در توبه و امروز و فردا کردن با خدا را هلاکت و زیانکاری دانسته‌اند؛ آنجا که می‌فرمایند: «تَأْخیرُ التَّوْبَهِ اغْتِرارٌ وَطُولُ التَسـْویفِ حَـیْرَهٌ وَالاْءعُتِـلالُ عَـلیَ اللّهِ هَـلَـکَهٌ وَالاْءصْرارُ عَلَی الذَّنْبِ أَمْنٌ لِمَکْرِ اللّهِ "فَلَا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ" [۱۳]». [۱۴] تأخیر در توبه و پشیمانی، غرور است، ادامه تأخیر، حیرت است و سرگردانی، امروز و فردا کردن با خدا، هلاکت است و تکرار گناه، ایمنی از مکر خداست"و از مکر خدا جز زیانکاران ایمن نباشند".

انواع تاخیر در توبه

تاخیر در توبه از گناه حق الله

گناهان انسان یا مربوط به حق الله است که گناهکار فقط از دستورات خدا سرپیچی کرده برای جبران گناه باید به روش توبه روی آورد. ازجمله سرپیچی‌ها ندادن خمس و زکات و نگرفتن روزه‌های واجب است که در صورت پشیمانی باید خمس و زکات را پرداخته و قضای روزه را به جا آورد یا کفاره آن را بپردازد.

تاخیر در توبه از گناه حق الناس

در رابطه با افراد

یا مربوط به حق الناس است در رابطه ی با افراد یعنی حقوقی از اشخاص را ضایع کرده و باید رضایت کسی که حقش را ضایع کرده به دست آورد. نباید به امید فردا توبه در گناه حق الناس را به تاخیر انداخت چرا که کسی نمی‌داند مرگش کی فرا می‌رسد اینجاست که امام علی (علیه السلام) فرزندش را به تعجیل در توبه توصیه می‌کنند: «أَنَّکَ طَرِیدُ الْمَوْتِ الَّذِی لَا یَنْجُو مِنْهُ هارِبُهُ وَ لَا یَفُوتُهُ طَالِبُهُ وَ لَا بُدَّ أَنَّهُ مُدْرِکُهُ فَکُنْ مِنْهُ عَلَی حَذَرِ أَنْ یُدْرِکَکَ وَ أَنْتَ عَلَی حَالٍ سَیِّئَهٍ قَدْ کُنْتَ تُحَدِّثُ نَفْسَکَ مِنْهَا بِالتَّوْبَهِ فَیَحُولَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ ذَلِکَ فَإِذَا أَنْتَ قَدْ أَهْلَکْتَ نَفْسَکَ» [۱۵].و صید مرگی که گریزنده از آن را نجات نیست و از دست خواهنده اش بیرون نرود و ناگزیر او را بیابد. از اینکه مرگ تو را به هنگام گناه دریابد گناهی که با خود می‌گفتی از آن توبه می‌کنم برحذر باش، مرگی که بین تو و توبه ات مانع گردد و بدین صورت خود را به هلاکت انداخته باشی.تاخیر در توبه، تاخیر در فرمان الهی است. در قرآن مجید نیز تاخیر توبه مذمت شده و به تعجیل توبه توصیه شده است:
«إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَأُولَئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا» [۱۶]؛ توبه نزد خداوند، تنها برای کسانی است که از روی نادانی مرتکب گناه می‌شوند، سپس به زودی توبه می‌کنند اینانند که خدا توبه شان را می‌پذیرد و خداوند دانای حکیم است. انسان قبل از اینکه آثار مرگ بر او ظاهر شود باید تصمیم به توبه بگیرد.

در رابطه با جامعه

یا مربوط به حق الناس است در رابطه با یک جامعه. در این مورد تاخیر انداختن توبه نه تنها آثار شوم فردی دارد بلکه آثار ناگوار اجتماعی در پی خواهد داشت بعنوان مثال گاهی تاخیر انداختن توبه توسط یک شخصیت سیاسی باعث بوجود آمدن فتنه‌ای در جامعه می‌شود.

تاخیر در توبه از گناه کبیره و صغیره

۱- گناهان کبیره موجب ساقط شدن عدالت انسان می‌شود، و کسی که مرتکب کبیره شود عادل نیست در نتیجه شهادت او به عنوان شاهد در دادگاه مورد پذیرش قرار نمی‌گیرد، و نمی‌تواند به عنوان امام جمعه و یا امام جماعت قرار گیرد. بنا بر این تا زمانی که توبه نکرده و آن را به تاخیر میندازد این بی عدالتی برای او ثابت است. با توجه به احکام شرعی این شخص حق ندارد بعنوان امام جمعه قرار بگیرد زیرا در امام جمعه شدن اعتراف خود شخص به عدالتش لازم است به خلاف امام جماعت. گناهان صغیره (در صورتی که اصراری به انجام آن‌ها نداشته باشیم) این اثر را ندارد.
۲- ارتکاب گناهان کبیره موجب حد و یا تعزیر می‌شود، کسی که این گناهان را مرتکب شود باید حد و یا تعزیر شود [۱۷]، اما با توبه کردن می‌توان این مجازات را ساقط کرد در نتیجه با تاخیر در توبه این فرصت را از خود سلب می‌کند در حالی که این اثر بر گناهان صغیره مترتب نمی‌شود.

تاخیر در توبه از گناهان مالی، عرضی، جانی، اعتقادی

مالی

در گناهان مالی به این شکل است که ضرر مالی که به کسی یا ارگانی یا کشوری(بیت المال) وارد ساخته در صدد جبرانش نباشد و جبران آن را به تاخیر بیندازد.

عرضی

در گناهان عرضی بدین گونه است که شخص گناهکار آبروی دیگران را می‌ریزد و اعاده حیثیت او با توبه گناهکار واعتراف او امکانپذیر است لذا تاخیر توبه در اینگونه موارد ممکن است طرف مقابل را تا آخر عمر بی آبرو کند طوری که دیگر قابل جبران نباشد.

جانی

اگر کسی ضرب و جرحی به دیگران وارد کرده باید برای مجازات و یا پرداخت دیه خویش را آماده کند و حلالیت بخواهد.

اعتقادی

اگر انسان با نشر افکار انحرافی سبب گمراهی عقیدتی و اخلاقی ورفتاری شود باید دراسرع وقت خودش برای اصلاح انحراف اقدام کند.

تاخیر در توبه از گناه رسانه‌ای

شخصی یا مجموعه‌ای که مرتکب گناهی در رسانه‌ای مانند صدا و سیما یا روزنامه‌ها می‌شود به جهت فرا گیر بودن این رسانه‌ها، برای توبه نباید اهمال و تسویف کند چرا که این ابزارها برد تبلیغاتی زیادی دارند و خسارات ناشی از آن تاخیر بسیار زیاد خواهد بود.

تاخیر در توبه از دیدگاه آیات و روایات

حدود ۳۵ مطلب در نرم افزار جامع الاحادیث(۵/۳) در کتب روایی ما همچون کتاب«تصنیف غررالحکم»-«اصول کافی»-«تحف العقول»-«کنزالفوائد» وکتب دیگر درباره این موضوع یافت شد.در قرآن کریم نیز بوسیله نرم افزار جامع التفاسیر(۳) پنج آیه در این مورد یافت شد.
نمونه روایات:
«إِیَّاکَ أَنْ تُسْلِفَ الْمَعْصِیَهَ وَ تُسَوِّفَ بِالتَّوْبَهِ فَتَعْظُمَ لَکَ الْعُقُوبَه» [۱۸]. بر حذر باش از اینکه معصیت را پیش بیندازی و توبه را به تاخیر بیندازی که در این صورت عقوبتت عظیم خواهد شد.
«لَا دِینَ لِمُسَوِّفٍ بِتَوْبَتِه» [۱۹]. کسی که توبه اش را با تسویف به تاخیر بیندازد دین ندارد.
نمونه آیات:
«إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَأُولَئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا» [۲۰]. بی‌تردید توبه نزد خدا فقط برای کسانی است که از روی نادانی مرتکب کار زشت می‌شوند، سپس به زودی توبه می‌کنند؛ اینانند که خدا توبه آنان را می‌پذیرد، و خدا همواره دانا و حکیم است.

علل تاخیر در توبه

موانع توبه کدام است؟
عواملی که از انجام توبه جلوگیری می‌کند عبارتند از:

غفلت از مرگ

امام جواد علیه السلام می‌فرماید: « تَأْخِیرُ التَّوْبهِ اغْتِرارٌ؛ تأخیر توبه، گول خوردن(از بی‌خبری و غفلت) است». [۲۱]
یکی از این غفلتهای مهلک غفلت از مرگ است، زیرا کسی که مرگ را در کمین خود می‌بیند بلافاصله بعد از خطا و گناه و احساس خسران اقدام به توبه خواهد کرد و تاخیر و مماطله نخواهد کرد.

تسویف (امروز و فردا کردن)

در حدیثی می‌خوانیم: بیشتر ناله‌ها و فریادهای اهل دوزخ از جهت امروز و فردا کردن توبه است. [۲۲] امیرمؤمنان علیه السلام می‌فرماید: « بسیار کسان پیش از تو، سرگرم آرزوها و امروز و فردا کردنها گشتند، و گرفتار اجل شدند و غفلت زده مردند.» [۲۳]

آرزوهای دور و دراز

یکی از موانع توبه، روی آوردن به آرزوهای طولانی است. امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: « از کسانی مباش که بدون عمل، امید سعادت آخرت را دارند و توبه را با آرزوهای دراز به تأخیر می‌اندازند». [۲۴]

استدراج

امام صادق علیه السلام می‌فرماید: « هرگاه پروردگار به بنده‌ای اراده خیر نماید، اگر گناهی کند، او را به بلا و معصیتی گرفتار می‌فرماید تا بفهمد که در اثر گناه مبتلا شده، پس آگاه گردیده، استغفار و توبه نماید اما هرگاه به بنده‌ای به خاطر زشتی عملش، اراده شر نماید، هرگاه گناهی از بنده سرزند، نعمت تازه‌ای به او می‌دهد تا استغفار را فراموش نماید و به نعمت مشغول شود! گمان می‌کند این نعمت لطفی است که به او شده و بر عصیان خود می‌افزاید، و این معنای استدراج است که قرآن مجید مطرح کرده‌است، [۲۵] یعنی اندک اندک و آهسته آهسته ایشان را می‌گیریم.» [۲۶]

غرور

چه بسا برداشت نادرستی از امید به لطف و کرم خدا موجب غرور و نترسیدن از عذاب و ترک توبه شود. قرآن مجید می‌فرماید: «وَلَا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ؛ شیطان شما را به خدا نفریبد». [۲۷] در مواردی، بین رجا(امید) و غرور اشتباه شده‌است، در حالی که با دقت در آثار هر یک می‌توان آن دو را تشخیص داد. شخصی می‌گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: دسته‌ای از مردم‌اند که گناه می‌کنند و می‌گویند: به رحمت خدا امیدواریم، و براین حالت هستند تا مرگ به سراغ آنان رود، حضرت فرمود: « آن‌ها قومی هستند که از مرز اعتدال خارج شده‌اند. دروغ می‌گویند، امیدوار نیستند. کسی که به چیزی امید داشته‌باشد، آن را طلب می‌کند». [۲۸]

موانع توبه اجتماعی

آیا «توبه فردی» برای «گناه اجتماعی» کفایت می‌کند؟
«توبه فردی» برای گناه اجتماعی کفایت نمی‌کند و به تناسب خطا باید توبه اجتماعی صورت پذیرد، در آیات شریف قرآن افعالی که برای توبه به‌کار برده شده، اغلب به‌صورت جمع است. ممکن است در یک گناه فراگیر حتی چند نفری هم توبه کنند؛ اما خطا جمعی است و عذاب هم به‌صورت جمعی نازل می‌شود. طبق قرآن و متون تاریخی در قومی مانند بنی‌اسرائیل حضرت موسی(ع)، بارها توبه و راه‌کارهای آن را به قوم خود آموخته است اما آن‌ها دائماً سرپیچی کرده و مورد عذاب واقع شده‌اند.
لجاجت یکی از موانع مهم توبه ی اجتماعی لجاجت اشخاص می‌باشد.

عواقب تاخیر در توبه

انسان می‌بایست در توبه کردن تاخیر روا ندارد؛ زیرا ممکن است توفیق توبه نیابد. برخی از مردم گمان می‌کنند چون تا آخر عمر و قبل از حالت احتضار امکان توبه برایشان فراهم است آن را به تاخیر می‌اندازند؛ در حالی که ممکن است هرگز توفیق توبه پیدا نکنند.
جوادالائمه، حضرت امام محمدتقی(ع) فرمودند: «تاخیر در توبه و پشیمانی، غرور است، ادامه تاخیر، حیرت است و سرگردانی، امروز و فردا کردن با خدا، هلاکت است و تکرار گناه، ایمنی از مکر خداست "و از مکر خدا جز زیانکاران ایمن نباشند" [۲۹]». [۳۰] پس برای تاخیر توبه سه عقوبت بزرگ است:حیرت،هلاکت و گرفتارشدن به مکرالهی.

آثار تاخیر در توبه

عظیم شدن عقوبت

امام علی(ع): «إِیَّاکَ أَنْ تُسْلِفَ الْمَعْصِیَهَ وَ تُسَوِّفَ بِالتَّوْبَهِ فَتَعْظُمَ لَکَ الْعُقُوبَه.» [۳۱]بپرهیز از این که پیشه کنی عصیان را و تأخیر نمائی توبه و بازگشت را، پس عظیم شود از برای تو عقوبت.

آثار اجتماعی تاخیر در توبه

اکنون پرسشی که مطرح است این است که آیا تاخیر در توبه آثار اجتماعی هم دارد یا صرفاً یک مسئله شخصی است؟ بدین معنا که هر فردی می‌تواند توبه خود را به تاخیر بیندازد بی آنکه آثار اجتماعی خاصی برآن مترتب شود.
برخی تصور می‌کنند که «توبه» و «تاخیر در توبه» یک مسئله‌ی فردی است و به ارتباط انسان با خدایش مربوط می‌شود. جمعی بر این باورند که اگر مسئله توبه با تمام زوایایش مورد بررسی قرار گیرد و منابع اسلامی در چارچوب اجتماعی تجزیه و تحلیل گردد به خوبی می‌نمایاند که توبه وطبیعتاً تاخیر در آن امری اجتماعی است.
قرآن مجید تصریح می‌کند که توبه نه تنها آثار روانی و اجتماعی در جامعه برجا می‌گذارد، بلکه موجب می‌گردد تا نعمت‌های الهی در جامعه سرازیر شود و بتبع آن می‌توان نتیجه گرفت تاخیر در توبه عکس این اثرات را خواهد داشت. مثلاً خداوند سبحان می‌فرماید یکی از عوامل نزول باران‌های مفید، سودمند و مستمر توبه است:« و ای قوم من! از پروردگارتان طلب آمرزش کنید، سپس به سوی او بازگردید، تا (باران) آسمان را پی در پی بر شما بفرستد و نیرویی بر نیرویتان بیفزاید...». [۳۲]
در این آیه توبه به عنوان عامل ریزش باران و فراوانی نعمت شمرده شده است. بنابر این جامعه‌ی برخوردار از نعمت، جامعه‌ی قدرت‌مند، توانمند و مستقل است. جامعه‌ای که از قدرت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی برخوردار است در برابر دشمنان هراسی احساس نمی‌کند. [۳۳] ودر نقطه مقابل جامعه‌ای که تاخیر در توبه در آن اتفاق میفتد و رواج دارد از این نعمات محروم خواهد بود که دچار ضعف و نهایتاً زوال خواهد شد.

نابودی ارتباط عاطفی در جامعه و جولان ضد ارزشها

یکی از مهم‌ترین کارکردهای توبه در حوزه اجتماع، تقویت ارتباط عاطفی در جامعه است؛ وقتی توبه به تاخیر میفتد منافع شخصی به صلاح جامعه ترجیح داده می‌شود از این رو در جامعه‌ای که منافع شخصی بر صلاح جامعه رجحان بیابد و با غیبت و تهمت و افترا، تخریب شخصیتی در آن عادی شود، اتحاد و همدلی در آن از بین می‌رود و زمینه جولان ضد ارزش‌های فرهنگی در آن جامعه فراهم می‌شود.
یکی دیگر از آثار اجتماعی توبه افزایش قدرت در جامعه است که در آیه ۵۲ از سوره مبارکه هود به آن اشاره شده است: «وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ وَلَا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِينَ» ضمن آنکه در همین آیه «نزول باران» را از آثار توبه بیان می‌کند.

تاثیر اطرافیان در تاخیر توبه

گاهی اطرافیان یک شخص با القای امیدهای واهی و دعوت وی به اینکه حالا فردا توبه می‌کنی و سرعت در توبه ضرورتی ندارد وبسیاری حرفهای بی مبنای دیگر در حقیقت تریبون شیطان شده و شخص گنهکار را نسبت به انجام توبه سست می‌کنند در صورتی که هیچ تضمینی وجود ندارد که شخص فردا زنده باشد ویا اگر زنده باشد هم تضمینی نیست که حال و توفیق توبه پیدا کند.
معمولا اینگونه القائات بر روی اشخاصی اثر می‌گذارد که «نه» گفتن بلد نیستند یا انسان خود باخته‌ای می‌باشند که تسلیم سفارشهای دیگران می‌شوند و ملاکی برای خوبی یا بدی کارها برای خودشان تعریف نکرده‌اند.

احکام تاخیر در توبه

توبه واجب فوری توبه از گناهان چه کبیره و چه صغیره به اتفاق جمیع علماء و به حکم عقل واجب و فوری است، چنانچه محقق طبرسی در تجرید الکلام و علامه حلی در شرح آن فرموده‌اند که به توبه فوری ضرر دفع می‌شود و دفع ضرر هم عقلاً واجب است پس توبه به حکم عقل واجبست و در قرآن سوره نور آیه ۳۱ می‌فرماید: توبه کنید، و همه شما بسوی خداوند رجوع کنید، باشد که رستگار شوید و نیز در آیه هشت سوره تحریم می‌فرماید: ای کسانی که به خدا ایمان آورده‌اید توبه کنید و به خدا رجوع نمائید، توبه خالص (فقط برای رضای خدا) امید است پروردگار شما، گناهانتان را تلافی فرماید.


تاخیر در توبه حرام است

از نظر فقه اسلامی، همان گونه که نماز، روزه، خمس و … در شرع مقدس، واجب و ترک آنها موجب عقوبت الهی است، توبه نیز از واجبات و ترک آن نیز مانند سایر واجبات، عقوبت و عذاب الهی را به دنبال دارد.
توبه، از واجبات فوری است؛ توضیح آن که: در اسلام برخی از واجبات، واجب فوری اند؛ یعنی باید بی درنگ به جا آورده شود و تأخیر در آنها معصیت است؛ مثل جواب سلام، پاک کردن مسجد و امثال اینها که در رساله‌های عملیه ی همه ی فقها آمده است.
توبه نیز از این گونه واجبات است، بنابراین هر لحظه تاخیر آن معصیت و گناه بوده و برای حتی لحظه‌ای نباید در انجام آن درنگ کرد. پس به محض توجه شخص به خطای خویش در انجام حرام یا ترک واجب بلافاصله توبه کند.

راه‌های پیشگیری و درمان تاخیر انداختن توبه

در اکثر مسائل و منکرات فقهی و اخلاقی برای پیشگیری و درمان یک منکر و یا مرض قلبی معمولا به شناسایی و از بین بردن علل وعوامل بوجود آورنده ی آن پرداخته می‌شود که در اینجا نیز به همین شکل عمل می‌شود. از جمله این راهکارها عبارتست از:
۱) همیشه به یاد مرگ باشیم و آن را درکمین خود ببینیم.
۲) دائما مراقبت از اعمال داشته باشیم وهر روز محاسبه نفس کنیم.
۳) بدون عمل و بدون توبه امید واهی به رحمت خداوند نداشته باشیم. یعنی خود را ایمن از مکر الهی ندانیم.
۴) آرزوهای دورو دراز را از ذهنمان بیرون کنیم چرا که به فرموده حضرت علی (علیه السلام) آنها مانع انجام توبه می‌شوند.
۵) از فرصت‌هایی مثل ماه رمضان،شب‌های جمعه،شب قدر و اماکن مقدسه و هنگام زیرات و سفرهای معنوی برای توبه ازگناهان مربوط به حق الهی و حق الناس استفاده کنیم و پس از هراقدام جمعی همدیگر را از لغزش‌ها و خطاهای سهوی و عمدی حلال کنیم.

منابع برای مطالعه بیشتر

کتب مرتبط

کتابها و رسائلی در خصوص توبه نوشته شده که برخی از آن‌ها به استقلال در باب توبه نگاشته شده و در برخی دیگر، فصل یا فصول مستقلی به این موضوع اختصاص یافته است. از جمله:
۱) رساله فی التوبه، عبدالصمد عاملی جَبَعی، جد شیخ بهائی.
۲) الرساله الکافیه فی ابطال توبهالخاطئه، شیخ مفید (متوفی ۴۱۳).
۳) مسأله فی التوبه، مرتضی علم الهدی.
۴) فصلی از کتاب صراط النجاه، محمدباقر مجلسی (۱۰۳۷ـ۱۱۱۱) نیز به مسئله توبه اختصاص دارد.
۵) توبه آغوش رحمت، نویسنده: استاد حسین انصاریان.
۶) توبه، اثر بیست و سوم از «مجموعه امام خمینی(س) و مفاهیم اخلاقی»، به کوشش: محمد تقی خلجی.
۷) توبه، نویسنده: آیت الله مظاهری.
۸) توبه تولدی دوباره، نویسنده: محمد سبحانی نیا.
۹) توبه، نویسنده: رمضان فؤادیان دامغانی.

سایت مرتبط

http://tahoor.com/fa/article/view/114365
http://akhlagh.porsemani.ir
http://www.pasokhgoo.ir/node/1763

پانویس

  1. . تحف العقول، ص 456.
  2. . بحار الانوار، ج6، ص37، ح60.
  3. . غرر الحکم، ص777، ح223.
  4. . تحف العقول، ص285.
  5. . عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، ج2، ص77.
  6. . کافی ج2، ص437، ح1.
  7. . نهج البلاغه، ص 501.
  8. نهج البلاغه، خطبه 64، ص95.
  9. . سوره نساء، آیه 17.
  10. . سوره نساء، آیه 18.
  11. . سوره روم، آیه10.
  12. . اصول کافی/ترجمه مصطفوی، ج3، ص212.
  13. . سوره اعراف، آیه 99.
  14. . تحف العقول،صفحه 729.
  15. . نهج البلاغه، ص400.
  16. . سوره نساء آیه ۱۷.
  17. . نجفی، محمد علی، معاصی کبیره، قم، بوستان کتاب، ۱۳۷۸ه.ش، اول، ص۴۱٫
  18. . تصنیف غررالحکم، ص194، ح3789.
  19. . ‏تصنیف غررالحکم، ص194، ح3793.
  20. . سوره نساء، آیه17.
  21. . تحف العقول، ص 456.
  22. . تنبیه الخواطر ونزهه النواظر(مجموعه ورام) ج1، ص276.
  23. . الحیاه/ترجمه احمد آرام، ج1، ص575.
  24. . بحار الانوار، ج6، ص37، ح60.
  25. . اعراف(7) آیه 182.
  26. . سفینه البحار، ج 1، ص 442.
  27. . لقمان(31) آیه 33.
  28. . الکافی، ج 2، ص 68.
  29. . سوره اعراف، آیه 99.
  30. . تحف‌العقول، صفحه 729.
  31. . غررالحکم،ص194.
  32. . سوره هود، آیه۵۲.
  33. . ر. ک:تفسیر نمونه، ج ۹، ص ۱۲۹.