فرهنگ مصادیق:ایمان به قیامت

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از ایمان به قیامت)
پرش به: ناوبری، جستجو
ایمان به قیامت

کتب مرتبط

ردیف عنوان
۱ از ازل تا قیامت
۲ اوضاع طبیعی و انسانی قیامت از دیدگاه قران و حدیث
۳ قیامت
۴ گذرنامه قیامت

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ نشانه‌های ایمان به معاد و روز قیامت چیست و چگونه می‌توان آن را در خود تقویت کرد؟ - مرکز ملی پاسخگویی به مسائل دینی
۲ آثار تربیتی ایمان به قیامت در زندگی فردی و اجتماعی چیست؟ - اسلام کوئست
3 آثار تربیتی ایمان به قیامت در زندگی فردی و اجتماعی چیست؟
4 نگاهی به نقش تاثیرگذار ایمان به معاد و قیامت در زندگی انسان
5 آثار تربیتی ایمان به قیامت
6 ایمان به قیامت در قرآن کریم
7 نداشتن ایمان به قیامت؛ ریشه فساد اقتصادی
8 نشانه های ایمان به معاد و روز قیامت چیست و چگونه می توان آن را در خود تقویت کرد؟
9 آثار ایمان به معاد

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ ایمان
۲ ایمان به پیامبران
۳ ایمان به خدا
۴ ایمان به عدل الهی
۵ ایمان به کتب آسمانی
۶ ایمان به ملائکه
۷ ایمان به یگانگی خدا
۸ غفلت از قیامت
۹ استهزاء قیامت
۱۰ انکار معاد و قیامت

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده :محمد نصّاری
تهیه و تدوین :پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-95/11/21
کلید واژه:ایمان، قیامت، معاد، آخرت، روز حساب، جهان پس از مرگ، معروف اعتقادی

چکیده

ایمان به قیامت و معاد، یک معروف بزرگ اعتقادی است و بعد از ایمان به خداوند متعال و ایمان به نبوت، سومین اصل از اصول دین می‌باشد. سه اصلی که در میان ادیان الهی مشترک می‌باشند. ادله عقلی و نقلی فراوانی دال بر جهان پس از مرگ وجود دارد. تقویت ایمان به قیامت با مطالعه و معاشرت با اهل ایمان، خود سازی و پاکسازی درونی و ارتباط با خداوند متعال و توسل به اهل بیت (علیهم السلام) علاوه بر سعادت اخروی، باعث کسب نتایج فراوان در ابعاد مختلف زندگی دنیوی انسان خواهد گردید.

مقدمه

روز قیامت، روزی است که صورت خواهد پذیرفت. همان روزی است که نامه اعمال انسان را به دست او می‌دهند و هرآنچه در این دنیا کاشته است، را برداشت خواهد کرد.
ایمان به این روز، باعث می‌شود که انسان خود را برای اتفاقاتی که بنا است در آن واقع شود، آمادگی کسب نماید تا جزو افرادی باشد که در آن روز، سربلند و شادمان هستند.
خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:
«مَنْ کانَ یُریدُ حَرْثَ الْآخِرَهِ نَزِدْ لَهُ فی حَرْثِهِ وَ مَنْ کانَ یُریدُ حَرْثَ الدُّنْیا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِی الْآخِرَهِ مِنْ نَصیبٍ»
«کسی که زراعت آخرت را بخواهد، به کشت او برکت و افزایش می‌دهیم و بر محصولش می‌افزاییم؛ و کسی که فقط کشت دنیا را بطلبد، کمی از آن به او می‌دهیم امّا در آخرت هیچ بهره‌ای ندارد!» [۱]
تقویت ایمان به قیامت و معاد و شناخت و رفع موانع این ایمان، در تعالی انسان و به دست آوردن آرامش و خوشبختی دنیوی و اخروی وی موثر است.

بررسی «ایمان» و «قیامت» در لغت و اصطلاح

ایمان در لغت

نویسنده العین می‌نویسد:
«ایمان، تصدیق است و فرموده خداوند: وَ ما أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنا [۲] بمعنای تصدیق کننده می‌باشد.» [۳]
در این خصوص، ابن منظور نیز می‌نویسد:
«ایمان ضد کفر و به معنای تصدیق می‌باشد و ضد آن تکذیب است. گفته می‌شود: گروهی به او ایمان آوردند و گروهی او را تکذیب کردند.» [۴]

قیامت در لغت

صاحب لسان العرب می‌نویسد:
«روز قیامت، روز بعث است. و در تهذیب [۵] آمده است: روز قیامت، روزی است که مردم در پیشگاه خداوند حیّ قیّوم به پا می‌خیزند.» [۶]
علامه حسن مصطفوی در کتاب التحقیق فی کلمات القرآن الکریم می‌نویسد:
«تحقیق این است که اصل واحد در این ماده، معنای مقابل قعود است، یعنی آماده به کار بودن و انجام دادن کار می‌باشد خواه آن کار مادی باشد و خواه معنوی. و اما نامگذاری قیامت، به اعتبار قیام خلایق در آن روز در پیشگاه خداوند متعال است همانگونه که در این آیات شریفه آمده است: أَلا یَظُنُّ أُولئِکَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ لِیَوْمٍ عَظِیمٍ یَوْمَ یَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمِینَ . « آیا آنها گمان نمی‌کنند که برانگیخته می‌شوند، در روزی بزرگ؛ روزی که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان می‌ایستند.» [۷] یَوْمَ یَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِکَهُ صَفًّا «روزی که «روح» و «ملائکه» در یک صف می‌ایستند». [۸] » [۹]

ایمان در اصطلاح

فاضل مقداد در کتاب ارشاد الطالبین می‌نویسد:
آیه الله جعفر سبحانی در کتاب بحوث فی الملل و النحل، ایمان را اینگونه معنا کرده است:
«ایمان بنا بر آیات قرآن کریم عبارت است از: تصدیق با قلب و اظهار با زبان و یا هرآنچه که قائم مقام آن است؛ و یکی از این دو به تنهایی کفایت نمی‌کند.» [۱۰]

قیامت در اصطلاح

قیامت در اصطلاح همان قیامت در لغت می‌باشد و مراد از آن روزی است که همه خلایق در پیشگاه خداوند متعال حاضر می‌شوند تا نتایج اعمال نیک و بد خود را ببینند.

اثبات وجود قیامت

دلیل عقلی

درباره اثبات وجود قیامت و وجود معاد چند دلیل ارائه شده است. ما در این مقاله به اختصار به یک دلیل اشاره می‌کنیم.
مقدمه اول: خداوند کار عبث نمی‌کند و کارهایش حق، یعنی حکیمانه است.
مقدمه دوم: همه پدیده‌های این جهان به حکم قوانین حاکم بر آنها، نابود شدنی است.
مقدمه سوم: اگر فراسوی این پدیده‌ها، چیز دیگری در کار نباشد، خلقت این جهان، عبث است.
نتیجه: حکمت الهی اقتضاء دارد که پس از این جهان، جهان دیگر وجود داشته باشد که انسانها به حیات جاودانی برسند تا خلقت این جهان عبث نباشد. [۱۱]

دلیل نقلی

در استدلال به وجود قیامت و معاد، ادله نقلی زیادی از آیات و روایات قابل استناد هستند که به چند دلیل به اختصار اشاره می‌شود.
۱. یا ایُّهَا النّاسُ انْ کُنْتُمْ فی رَیْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَانّا خَلَقْنا کُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَه ثُمَّ مِنْ عَلَقَهٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَهٍ مُخْلَّقَهٍ وَ غَیْرِ مُخْلَّقَهٍ لِنُبیِّنَ لَکُمْ وَ نُقِرُّ فی الْارْحامِ ما نَشاءُ الی اجَلٍ مُسَمّیً ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلًا ... ذلِکَ بِانَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ انَّهُ یُحْیِی الْمَوْتی وَ انَّهُ عَلَی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدیرٌ.
«ای مردم! اگر در رستاخیز شک دارید، (به این نکته توجّه کنید که:) ما شما را از خاک آفریدیم، سپس از نطفه، و بعد از خون بسته شده، سپس از «مضغه» [چیزی شبیه گوشت جویده شده ]، که بعضی دارای شکل و خلقت است و بعضی بدون شکل؛ تا برای شما روشن سازیم (که بر هر چیز قادریم)! و جنین‌هایی را که بخواهیم تا مدّت معیّنی در رحم (مادران) قرار می‌دهیم؛ (و آنچه را بخواهیم ساقط می‌کنیم؛) بعد شما را بصورت طفل بیرون می‌آوریم؛ سپس هدف این است که به حدّ رشد و بلوغ خویش برسید. در این میان بعضی از شما می‌میرند؛ و بعضی آن قدر عمر می‌کنند که به بدترین مرحله زندگی (و پیری) می‌رسند؛ آن چنان که بعد از علم و آگاهی، چیزی نمی‌دانند! (از سوی دیگر،) زمین را (در فصل زمستان) خشک و مرده می‌بینی، اما هنگامی که آب باران بر آن فرو می‌فرستیم، به حرکت درمی آید و می‌روید؛ و از هر نوع گیاهان زیبا می‌رویاند! این بخاطر آن است که (بدانید) خداوند حق است؛ و اوست که مردگان را زنده می‌کند؛ و بر هر چیزی تواناست.» [۱۲]
در این دو آیه شریفه، خداوند متعال، سیر آفرینش انسان را بیان می‌کند و در پایان، به جهت رد هر گونه تردید در خلقت و زنده شدن مردگان، خداوند تصریح می‌کند که: «این بخاطر آن است که (بدانید) خداوند حق است؛ و اوست که مردگان را زنده می‌کند؛ و بر هر چیزی تواناست.»
۲. قُلْ سِیْرُوا فِی الْأَرضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ بَدأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنْشِی ءُ النَّشْأَهَ الْآخِرَهَ انَّ اللَّه عَلَی کُلِّ شَی ءٍ قَدیرٌ.
«بگو: «در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است؟ سپس خداوند (به همین گونه) جهان آخرت را ایجاد می‌کند؛ یقیناً خدا بر هر چیز توانا است» [۱۳]
در این آیه کریمه نیز خداوند در رد تکذیب کنندگان نبوت پیامبران، مردم را به گردش در زمین جهت مشاهده آغاز آفرینش انسان دعوت می‌کند و می‌فرماید: «خداوند (به همین گونه) جهان آخرت را ایجاد می‌کند؛ یقیناً خدا بر هر چیز توانا است.»
۳. «الإحتجاج عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَکَمِ أَنَّهُ قَالَ الزِّنْدِیقُ لِلصَّادِقِ ع أَنَّی لِلرُّوحِ بِالْبَعْثِ وَ الْبَدَنُ قَدْ بَلِیَ وَ الْأَعْضَاءُ قَدْ تَفَرَّقَتْ فَعُضْوٌ فِی بَلْدَهٍ تَأْکُلُهَا سِبَاعُهَا وَ عُضْوٌ بِأُخْرَی تَمْزِقُهُ هَوَامُّهَا وَ عُضْوٌ قَدْ صَارَ تُرَاباً بُنِیَ بِهِ مَعَ الطِّینِ حَائِطٌ قَالَ إِنَّ الَّذِی أَنْشَأَهُ مِنْ غَیْرِ شَیْ ءٍ وَ صَوَّرَهُ عَلَی غَیْرِ مِثَالٍ کَانَ سَبَقَ إِلَیْهِ قَادِرٌ أَنْ یُعِیدَهُ کَمَا بَدَأَه »
«در کتاب الاحتجاج از هشام بن الحکم نقل شده که زندیقی از امام صادق (علیه السلام) سوال کرد:
روح چگونهه برانگیخته می‌شود درحالی که بدن از بین رفته و اعضای آن از هم گسسته شده است. عضوی در شهری غذای درندگان آن شده است و عضوی در شهری دیگر توسط حشرات سوراخ سوراخ می‌گردد و عضوی به خاک تبدیل شده و با گل مخلوط شده و با آن دیواری ساخته شده است؟
امام (علیه السلام) پاسخ داد: همانا آن کسی که این بدن را از هیچ آفریده است و بدون سابقه، به آن شکل و صورت بخشید، قادر است بر این اینکه آن را به همان شکلی که بوده بازگرداند.» [۱۴]
در این روایت، امام (علیه السلام) زنده شدن مردگان به دست خداوند متعال را امری آسان تر از خلقت اولیه آنان می‌داند و به این شکل بر جهان پس از مرگ استدلال می‌نماید.
در آیات دیگری مانند آیه ۹ شوری و ۲ حدید، اشاره به همین معنا دیده می‌شود.
برخی داستانهایی که قرآن کریم راجع به انبیا و اشخاص نقل کرده نیز اثبات کننده حیات پس از مرگ می‌باشند. مانند:
أ. داستان «عزیر» پیامبری که یکصد سال مُرد و سپس حیات نوین یافت.
ب. داستان ابراهیم و احیای مرغ‌های چهارگانه او.
ت. داستان اصحاب کهف.
ث. ماجرای کشته شدن مردی از بنی اسرائیل و داستان گاو.

ایمان به قیامت در قرآن

فقط کلمات الیوم الآخر، الآخره و القیامه بیش از ۱۱۵ مرتبه در قرآن کریم تکرار شده است درحالی که نام‌های قیامت و روز حساب، در قرآن فراوان اند.
برخی نام‌های روز قیامت که در قرآن کریم آمده‌اند:
روز جدایی: «وما اَدرکَ ما یَومُ الفَصل» «تو چه می دانی روز جدایی چیست!» [۱۵]
روز دین: «والَّذینَ یُصَدِّقونَ بِیَومِ الدّین» «و آنها که به روز جزا ایمان دارند» [۱۶]
روز حسرت: «واَنذِرهُم یَومَ الحَسرَهِ اِذ قُضِیَ الاَمرُ وهُم فی غَفلَه... » «آنان را از روز حسرت [روز رستاخیز که برای همه مایه تأسف است ] بترسان، در آن هنگام که همه چیز پایان می‌یابد! و آنها در غفلتند و ایمان نمی‌آورند!» [۱۷]
روز حساب: «وقالَ موسی اِنّی عُذتُ بِرَبّی ورَبِّکُم مِن کُلِّ مُتَکَبِّر لا یُؤمِنُ بِیَومِ الحِساب» «موسی گفت: «من به پروردگارم و پروردگار شما پناه می‌برم از هر متکبّری که به روز حساب ایمان نمی‌آورد!» [۱۸]
روز کوبنده: «کَذَّبَت ثَمودُ وعادٌ بِالقارِعه» «قوم «ثمود» و «عاد» عذاب کوبنده الهی را انکار کردند (و نتیجه شومش را دیدند)!» [۱۹]
روز فراگیر: «هَل اَتـکَ حَدیثُ الغـشِیَه» «آیا داستان غاشیه [روز قیامت که حوادث وحشتناکش همه را می‌پوشاند] به تو رسیده است؟» [۲۰]
روزی که در آن حادثه بزرگ اتفاق می‌افتد: «فَاِذا جاءَتِ الطّامَّهُ الکُبری» «هنگامی که آن حادثه بزرگ رخ دهد» [۲۱]
روزی که در آن صدای مهیب می‌آید: «فَاِذا جاءَتِ الصّاخَّه» «هنگامی که آن صدای مهیب [صیحه رستاخیز] بیاید» [۲۲]
روز واقع شدنی: «وما اَدرکَ مَا الحاقَّه» «و تو چه می دانی آن روز واقع شدنی چیست؟!» [۲۳]
اما در خصوص ایمان به قیامت در قرآن کریم، به چند آیه استشهاد می‌کنیم.
۱. لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثیراً
«مسلّماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود، برای آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد می‌کنند» [۲۴]
تفسیر آیه:
حضرت آیه الله مکارم شیرازی در تفسیر این آیه می‌نویسد:
«جمله لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ، مفهومش این است که برای شما در پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تاسی و پیروی خوبی است، می‌توانید با اقتدا کردن به او خطوط خود را اصلاح و در مسیر" صراط مستقیم" قرار گیرید.
جالب اینکه: قرآن در آیه فوق این اسوه حسنه را مخصوص کسانی می‌داند که دارای سه ویژگی هستند، امید به اللَّه و امید به روز قیامت دارند و خدا را بسیار یاد می‌کنند.
در حقیقت ایمان به مبدء و معاد انگیزه این حرکت است، و ذکر خداوند تداوم بخش آن، زیرا بدون شک کسی که از چنین ایمانی قلبش سرشار نباشد، قادر به قدم گذاشتن در جای قدمهای پیامبر نیست و در ادامه این راه نیز اگر پیوسته ذکر خدا نکند و شیاطین را از خود نراند، قادر به ادامه تاسی و اقتدا نخواهد بود.» [۲۵]
۲. لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِکَهِ وَ الْکِتابِ وَ النَّبِیِّینَ وَ آتَی الْمالَ عَلی حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکینَ وَ ابْنَ السَّبیلِ وَ السَّائِلینَ وَ فِی الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاهَ وَ آتَی الزَّکاهَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرینَ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حینَ الْبَأْسِ أُولئِکَ الَّذینَ صَدَقُوا وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ
«نیکی، (تنها) این نیست که (به هنگام نماز،) رویِ خود را به سوی مشرق و (یا) مغرب کنید؛ (و تمام گفتگوی شما، در باره قبله و تغییر آن باشد؛ و همه وقت خود را مصروف آن سازید؛) بلکه نیکی (و نیکوکار) کسی است که به خدا، و روز رستاخیز، و فرشتگان، و کتاب (آسمانی)، و پیامبران، ایمان آورده؛ و مال (خود) را، با همه علاقه‌ای که به آن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق می‌کند؛ نماز را برپا می‌دارد و زکات را می‌پردازد؛ و (همچنین) کسانی که به عهد خود- به هنگامی که عهد بستند- وفا می‌کنند؛ و در برابر محرومیتها و بیماریها و در میدان جنگ، استقامت به خرج می‌دهند؛ اینها کسانی هستند که راست می‌گویند؛ و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است؛) و اینها هستند پرهیزکاران!» [۲۶]
تفسیر آیه:
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل این آیه شریفه آورده است:
«در تعریف اولی که از ایشان کرده، فرموده: (کسانی هستند که ایمان به خدا و روز جزا و ملائکه و کتاب و انبیاء دارند)، و این تعریف شامل تمامی معارف حقه‌ای است که خدای سبحان ایمان به آنها را از بندگان خود خواسته و مراد به این ایمان، ایمان کامل است که اثرش هرگز از آن جدا نمی‌شود و تخلف نمی‌کند، نه در قلب، و نه در جوارح.» [۲۷]
۳. لکِنِ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ یُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ وَ الْمُقیمینَ الصَّلاهَ وَ الْمُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ الْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ أُولئِکَ سَنُؤْتیهِمْ أَجْراً عَظیماً
«ولی راسخانِ در علم از آنها، و مؤمنان (از امّت اسلام،) به تمام آنچه بر تو نازل شده، و آنچه پیش از تو نازل گردیده، ایمان می‌آورند. (همچنین) نمازگزاران و زکات دهندگان و ایمان آورندگان به خدا و روز قیامت، بزودی به همه آنان پاداش عظیمی خواهیم داد.» [۲۸]
تفسیر آیه:
در این آیه شریفه در مورد اهل کتاب می‌باشد، خداوند می‌فرماید کسانی از اهل کتاب که نماز را به پا دارند و زکات را پرداخت نمایند و به خداوند و روز قیامت ایمان داشته باشند اجر و پاداش بزرگی به آنان داده خواهد شد. بنابراین ایمان به قیامت و روز جزا در کنار ایمان به خداوند متعال برای استحقاق اجر و پاداش شرط شده است.

ایمان به قیامت در روایات

در روایات رسیده از اهل بیت (علیم السلام) توجه به عالم دیگر و کسب آمادگی برای جهان آخرت به صورت مکرر سفارش شده است. (حدود سه جلد از کتاب بحار الانوار علامه مجلسی به بحث قیامت و شرایط آن و مرگ و اتفاقات پس از آن اختصاص یافته است. [۲۹]) و این بدین معناست که اصل وجود قیامت را برای مسلمانان امری مسلم قلمداد کرده‌اند، سپس به کسب استعداد و عمل برای آن روز سفارش نموده‌اند. در این خصوص به دو روایت اشاره می‌شود.
۱. حدیث پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره نشانه‌ها اهل یقین:
«وَ أَمَّا عَلَامَهُ الْمُوقِنِ فَسِتَّهٌ أَیْقَنَ بِاللَّهِ حَقّاً فَآمَنَ بِهِ وَ أَیْقَنَ بِأَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ فَحَذِرَهُ وَ أَیْقَنَ بِأَنَّ الْبَعْثَ حَقٌّ فَخَافَ الْفَضِیحَهَ وَ أَیْقَنَ بِأَنَّ الْجَنَّهَ حَقٌّ فَاشْتَاقَ إِلَیْهَا وَ أَیْقَنَ بِأَنَّ النَّارَ حَقٌّ فَظَهَرَ سَعْیُهُ لِلنَّجَاهِ مِنْهَا وَ أَیْقَنَ بِأَنَّ الْحِسَابَ حَقٌّ فَحَاسَبَ نَفْسَهُ»
«آنها به بهشت ایمان دارند لذا مشتاق آنند (و برای رسیدن به آن تلاش در نیکیها دارند) و به آتش دوزخ یقین دارند، لذا برای رهائی از آن سعی می‌کنند (و گرد گناه نمی‌گردند) و یقین دارند که حساب روز قیامت حق است، لذا به حساب خویش می‌رسند. (پیش از آنکه به حساب آنها برسند)» [۳۰]
حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) در این حدیث شش علامت برای انسان دارای یقین می‌شمارد که بعد از یقین به خداوند متعال، یقین به مرگ و برانگیخته شدن و بهشت و جهنم و حساب را نام می‌برد که همگی راجع به جهان پس از مرگ، قیامت و احوال جهان آخرت است.
۲. روایت امام صادق (علیه السلام) درباره شخصی که در مورد قیامت دچار شک و تردید بوده و استخوانی پوسیده را پودر کرده و نزد پیامبر می‌رود و از زنده شدن دوباره آنها سوال می‌کند:
«جاء ابی بن خلف فأخذ عظما بالیا من حائط ففته، ثم قال: یا محمد! إذا کنا عظاما ورفاتا أئنا لمبعوثون؟ فأنزل الله: من یحیی العظام وهی رمیم قل یحییها الذی أنشأها أول مره وهو بکل خلق علیم»
«اُبی بن خلف استخوانی پوسیده را از دیواری درآورد و آن را پودر کرد و به پیامبر عرض کرد: ای محمد! آیا هنگامی که ما، استخوانهای پوسیده و پراکنده‌ای شدیم، دگر بار آفرینش تازه‌ای خواهیم یافت؟ در این هنگام خداوند این آیه شریفه را نازل کرد: چه کسی این استخوانها را زنده می‌کند در حالی که پوسیده است؟! بگو: همان کسی آن را زنده می‌کند که نخستین بار آن را آفرید؛ و او به هر مخلوقی داناست!» [۳۱]
۳. روایت امام باقر (علیه السلام) راجع به بخشی از وصیت لقمان به فرزندش درباره مرگ و جهان پس از مرگ:
«عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ قَالَ: کَانَ فِیمَا وَعَظَ بِهِ لُقْمَانُ ع ابْنَهُ أَنْ قَالَ یَا بُنَیَّ إِنْ تَکُ فِی شَکٍّ مِنَ الْمَوْتِ فَارْفَعْ عَنْ نَفْسِکَ النَّوْمَ وَ لَنْ تَسْتَطِیعَ ذَلِکَ وَ إِنْ کُنْتَ فِی شَکٍّ مِنَ الْبَعْثِ فَارْفَعْ عَنْ نَفْسِکَ الِانْتِبَاهَ وَ لَنْ تَسْتَطِیعَ ذَلِکَ فَإِنَّکَ إِذَا فَکَّرْتَ فِی هَذَا عَلِمْتَ أَنَّ نَفْسَکَ بِیَدِ غَیْرِکَ وَ إِنَّمَا النَّوْمُ بِمَنْزِلَهِ الْمَوْتِ وَ إِنَّمَا الْیَقَظَهُ بَعْدَ النَّوْمِ بِمَنْزِلَهِ الْبَعْثِ بَعْدَ الْمَوْتِ»
«جابر از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده است که فرمود: از جمله مواعظ لقمان به فرزندش این بود که گفت: ای فرزندم اگر درباره مرگ شک داری، خواب را از خودت دور کن و هرگز نخواهی توانست آن کار را انجام دهی؛ و اگر درباره برانگیخته شدن شک داری، پس بیدار بودن را از خود دور کن و هرگز نخواهی توانست این کار را بکنی؛ بنابراین اگر تو در این فکر کنی، خواهی دانست که جانت در دست دیگری است و همانا خواب به منزله مرگ است و بیداری بعد از خواب به منزله برانگیخته شدن بعد از مرگ می‌باشد.» [۳۲]

ایمان به قیامت در کلام بزرگان

شهید مطهری درباره مساله معاد و قیامت می‌نویسد:
«گذشته از اینکه مسأله معاد و قیامت مثل روزه از ضروریات اسلام است (یعنی نمی‌شود کسی معتقد به پیغمبر باشد ولی منکر معاد باشد) در تعبیرات قرآن کلمه ایمان به قیامت ، ایمان به یوم آخر آمده است، یعنی پیغمبر مسأله معاد را به عنوان یک چیزی عرضه کرده است که مردم همان طوری که به خدا ایمان و اعتقاد پیدا می‌کنند، به آخرت هم باید ایمان و اعتقاد پیدا کنند، که معنی آن این می‌شود که همین طوری که خداشناسی لازم است (یعنی انسان در یک حدی مستقلا با فکر خودش باید خدا را بشناسد) در مسأله معاد نیز انسان باید معادشناس باشد.» [۳۳]
آیه الله محمد تقی مصباح یزدی در کتاب انسان شناسی، اصل اعتقاد به معاد را اینگونه بیان می‌کنند:
«اصولا اعتقاد به معاد مبتنی است بر این که: در انسان حقیقتی وجود دارد که با متلاشی شدن و فناء بدن از بین نمی‌رود. زیرا معنای معاد این است که هر فردی که در این عالم به وجود می‌آید، همین فرد در رستاخیز زنده می‌شود و تا ابد زنده خواهد بود.» [۳۴]

ایمان به قیامت در دیگر ادیان الهی

آخرت گرایی و اعتقاد به معاد، قیامت و حساب و کتاب، جزو اصول دین و از مسلمات همه ادیان الهی به شمار می‌رود.
آیات زیر که در مورد برخی انبیای الهی است و در آنها ایمان به قیامت آمده است، شاهدی بر این ادعاست:
حضرت عیسی و قوم مسیح: «إِذْ قالَ اللَّهُ یا عیسی إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَ رافِعُکَ إِلَیَّ وَ مُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذینَ کَفَرُوا وَ جاعِلُ الَّذینَ اتَّبَعُوکَ فَوْقَ الَّذینَ کَفَرُوا إِلی یَوْمِ الْقِیامَهِ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأَحْکُمُ بَیْنَکُمْ فیما کُنْتُمْ فیهِ تَخْتَلِفُونَ»
«به یاد آورید هنگامی را که خدا به عیسی فرمود: «من تو را برمی گیرم و به سوی خود، بالا می‌برم و تو را از کسانی که کافر شدند، پاک می‌سازم؛ و کسانی را که از تو پیروی کردند، تا روز رستاخیز، برتر از کسانی که کافر شدند، قرار می‌دهم؛ سپس بازگشت شما به سوی من است و در میان شما، در آنچه اختلاف داشتید، داوری می‌کنم.» [۳۵]
حضرت موسی و قوم یهود: «فَلَمَّا أَتَئهَا نُودِیَ یَمُوسیَ إِنیّ أَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًی وَ أَنَا اخْترْتُکَ فَاسْتَمِعْ لِمَا یُوحَی إِنَّنیِ أَنَا اللَّهُ لَا إِلَاهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنیِ وَ أَقِمِ الصَّلَوهَ لِذِکْرِی إِنَّ السَّاعَهَ ءَاتِیَهٌ أَکاَدُ أُخْفِیهَا لِتُجْزَی کلُ نَفْسِ بِمَا تَسْعَی فَلَا یَصُدَّنَّکَ عَنهَا مَن لَّا یُؤْمِنُ بهَا وَ اتَّبَعَ هَوَئهُ فَترْدَی»
«هنگامی که نزد آتش آمد، ندا داده شد که: «ای موسی! من پروردگار توام! کفشهایت را بیرون آر، که تو در سرزمین مقدّس «طوی» هستی! و من تو را (برای مقام رسالت) برگزیدم؛ اکنون به آنچه بر تو وحی می‌شود، گوش فرا ده! من «اللَّه» هستم؛ معبودی جز من نیست! مرا بپرست، و نماز را برای یاد من بپادار! بطور قطع رستاخیز خواهد آمد! می‌خواهم آن را پنهان کنم، تا هر کس در برابر سعی و کوشش خود، جزا داده شود! پس مبادا کسی که به آن ایمان ندارد و از هوسهای خویش پیروی می‌کند، تو را از آن بازدارد؛ که هلاک خواهی شد!» [۳۶]
حضرت هود و قوم عاد و حضرت صالح و قوم ثمود: «کَذَّبَتْ ثَمُودُ وَ عادٌ بِالْقارِعَهِ»
«قوم «ثمود» و «عاد» عذاب کوبنده الهی را انکار کردند (و نتیجه شومش را دیدند)!» [۳۷]
حضرت نوح و قوم خود: «لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلی قَوْمِهِ فَقالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ إِنِّی أَخافُ عَلَیْکُمْ عَذابَ یَوْمٍ عَظیمٍ»
«ما نوح را به سوی قومش فرستادیم؛ او به آنان گفت: «ای قوم من! (تنها) خداوند یگانه را پرستش کنید، که معبودی جز او برای شما نیست! (و اگر غیر او را عبادت کنید،) من بر شما از عذاب روز بزرگی می‌ترسم!» [۳۸]

نتایج ایمان به قیامت

در بُعد اخلاقی و فردی

ایمان به معاد، قیامت، مرگ و جهان پس از آن، آثار فراوان و فوق العاده‌ای بر رفتار و کردار انسان می‌گذارد و نیروی محرکه پرتوانی برای به حرکت درآوردن انسان در راستای عمل به تکلیف و کسب فضایل اخلاقی می‌باشد.
حضرت آیه الله عبدالله جوادی آملی نیز در کتاب معاد در قرآن خود می‌نویسد:
«یاد قیامت یکی از عوامل مؤثر در وارستگی انسان است؛ کسی که معاد را فراموش نکند پارسا خواهد بود؛ زیرا همه اعمال و رفتارش را تحت مراقبت ویژه قرار می‌دهد و سعی و تلاش همه جانبه دارد تا آنها را بر خشنودی خداوند استوار ساخته، در مدار شهوات، آرزوهای باطل و هوس‌های شیطانی نگردد.» [۳۹]
از جمله آثار با برکت این ایمان، می‌توان موارد ذیل را نام برد:
أ. مقاومت در برابر گناهان و وسوسه‌های شیطانی و نفسانی؛
«إِنَّ الْانسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا وَ إِذَا مَسَّهُ الخَیرْ مَنُوعًا إِلَّا الْمُصَلِّینَ الَّذِینَ هُمْ عَلیَ صَلَاتهِمْ دَائمُونَ وَ الَّذِینَ فیِ أَمْوَالهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ لِّلسَّائلِ وَ الْمَحْرُومِ وَ الَّذِینَ یُصَدِّقُونَ بِیَوْمِ الدِّین»
«به یقین انسان حریص و کم طاقت آفریده شده است، هنگامی که بدی به او رسد بیتابی می‌کند، و هنگامی که خوبی به او رسد مانع دیگران می‌شود (و بخل می‌ورزد)، مگر نمازگزاران، آنها که نمازها را پیوسته بجا می‌آورند، و آنها که در اموالشان حق معلومی است ... برای تقاضاکننده و محروم، و آنها که به روز جزا ایمان دارند» [۴۰]
انسانی که دارای چنین صفاتی باشد، می‌تواند در برابر وسوسه‌های نفس و شیطان مقاومت نماید.
ب. آرامش در زندگی و عدم احساس پوچی؛
با وجود اعتقاد به معاد، زندگی هدف دار می‌شود چنین شخصی می‌داند که خداوند او را بیهوده نیافریده و به زودی به سوی خداوند باز می‌گردد، چنان که خداوند می‌فرماید: «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لَا تُرْجَعُونَ» «آیا گمان کردید که شما را بیهوده آفریدیم و شما به سوی ما باز نمی‌گردید؟» [۴۱]
ت. مراعات اخلاق مداری با همنوعان؛
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذی کَالَّذی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَیْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلی شَیْ ءٍ مِمَّا کَسَبُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرینَ»
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! بخششهای خود را با منت و آزار، باطل نسازید! همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم، انفاق می‌کند؛ و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمی‌آورد؛ (کار او) همچون قطعه سنگی است که بر آن، (قشر نازکی از) خاک باشد؛ (و بذرهایی در آن افشانده شود؛) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاکها و بذرها را بشوید،) و آن را صاف (و خالی از خاک و بذر) رها کند. آنها از کاری که انجام داده‌اند، چیزی به دست نمی‌آورند؛ و خداوند، جمعیت کافران را هدایت نمی‌کند.» [۴۲]
ایمان به قیامت و حساب و کتاب، انسان را در برخورد با دیگر همنوعان خود، محتاط می‌نماید.
ث. از خودگذشتگی، ایثار و بخشش؛
امیرمومنان علی (علیه السلام): «من ایقن بالخلف جاد بالعطیه»
«کسی که که یقین به جانشین (و پاداش قیامت) داشته باشد در بخشش سخاوتمند خواهد بود.» [۴۳]
ج. تحمل سختی‌ها و مشکلات؛
«اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاهُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زینَهٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکاثُرٌ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْکُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ یَهیجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَکُونُ حُطاماً وَ فِی الْآخِرَهِ عَذابٌ شَدیدٌ وَ مَغْفِرَهٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَیاهُ الدُّنْیا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ»
«بدانید زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی و تجمّل پرستی و فخرفروشی در میان شما و افزون طلبی در اموال و فرزندان است، همانند بارانی که محصولش کشاورزان را در شگفتی فرو می‌برد، سپس خشک می‌شود بگونه‌ای که آن را زردرنگ می‌بینی؛ سپس تبدیل به کاه می‌شود! و در آخرت، عذاب شدید است یا مغفرت و رضای الهی؛ و (به هر حال) زندگی دنیا چیزی جز متاع فریب نیست!» [۴۴]
کسی که مومن به قیامت باشد و چنین دیدی نسبت به دنیا داشته باشد، تحمل مشکلات و سختی‌ها برای او بسیار آسان خواهد بود.

در بُعد اجتماعی

ایمان به معاد، آثار فراوانی نیز بر رفتار انسان در بُعد اجتماعی او می‌گذارد.
از جمله این آثار، می‌توان موارد ذیل را نام برد:
أ. پرهیز از ربا و درآمدهای نامشروع؛
کسی که به خداوند و روز جزا اعتقادی ندارد، از کسب درآمدهای نامشروع همچون ربا، گران فروشی، کم فروشی و غیره، ابایی ندارد زیرا منتظر محاسبه و بازخواست نمی‌باشد اما انسان معتقد به معاد و قیامت، و اینکه انسان جزای کوچک‌ترین کار خوب و بد خود را خواهد دید، هرگز نمی‌تواند خود را قانع کند که مرتکب چنین اعمالی شود.
ب. پرهیز از کلاهبرداری و اختلاس؛
کلاهبرداری و اختلاس و تصرف اموال عمومی مردم که متاسفانه در بین مسلمانان زیاد شده است، از عدم اعتقاد به قیامت تاثیر پذیرفته است. بنابراین از جمله راه‌های مقابله با این پدیده شوم، تقویت ایمان به معاد و جهان پس از مرگ می‌باشد.
ت. مغرور نشدن به مقامات دنیوی ؛
انسانِ مسلمانی که به بهشت و جهنم معتقد است، مناصب و مسئولیت‌های دنیوی را بی ارزش می‌بیند و تمام تلاش خود به کار می‌گیرد تا بواسطه این مناصب، به دیگر برادران دینی خود خدمتی بزرگ تر و مهم تر ارائه نماید و با آن، کفه ترازوی عمل خویش را سنگین تر کند تا در پیشگاه خداوند متعال در جهان ابدی، دارای ارزش بالاتری گردد.
ث. شجاعت و دقت در تصمیم گیری‌های سیاسی و نظامی؛
در این خصوص می‌توان به آیات و روایاتی استناد و استشهاد کرد که آیه ذیل از جمله آنهاست:
«...و قالَ الَّذینَ یَظُنُّونَ انَّهُمْ مُلاقُوا اللَّهَ کُمْ مِنْ فِئَهٍ قَلیلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً کَثیرَهً بِاذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصّابِرینَ»
«...اما آنها که می‌دانستند خدا را ملاقات خواهند کرد (و به روز رستاخیز، ایمان داشتند) گفتند: «چه بسیار گروه‌های کوچکی که به فرمان خدا، بر گروه‌های عظیمی پیروز شدند!» و خداوند، با صابران و استقامت کنندگان) است» [۴۵]
کسی که دنیا را فانی و جهان پس از مرگ را ابدی و دائم می‌بیند، در برخورد با قدرتمندان، متمولان و صاحبان مناصب، با عزت نفس و با آرامشی مقرون به ایمان، عمل می‌کند.
به هیچ عنوان فشارهای متکبران و زورمندان و قدرتمندان دنیوی نمی‌تواند چنین شخصی را از پیمودن راه حق بازدارد. بنابراین او در تصمیم گیری‌های خود شجاع است و دنیا را صرفا پلی برای رسیدن به سعادت ابدی می‌بیند.

موانع ایمان به قیامت

امیال شیطانی

پیروی از هوای نفس و وسوسه‌های شیطانی حد و مرز ندارد و تا انسان را به اسفل سافلین نکشاند، او را رها نخواهد کرد. انسان با پیروی از این هواها و امیال، کرامت، عزت، ایمان و شخصیت خود را از دست می‌دهد. بنابراین برای چنین شخصی، فقدان ایمان به قیامت، معاد و عالم آخرت، دور از تصور نیست.
خداوند در آیه ۳۸ سوره مبارکه نساء، علت عدم ایمان به خداوند و روز قیامت را دوستی و رفاقت با شیطان می‌داند:
«وَ الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ مَنْ یَکُنِ الشَّیْطانُ لَهُ قَریناً فَساءَ قَریناً»
«و آنها کسانی هستند که اموال خود را برای نشان دادن به مردم انفاق می‌کنند، و ایمان به خدا و روز بازپسین ندارند؛ (چرا که شیطان، رفیق و همنشین آنهاست؛) و کسی که شیطان قرین او باشد، بد همنشین و قرینی است.» [۴۶]
و کسی که چنین باشد، بسیار بد رفیقی برای خود انتخاب کرده و سرنوشتی بهتر از این نخواهد داشت .
خداوند متعال در آیه دیگری می‌فرماید:
«وَ لَأَجْرُ الْآخِرَهِ خَیْرٌ لِلَّذینَ آمَنُوا وَ کانُوا یَتَّقُونَ»
«(امّا) پاداش آخرت، برای کسانی که ایمان آورده و پرهیزگاری داشتند، بهتر است!» [۴۷]
پاداش آخرت بهتر است برای کسانی که تقوا پیشه کرده‌اند.
همچنین در آیات ذیل که به صراحت به انکار قیامت توسط برخی انسان‌ها اشاره دارد:
«أَ یحَسَبُ الْانسَانُ أَلَّن نجَّمَعَ عِظَامَهُ بَلیَ قَادِرِینَ عَلیَ أَن نُّسَوِّیَ بَنَانَهُ بَلْ یُرِیدُ الْانسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ یَسْلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیَامَهِ»
«آیا انسان می‌پندارد که هرگز استخوانهای او را جمع نخواهیم کرد؟! آری قادریم که (حتّی خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتّب کنیم! (انسان شک در معاد ندارد) بلکه او می‌خواهد (آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قیامت) در تمام عمر گناه کند! (از این رو) می‌پرسد: قیامت کی خواهد بود!» [۴۸]

تقابل آخرت خواهی و دنیا گرایی

انسانی که با دید کوتاه خود حلاوت و زیبایی کوتاه مدت دنیوی را به سعادت و راحتی ابدی آخرت ترجیح دهد، تمام جهان او عالم ماده خواهد بود. آخرت را انکار کرده و تلاش می‌کند دیگران را نیز با خود همسو کند. خداوند در مورد چنین شخصی می‌فرماید:
«...فَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا وَ ما لَهُ فِی الْآخِرَهِ مِنْ خَلاقٍ»
«... بعضی از مردم می‌گویند: «خداوندا! به ما در دنیا، ( نیکی) عطا کن!» ولی در آخرت، بهره‌ای ندارند.» [۴۹]
سپس راه صحیح را توشه گیری از دنیا برای سعادت آخرت می‌داند و می‌فرماید:
«وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَهً وَ فِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ»
«و بعضی می‌گویند: «پروردگارا! به ما در دنیا (نیکی) عطا کن! و در آخرت نیز (نیکی) مرحمت فرما! و ما را از عذابِ آتش نگاه دار!» [۵۰]
بنابراین اگر در اعتقاد شخصی دنیا هدف باشد، قطعا چنین شخصی مجبور خواهد شد خداوند متعال، روز قیامت و بسیاری دیگر از اعتقادات خود را از دست بدهد. اما اگر سعادت ابدی در عالم آخرت هدف باشد، از دنیا نیز می‌توان بهره برد. و باید تنها از خوشی‌های ظاهری که مورد نهی دین، واقع شده‌اند، چشم پوشی کرد تا در مقابل آن سعادت و خوشی همیشگی آخرت را به دست آوریم.
خداوند متعال در چند آیه قرآن کریم این راه صحیح بهره گیری از دنیا را بیان کرده است که از آن جمله، دو آیه ذیل می‌باشد:
«وَ مَنْ أَرادَ الْآخِرَهَ وَ سَعی لَها سَعْیَها وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِکَ کانَ سَعْیُهُمْ مَشْکُوراً»
«و آن کس که سرای آخرت را بطلبد، و برای آن سعی و کوشش کند- در حالی که ایمان داشته باشد- سعی و تلاش او، (از سوی خدا) پاداش داده خواهد شد.» [۵۱]
«وَ ما هذِهِ الْحَیاهُ الدُّنْیا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَهَ لَهِیَ الْحَیَوانُ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ»
«این زندگی دنیا چیزی جز سرگرمی و بازی نیست؛ و زندگی واقعی سرای آخرت است، اگر می‌دانستند!» [۵۲]

راه‌های تقویت ایمان به قیامت در جامعه

تفکر و تحقیق در طبیعت و قرآن

مطالعه، تحقیق، بررسی، سوال کردن و جستجوی مطالبی که انسان به آنها جاهل است، وی را از تصمیمات اشتباه و پیمودن راه ضلالت و بی راهه‌ها مصون می‌دارد. اسلام دین تعقل است نه تقلید. تقلید در اصول دین جایز نیست. بنابراین انسان با مطالعه و پرس و جودر قرآن وطبیعت می‌تواند به نتایج خوبی برسد و این خود از به بیراهه رفتن انسان جلوگیری می‌کند.
معاشرت با اهل ایمان
خداوند در قرآن کریم درباره مشرکین خطاب به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:
«وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکینَ اسْتَجارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّی یَسْمَعَ کَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَعْلَمُونَ»
«و اگر یکی از مشرکان از تو پناهندگی بخواهد، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود (و در آن بیندیشد)! سپس او را به محل امنش برسان، چرا که آنها گروهی ناآگاهند! » [۵۳]
حضرت آیه الله مکارم شیرازی در تفسیر این آیه شریفه می‌نویسند:
«اگر یکی از بت پرستان از تو در خواست پناهندگی کند به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود یعنی در نهایت آرامش با او رفتار کن، و مجال اندیشه و تفکر را به آنها بده تا آزادانه به بررسی محتوای دعوت تو بپردازند، و اگر نور هدایت بر دل آنها تابید آن را بپذیرند. بعد اضافه می‌کند که" او را پس از پایان مدت مطالعه به جایگاه امن و امانش برسان" تا کسی در اثناء راه مزاحم او نگردد.» [۵۴]
معاشرت و نشست و برخاست با اهل ایمان نیز چنین نتیجه‌ای را می‌دهد زیرا انسان با همنشینی با مومنان و بهره گیری از سخنان و تعالیم دین اسلام، می‌تواند انتخاب‌های بهتری در زندگی خود داشته باشد.

خود سازی و پاکسازی درونی

قیامت به تحقیق صورت خواهد پذیرفت اما ایمان ما ضعیف است.
از جمله راه‌های تقویت ایمان به قیامت، خودسازی و پاکسازی درونی است.
انسان با تلاش برای کسب فضایل اخلاقی و دور ساختن رذایل اخلاقی از خود، زمینه تابش نور ایمان در دل خود را فراهم می‌نماید.
خداوند دست کسی که می‌خواهد پاک باشد را می‌گیرد و او را به سرمقصد مقصود می‌رساند. لهو و لعب و اشتغال به محرمات، نه تنها زمینه ورود ایمان به دل انسان را از بین می‌برد بلکه اگر این ارتکاب محرمات برای انسان تبدیل به عادت شود، ایمان انسان را نیز زایل می‌سازد و انسان را در اعتقادات خود دچار شک و بدگمانی می‌کند.

ارتباط با خدا و دعا و نیایش

ارتباط مداوم با خداوند متعال در قالب نماز، دعا و مناجات، تلاوت قرآن و غیره، حلاوتی دارد که حلاوت کاذب دوستی و همنشینی با گنهکاران و گمراهان را از بین می‌برد و انسان را معنوی ساخته و در برابر هجمه‌های شیطانی و هواهای نفسانی، نیرومند می‌سازد.
توسل به اهل بیت (علیهم السلام) نیز در راستای ارتباط با خداوند متعال و اولیای او می‌باشد.
این ارتباط‌های مداوم و مستمر و عمیق، ایمان به معاد و قیامت و نیاز شدید انسان در عالم آخرت را تقویت می‌کند.

منابع برای مطالعه بیشتر

۱. آیت الله ناصر مکارم شیرازی، پیام قرآن، دار الکتب الاسلامیه ، تهران ، ۱۳۸۶ ه. ش ، چاپ نهم
۲. مجموعه آثار جوادی آملی، معاد در قرآن، نشر اسراء
۳. محمدتقی مصباح یزدی، انسان شناسی، نشر موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، تابستان 1386
۴. آیت الله سبحانی، مفاهیم القرآن ، مؤسسه النشر الإسلامی- مؤسسه الإمام الصادق ع ، قم، ج8
۵. محمد رضایی، براهین عقلی اثبات حیات پس از مرگ، مجله قبسات، زمستان ۱۳۸۶، شماره 46
۶. علی رضا انصاری، ضرورت آخرت گرایی کارگزاران از منظر امام علی (ع)، مجله فرهنگ کوثر، اسفند ۱۳۷۷، شماره 24
۷. مرتضی خرمی، معصومه بابایی قاسم خیلی، شیوه‌های حسابرسی در قیامت از منظر قرآن، مجله مطالعات تقریبی مذاهب اسلامی، زمستان ۱۳۹۰، شماره 26
۸. مهدی رضایی، خلود در قیامت: رهنمودهایی از تفسیر المیزان، مجله رشد آموزش معارف اسلامی، پاییز ۱۳۸۹، شماره 78
۹. سید محسن میرباقری، جهان آخرت، مجله رشد آموزش معارف اسلامی، پاییز ۱۳۹۴، شماره 98

فهرست منابع

۱. قرآن کریم
۲. نرم افزار دانشنامه جامع معارف قرآن کریم، فرهنگ قرآن
۳. نرم افزار القاموس، حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم ، دار الکتب العلمیه- مرکز نشر اثار علامه مصطفوی ، بیروت- قاهره- لندن ، چاپ سوم
۴. نرم افزار القاموس، ابن منظور، لسان العرب ، دار صادر، بیروت ، چاپ سوم
۵. سایت حوزه نت، اعتقاد به معاد و موانع گسترش آن، مجله پاسدار اسلام، تیر ۱۳۷۶، شماره 187
۶. نرم افزار القاموس، خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین ، نشر هجرت ، قم ، چاپ دوم
۷. فاضل مقداد، إرشاد الطالبین إلی نهج المسترشدین ، انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشی ره ، قم ، ۱۴۰۵ ق
۸. آیت الله سبحانی، بحوث فی الملل و النحل ، مؤسسه النشر الإسلامی- مؤسسه الإمام الصادق ع ، قم
۹. آیت الله ناصر مکارم شیرازی، پیام قرآن، جلد۵، دار الکتب الاسلامیه ، تهران ، ۱۳۸۶ ه. ش ، چاپ نهم
۱۰. علامه مجلسی، بحار الأنوار، دار إحیاء التراث العربی ، بیروت ، ۱۴۰۳ ق ، چاپ دوم
۱۱. محمدعلی اردکانی، تحفه الأولیاء (ترجمه أصول کافی)، دار الحدیث ، قم ، ۱۳۸۸ ش ، چاپ اول
۱۲. ورام بن أبی فراس، مجموعه ورّام، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی ، مشهد، ۱۳۶۹ ش ، چاپ اول
۱۳. ابن شعبه حرانی، تحف العقول ، جامعه مدرسین ، قم ، ۱۴۰۴ / ۱۳۶۳ ق ، چاپ دوم
۱۴. سید رضی، نهج البلاغه( للصبحی صالح)، هجرت ، قم ، ۱۴۱۴ ق ، چاپ اول
۱۵. شهید مطهری، مجموعه آثار استاد شهید مطهری ، انتشارات صدرا، تهران
۱۶. مجموعه آثار جوادی آملی، معاد در قرآن، نشر اسراء
۱۷. محمدتقی مصباح یزدی، انسان شناسی، نشر موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، تابستان 1386
۱۸. محمد رضایی، براهین عقلی اثبات حیات پس از مرگ، مجله قبسات، زمستان ۱۳۸۶، شماره 46
۱۹. علی رضا انصاری، ضرورت آخرت گرایی کارگزاران از منظر امام علی (ع)، مجله فرهنگ کوثر، اسفند ۱۳۷۷، شماره 24
۲۰. مرتضی خرمی، معصومه بابایی قاسم خیلی، شیوه‌های حسابرسی در قیامت از منظر قرآن، مجله مطالعات تقریبی مذاهب اسلامی، زمستان ۱۳۹۰، شماره 26
۲۱. مهدی رضایی، خلود در قیامت: رهنمودهایی از تفسیر المیزان، مجله رشد آموزش معارف اسلامی، پاییز ۱۳۸۹، شماره 78
۲۲. سید محسن میرباقری، جهان آخرت، مجله رشد آموزش معارف اسلامی، پاییز ۱۳۹۴، شماره 98
۲۳. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، دار الکتب الإسلامیه، تهران ، ۱۳۷۴ ش ، چاپ اول
۲۴. مکارم شیرازی، ترجمه قرآن، دار القرآن الکریم(دفتر مطالعات تاریخ ومعارف اسلامی)، قم ، ۱۳۷۳ ش ، چاپ دوم
۲۵. علامه طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان ، سید محمد باقر موسوی همدانی ، دفتر انتشارات اسلامی جامعه ی مدرسین حوزه علمیه قم ، ۱۳۷۴ ش ، چاپ پنجم

پانویس

  1. شوری، 20
  2. یوسف، 17
  3. (الْإِیمَانُ : التصدیق نفسه، و قوله تعالی: وَ ما أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنا ، أی: بمصدق) خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج 8، ص 389
  4. (الإِیمانُ: ضدُّ الکفر. و الإِیمان: بمعنی التصدیق، ضدُّه التکذیب. یقال: آمَنَ به قومٌ و کذَّب به قوم ) ابن منظور، لسان العرب، ج 13، ص 21
  5. تهذیب اللغه نوشته محمد بن احمد ازهری در قرن چهارم هجری است.
  6. (یومُ القِیامه: یومُ البَعْث؛ و فی التهذیب: القِیامه یوم البعث یَقُوم فیه الخَلْق بین یدی الحیّ القیوم.) ابن منظور، لسان العرب، ج 12، ص 506
  7. مطففین، 4-6
  8. نبأ، 38
  9. (و التحقیق أنّ الأصل الواحد فی المادّه: هو ما یقابل القعود، أی الانتصاب و فعلیّه العمل، مادّیّا أو معنویّا. و أمّا القیامه: فباعتبار قیام الخلق فیها لربّ العالمین، کما فی-. أَ لا یَظُنُّ أُولئِکَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ لِیَوْمٍ عَظِیمٍ یَوْمَ یَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمِینَ - مطففین، 4-6. یَوْمَ یَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِکَهُ صَفًّا- نبأ، 38) حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 9، ص 341
  10. (فالإیمان بمقتضی الآیات عباره عن التّصدیق بالقلب، الظّاهر باللسان، أو ما یقوم مقامه، و لا یکفی واحد منهما وحده.) آیه الله جعفر سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، ص ج 3، ص 115
  11. مصباح یزدی، انسان شناسی، ص477
  12. حج، 5 و 6
  13. عنکبوت، 20
  14. علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج 7، ص 37
  15. مرسلات، 14
  16. معارج، 26
  17. مریم، 39
  18. غافر، 27
  19. حاقه، 4
  20. غاشیه، 1
  21. نازعات، 34
  22. عبس، 33
  23. حاقه، 3
  24. احزاب، 21
  25. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 17، ص243
  26. بقره، 177
  27. علامه طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج 1، ص650
  28. نساء، 162
  29. علامه مجلسی، بحار الانوار، مجلدات6-8
  30. ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص20
  31. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج7، ص42
  32. علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج 7، ص 42
  33. مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج 4، ص 622
  34. مصباح یزدی، انسان شناسی، ص432
  35. آل عمران، 55
  36. طه، 11-16
  37. حاقه، 4
  38. اعراف، 59
  39. جوادی آملی، معاد در قرآن، جلد 4، صفحه 22
  40. معارج 19 -26
  41. مومنون، 115
  42. بقره، 264
  43. نهج البلاغه، کلمه قصار 138
  44. حدید، 20
  45. بقره، 249
  46. نساء، 38
  47. یوسف، 57
  48. القیامه، 3-6
  49. بقره، 200
  50. بقره، 201
  51. الإسراء، 19
  52. عنکبوت64
  53. توبه، 6
  54. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج7، ص 293