فرهنگ مصادیق:ایمان به عدل الهی

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از ایمان به عدل الهی)
پرش به: ناوبری، جستجو
ایمان به عدل الهی

کتب مرتبط

ردیف عنوان
۱ اصول دین در پرتو نهج البلاغه
2 عدل الهی

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ عدل الهی و حسابرسی اخروی - مرکز فرهنگ قرآن
2 عدل الهی و پاسخ به ابهامات دربارهٔ آن – مرکز فرهنگ قرآن

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ ایمان
۲ ایمان به پیامبران
۳ ایمان به خدا
۴ ایمان به قیامت
۵ ایمان به کتب آسمانی
۶ ایمان به ملائکه
۷ ایمان به یگانگی خدا
۸ خوف از عدل الهی

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده :محمد نصاری
تهیه و تدوین:پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-96/2/6
کلید واژه: ایمان، عدل، ظلم، عدالت، حکمت، تکوین، قانون گذاری

چکیده

عدل الهی از اصول مذهب شیعه است و به معنای از روی عدالت بودن کارها و قوانین الهی و همچنین به معنای محقق شدن وعده‌های خداوند می‌باشد.
ایمان به عدل الهی، به زندگی انسان آرامش می‌بخشد زیرا انسان با اعتقاد به عدل الهی، هراسی از عدم تحقق وعده‌های الهی نخواهد داشت. همچنین می‌داند که تکالیف الهی ظالمانه نیست و عمل به آنها، موجب تعالی و کمال او خواهد شد. چنین انسانی که مؤمن به عدالت الهی است، به هیچ عنوان حوادث طبیعی، بلاها، اختلافات استعدادی و بیماری‌ها را مخالف حکمت و عدالت الهی نخواهد دید.

مقدمه

از مباحث مهم و کلیدی در عقاید اسلامی بحث عدل الهی است این مسئله از اهمیت و جایگاه ویژه‌ای در معارف الهی برخوردار است. عدل، همدوش توحید، معاد، نبوت و امامت، اصول پنجگانه مذهب حقه شیعه را تشکیل می‌دهد.
عدالت یکی از صفات جمالیه پروردگار است که از یک سو با اصل ایمان به خدا پیوند دارد و از سوی دیگر با فلسفه احکام، پاداش و جزا، جبر و تفویض گره می‌خورد. از این جهت، اعتقاد به اصل عدالت یا نفی آن می‌تواند چهره تمام معارف دینی را دگرگون سازد. گذشته از این بازتاب عدل الهی در مسائلی همچون عدالت اجتماعی، عدالت اخلاقی و مسائل تربیتی نیز قابل انکار نیست.

معنای عدل

عدل به دو معنا آمده است:
۱. اعتدال
این معنا از عدل، خود دو معنا دارد:
أ. تساوی
ب. هماهنگی و تناسب میان اجزای یک موجود مرکب؛ چنانکه پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) فرموده‌اند: «بالعدل قامت السموات و الارض»؛ «تمام آسمان‌ها و زمین با عدالت برپا است» [۱]
۲. دادن حق هر صاحب حقی
این معنا، رایج‌ترین معنای عدل است. ظلم و جور در مقابل این معنای عدل، قرار دارد.

عدل الهی از دیدگاه عقل

عدل الهی از اصول پنجگانه شیعه است و بنابر آن، خداوند به هیچ موجودی ظلم روا نمی‌دارد بلکه با عدل خود، به تمام وعده‌ها و بشارت‌های خویش عمل می‌کند. در اثبات عدل الهی، آیات، روایات و ادله عقلی وجود دارد.
در این خصوص به دو دلیل عقلی به اختصار اشاره می‌شود:
۱. ریشه‌های ظلم در نیازمندی و جهل و خودخواهی و ضعف و انتقام جویی و حسد است و این صفات گونه‌ای نقصان اند و به ساحت ذات الهی، هیچ نقصی راه ندارد؛ زیرا او کمال مطلق است. از خداوند جز خیر و عدالت و رأفت و رحمت سر نمی‌زند و کیفری که به بدکاران می‌رسد، بازتاب عمل خود آنان است.
۲. بنابر اصل حُسن و قبح، ظلم قبیح است و خداوند حکیم از فعل قبیح پاک است؛ زیرا فعل قبیح سزاوار ملامت است و حکیم به چنین فعلی دست نمی‌یازد.

نظریات جبر، تفویض و اختیار

در میان بحثهای کلامی ظاهرا از همه قدیم تر ، بحث جبر و اختیار است .
مسأله جبر و اختیار در درجه اول ، یک مسأله انسانی است و در درجه دوم یک مسأله الهی و یا طبیعی . از آن جهت که به هر حال موضوع بحث ، انسان است که آیا مختار است یا مجبور ؟ مسأله‌ای انسانی است ، و از آن جهت که طرف دیگر مسأله خدا یا طبیعت است که آیا اراده و مشیت و قضا و قدر الهی و یا عوامل جبری و نظام علت و معلولی طبیعت ، انسان را آزاد گذاشته و یا مجبور کرده است ؟ مسأله الهی و یا طبیعی است.
بحث جبر و اختیار ، خود به خود، بحث " عدل " را به میان آورد . زیرا رابطه مستقیمی است میان اختیار و عدل از یک طرف ، و جبر و نفی عدل از طرف دیگر ، یعنی تنها در صورت اختیار است که تکلیف و پاداش و کیفر عادلانه ، مفهوم و معنی پیدا می‌کند . اگر انسان ، آزادی و اختیار نداشته باشد و در مقابل اراده الهی و یا عوامل طبیعی ، دست بسته و مجبور باشد ، دیگر تکلیف و پاداش و کیفر ، مفهوم خود را از دست می‌دهد
متکلمین اسلامی دو دسته شدند : دسته‌ای که از همان ابتدا " معتزله " نامیده شدند طرفدار عدل و اختیار ، و دسته دیگر یعنی گروه اهل حدیث که بعدها " اشاعره " نامیده شدند طرفدار جبر و اضطرار گردیدند. البته منکران عدل، صریحا نگفتند که منکر عدل الهی هستیم زیرا قرآن کریم که هر دو دسته، خود را حامی آن می‌دانستند، با شدت، ظلم را از خداوند نفی، و عدل را اثبات می‌کند.
پیروان هر یک از دو مکتب می‌خواستند صحت و درستی مکتب خود را با اثبات بی اعتباری مکتب مخالف ، ثابت کنند بدون آنکه بتوانند بخوبی از مکتب خود دفاع نمایند و از عهده اشکالاتی که بر خود آنها وارد است برآیند .
در این میان مکتب کلامی و فلسفی شیعی جالب توجه است . در مکتب کلامی و فلسفی شیعی ، مسائل عدل و توحید ، مطرح و عمیق‌ترین نظریات ابراز گردید . آنان بنابر تعالیم بلند اهل بیت (علیهم السلام) قائل به نوعی اختیار شدند. در مکتب شیعی هرگز " اختیار " به صورت " تفویض " و واگذاری که نوعی سلب اختیار از ذات حق و نوعی استقلال در فاعلیت و نوعی خداگونگی برای انسان است، نمی‌باشد.

عدل الهی در نظام تکوین

در نظام تکوین، برخی کاستی‌ها و کمبودها، باعث مطرح شدن برخی سوالات می‌گردد از جمله:
۱. اگر خداوند عادل است، چرا حوادثی رخ می‌دهد که همگی زیان بار است؟
۲. اگر خداوند عادل است، چرا انسانها را با شایستگی‌های متفاوت آفریده است؟
۳. اگر خداوند عادل است، چرا فقر و بدبختی دامن گروهی را گرفته است؟
در پاسخ به اینگونه سوالات باید گفت: زمانی که عدل الهی با ادله عقلی، آیات و روایات ثابت گردید، ناآگاهی ما از مصالح این رویدادها، بر عدل الهی خدشه وارد نمی‌سازد زیرا چه بسا در این موارد مصالحی وجود داشته باشد که ما از آن بی اطلاع هستیم. اما این پاسخ برای کسانی که مومن به عدل الهی نیستند کافی نیست بنابراین به هر کدام از سوالات بالا، پاسخی با تفصیل بیشتر بیان می‌کنیم.

درباره بلاها و مصیبت‌ها

داوری قاطع درباره بلاها و گرفتاری‌ها مانند سیل‌ها، زلزله‌ها و آفت‌ها در گرو آگاهی ما از وضع عمومی جهان است. و ناگفته پیداست که چنین علمی برای انسان عادی دست نمی‌دهد. غالبا افراد به این نوع پدیده‌ها از نقطه نظر مصالح خود و هم میهنان خود می‌نگرند و وقتی آنها را مخالف مصالح خود تشخیص دادند آنها را بلا و مخالف با عدل الهی می‌نگرند ولی چه بسا این نوع اتفاقات، زیان بار نباشد بلکه نسبت به گروهی مایه حیات باشد. مثلا: طوفانی که باعث شکستن شاخه‌های درختان می‌گردد از دید یک کشاورز بلا محسوب گردد اما چه بسا این طوفان معلول وزش بادی باشد که قطعات ابری را از سواحل دریا به سرزمینی خاص رسانده است. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:
«...وَ عَسی أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسی أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»
«...چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آن که خیر شما در آن است. و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شر شما در آن است. و خدا می‌داند، و شما نمی‌دانید.» [۲]
همچنین در روایتی از علی علیه السلام می‌خوانیم: «انَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ یُجْرِی الْامُورَ عَلَی ما یَقْتَضیهِ لا عَلَی ما تَرْتَضیهِ»: «خداوند کارها را مطابق مقتضای مصالح جاری می‌کند نه بر طبق میل و رضایت شما». [۳]
یعنی اگر چیزی برخلاف میل و رضای شما بود نگران نباشید، اسرار و مصالحی در کار است که شما نمی‌دانید.

درباره اختلاف استعدادها

شکی نیست که افراد انسان، با استعدادهای گوناگون آفریده شده‌اند ولی این تفاوت‌ها، ارتباطی با ظلم ندارد زیرا اختلاف در ذوق و هوش، مایه بقاء زندگی دسته جمعی است. در جهان، فرد سالمی را پیدا نمی‌کنیم که برای هیچ کاری شایستگی نداشته باشد، این ما هستیم که برخی از کارها را پراهمیت و برخی دیگر را بی اهمیت جلوه می‌دهیم. در روایتی از حضرت امیر مومنان نقل شده که فرموده‌اند:
«لَا یَزَالُ النَّاسُ بِخَیْرٍ مَا تَفَاوَتُوا فَإِذَا اسْتَوَوْا هَلَکُوا»
«تا مردم با هم متفاوتند در خیر و رفاه هستند ولی هنگامی که یکسان شوند، زندگی آنان از هم می‌پاشد.» [۴]

درباره فقر و نارسائی

انسان‌ها باید با کار و فعالیت خود، بر روزی خدادادی دست یابند البته نوع فعالیت، نسبت به مرحله عمر، متفاوت است. بنابراین فقر و بدبختی، معلول تقسیم الهی نیست بلکه نتیجه نظام ظالمانه اجتماعی است. اگر در جهان، نظام عادلانه حاکم بود، همه از زندگی عادلانه و آبرومند برخوردار می‌بودند.

عدل الهی در نظام تشریع

رعایت عدالت در تکلیف، یکی از جلوه‌های عدل الهی در قلمرو قانونگذاری است او دادگری در تکلیف بندگان را کاملا رعایت کرده و بررسی آیات مربوط به احکام مکلفین، گواه روشن بر این مطلب است.
عدل الهی در نظام تشریع بدین معنا است که اوامر و نواهی و هر آنچه خداوند بر انسان تکلیف کرده است، بر اساس عدالت است. قرآن کریم، بعثت پیامبران را برای آن می‌داند که جامعه انسانی را به سوی قسط و عدل هدایت کنند:
«لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدیدَ فیهِ بَأْسٌ شَدیدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزیزٌ»
«ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حق از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند؛ و آهن را نازل کردیم که در آن نیروی شدید و منافعی برای مردم است، تا خداوند بداند چه کسی او و رسولانش را یاری می‌کند بی آنکه او را ببینند؛ خداوند قوی و شکست ناپذیر است» [۵]
و به پیامبر اسلام (ص) فرمان می‌دهد: «بگو پروردگارم مرا به قسط و عدل امر فرموده است.»
«قُلْ أَمَرَ رَبِّی بِالْقِسْطِ وَ أَقیمُوا وُجُوهَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَ ادْعُوهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ کَما بَدَأَکُمْ تَعُودُونَ»
«بگو: «پروردگارم امر به عدالت کرده است؛ و توجه خویش را در هر مسجد (و به هنگام عبادت) به سوی او کنید! و او را بخوانید، در حالی که دین (خود) را برای او خالص گردانید! (و بدانید) همان گونه که در آغاز شما را آفرید، (بار دیگر در رستاخیز) بازمی گردید» [۶]
قسط و عدل آن گاه پای می‌گیرد که نظام قانونگذاری، عادلانه باشد و دیگر آنکه قوانین با عدالت اجرا گردند.

نمونه‌هایی از عدل تشریعی

الف. روزه یک تکلیف الهی است و باید هر فرد بالغ عاقل، ماه مبارک رمضان را روزه بگیرد ولی برای رعایت حال برخی از روزه داران، گروهی را از این تکلیف به گونه‌ای عفو نموده است. همانند بیان آیه ذیل:
«أَیَّاماً مَعْدُوداتٍ فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَریضاً أَوْ عَلی سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ وَ عَلَی الَّذینَ یُطیقُونَهُ فِدْیَهٌ طَعامُ مِسْکینٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ وَ أَنْ تَصُومُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ»
«چند روز معدودی را (باید روزه بدارید!) و هر کس از شما بیمار یا مسافر باشد تعدادی از روزهای دیگر را (روزه بدارد) و بر کسانی که روزه برای آنها طاقت فرساست؛ (همچون بیماران مزمن، و پیر مردان و پیر زنان،) لازم است کفاره بدهند: مسکینی را اطعام کنند؛ و کسی که کار خیری انجام دهد، برای او بهتر است؛ و روزه داشتن برای شما بهتر است اگر بدانید.» [۷]
ب. در مسأله قتل عمدی، راه را برای عفو قاتل و تبدیل قصاص به دیه باز گذاشته و ولی دم را در قصاص و یا گرفتن خونبها، مخیر کرده است و آن را یک نوع تخفیف و رحمت نامیده است:
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصاصُ فِی الْقَتْلی الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثی بِالْأُنْثی فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخیهِ شَیْ ءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَداءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسانٍ ذلِکَ تَخْفیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ رَحْمَهٌ فَمَنِ اعْتَدی بَعْدَ ذلِکَ فَلَهُ عَذابٌ أَلیمٌ»
«ای افرادی که ایمان آورده‌اید! حکم قصاص در مورد کشتگان، بر شما نوشته شده است: آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن، پس اگر کسی از سوی برادر (دینی) خود، چیزی به او بخشیده شود، (و حکم قصاص او، تبدیل به خونبها گردد،) باید از راه پسندیده پیروی کند. (و صاحب خون، حال پرداخت کننده دیه را در نظر بگیرد.) و او [قاتل ] نیز، به نیکی دیه را (به ولی مقتول) بپردازد؛ (و در آن، مسامحه نکند.) این، تخفیف و رحمتی است از ناحیه پروردگار شما! و کسی که بعد از آن، تجاوز کند، عذاب دردناکی خواهد داشت.» [۸]

ج. در برخی از آیات متذکر می‌شود که در دین اسلام، تکلیف مشقت بار، وضع نشده است و تمام تکالیف در حد قدرت و توانایی افراد است. چنانکه می‌فرماید:
«... وَ ما جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ ...»
«...و در دین (اسلام) کار سنگین و سختی بر شما قرار ندارد... » [۹]

ایمان به عدل الهی در قرآن

آیات و روایات پرشماری بر عدالت الهی گواهی می‌دهد و به صراحت، ذات مقدّس او را از ظلم و ستمکاری تنزیه می‌کند. به عنوان نمونه، چند آیه را نقل می‌کنیم:
۱. «إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ النَّاسَ شَیْئاً وَ لکِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ»
«خداوند هیچ به مردم ستم نمی‌کند؛ ولی این مردمند که به خویشتن ستم می‌کند!» [۱۰]
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، ذیل این آیه شریفه می‌نویسد:
«این آیه اشاره دارد به اینکه این طائفه (گمراهانی که همانند کر و کور با آیات الهی برخورد می‌کنند) که از شنیدن و دیدن محرومند به خاطر این است که دچار کری و کوری دل هستند و این کری و کوریشان مستند به خودشان است، چون از آثار ظلمی است که خودشان به خود کردند و خدای تعالی با سلب گوش و چشم از آنان ظلمی به آنان نکرده، چون هر وضعی که به خود گرفتند از ناحیه خودشان بوده است.» [۱۱]

۲. «وَ وُضِعَ الْکِتابُ فَتَرَی الْمُجْرِمینَ مُشْفِقینَ مِمَّا فیهِ وَ یَقُولُونَ یا وَیْلَتَنا ما لِهذَا الْکِتابِ لا یُغادِرُ صَغیرَهً وَ لا کَبیرَهً إِلاَّ أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا یَظْلِمُ رَبُّکَ أَحَداً»
«و کتاب [کتابی که نامه اعمال همه انسانهاست ] در آن جا گذارده می‌شود، پس گنهکاران را می‌بینی که از آنچه در آن است، ترسان و هراسانند؛ و می‌گویند: «ای وای بر ما! این چه کتابی است که هیچ عمل کوچک و بزرگی را فرونگذاشته مگر اینکه آن را به شمار آورده است؟! و (این در حالی است که) همه اعمال خود را حاضر می‌بینند؛ و پروردگارت به هیچ کس ستم نمی‌کند.» [۱۲]
شیخ طبرسی در تفسیر این آیه می‌نویسد:
«و وضع الکتاب : کتاب‌های عمل بنی آدم در دستهای ایشان گذارده می‌شود.
فتری المجرمین مشفقین مما فیه : اگر به مجرمین نگاه کنی، می‌بینی از مشاهده اعمال زشتی که در کتاب عملشان ثبت است، می‌ترسند.
و یقولون یا ویلتنا ما لهذا الکتاب لا یغادر صغیره و لا کبیره إلا أحصاها: کلمه «ویل» را انسان هنگامی می‌گوید که گرفتار سختی و مشقت شده باشد. در این حالت برای خود آرزوی هلاک می‌کند. مردم مجرم می‌گویند: وای بر ما! این چه کتابی است که هیچ گناه کوچک و بزرگی را فروگذار نکرده و همه را بدون کم و زیاد، ثبت کرده است؟!
و وجدوا ما عملوا حاضرا: و هر چه کرده‌اند، در آن کتاب، نوشته و ثبت شده می‌یابند.
و لا یظلم ربک أحدا: خداوند چیزی از پاداش نیکان را کم نمی‌کند و چیزی بر کیفر بدان نمی‌افزاید.» [۱۳]

۳. «أَ وَ لَمْ یَسیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَهُ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّهً وَ أَثارُوا الْأَرْضَ وَ عَمَرُوها أَکْثَرَ مِمَّا عَمَرُوها وَ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّناتِ فَما کانَ اللَّهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لکِنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ»
«آیا در زمین گردش نکردند تا ببینند عاقبت کسانی که قبل از آنان بودند چگونه بود؟! آنها نیرومندتر از اینان بودند، و زمین را (برای زراعت و آبادی) بیش از اینان دگرگون ساختند و آباد کردند، و پیامبرانشان با دلایل روشن به سراغشان آمدند (اما آنها انکار کردند و کیفر خود را دیدند)؛ خداوند هرگز به آنان ستم نکرد، آنها به خودشان ستم می‌کردند!» [۱۴]
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، در تفسیر این آیه شریفه نیز می‌نویسد:
«بعد از آنکه (خداوند متعال) فرمود: بسیاری از مردم به معاد کافرند، و چون با کفر به معاد، دین حق لغو می‌شود، لذا دنباله آن سرگذشت امت‌های کافر گذشته را خاطرنشان ساخت، باشد که از شنیدن آن عبرت گرفته و از کفر دست بردارند، و کلمه" اثاروا الأرض" به معنای زیر و رو کردن زمین برای زراعت و تعمیر و امثال آن است.
" و لکن کانوا أنفسهم یظلمون"- یعنی خدا به ایشان ستم نکرد، بلکه خودشان با کفر و معصیت به خود ستم کردند.» [۱۵]

۴. «تِلْکَ آیاتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَیْکَ بِالْحَقِّ وَ مَا اللَّهُ یُریدُ ظُلْماً لِلْعالَمینَ»
«اینها آیات خداست؛ که بحق بر تو می‌خوانیم. و خداوند (هیچ گاه) ستمی برای (احدی از) جهانیان نمی‌خواهد.» [۱۶]
شیخ طبرسی در تفسیر مجمع البیان می‌نویسد:
«و ما الله یرید ظلما للعالمین (خداوند بر جهانیان ستم نخواهد کرد) به اینکه عقابی را که استحقاق ندارند متوجه ایشان کند و یا ثوابشان را از مقدار استحقاق کم سازد.
زیرا آن کس که ستم می‌کند یا از اینروست که قبح و زشتی ظلم را نمی‌داند یا بجهه نیازی است که بستمگری دارد به اینکه از این راه از خود دفع ضرر کند یا نفعی را بخود جلب نماید و خداوند از جهل و نیاز و هر صفت نقصی پاک و منزه است و چگونه ممکنست بمردم ستم کند و حال آنکه خود همه آنها را آفریده و نعمتها بدیشان ارزانی داشته و نعمتهایی بس بزرگتر و عالیتر از این نعمتهای دنیا یعنی آخرت را بدیشان وعده نموده و مورد دسترسی ایشان قرار داده و خداوند جهت بی نیازی خود را از ظلم بیان می‌فرماید:
و لله ما فی السماوات و ما فی الأرض - (ملک و ملک آفرینش همه از اوست) و إلی الله ترجع الأمور- (بازگشت همه چیز بسوی حق است)» [۱۷]

۵. «وَ نَضَعُ الْمَوازینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیامَهِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً وَ إِنْ کانَ مِثْقالَ حَبَّهٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنا بِها وَ کَفی بِنا حاسِبینَ»
«ما ترازوهای عدل را در روز قیامت برپا می‌کنیم؛ پس به هیچ کس کمترین ستمی نمی‌شود؛ و اگر بمقدار سنگینی یک دانه خردل (کار نیک و بدی) باشد، ما آن را حاضر می‌کنیم؛ و کافی است که ما حساب کننده باشیم!» [۱۸]
آیه الله مکارم شیرازی در تفسیر این آیه شریفه می‌نویسد:
«این آیه شریفه، اشاره به حساب و جزای دقیق و عادلانه قیامت می‌کند تا افراد بی ایمان و ستمگر بدانند به فرض که عذاب این دنیا دامانشان را نگیرد مجازات آخرت حتمی است، و دقیقا تمام اعمالشان مورد محاسبه قرار می‌گیرد.
می‌فرماید:" ما ترازوهای عدل را در روز قیامت نصب می‌کنیم" (و نضع الموازین القسط لیوم القیامه).
" قسط" گاه به معنی عدم تبعیض، و گاه به معنی عدالت به طور مطلق می‌آید و مناسب در اینجا معنی دوم است.
جالب اینکه قسط در اینجا به عنوان" صفت" برای" موازین" ذکر شده ؛ این ترازوهای سنجش آن چنان دقیق و منظم است که گویی عین عدالت می‌باشد. و به همین دلیل بلافاصله اضافه می‌کند": به هیچکس در آنجا کمترین ظلم و ستمی نمی‌شود" (فلا تظلم نفس شیئا). نه از پاداش نیکوکاران چیزی کاسته می‌شود، و نه به مجازات بدکاران افزوده می‌گردد.
اما این نفی ظلم و ستم، مفهومش این نیست که در حساب دقت نمی‌شود بلکه" اگر به مقدار سنگینی یک دانه خردل کار نیک و بدی باشد ما آن را حاضر می‌سازیم" و مورد سنجش قرار می‌دهیم (و إن کان مثقال حبه من خردل أتینا بها).
" و همین قدر کافی است که ما حسابگر اعمال بندگان باشیم" (و کفی بنا حاسبین ).
در حقیقت در آیه فوق، با شش تعبیر مختلف، تاکیدی بر مساله حساب و کتاب دقیق روز قیامت شده است.
کلمه" موازین" آنهم به صورت جمع و سپس ذکر وصف" قسط" و به دنبال آن، تاکیدی بر نفی ظلم" فلا تظلم نفس " و پس از آن ذکر کلمه" شیئا" (هیچ چیز) و بعد مثال زدن به" دانه خردل" و سرانجام جمله" کفی بنا حاسبین " (کافی است که ما حسابگر باشیم). همه اینها دلیل بر این است که حساب روز قیامت فوق العاده دقیق و خالی از هر گونه ظلم و ستم می‌باشد.» [۱۹]

۶. «مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها وَ ما رَبُّکَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبیدِ»
«کسی که عمل صالحی انجام دهد، سودش برای خود اوست؛ و هر کس بدی کند، به خویشتن بدی کرده است؛ و پروردگارت هرگز به بندگان ستم نمی‌کند.» [۲۰]
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه شریفه می‌نویسد:
«" من عمل صالحا فلنفسه و من أساء فعلیها ..." یعنی عمل، قائم به صاحب عمل است، و بیانگر حال او است. اگر عمل صالح و مفید باشد خود او هم از آن سود می‌برد، و اگر مضر و بد باشد، خودش از آن متضرر می‌گردد.
پس این رفتار خدای تعالی که نفع عمل صالح را به صاحبش می‌رساند و او را ثواب می‌دهد، و ضرر عمل بد را نیز به صاحبش می‌رساند و عقابش می‌کند، اصلا ظلمی نیست، و چنان نیست که وضع شی ء در غیر موضعش باشد.
و اگر این روش از خدای تعالی ظلم باشد، باید در ثواب دادن میلیونها بنده و عقاب کردن میلیونها دیگر، در برابر میلیاردها عمل نیک و بد، ظلام بندگان باشد، ولی از آنجایی که گفتیم این روش ظلم نیست، پس خدای تعالی ظلام بندگان نمی‌باشد، و با این بیان روشن می‌شود که چرا فرمود" پروردگار تو ظلام بندگان نیست" و نفرمود:" پروردگار تو ظالم به بندگان نیست» [۲۱]
بیان عدل الهی و نفی ظلم از ساحت خداوند متعال، در آیات دیگری نیز آمده است. آیات ذیل، نمونه اینگونه آیاتند:
أ. «إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّهٍ وَ إِنْ تَکُ حَسَنَهً یُضاعِفْها وَ یُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظیماً»
«خداوند (حتی) به اندازه سنگینی ذره‌ای ستم نمی‌کند؛ و اگر کار نیکی باشد، آن را دو چندان می‌سازد؛ و از نزد خود، پاداش عظیمی (در برابر آن) می‌دهد.» [۲۲]
ب. «وَ مَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا یَخافُ ظُلْماً وَ لا هَضْماً»
«(اما) آن کس که کارهای شایسته انجام دهد، در حالی که مؤمن باشد، نه از ظلمی می‌ترسد، و نه از نقصان حقش» [۲۳]
ت. «مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذینَ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ مَا اللَّهُ یُریدُ ظُلْماً لِلْعِبادِ»
«و از عادتی همچون عادت قوم نوح و عاد و ثمود و کسانی که بعد از آنان بودند (از شرک و کفر و طغیان) می‌ترسم؛ و خداوند ظلم و ستمی بر بندگانش نمی‌خواهد.» [۲۴]
ث. «ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ أَیْدیکُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبیدِ»
«این بخاطر چیزی است که دستهای شما از پیش فرستاده (و نتیجه کار شماست) و بخاطر آن است که خداوند، به بندگان (خود)، ستم نمی‌کند.» [۲۵]
ج. «ما یُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَیَّ وَ ما أَنَا بِظَلاَّمٍ لِلْعَبیدِ»
«سخن من تغییر ناپذیر است، و من هرگز به بندگان ستم نخواهم کرد!» [۲۶]

ایمان به عدل الهی در روایات

در روایات اسلامی اهمیّت زیادی به عدل الهی و مسائل بسیاری که از آن سرچشمه می‌گیرد داده شده است به طوری که از مجموع آنها روشن می‌شود که مسأله عدل الهی مطلبی بوده که همه به آن اذعان داشته‌اند و از فطریات و ضروریات وجدان انسان‌ها محسوب می‌شود. با مرور برخی از این روایات، ایمان به عدل الهی مستحکم می‌گردد.
۱. امیرمؤمنان علی علیه السلام در نهج البلاغه می‌فرماید: «ارْتَفَعَ عَنْ ظُلْمِ عِبادِهِ، وَ قامَ بِالْقِسْطِ فی خَلْقِهِ، وَ عَدَلَ عَلَیْهِمْ فی حُکْمِهِ»: «برتر از آن است که بر بندگانش ظلم کند، و در میان بندگانش قیام به قسط و عدل نموده، و در حکمش عدالت را نسبت به آنها مراعات کرده است» [۲۷]
۲. در حدیثی که مرحوم علّامه مجلسی در کتاب التوحید بحارالانوار در توصیف پروردگار، از امام صادق علیه السلام آورده چنین می‌خوانیم: «هُوَ نُوْرٌ لَیْسَ فیهِ ظُلْمَهٌ، وَ صِدْقٌ لَیْسَ فیهِ کِذْبُ، وَ عَدْلٌ لَیْسَ فیهِ جَوْرٌ، وَ حَقٌّ لَیْسَ فیه باطِلٌ»: «خداوند نوری است که هرگز ظلمت در آن نیست و صدقی است که دروغ در آن راه ندارد، و عدالتی است که ظلم در آن وجود ندارد و حقی است که باطل در آن نیست» [۲۸]
۳. در دعای چهل و پنجم صحیفه سجادیّه چنین آمده است که امام علی بن الحسین علیه السلام خدا را چنین می‌خواند: «وَ عَفْوُکَ تَفَضُّلٌ وَ عُقُوبَتُکَ عَدْلٌ»: «خدایا! عفو تو تفضّل است و مجازاتت عین عدالت»
۴. در بسیاری از روایاتی که در منابع شیعه و اهل سنّت در مسائل مربوط به بطلان جبر و عقوبت‌های الهی آمده، نیز تعبیراتی دیده می‌شود که نشان می‌دهد مسأله عدل خداوند به عنوان یک مطلب قطعی مورد قبول همگان بوده، و تکیه استدلالات بر آن قرار داشته است، از جمله: در حدیثی می‌خوانیم که یکی از یاران امام صادق علیه السلام از آنحضرت پرسید: آیا خداوند بندگان را بر اعمالشان مجبور ساخته است؟ امام در پاسخ فرمود: «اللَّهُ اعْدَلُ مِنْ انْ یَجْبُرَ عَبْداً عَلَی فِعْلٍ ثُمَّ یُعَذِّبُهُ عَلَیْهِ»: «خداوند عادل تر از آن است که بنده‌ای را مجبور به کاری کند، سپس او را بر انجام آن مجازات نماید» [۲۹]
۵. از جمله دعاهایی که از ائمه معصومین علیهم السلام نقل شده، دعائی که در پایان نماز شب خوانده می‌شود و در آن آمده است: «وَ قَدْ عَلِمْتُ یا الهی انَّهُ لَیْسَ فی نَقِمِتکَ عَجَلَهٌ، وَ لا فی حُکْمِکَ ظُلْمٌ وَ انَّما یَعْجَلُ مَنْ یَخافٌ الْفَوْتَ، وَ انَّما یَحْتاجُ الَی الظُّلمِ الضَّعیفُ، وَ قَدْ تَعالَیْتَ یا الهی عَنْ ذلِکَ عُلُوّاً کَبیراً»: «خدای من! می‌دانم که در مجازات تو شتابزدگی نیست، و در داوریت ظلمی وجود ندارد کسی شتاب می‌کند که می‌ترسد فرصت از دست برود، و کسی ستم می‌کند که ضعیف و ناتوان است، و تو ای خدای من از اینها برتر و بالاتری» [۳۰]

ایمان به عدل الهی در آینه فقه

ایمان به عدل الهی تاثیر بسزایی در فقه دارد. ایمان به عدل الهی در فهم تکالیف شرعی و همینطور در عمل به این تکالیف الهی، موثر است.
توضیح آنکه، در فهم فقه و تکالیف شرعی بندگان که توسط خداوند متعال برای بشر قرار داده شده است، ایمان و اعتقاد به عدل الهی در استنباط بسیاری از احکام شرعی راهگشاست. به جهت اینکه بسیاری از وظایف بندگان در قرآن کریم نیامده است و در روایات رسیده از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) و اهل بیت (علیهم السلام) به بخش بزرگی از جزئیات احکام اشاره نشده است و در برخی موارد به بیان قاعده و معیار پرداخته‌اند. حال با توجه به موارد یاد شده، با تکیه بر اعتقاد صحیح به اصول پنجگانه اسلام و مبانی اساسی آن همانند عدل الهی، می‌توان برخی از وظایف شرعی مکلفین را فهم و استنباط نمود. از جانبی دیگر، ایمان و اعتقاد فرد مسلمان به عدالت الهی، وی را بر آن خواهد داشت تا به تکالیف و اوامر الهی عمل نماید. چنین شخصی یقین دارد که عمل به تکالیف شرعی بدون اجر و پاداش نخواهد ماند همانطور که ترک عمل به این تکالیف الهی، بدون مؤاخذه نخواهد بود، بنابراین با التزام و یقین به اوامر الهی عمل می‌نماید و منهیات الهی را ترک می‌کند.
عدل الهی جزو اصول دین نیست و انکار کننده آن کافر به حساب نمی‌آید بلکه از اصول مذهب به شمار می‌رود و این بدین معناست که منکر آن از مذهب برحق شیعه خارج می‌باشد.
فقهای شیعه در رساله‌های عمیلیه خود، کافر را اینگونه تعریف می‌نمایند:
کافر یعنی کسی که منکر خدا است، یا برای خدا شریک قرار می‌دهد، یا پیغمبری حضرت خاتم الانبیا محمد ابن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) را قبول ندارد، نجس است، و همچنین است اگر در یکی از اینها شک داشته باشد. و نیز کسی که ضروری دین یعنی چیزی را که مثل نماز و روزه، مسلمانان جزو دین اسلام می‌دانند منکر شود، چنانچه بداند آن چیز ضروری دین است و انکار آن چیز برگردد به انکار خدا یا توحید یا نبوت، نجس می‌باشد. [۳۱]
بنابراین طبق این تعریف، منکر عدل الهی، کافر به حساب نمی‌آید. البته انکار برخی احکام الهی که با عدالت خداوند متعال برای سعادت بشر وضع شده‌اند، همانگونه که از تعریف بالا استفاده می‌شود، موجب کفر خواهد بود. از این رو برخی مخالفت‌ها با احکام وزین اسلام همچون احکام ویژه زنان و مردان از قبیل دیه، ارث، قصاص و ... که به انکار این احکام بازگشت می‌کند، باعث خروج انسان از ولایت خداوندی و دخول در کفر و ولایت شیطان می‌گردد.

ایمان به عدل الهی در کلام بزرگان

شیخ صدوق در کتاب الاعتقادات درباره عدل می‌نویسد:
«اعتقاد ما در باب عدل آن است که حق تعالی ما را به عدل مأمور فرموده و خود معامله با ما بما فوق عدل یعنی تفضل نموده، دلیل آن قول الهی است در قرآن که: هر که نیکی آورده ده برابرش برای او است و هر که بدی آورد جزا داده نمی‌شود مگر مثل همان؛ و عدل آن است که ثواب عمل نیک را نیک دهند به همان قدر و جزای بد را بد به همان قدر و جناب نبوی صلی اللَّه علیه و آله فرمودند که: احدی داخل بهشت نمی‌شود به عمل خود مگر به رحمت حق عز و جل.» [۳۲]
شهید مطهری در کتاب عدل الهی می‌نویسد:
«از نظر اسلام شکی نیست که عدل الهی ، خود حقیقتی است ، و عدالت از صفاتی است که قطعا باید خداوند را به آنها موصوف بدانیم.» [۳۳]
حضرت آیه الله سبحانی در کتاب الملل و النحل درباره عدل الهی می‌نویسد:
«اگر گفته شود: آیا پروردگارت عادل و حکیم است؟ بگو: آری؛ زیرا او نه فعل قبیح انجام می‌دهد... و تمام کارهای او نیکو است. و او فعل قبیح انجام نمی‌دهد، به جهت این است که فعل قبیح از کسی صورت می‌پذیرد که جاهل به قبح آن باشد و یا اینکه به جهت حاجت و نیازی خاص، به انجام آن کار ناپسند روی آورده است؛ و خداوند متعال، به قبح کارهای ناپسند دانا است و بی نیاز از انجام آنهاست.» [۳۴]

نتایج ایمان به عدل الهی

آرامش روحی و روانی

عدل به عنوان یکی از صفات الهی، رابطه تنگاتنگی با نظام تربیتی اسلام در ابعاد مختلف، ازجمله معنویات، افکار، کمال انسان، عقائد، رفتار عمومی، امنیت روحی ـ روانی، امنیت و آرامش اجتماعی، تربیت و اخلاق فردی و اجتماعی و نوع نگرش انسان‌های معتقد و غیرمعتقد به عدل الهی دارد؛ به گونه‌ای که اگر شخص مسلمانی که در این نظام تربیتی زندگی می‌کند، به عدل الهی اعتقاد درستی نداشته باشد، آثار اخلاقی و تربیتی آن در زمینه زندگی فردی و اجتماعی او بروز نخواهد کرد. آرامش روحی و روانی انسان معتقد و مؤمن به عدل الهی، اولین دستآورد او خواهد بود.

خوف و رجا

خوف و رجا از اوصاف قلبی و نفسانی و وجود آن دو از ذاتیات و فطریات انسان است؛ اما در اشخاص دارای شدت و ضعف می باشد. مراد از خوف، خوف از غضب، سخط، عذاب‌های دنیوی و اخروی خداوند است و مراد از رجا نیز امیدواری رحمت، قرب و احسان خداوند در دنیا و رسیدن به مقام رضا و بهشت او در آخرت است.
نوع اثرگذاری اعتقاد به عدل الهی بر مناسبات بیم و امید از منظر چگونگی و میزان حاکمیت هر یک بر قلب انسان، قابل بررسی است یعنی این نسبت باید به میزانی باشد که هیچ یک از آن دو از کارآمدی، حرکت و عمل آفرینی دیگری نکاهد و هر دو در حالت تعادل، ابزاری برای عمل صالح و تقرب به سوی خداوند باشند. در هر صورت ایمان به عدل الهی، انسان را معتقد به تحقق وعده‌های خداوند درباره انسان‌های نیکوکار و بدکار خواهد کرد. چنین انسانی همیشه خوف از عذاب‌های وعده داده شده الهی و امیدوار به رحمت واسعه خداوندی و آسایش در بهشت موعود دارد. بنابراین از گناهان دوری کرده و بر کارهای نیک خود خواهد افزود.

راه‌های تقویت ایمان به عدل الهی

شبهه زدایی

از مهمترین راه‌های تقویت ایمان به عدل الهی، شبهه زدایی است. دشمنان اسلام و مذهب برحق شیعه با شبهه پراکنی در خصوص عدالت تشریعی خداوند همچون احکام ویژه زنان و مردان در ارث، قصاص، دیه و... ؛ و عدالت تکوینی خداوند همچون فقر و نارسایی‌های جسمی، حوادث طبیعی و... برآن هستند تا دین مردم را دستمایه تغییر سازند. پاسخگویی علمی، مستند و مستدل و منطقی به اینگونه شبهات می‌تواند مسلمانان را از شک و تردید در عدالت الهی و به تبع آن، انکار عدل الهی باز دارد.

رفتار عادلانه اهل ایمان

در روایتی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که فرموده‌اند:
«کُونُوا دُعَاهَ النَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ لِیَرَوْا مِنْکُمُ الِاجْتِهَادَ وَ الصِّدْقَ وَ الْوَرَع » [۳۵]
امام صادق علیه السّلام فرمود: «با غیر زبان خویش مردم را (به کیش و مذهب خود) دعوت کنید، مردم باید ورع و کوشش و نماز و خیر شما را ببینند»
بنابراین رفتار اهل ایمان، خود دعوت کننده دیگران به ایمان می‌باشد. حال اگر رفتار اهل ایمان، رفتاری ناپسند بود، نه تنها باعث تشویق دیگران به ایمان نخواهد بود بلکه آنان را از ایمان و اهل ایمان دور خواهد ساخت. در این خصوص، اگر رفتار مؤمنان به عدل الهی پسندیده و مطابق دستور دین اسلام باشد، دیگران را به ایمان به عدالت خداوند تشویق می‌نماید.

خود سازی و پاکسازی درونی

از مهم‌ترین اهداف نظام تربیتی اسلام، پرهیزکاری یا رسیدن قرب الهی است. ازجمله مؤلفه‌هایی که در نظام اعتقادی اسلامی برای دستیابی به این هدف و کارا نمودن آن نظام کمک می کند، اعتقاد به عدل الهی است. گرچه عدل از اصول دین است، اثر رفتاری و گفتاری اعتقاد به آن ـ که همان نزدیکی به مرزهای تقوا است ـ در رفتار و گفتار انسانی مورد نظر است؛ از این رو قرآن کریم می فرماید:
«یَا أ یُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاء بالقِسْطِ وَلاَ یَجْر مَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْم عَلَی أ لاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أ قْرَبُ لِلتَّقْوَی وَاتَّقُواْ اللّهَ إ نَّ اللّهَ خَبیرٌ بمَا تَعْمَلُونَ»
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، برای خدا به داد برخیزید [و] به عدالت شهادت دهید و البته نباید دشمنی گروهی، شما را بر آن دارد که عدالت نکنید. عدالت کنید که آن به تقوا نزدیک تر است و از خدا پروا دارید که خدا به آنچه انجام می دهید آگاه است.» [۳۶]
این آیه در مورد وقوع خطر احتمالی و یکی از آفات کارآیی تربیت فردی و اجتماعی، یعنی پیروی از هوای نفس در هنگام ادای شهادت و راهکار جلوگیری از آن سخن می‌گوید و سفارش می‌کند در مقام شهادت، از دخالت دادن کینه‌های گذشته خودداری کنید.
پس از نهی از دخالت اغراض شخصی در مقام شهادت، جمله «عدالت کنید که آن به تقوا نزدیک تر است» بر شهادت به قسط متفرع شده و نتیجه آن قرار گرفته است. البته عدالت در آیه، عدالت در مقام شهادت است؛ اما از آنجا که چنین عدالتی ثمره عملی اعتقاد به عدل الهی است و این رابطه از فطرت نوع انسان که همان عدالت جویی و عدالت دوستی اوست، نشئت می‌گیرد و چنین عدالتی یکی از نمودهای عدل الهی است، در نتیجه اثر اخلاقی و تربیتی اعتقاد به عدل الهی در بُعد تقریب و دستیابی به تقوا به طور غیرمستقیم ظاهر می‌گردد.

تفکر در صفات خدا و نظام آفرینش

در اسلام مسائل اعتقادی از مسائل علمی جدا نیست، توجّه به اوصاف الهی سبب می‌شود که انسان چشم دل را عمیقاً به آن نقطه کمال مطلق بدوزد و سعی کند در سیر درونی و برونی خود را به او نزدیک و نزدیکتر سازد، و این نزدیکی سرانجام سبب تخلّق به اخلاق الهی و انعکاس صفات او در اخلاق و عمل انسان می‌شود.
بنابراین هر قدر انسان به او نزدیک تر شود، این صفات در او قوی تر می‌گردد، مخصوصاً در مسأله عدل الهی، این عقیده در فرد فرد مسلمانان و جوامع اسلامی اثر می‌گذارد و آنها را به سوی مدیریت صحیح در کارها، و برافراشتن پرچم عدل و داد، نه تنها در کشورهای اسلامی که در کل جهان دعوت می‌کند.

منابع برای مطالعه بیشتر

۱. آیت الله جعفر سبحانی، ایمان به عدل الهی، مرکز فرهنگ قرآن
۲. آیت الله جعفر سبحانی، مفاهیم القرآن، جلد10
۳. کبری مجیدی بیدگلی، عدل الهی و حسابرسی الهی، مرکز فرهنگ قرآن
۴. مرتضی مطهری، عدل الهی، انتشارات صدرا، چاپ هفتم، آبان 1372
۵. آیت الله ناصر مکارم شیرازی، پیام قرآن، جلد۴، دار الکتب الاسلامیه - تهران، چاپ نهم، ۱۳۸۶ ه.ش
۶. آیت الله جعفر سبحانی، عدل الهی و قضا و قدر، درسهایی از مکتب اسلام، شهریور ۱۳۷۸، شماره6
۷. آیت الله جعفر سبحانی، جلوه‌های عدل الهی در تشریع و تقنین، درسهایی از مکتب اسلام، خرداد ۱۳۷۸، شماره3
۸. آیت الله جعفر سبحانی، عدل الهی و کاستی‌ها و نارسایی‌ها، درسهایی از مکتب اسلام، مهر ۱۳۷۸، شماره7
۹. سید حسن افتخار زاده، شرور و عدل الهی، سفینه، تابستان ۱۳۹۵، شماره 51
۱۰. اسماعیل تاج بخش؛ فاطمه پور رشتی، عدل الهی و شرور و آفات در نظام هستی، سفینه، پاییز ۱۳۹۵، شماره 52
۱۱. غلامحسین توکلی، عدل الهی، نقد و نظر، بهار و تابستان ۱۳۸۲، شماره ۲۹ و30
۱۲. سید حسن سعادت مصطفوی، پژوهشهای نهج البلاغه، پاییز ۱۳۹۱، شماره 35
۱۳. سعید ضیائی فر، گونه‌های بهره گیری از عدالت در فقه و اجتهاد، پژوهش‌های فقهی، تابستان ۱۳۹۳، شماره2

فهرست منابع

۱. قرآن کریم
۲. نهج البلاغه
۳. مکارم شیرازی، ترجمه قرآن، دار القرآن الکریم(دفتر مطالعات تاریخ ومعارف اسلامی)، قم ، ۱۳۷۳ ش ، چاپ دوم.
۴. علامه مجلسی، بحار الأنوار، دار إحیاء التراث العربی ، بیروت ، ۱۴۰۳ ق ، چاپ دوم .
۵. علامه طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان ، سید محمد باقر موسوی همدانی ، دفتر انتشارات اسلامی جامعه ی مدرسین حوزه علمیه قم ، ۱۳۷۴ ش ، چاپ پنجم .
۶. طبرسی ، ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، انتشارات فراهانی ، تهران، چاپ اول ، ۱۳۶۰ ش .
۷. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه ، دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول، تهران ، ۱۳۷۴ ش
۸. ابن بابویه، الأمالی (للصدوق)، اعلمی - بیروت، چاپ: پنجم، ۱۴۰۰ق / ۱۳۶۲ش.
۹. مرتضی مطهری، عدل الهی، انتشارات صدرا، چاپ هفتم، آبان 1372
۱۰. آیت الله ناصر مکارم شیرازی، پیام قرآن، جلد۴، دار الکتب الاسلامیه - تهران، چاپ نهم، ۱۳۸۶ ه.ش.
۱۱. نرم افزار مجموعه آثار آیه اللّه جعفر سبحانی، الملل والنحل، جلد2
۱۲. واحد حوزه دین پژوهی خبرگزاری فارس، مقاله عدل الهی و کارآمدی نظام تربیتی اسلام، لینک: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920702001691
۱۳. پژوهشکده تحقیقات اسلامی ، فرهنگ شیعه ، انتشارات زمزم هدایت ، قم ، ۱۳۸۶ ش ، چاپ دوم
۱۴. آیت الله جعفر سبحانی، ایمان به عدل الهی، مرکز فرهنگ قرآن
۱۵. آیت الله جعفر سبحانی، مفاهیم القرآن، جلد10
۱۶. کبری مجیدی بیدگلی، عدل الهی و حسابرسی الهی، مرکز فرهنگ قرآن
۱۷. مرتضی مطهری، عدل الهی، انتشارات صدرا، چاپ هفتم، آبان 1372
۱۸. آیت الله ناصر مکارم شیرازی، پیام قرآن، جلد۴، دار الکتب الاسلامیه - تهران، چاپ نهم، ۱۳۸۶ ه.ش
۱۹. آیت الله جعفر سبحانی، عدل الهی و قضا و قدر، درسهایی از مکتب اسلام، شهریور ۱۳۷۸، شماره6
۲۰. آیت الله جعفر سبحانی، جلوه‌های عدل الهی در تشریع و تقنین، درسهایی از مکتب اسلام، خرداد ۱۳۷۸، شماره3
۲۱. آیت الله جعفر سبحانی، عدل الهی و کاستی‌ها و نارسایی‌ها، درسهایی از مکتب اسلام، مهر ۱۳۷۸، شماره7
۲۲. سید حسن افتخار زاده، شرور و عدل الهی، سفینه، تابستان ۱۳۹۵، شماره 51
۲۳. اسماعیل تاج بخش؛ فاطمه پور رشتی، عدل الهی و شرور و آفات در نظام هستی، سفینه، پاییز ۱۳۹۵، شماره 52
۲۴. غلامحسین توکلی، عدل الهی، نقد و نظر، بهار و تابستان ۱۳۸۲، شماره ۲۹ و30
۲۵. سید حسن سعادت مصطفوی، پژوهشهای نهج البلاغه، پاییز ۱۳۹۱، شماره 35
۲۶. سعید ضیائی فر، گونه‌های بهره گیری از عدالت در فقه و اجتهاد، پژوهش‌های فقهی، تابستان ۱۳۹۳، شماره2
۲۷. شیخ صدوق-ترجمه از حسنی، الاعتقادات(ترجمه)، انتشارات اسلامیه - تهران، چاپ: اول، ۱۳۷۱ ش.
۲۸. تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، دفتر تبلیغات - ایران ؛ قم، چاپ: اول، ۱۳۶۶ش.
۲۹. طوسی، محمد بن الحسن، مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، مؤسسه فقه الشیعه - بیروت، چاپ: اول، ۱۴۱۱ ق.
۳۰. طبرسی، علی بن حسن، مشکاه الأنوار فی غرر الأخبار، المکتبه الحیدریه - نجف، چاپ: دوم، ۱۳۸۵ق / ۱۹۶۵م / ۱۳۴۴ش.

پانویس

  1. تفسیر صافى ذیل آیه 9 سوره الرحمن
  2. بقره، 216
  3. غررالحکم، ص102
  4. شیخ صدوق، امالی، ص446
  5. حدید، 25
  6. اعراف، 29
  7. بقره، 184
  8. بقره، 178
  9. حج، 78
  10. یونس، 44
  11. علامه طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج 10، ص97
  12. کهف، 49
  13. طبرسی، ترجمه مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج 15، ص76
  14. روم، 9
  15. علامه طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج 16، ص239
  16. آل عمران، 108
  17. شیخ طبرسی، ترجمه مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج 4، ص198
  18. انبیاء، 47
  19. آیه الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 13، ص 419
  20. فصّلت، 46
  21. علامه طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج 17، ص607
  22. نساء،40
  23. طه،112
  24. غافر، 31
  25. آل عمران، 182
  26. ق، 29
  27. نهج البلاغه، خطبه 185
  28. بحارالانوار، ج 3، صفحه 306، حدیث 44، باب 13
  29. بحارالانوار، جلد 5، صفحه 51، حدیث 83.
  30. مصباح المتهجّد شیخ طوسى، صفحه 173( دعاهاى بعد از نماز شب).
  31. رساله توضیح المسائل امام خمینی (ره)
  32. شیخ صدوق، ترجمه الاعتقادات، ص 82
  33. مرتضی مطهری، عدل الهی، ص49
  34. آیه الله جعفر سبحانی، الملل والنحل، ج 7، ص483
  35. مشکاه الأنوار فی غرر الأخبار، ص 46
  36. مائده، 8