بر کرانه های تعالی

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
بر کرانه‌های تعالی

نویسنده: محمدمهدی کریمی نیا

مقدمه

دوستان جوان و نوجوان، سلام!
شما حتما دوستان خوبی دارید، که دارای اخلاق شایسته و پسندیده‌اند. این عده، سزاوار دوستی هستند و هرگاه با آنان باشید به علم و دانش و اخلاق خوب شما افزوده می‌شود. در مقابل، برخی افراد دارای اخلاق زشت و ناپسند هستند؛ مثلاً فحش می‌دهند، دروغ می‌گویند، به دیگران آزار می‌رسانند. این عده شایسته دوستی و رفت وآمد نیستند؛ چون هرگاه با آنان باشیم ممکن است اخلاق بد آنان در ما تأثیر بگذارد.
دوستان عزیز! می‌دانید که عده‌ای از نوجوانان و جوانان کشورمان معتاد به مواد مخدر هستند. هرگاه زندگی آنان را مطالعه می‌کنید، متوجه می‌شوید آنان در اثر رفاقت با دوستان بد و افراد گمراه، به این مصیبت گرفتار شده‌اند. بنابراین می‌توان گفت: رفتار افراد ممکن است دوگونه باشد: رفتارهای اخلاقی و شایسته و یا رفتارهای غیراخلاقی و ناشایسته.

انواع رفتارهای غیراخلاقی

افرادی که اخلاق بد دارند، یک سان نیستند؛ چون رفتارهای بد و اخلاق ناشایست، زیاد و متعدد است. مانند: نمازنخواندن، آزاررساندن، پرخوری. بنابراین، در این جا به صورت ساده، اقسام رفتارهای بد را برای شما عزیزان بیان می‌کنیم:

رفتار بد و اخلاق ناپسند در مقابل خدا

بعضی افراد نماز نمی‌خوانند، یا روزه نمی‌گیرند و یا از نوارها و فیلم‌های بد استفاده می‌کنند. در این حالت، آنان در مورد وظایفی که در ارتباط با خدا دارند، کوتاهی می‌کنند.

رفتار بد و اخلاق ناپسند در مقابل خود شخص

شما می‌دانید برخی مردم، پرخور هستند و یا به بهداشت خود اهمیت نمی‌دهند. در این حالت، شخص به خودش زیان می‌رساند.

رفتار بد و اخلاق ناپسند در مقابل اجتماع

عده‌ای به افراد جامعه ظلم و ستم می‌کنند و حق آنان را از بین می‌برند. مثلاً به آنان فحش می‌دهند، یا به همسایه آزار می‌رسانند و یا پول و اشیای دیگران را می‌دزدند. در این حالت، کار آنان برای افراد جامعه زیان بخش است.
باتوجه به آن چه بیان کردیم، می‌توانید نتیجه بگیرید که رفتار غیراخلاقی سه نوع است: رفتار بد در مقابل خدا، رفتار بد در مورد خود شخص، رفتار بد در برابر اجتماع و مردم.
دوستان عزیز! اکنون شما دانستید که برخی اخلاق‌ها و رفتارها، خوب و شایسته است و برخی بد و ناپسند. ما نباید در برابر کسانی که رفتارهای غیراخلاقی دارند، بی تفاوت و ساکت باشیم. بلکه می‌توانیم با پند و نصیحت، آنان را به راه راست هدایت کنیم. اما لازم است روش اصلاح دیگران و ارشاد آنان را یاد بگیریم تا بهتر بتوانیم در انجام وظایف خویش موفق باشیم.
ما سعی می‌کنیم به صورت ساده «اخلاق اسلامی در برابر رفتار غیراخلاقی» را آموزش دهیم. امید است که همه ما در انجام امر به معروف و نهی از منکر و داشتن اخلاق خوب موفق باشیم.

معروف چیست؟

«معروف» عملی است که اسلام آن را نیک شمرده است؛ که دو نوع است:

واجب

مانند نمازهای واجب، روزه، صله رحم، اجرای حدود الهی و ...

مستحب

مانند نماز شب، انفاق و ...
اسلام دستور دادن به نوع اول را واجب دانسته است؛ یعنی اگر کسی شخصی را ببیند که نماز نمی‌خواند و یا حاکمی حدود الهی را اجرا نمی‌کند، یا اگر کسی صله رحم به جای نمی‌آورد، باید فوراً او را آگاه ساخته، امر به معروف کند.
هم چنین مستحب است که انسان در نوع دوم، امر به معروف کند ودیگران را به خواندن نماز شب و کمک به فقر را ترغیب و تشویق کند. [۱]

مراتب امر به معروف

امر به معروف، باید به تدریج و مرحله‌ای انجام پذیرد. مثلاً ابتدا با زبان خوش و ملایم باید امر به معروف کرد و در صورت اثرنبخشیدن، باید راه کارهای دیگر را جست وجو کرد.

موارد و مصادیق معروف

اصول عقاید

خداشناسی، عدل شناسی، پیامبرشناسی، امام شناسی و معاد شناسی

عبادات

نماز، روزه، خمس، زکات، حج، جهاد، امر به معروف، نهی از منکر، تولی و تبری.

احکام اسلامی

احکام خرید و فروش، قرض، هدیه، اجاره، عاریه، طلاق، ازدواج، قضاوت، شهادت، ارث، حدود جزایی و قوانین کیفری.

اخلاق

راستی، امانت، اخلاص.

فضایل انسانی

سخاوت، فروتنی، شهامت، خو ش رویی.

آداب اجتماعی

منظور از آداب اجتماعی، مسایلی است که اسلام آن‌ها را نیکو شمرده و توجه به آن را مستحب دانسته است؛ مانند: آداب نشستن، ملاقات کردن، آداب تجارت، کشاورزی، سلام کردن.[۲]

منکر چیست؟

مراد از «منکر» هر چیزی است که خداوند بزرگ از آن نهی کرده است؛ مانند: نوشیدن شراب، قماربازی، غیبت، تهمت و ....
منکر، دو نوع است:

حرام

مانند: رباخواری، دزدی، نگاه به نامحرم، بی حجابی.

مکروه

مانند: پرخوری، طلاق البته، نهی کردن و بازداشتن افراد از محرمات(کارهای حرام)، واجب است. مثلاً هرگاه شخصی را ببینید که مشروب الکلی می‌نوشد، باید فوراً او را از این عمل بازدارید. ولی نهی کردن از مکروهات، مستحب است. [۳]

نکته

برای خاموش ساختن یک آتش سوزی گسترده، از یک نفر کاری ساخته نیست؛ بلکه همگان از همه طرف باید آب بریزند تا شعله‌ها خاموش شود. در جامعة آلوده به گناه و فساد و منکرات هم، نهی از منکر، مثل آب ریختن همگانی روی آتش و خاموش ساختن آن باید صورت گیرد. [۴]

مراتب نهی از منکر

تنفر قلبی از گناه و گناه کار

باید ابتدا با تنفر قلبی و درونی، نسبت به خود گناه روبه رو شویم و نیز از گناه کار، دوری بجوییم.

ابراز انزجار و تنفر با ترش رویی و اخم کردن

عمل زشت و ناپسند گناه کار را با اخم کردن محکوم کنیم. امیرالمؤمنین علیه السلام می‌گوید: «پیامبراکرم صلی الله علیه وآله، به ما فرمود که باید همیشه با افراد گناه کار، با ترش رویی و اخم کردن روبه رو شوید.» بنابراین باید از هم دم شدن، گرم گرفتن و همکاری با انسان گناه کار خودداری و آنان را از مجالس عمومی طرد کنیم.

ابراز انزجار و تنفر با زبان و یا با اشاره چشم و کنایه گویی

ابراز انزجار و تنفر عملی

توضیح بیش تر آن که، در حکومت اسلامی در مواقعی که جلوگیری از گناه و فساد جز با مرحلة عملی و اقدام و برخورد، ممکن نباشد و نهی از منکر به زدن و زخمی کردن و درگیری و ... بینجامد، باید به نحوی با همکاری و هماهنگی نظام حاکم و توسط نیروهای انتظامی و مقامات مسئول انجام گیرد که به هرج و مرج کشیده نشود. البته در مواردی خاص، مثلاً کسی می‌خواهد دیگری را بکشد، یا خانه‌ای را آتش بزند، یا شراب بنوشد، یا از دیوار خانه‌ای به قصد دزدی بالا رود، می‌توان شخصاً اقدام به جلوگیری کرد و اقدام کننده را از عمل منکر بازداشت. [۵]

یک نمونه رفتار پیامبر در نهی از منکر

سه نفر از مسلمانان به نام‌های کعب، مراره و هلال از شرکت در جنگ تبوک و همراهی با پیامبر صلی الله علیه و آله خودداری کردند، البته به علت تنبلی نه نفاق و دورویی. چیزی نگذشت که پشیمان شدند.
هنگامی که پیامبر صلی الله علیه وآله از صحنة تبوک به مدینه بازگشت، خدمتش رسیدند و عذرخواهی کردند، اما پیامبر صلی الله علیه وآله حتی یک جمله با آن‌ها سخن نگفت و به مسلمانان نیز دستور داد که هیچ کس با آن‌ها سخن نگوید.
آن‌ها در یک محاصرة عجیب اجتماعی قرار گرفتند؛ تا آن جا که حتی کودکان و زنان آنان نیز نزد پیامبرصلی الله علیه وآله آمدند و اجازه خواستند که از آن‌ها جدا شوند.
فضای مدینه با تمام وسعتش، چنان بر آن‌ها تنگ شد که مجبور شدند برای نجات از این خواری و رسوایی بزرگ، شهر را ترک گویند و به کوه‌های اطراف مدینه پناه برند. بستگان، برای آن‌ها غذا می‌آوردند ولی حتی یک کلمه با آن‌ها سخن نمی‌گفتند.
مدتی به این صورت گذشت و پیوسته انتظار می‌کشیدند که توبه آن‌ها قبول شود و آیه‌ای که دلیل بر قبولی توبه آن‌ها باشد نازل گردد، اما خبری نبود. در این هنگام فکری به نظر یکی از آنان رسید، به دیگران گفت: اکنون که مردم با ما قطع رابطه کرده‌اند چه بهتر که ما با یک دیگر هم قطع رابطه کنیم!
آن‌ها چنین کردند به طوری که حتی یک کلمه با یک دیگر سخن نمی‌گفتند. به این ترتیب، سرانجام پس از پنجاه روز گریه و تضرع، توبه آنان به پیشگاه خداوند، قبول شد[۶]و این آیة قرآن نازل شد:
«و آن سه نفر که (در مدینه) بازماندند (و از شرکت در تبوک خودداری کردند و مسلمانان با آنان قطع رابطه نمودند) تا آن حد که زمین با همه وسعتش بر آن‌ها تنگ شد و جایی در وجود خویش برای خود نمی‌یافتند و دانستند که پناهگاهی از خدا جز به سوی او نیست، در آن هنگام خدا آنان را مشمول رحمت خود ساخت و خداوند توبة آن‌ها را پذیرفت، که خداوند توبه پذیر و مهربان است.[۷]»

پانویس

  1. سیدمحمد شیرازی، دانستنی‌های امر به معروف، ترجمه حسین شاهرودی، ص ۵
  2. همان، ص ۱۰ ـ ۱۱
  3. سیدمحمدشیرازی، دانستنی‌های نهی از منکر، ترجمه حسین شاهرودی، ص ۶
  4. جواد محمدثی، راه رشد، ص ۵۱
  5. همان، ص ۳۲
  6. ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج ۸، ص ۱۶۹؛ محمدابراهیم آیتی، تاریخ پیامبر اسلام، ص ۶۳۹
  7. بقره، ۱۱۸
بازگشت به مقالات