کتابخانه:اهمیت انتخابات و نقش مردم از دیدگاه حضرت امام خمینی

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
اهمیت انتخابات و نقش مردم از دیدگاه حضرت امام خمینی (ره)
مشخصات کتاب
Ahammiyate-entekhabat-emam.jpg
نویسنده روح الله موسوی خمینی
زبان فارسی
ناشر موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۸۷
دانلود HTML

اهمیت انتخابات و نقش مردم

برنامه ما این است که رجوع کنیم به آرای عمومی، به آرای مردم.
قوای انتظامی را کنار بگذاریم؛ خود مردم را، محول کنیم تنظیم انتخابات را به دست خود جوانهای مردم. در هر شهری جوانها خودشان؛ که قوای انتظامی، شهربانی، شهرداری همه کنار بروند. آن کسی که دخالت می‌خواهد بکند برای حفظ صندوق آرا و امثال ذلک، خود ملت باشد. در هر شهری به حَسَب اقتضای آن شهر عده‌ای را معتمدین آن شهر، مطلعین و دلسوزهای برای مملکت ، عده‌ای را تعیین کنند که نظارت کنند در این. حفاظت کنند این صندوقها را و نظارت کنند آرا را. مردم یکی را تعیین کنند برای این که رئیس جمهور باشد، ما هم رأیمان را علناً به مردم اظهار می‌کنیم که آقا آنکه من می‌خواهم این است؛ شما میل دارید به این رأی بدهید، میل دارید هم خودتان آزادید. قهراً مردم وقتی آزاد هستند یک نفر صالحرا انتخاب می‌کنند و آرای عمومی نمی‌شود خطا بکند. یکوقت یکی می‌خواهد یک کاری بکند اشتباه می‌کند، یکوقت یک مملکت سی میلیونی نمی‌شود اشتباه بکند. کسی بگوید خوب لَعلَّ یک آدمِ غلطیرا گذاشتند؛ اگر غلطی را گذاشتند، قدم اول را که برداشت همین ملت عزلش می‌کنند تمام می‌شود. ما می‌گوییم که باید رئیس یک مملکتی را خود ما، خود جمعیت، خود ملت تعیین کند. قهراً وقتی که یک ملتی می‌خواهد یک کسی را برای سرنوشت مملکت خودش تعیین کند، این یک آدم صحیح را تعیین می‌کند نه یک آدم فاسدی را؛و قهراً اشتباه در سی میلیون جمعیت نخواهد شد.
یکی از مهمترین وظایف اولیه جمعی که پس از سقوط شاه مسئولیت امور را به دست می‌گیرند، فراهم کردن شرایط انتخابات آزاد است که به هیچ وجه اِعمال قدرت و نفوذ از هیچ طبقه و گروهی در انتخابات نباشد.
ملت شریف و مبارز ایران! دشمنان اسلام و نهضت، در خارج و داخل، تبلیغات زهرآگین خود را شروع کردند، و چنین وانمود می‌کنند که مردم در این انتخابات بی‌تفاوتند و به سردی و سستی گراییده‌اند. می‌خواهند شما را متهم کنند که از جمهوری اسلامی رو برگردانیده‌اید. از شما ملت مبارز انتظار دارم که با شرکت همگانی خود یاوه‌سرایان را رسوا کنید.
روز سرنوشت‌سازی است. می‌خواهید زمام کشور را به یک کسی بدهید که مؤثر است در مقدرات کشور شما. سهل‌انگاری نکنید، و به پای صندوقها بروید، و با هم اجتماع کنید، و کسی که لایق برای این مقام است و دارای آن صفاتی است که سوء سابقه نداشتن،و ابستگی به رژیم سابق نداشتن، اینها از اموری است که باید ملاحظه بشود. و آقایان نباید سستی کنند در رفتن. به پای صندوق بروند.
لکن به کسی که این صفات را دارد رأی بدهند.
ممکن است که اگر شماها یا سستی کنید برای یک همچو امر مهمی و طوری باشد که به نظر بیاید که بی‌تفاوتید ـاگر شد؛ بروید رأی بدهید، اگر نشد نروید و یا گروه‌های شما با هم اختلاف پیدا بکنند، ممکن است اشخاصی که لایق این مقام نباشند به این مقام برسند. این امری است که بسته به نظر خودتان و باید با تمام قوا جدیت کنید که سرنوشت اسلام و مسلمین را به دست کسی که لایق برای این مقام نباشد، ندهید. و من امیدوارم که با اتکال به خدا این مطلوب هم حاصل بشود. و از خدای تبارک و تعالی سلامت و توفیق و رفاه ملت را خواستارم.
در این موقع که به خواست خداوند متعال یکی دیگر از مراحل استقرار نظام جمهوری اسلامی در دست تحقق است؛ و ملت مبارز بیدارِ ایران در صدد تعیین و انتخاب رئیس جمهور می‌باشد ، لازم است تذکراتی داده شود:
۱. با اینکه در این دوره به حسب قانون اساسی مصوب از ناحیه ملت، تصدیق صلاحیت رئیس جمهور و واجد بودن شرایط او به عهده اینجانب است، به واسطه بعضی مصالح و جهات لازم‌المراعاة، از آن جمله وضع استثنایی که کشور دارد، لازم است در این امر مهم حیاتی تأخیر نشود. از طرفی شناسایی بیش از ۱۲۰ نفر محتاج به زمانی طولانی است؛ و تأخیر در این حالِ استثنایی به صلاح ملت و کشور نیست، به این جهت و جهات دیگر اینجانب امر صلاحیت و انتخاب را به ملت واگذار نمودم که خود سرنوشت خود را تعیین کنند.
۲. در دوره‌های آینده که ان‌شاءاللّه استقرار کامل حاصل شد، به حسب قانون اساسی باید این امر به وسیله شورای نگهبان عمل؛ و آنان هستند که باید تشخیص صلاحیت رئیس جمهور را به حسب موازین قانونی بدهند.
۳. اینجانب از ملت شریف ایران تقاضا می‌کنم که در این امر مهم حیاتی، سستی و بی‌تفاوتی از خود نشان ندهند. و انتظار دارم همان طوری که با شور و شعف به پای صندوقهای رأی برای تصویب جمهوری اسلامی رفتند، در این امر نیز با جدیت و علاقه به اسلام، شرکت کنند؛ که خداوند متعال با آنان است و پیروزی نصیب ملت شریف مسلمان است.
۴. ملت شریف با کمال هوشیاری و توجه به توطئه‌ها و بندوبستها که در دست اجراست، و می‌خواهند نگذارند ملت در این مرحله مهم پیروز شود، و در صدد ایجاد انحراف هستند ، مراعات شرایطی را که در قانون اساسی ذکر شده است با کمال دقت بنمایند.
فردا روز جمعه است و روز مبارک در ماه مبارک. تولد با سعادت رسول اکرم در او اتفاق افتاد. و باز مبارک است از باب اینکه ملت ما به یک آرزوی دیگری که داشتند رسیدند و آن تعیین رئیس جمهور. در این زمینه من چند تا مطلب دارم که اگر آن مطالب تحقق پیدا بکنند، من خوشحال می‌شوم و بیماری من هم مهم نیست اینقدر.
یکی اینکه فردا همه ملت بی‌استثنا به پای صندوقها بروند.
بی‌عنایتی نکنند به یک مطلبی که کشور آنها به آن احتیاج دارد.
سرنوشت ملت و اسلام به او بسته است. همچو نباشد که اگر یک کسی مثلاً میل داشت رئیس جمهور بشود و حالا احتمال می‌دهدکه نشود، کنار برود. یا اشخاصی که با او رفیق هستند کنار بروند و رأی ندهند. بهتر این است که آنهایی که می‌دانند که نمی‌شوند ، آنها متصل بشوند به بعض آنهایی که می‌دانند می‌برند. تا این که ان‌شاءاللّه یک رأی کافی تحقق پیدا کند و ما سرشکسته نشویم به اینکه ملت اعتنایی به این مسائل ندارد. اعتنایی به سرنوشت خودش و سرنوشت اسلام ندارد. همه با هم به پای صندوق بروید. مطلب دیگر اینکه پای صندوقها که می‌روید اینطور نباشدکه با هم اختلاف پیدا بکنید یک مسأله‌ای است که برای کشور است. هر یک از اینها که ببرند، برای کشور لابد خدمت خواهند کرد. و اگر خدمت نکنند ملت هست و آنها را بر کنار خواهد کرد.
از این جهت به طور خصمانه با هم رفتار نکنید. برادر باشید با هم.
اگر یکی رئیس جمهور شد، شما هم به او اعانت کنید. اینطور نباشد که قبل از اینکه رئیس جمهور بشود بریزید به جان هم. فردا پای این صندوقها بریزید به جان هم. یا بعض از قشرها شرکت نکنند. من از همه قشرهای ملت، چه فارس، چه ترک و چه کرد و چه بلوچ و چه ترکمن و چه بختیار[ی] و چه سایر قشرهایی که و طوایفی که هستند در ایران، از اینها تقاضا می‌کنم، عاجزانه تقاضا می‌کنم که طوری نکنید که در خارج منعکس بشود که شما یک مردمی هستید که تربیت اسلامی ندارید. شما یک مردمی هستیدکه با هم سردنیا نزاع می‌کنید. ریاست جمهور[ی] چیزی نیست که شما به آن اهمیت بدهید. اگر ریاست جمهور خوب باشد، آن است که خدمت به ملت می‌کند و اگر بد باشد، آن است که راه جهنم را باید بپیماید. خیلی در صدد این نباشید که برای خاطر اینکه یکی بیشتر می‌خواهد رأی ببرد، یکی کمتر می‌خواهد رأی ببرد به هم بریزید و جنگ و نزاع باشد، و اسباب ناراحتی همه را فراهم کنید. و من هم که اینجا هستم و در بیمارستان هستم از این جهت، ناراحت و ناراضی باشم. یکی دیگر اینکه بعد از این که رئیس جمهور به مبارکی ان‌شاءاللّه تعیین شد، هر کس باشد ، دیگران قهر نکنند و عقب بنشینند. کشور، کشور خود شماست.
رئیس جمهور باشید، کشور است. پاسبان باشید، کشور است.
طلبه مثل من باشید، کشور خود شماست. بعد از اینکه رئیس جمهور تعیین شد همه اعانت کنید از او. همه وارد بشوید در کار و اعانت کنید از او. کنار ننشینید. قهر نکنید و رشد خودتان را نشان بدهید به دنیا که شما رشید هستید، و شما می‌توانید که یک مملکتی را با هم اداره بکنید.
تا آنجایی که من شاهد انتخابات در ایران بودم، از زمان قبل از رضاشاه، سالهای طولانی که شاهد بودم انتخابات را، انتخاب آزاد در ایران نبود. منتها انتخابات یکوقت با زور خوانین بلاد و مالکین بلاد انجام می‌گرفت، و زمان رضاشاه که دست آنها کوتاه شد ، تحت کنترل رضاشاه بود، و دیگر مجلسی در کار نبود به جز انتصاباتی که از اشخاص معلوم، و در زمان محمدرضا بدتر از ا و شد. من می‌توانم ادعا کنم که انتخابات در این سال، تنها انتخاباتی است که به رأی مردم و بدون فشار کسی و بدون اینکه دخالت داشته باشند اشخاص در آرای مردم، انجام خواهد گرفت. لکن من از همه قشرها، از همه ملت می‌خواهم که آداب اسلامی خودشانرا نسبت به همه امور، خصوصاً در انتخابات حفظ کنند. و مبادا خیال کنند که مبارزات انتخاباتی عبارت از این است که به دیگران بد بگویند و کارشکنی بکنند. البته دعوت به انتخاب اشخاص مانع ندارد، لکن توجه داشته باشند که همان طور که در انتخاب رئیسجمهور، به آن سلامت و به آن آرامش و به آن خوبی گذشت ـکه نمونه بود در ایران من امید آن دارم که در این انتخابات هم به همان طور بگذرد. و همه با هم برادروار در یک مقصد باشیم. در یک مقصد باشید. و خداوند را شاهد بدانید، و ناظر بدانید، و نهضت را لکه‌دار نکنید.
دشمنها درصددند که خرده‌گیری کنند. و من امیدوارم که خداوند همه شما را تأیید کند. و همه با سلامت این انتخابات را هم بگذرانید و بعد را هم همینطور.
من در ایام آخر عمر با امیدواری کامل و سرافرازی از نبوغ شما به سوی دار رحمت حق کوچ می‌کنم. سرفرازی و مباهات آنگاه به حد کمال خواهد رسید که در انتخابات مجلس شورای اسلامی ، چون انتخابات ریاست جمهوری کمال رشد انسانیاسلامی خود را نشان دهید. شما ای ملت عزیز که برای خدا و جلب رضای او بپاخاستید و با تأیید و توفیق ذات مقدسش به پیروزی معجزه‌آسا رسیدید، اکنون نیز در این مرحله که مقام امتحان است کوشش کنید که مصالح اسلام و کشور اسلامی را فدای منافع شخصی یا گروهی نکنید. من انتظار دارم که وحدت کلمه خود را حفظ و در انتخاب وکلای خود رضای حق را بر رضای خود مقدّم دارید.
در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی، دو چیز موجب نگرانی اینجانب است:
۱. خوف آن دارم که در اثر تبلیغات دامنه‌دار دشمنان نهضت اسلامی و مخالفان جمهوری اسلامی که در ظرف این یک سال با هر وسیله ممکن به تضعیف آن کوشا بوده‌اند، و اخیراً که قدم آخر پیروزی را ملت عزیز هوشیار بر می‌دارد، تبلیغات و شایعه‌سازیها به اوج خود رسیده، و چون خود و الهام‌دهندگان خود را در آستانه شکست نهایی یافته‌اند از هیچ تشبثی دست‌بردار نیستند که جوانان عزیز ما که به همت والای خود نهضت اسلامی را پیش برده‌اند، در این مرحله نهایی سردی و سستی از خود نشان دهند و تحت تأثیر این شایعه‌ها واقع شوند، و از شرکت در این امر حیاتی اسلامی خودداری کنند. اینجانب که عمر نالایق خود را برای خدمت به اسلام و ملت شریف در طَبَق اخلاص تقدیم می‌کنم ، امید است تقاضای متواضعانه و استدعای خیرخواهانه‌ام را بپذیرید، و با شرکت عمومی خود در انتخابات، قطع امید دشمنان جمهوری اسلامی و وابستگان به رژیم منحط سابق و هواخواهان آن؛ خصوصاً دولت امریکای ستمکار را بنمایید.
عزیزان من! که امید نهضت اسلامی به شماست، در روز تعیین سرنوشت کشور بپاخیزید، و به صندوقها هجوم آورید و آرای خود را در آنها بریزید، و با کمال آرامش و مراعات کامل اخلاق انسانیاسلامی، این امر مشروع را انجام دهید. من نیز با حال نقاهت، خود را برای شرکت مهیا می‌نمایم.
۲. من در این مرحله حساس ایران‌ساز، چشم امیدم به شما ملت بزرگ است؛ و انتظار روز موعود را می‌کشم که ملت عزیز با همت والای خود، پیروزی نهایی را به دست آورد.
اخیراً لازم است مطلب مهم دیگر را تذکر دهم تا با مراعات آن از هر گونه تقلب اشخاص فاسد جلوگیری شود. لازم است در تهران که باید به سی نفر رأی داد و در شهرستانهایی که چند نفر مورد انتخاب است، انتخاب‌کنندگان قبل از رفتن به سر صندوق انتخابات، منتخبین خود را با تحقیق و دقت کامل روی یک ورقه بنویسند که در وقت رأی‌دادن، با ذهن حاضر رأی بدهند. و لازم است که خودشان مستقیماً رأی خود را به صندوق بیندازند و به احدی اعتماد نکنند که فرصت‌طلبان در کمینند. کسانی که سواد نوشتن ندارند، قبلاً به شخص مطمئنی مراجعه کنند و منتخبین خود را به او بگویند تا در ورقه بنویسند؛ پس از آن ورقه را به یکیدو نفر مورد اطمینان بدهند بخواند که اشتباهی رخ ندهد و از خیانت و تقلب مصون باشد. لازم است از اوراقی که دیگران به آنان می‌دهند، جداً اجتناب کنند.
این تلخی مطالب و بی‌بند و باری انتخابات و مجلس و امثال ذلک شاید یکوقت اسباب این بشود که بعضیها گمان کنند که خوب حالا هم مثل آن وقت. به اصطلاح آدم مارگزیده از ریسمان خط و خالدار هم می‌ترسد و ملت ما مارگزیده است. استعمار گزیده است. خان گزیده است و محمدرضا و رضاخان گزیده است. از این جهت یکوقت می‌بینی که در ذهنشان می‌آید که خوب این هم مجلسی مثل آن مجلسها. لکن همه باید بدانند که امروز هیچ قدرتی نیست که بتواند یک وکیل را تحمیل کند. از رئیس جمهور گرفته تا ارتش، تا شهربانی، ژاندارمری، خانها هم که دیگر چیزی از آنها باقی نمانده است. و اشراف و اعیان هم همین طور.
متنفذینی هم نداریم. هیچ کس الآن در ایران، هیچ مقامی در ایران نیست که قدرت این را داشته باشد که یک وکیل تحمیل کند.
بنابراین، امروز مسئولیت به عهده ملت است. ملت اگر کنار بنشینند، اشخاص مؤمن، اشخاص متعهد کنار بنشینند، و اشخاصی که نقشه کشیده‌اند برای این مملکت از چپ و راست ، آنها وارد بشوند در مجلس، تمام مسئولیت به عهده ملت است. هر قدمی که بر ضد اسلام بردارند، در نامه اعمال ملت نوشته می‌شود. هر کاری که انجام بدهند مسئولیتش متوجه ملت است.
امروز سرنوشت اسلام و سرنوشت مسلمین در ایران و سرنوشت کشور ما به دست ملت است. و اگر مسامحه کنند در این امر ، اهمال کنند، نروند و رأی ندهند، مسئولیت متوجه خود آنهاست عیناً. و اگر بروند و در تشخیص مسامحه کنند و اشخاص متعهد مسلم، کسانی که برای کشور و برای اهالی کشور ارج قائل هستند ، کسانی که نمی‌خواهند زمام امور کشور ما به دست چپ بیفتد یا به دست راست بیفتد، این اشخاص را چنانچه تعیین کنند، به تکلیف خودشان عمل کرده‌اند. و چنانچه مسامحه در این امر کنند و آنها پیش ببرند، آنهایی که می‌خواهند ما را به زنجیر چپ و راست بپیوندند و ما را اسیر کنند در دست قدرتهای بزرگ، اگر آنها پیش ببرند و شما ساکت باشید، تمام مسئولیت متوجه شماست. امروز مسئولیت بزرگی به عهده همه ماست.
من آن مقداری که قدرت دارم برای گفتن، در عین حالی که حال من حال نقاهت است، احساس وظیفه می‌کنم و به ملت عرض می‌کنم. و اگر ملت به این حرف گوش نکرد، من حجت دارم. فردا در پیشگاه خدای تبارک و تعالی، از ما سؤال خواهد شد. من عرض می‌کنم در آنجا که من به ملت، مصالح و مفاسد را گفتم. من گفتم به اینکه اگر شما مسامحه کنید، آنهایی که می‌خواهند شما را به بند بکشند، آنهایی که با اسلام مخالفند ، آنهایی که با جمهوری اسلام از اول تا حالا مخالفت کرده‌اند، اینها خواهند پیش برد. و اگر خدای نخواسته، آنها پیش ببرند و مملکت ما باز برگردد به حالی که سابق بود، یا به دست چپیها بیفتد، یا به دست راستیها بیفتد، تمام مسئولیتش به عهده شماست. امروز مثل زمان سابق نیست. مثل زمان رژیم سابق نیست. رژیم سابق شما نمی‌توانستید. قدرت نداشتید. امروز قدرت دارید برای این که حفظ کنید حیثیت اسلام را و حفظ کنید مصالح کشور را و حفظ کنید استقلال خودتان را و حفظ کنید آزادی خودتان را. اگر مسامحه کنید، مسئول هستید پیش خدای تبارک و تعالی. اگر نرویدو رأی ندهید و آنها که جدیت دارند به اینکه وارد بشوند در مجلس و به هم بزنند اوضاع ایران را، آنها خدای نخواسته بروند ، مسئولیتش به عهده شماست مستقیماً. مسئولیتْ همه طبقات دارند. مراجع مسئولند. علما مسئولند. ائمه جماعت مسئولند ، خطبا مسئولند. تجار مسئولند. بازرگانان مسئولند. دانشگاهیها مسئولند. طلاب علوم دینیه مسئولند. کارگرها مسئولند. همه مسئولند. تمام قشرهای مملکت امروز مسئولند. امروز روزی است که آنهایی که از اول تا حالا مخالف با جمهوری اسلامی بودند، مخالف با اسلام بودند، اسلام را مخالف مقاصد خودشان می‌دیدند، آنها به دست و پا افتاده‌اند و دارند تبلیغات می‌کنند. اگر مؤمنین کنار بروند، آنهایی که متعهد به اسلام هستند کنار بروند و اینها بیایند و قبضه کنند، مثل صدر مشروطه که رفتند کنار اشخاصی که متعهد بودند، و قبضه کردند مشروطه را آنهایی که متعهد به اسلام نبودند. اسلام را به آنجا کشاندند که همه دیدید.
اگر در صدر مشروطه علما آمده بودند در میدان، مؤمنین آمده بودند، روشنفکرهای متعهد آمده بودند و مسلمانهای متعهد آمده بودند و قبضه کرده بودند مجلس را، و نگذاشته بودند که دیگران بیایند مجلس را بگیرند، ما به این روزگار نمی‌رسیدیم. ما مملکتمان خراب نمی‌شد. ما عزتمان از بین نمی‌رفت. لکن شیاطینی که در آن وقت بودند، بیخ گوش اینها خوانده‌اند که شما در سیاست داخل نشوید. سیاست است این. شما را به سیاست چه و آنها باور کردند که خیرخواهند. امروز هم همین مسائل ممکن است در یک قشرهایی پیش بیاید، که بگویند ما چه کار داریم به این کارها. این کارها مال اشخاصی است که خودشان می‌کنند. باید همه بدانند که همه‌تان مسئولید. همه معاقب هستید.
فردا در پیشگاه خدای تبارک و تعالی نه ملاّ حجت دارد اگر عمل نکند، و نه کاسب حجت دارد اگر عمل نکند، و نه زارع حجت دارد اگر عمل نکند، و نه دانشگاهی و نه دانشجو و نه طلاب علوم دینیه. کارگر و کارفرما، همه در پیشگاه خدای تبارک و تعالی مسئول هستید، و در پیشگاه ملت و نسلهای آتیه هم مسئول هستید. گمان نکنید که به ما چه کار دارد. خیر، همه چیز به شما مربوط است. امروز مثل زمان سابق نیست که بگویید که ما قدرت نداشتیم، نمی‌توانستیم. امروز می‌توانید. امروز همه قدرت دست ملت است. امروز رئیس جمهور، رئیس ارکان حرب، رئیس ارتش ، با شما، با آن بازاری مثل هم هستید. در امر، نه او می‌تواند به شما تحمیل کند و نه شما می‌توانید تحمیل کنید، و نه شما زیر بار می‌روید. امروز همه مسئولیم. امروز همه باید با هم پای صندوقها برویم، و همه با هم اشخاص متعهد مسْلم، کسانی که نه گرایش چپ دارند، نه گرایش راست دارند، نه ما را می‌خواهند به آنها بفروشند، نه ما را می‌خواهند به آن طرف بفروشند، این اشخاصرا تعیین کنید تا سرنوشت شما و سرنوشت اسلام، سرنوشت صحیح باشد.
روز جمعه نوزده اردیبهشت، [۱]روزی است که ملت شریف مسلمان که به جمهوری اسلامی رأی مثبت داده‌اند، برای تعیین کاندیداهای معتقد به اسلام و احکام خداوند متعال و معتقد به جمهوری اسلامی به پای صندوقهای رأی می‌روند. روز جمعه روزی است که اسلام و ملت مسلمان یا به آمال الهی خود می‌رسند و یا با اخلالگران و معتقدان به مکتبهای ضد اسلامی در مجلس اسلامی مواجه می‌شوند و اسلام و قرآن را در معرض خطر قرارمی‌دهند. باید ملت شریف ایران بدانند که اسلام ، عزیزتر از آن است که برای هواهای نفسانی و جلب توجه گروه‌ها یا اشخاصی پشت به آن نموده و مقاصد فانی خود را بر مقاصد عالی و باقی حق تعالی مقدّم دارند. در این دوره که اولین مجلس اسلامی است و سرنوشت مجالس دوره‌های بعد هم امروز باید تعیین شود، هر خشت کجی که در این مجلس به دست کسانی که اسلام را نمی‌خواهند پیاده شود و یا از روی جهالت با مسائل برخورد می‌کنند گذاشته شود، سنتی می‌شود برای همیشه؛ و کسی که سنت کجی را بنا گذارد، تمام گناهانی که به واسطه آن ارتکاب شود به عهده اوست.
ممکن است بعضی شیاطین، مطالبی را بین مردم ناآگاه پخش کنندو آنان را در رأی دادن یا رأی به اشخاص صحیح دادن منحرف کنند. یک آنکه گفته شود کسانی که در مرحله اول رأی دادند نباید در این مرحله رأی دهند، در صورتی که این مرحله با مرحله اول فرقی ندارد و مقتضی است همه ملت در رأی دادن شرکت کنند.
دوم آنکه گفته شود خوب است به همه گروه‌ها چه چپی و چه انحرافی رأی دهید که مجلس شورا جامع همه گروه‌ها باشد. این یک مطلب غلطی است که منحرفین درست کرده‌اند تا در مجلس با خدعه شرکت کنند، و ملت به این مطالب انحرافی گوش فراندهد و به اشخاص با شرایط فوق رأی دهد.
امید است ملت مسلمان ایران در این امر حیاتی که سرنوشت جامعه به آن مرتبط است شرکت کنند و روز جمعه همه قشرها زنو مرد بپاخیزند و به سوی صندوقها بروند و رأی خود را بدهند.
در این روز افرادی فرصت‌طلب در حوالی صندوقها جمع می‌شوند و به مردم پیشنهاد افرادی خاص را می‌کنند؛ به حرفهای آنان گوش ندهید و آرای خود را به اشخاص صحیح بدهید.
اشخاص بیسواد قبلاً با مشورت اشخاص مطمئن متدین ، کاندیداهای خود را... به وسیله شخص متدینی بنویسند و باز به شخص دیگری که مطمئن است بدهند بخواند و خودشان با دست خودشان رأی خود را به صندوق بیندازند و اختیار نوشتن رأی یا به صندوق انداختن را به هیچ کس ندهند.
چند روز دیگر مسأله انتخاب رئیس جمهور است. باید همه شما با تمام جدیت در این، همه اشخاصی که در هر جا هستند، اهل علمی که در هرجا هستند، با کمال جدیت، مردم را دعوت کنند به دخالت. دخالت کنند در مسأله، حاضر بشوند. اگر شماها حاضر نشوید و یک رئیس جمهوری مثل سابق برایتان بتراشند و بازی بدهند همه‌مان را، همه‌مان مسئول هستیم. اگر شما از صحنه خارج بشوید و آنها خودشان وارد بشوند و یک وقت یک نفری را رئیس‌جمهور کنند که تباه کند این کشور را، چنانچه تباه کردند ، همه‌مان مسئولیم. شما، آن آقایی که در آن ده با دویست نفر جمعیت زندگی می‌کند و آن آقایی که در آن شهر با دو میلیون یا چهار میلیون یا پنج میلیون جمعیت زندگی می‌کند، همه مسئولیم؛ علی‌السواء مسئولیم. همه باید مردم را دعوت کنیم به اینکه در انتخاب رئیس‌جمهور بی‌تفاوت نباشند؛ بروند در پیش صندوقها ، رأی بدهند. و البته خوب، اشخاصی که مطلع‌اند، چه هستند از علما، از کسان دیگر، یک نفری [را]که بدانند چطور است انتخاب کنند یا چند نفر را، اما توجه [کنند] به اینکه چه باید بکنیم و ما مقدرات مملکتمان را دست کی باید بدهیم. و ما اگر یک رئیس جمهور داشته باشیم که نا باب از کار در بیاید، همه چیزها از بین می‌رود. حالا هم ما مبتلا هستیم به تفاله‌هایش. نگویید که دیگران رأی می‌دهند. من هم باید رأی بدهم، تو هم باید رأی بدهی، آن روستایی هم که در کنار مزرعه خودش کار می‌کند باید رأی بدهد؛ تکلیف است. این یک تکلیف الهی است. این هم یک چیزی حساب نکنید که خوب، دیگران هستند، من چه می‌کنم؟ خیر.
برای هر فردی از افراد این ملت تکلیف است که حفظ کند اسلام را. حفظ اسلام به این است که حالا در کشور ما ـهر کسی در کشور خودش، الآن ما مبتلای به مسائلی هستیم در این کشور حفظ اسلام این است که ما یک رئیس جمهوری که لااقل، اعتقاد به اسلام داشته باشد، متعهد باشد برای اسلام، بشناسید که این آدم متعهدی است، که مبادا مبتلا بشویم به یک نفر نابابی که ما را بخواهد بکشد، ببرد طرف امریکا، روحانیون را می‌خواهد کنار بگذارد و مجلس را کنار بگذارد... تکلیف است. ما مکلفیم به اینکه در امور دخالت کنیم. ما مکلفیم در امور سیاسی دخالت کنیم؛ مکلفیم شرعاً؛ همان‌طور که پیغمبر می‌کرد؛ همان‌طور که حضرت امیر می‌کرد. در این ایام، که اعلان می‌کنند مسأله انتخاب رئیس جمهور [را]، آن اشخاصی که در حوزه‌ها هستند، باید دست از کارها بردارند و راه بیفتند توی شهرها و دهات و روستاها و آن جاهای دور افتاده و کمک کنند. و اگر نکنند، فردا مسئول‌اند پیش خدا و اگر مسامحه کنند، فردا مسئول‌اند پیش خدا. مردم را دعوت کنند به دخالت در امور، به انتخاب یک رئیس جمهور صحیح ، کمک کنند برای رساندن صندوقها به روستاهای دور افتاده. اگر شما نکنید، آنهایی که بر ضد شما هستند، می‌کنند این کار را؛ تبلیغ می‌کنند آنجاها. شماها مبلغ اسلام هستید.
امروز تبلیغ اسلام برای حفظ خود اسلام. تبلیغ این است که رئیس جمهورتان را خودتان تعیین کنید. اهمیت این همان اهمیتی است که اسلام دارد. یک نفری که وارد بشود و در رأس امور واقع بشود و خدای نخواسته فاسد از کار در آید، یک کشور را به فساد می‌کشاند. اگر چشمتان باز نشده بود و توطئه‌ها را کشف نکرده بودید، خدا می‌داند که چند وقت دیگر ما به کجا می‌رسیدیم. حالا هم همین‌طور باشد. حالا هم همین‌طور است. همانطوری که ارتش ما و سپاه پاسداران ما و بسیج ما و عشایر ما در جبهه‌ها مشغول دفاع از اسلام هستند ـ و خداوند تأییدشان کند، آنها را و همه ملت ما باید پشتیبانی از آنها بکنند همان‌طور شما هم که جنداللّه هستید، برای مصالح عمومی اسلام، مکلف هستید که عمل بکنید و مردم را دعوت کنید. وادار کنید مردم را. تکلیف شرعی را به آنها بگویید. مسأله، مسأله این نیست که خوب، من دلم می‌خواهد یک وکیل داشته باشم، دلم می‌خواهد یک وزیر داشته باشم؛ خیر، قضیه این نیست، قضیه سپردن یک مملکتی است به دست یک کسی که اگر ناباب از کار در آید، صدمه به اسلام می‌زند، جمهوری اسلامی را از بین می‌برد. این یک مسأله حیاتی است برای شما، برای اسلام و مسلمین. آسان این را نگیریدکه ما دخالت نمی‌کنیم؛ یک دسته بگویند: ما دخالت نمی‌کنیم، از باب اینکه امر سیاسی است، به ما چه! این امر سیاسی به همه مربوط است، به اسلام مربوط است، به حفظ اسلام مربوط است.
ما اگر نظارت نکنیم؛ یعنی، ملت اگر نظارت نکنند در امور دولت و مجلس و همه چیز، اگر کنار بروند، بسپارند دست اینها و بروند مشغول کارهایشان بشوند، ممکن است یک وقت به تباهی بکشد.
ما باید ناظر باشیم به امور مردم. ما باید، ملت باید ناظر باشد به اموری که در دولت می‌گذرد، اموری که ـفرض کنید که در مجلس می‌گذرد. نظارت! توجه داشته باشد به اینها. ملت باید توجه داشته باشد که اگر در مجلس این سفر ـفرض کنید که یک کسی را تعیین کردند که کارشکنی برای دولت کرده، کارشکنی برای مجلس کرده، دفعه دیگر تعیینش نکند. اعلام کنند: تعیین نمی‌کنیم، بل که ان‌شاءاللّه‏، به راه بیایند.
در قضیه رئیس جمهور، تعیین رئیس جمهور یکی از چیزهایی است که بر همه مسلمانهای ایران، بر همه مکلّفهای ایران واجب است که در این امر دخالت داشته باشند. اگر دخالت نکنند و یک صدمه‌ای به اسلام برسد، هر یک یک ما در محکمه عدل الهی مسئول هستیم؛ یک یک ما. کسی بگوید: «به من چه ربطی دارد؟» این است که بگوید: اسلام به من چه ربطی دارد. مگر می‌توانی بگویی: اسلام به من چه ربطی دارد؟! تو مکلفی حفظ کنی. امانت خداست و حفظش امروز به این است که رئیس‌جمهورش یک رئیس‌جمهور صحیح باشد. و بعد، لابد اشخاصی که مطلع هستند از امور می‌گویند، شما هم شاید بشناسید خیلیهاشان را.
یک مجلس [باید] خوب باشد. و اگر وکلای شما بعضیهایشان تخلف کردند، به آنها تنبه بدهید که آقا نکن و اگر زیادتر کردند دفعه دیگر تعیینشان نکنید؛ کسی دیگر را تعیین کنید. و من حالا دارم به همه وکلا این مطلب را می‌گویم که اگر مسیرتان را از مسیر ملت جدا بکنید و بخواهید علی حده باشید و تکلیفتان را با کسانیکه مخالفت با اسلام کردند و جوانهای ما را آن طور کشتند و ابرار ما را این طور کشتند، جدا نکنید، اگر این دوره هم، صحبتی نشود ، دوره دیگر شما التماس دعا دارید.
... این تکلیف آقایان است که راجع به مسائل اسلامی، که پیش می‌آید، چه وکیل بخواهید تعیین کنید و چه ـعرض بکنم که_ رئیس جمهور بخواهید تعیین کنید، باید در صحنه باشید؛ عذری ندارید که بروید کنار بنشینید. البته اشخاصی پیدا می‌شوند که با گفته‌های خودشان، نوشته‌های خودشان می‌خواهند شما را نگذارند وارد بشوید. آنها می‌خواهند که اشخاصی را تعیین بکنندکه بعدها ما گرفتار بشویم. شماها باید وارد باشید در مسأله و با کمال جدیت، اهمیت بدهید به این مسأله و مردم را وادار کنید. و تکلیف ملت هم این است که همین طوری که بحمداللّه‏، تا حالا در صحنه [بوده] است و هر قضیه‌ای واقع می‌شود بحمداللّه‏، اینها هستند در صحنه ... .
و من گاهی وقتی اینها را، این اجتماعاتشان، و این تعهدشان را [که ]می‌بینم، برای خودم حقارت قائل می‌شوم؛ اگر این پاسداری است که در کنار سنگر نماز شب می‌خواند و جانش را در محل خطر قرار می‌دهد، اگر این سربازی است که در جبهه جان خودشرا در خطر می‌بیند و نماز شبش را می‌خواند و وصیت می‌نویسد ـآنطور وصیتها اگر اینها مسلمان هستند، خوب، من چه می‌گویم؟... من تکلیف خودم را دارم ادا می‌کنم. همه مکلفند، از من طلبه که اینجا نشسته‌ام تا شما علمای اعلام و تا همه روستاها و همه جا، مکلف هستند به اینکه در این امر حیاتی دخالت کنند ، بی‌تفاوت نباشند. می‌خواهند شما را بی‌تفاوت کنند. دستهایی الآن در کار است که از حالا مشغولند به اینکه نگذارند شما اصلاً وارد بشوید در صحنه، نگذارند که ملت ما وارد بشود در صحنه. بایدو ارد بشوید؛ چاره ندارید! اسلام است؛ حفظ اسلام است! و باید چشمشان را باز بکنند که در دام نیفتند! امریکا دامش را الآن پهن کرده است در تمام ایران؛ در دام نیفتند! گول این تبلیغاتی که این گروه‌ها می‌کنند، تبلیغ می‌کنند، گول اینها را نخورند؛ ببینند اشخاص صحیح سالم متعهد دانا چه می‌گویند! بخواهد آن بگوید من کشاورزم و چه‌کار دارم به این کارها، آن بگوید من، شما می‌توانید بگویید من کشاورزم و امام حسین را می‌خواهند بکشند ، من چه‌کار دارم؟ شما این حرف را می‌توانید بزنید؟ شما می‌توانی بگویی که من کشاورزم، من کارمندم، من تو ادارات هستم یا جاهای دیگر، قرآن را می‌خواهند از بین ببرند به من چه؟ چطور می‌توانی بگویی؟ مقدمه است این از برای بردن این مسائل.
قدرتهای بزرگ امروز لمس کرده‌اند که سیلی از اسلام خورده‌اند. آنها از ما بیشتر ملتفت هستند که چه کرده است اسلام با آنها. اینها می‌خواهند این اسلام را کنار بگذارند. چطور کنند؟ حیله‌های مختلف؛ یکی هم اینکه شما را وادار کنند که وارد نشوید. خودشان شیطنت کنند یک کسی را تعیین کنند. آن کس که تعیین شد، بکشد ما را به طرف امریکا.
تکلیفی که به همه ملت متوجه است، به زن و مرد و آن کسی که به حد رأی دادن قانونی رسیده، واجب است این مسأله که در پای صندوقهای تعیین رئیس جمهور حاضر بشوند و رأی بدهند.
چنانچه سستی بکنید، کسانی که می‌خواهند این کشور را به باد فنا بدهند، ممکن است پیروز بشوند. باید همه شما، همه ما، زن و مرد، هر مکلف همان طور که باید نماز بخواند، همان طور باید سرنوشت خودش را تعیین کند. ما یک سیلی خوردیم از اشتباه، ما همه این نابسامانیهایی که الآن داریم برای اینکه اشتباه کردیم ، نباید اشتباه تکرار بشود. ۶۰/۷/۲ لازم است ملت عزیز، رشد و استقامت و پایداری خود را در پیشگاه خالق و صاحب اسلام و در نزد جهانیان و در پیش چشمان حیرت‌زده دشمنان و بدخواهان اسلام که شما را با تهمتهای گوناگون هدف قرار داده و وفاداری شما عزیزان متعهد به جمهوری اسلامی را مورد سؤال و تردید انگاشته‌اند ثابت و با شور هر چه بیشتر، یکپارچه در این امری که حفظ حیثیت جمهوری اسلامی و ملت شریف بسته به آن است به سوی صندوقهای رأی چون موجی خروشان و دریایی مواج، با صفوفی فشرده رفته رأی خود را به شخصی که متعهد به اسلام و خدمتگزار به ملت و کشور و حامی مستضعفان و دارای بصیرت در امر دین و دنیا و منزّه از گرایش به شرق و غرب و مکتبهای انحرافی و دارای دید سیاسی است، بدهید. امروز شرکت در انتخابات ریاست جمهور نه فقط یک وظیفه اجتماعی و ملی است، بلکه یک وظیفه شرعی اسلامی و الهی است که شکست در آن، شکست جمهوری اسلامی است، که حفظ آن بر جمیع مردم از بزرگترین واجبات و فرایض است و وسوسه در آن از شیطان بلکه عمال شیطان بزرگ است.
برادران و خواهران با هوشیاری بسیار و دید اسلامی سیاسی با مسائل برخورد کنید و از وسوسه منحرفان و مخالفان اسلام وو ابستگان به سیاست اجانب اجتناب نمایید که اینان با هر وسیله می‌خواهند پایه‌های جمهوری اسلامی را متزلزل کنند، و به خیال رسیدن به مقاصد خودشان، از هر فرصتی بهره‌برداری نمایند و نگذارند که شما در این امر حیاتی که شخصیت خود و کشورتان بسته به آن است شرکت کنید.
اینجانب از علمای معظم و ائمه جمعه و جماعات محترم و خطبا و گویندگان متعهد در سراسر کشور تقاضا دارم که مردم شریف را از اهمیت این موضوع حیاتی و سرنوشت‌ساز مطلع و آنان را به تکلیف شرعی خود ارشاد فرمایند.
اینها می‌خواهند که مردم را در رأی ریاست جمهوری سست کنند.
با کشتن یک فرد ولو اینکه هر چه بزرگ باشد و متعهد، مردم ما از رأی دادن به ریاست جمهوری و از حاضر شدن پای صندوقها برای کمک به اسلام و جمهوری اسلامی، خیال کردند سست می‌شوند! این هم یک خیال باطل است و ملت ما این مسأله را یک مسأله الهی شرعی و یک تکلیف خدایی می‌داند که به پای صندوقها در روز جمعه ان‌شاءاللّه‏، برود و با صفهای طولانی مرصوص، به شخصی متعهد رأی بدهد. اینها می‌خواهند مردم مارا تضعیف کنند؛ روحیه‌شان را برای شهادت یک نفر، ده نفر، صد نفر، هزار نفر. این خیال، خیال خام باطلی است....
مسأله دیگر قضیه انتخابات است که من در عین حال که قبلاً هم تذکر دادم، حالا هم تذکر می‌دهم به همه ملت که همه این شرارتها که در سطح کشور الآن می‌شود ممکن است برای این باشد که شما را از رفتن به پای صندوق بترسانند و شما را از خدمت به اسلام و خدمت به مسلمین سست کنند. و باید همه ما در این امر توجه داشته باشیم که این یک امر حیاتی است برای جمهوری اسلام. شما می‌بینید که در عین حال که در آرای قبل از این، برای شهید رجایی چهارده میلیون جمعیت شرکت کرد و سیزده میلیون رأی آورد شهید رجایی، مع‌ذلک، آن فاسدها، آن مصاحبه‌هایی که اشخاص فاسد شکست‌خورده در خارج کردند ، گفتند بیش از دو میلیون اینها رأی نداشتند. شما چنانچه سطح رأیتان از زمان سابق ـخدای نخواسته کمتر بشود، بوقهای تبلیغاتی خارج و شکست‌خورده‌های فراری به خارج خواهند گفت که ایران از اسلام رو برگردانده و از جمهوری اسلامی روبرگردانده است. و این تبلیغ در همه جا خواهد شد و این ممکن است در دنیا پایه‌های این جمهوری را سست کند. و این یک تکلیفی است که ما نگذاریم این نهضت و این انقلاب سست بشود تا آنکه به آن پیروزی نهایی برسد و اسلام و احکام قرآن به همه معنا، در این کشور پیاده بشود.
چنانچه همه با هم نباشند و در صحنه حاضر نباشند و رأی به وکلا ندهند و رأی به مجلس خبرگان ندهند و وکلایی که باید تعیین بشود و کسری دارند رأی کم بیاورند، این[ها] برخلاف تکلیف عمل کرده‌اند. باید همه در صحنه باشند و همه وارد باشند. و من به قشر روحانیت هم عرض می‌کنم که کناره‌گیری موجب این می‌شود که همانطوری که در زمان سابق از [این ]کناره‌گیری علمای مذاهب، اسباب این شد که ملت ما و بزرگانشان جدا شدندو هر کاری خواستند دولتها کردند و دولتها را به حال خود گذاشتندو هرطور سرکشی خواستند کردند، چنانچه شما از صحنه بیرون بروید و علما، دانشمندان از صحنه بیرون بروند، این اسباب این می‌شود که باز آن مسائل سابق پیش بیاید. امروز تکلیف است؛ مجلس خبرگان تکلیف است برای همه که هم در آن که می‌خواهد خبره بشود باید برود اسم‌نویسی کند، آن که لایق است برود و اسم‌نویسی کند و ملت به آنها رأی بدهند. در هر صورت، چنانچه ما همه‌مان در صحنه نباشیم و همه به فکر این نباشیم که این کشوررا از شرّ مفسدان نجات بدهیم، اگر به فکر نباشیم ـخدای نخواسته اگر در وضع حاضر هم خیلی تأثیر نکند، در وضع آینده ملت باز تأثیر می‌کند و ـخدای نخواسته دوباره ملت ما را گرفتار آنطور اشخاص می‌کند که بر صغیر و کبیر ما رحم نکنند.
از جمله اموری که اجانب به آن دامن می‌زنند، همین مسأله انتخابات است. هر انتخاباتی که در ایران می‌شود اینها می‌گویند:
مردم این دفعه نمی‌آیند، مردم سست و خسته شده‌اند. و شما دیدید که در انتخابات گذشته، از انتخابات اصل نظام جمهوری اسلامی گرفته تا مجلس خبرگان برای قانون اساسی، مجلس و رؤسای جمهور، مردم هر دفعه بهتر از دفعه قبل شرکت کرده‌اند.
الآن هم عده‌ای در خارج نشسته‌اند و تبلیغ می‌کنند که این دفعه دیگر مردم خسته شده‌اند و شور سابق را ندارند و از این قبیل حرفها. اینها اکثراً عقده‌هایی در دل دارند و روی همین عقده‌هاست که این صحبتها را می‌کنند. اگر عقده‌های درونی آنها حل می‌شد، چنین صحبتهایی را نمی‌کردند. همین منافقین و دیگران که مردم آنها را از ایران بیرونشان کرده‌اند، در خارج نشسته‌اند و می‌گویند: مردم با ما هستند.
شما ائمه جمعه موظفید برای جلوگیری از شیطنتهایی که اینها می‌کنند و می‌گویند مردم اعراض کرده‌اند و در انتخابات شرکت نمی‌کنند، مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کنید و مردم نیز ثابت کنند که اعراض نکرده‌اند و با شرکتشان در انتخابات ثابت کنند که از اسلام رویگردان نیستند.
از جمله چیزهایی که باز تکلیف همه ماست و تکلیف آقایان استکه مردم را به آن دعوت کنند و دنباله حضور در صحنه است این است که مجلس خبرگانی که ما امروز در پیش داریم، اینطور نباشدکه آقایان، دیگران کناره‌گیری کنند، سستی کنند؛ ملت را دعوت کنند، خودشان تشریف ببرند به پای صندوق رأی، رأی بدهند ، ملت را دعوت کنند به رأی. منتها ملت و شما و هرکس آزاد است همیشه و به هرکس که می‌خواهد رأی می‌دهد، ولو آنکه آقایان و ـفرض کنید که علمای حوزه علمیه تهران یا قم آنها را معرفی نکرده باشند. شما الزامی ندارید به اینکه هر چه آنها معرفی کردند شما هم همان را معرفی کنید. البته آنها بررسی کرده‌اند، تخصص در این امر دارند، بررسی از امور کرده‌اند و با بررسی، این کار را انجام داده‌اند، لکن این اسباب این نمی‌شود که کسی الزام کند کسی را که تو باید به فلان رأی بدهی. آزاد هستید و رضای خدا را در نظر بگیرید، و توجه به خدا داشته باشید و پای صندوقها بعد از اینکه اعلام کردند، تشریف ببرید و رأی خودتان را بدهید. این رأی به اسلام است. همانطور که جمهوری اسلامی را شما رفتید و رأی دادید و تقریباً از صد کمی کمتر رأی دادید، اینجا هم امید است که به همین‌طورها باشد، ان‌شاءاللّه‏.
همان‌طور که قبلاً تذکر دادم مردم در دادن رأی به اشخاص واجد شرایط آزاد هستند، و هیچ کس را حق الزام کسی نیست. و من امیدوارم که ملت شریف ایران در این امر مهم الهی که منحرفان از هر چیزی بیشتر با آن مخالفت کرده و می‌کنند و این نیز از اهمیت آن است، یکدل و یک‌جهت در روز انتخابات به سوی صندوقها هجوم برند و آرای خود را به صندوقها بریزند. و امید است علمای اعلام ـکثّراللّه امثالهم هم خود شرکت نمایند و هم ملت را ارشاد فرمایند.
مردم در انتخابات موظفند، موظف شرعی هستند که اختلافات کوبنده را از آن دست بردارند، و این یک امری است که بین همه هست، یعنی یک تکلیفی متوجه به همه هست، به من طلبه که اینجا نشسته‌ام و به شما علما و همه علمای بلاد و همه قشرهای ملت، همه روشنفکران، همه نویسندگان، گویندگان، به همه تکلیف شرعی است که نگذارید مسأله مثل مسأله مشروطیت بشود. عبرت بگیرید از آنجا، اگر مثل او بشود، آنهایی که مخالف با اسلام و جمهوری اسلامی هستند و بازیگر هستند، آنها می‌آیند قبضه می‌کنند. یکی از اموری که خیلی لازم است، همین مسأله است که باید تذکر بدهند آقایان، تنبه بدهند آقایان.
و آن مطلب اول هم که عرض کردم تذکر بدهند به مردم به اینکه امروز ایران، اینهایی که در کار هستند، اینهایی که متکفل امور هستند، چه مجلس و چه دولت و چه قوّه قضائیه و همه اینها یک راه دارند می‌روند. البته نادر تویشان هست که شیطان است ، لکن به حسب نوع امور، اینها دارند یک راه می‌روند، خطوط مختلفه در کار نیست.
این توطئه را که می‌خواهند با اسم خطوط مختلفه، یک دستهرا طرفدار یک جبهه بکنند و یک دسته را طرفدار یک جبهه بکنند،و در صورتی که خود آنها با هم اختلاف ندارند، مریدها به اختلاف بیفتند و کم کم در همه جا همان حرفهایی که در مشروطه بود، که در یک شهر یک دسته اهل منبر مشروطه بودند، یک دسته اهل منبر مستبد بودند، و در خانه‌ها همین مسائل بود و در بازار همین مسائل بود، یک وقت اینطور نشود که مردم را به جان هم بیندازند، این برای طرفداری از فلان شخصیت و آن برای طرفداری از فلان شخصیت، در صورتی که همه‌اش توهّم بیشتر نیست.
و همین طور در انتخابات توجه کنند، مردم را توجه بدهید به اینکه شما می‌خواهید اسلام را حفظ کنید، باید منتخبین شما اشخاصی باشند که توجه به اسلام داشته باشند، متعهد به اسلام باشند، بازیگر نباشند، به شرق و غرب توجه نداشته باشند. باید تکلیف کرد به مردم که وقتی انتخابات پیش آمد به طور شایسته ، روحانیین عمل کنند، وعاظ عمل کنند و مردم هم به تبع آنها عمل کنند تا یک مجلسی داشته باشیم که دیگر در آن هیچ اشخاصی که مخالف با وجهه جمهوریت هستند نداشته باشیم.
دوره اول مجلس در مشروطه بد نبود و شاید هم خوب بود، ولی بعدها کم کم رسید به جایی که خودشان افرادی را انتخاب می‌کردند. پس ما باید سعی کنیم مرتبه دوم بهتر از اول باشد، مردم بهتر شرکت کنند، مردم در صحنه حاضر باشند و تحت تأثیر کسیو اقع نشوند. مردم با علما و اشخاص مورد اعتمادشان مشورت کنند، بعد به هر کس که خواستند رأی دهند. مردم نباید کنار بروند، اگر مردم کنار بروند همه شکست می‌خوریم. خود مردم نگذارند قلدرها دخالت کنند، افراد نالایق دخالت کنند. اگر عده‌ای جمع شدند و افراد نالایق را انتخاب کردند، مردم به آنها رأی ندهند، اگر مردم هم متوجه نشدند، مجلس آنها را قبول نکند. تمام مردم موظفند که در انتخابات حاضر باشند و تحت تأثیر هیچ کس قرار نگیرند. بعد از اینکه مشورت کردند که برای اسلام مفید است رأی دهند. اگر کسی مورد شک بود و یا اگر کسانی منحرف ، خودشان را معرفی کردند، به آنها رأی ندهند. ما باید مجلسمان را نگه داریم و کاری کنیم که برای دولتی خوب اساس باشد. مردم اگر از من گِله دارند، از اسلام سرد نشوند. من خلاف کرده‌ام، به اسلام چه. مردم اگر اسلام را، استقلال و آزادی را، نبودن تحت‌اسارت شرق و غرب را می‌خواهند، همه در انتخابات شرکت کنند و در صحنه حاضر باشند. اگر یک ظالم خلاف کرد، اسلام که نکرده است. پس باید کاری کنیم که ظلم نباشد و ظالم از بین برود.
اگر دیدیم در این دوره خلاف شده و به افرادی ظلم شده باید تلاشمان را بیشتر کنیم تا خلاف و ظلم را از بین ببریم نه اینکه کنار رویم و از صحنه خارج شویم. زیرا اگر از صحنه خارج شویم ظلم بیشتر می‌شود. پس باید اجتماعمان را بیشتر کنیم و بیشتر در صحنه حاضر باشیم. خداوند به شما قدرت و سعادت عنایت فرماید.
از مسائل بسیار مهمی که در آینده نزدیک با آن مواجه هستیم مسأله انتخابات دوره دوم مجلس شورای اسلامی است. این مسأله از جهات مختلف آن قدر حساس و حیاتی است که هر چه دربارهٔ آن گفته شود بجاست. گویندگان محترم در هر موقع مناسبی و در هر اجتماعی، در سراسر کشور، خصوصاً در نماز جمعه‌ها، چه ائمه جمعه محترم و چه سخنرانان قبل از خطبه‌ها، جهات مختلف اهمیت آن را به ملت گوشزد نموده؛ و خطرات ناشی از سوءجریان آن را که به سرنوشت ملت و اسلام بستگی دارد با آنان در میان گذارند. مجلس محلی است که اکثریت قاطع مسائل مهم کشور بیواسطه یا باواسطه به آن وابسته است. هر چه به سر این ملت مظلوم در طول زمان، پس از مشروطیت تا دوره آخر انتصابات ستمشاهی آمد، به طور قاطع از مجلسهای فاسد بود که ملت در انتخاب نمایندگانش یا هیچ دخالت نداشت، یا دخالت بسیار ناچیزی داشت. روحانیون را یکسره از دخالت بر کنار کردند؛ و با توطئه‌های موذیانه و تبلیغات مسمومِ مُلهم از غرب، که توسط روشنفکران و غرب و شرقزدگان خائن یا نفهم صورت می‌گرفت ، مجلس را در نظر روحانیون و متدینین به گونه‌ای ساخته بودند که دخالت در انتخابات از معاصی بزرگ و اعانت به ظلم و کفر بود! و روحانیت بکلی از صحنه خارج شد و به انزوا کشیده شد؛ و دست قلدران و شرق و غربزدگان باز شد؛ و کشور را به آنجا کشاندند که دیدید و دیدیم. مع‌الأسف امروز هم آن افکار پوسیده در نادری از معممین بیخبر از دنیا دیده می‌شود.
در حالی که اگر در هر شهریو استانی چند نفر مؤثر افکار، مثل مرحوم مدرس شهید، را داشتند، مشروطه به طور مشروع و صحیح پیش می‌رفت، و قانون اساسی با متمم آن، که مرحوم حاج شیخ فضل‌اللّه در راه آن شهید شد، دستخوش افکار غربی و دستخوش تصرفاتی که در آن شد نمی‌گردید، و اسلام عزیز و مسلمانان مظلوم ایران آن رنجهای طاقت‌فرسا را نمی‌کشیدند. به دنبال خروج روحانیون، یا به عبارت دیگر، اخراج آنان از صحنه، عموم متدینین، از هر قشری از اقشار ، چه فرهنگی، چه کارگری، چه اداری و بازاری و چه غیر اینها، نیز از دخالت کناره گرفتند یا بر کنارشان کردند؛ و آن شد که شد.
اکنون ما باید از آن توطئه‌ها و مفاسدی که از انزوای متدینین پیش آمد و سیلی‌ای که اسلام و مسلمین خوردند عبرت بگیریم؛ و بدانیم و بفهمیم که نظام اسلام و اجرای احکام آسمانی آن و مصالح ملت و کشور اسلامی و حفظ آن از دستبرد اجانب بستگی به دخالت اقشار ملت و بویژه روحانیون محترم و مراجع معظّم دارد. و اگر خدای نخواسته بر اسلام یا کشور اسلامی، از ناحیه عدم دخالت در سرنوشت جامعه، لطمه و صدمه‌ای وارد شود ، یک یک تمام ملت در پیشگاه خدای قهّارِ توانا مسئول خواهیم بود؛ و نسلهای آینده، که ممکن است از کناره‌گیریهای کنونی مورد هزار گونه تجاوز واقع شوند، ما را نبخشند....
و بالجمله، حکومت حکومت اسلام و مردم است؛ و مجلس از مردم است، و رأی نیز از آن مردم است؛ و احدی تحت فرمان مقام یا مقاماتی نیست. لازم به تذکر است که اهالی محترم هر حوزه انتخابیه فرد یا افرادی را کاندیدا نموده، و برای آنان فعالیت صحیح قانونی و شرعی انتخاباتی نمایند. و برای هرچه بهتر و پرشورتر شدن انتخابات هیچ حوزه‌ای برای حوزه دیگر کاندیدا تعیین ننماید. و همچنین صلاحیت و عدم صلاحیت شخص و یا اشخاص کاندیدا را تأیید و تصدیق ننماید. دخالت در انتخابات هر حوزه به عهده خود آن حوزه می‌باشد. و بهتر است که نمایندگان تمامی اقشار حوزه‌ها برای تعیین فرد یا افراد مورد نظرشان تبادل نظر نمایند. با تمام این اوصاف، تمامی افراد در صورت دارا بودن شرایط لازم، در تعیین کاندیدا و یا کاندیدا شدن آزاد و مختارند.
از اموری که لازم است امروز تذکر بدهم شاید بعد دیر بشود ، قضیه انتخابات است. همان طوری که مکرر من عرض کرده‌ام و سایرین هم گفته‌اند، انتخابات در انحصار هیچ‌کس نیست، نه در انحصار روحانیین است، نه در انحصار احزاب است، نه در انحصار گروه‌هاست. انتخابات مال همه مردم است. مردم سرنوشت خودشان دست خودشان است. و انتخابات برای تأثیر سرنوشت شما ملت است. از قراری که من شنیده‌ام در دانشگاه بعض از اشخاص رفته‌اند گفته‌اند که دخالت در انتخابات، دخالت در سیاست است و این حق مجتهدین است. تا حالا می‌گفتند که مجتهدین در سیاست نباید دخالت بکنند، این منافی با حق مجتهدین است، آنجا شکست خورده‌اند حالا عکسش را دارند می‌گویند. این هم روی همین زمینه است، اینکه می‌گویند انتخابات از امور سیاسی است و امور سیاسی هم حق مجتهدین است هردویش غلط است. انتخابات سرنوشت یک ملت را دارد تعیین می‌کند. انتخابات بر فرض اینکه سیاسی باشد و هست هم ، این دارد سرنوشت همه ملت را تعیین می‌کند، یعنی آحاد ملت سرنوشت زندگیشان در دنیا و آخرت منوط به این انتخابات است.
این این طور نیست که انتخابات را باید چند تا مجتهد عمل کنند.
این معنی دارد که مثلاً یک دویست تا مجتهد در قم داشتیم و یک صد تا مجتهد در جاهای دیگر داشتیم، اینها همه بیایند انتخاب کنند، دیگر مردم بروند کنار؟! این یک توطئه‌ای است که می‌خواهند همان طوری که در صدها سال توطئه‌شان این بود که باید روحانیون و مذهب از سیاست جدا باشد و استفاده‌های زیاد کردند و ما ضررهای زیاد از این بردیم، الآن هم گرفتار ضررهای ا و هستیم. حالا دیدند آن شکست خورد، یک نقشه دیگر کشیدند، و آن این است که انتخابات حق مجتهدین است، انتخابات یا دخالت در سیاست حق مجتهدین است. دانشگاهیها بدانند این را که همان طوری که یک مجتهد در سرنوشت خودش باید دخالت کند، یک دانشجوی جوان هم باید در سرنوشت خودش دخالت کند. فرق مابین دانشگاهی و دانشجو و مثلا مدرسه‌ای و اینها نیست ، همه‌شان با هم هستند. اینکه در دانشگاه رفتند و یک همچ و مطلبی را گفتند، این یک توطئه‌ای است برای اینکه شما جوانها را مأیوس کنند.
بیدار باشید! توجه کنید! اینها با توطئه‌هایشان می‌خواهند کار را انجام بدهند، نمی‌توانند با دخالت نظامی‌کار بکنند، اینها می‌خواهند با شیطنتهایشان کار خودشان را انجام بدهند. آن وقت شیطنت این بود که سیاست از مذهب خارج است و بسیار ضرر به ما زدند و ما بسیار ضرر خوردیم و آنها هم بسیار نفع بردند. این مطلب شکست خورده. حالا می‌گویند که سیاست حق مجتهدین است یعنی، در امور سیاسی در ایران پانصد نفر دخالت کنند ، باقیشان بروند سراغ کارشان. یعنی مردم بروند سراغ کارشان، هیچ کار به مسائل اجتماعی نداشته باشند، و چند نفر پیرمرد ملاّ بیایند دخالت بکنند. این از آن توطئه سابق بدتر است برای ایران. برای اینکه، آن یک عده از علما را کنار می‌گذاشت، منتها به واسطه آنها هم یک قشر زیادی کنار گذاشته می‌شوند، این تمام ملت را می‌خواهد کنار بگذارد. یعنی نه اینکه این می‌خواهد مجتهد را داخل کند، این می‌خواهد مجتهد را با دست همین ملت از بین ببرد. باید دانشگاهیها متوجه باشند که اگر چنانچه افرادی در دانشگاه هستند که شیطنت دارند می‌کنند، اینها را باید توجه کنندکه گول اینها را نخورند. خودشان دخالت در امور انتخابات بکنند.
انتخابات سرنوشت حتی شمایی که در آنجا هستید را تعیین می‌کند. یک امری که سرنوشت آحاد ملت در دست اوست،و ظیفه آحاد ملت است که در آن دخالت کند، مربوط به یک قشری، دون قشری نیست، همه باید در این دخالت بکنند. و این شیطنتهایی که الآن دارند می‌کنند، به طوری که به من گفته‌اند برای مأیوس کردن بعضی از جوانهای ماست. این شیطنت را خنثی کنیدو فعال وارد بشوید در انتخابات. می‌خواهید خودتان کسانی را تعیین کنید و انتخاب بکنید، می‌خواهید ببینید هر قشری که می‌پسندید حرفهای آنها را و کاندیدای آنها را. شما هم با آنها باشید. در هر صورت ما باید از کید این خائنین هیچ وقت غافل نشویم. اینها دائماً مشغول نقشه کشی هستند و دائماً مشغول توطئه هستند برای اینکه، آن سیلی‌ای که از اسلام خورده‌اند اینها، به این زودی جبران‌پذیر نیست. اینها می‌خواهند و می‌دانند که با زور نمی‌شود این کار را انجام داد. اگر هم یک وقتی می‌گویند که ما با زور و نظامی می‌کنیم، این بیخود می‌گویند. خودشان هم می‌فهمندکه بیخود می‌گویند. آنها اگر بخواهند کاری بکنند همین از ناحیه خود مردم، از ناحیه دانشگاه، از ناحیه بازار، از ناحیه کارگرها، از ناحیه کارخانه‌ها، از این جاها می‌خواهند صدمه بزنند. و شما اگر بخواهید برای خدا باشد یا برای ملتتان باشد یا برای زندگی خودتان باشد، بخواهید که اسیر نباشید باید همه توجه کنید و گول این حرفها را نخورید و در انتخابات به طور فعال همه دخالت بکنید. و من امیدوارم که ان‌شاءاللّه همه موفق بشوید. و امیدوارم که با سلامت و سعادت به کار خودتان ادامه بدهید که کار بسیار عظیمی است و کار بسیار پراهمیتی است.
یک سفارش دیگر راجع به انتخابات است. شما هر چه هم خوب رفتار کنید آنهایی که باید اشکال کنند می‌کنند. ما کاری به اشکال آنها نداریم. آنها از اول اشکال می‌کردند حالا هم اشکال می‌کنند.
قبل از این هم که انتخاباتی در کار باشد، صحبت انتخابات همچوکه نزدیک شد شروع کردند به اینکه این انتخابات آزاد نیست ، مردم هیچ وقت نمی‌روند پای صندوقها، چه خواهند کرد. اینها بعدها هم خواهند گفت. اینجا ما کار نداریم، ما خودمان بین خودمان و خدای تبارک و تعالی باید فکر بکنیم که شما مسئول این مسأله هستید، هم مسئول کار خودتان و هم مسئول مسئولین دیگری که تحت نظر شما هستند هستید، که جریان انتخابات یک جریان صحیح باشد. هیچ کس در انتخابات بر دیگری مقدم نیست، همه افراد ملت یک جور هستند در انتخابات، یعنی همان آدمی‌که یک کار کوچکی انجام می‌دهد با آن کسی که در رأس همه امور هست در باب انتخابات هیچ با هم فرقی ندارند، این یک رأی دارد، آن هم یک رأی دارد. این یک جور باید با او عمل بشود، با آن هم یک جور عمل بشود. بنابراین، توجه به اینکه انتخابات جوری باشد که مردم‌پسند باشد، نه جوری باشد که فرض کن خان‌پسند باشد، ما او را می‌خواهیم. مردم‌پسند باشد، یعنی مردم احساس بکنند به اینکه مسأله انتخابات به آن طوری که قانون انتخابات گفته است، به آن طوری که اسلام می‌خواهد دارد عمل می‌شود. عمل مال شماست، قانون یک ثبتی است که می‌شود ، یک وظیفه‌ای تعیین می‌کند، لکن آنی که مهم است در مقام عمل است. مقام عمل جوری باشد که تطبیق بکند با قانون، و مردمرا ضی باشند در عمل. و توجه به این معنا هم از لازمات است که توجه بکنید که اخلالگرها نیایند خرابکاری بکنند. بلااشکال در زمان انتخابات یک دسته اخلالگر هم پیدا می‌شوند که می‌خواهند خدشه دار بکنند و می‌خواهند هیاهو بکنند، این کارها را بکنند.
این را با شدت جلویش را بگیرند که اخلال نکنند. باید آرام هر که می‌آید رأیش را آرام بدهد. کسی بیاید مثلاً نزدیک صندوق باشد بخواهد که اخلال بکند، یا کسانی باشند که در نزدیک صندوق بخواهند به مردم بگویند به این رأی بدهید دیگر این کارها نیست.
تبلیغات که هرکس کرده است در موارد خودش یک حدودی دارد، می‌کند. آنجا دیگر جای این حرف نیست که آنجا بایستند و بگویند فلانی خوب است، فلانی بد است. این حرفها همه‌اش باید جلوگیری بشود تا ان‌شاءاللّه یک انتخابات خوبی داشته‌باشیم. و من امیدوارم که موفق بشوید در این امر، و مردم هم حاضرند در انتخابات، حاضر می‌شوند در انتخابات، برای اینکه مردم، کشوررا حالا از خودشان می‌دانند و می‌دانند که سرنوشت کشور با انتخابات است. این طور نیست که حالا بگویند ما انتخاب کنیم برای کی. انتخاب می‌کنند برای خودشان. پیشتر این حرف بود که خوب، به ما چه ربط دارد انتخابات، به ما کاری ندارند، آنها به مصالح ما کاری ندارند. اما امروز این حرف نیست، مردم شرکت می‌کنند و من امیدوارم که هرچه بیشتر شرکت بکنند در انتخابات.
این وظیفه‌ای است الهی، وظیفه‌ای است ملی، وظیفه‌ای است انسانی، وظیفه‌ای است که ما باید عمل به آن بکنیم، همه مان باید در انتخابات شرکت بکنیم. شما باید در حسن جریان انتخابات جدیت بکنید، و مردم هم ان‌شاءاللّه وارد بشوند و رأی بدهند.
شما باید در همه صحنه‌ها و میدانها آن قدری که اسلام اجازه دادهو ارد باشید. مثل انتخابات که امروز عملی است که باید انجام بگیرد و صحبت روز است در ایران، خانمها همان طوری که مردها فعالیت می‌کنند برای انتخابات، خانمها هم باید فعالیت بکنند برای اینکه فرقی ما بین شما و دیگران در سرنوشتتان نیست.
سرنوشت ایران، سرنوشت همه است. یعنی آن قدری که اسلام خدمت به شما کرد، به مردها آن قدر خدمت نکرد. اسلام، شما را حفظ کرد و شما متقابلاً اسلام را حفظ بکنید. حفظ اسلام به این است که این انتخابات که می‌خواهد مجلس دوم را متحقق کند ، بدانید که انتخابات از اموری است که در سرنوشت شما و در سرنوشت ما نقش مهم دارد، و بالاترین نقش است... ولهذا باید شما خانمها یک نقش بسیار فعال داشته باشید که خدای نخواسته ، مجلس یک مجلسی نشود که به واسطه ورود بعض عناصر غیرصالح بتدریج کشانده بشود به طرف شرق یا به غرب، و همان بشود که در زمان سابق بود و همان بگذرد بر ما و شما که در زمان سابق می‌گذشت.
بحمداللّه امروز مجلسی که بپا بشود، این مجلس امیدوارم که بهتر از مجلس سابق باشد و بحمداللّه خواهد شد. برای اینکه همه قشرها مشغول فعالیت هستند و کسانی که بررسی کردند از این مسائل، امروز می‌گویند مردم در صحنه هستند و خودشان هم نظر دارند. باید همه شما در این امر نظر داشته باشید، در امور سیاسی نظر داشته باشید. برای اینکه امور سیاسی مخصوص یک طبقه نیست، همان طوری که علم مخصوص یک طبقه نیست. همان طوری که مردها باید در امور سیاسی دخالت کنند و جامعه خودشان را حفظ کنند، زنها هم باید دخالت کنند و جامعه را حفظ کنند. زنها هم باید در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی همدوش مردها باشند، البته با حفظ آن چیزی که اسلام فرموده است، که بحمداللّه امروز در ایران جاری است.
و من امیدوارم که مجلس یک مجلس بسیار خوبی باشد، و مجلسی باشد که با آزادی، همه ملت شرکت کنند و اعتنا به این که به ما بعدها خواهند گفت چه، نکنند. برای اینکه آنهایی که با ما دشمن‌اند، امروز در فعالیت هستند که این مجلس را لوث کنند. در خارج و داخل فعالیت هست و شما باید آن فعالیتها را با حضور خودتان، با اجتماع خودتان، با رفتن خودتان بر سر صندوقهای انتخابات، آنها را همه را خنثی کنید. و مجلس اگر باشد، ان‌شاءاللّه مجلس خوب باشد. با داشتن علما و قانوندانهای، حقوقدانهای نگهبان، شورای نگهبان، ما آرام هست دلمان، برای اینکه در مجلس ان‌شاءاللّه مسائلی بر خلاف اسلام و بر خلاف مصالح مسلمین نخواهد گذشت، و اگر اشتباهی در مجلس واقع بشود ، شورای محترم نگهبان که در این دوره باکمال قدرت و استقلال عمل کرد، در دوره‌های دیگر هم همین طور باشد، و این ملت را و این دولت را و این کشور را به پیش ببرد.
ما گمان نکنیم که دستهای قدرتهای بزرگ قطع شده است از اینجا.
ملت ایران باید توجه کنند به اینکه توطئه‌ها هست. الآن، شما ملاحظه بفرمایید که در همین انتخاباتی که با آن خوبی و آزادی انجام گرفت و بحمداللّه مردم همه در صحنه حاضر بودند، و امید است که در دوره دوم هم، در آن بعد هم که باید انتخابات بشود آن هم حاضر باشند مردم، و این تکلیف الهی را به آن عمل کنند، الآن دستهایی از داخل و خارج هست که بین آقایانی که در انتخابات دخالت داشتند اختلاف بیندازند. شما گمان نکنید که خارجیها و اذناب آنها در این کشور کودتا می‌کنند، نمی‌کنند، چون نمی‌توانند.
کشوری که همه‌اش مهیاست برای شهادت، نمی‌توانند که آنها در اینجا وارد بشوند، لکن از داخل ما را می‌پوسانند. یکی از مواردیکه الآن انگشت آنها در کار است و با جدیت دارند توطئه می‌کنند این است که، دو دستگی بیندازند بین اشخاصی که در انتخابات بردند یا باصطلاح باختند. با این تعبیر زشت برد و باخت، شکستو پیروزی، با این تعبیرهای زشت می‌خواهند بین ملت ما اختلاف بیندازند. انتخاباتی که باید همه دست به هم بدهند و آن را به وجه صحیح به آخر برسانند، و باید وحدت زیادتر بشود از اول، من می‌ترسم که خدای نخواسته، موجب اختلاف بشود. و این از مکاید شیطان است به دست شیاطین. اگر برای خدا کسی می‌خواهد کار بکند خودش را انتخاب کرده است که خدمت کند به اسلام و مسلمین. اگر چنانچه پیروز بشود پیروزی نباید بگوید ، برای اینکه یک خدمتی است به عهده‌اش آمده است و گرفتاری این خدمت بسیار شدید است. و اگر چنانچه در این دوره او کنار رفته است خیال نکند که کنار رفته است و این عیبی است. قضیه برد و باخت نیست، قضیه خدمت است در این پست یا در آن پست. باید ایران بداند که دستهایی الآن در کار است که حتی بین خانه‌ها اختلاف بیندازد. در یک خانه بین افراد اختلاف بیندازد. ما باید از تاریخ عبرت ببریم و این تاریخ در زمان مشروطه این طور بود. در زمان مشروطه آنهایی که می‌خواستند ایران را نگذارند به یک سامانی برسد و چماق استبداد تا آخر باقی بماند، بین افراد ، دستجات، احزاب اختلاف انداختند، حتی آنهایی که آن وقت بودند می‌گفتند که در یک خانه بین برادر با برادر، پدر و پسر اختلاف بود، یک دسته مستبد، یک دسته مشروطه. این اختلاف موجب شد که نتوانست مشروطه آن طوری که علمای اسلام می‌خواستند تحقق پیدا بکند. بعد هم این اختلافات موجب شد که یک دسته از آن غربزده‌ها بریزند و به اسم مشروطه بگیرند مقامات را و استبداد به صورت مشروطه بر این ملت تحمیل کنند و دیدید که چه شد. امروز همان روز است اگر ملت ایران بیدار نشود، اگر علماء اسلام بیدار نباشند، غفلت کنند، اگر علمای قم ، مدرسین قم، طلاب قم، علماء تهران، روحانیت مبارز تهران ، علماء همه بلاد و روحانیون همه بلاد و مردم بیدار نشوند، الآن دارند وضعی را، یعنی می‌خواهند وضعی را کار کنند که زمان مشروطه کردند، و بدانید گناهش به گردن همه ماست.
مسأله کرسی مجلس در اسلام مطرح نیست، مسأله ریاست مطرح نیست، مسأله ریاست جمهور مطرح نیست، مسأله وزارت مطرح نیست، اگر کسی اینها را خیال کند مطرح هست اسلام را نشناخته است. شماها شیعه همان هستید که می‌گوید که من به اندازه این کفش کهنه‌ای که هیچ نمی‌ارزد امارت شما را به اندازه این برایش ارزش قائل نیستم مگر اینکه حقی را ایجاد کند. شما که می‌خواهید حق را ایجاد کنید، شما که می‌خواهید اسلام را به پیش ببرید، چه در مجلس پیش ببرید یا در مدرسه پیش ببرید یا در محافل دیگر، باید پیشتان فرق نکند. باید توجه کنید به اینکه مبادا آن گرفتاریهای آن زمان برای ما پیش بیاید. نمی‌آید ان‌شاءاللّه‏. حالا فردا رسانه‌های گروهی نگویند که معلوم شد ایران به هم خورده است و دیگر نخیر، نوبت ما رسیده است. خیر آنها باید آرزوهایشان را به گور ببرند. اینکه من عرض می‌کنم، نه اینکه ما الآن مبتلا به قضیه‌ای هستیم، ما همیشه می‌خواهیم جلوی فسادهارا که آنها می‌خواهند ایجاد کنند جلویش را بگیریم. آنها گمان نکنند که الآن، ایران یک خبری شده. ایران یک انتخاباتی آزاد که در تمام دنیا یک همچو انتخابات آزادی نبوده است. این طور نیست که کسی گمان کند که حالا وقت این شده است که ما نتیجه بگیریم. نه این وقت برای شما نخواهد آمد و نتیجه‌ای از این مسائل دست شما نخواهد رسید و چیزی نیست در کار. من تنبه می‌دهم که مبادا بشود والاّ مسأله نیست. در هر صورت من باید تذکر بدهم به اینکه آقایانی که در انتخابات دخالت کردند باز هم با کمال خلوص نیت دخالت بکنند و هرگز از این معنا که من نبردم و او برده است دلخور نباشند.
شما همه برادر هستید، دوستید. این دوست باشد در مجلس یا آن دوست باشد یا من باشم، اینها مطرح نباید باشد پیش ملت ایران و مطرح نیست ان‌شاءاللّه‏. من امیدوارمکه در این دوره‌ای که باز پیش می‌آید و باید انتخابات بعد از چند روز دیگر با جدیت آقایانی که دست‌اندرکار هستند، مثل وزیر کشور و مثل شورای نگهبان، بزودی این امر شروع بشود که مجلس ما، ایران ما یک روز بدون مجلس نباشد. و آقای امامی مژده این معنا را الآن به من دادند که نه، همین طور خواهد شد. و من امیدوارم که ملت ایران به همان طوری که این دفعه آمدند پای صندوقها، این دفعه دیگر هم بیایند و آراء خودشان را در صندوقها بریزند، و قدر این آزادی را بدانند که تحت تأثیر هیچ کس نبودند و احدی در سرتاسر ایران الزام نکرده است کسی را که رأی به این بده یا به او بده. الزام به رأی دادن هم نکرده است، لکن تکلیف شرعی گفته است.
ما اگر می‌گوییم، تکلیف شرعی می‌گوییم، والاّ نه این است که ما الزامشان بکنیم. این مکلفند شرعاً به اینکه حفظ بکنند جمهوری اسلامی را، و حفظ به این است که در صحنه باشند، و حفظ به این است که اختلافات نداشته باشند، و حفظ به این استکه مبادا آن کسی که فرض کنید که برده است باصطلاح برود به رخ او بکشد، آن کسی که نبرده است خیال کند که یک چیزی از دستش رفته است. این حرفها نیست در کار. چیزی نیست اصلش.
اسلام است، اسلام در دست همه شما هست شما می‌خواستید آنجا خدمت بکنید نشد حالا در جای دیگر خدمت می‌کنید.
می‌خواستید در مجلس خدمت کنید نشد حالا در دولت خدمت می‌کنید، حالا در پستهای دیگر خدمت می‌کنید، حالا در مدرسه خدمت می‌کنید، حالا مشغول به [تدریس] می‌شوید. من این امر راکه عرض می‌کنم از همه ملت تقاضا می‌کنم که مبادا تحت تأثیر این عناصری که الآن در کار هستند و می‌خواهند القاء اختلاف بکنند ، تحت تأثیر اینها واقع بشوید. و همه برادر هم هستید و برادروار با هم باشید، و اگر چنانچه در انتخابات اشتباهاتی شده یا فرضاً تقلبی شده است، خوب، مواردی هست که رسیدگی می‌شود و شورای نگهبان هم یا ابطال می‌کند یا فرض کنید بعضی صندوقهارا یا اصل انتخابات را. یک مسأله عادی است که در همه جا هستو این امر مهمی نیست. من امیدوارم که آقایان با کمال اخلاص این دفعه هم وارد بشوند و آراء خودشان را بریزند. و این مبعثی که نورش به همه عالم رسیده است، درصورتی که نتوانستند آن طوری که می‌خواستند بشود ما دنبالش باشیم که زحمات انبیا را حفظ کنیم. و نگذاریم که خدای نخواسته، آن زحمتی که تا حالا در ایران کشیده شده است و بحمداللّه به قدرت خودش رسیده است ایران، و الآن در همه دنیا مطرح است و تنها چیزی که مطرح است الآن بیشتر در همه جا همین معناست، و این هم برای این است که اینها می‌ترسند که مبادا اسلام تحقق پیدا بکند و آرزوهای خودشان از بین برود.
یکی از امور مهمه‌ای که امروز همه ما به آن مبتلا هستیم و همه کشور، قضیه انتخابات است. از خارج چشم دوخته‌اند به اینکه این انتخابات نشود درست. اعلامیه‌ها، نمی‌دانم، بساط، چیز، که مردم شرکت نکنید، و شرکت کردند الحمدللّه‏. این مرحله هم که پیش آمده است، مردم ما شرکت کنند و در مقابل قدرتهای بزرگی که چشم دوخته‌اند به اینکه ملت ایران دیگر از اسلام برگشته و از مسائل اسلامی برگشته، آنها بفهمند مسأله این طور نیست، فرضاًکه ما بد باشیم اما اسلام که خوب است، اسلام را که قبول دارند همه، این یک وظیفه اسلامی است که ما حفظ کنیم جمهوری اسلامی را. اگر مجلس لطمه‌ای بر آن وارد بشود به جمهوری اسلامی لطمه وارد می‌شود. اگر مجلس یک مجلس قوی‌ای باشد برای خاطر اینکه پشتوانه‌اش همه ملت باشد، این مجلس می‌تواند با دنیا که در مقابل ایران واقع شده است کارهایش را به‌شایستگی عمل بکند، و این تابع این است که قوی باشد، و قوتش هم تابع این است که شماها رأی بدهید. امروز دیگر مثل سابق نیست که یک لیستی درست بکنند و بفرستند هرجا، اینها باید بشود، غیر از اینها نباید بشود. یا یک دسته مأمور بفرستند سرصندوقها هر کاری دلشان می‌خواهد بکنند. امروز اختیار دست خود شماهاست و احدی حق ندارد که تصرف بکند. بله، در تشخیص خودتان اگر می‌توانید تشخیص بدهید و اگر خودتان نمی‌توانید، خوب ، اشخاص متدین صحیح هستند به آنها مراجعه کنید که آنها تشخیص بدهند، آن هم باید عمل بکنید.
از مسائلی که ما در پیش داریم، الآن قضیه انتخابات رئیس جمهور است. من کار ندارم کی رئیس جمهور می‌شود، به من مربوط نیست، من خودم یک رأی دارم به هر که دلم می‌خواهد می‌دهم ، شما هم همین طور. اما اگر بخواهید در مقابل دنیا اظهار حیات بکنید که بگویید ما بعد از گذشتن چندین سال زنده هستیم، باید مشارکت کنید. اگر ـخدای نخواسته از عدم مشارکت شما یک لطمه‌ای بر جمهوری اسلامی وارد بشود، بدانید که آحاد ما، که این خلاف را کرده باشیم ـخدای نخواسته مسئول هستیم؛ مسئول پیش خدا هستیم. مسأله، مسأله ریاست جمهور نیست؛ مسأله ، مسأله اسلام است؛ مسأله، مسأله قواعد اسلام است؛ مسأله ، مسأله حیثیت اسلام است و مسأله‌ای است که باید ما همه به آن اهمیت بدهیم و بیشتر از هر وقت و بیشتر از هر سال و هر دوره باید ان‌شاءاللّه‏، شرکت بکنیم و امیدوارم که همه شرکت بکنند.
و شما بدانید که از مرکز ایران، اسلام پرتوش در تمام دنیا رفته است؛ همه جا هست.... اگر دیدند که رأی دادن به رئیس جمهور ، هر که می‌خواهد باشد، اجتماع در جمعیت مسلمین که هست، این اسباب تقویت اسلام است، آنهایی که به اسلام عقیده دارند، باید خودشان هم بیایند در میدان و بیایند رأی بدهند. این طور نباشدکه حالایی که مطابق میل من نشده، من کنار بروم.
در آستانه انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی هستیم.
گمان نمی‌کنم که نقش و اهمیت انتخابات و مجلس شورای اسلامی بر کسی پوشیده باشد. بحمداللّه هرچه از عمر با برکت انقلاب شکوهمند اسلامی ما می‌گذرد، مردم مسلمان و متعهد کشورمان به اهمیت حضور و نقش تعیین‌کننده خود در تمامی صحنه‌های انقلاب آشناتر می‌شوند، و راز دوام و بقا و استحکام قیام الهی خود را بهتر کشف می‌نمایند.
هم اکنون، با توجه به آگاهی و شعور بالای سیاسی مردم خداجوی ایران، شاید ضرورتی به یادآوری اهمیت شرکت در انتخابات نباشد؛ ولی برای احتیاط در ادای تکلیف شرعی‌سیاسی خود نکاتی را متذکر می‌شوم:
۱. از آغاز انقلاب تاکنون، یکی از اهداف شوم و پلیدی که همواره مورد توجه استکبار جهانی و نوکران خارجی و داخلی آنان بوده است دور کردن مردم از صحنه‌های انقلاب و گسستن پیوندهای پولادین آنان با آرمانهای اجتماعی‌سیاسی اسلام بوده است؛ که در راه تحقق آن به انواع حیله‌ها و ترفندهای گوناگون متوسل شده‌اند؛ که بحمداللّه سرشان به سنگ خورده است؛ و ملت پیروز و سرافراز ایران با نمایش قدرت عظیم خود در حوادث گوناگون انقلاب این حقیقت و واقعیت را به اثبات رسانیده و نشان داده‌اند که از دریای خروشان وحدت و انسجام آنان چیزی کم نشده و نخواهد شد. و جهانخواران ان‌شاءاللّه تا ابد حسرت گسستن اتحاد مقدس مردم ما را به گور خواهند برد. بعید به نظر نمی‌رسد که در این روزها یکی از اهداف شرارتهای اخیر صدامیان در تهدید و ارعاب و ادامه بمبارانها و موشکباران مناطق مسکونی، علاوه بر سرپوش نهادن بر شکستهای پیاپی خود در صحنه‌های نبرد، رسیدن به این هدف باشد که حضور مردم را تحت‌الشعاع این جنایات قرار دهد و از هم اکنون هم باید مطمئن باشیم رسانه‌های استکباری از عدم حضور مردم در صحنه انتخابات سخنها خواهند گفت؛ و با تحلیلهای موذیانه و القائات توأم با تهدید و ارعاب تلاش خواهند نمود ذهنها را به مسائل دیگر معطوف نمایند. غافل از آنکه امت اسلامی ایران سالهاست نشان داده‌اند که از این هیاهوها نمی‌ترسند، و مقاوم و استوار در مقابل تمام ابرقدرتها و قدرتها می‌ایستند؛ و به یاری خداوند متعال، ملت شریف ایران با حضور گسترده خود انتخابات را در موعد مقرر و با قدرت و قاطعیت برگزار می‌کنند؛ و مطمئناً در زیر موشک و بمب هم اگر قرار بگیرند، به پای صندوقها می‌روند و به تکلیف شرعی و الهی خود عمل خواهند نمود.
و اینجانب تحت هر شرایطی در انتخابات شرکت می‌کنم. و ان‌شاءاللّه دنیا خواهد دید که مردم عزیز ایران چگونه حماسه حضور گذشته خویش را در سراسر میهن اسلامی تکرار خواهند کرد.
۲. همان‌طور که بارها گفته‌ام، مردم در انتخابات آزادند و احتیاج به قیم ندارند، و هیچ فرد و یا گروه و دسته‌ای حق تحمیل فرد و یا افرادی را به مردم ندارند. جامعه اسلامی ایران، که با درایت و رشد سیاسی خود جمهوری اسلامی و ارزشهای والای آن و حاکمیت قوانین خدا را پذیرفته‌اند و به این بیعت و پیمان بزرگ وفادار مانده‌اند، مسلّم قدرت تشخیص و انتخاب کاندیدای اصلح را دارند. البته مشورت در کارها از دستورات اسلامی است.و مردم با متعهدین و معتمدین خویش مشورت می‌نمایند. و افرادو گروه‌ها و روحانیون در حد تذکرات قبلی در حوزه خود می‌توانند کاندیدا معرفی نمایند؛ ولی هیچ کس نباید توقع داشته باشد که دیگران اظهار نظر و اظهار وجود نکنند.
وصیت من به ملت شریف آن است که در تمام انتخابات، چه انتخاب رئیس جمهور و چه نمایندگان مجلس شورای اسلامی و چه انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر، در صحنه باشند و اشخاصی که انتخاب می‌کنند روی ضوابطی باشد که اعتبار می‌شود مثلاً در انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر، توجه کنند که اگر مسامحه نمایند و خبرگان را روی موازین شرعیه و قانون انتخاب نکنند، چه بسا که خساراتی به اسلام و کشور وارد شود که جبران‌پذیر نباشد. و در این صورت همه در پیشگاه خداوند متعال مسئول می‌باشند.
از این قرار، عدم دخالت ملت از مراجع و علمای بزرگ تا طبقه بازاری و کشاورز و کارگر و کارمند، همه و همه مسئول سرنوشت کشور و اسلام می‌باشند؛ چه در نسل حاضر و چه در نسلهای آتیه؛و چه بسا که در بعض مقاطع، عدم حضور و مسامحه، گناهی باشدکه در رأس گناهان کبیره است.

تبلیغات انتخاباتی

هیچ سابقه ندارد در دنیا ـهر جا شما بگردید مردم به این شور و شعف برای رأی دادن بروند. اینقدر تبلیغات می‌کنند این رؤسای جمهور، وقتی که می‌خواهند ... [انتخاب] بشوند؛ اینقدر خرج می‌کنند، اینقدر تبلیغات می‌کنند، از یک ماه دو ماه قبل پولهای گزاف خرج می‌کنند و تبلیغات زیاد ـراست و دروغ تا اینکه یک عده مردم را جمع کنند و رأی بدهند. اینجا این مسائل نبود. مسأله ، اسلام بود، و مردم روی عقاید اسلامی خودشان با آن شور و شعف رفتند و رأی دادند. از سی و پنج میلیون جمعیت، بیست میلیون بیشتر رأی موافق دادند.
از آقایان کاندیداها و دوستان آنان انتظار دارم که اخلاق اسلامی‌انسانی را در تبلیغ برای کاندیدای خود مراعات؛ و از هر گونه انتقاد از طرف مقابل که موجب اختلاف و هتک حرمت باشد خودداری نمایند، که برای پیشبرد مقصود، ولو اسلامی باشد ، ارتکاب خلاف اخلاق و فرهنگ، مطرود و از انگیزه‌های غیر اسلامی است.
اینجانب بنا ندارم از کسی تأیید نمایم، چنانکه بنا ندارم کسی را رد کنم. و از تمام احزاب و گروه‌ها و افراد می‌خواهم از نسبت دادن کاندیدای خود به من که از آن استفاده تأیید و یا تعیین و یا رد شود ، خودداری کنند. من بسیار مایل هستم که گروه‌هایی که متعهد و معتقد به جمهوری اسلامی و خدمتگزار به اسلام هستند، در مبارزات انتخاباتی کمال آرامش را در تبلیغ کاندیداهاشان رعایت نمایند، و نسبت به یکدیگر تفاهم و صمیمیت و اُخوت اسلامی داشته باشند، و از تفرقه و کدورت شدیداً احتراز کنند که تفرقه و تشتت، دوستان را نگران و دشمنان را کامیاب می‌کند و موجب تبلیغات سوء می‌شود.
به اطلاع هموطنان عزیز برسانید که: عکس اینجانب دلیل بر تأیید کسی نبوده؛ چنانچه دلیل بر عدم تأیید هم نمی‌باشد.
من از همه قشرها، از همه ملت می‌خواهم که آداب اسلامی خودشان را نسبت به همه امور، خصوصاً در انتخابات حفظ کنند.و مبادا خیال کنند که مبارزات انتخاباتی عبارت از این است که به دیگران بد بگویند و کارشکنی بکنند. البته دعوت به انتخاب اشخاص مانع ندارد، لکن توجه داشته باشند که همان طور که در انتخاب رئیس جمهور، به آن سلامت و به آن آرامش و به آن خوبی گذشت ـکه نمونه بود در ایران من امید آن دارم که در این انتخابات هم به همان طور بگذرد. و همه با هم برادروار در یک مقصد باشیم. در یک مقصد باشید. و خداوند را شاهد بدانید، و ناظر بدانید، و نهضت را لکه‌دار نکنید.
لازم است مطلبی را که گاهی شنیده می‌شود که برای تبلیغات انتخاباتی بعضی از کاندیداها ـخدای نخواسته بعضی دیگر را تضعیف یا توهین می‌کنند، در رابطه با آن تذکر دهم که، امروز این نحو مخالفتها خصوصاً از چنین کاندیداهایی، برای اسلام و جمهوری اسلامی فاجعه‌آمیز است. اگر فرضاً کسی در دیگری مناقشه دارد، ابراز آن و اظهار در بین مردم هیچ مجوزی ندارد، و حیثیت و آبروی مؤمن در اسلام از بالاترین و والاترین مقام برخوردار است، و هتک مؤمن، چه رسد به مؤمن عالِم، از بزرگترین گناهان است و موجب سلب عدالت است. امید است ان‌شاءاللّه چنین مطلبی نباشد، و اگر غفلتاً اتفاق افتاده است تکرار نشود.
چند وقت دیگر هم انتخابات شروع می‌شود. از قراری که من شنیدم به طور حاد دارند اشخاص عمل می‌کنند. اشخاصی هستندکه به جمهوری اسلامی هیچ اعتقاد ندارند، لکن برای خاطر شکستن جمهوری اسلامی در تبلیغات انتخاباتی می‌خواهند شرکت کنند، نه از باب اینکه می‌خواهند وکیل بشوند، از باب اینکه می‌خواهند شکست بدهند جمهوری اسلامی را. اشخاصی هستند که به وسوسه، اشخاص مؤمن را وادار می‌کنند که به طور حاد دخالت بکنند در این امور. ممکن است که اگر اشخاص هوشمند تنبّه ندهند و بیدار نشوند، این انتخابات موجب این بشودکه دودستگیهای زیادی ایجاد بشود و این همان مسأله مشروطه است. باید مردم توجه کنند، و خصوصاً روحانیون، روحانیون مبارز تهران، مدرسین محترم قم، روحانیون مشهد، اصفهان، همه جا توجه کنند که مسأله، مسأله مشروطه نشود. مسأله این نشود که یک دسته برای خاطر اینکه یک کاندیدایی دارند، دیگران را بکوبند، آن دسته هم برای همین کاندیدای خودشان، این را بکوبند.
اگر همه برای خدا هست، با هم تفاهم کنید. البته تبلیغ هیچ مانعی ندارد، لکن مثل مشروطه نشود. آن طور نشود که هر کدام دیگری را بکوبند و آنی که دشمن ما می‌خواهد، خطوط مختلفه را در انتخابات عملی کند. شما همه می‌خواهید که اسلام در این مملکت تحقق پیدا کند، همه می‌خواهید که این جمهوری اسلامی ادامه پیدا بکند، ادامه این به این است که شما در مواردی که می‌بینید که دارند شیاطین نقشه می‌کشند و توطئه می‌کنند تا شما را به جان هم بیندازند، بنشینید با هم و تفاهم کنید و آنها را مأیوس کنید. امروز دارند تهیه می‌بینند مخالفین شما، مخالفین جمهوری اسلامی، که برای انتخابات ایجاد نفاق کنند، و این یک خطری است برای کشور ما.
اینها با زور نمی‌توانند کاری انجام بدهند، نه امریکا، نه شوروی، با فشار و زور به یک کشوری که همه با هم هستند نمی‌توانند آسیب برسانند، لکن با توطئه و وادار کردن عمال خودشان در داخل می‌توانند ایجاد نفاق کنند و بهانه هم انتخابات.
اگر احتمال بدهیم که به واسطه تبلیغات انتخاباتی ما اسلام و جمهوری اسلامی در خطر است، باید آنجور تبلیغاتی که خطرناک است، دست از آن برداریم، برای اینکه ضد اسلام است و گاهی با اسم اسلام یا با توهّم اسلامی بودن، یک اموری انجام می‌گیرد که بر خلاف اسلام است. در مشروطه هم اینطور بود، یک دسته واقعاً به آنها آن قدر تزریق شده بود که اعتقاد کرده بودند که باید فلان جور را عمل کرد. به آنها تزریق کرده بودند، این سلطنت‌طلبهای آنو قت آن قدر تزریق کرده بودند که مردم استبداد را ترویج می‌کردند ـ یعنی یک دسته، یک دسته از اهل منبر هم همین طور حالا هم همین طور است. ممکن است شیاطین در بین مردم بیفتند و آن قدر تزریق کنند که تکلیف شرعی معیّن کنند برایتان که باید ما مخالفت با فلان مقام، مخالفت با فلان امر بکنیم. بیدار باشید!
آن کسی که می‌خواهد در انتخابات شرکت کند و کاندیدا می‌شود ، آن کسی که کاندیدا می‌کند کسی را، آن کسی را که فعالیت انتخاباتی می‌کند، آن کسی که تبلیغ می‌کند برای خودش یا برای غیر، این آزمایش‌اش همانجاست. تویی که خودت را کاندیدا انتخابات کردی، قدرت این را داری که برای کشورت درست خدمت بکنی، و قدرت خودت را بالاتر از دیگران می‌دانی؟ توییکه دیگری را کاندیدا می‌کنی، دیگران که غیر از این هستند لایق نمی‌دانی؟ این را لایقتر و احسن می‌دانی؟ تویی که فعالیت می‌کنیو تبلیغ می‌کنی برای انتخابات، تبلیغ خودت را می‌کنی یا تبلیغ برای اسلام می‌کنی؟ اگر برای رسیدن به مجلس است، دلت می‌خواهد مجلس بروی و می‌گویی مجلس یک مقامی است، شما تبلیغ برای خودت می‌کنی که همان تبلیغ برای شیطان است. و اگر تبلیغ می‌کنی که بروی خدمت بکنی، من چون می‌توانم خدمت بکنم چرا کنار باشم، بروم خدمت بکنم، این شخص چون لایق است چرا کنار باشد، بیاید خدمت بکند، اگر این طور باشد این برای خداست. و این گاهی وقتها به خود آدم اشتباه می‌شود.
بسیاری از اوقات هست که انسان خودش در کارهای خودش اشتباه می‌کند. یعنی، انسان چون حب نفس دارد خودش را می‌خواهد و همه‌چیز را هم برای خودش می‌خواهد، مگر اینکه به ریاضات این طور نباشد. این چون حب نفس دارد بسیاری از امورکه از خودش صادر می‌شود یا از کسانی که از خودش هستند ، اولاد خودش، برادر خودش، عیال خودش، اینها به نظرش خوب می‌آید. و گاهی همین اگر صادر بشود از یک کس دیگری به نظرش بد می‌آید. این برای همین است که، حب نفس اینجا پرده پوشیده است روی واقعیت و نمی‌تواند انسان تشخیص بدهد. باید انسان توجه کند به اینکه آیا من که می‌خواهم یک کسی را انتخاب کنم، اگر این کس یک نفر دیگری از او بهتر بود لکن ارتباطی با من نداشت بلکه با من هم دلخوری داشت، آیا او را کاندیدا می‌کردم؟
اگر او را هم کاندیدا می‌کرد معلوم می‌شود که این برای خدا دارد کار می‌کند، کار به خودش ندارد. و اگر این طور نشد بداند که مسأله، مسأله شیطانی است نه مسأله خدایی. و این دقیق است و این از آن اموری است که بر انسان پوشیده می‌ماند.
مردم در سراسر کشور در انتخاب فرد مورد نظر خود آزادند؛ و احدی حق تحمیل خود یا کاندیداهای گروه یا گروه‌ها را ندارد.
هیچ مقامی و حزبی و گروهی و شخصی حق ندارد به دیگران که مخالف نظرشان هستند توهین کنند، یا خدای نخواسته افشاگری نمایند؛ گرچه همه حق تبلیغات صحیح برای خود یا کاندیداهای خود یا دیگران را دارند، و هیچ کس نمی‌تواند جلوگیری از این حق نماید. و البته لازم است تبلیغات موافق مقررات دولت باشد. و احدی شرعاً نمی‌تواند به کسی کورکورانه و بدون تحقیق رأی بدهد. و اگر در صلاحیت شخص یا اشخاصی تمام افراد و گروه‌ها نظر موافق داشتند ولی رأی دهنده تشخیصش بر خلاف همه آنها بود، تبعیت از آنها صحیح نیست، و نزد خداوند مسئولیت دارد. و اگر گروه یا اشخاص صلاحیت فرد یا افرادی را تشخیص دادند و از این تأیید برای رأی دهنده اطمینان حاصل شد، می‌تواند به آنها رأی دهد.
بسمه تعالی. بعضیها نقل می‌کنند که حضرتعالی اجازه فرموده‌اید از سهم مبارک امام ـعلیه‌السلام در راه تبلیغات انتخاباتی صرف نمایند، آیا این واقعیت دارد؟ جمعی از مؤمنین این موضوع به هیچ وجه صحت ندارد. در صورتی که کسی خدای ناکرده از سهمین و وجوه شرعیه در اینگونه امور خرج کرده است باید برگرداند.
هیچ فرد و گروهی و هیچ نهاد و سازمان و حزب و دفتر و تجمعی نمی‌تواند در حوزه انتخابات دیگران دخالت نماید، و برای غیر حوزه خود، فرد یا افرادی را کاندیدا نموده و از آنان تبلیغ نماید. در شرایط کنونی، اینجانب به هیچ وجه و به هیچ کس اجازه نمی‌دهمتا از سهم مبارک امام ـعلیه‌السلام و یا از اموال دولت و اموال دفاترو سازمانها و مجامع و اموال عمومی خرج انتخابات کند. باید مردمرا برای شرکت در انتخابات تشویق کرد. ان‌شاءاللّه نظرم را در این مورد بعداً اعلام خواهم کرد. روحانیون محترم حوزه‌های انتخاباتی سعی کنند در حوزه خود [با] افراد و گروه‌های مسلمانکه در انتخابات کاندیدا شده و یا از کاندیداهای مورد علاقه خود طرفداری می‌کنند چون پدری مهربان باشند و آنان را با دیده محبت بنگرند.
نصیحتی است از پدری پیر به تمامی نامزدهای مجلس شورای اسلامی که سعی کنید تبلیغات انتخاباتی شما در چهارچوب تعالیمو اخلاق عالیه اسلام انجام شود؛ و از کارهایی که با شئون اسلام منافات دارد جلوگیری گردد. باید توجه داشت که هدف از انتخابات در نهایت، حفظ اسلام است. اگر در تبلیغات حریم مسائل اسلامی رعایت نشود، چگونه منتخب، حافظ اسلام می‌شود. باید سعی شود تا خدای ناکرده به کسی توهین نگردد؛ و در صورتی که رقیب انتخاباتی به مجلس راه یافت، به دوستی و برادری، که چیزی شیرینتر از آن نیست، لطمه‌ای نخورد.
من احتمال می‌دهم که عوامل و دستهای ناپاکی بخواهند از رقابتهای انتخاباتی در رسیدن به آرزوهای خود استفاده کنند و با طرح مسائل پوچ و بی‌معنا دلها را از یکدیگر جدا سازند و یا با تردید و ایجاد ذهنیتها، صحت و سلامت انتخابات و نهایتاً مشروعیت مجلس را زیر سؤال برند، که در این شرایط همه آحاد ملت ایران و همه روحانیون و دست‌اندرکاران کشور باید در کنار هم و دست در دست هم به راه مقدس خود ادامه دهند. و صاحبان قلم و سخن و مطبوعات نیز به طور جدّ مواظب نوشته‌ها و گفته‌های خود باشند.

مجلس شورای نگهبان

از حضرات فقهای نگهبان تقاضا می‌شود که در مأموریت مهم خود به هیچ‌وجه ملاحظه اشخاص و یا گروه‌های انحرافی را ننموده و به وظیفه بسیار خطیر خود قیام و اقدام نموده و نگهبانی از اسلام و احکام مترقی آن نمایند، و خدمت خود را با قدرت تمام در پیشگاه خداوند متعال و ولی مطلق او حضرت ولی‌اللّه اعظم امام عصر ـ عجل‌اللّه تعالی فرجه الشریف ـ عرضه دارند.
شما باید ناظر بر قوانین مجلس باشید، و باید بدانید که به هیچ‌وجه ملاحظه نکنید. باید قوانین را بررسی نمایید که صددرصد اسلامی باشد. به هیچ‌وجه گوش به حرف عده‌ای که می‌خواهند یک دسته کوچک مردم ما خوششان بیاید و به اصطلاح مترقی هستند ، [ندهید ]قاطعانه با اینگونه افکار مبارزه کنید. خدا را در نظر بگیرید. اصولاً آنچه که باید در نظر گرفته شود خداست، نه مردم.
اگر صد میلیون آدم، اگر تمام مردم دنیا یک طرف بودند و شما دیدید که همه آنها حرفی می‌زنند که بر خلاف حکم قرآن است بایستید و حرف خدا را بزنید، ولو اینکه تمام بر شما بشورند. انبیا هم همین‌طور عمل می‌کردند؛ مثلاً موسی در مقابل فرعون مگر غیر از این عمل کرد؟ مگر موافقی داشت؟ بحمداللّه مجلس ما مجلسی است اسلامی و قوانین خلاف اسلام تصویب نخواهد شد؛ ولی شما وظیفه دارید ناظر باشید. خلاصه گوش به حرف طبقه مرفه مترقی ندهید. خدا ان‌شاءاللّه با ماست. اگر عملمان برای خدا باشد، خدا ما را موفق می‌کند.
شورای نگهبان، این فقهایی که در آنجا هستند تمامشان را من از نزدیک سالهای طولانی می‌شناسم، که باید بگویم اینها را من بزرگ کرده‌ام.
از تحمل زحمات و رنجهای شما تشکر می‌کنم. شما توقع نداشته باشید که مورد اهانت واقع نشوید. همه می‌دانید تا کسی کاری انجام ندهد کسی به او توهین نمی‌کند. توهین برای کسانی است که می‌خواهند زنده باشند. هیچ کدام از ما نباید انتظار تعریف را داشته باشیم. باید به حکم خدا عمل کنیم و به این هم کاری نداشته باشیم که چه کسی از این کاری که برای خدا می‌کنیم خوشش می‌آید و یا چه کسی بدش می‌آید. من در تمام مواقعی که مقتضی بوده است، مجلس و شورای نگهبان را تأیید کرده‌ام. ما باید دست در دست یکدیگر بگذاریم تا یک کشور اسلامی درست کنیم.
آنچه مهم است این است که مامی‌خواهیم مطابق شرع اسلام مسائل را پیاده کنیم. پس اگر قبلاً اشتباه کرده باشیم باید صریحاً بگوییم اشتباه نموده‌ایم. و عدول در بین فقها از فتوایی به فتوای دیگر درست همین معنا را دارد. وقتی فقیهی از فتوای خود برمی‌گردد یعنی من در این مسأله اشتباه نموده‌ام و به اشتباهم اقرارمی‌کنم. فقهای شورای نگهبان و اعضای شورایعالی قضایی هم باید این طور باشند که اگر در مسأله‌ای اشتباه کردند صریحاً بگویند اشتباه کردیم و حرف خود را پس بگیرند، ما که معصوم نیستیم....
شورای نگهبان بدون ملاحظه از هیچ کس فقط و فقط خدا را در نظر بگیرند. احکام اولیه باید جاری شود و آن روز هم که اضطراری پیش آمد، احکام ثانویه که آن هم حکم خداست را باید جاری نمایند. باید بنیان از امروز محکم شود.
چنانچه مشاهده می‌شود پس از انتخابات مرحله اول از دوره دوم مجلس شورای اسلامی، افرادی که نظریه شورای محترم نگهبان در ابطال یا تأیید بعضی حوزه‌ها موافق میل‌شان نبوده است دست به شایعه افکنی‌زده و اعضای محترم شورای نگهبان ـایدهم اللّه تعالی را که حافظ مصالح اسلام و مسلمین هستند، تضعیف و یا خدای ناکرده توهین می‌نمایند و به پخش اعلامیه و خطابه در مطبوعات و محافل دست زده‌اند غافل از آنکه پیامد چنین اعمال و جوسازیها آن هم در دوره دوم مجلس و نگذشتن سالی چند از انقلاب چه خواهد بود. امید است چنین اعمال، بی‌توجه به نتایج ناروا و اسف‌بار آن باشد.
معلوم نیست در صدر مشروطیت در دوره اول بافقهای ناظر به قوانین این نحو عمل شده باشد. در آن زمان به تدریج فقها را از مجلس بیرون راندند و به سر این ملت آن آوردند که دیدیم.
من به این آقایان هشدار می‌دهم که تضعیف و توهین به فقهای شورای نگهبان امری خطرناک برای کشور و اسلام است. همیشه انحرافات به تدریج در یک رژیم وارد می‌شود و در آخر، رژیمی را ساقط می‌نماید. لازم است همه به طور اکید به مصالح اسلام و مسلمین توجه کنیم و به قوانین، هر چند مخالف نظر و سلیقه شخصی‌مان باشد احترام بگذاریم و به این جمهوری نوپا که مورد هجوم قدرتها و ابرقدرتهاست وفادار باشیم.
در خاتمه باید بگویم که حضرات آقایان فقهای شورای نگهبانرا با آشنائی و شناخت تعیین کردم و احترام به آنان و حفظ مقامشان را لازم می‌دانم و امید آن دارم که این نحو امور تکرار نشود. و به شورای نگهبان تذکر می‌دهم که در کار خود استوار باشید و با قاطعیت و دقت عمل فرمایید و به خدای متعال اتکال کنید.
من با نهاد شورای نگهبان صددرصد موافقم و عقیده‌ام هست که باید قوی و همیشگی باشد، ولی حفظ شورا مقداری به دست خود شماست. برخورد شما باید به صورتی باشد که در آینده هم به این شورا صدمه نخورد. شما نباید فقط به فکر حالا باشید و بگویید آینده هر چه شد، باشد. شیاطین بتدریج کار می‌کنند.
امریکا برای پنجاه سال آینده خود نقشه دارد. شما باید طوری فکر کنید که این شورا برای همیشه محفوظ بماند. رفتار شما باید به‌صورتی باشد که انتزاع نشود که شما در مقابل مجلس و دولت ایستاده‌اید. اینکه شما یکی و مجلس یکی، شما یکی و دولت یکی، ضرر می‌زند. شما روی مواضع اسلام قاطع بایستید، ولی به‌صورتی نباشد که انتزاع شود شما در همه جا دخالت می‌کنید.
صحبتهای شما باید به صورتی باشد که همه فکر کنند در محدوده قانونی خودتان عمل می‌کنید، نه یک قدم زیاد و نه یک قدم کم. در همان محل قانونی وقوف کنید، نه یک کلمه این طرف و نه یک کلمه آن طرف. گاهی ملاحظه می‌کنید که مصالح اسلامی‌اقتضا می‌کند که به عناوین ثانوی عمل کنید. به آن عمل کنید گاهی می‌بینید که باید نخست وزیر در کاری دخالت کند که اگر دخالت نکند به ضرر اسلام است، به او اجازه دهید عمل کند. ضرورت اقتضا می‌کند که نخست وزیر فلان کار را انجام دهد که از کس دیگری بر نمی‌آید. شما باید سعی کنید که نگویند می‌خواهید در تمام کارها دخالت کنید، حتی در مسائل اجرایی. البته خود این مسائل را می‌دانید و عمل می‌کنید، ولی من تذکر می‌دهم. شما باید توجه داشته باشید که اگر مباحثات به مناقشات تبدیل شود و جلوی یکدیگر بایستید، اسباب این می‌شود که شورای نگهبان تضعیف شود و در آتیه از بین برود. و آن کسانی که علمایی را که قبلاً کار شورای نگهبان را می‌کردند، کنار گذاشتند، به این خاطر بود،که کم‌کم آنها را مخالف خود احساس کردند و کنار گذاشتند و بتدریج این شیطنت صورت گرفت. پس همه ما باید بیدار باشیم.
شورای محترم نگهبان، که حافظ احکام مقدس اسلام و قانون اساسی هستند، مورد تأیید اینجانب می‌باشند. و وظیفه آنان بسیار مقدس و مهم است. و باید با قاطعیت به وظایف خود عمل نمایند.
البته توجه به اهمیت حفظ نظام جمهوری دارند که با آن هیچ حکمو امری مزاحمت نمی‌کند و برای حفظ آن از هیچ کوششی نباید مضایقه کرد و معلوم است آقایان با تعهدی که دارند تحت تأثیر هیچ جوّی واقع نمی‌شوند. ان‌شاءاللّه مؤید باشند.
ولایت فقیه و حکم حکومتی از احکام اولیه است. نهاد شورای نگهبان همیشه مورد تأیید اینجانب است و به هیچ وجه تضعیف نشده و نخواهد شد. این نهاد باید همیشه با بیداری و هوشیاری در خدمت به اسلام و مسلمین کوشا باشد.
اعضای محترم شورای نگهبان ـدامت افاضاتهم با توجه به گزارشات مختلف و نیز رسیدگی و گزارش نماینده اینجانب در امر انتخابات صحت آن محرز و آن را اعلام نمایید، تا انتخابات در موعد مقرر ـ روز قدس ـ انجام گیرد. و تصمیم نهایی در مورد صندوقها و آرا، با رأی اکثریت نمایندگان محترم شورای نگهبان و وزیر محترم کشور و نماینده اینجانب است. و کسانی که احتیاط یا وسوسه‌ای در امر انتخابات می‌کنند بهتر است کمال احتیاط را برای حفظ حیثیت جمهوری اسلامی و اسلام نمایند.
تذکری پدرانه به اعضای عزیز شورای نگهبان می‌دهم که خودشان قبل از این گیرها، مصلحت نظام را در نظر بگیرند، چرا که یکی از مسائل بسیار مهم در دنیای پرآشوب کنونی نقش زمان و مکان در اجتهاد و نوع تصمیم‌گیریها است. حکومت، فلسفه عملیِ برخورد با شرک و کفر و معضلات داخلی و خارجی را تعیین می‌کند. و این بحثهای طلبگی مدارس، که در چهارچوب تئوریهاست، نه تنها قابل حل نیست، که ما را به بن‌بستهایی می‌کشاند که منجر به نقض ظاهری قانون اساسی می‌گردد. شما در عین اینکه باید تمام توان خودتان را بگذارید که خلاف شرعی صورت نگیرد ـ و خدا آن روز را نیاورد ـ باید تمام سعی خودتان را بنمایید که خدای ناکرده اسلام در پیچ و خمهای اقتصادی، نظامی، اجتماعی و سیاسی ، متهم به عدم قدرت اداره جهان نگردد.
از شورای محترم نگهبان می‌خواهم و توصیه می‌کنم، چه در نسل حاضر و چه در نسلهای آینده، که با کمال دقت و قدرت وظایف اسلامی و ملی خود را ایفا و تحت تأثیر هیچ قدرتی واقع نشوند و از قوانین مخالف با شرع مطهر و قانون اساسی بدون هیچ ملاحظه جلوگیری نمایند و با ملاحظه ضرورات کشور که گاهی با احکام ثانویه و گاهی به ولایت فقیه باید اجرا شود توجه نمایند.

اهمیت و نقش مجلس شورای اسلامی

یک مجلس ملی که نه مربوط به سفارت شوروی باشد، نه مربوط به سفارت انگلیس باشد، نه مربوط به سفارت امریکا باشد؛ نه برای منافع او سینه بزند نه برای منافع او. یک همچو مجلسی را به‌وجود می‌آوریم ان شاءاللّه‏؛ و بعدش که یک همچو مجلسی به‌وجود آمد قهراً اگر یک مطلبی بخواهد در آن، در یک همچ و مجلسی مثلاً دویست نفری بگذرد ـ دویست تا آدم صالحی که برای مملکت ما دلسوز است، دزد نیست، نمی‌خواهد جیبش را پر بکند، نمی‌خواهد عنوان پیدا بکند، می‌خواهد که خدمت بکند به این مردم؛ اگر چنانچه یک همچو مجلسی برای ما پیدا شد مصالح مملکت را در نظر می‌گیرد ـ اگر یک چیزی آوردند بگذرد، یک قراردادی مابین یک دولتی با دولت ما آوردند بگذرد، می‌برند آنرا آنجا نگاه می‌کند؛ اول خود دولتِ صالح نظر می‌کند اگر چنانچه فاسد باشد ردش می‌کند. بعد اگر چنانچه او ندانست، نتوانست بفهمد و آورد در مجلس، در مجلس نظر می‌کنند و مصلحت و مَفْسَده ملت را می‌خواهند به جا بیاورند درست می‌کنند. این مصالح مملکت ما یا صددرصد یا صد در نود حاصل خواهد شد.
ما یک همچو چیزی می‌خواهیم.
اگر مجلس شورا آن طوری که ما بخواهیم ملی و اسلامی باشد ، همه این مطبوعات اصلاح خواهد شد؛ همه این رادیو تلویزیونها اصلاح خواهد شد؛ همه این ادارات تصفیه خواهد شد؛ یعنی ملت باید تصفیه کند به وسیله اشخاصی که می‌فرستد... ان‌شاءاللّه ما امیدواریم که دیگر لیستی در کار نباشد که یکی لیستی بدهد و شما هم مُلْزَم باشید. بله، لیست بدهد که هدایت کند ملت را به اینکه اینها افراد خوبی هستند.
ملت ایران که بحمداللّه تعالی در عرض یک سال پس از انقلاب دارای جمهوری اسلامی و قانون اساسی و رئیس جمهور شدند ، ان‌شاءاللّه با رشد معنوی و آرامش، مجلس شورای اسلامی را تأسیس خواهند نمود تا خرابیهای عصر طاغوت، خصوصاً پنجاه سال اخیر را با همت والای خود جبران نمایند؛ خرابیهای معنوی و مادی‌ای که با برنامه‌های ابرقدرتها خصوصاً امریکا انجام گرفت و ملتهای مسلمان خصوصاً ملت ایران را تا آستانه سقوط کشاند.
از آنجا که در آینده نزدیک نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی اجتماع می‌نمایند امر گروگانها، با نمایندگان مردم است تا نسبت به آزادی گروگانها و امتیازاتی که در قبال آنان باید بگیرند تصمیم گیرند؛ زیرا این مردمند که باید در جریانات سیاسی دخالت داشته باشند.
برای خاطر خدا توجه داشته باشید که یک مجلس شورا که مجلس شورای اسلامی است و می‌خواهد برای ایران خدمت کند و باید قوه داشته باشد، تنها مرکزی است که تمام قوا باید تبع آن باشند ، شما بخواهید برای اینکه شما وکیل نشده‌اید در کجا، هیاهو کنیدکه انتخابات، انتخابات کذا بوده؛ این حرف خلاف اسلام است.
شکایت اگر هست، شکایت پذیرفته است. و مقاماتی که باید شکایتها را بپذیرند، می‌پذیرند. اما هیاهو کردن و فریاد زدن و انتقاد بیجا کردن، این برخلاف دستورات اسلام است.
... مجلس تنها مَلْجأیی است که برای یک ملت است. مجلس قوه مجتمع یک ملت است در یک گروه. تمام قوای یک ملت در یک گروه مجتمع است. و مجلس از همه مقاماتی که در یک کشوری هست بالاتر است. بنابراین یک همچو مقامی را نشکنید اینطور؛ ولو نمی‌توانید لکن اصل گفتنش، اصل ذکرش، کار قبیحی است و برخلاف مصلحت است و برخلاف مسلک اسلام است.
مبارک آن روزی است که ایران از سلطه اجانب مستخلص بشود، و مجلس شورای اسلامی به وظایف خطیر خود عمل کند، و ایران استقلال پیدا کند و همه دشمنان ایران ذلیل و نابود شوند و مسلمین همه با هم پیوند کنند.
بحمداللّه افرادی که در مجلس انتخاب شده‌اند به حسب غالب ، اکثریت قاطع، اکثریت اسلامی و متعهد است.
قضیه هدایت مسأله‌ای است، قضیه کارشکنی مسأله دیگر ، هدایت باید کرد. مرکز همه قانونها و قدرتها مجلس است. مجلس هدایت می‌کند همه را و باید بکند.
با خواست خداوند متعال و به مبارکی و میمنت در روزی بسیار بزرگ، مجلس شورای اسلامی افتتاح می‌شود. روز سیزدهم رجب که روز ولادت با برکت و سعادت بزرگمرد تاریخ و معجزه دهر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب ـصلوات اللّه و سلامه علیه مجلس مقدس شورای اسلامی که اولین مجلس جمهوری اسلامی است و اولین مجلس است که با انتخابات آزاد انجام گرفت، گشایش می‌یابد. و من امیدوارم که این مجلس به برکت این‌روز مبارک، مجلس عدالت و پیرو اسلام و به نفع مسلمین و کشور اسلامی باشد. سپاس خداوند بزرگ را که در مدتی کوتاه ملت شریف ایران موفق شد که اساس جمهوری اسلامی را با آزادی و آرامش بنیان گذارد؛ و این از برکت اسلام و وحدت کلمه قشرهای متعهد اسلامی است. اینجانب طلیعه این مجلس مبارکرا به ملت بزرگ ایران و شما نمایندگان محترم تبریک عرض می‌کنم.
الآن هم همین قشرهای بعض از این روشنفکرها می‌گویند این مجلس، ملّی باشد، مجلس شورای ملّی؛ چون اسمش توی قانون ، «ملّی» بوده. از اسلام می‌ترسند. مجلس اسلامی نباشد، شورای اسلامی نباشد. اینها نه اینکه ملّی‌اش را می‌خواهند، اسلامی‌اشرا می‌خواهند نباشد.
مجلس باید اسلامی باشد. مجلس باید افکارش افکار اسلامی باشد تا ما بتوانیم چه بکنیم. من نمی‌توانم تحمل بکنم که اینقدر ما جوانهایمان از بین بروند برای اینکه ما مسامحه داریم می‌کنیم.
مسامحه‌ها از کار باید برود، و باید حالا که مجلس تأسیس شد و مجلس رسمیت پیدا کرد، همه امور باید بر نظارت مجلس به روال خودش بگذرد، و با جدیت و با قاطعیت و بدون مسامحه، هر کس خلاف کرد بخواهند او را، و یا اگر خلافی واقعاً کرده، بدهند او را دست دادگاه‌ها و دادگاه‌ها محاکمه‌اش کنند.
مجلس امروز رسمیت پیدا کرد. با رسمیت مجلس، دیگر باید تمام امور را مجلس اصلاح بکند. یعنی با تمام قدرت، دولتی که تعیین می‌کند، دولت صد در صد اسلامی دارای قدرت باشد، و کارهاییرا که می‌کند دولت و همین‌طور کارهایی که در وزارتخانه‌ها می‌شود، کارهایی که در استانها می‌شود، همه تحت نظر باشد و مجلس بازخواست کند از اینها. بخواهد اینها را و استیضاح کند ، اگر یکوقت خطا کردند و کار را درست انجام بدهند.
باید وقتی که مجلس درست بنا گذاشته شد، عمل تمام این گروه‌هاو مسائلی که دارند و کارهایی را که می‌کنند انعکاس پیدا کند و طرح بکنند، و مجلس آنها را بخواهد و از آنها بازخواست کند. این منحصر به گنبد و اطراف گنبد نیست، هر جایی که الآن اینها دارند مشغول فعالیت هستند، یک فعالیتهایی می‌کنند که گاهی برخلاف موازین شرع است. جمهوری اسلامی باید بر وفاق موازین شرعی باشد. الآن از طرف آقای گلپایگانی، آقازاده‌شان آمده بود اینجا؛ ایشان هم راجع به این مسائل ناراحت هستند. سایر علمای اسلام هم ناراحت هستند در این مسائل.
باید مجلس رسیدگی کند و افرادی که بنایشان براین است که به اسم اسلام یک کارهایی انجام بدهند وبرخلاف اسلام است، به اسم اسلام کارهایی انجام می‌دهند که موافق با مارکسیست و کمونیست است و به اسلام مربوط نیست، باید مجلس جلوی اینهارا بگیرد. دولتی که حالا انتخاب خواهد شد، باید افرادی باشند که به اسلام عقیده داشته باشند، نه مثل بعضی از اشخاصی که درو زارت کشاورزی بودند و به اسلام اصلاً اعتقاد ندارند اینها، اینها کمونیستهایی هستند که به صورت اسلام بیرون آمدند، اینها باید هیچ وقت داخل در دولت نباشند، هیچ وقت داخل در وزارت کشاورزی نباشند.
در هر صورت مسائلی است که باید دولت طرح بکند و مجلس رسیدگی بکند، و چنانچه چیزی بر خلاف موازین از مردم اخذ شده است برگردانند. و اگر اشخاصی برخلاف اسلام عمل کردند تربیت بشوند و بازخواست بشوند. و من امیدوارم که ان‌شاءاللّه این مجلس که الآن افرادش اکثراً مردم صالحی هستند، و شورای نگهبان هم از علمای قم هستند یک عده‌ای که و دیگران هستند در آنجا، دراین امور رسیدگی بکنند،و طرحهایی که دولت می‌دهد، طرحهایی که دولت قبلاً داده است، اینها بیاید در مجلس رسیدگی بشود، هر طرحی که مخالف با اسلام است باید رد بشود.... و من امیدوارم که ان‌شاءاللّه وقتی که مجلس بنا شد رسیدگی به این امور بکند من هم پیشنهاد بکنم به آنها که رسیدگی صحیح بکنند، و هر یک از پیشنهادهایی که قبلاً شده و [قوانینی ]که گذشته است در مثلاًو زارتخانه‌ها، اینها بخواهند مطالعه کنند، و شورای نگهبان هم مواظبت کند که هیچ کلمه‌ای مخالف با اسلام نباشد. ما می‌خواهیم یک جمهوری اسلامی باشد. ما می‌خواهیم اسلام باشد.... من امیدوارم که همه‌تان موفق باشید در این ماه مبارک رمضان. امیدواریم که از برکات این ماه واز برکات لیلةالقدر محروم نباشیم و نباشید.
در کجا سراغ دارید که مجلس شورایِ آنجا مثل مجلس شورای اسلامی ما باشد؟ در سابق، زمان شاه مخلوع و رضاخان مطرود ، مجلس پر بود از «دوله»ها، «ممالک»ها، «سلطنه»ها، «سلطان»ها ، متمکّنین، اشراف، طرفدارهای شرق و غرب، نوکرهای ممالک اجنبی، ولی الآن در مجلس شورای ما یک چهره پیدا نمی‌کنید که از این طبقه اشراف باشد، از این طبقه بالا باشد، همه از همین مردمند که در بین بازار راه می‌روند، و از همین جمعیت هستند؛ عده‌ای‌شان از علما و فقها هستند، عده‌ای‌شان از چهره‌های متدیّن هستند. مجلس شورای اسلامی ما الآن در هیچ جا نظیر ندارد ، چنانچه سایر ارگانهای دولتی ما اینطور است.
این چهره مجلس اسلامی ماست و اگر از صدر مشروطه ـ الاّ شاید دوره اول تا قبل از این مجلس ملاحظه کنید، اینجا جای آن وکلا نبود؛ وکلایی که از طبقه اشراف و از طبقه ثروتمند و مرفّه، و حاضر نبودند در یک مجلس چندتایشان با هم جمع بشوند و حاضر نبودند در یک مجلس اینطور مسجدی بنشینند و هر کدام در کاخهای بلند ـ الاّ بعضیها که آنها هم از سنخ شما بودند ـ زندگی می‌کردند. امکان نداشت که یک مواجهه‌ای بین منِ طلبه با آن تیپهای اشرافی و اعیانی و دارای کذا و کذا اتفاق بیفتد؛ فرضاً اینکه گوش بدهند به اینکه یک طلبه با آنها چه می‌گوید. این از برکات نهضت است، برکات اسلام است که همه نهادهایشان اسلامی و مردمی است. مجلس مردمی این است. پیشتر اسمش را گذاشته بودند «مجلس ملّی». ملت راه داشت در آن مجلس؟ در آن مجلس از ملتها، از خود ملت کسی بود که راه پیدا بکند به آنجا؟ خصوصاً در این دهه‌های آخر، یک نفر از شما در آنجا راه نداشت و جای شما در آنجا نبود اخلاقاً، که عنداللّه نبود، به واسطه علوّ شأن شماو به واسطه اینکه آنها طاغوتی بودند، شما راه نداشتید بر آنجا.
ما امروز مواجهیم با یک چهره‌های اسلامی که به غیر از اسلامو به غیر از منافع مملکت خودشان فکر نمی‌کنند. و من امیدوارمکه این مجلس، که مرکب از این طبقه انسانی ملت است، چه آنهایی که مسلم هستند و چه آنهایی که باز برادرهای ما هستند و از اقلیتها هستند، این چهره‌ها، چهره‌هایی است که مال ملت است، و امروز ملت راه پیدا کرده است به مجلس و دیروز، در گذشته، ملت هیچ خبری از مجلس نداشت و هیچ عملی نمی‌توانست انجام بدهد. این موجب شکر است در درگاه خدا. همه تشکر کنیم از یک همچو نعمتی که نصیب ما شده است.
و این تنها مجلس نیست که تحول پیدا کرده است از طاغوت به اسلامیت و انسانیت، سایر نهادهای دولتی هم، چه قوای مسلّحه و چه سایرین از قبیل وزرا و امثال اینها، آنها هم همین طور هستند.
الآن ملت ما می‌تواند ادعا کند که ما در همه امور ناظریم. من خیلی از مجالس را یاد دارم و در بعضی از مجالس هم رفتم به عنوان تماشاچی. یک دانه از امثال شما در مجلس نبود، الاّ مثلاً، مثل زمانی که مرحوم مدرّس آنجا بود یا در آن اول که ما آنجا را دیگر ندیدیم؛ آن دوره‌های اول [را. در ]دوره اول بودند از اشخاصی که نظیر شما بودند. آن چیزی که می‌خواهم عرض کنم این است که حیف است که چهره نورانی مجلس در آن، یک چیزهایی واقع بشود که مخالف زیّ شما آقایان است.
من به ملت ایران تبریک می‌گویم که در این زمان، نه قوّه مقنّنه یک قوّه‌ای است که لیستش را داده باشند و تعیین کرده باشد کسی آنها را ، خود آنها منتخب از طرف ملت هستند و ملت بدون اینکه کسی تحمیل به آنها بکند، اینها را تعیین کرده است و هر کدام هم که ناصالح بودند، خود مجلس کنار گذاشته است. بنابراین، قوّه مقنّنه ما قوّه‌ای است که صالح است و اکثر افرادش، افراد متعهد هستند و همه‌شان از همین جمعیت ملت هستند و از آن کاخ‌نشینهانیستند.
ما نباید حالا که گرفتار هستیم باز به پیروزی هم نرسیده‌ایم، نباید این مردم را سستشان بکنیم. ـ بیاییم ـ مجلس را از این [طرف] هِی اشکال بکنیم. آن قدر خوبی که در این مجلس هست از اوّلی که مجلس در این مملکت پیدا شده تا حالا، یک همچو مجلسی با این افرادی که در آن هست، من نمی‌گویم توی مجلس هم فرد غیرصالح نیست، ممکن است باشد، اما صُلَحا هستند اینها. این مجلس را باید حفظش کرد، و مردم را از این دلسرد نکرد. هِی هر روز راجع به مجلس یک چیزی نوشت.
مجلس هم یکی از چیزهایی است که در جمهوری اسلامی هست، و در نظام شاهنشاهی مشروطه به‌اصطلاح هم بود.
مجلسهای سابق را شما یک مقداریش را دیده‌اید؛ و من هم خیلیش را دیده‌ام. آیا مجلس سابق و رؤسای مجلس سابق مثل مجلس حالاست ومثل رئیس مجلسِ حالاست؟! آیا وضع مجلسو وضع افرادی که در مجلس هستند و شخصیتهای مردمی که الآن در مجلس هست و شخصیتهای طاغوتی که در مجلس سابق بود یک طور است و [به ]همان طاغوتها ملت ایران رأی داده‌اند و آورده‌اند به یک مقامی رسانده‌اند، و آنها هم مشغول همان کارهایی هستند و جعل همان قوانینی هستند که در زمان شاه سابق بود؟! مجلس جمهوری اسلامی عین مجلس رژیم شاهنشاهی است با عوض کردن یک کلمه؟! به جای اینکه بگویند مجلس شورای ملی شاهنشاهی آریامهری، ما اسمش را گذاشته‌ایم مجلس شورای اسلامی، جمهوری اسلامی؟! مطلب این طوری است در نظر ملت؟! یا این کسی که قلمش را دست گرفته و آن کنار نشسته و چون ضرر برده است از جمهوری اسلامی، می‌خواهد همان سلطنت شاهنشاهی باشد یا شبیه آن تا بتواند این هم استفاده‌هایی که آنها می‌کردند و رفقای آن عصرش می‌کردند حالا بکنند؟ ملت ما همه‌شان جمع شده‌اند با هم رژیم شاهنشاهی را از بین بردند، و یک رژیم شاهنشاهی دیگر درست کردند؟! این اهانت به یک ملت نیست؟ اینکه با آراء ملت [درست] شده است.
رئیس جمهورش با آراء ملت شده است. مجلس شورایش به آراء ملت شده است. وزرایش با آراء ملت شده است. آیا ملت ما همه سرشان همین درد می‌کرد که یک جوانهایی را بدهند و یک معلولین و مجروحین را به جا بگذارند، و یک رژیم شاهنشاهی را به یک رژیم شاهنشاهی تبدیل کنند؟! آیا ملت ما این طور هستندکه خودشان با دست خودشان جوانهایشان را، خونشان را بدهند و رژیم شاهنشاهی را با یک اسم دیگری برپا کنند؟! مسأله این طوری است که این آقایان می‌نشینند و کاغذ و قلم را ضایع می‌کنند، و خودشان را هم مُفْتَضح می‌کنند! آیا رئیس مجلس امروز ما مثل رؤسای مجلس سابق است؟! حتی آن رؤسای مجلسی که خیلی هم به قول خودشان ملی بودند، لکن از اشراف بودند و از طبقاتی بودند که دارای زندگیهای کذا و کذا و نوکرها و اوضاع طاغوتی عظیم. آیا مسأله این طوری است که اینها می‌گویند؟!
من تکرار می‌کنم مجلس بالاترین مقام است در این مملکت.
مجلس اگر رأی داد و شورای نگهبان هم آن رأی را پذیرفت، هیچ کس حق ندارد یک کلمه راجع به این بگوید. من نمی‌گویم رأی خودش را نگوید؛ بگوید؛ رأی خودش را بگوید؛ اما اگر بخواهد فساد کند، به مردم بگوید که این شورای نگهبان کذا و این مجلس کذا، این فساد است، و مفسد است یک همچو آدمی، تحت تعقیب مفسد فی‌الارض باید قرار بگیرد. این مجلس ما حصل خون یک جمعیتی است که وفادار به اسلام بودند؛ و این مجلس عصاره زحمتهای طاقت‌فرسای این ملت مسلمان بوده است؛ این مجلس فراهم آمده از «اللّه اکبر»های مردم است؛ اگر بنا باشد که این مجلس فراهم آمده از «اللّه اکبر» مردم قدمی برخلاف اسلام بگذارد، این مجلس مجلسی خواهد بود که برخلاف مسیر مسلمین عمل کرده. با تمام قدرت، بدون اینکه ملاحظه از احدی و از مقامی بشود، مجلس باید مسائل را طرح بکند. و رد و بدل و انتقاد صحیح، بدون جار و جنجال، بدون هیاهو، مسائل را بگویند.
کسی که مخالف است مخالفت خودش را بدون هیاهو بگوید. آنکه موافق است موافقت خودش را بدون جار و جنجال بگوید. و بعد هم رأی بگیرند. وقتی رأی گرفتند، اگر اکثریت رأی داد، و بعد هم برده شد پیش شورای نگهبان و آنها هم صحیح دانستند این رأی را، مخالف اسلام ندانستند و مخالف قانون اساسی ندانستند ، اگر بعدها بخواهند شیطنت بکنند، این شیطنتها از مبادی غضب ، از مبادی فاسد، بیرون می‌آید. باید سرتسلیم به مجلس، یعنی سرتسلیم به اسلام وقتی مخالف اسلام نیست، سر تسلیم به اسلام فرود آورد. روشهای غیر اسلامی را، اگر هم در باطن ـ خدای نخواسته ـ دارند، نباید دیگر اظهار بکنند و نباید اذهان مردم را نسبت به مجلس مشوش کنند. این یک مسأله‌ای است اساسی، و باید همه توجه داشته باشند. به مجرد اینکه یک مطلبی برخلاف رأی یک نفر است، نباید بگوید مجلس درست نیست. این خودشرا اصلاح کند. این خودش درست نیست. نباید بگوید شورای نگهبان درست نیست. این خودش درست نیست. باید خودش را اصلاح بکند. و این گرفتاری هست برای ملت ما.
و من امیدوارم که مجلس یک مجلس اسلامی، مجلس عبادت باشد؛ نه مجلسی که ـخدای نخواسته ـ معصیت در آن واقع بشودو به دیگران اهانت کنند؛ به کسی بد بگویند. اینها خلاف اسلام است. و نباید بشود.
توجه بکنید این مجلس یک مجلسی است که در مقابل این امور انحرافی ایستاده است. این مجلس در دست هیچ حزبی نیست؛ در دست هیچ گروهی نیست؛ اکثریت این مجلس اشخاص مستقلی هستند که خودشان فکر می‌کنند و خودشان عمل می‌کنند؛ آنها انحرافات را [می‌بینند]، و رضای خدا را در نظر می‌گیرند و با رضای خدا می‌خواهند راه را به آخر برسانند.
بسمه تعالی، محضر شریف حضرت آیت اللّه العظمی امام خمینی مدظلّه العالی چنانکه خاطر مبارک مستحضر است قسمتی از قوانین که در مجلس شورای اسلامی به تصویب می‌رسد به لحاظ تنظیمات کلی امور و ضرورت حفظ مصالح یا دفع مفاسدی که بر حسب احکام ثانویه به طور موقت باید اجرا شود و در متن واقع مربوط به اجرای احکام و سیاستهای اسلام، و جهاتی است که شارع مقدس راضی به ترک آنها نمی‌باشد و در رابطه با این‌گونه قوانین به اِعمال ولایتو تنفیذ مقام رهبری که طبق قانون اساسی هم قوای سه‌گانه را تحت نظر دارند، احتیاج پیدا می‌شود. علیهذا تقاضا دارد مجلس شورای اسلامی را در این موضوع مساعدت و ارشاد فرمایید.
رئیس مجلس شورای اسلامی اکبر هاشمی‌رفسنجانی] بسم اللّه الرحمن الرحیم آنچه در حفظ نظام جمهوری اسلامی دخالت دارد که فعل یا ترک آن موجب اختلال نظام می‌شود و آنچه ضرورت دارد که ترک آن یا فعل آن مستلزم فساد است و آنچه فعل یا ترک آن مستلزم حَرَج است پس از تشخیص موضوع به وسیله اکثریت وکلای مجلس شورای اسلامی، با تصریح به موقت بودن آن مادام که موضوع محقق است، و پس از رفع موضوع خود به خود لغ و می‌شود، مجازند در تصویب و اجرای آن؛ و باید تصریح شود که هر یک از متصدیان اجرا از حدود مقرر تجاوز نمود مجرم شناخته می‌شود و تعقیب قانونی و تعزیر شرعی می‌شود.
ان‌شاءاللّه‏، دولت و مجلس آنچه که مصلحت جامعه است در نظر بگیرند و کاری کنند این مستمندانی که در طول تاریخ محروم بوده‌اند را نجات دهند.
امروز مجلس و دولت از ارگانهایی است که ما باید حفظ‌شان کنیم.
باید کوشش کنیم در اینکه این دولت محفوظ بماند.... من اعلام می‌کنم به همه ملت که امروز مخالفت با دولت، مخالفت با مجلس، مخالفت با جمهوری اسلامی، مخالفت با ارگانهایی که در جمهوری اسلامی است، مخالفت با اسلام است و موجب تباهی این کشور و این ملت خواهد شد... به مجرد اینکه در ذایقه یکی یک مطلبی درست نیست، فوراً هجوم نکنند و [اینکه ]کارشکنی بکنند و ـ عرض بکنم تضعیف بکنند دولت را. و همین‌طور راجع به مجلس، که مجلس در رأس همه امور واقع است، باید تأیید بکند ملت و هیچ‌وقت اینطور نباشد که تضعیف بکند.
من در این مسأله هیچ شکی ندارم که این مجلس بهترینِ مجالسی است که در همه دنیا هست و بهترینِ مجالسی است که از صدر مشروطیت تا حالا بوده است. من از همه شما بیشتر، زمانهای سابق را ادراک کرده‌ام. من از زمان قاجار و تا حالا مجالس را دیده‌ام و کیفیت اینکه مردم چه جور انتخاب کردند و چقدر دخالت داشتند مردم، و افرادی که در مجلس آمدند چطور بودند،و این سنوات آخر را که همه آقایان می‌بینند و دیده‌اند. در تمام طول مشروطیت، این مجلس به این ترتیب که تمام افرادش تقریباً متدین و معتقد به اینکه باید اسلام حکومت کند، در تمام دوره‌ها نبوده است این. و در انتخاباتی که من از بچگی انتخابات را در حدود خودمان و بعد هم که از جاهای دیگر هی شنیده شده است، انتخابات هیچگاه به طور کلی در دست مردم نبوده است.
یک مدت زیادی به دست متنفذین منطقه، مناطق، خانها و مالکین بزرگ و اینها بوده است، و در آن وقتی که دیگر آن بساط آنها ، قدرتهایشان از بین رفت، دربست در دست حکومت وقت بوده.
اگر در تهران مثلاً یکی دو نفر، چند نفر که انتخاب می‌شدند ، انتخاب مردم بود و باقی‌اش نبود ـ برای اینکه تهران فرض کنید جایی بود که خیلی نمی‌شد فشار بیاورند ـ اما جاهای دیگر مسأله ، مسأله مردم در کار نبود، یعنی شورای ملی، ما در هیچ وقت نداشتیم. اگر چند نفر هم ملی در آنها بوده است، لکن مجلس همچو مجلسی نبود که یک شورای ملی باشد. و ما امروز داریم یک شورای اسلامی و ملی به حسب آن بعد صحیحش مشاهده می‌کنیم.
مجلسمان را شما ملاحظه کنید، بسیاری از آنها را من از نزدیک می‌شناسم؛ یعنی سابقه طولانی دارند، مثل رئیس مجلس و بسیاری از آقایان دیگر، و آنها را با تعهد و تعهد به اسلام و خدمتگزاری و هرچه توان دارند، آنها را می‌شناسم. و در این طول مدتی که مجلس برپاست می‌دانم که همه اینها خدمتگزارند؛ در بین آنها من نمی‌توانم یکی را پیدا کنم که بتوانم بگویم که این ، تعهد به اسلام ندارد. البته اختلاف سلیقه، اختلاف دید، اختلاف اجتهاد در هر قشری هست، در علما هم هست، در مجتهدین هم هست، در شما آقایان هم هست که اختلاف سلیقه دارید، اختلاف دید دارید، لکن همه مشترک‌اند در اینکه خدمتگزارند و همه می‌خواهند خدمتگزار باشند. و در بین آنها من حتی یک نفر را نمی‌توانم بگویم که این یک نفر به اسلام خیلی علاقه ندارد ، همه‌شان علاقه‌مندند با اختلاف سلیقه‌ای که دارند.
... مستحضر هستید به‌لحاظ محرومیت اکثر خانواده‌ها از سرپناهو مسکن با استفاده از عناوین ثانویه قانون اراضی شهری پس از مصوبه شورای انقلاب اسلامی در خصوص لغو مالکیت اراضی موات شهری به تصویب مجلس شورای اسلامی و شورای محترم نگهبان رسید که طبق آن اراضی موات شهری که از لحاظ مقدار قابل توجه نیستند در اختیار وزارت مسکن و شهرسازی قرار می‌گیرد و زمینهای بایر شهری برای رفع نیاز مسکن مردم از حدنصاب معینی بالاتر فقط قابل فروش به دولت و شهرداری است و وزارت مسکن و شهرسازی اینگونه اراضی را در حد نیاز طبق قانون به قیمت منطقه‌ای خریداری و به خانواده‌های بی‌مسکن یا برای مصارف عمومی واگذار می‌نماید.
ضمناً طبق قانون مذکور کلیه وزارتخانه‌ها و بانکها و کلیه مؤسساتی که مشمول حکم مستلزم ذکر نام آنهاست و بنیادها ـبنیاد مستضعفان بنیاد مسکن و... زمینهای مازاد بر نیاز تأسیساتو اداری خود را بایستی به وزارت مسکن تحویل دهند تا به مصارف عمومی و تأمین مسکن مردم برسد. لکن اولاً اکثر ارگانهاو یا بانکها و بنیادها علی‌رغم بخشنامه‌های مکرر نخست وزیری از تحویل اراضی خودداری می‌نمایند؛ ثانیاً برخی از روحانیون و ارگانها نسبت به تملک اراضی مذکور برای واگذاری به مردم جهت احداث مسکن برداشتهای متفاوت داشته و در شرعی بودن آن تردید می‌نمایند و در نتیجه اجرای قانون مذکور دچار مشکلات فراوان شده و امکان تعطیل اجرای آن که نتایج وخیمی در وضع زمین و مسکن و اقتصاد خواهد داشت وجود دارد. مستدعی است در این خصوص راهنمایی و ارشاد فرمایند... محمد شهاب گنابادی] بسمه تعالی آنچه را مجلس شورای اسلامی تصویب نموده و به تأیید شورای نگهبان رسیده، هم شرعی است و هم قانونی می‌باشد.
مجلس محترم شورای اسلامی که در رأس همه نهادهاست، در عین حال که از اشخاص عالِم و متفکر و تحصیلکرده برخوردار است، خوب است در موارد لزوم از دوستان متعهد و صاحبنظر خود در کمیسیونها دعوت کنند که با برخورد نظرها و افکار، کارها سریعتر و محکمتر انجام گیرد. و از کارشناسان متعهد و متدین در تشخیص موضوعات برای احکام ثانویه اسلام نظر خواهی شودکه کارها به نحو شایسته انجام گیرد. و این نکته نیز لازم است که تذکر داده شود که رد احکام ثانویه پس از تشخیص موضوع بهو سیله عرف کارشناس، با ردّ احکام اولیه فرقی ندارد، چون هر د و احکام اللّه می‌باشند. و نیز احکام ثانویه ربطی به اعمال ولایت فقیه ندارد و پس از رأی مجلس و انفاذ شورای نگهبان، هیچ مقامی حق ردّ آن را ندارد، و دولت در اجرای آن باید بدون هیچ ملاحظه‌ای اقدام کند. و با تشخیص دو سوم مجلس شورای اسلامی که مجتمعی از علمای اعلام و مجتهدان و متفکران و متعهدان به اسلام هستند، در موضوعات عرفیه که تشخیص آن با عرف است، با مشورت از کارشناسان، حجت شرعی است که مخالفت با آن بدون حجت قویتر خلاف طریقه عقلاست. چنانچه تغییر احکام اولیه، با شک در موضوع و عدم احراز آن با طریقه عقلا مخالف است.
مطالبی که باید عرض کنم و شاید کراراً عرض کرده‌ام، مسأله مجلس است و اهمیت مجلس. همان طوری که من کراراً عرض کرده‌ام که دانشگاه و فیضیه، اینها اگر اصلاح بشود کشور اصلاح می‌شود، و همه کارهایی که در رژیمهای منحرف انجام گرفته است به دست دانشگاهیهایی که انحراف داشته‌اند صورت گرفته است.
راجع به مجلس هم باید عرض بکنم که در کشوری که مثل کشور ایران بحمداللّه الآن یک جمهوری اسلامی‌به تمام معنا هستو در صدد اسلامی‌کردن همه امور هست، مجلس مثل، همان طوری که صنایع مادر ما داریم، مجلس هم اینطور است که اگر مجلس یک مجلس اسلامی‌که با انتخابات صحیح انجام بگیرد، و اشخاصی که انتخاب می‌شوند واقعاً منتخب ملت باشند، تمام کارهای کشور با دست مجلسیها اصلاح می‌شود. تمام کارهایی که از بعد از مشروطه انجام گرفت، و انحرافاتی که بتدریج پیدا شد تا زمان رژیم پهلوی که به اوج خودش رسید، یکی از عمال بزرگ که باید بگوییم که مادر عمال بود مجلس بود. مشروطه را منحرف کردند، مجلس را مجلس قلدری کردند، ملت را از اینکه رأی بدهند محروم کردند و این مال این دوره سابق قبل از این دوره نیست، بلکه به طور قطع اکثر دوره‌ها اینطور بود، منتها یک دفعه تعیین وکلا با خانها بود و آن اشخاصی که نفوذ داشتند در کشور ، در هر منطقه و مردم دخالت نداشتند، و اگر دخالت داشتند چشمو گوش بسته بودند. رعیتها را جمع می‌کردند و می‌آوردند پای صندوق، و به آن طوری که به آنها دستور داده بودند رأی می‌دادند بدون اینکه بفهمند چه دارند می‌کنند، رأی چی هست و چه کار دارند انجام می‌دهند. فقط همان خان می‌دانست که برای منفعت اوو برای منفعت دولتها اینها دارند رأی می‌دهند، و اصلاً کاری به اینکه کشور به کجا برسد در کار نبود، کاری به این کار نداشتند.
بعد هم که زمان رضاخان پیش آمد و ما بعد رضاخان که اکثراً می‌دانید، و همه هم در آخر، در این دوره‌های آخر می‌دانید که آن بلاهایی که به سر ملت آمد، مادرش مجلس بود. یعنی عده‌ای را اینها خودشان لیست می‌دادند، و به طوری که محمدرضا اقرار کرد ـمنتها می‌گفت زمان قبل، مقصودش زمان پدرش بود ـ لیست را از سفارتخانه می‌آوردند که اینها باید تعیین بشوند. بعد از زمان ایشان هم بدتر از آن وقت بود، وکلای ما را باید امریکا یا قبل از ا و انگلستان تعیین کند، و مردم و دولت ایران و هیچ کس هیچ نظری در این باب نداشت. وکلا با دستور آنها، با اسم و رسم تعیین می‌شد مگر بعضیها که در تهران نمی‌شد که غیر او بشود که یک اقلیت بسیار نادر بود، البته بتدریج اینطور شد تا زمان اینها که به اوج خودش رسید، تمام بدبختیها در حکومت از مجلس سرچشمه گرفت. هر کاری می‌خواستند انجام بدهند، هر امر فاسدی را که می‌خواستند انجام بدهند دیکته می‌کردند و می‌آوردند مجلس، و مخالف و موافق هم به حسب صورت درست می‌کردند، و بعد هم همان طوری که دیکته شده بود رأی می‌دادند. و خدای تبارک و تعالی خواست که آن وضع، هم وضع خان خانی و هم وضع دخالت سفارتخانه‌ها در ایران برچیده بشود. و در این دوره‌ای که انتخابات شد بحمداللّه به طور اکثریت قاطع، مردم دخالت داشتند و خانی دخالت نداشت، آنجایی همکه دخالت داشت در مجلس رد شد. و در آتیه هم چنانچه ان‌شاءاللّه این ملت به همین طور در صحنه حاضر باشند با تعیینو کلایی که متعهد بر همه جهات اسلام و مصالح کشور هستند ، تعیین کنند، امید است که در آتیه هر سال بهتر از سال قبل بشود. و بحمداللّه در این دوره هم که چهره‌های بسیار نورانی در مجلس هست، و اشخاص متفکر و فقیه و امثال اینها در مجلس هست، و یک سال هم مانده است تا به آخر برسد. من امیدوارم که در این سال جدیت بیشتر بشود برای رسیدگی به امور کشور و محرومین کشور و مستضعفین.
و اگر مجلس در این سال جدید همّ خودش را صرف کند در اینکه مسائل مشکل را اسلامی کند، و با دقت، همان دقتهایی که اهل علم در مسائل علمی دارند. مسائل علمی همان طوری که آن دقتهای بسیار ارزنده را لازم دارد، مسائل سیاسی کمتر از آن نیست؛ برای اینکه، مسائل سیاسی، مقدرات کشور، در دست آنهایی هست که این مسائل را می‌خواهند تفکر کنند. آقایان در فکر این معنا نباشند که زیاد طرح بدهند و زیاد از مجلس بگذرد؛ در فکر این باشند که خوب طرح بدهند و خوب از مجلس بگذرد.
یعنی همان طوری که بنای اهل علم است که در هر مسأله‌ای دقت می‌کنند، جستجو می‌کنند و مباحثه می‌کنند، مجادله می‌کنند، در این مسائل هم باید اینطور باشد که سروته مطلب به طور کافی مورد بررسی قرار بدهد، مورد دقت قرار بگیرد، و با دقت و همت زیاد مسائل طرح بشوند، در مجلس که آمد یک مسأله پخته از حیث جهات مختلف باشد که راهگشا باشد برای این کشور و مشکلات این کشور. و در این چند سالی که گذشت من تشکر می‌کنم از زحمات پر ارزش آقایان که زحمت کشیدند و مشکلات زیادی که بود در داخل مجلس و در خارج مجلس و آنها را پشت سر گذاشتند، و الآن با قدرت کافی دارند انجام وظیفه می‌دهند.
مجلس این سال با مجلس سالهای سابق فرق دارد، مجلس این سال قدرتش بیشتر است، یعنی آنهایی که کارشکنی می‌کردند برای مجلس و برای همه ارگانهای دولتی و اصل اساسش کارشکنی برای اسلام بود، آنها یا رفتند و فرار کردند یا منزوی شدند. و بحمداللّه امروز مجلس با دل راحت و با قامت مستقیم می‌تواند که مسائلی که پیش آمده و پیش خواهد آمد در این سالیکه سال آخر است، به طور شایسته حل کنند تا اینکه این مجلس الگو بشود برای مجالس دیگر. و اگر در سال آتیه فرض کنید غیرآقایان یک دسته دیگری آمدند، بدانند که باید چه بکنند، و اینها چه کردند و آنها هم باید دنباله این، باید چه کار بکنند.
و بالاخره مجلس است که اساس یک کشور را به صلاح می‌کشد یا اساس یک مجلس را رو به فساد می‌برد. و مجلس بودکه در رژیم پهلوی آن همه فساد ایجاد کرد و آن همه خیانت کرد، و همین مجلس است که در زمان کنونی این همه خدمت کرده استو در صدد خدمت است. من نمی‌خواهم بگویم که کارها تمام شدهو همه‌اش هم صددرصد تمام است، اما وقتی ما مقایسه بکنیم افراد این مجلس را با افراد دوره رضاخان ـ به استثنای نادر ـ و دوره محمدرضا تقریباً بی‌استثنا، اگر ما مقایسه کنیم و همان افراد را ببینیم که سابقه‌شان چی است و چه زندگی کردند و چه هستند ، کافی است که ما به ارزش این مجلس پی ببریم، از آن جنس که در سابق بود هیچ الآن نیست در مجلس. اگر فرض کنید یک کسی باشد که با وضع شما یک مخالفی بیاورد، لکن این اختلاف سلیقه است، نه این است که واقعاً انحرافی باشد که آنها داشتند که در سابق بود. سابق انحراف بود، یعنی منحرفین را می‌آوردند سر کار ، دستور بود، نمی‌توانستند خلاف او را هم بکنند، و اگر در بینشان یکی دو نفر بود که مخالفت می‌کردند، در اقلیت بودند که صداشان به جایی نمی‌رسید، امروز عکس است، بحمداللّه همه آقایانی که در مجلس هستند، اینها وابسته به شرق و غرب نیستند و خدمت می‌خواهند بکنند ولو اختلاف سلیقه داشته باشند.
بحث در مجلس از مسائل بسیار مهم است که باید بحث بشود ، باید هر مسأله‌ای با دقت رسیدگی بشود و در کمیسیونها اولاً و بعد در مجلس ثانیاً و بعد هم در شورای نگهبان ثالثاً رسیدگی بشود کهو قتی یک قانون از مجلس بیرون آمد، یک قانون صددرصد شرعی باشد؛ چه موافق با احکام اولیه که مال اسلام است. یا موافق با احکام ثانویه که آن هم مال اسلام است، و این رویه رویه‌ای استکه اگر ان‌شاءاللّه باقی بماند مطمئن باشید که مجلس با قوت خودش وقتی که باقی بماند دولت هم اصلاح می‌شود، و سایر قوایی که در ایران هستند، آنها هم اصلاح می‌شوند، یعنی کجروی نمی‌شود دیگر بشود. کجروی از مجلس شروع می‌شد، نه اینکه از خارج می‌شد؛ خارج دستور می‌داد، اینها راه می‌رفتند. و اگر مجلس مستقیم باشد و کارها را آن طوری که مصالح کشور اقتضا می‌کند، آن طوری که احکام اسلام اقتضا می‌کند، آن طور بررسی دقیق بشود و با علاقه مندی بررسی بشود، وقت صرف بشود تا اینکه مسأله، هر مسأله‌ای هست خصوصاً مهمات مسائل که باید مهمات مسائل را به طور دلسوزانه و به طور جدی بحث طلبگی در آن بکنند. آقایان که عادت دارند به اینکه بحث طلبگی می‌کنندو در مدرسه‌ها تربیت شدند، با اشکال، رد و دفع و همه این امور ، در قانون هم باید همین طور باشد؛ برای اینکه، این هم اهمیتش همان اهمیت است، آن هم اسلام بود، این هم اسلام است.
بنابراین، در این سالی که ان‌شاءاللّه می‌گذرد و امید است به خوبی بگذرد و آقایان با خیال راحت مشغول باشند به خدمت به این مستمندان، به این مظلومان در طول تاریخ. ان‌شاءاللّه امیدواریم که این سال را به مبارکی بگذرانید و در سال آتیه ان‌شاءاللّه مجلس باز همین جور مجلس باشد و همین طور افراد در آن باشند که ان‌شاءاللّه مسائل حل بشود. مسائلی که ما الآن در مقابلش هستیم و امیدوارم که مجلسهای بعد دیگر مواجه با آن نشوند.
... و اگر ان‌شاءاللّه این جنگ تحمیلی بر ما از بین برود و دولت سر صبر رسیدگی بکند به حال مستضعفین، تمام مسائل به وسیله مجلس و دولت حل می‌شود حتی مسأله گرانی.
امروز مجلس چون مجلس مردمی‌است، این مجلس مردمی می‌تواند به فکر محرومین باشد و مجلس دیروز نمی‌توانست که به فکر محرومین باشد برای اینکه محروم تویش نبود، اگر هم بود یکی دوتا بود که کاری از او نمی‌آمد. اما امروز مجلس، مجلسی است که محرومیت کشیده‌اند اهل این مجلس، و در آنها از اشرافو اعیان و امثال ذلک دیگر وجود ندارد؛ ولو بعض منحرفین هستند اما از اشراف و اعیان دیگر خبری نیست. یک همچو مجلسی می‌تواند خدمت کند به این کشور و یک همچو مجلسی پشتیبانش همین مردم کوچه و بازار هستند. این هم یکی از خاصیتهای بزرگ حکومت مردمی است که خوف اینکه چه بشود ندارند.
امروز روزی است که باید راجع به تکلیف خودمان در انتخابات عرض کنم، باید عرض کنم که یکی از اموری که مطمح نظر آنهایی است که می‌خواهند این انقلاب را به شکست برسانند قضیه مجلس است. مجلس یک چیز سهلی نیست کارش. مجلس یک چیزی است که در رأس همه اموری که در کشور است واقع است.
یعنی مجلس خوب، همه چیز را خوب می‌کند و مجلس بد، همه چیز را بد می‌کند... هیچ قدرتی الآن در ایران نمی‌تواند یک کاریرا تحمیل کند به ما. امروز باید خود شما بنشینید کارتان را انجام بدهید. انتخابات مثل سابق نباشد که از مرکز دستور داده می‌شدکه این باید وکیل بشود، دیگر کسی هم حقّ ندارد حرفی بزند.
انتخابات دست مردم است، رئیس جمهور و نخست وزیر با آن رعیتی که در کشاورزی کار می‌کند و آن بازاری‌ای که در بازار کار می‌کند، راجع به انتخابات یک جور هستند، علی‌السواء هستند.
یعنی رئیس‌جمهور یک رأی دارد، نخست وزیر هم یک رأی داردو آن کشاورزی که‌در دوردست افتاده‌ترین این کشور است، آن هم یک رأی دارد. رأیشان فرقی با هم ندارد و همه هم مسئول هستند.
در تشخیص خوب و بد، اتکال به قول غیر نکنید مگر اشخاصی باشند که مورد اعتماد خودتان باشد صددرصد. این را به مردم دارم می‌گویم و به شما آقایانی که در آتیه متصدی اجرای انتخابات هستید توجه می‌دهم که اگر یک انحرافی در یکی از شما پیدا بشود، و این بعد موجب این بشود که در این جمهوری یک لطمه‌ای وارد باشد به گردن شماست. به اسلام لطمه‌ای وارد بشود به گردن شماست. و اگر در اینجا هم کشف بشود معذور نیستید و مورد تعقیب وارد می‌شوید. باید شماها بدون توجه به این که دستور کسی داده، دستور کسی حق ندارد راجع به انتخابات بدهد، دستور در اجرا، در خوبی اجرا بله، وزیر کشور دستور می‌دهد که اجرا خوب بشود، اجرا اسلامی باشد. اما یک بالایی بخواهد به‌شما دستور بدهد که کِیَک باید وکیل بشود، کِیَک می‌خواهد وکیل بشود این امر نیست در اسلام، در ایران هم نیست. اینکه من عرض می‌کنم برای این است که بعدها کسانی که در ایران بعدها و نسلهای بعد می‌آیند بدانند که باید این طور باشندو الاّ امروز ما کسی را نداریم که دستور بدهد، پیشنهاد می‌کند و مردم مختارند. فرض بکنید که اگر همه کسانی که در رأس [هستند ]بروند پیشنهاد بکنند که فلان آدم را شما وکیل کنید لکن شما به نظرتان درست نباشد جایز نیست برشما تبعیت کنید. باید خودتان تشخیص بدهید که آدم صحیحی است تا اینکه بتوانید رأی بدهید.
و مجرد اینکه این آدم یک آدم خوبی است خیلی، اول وقت نمازش را می‌خواند و نماز شب می‌خواند.این برای مجلس کفایت نمی‌کند. مجلس اشخاص سیاسی لازم دارد، اشخاص اقتصاددان لازم دارد، اشخاص سیاستمدار لازم دارد، اشخاص مطلع بر اوضاع جهان لازم دارد. باید تعهد به اسلام باشد و موافقت با جمهوری اسلامی‌باشد لکن این مسائل هم باشد. در یک مجلس باید همه چیز باشد در این کمیسیونهای مجلس از امور ارتشی و کشاورزی و اقتصاد و همه چیز بحث می‌شود،باید مطلع باشند اینها.
آنهایی که در این کمیسیونها هستند باید اشخاصی باشد در بینشان که عالم به اقتصاد باشد، عالم به امور کشاورزی باشد، عالم به امور اداری باشد، عالم به مسائل جهانی باشد. مجلس می‌خواهد ایران را در مقابل جهان اداره کند، مجلس یک چیزی نیست که بخواهد ایران را در مقابل خودش درست بکند. ایران در مقابل جهان است امروز، آن هم یک جهان امروزی و یک ایران امروزی. ایران امروزی که تک است در دنیا و جهان امروزی که همه مهاجمند، همه مهاجم به شما هستند. شما می‌خواهید که یک مجلسی داشته باشید که در مقابل این مهاجماتی که از خارج می‌شود پایدار باشد. یک دولتی را او تعیین کند که درمقابل تهاجماتی که در دنیا واقع می‌شود، فشارهایی که واقع می‌شود در دنیا این بتواند دفاع کند، و این از مجلس سرچشمه می‌گیرد، از مجلس دولت درست می‌شود و شما یک همچو مجلسی لازم دارید. شما برای حفظ کشور خودتان، برای حفظ اسلام عزیز، که این همه خون در راهش ریختید باید پایداری کنید و توجه بکنیدکه حفظ کنید این را، و حفظش نسبت به شماها که مأمورین هستید به این است که ـ اجرایش را بدون اینکه به کسی اعتنا کنید اجرایشرا خوب و موافق شرع و موافق اسلام و موافق مصالح کشور اج را کنید. و مردم هم همه آزادند. عرض کردم از رئیس جمهور و نخست وزیر و وزیرکشور و همه اینها گرفته تا آن کسی که در آخر این کشور مشغول کشاورزی است فرقی ندارند در اینکه مکلفند آدمی را که باید به درد مملکت بخورد انتخاب کنند و خودشان تشخیص بدهند.
بازار باید خودش تشخیص بدهد. کارخانه‌ها باید خودشان تشخیص بدهند، هیچ کس تحت تأثیر دیگری نیست. بله اگر چنانچه اشخاص مطمئنی باشند که آنها تشخیص بدهند، شهادت بدهند که فلان آدم جهات مختلفش همه خوب است، آن وقت مانعی ندارد که کسی به واسطه تشخیص آنها و اطمینان به این که این صحیح است رأی هم به آنها بدهد. اما این طور نیست که کورکورانه انسان دنبال این باشد که ببیند کیک چه گفته، این صحیح نیست، این در اسلام نیست و در جمهوری اسلامی‌هم نباید باشد. شما فرمانداران و بخشداران و همین طور اشخاص محترمی‌که این انجمن‌های اسلامی‌را در سرتاسر کشور دارند، همه تان موظفید به اینکه در این امر دقت کنید که خوب انجام بگیرد، نبادا یک وقت خدای نخواسته، یک تقلبی در کار بیاید، نبادا خدای نخواسته یک اشخاص نابابی خودشان را عوضی جا بزنند که از این معانی بسیار خواهد بود. اینها تکلیف شماست که بکنید. مردم هم خودشان مکلفند به اینکه هم شرکت کنند در انتخابات. نروند کنار، تکلیف است، حفظ اسلام است، رفتن کنار خلاف تکلیف است، خلاف مصالح اسلام است.
آن مقدسی که خیال می‌کند کنار نشسته و دخالت در امور اسلامی‌نمی‌کند، او بر خلاف اسلام دارد رفتار می‌کند، اگر خدای نخواسته یک همچو آدمی باشد. آن آدمی‌که به واسطه اینکه مثلاً یک چیز اعوجاجی از یک نفر می‌بیند یا از یک گروهی می‌بیند کنار برود، این برخلاف مصالح اسلام عمل می‌کند. این معانی در صدر اسلام هم بوده است، در زمان ائمه ما هم بوده است. خوب ، همه اینها بوده لکن آنها کنارگرفتند، آنها مشغول فعالیت خودشان بودند. به مردم عرض می‌کنم شرکت کنید در این انتخابات و تمیز بدهید اشخاصی را که لایقند برای این مقام. مقدّرات کشورتان را به دست کسانی بدهید که برای کشور شما مفیدند از حیث سیاست، از حیث اقتصاد، از حیث همه چیز. اگر مسامحه بکنید و امروز هم کسی نفهمد، خدا هست، خدا می‌داند و می‌بیند. شما در محضر خدا هستید هر جا هستید. همه خلق‌اللّه در محضر خدا هستند هر جا هستند. بر فرض اینکه من یک کار خلاف کردم اسلام که خلاف نکرده است، شما برای اسلام کار بکنید، چکار دارید که فلان آدم بد کرده. خوب، بد کرد، بد بکند شما خوب بکنید برای اسلام تا آن بد هم به تبع شما ان‌شاءاللّه خوب بشود.
کنار نروید، آقایان علما کنار نروید. و البته باید از هر طایفه‌ای باشد اطلاعاتش داشته باشد و اشخاصی باشند که همه جهاتشان [خوب ]باشد.
مجلس شورای اسلامی، که در رأس تمام نهادهای نظام جمهوری اسلامی است، از ویژگیهای خاص برخوردار است، که مهمترین آنها اسلامی‌ملی بودن آن است. اسلامی است که تمام تلاشش دررا ه تصویب قوانین غیر مخالف با احکام مقدس اسلام است؛ خصوصاً با برخورداری از شورای محترم نگهبان. و ملی است، که از متن ملت جوشیده است و دست شرق و غرب و وابستگان به آنان از سرنوشت آن کوتاه است. امروز مجلس خانه واقعی ملت است. و بر خلاف دوران طاغوت، بخصوص رژیم ستمگر پهلوی ، بر آراء توده متعهد به اسلام و اصیل و زحمتکش و محروم استوار است؛ و دست ناپاک دولتمردان و قدرتمندان و خانان و غرب و شرق‌زدگان از آن کوتاه است.
شک نیست که مجلس به همه امور کشور نظارت دارد؛ و حق نمایندگان است که از هر انحراف و خلافی که از وزرا و ادارات می‌بینند به حکم قانونی جلوگیری کنند و دولت را تا حد استیضاح بکشانند. لکن فرقهاست بین نظارت و استیضاح، و بین عیبجویی و انتقامگیری. و این فرق را همه کس پس از رجوع به وجدان خویش می‌فهمد.
من تأیید می‌کنم مجلس را و همیشه سفارش می‌کنم به ملت که مجلس را باید تأیید کنند. و مجلس از ارگانهایی است که لازم است بر همه ما که او را تأیید کنیم. و هیچ کس حق ندارد که راجع به مجلس جسارتی بکند، و مجلس حقش است که موافق و مخالف داشته باشد و ممتنع، و یک مسأله‌ای است که همیشه باید در مجلس باشد و این امری است که گذشت و در او هیچ صحبتی نیست.
از مهمات امور، تعهد وکلای مجلس شورای اسلامی است. ما دیدیم که اسلام و کشور ایران چه صدمات بسیار غم‌انگیزی از مجلس شورای غیرصالح و منحرف، از بعد از مشروطه تا عصر رژیم جنایتکار پهلوی و از هر زمان بدتر و خطرناکتر در این رژیم تحمیلی فاسد خورد؛ و چه مصیبتها و خسارتهای جانفرسا از این جنایتکاران بی‌ارزش و نوکرمآب به کشور و ملت وارد شد. در این پنجاه سال یک اکثریت قلابی منحرف در مقابل یک اقلیت مظلوم موجب شد که هرچه انگلستان و شوروی و اخیراً امریکا خواستند، با دست همین منحرفانِ از خدا بیخبر انجام دهند و کشور را به تباهی و نیستی کشانند. از بعد از مشروطه، هیچ گاه تقریباً به مواد مهم قانون اساسی عمل نشد ـ قبل از رضاخان با تصدی غربزدگان و مشتی خان و زمینخواران؛ و در زمان رژیم پهلوی به دست آن رژیم سفاک و وابستگان و حلقه به گوشان آن.
اکنون که با عنایت پروردگار و همت ملت عظیم‌الشأن سرنوشت کشور به دست مردم افتاد و وکلا از خود مردم و با انتخاب خودشان، بدون دخالت دولت و خانهای ولایات به مجلس شورای اسلامی راه یافتند، و امید است که با تعهد آنان به اسلام و مصالح کشور جلوگیری از هر انحراف بشود.

معیارهای انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی

مجلس شورای ملی باید ان‌شاءاللّه درست بشود؛ نه مثل مجلسهای این پنجاه و چند سال که به ملت هیچ ارتباط نداشت ، ملت هیچ اطلاع نداشت، وکلای خودش را نمی‌شناخت؛ و اینهاو کیل یک نفر بودند و آن یا رئیس جمهور امریکا، و یا سلطانو قت، و یا سلطان وقت به تَبَع سفارتخانه‌ها ـ چنانچه شاهِ سابق گفت این معنا را که لیست را از سفارتخانه‌ها می‌آوردند و ما وکیل تعیین می‌کردیم همان طوری که آنها می‌خواستند! ـ ان‌شاءاللّه دیگر آن مسائل نیست در کار. ان‌شاءاللّه آن مسائل دیگر عود نمی‌کند....
نگذارید اشخاصی در مجلس مؤسسان وارد بشود که خیر امت را نمی‌خواهد بلکه خیر اشخاصی را می‌خواهد که ظالم هستند؛ نگذارید در مجلس شورا اشخاصی بروند که آنها با قدرتهای بزرگ پیوستگی دارند. باید ملت با اختیار خود و اراده خود و با امتیاز خود و انتخاب خود، اشخاص صالح را، اشخاص متقی را، اشخاصی را که برای ایران کار می‌خواهند بکنند، به نفع ایران کار می‌کنند ـ آنها را باید تعیین بکند تا این سه تا مرحله تمام بشود.
وکلایی که می‌خواهیم بفرستیم به مجلس مؤسسان و بعد هم به مجلس شورا، وکلایی هستند که صددرصد ملی، متدین، نه منحرف به چپ و نه منحرف به راست؛ از خودمان باشند و مصالح خودمان را در نظر بگیرند.
با همت والای شما ـ جوانان ایرانی ـ باید اشخاص متنور و اشخاص امین و صادق در مجلس شورا بروند که مقدرات شما را بر طبق خواسته‌های خدای متعال پیاده کنند.
ما پس از این مرحله، مرحله انتخابات برای مجلس مؤسسان داریم؛ آنجا هم باید همت کنید و اشخاص متعهد، اشخاصی که برای ایران کار بکنند نه برای اجانب، اشخاصی که ایمان به خدا داشته باشند، نه چپگرا باشند و نه راستگرا بلکه صراط مستقیم را داشته باشند، آنها را باید به مجلس مؤسسان بفرستیم. و بعد از آن مجلس شوراست، که باید باز به همت همه اقشار ایران و به همتو الای مرد و زن ایران، اشخاصی که متعهد هستند، اشخاصی که سالم هستند، اشخاصی که بصیرت دارند و هیچ انحراف ندارند و بر صراط مستقیم انسانیتند، به مجالس و مجلس شورا بفرستیم؛ تا اینکه ان‌شاءاللّه اسلام به آن معنایی که هست، اسلام به آن حقیقتیکه هست، در ایران پیاده بشود.
تاکنون می‌دانید که [مجلس شورای ملی] به اختیار شما نبوده.
هیچ‌وقت نیامدند به شما بگویند که مختارید که هر کس را می‌خواهید رأی بدهید. آن بساط گذشت. ان‌شاءاللّه دیگر عود هم نخواهد کرد و شما مستقل [و ]آزاد، وکلای مجلس را به مجلس می‌فرستید؛ لکن باید ملاحظه کنید که باز شیاطین نیایند و شما را اغفال کنند. باید وکلای آزادمنش، وکلای ملی، وکلای متدین،و کلای فاضل به مجلس شورا بفرستید.
در مجلس مؤسسان نیز جدیت کنید و آرای خودتان را برای اشخاص بیدار، امین، مؤمن مُسْلم، وطنخواه، به صندوقهایی که بعدها... درست می‌شود بریزید. و بعد از آن نیز که قضیه مجلس شورا پیش می‌آید، باز افراد سالم، افراد وطنخواه، افرادو طندوست، افرادی که نه شرقی باشند نه غربی بلکه در صراط مستقیم انسانیت و اسلامیت باشند، انتخاب کنید و به آنها رأی بدهید.
در قضیه مجلس مؤسسان، در قضیه مجلس شورا رأی بدهید، و رأی به وکلای متعهد مسْلم امین. وکلای امین بفرستید در مجالس.
دیگر شما مجالستان دست خودتان است، اختیار دست خودتان است؛ شما مختارید و مقدرات مملکت را خودتان، به دست خودتان باید... بگیرید.
وکلای مجلس شورا را خودتان تعیین می‌کنید. همه چیزها دست خودتان است. خودتان باید بگردید یک وکیل خوب تعیین کنید،که مقدرات مملکتتان دست مجلستان باشد.
خودتان وکیل برای خودتان تعیین بکنید. اشخاص مطمئن ، اشخاص ملی، اشخاصی که خدمتگزارند برای شما، تعیین بکنید.و ما هم هر مقدار که می‌توانیم مطالب را به آنها بگوییم، و ان‌شاءاللّه استقرار و دوره استقرار پیش بیاید.
بعد هم که ان‌شاءاللّه می‌خواهید وکلا تعیین بکنید، هر جور وکیلی برای هر محلی که می‌خواهید تعیین بکنید، وکیلی که جمهوری اسلامی را اعتقاد دارد. ... اگر وکیلی باشد که اینجایش پینه بسته از شدت سجده ولیکن جمهوری اسلامی را نمی‌خواهد، این به درد شما نمی‌خورد. و اگر وکیلی باشد که بدانید دشمن با رژیم منحوس بود و دشمن با امریکا و شوروی بود لکن جمهوری اسلامی را نمی‌خواهد، این وکیل را وکیل تعیین نکنید. وکیلی که تعیین می‌کنید آنی است که جمهوری اسلامی را عقیده داشته‌باشد؛ نه چهار روزی که حالا می‌خواهد وکالت بکند بگوید جمهوری اسلامی! ما یک نفر را داشتیم که می‌خواست وکیل بشود؛ می‌گفتند که این آدم در ایامی که می‌خواهند رأی بگیرند نماز می‌خواند! این جور نباشد. خودتان فهمیده باشید؛ بین خودتان زندگی کرده باشد. فهمیده باشید که مسیر همان مسیری است که شما دارید. اگر یک نفر آدمی باشد که فیلسوف باشد، یک آدمی باشد که تمام عالم را در تحت سیطره علمی خودش برده باشد لکن جمهوری اسلامی را نمی‌خواهد، این را تعیین نکنید.
باید کوشش کنید که خودتان انتخاب کنید. افرادی که متعهد هستند، متدین هستند، ملی هستند، چپ و راستی نیستند، اینها را تعیین کنید. و ان‌شاءاللّه وقتی مجلس شورای ملی یک همچ و مجلسی شد که از خودتان بود و افراد خودتان در آن بود و به اختیار خودتان بود، هیچ خوفی دیگر برای ما نیست ان‌شاءاللّه‏.
مجلس شورا را باید ملت خودش وکلا تعیین کنند. وکلا هم همین جوری که عرض کردم وکلای ملی؛ وکلایی که مردم در بلاد خودشان شناختند که اینها مردم صالحی هستند، اینها مردم اسلامی هستند، اینها گرایش به شرق و غرب، گرایش به مکتبهای فاسد ندارند، اینها را تعیین کنند.
مردم کوشش کنند که وکلای صالح متدّین در مجلس بفرستند. تمام گرفتاریها و تمام چیزهایی که برخلاف موازین عمل می‌شود آنجا حل می‌شود... مملکت ما همه متدین‌اند اکثراً و وکیل متدین تعیین می‌کنند. وقتی بنا شد وکلا متدین باشند و مقیَّد به احکام شرع باشند ـکه ان‌شاءاللّه هستند آن‌وقت این مسائل همه‌اش حل می‌شود.
برویم سراغ مجلس شورا و مجلس شورا را درست بکنیم و محول بشود کار به ملت و به نمایندگان ملت، و کارها ان‌شاءاللّه با محول شدن به ملت و به اشخاصی که متعهد هستند، و توانستیم و توانستید که یک منتخباتی داشته باشید که آنها صددرصد ان‌شاءاللّه اسلامی و ملی و متفکر و همه جهات در آنان جمع باشد؛ آن وقت ان‌شاءاللّه با اینها کارها اصلاح بشود.
مسأله این است؛ آنهایی که مکتب دارند و آنهایی که گرایش دارند به اسلام ان‌شاءاللّه شما پیدا بکنید، از حالا شروع کنید. این دفعه دیگر مصیبتتان زیادتر است؛ برای اینکه یک مجلس خبرگانی بودکه یک مدت کوتاهی بود؛ یک مجلسی است که مدت بلندی استو استفاده‌ها در آن هست. باید خیلی دقت بکنید، خیلی زحمت بکشید، کاندیداهاتان را تعیین کنید و ارائه بدهید به مردم این کاندیدای ماست؛ آنی است که برای اسلام کار می‌کند، ترویج کنید از آن اسلام، شمشیر دستتان باشد، شمشیر هم هست دستتان؛ با این شمشیر کارها را انجام بدهید، با این شمشیر بُرنده اسلام، لکن شمشیری که خائنها را از بین می‌برد و خادمها را در امان نگه می‌دارد. مردم را حالی کنید که ما کاندیداهامان عبارت از این ششصد نفر مثلاً، یا پانصد نفر، هر چقدری که هست ، کاندیداهامان عبارت از اینها هستند. و البته از ملاّها و علما و از این نترسید که آخوندی‌اش کردند. اسلام آخوندی‌اش کرده، به ما چه ربط دارد. ـ و عرض می‌کنم که ـ آخوند و آخوند مسلک یعنی اسلامی و اسلامی مسلک، همه باید اینطور باشند.
باید یک دولت مستقری با همت شماها، با همت ملت، یک انتخابات صحیحی بشود با همت ملت، ملت می‌شناسند افراد صالح را. لازم نیست که حالا یک چند سال هم ما درسشان بدهیم.
نخیر، خودشان می‌فهمند. این ملت چیز می‌فهمد، می‌فهمد کی آدم صالح است کی آدم ناصالح. البته گاهی هم یک کسی خودشرا جا می‌زند، اما این گاهی است. هر کسی در هر شهری که هست ، طول این بیست، سی سالی که همراه با این مردم بوده می‌داند که اینها کدام یکی‌شان از ریشه‌های آنهاست. کدام‌شان نیستند.
می‌فهمند کی بوده است که در آنجا خوش رقصی کرده و کی بوده است که نه، آنطور نبوده، مخالف بوده و نتوانسته صحبت کند ، می‌شناسند. مردم آنهایی را باید انتخاب بکنند که می‌شناسند که به این ملت خدمتگزار است و دلش برای این طبقه ضعیف می‌سوزد.
ما نمی‌خواهیم یک مجلس اعیان درست کنیم. مجلس سنا را ، مجلس اعیان به آن می‌گویند. ما می‌خواهیم اعیان را از بین ببریم ، آدمشان کنیم آنها را. آن اعیانی که در مجلس سنا نشستند و آن قدر خیانت به مملکت ما کردند، آن مجلس را ما اصلاً بستیم درش را.
مجلس شیوخ و مجلس اعیان و مجلس سنا؛ اینها یک دسته مفتخواری بودند. پیرمردهای آخر عمرشان بعد از همه خیانتها ، پیرمردهایی بودند که آنجا می‌رفتند جمع می‌شدند و ـ عرض می‌کنم ـ شاید رفیقش هم که نشسته بود راجع به اینکه دوایش چه است یا غذایش چه است صحبت می‌کرد و پول این ملت را می‌خورد. این را درش را بستند، تمام شد دیگر. ما مجلس سنا نداریم. مجلس شورا داریم. مجلس شورا هم نمی‌خواهیم از طبقه بالا درست بشود. مجلس شورا می‌خواهیم از آدمها، آدمهایی که متوجه‌اند به اینکه به این ملت چه گذشته است در پنجاه و چند سال و در طول نظام شاهنشاهی، و لااقل در این مواردی، در این مدتی که دیده‌اید خودتان. این آدمهایی که می‌بینند اینطور بر این ملت گذشته است، اشخاص را هم می‌شناسند در شهرهای خودشان، در روستاهای خودشان، می‌شناسند اینها را، و دیدند اینها در طول این مدت چه کرده‌اند. آنها مخفی آن وقت کار نمی‌کردند، علناً مردم را اذیت می‌کردند. آن اشخاص را کنار باید بگذارند و یک اشخاصی که امین هستند، اشخاصی که معروف است پیششان به امانت، به دیانت، به خدمت به مردم، آنها را تعیین می‌کنند، باید هم تعیین بکنند.
من متواضعانه از شما می‌خواهم که حتی‌الامکان در انتخاب اشخاص با هم موافقت نمایید و اشخاصی اسلامی، متعهد ، غیرمنحرف از صراط مستقیم الهی را در نظر بگیرید و سرنوشت اسلام و کشور خود را به دست کسانی دهید که به اسلام و جمهوری اسلامی و قانون اساسی معتقد و نسبت به احکام نورانی الهی متعهد باشند و منفعت خود را بر مصلحت کشور مقدّم ندارند.
امید آن دارم که با وحدت کلمه و کوشش در راه التیام بین قشرهای مختلف، موفق شوید که نمایندگانی متعهد، متفکر، دلسوز به ملتو خصوص طبقه مستضعف و خدمتگزار به اسلام و مسلمین، در مجلس شورای اسلامی بفرستید.
افرادی را انتخاب کنید که متعهد به اسلام، شرقی و غربی نباشند.
بر صراط مستقیم انسانیت و اسلامیت باشند. و من امیدوارم که این مرحله را هم به شایستگی و به طوری که دلخواه همه ملت ماست،و دلخواه ماست عمل بکنند. و وکیلهایی که آراسته هستند به اخلاق خوب، متعهد هستند به اسلام، وفادار هستند به کشور خودشان، خدمتگزار هستند به شما و به کشور، آن اشخاص را انتخاب کنند و در مجلس بفرستند، که ان‌شاءاللّه این قدم آخر هم با شایستگی برداشته بشود.
کسانی را انتخاب کنند که صددرصد مسلمان و معتقد به احکام اسلام و متعهد به اجرای احکام اسلام و مخالف با مکتبهای انحرافی و معتقد به جمهوری اسلامی باشند.
شناخت این اشخاص یا با آشنایی به اعمال و رفتار آنان از زمان رژیم طاغوت تا کنون است و یا به معرفی روحانیون متعهد در شهرستانها یا اشخاص متدین موجه که گرایش به چپ و راست یا دسته‌ای نداشته باشند.
باید به اشخاصی که احتمال انحراف در آنان می‌رود رأی ندهند ـ چه احتمال انحراف عقیدتی، اعمالی و یا اخلاقی ـ که به چنین اشخاص اعتماد نمی‌شود کرد و رأی به آنان موجب مسئولیت خواهد بود.
تحت تأثیر تبلیغات واقع نشوند و خودشان با موازین اسلامی ، اشخاص صحیح را انتخاب کنند.
الآن در مجلس شورای ما یک چهره پیدا نمی‌کنید که از این طبقه اشراف باشد، از این طبقه بالا باشد، همه از همین مردمند که در بین بازار راه می‌روند، و از همین جمعیت هستند؛ عده‌ای‌شان از علما و فقها هستند، عده‌ای‌شان از چهره‌های متدیّن هستند.
مجلس شورای اسلامی ما الآن در هیچ جا نظیر ندارد.
ملت باید ناظر باشد به اموری که در دولت می‌گذرد، اموری که ـفرض کنید که ـ در مجلس می‌گذرد. نظارت! توجه داشته باشد به اینها. ملت باید توجه داشته باشد که اگر در مجلس این سفر ـ فرض کنید که ـ یک کسی را تعیین کردند که کارشکنی برای دولت کرده، کارشکنی برای مجلس کرده، دفعه دیگر تعیینش نکند.
اعلام کنند: تعیین نمی‌کنیم، بلکه ان‌شاءاللّه‏، به راه بیایند.
اما مسأله انتخابات آینده از اهم اموری است که مسئولیت آن با همه ماست. و توجه دارید که دشمنان اسلام در نظر دارند کاری بکنند که انتخابات درست صورت نگیرد و از دست مسلمانها و متعهدین خارج شود. ولی شما باید تمام قدرت‌تان را صرف کنیدکه به خوبی انجام شود. انتخابات یک محکی هم برای خودتان است که ببینید آیا می‌خواهید انتخاب اصلح بکنید برای خودتان ، یا برای اسلام؟ اگر برای خودتان باشد، شیطانی است. و اما اگر انتخاب اصلح برای مسلمانهاست، «کی و از کجاست» مطرح نیست، از هر گروهی باشد، حزب باشد یا غیرحزب، نه حزب اسباب این می‌شود که غیر آن فاسد، و نه صددرصد حزبی بودن باعث صلاح آنهاست. و انتخاب اصلح برای مسلمین یعنی انتخاب فردی که تعهد به اسلام و حیثیت آن داشته باشد؛ و همه چیز را بفهمد، چون در مجلس، اسلام تنها کافی نیست، بلکه باید مسلمانی باشد که احتیاجات مملکت را بشناسد و سیاست را بفهمد و مطلع به مصالح و مفاسد کشور باشد، و ممکن است به شماو گروه شما هم مربوط نباشد. اگر اصلح را انتخاب کردید، کاری اسلامی می‌کنید و این یک محکی است برای خودتان که تشخیص بدهید انتخاب برای اسلام است، یا برای صلاح خودتان.
همه چیز ما باید روی موازین اسلامی باشد. افرادی که تعیین می‌شوند باید کسانی باشند که به درد اسلام و جمهوری اسلامی بخورند، و عقیده‌شان هم این باشد که اسلام خوب است. نه فقط اظهار کنند ولی عقیده نداشته باشند، کما اینکه در اول انقلاب خیلیها اظهار اسلام می‌کردند. البته اقلیتهای رسمی غیر مسلمان قانوناً انتخاب می‌شوند پس مردم، افرادی را که تعیین می‌کنند باید سعی در شناسایی آنها نموده و قبل و بعد از انقلابشان را در نظر بگیرند و بعد رأی دهند. پس مسأله خوب بودن خود شخص است نه اینکه از یک دسته خاصی باشد، نه اینکه اهل علم باشد، حزبی باشد، بازاری باشد، اینها دیگر شرط نیست، عمده موازین استکه قانون و اسلام تعیین کرده است.
ما نباید مقلد کسی باشیم که هر چه را عده‌ای تشخیص دادند همانرا عمل کنیم، بلکه باید کاملاً توجه کنیم که مثلاً در تهران چه کسانی لیاقت دارند که هم مسائل روز را بفهمند و هم متدین باشندو هم برای اسلام کار کنند، اشخاصی را انتخاب کنیم که از هر جهت صالح باشند. اگر کسان دیگری هم اشخاص صالحی داشتند به آنها رأی دهید و الاّ نه. بازار اختیارش دست خودش است ، آنچه بینی و بین اللّه تشخیص می‌دهد آن را انتخاب کند. اگر در انتخابات مسامحه کنیم مطمئن باشید که از راه مجلس به ما لطمه می‌زنند. باید دانست مسلمان بودن تنها فایده‌ای ندارد، باید جمهوری اسلامی‌را قبول داشته باشد و از مسائل روز اطلاع داشته باشد. سعی کنید مثل مرحوم مدرس را انتخاب کنید ـ البته مثل مدرس که به این زودیها پیدا نمی‌شود، شاید آحادی مثل مدرس باشند ـ کسانی را که انتخاب می‌کنید باید مسائل را تشخیص دهند ، نه از افرادی باشند که اگر روس یا امریکا یا قدرت دیگری تشری زد بترسند، باید بایستند و مقابله کنند.
فرض بکنید که اگر همه کسانی که در رأس [هستند ]بروند پیشنهاد بکنند که فلان آدم را شما وکیل کنید لکن شما به نظرتان درست نباشد جایز نیست برشما تبعیت کنید. باید خودتان تشخیص بدهید که آدم صحیحی است تا اینکه بتوانید رأی بدهید.
و مجرد اینکه این آدم یک آدم خوبی است خیلی، اول وقت نمازش را می‌خواند و نماز شب می‌خواند.این برای مجلس کفایت نمی‌کند. مجلس اشخاص سیاسی لازم دارد، اشخاص اقتصاددان لازم دارد، اشخاص سیاستمدار لازم دارد، اشخاص مطلع بر اوضاع جهان لازم دارد. باید تعهد به اسلام باشد و موافقت با جمهوری اسلامی‌باشد لکن این مسائل هم باشد. در یک مجلس باید همه چیز باشد در این کمیسیونهای مجلس از امور ارتشی و کشاورزی و اقتصاد و همه چیز بحث می‌شود،باید مطلع باشند اینها. آنهایی که در این کمیسیونها هستند باید اشخاصی باشد در بینشان که عالم به اقتصاد باشد، عالم به امور کشاورزی باشد، عالم به اموراداری باشد، عالم به مسائل جهانی باشد. مجلس می‌خواهد ایران را در مقابل جهان اداره کند، مجلس یک چیزی نیست که بخواهد ایران را در مقابل خودش درست بکند. ایران در مقابل جهان است امروز، آن هم یک جهان امروزی و یک ایران امروزی. ایران امروزی که تک است در دنیا و جهان امروزیکه همه مهاجمند، همه مهاجم به شما هستند. شما می‌خواهید که یک مجلسی داشته باشید که در مقابل این مهاجماتی که از خارج می‌شود پایدار باشد. یک دولتی را او تعیین کند که در مقابل تهاجماتی که در دنیا واقع می‌شود، فشارهایی که واقع می‌شود در دنیا این بتواند دفاع کند، و این از مجلس سرچشمه می‌گیرد، از مجلس دولت درست می‌شود و شما یک همچو مجلسی لازم دارید.
یکی از وظایف مهم شرعی و عقلی ما برای حفظ اسلام و مصالح کشور، حضور در حوزه‌های انتخابیه، و رأی دادن به نمایندگان صالح کاردان و مطلع بر اوضاع سیاسی جهان و سایر چیزهایی که کشور به آنها احتیاج دارد می‌باشد؛ چه از روحانیون باشند، چه نباشند. و مجلس چنانچه محتاج به علما و روحانیون مطلع از احکام شرعی و سیاسی اسلام است، محتاج به متخصصین رشته‌های مختلفی است که کشور احتیاج به آنها دارد. مجلس امروز مواجه است با دنیای پرآشوب صنعتی و سیاسی پیچیده و فرهنگهای غربی و شرقی و صحنه‌های تنازع بقای بین‌المللی. و چنین مجلسی باید انباشته از مطلعین و دانشمندان و متخصصان در هر رشته باشد. و لازم است کسانی که کاندیداهایی به ملت معرفی می‌کنند در نظر داشته باشند که از مطلعین هر رشته تخصصی چند نفری در بین کاندیداهای آنها باشد. و اگر کسی یا کسانی را در غیر گروه یا صنف خود یافتند که از افراد گروهشان لایق‌تر است او را کاندیدا کنند. مسأله انتخابات یک امتحان الهی است که گروه‌گرایان را از ضوابط گرایان ممتاز می‌کند، و مؤمنین و متعهدین را از مدعیان جدا می‌نماید. و کسانی که خود را کاندیدا می‌کنند، یا کاندیدا گروه‌هایی هستند، اگر خود را صالح برایو کالت در یک چنین مجلسی نمی‌دانند و وجود آنها در این مکان نفعی برای کشورشان ندارد، خدای متعال را در نظر بگیرند و رضای او را بر رضای خود مقدم دارند، و چنین خلاف ناشایسته‌ای را مرتکب نشوند. و حضرات روحانیون، از ائمه جمعه و جماعات یا سایر آقایان محترم، توجه کنند که شهرهای خود را از خدمتگزاران به ملت و بندگان صالح خدا خالی نکنند،که خدمت به مردم و رفع حاجات آنان و تربیت علمی و اخلاقی بندگان خدا، که شغل شریف روحانیت است، بر هر چیز مقدم است؛ مگر آنکه بدانند وجود آنها در مجلس برای خدمت به اسلام مفیدتر است. میزان در نظر همه ارزش خدمت باشد، نه خدای نخواسته تحصیل مقام. و شما می‌دانید در جمهوری اسلامی مقاماتی که در رژیمهای دیگر مطرح است، و برای تحصیل آن دست به همه نوع فعالیت مشروع یا غیر مشروع می‌زنند ، مطرح نیست. و اساساً این مقامات ارزشی ندارد، مگر آنکه خدمت به خدا و خلق خدا باشد. شماها تابع آن بزرگ‌مرد تاریخ ـصلوات اللّه علیه هستید که دربارهٔ حکومت آن کلام را فرمود. [۲] باید مردم را برای انتخابات آزاد گذاریم، و نباید کاری بکنیم که فردی بر مردم تحمیل شود. بحمداللّه مردم ما دارای رشد دینی و سیاسی مطلوب می‌باشند، و خود، افراد متدین و درد مستضعفان چشیده و آگاه به مسائل دینی ـ سیاسی و همگام با محرومین را انتخاب خواهند کرد.
در هر حال، مردم با بصیرت و درایت و تحقیق، کاندیداها را شناسایی کرده، و به سوابق و روحیات و خصوصیات دینی ـ سیاسی نامزدهای انتخاباتی توجه نمایند. مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانی رأی دهند که متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئولیت کنند، و طعم تلخ فقر را چشیده باشند، و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنجدیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزه‌جو، اسلام پاک‌طینتان عارف، و در یک کلمه، مدافع اسلام ناب محمدی ـ صلی‌اللّه علیه و آله وسلم ـ باشند. و افرادی را که طرفدار اسلام سرمایه‌داری، اسلام مستکبرین، اسلام مرفهین بی‌درد، اسلام منافقین، اسلام راحت‌طلبان، اسلام فرصت‌طلبان، و در یک کلمه، اسلام امریکایی هستند طرد نموده و به مردم معرفی نمایند. و از آنجا که مجلس خانه همه مردم و امید مستضعفین است، در شرایط کنونی نباید کسی انتظار داشته باشد که حتماً نمایندگان باید از گروه و صنف خاصی باشند. باید توجه داشت که هنوز خیلی از مسائل وجود دارد که به نفع محرومین باید حل و فصل شود. و تمیز بین کسانی که در تفکر خود خدمت به اسلام و محرومان را اصل قرار داده‌اند، با دیگران کار مشکلی نیست.
از مهمات امور، تعهد وکلای مجلس شورای اسلامی است. ما دیدیم که اسلام و کشور ایران چه صدمات بسیار غم‌انگیزی از مجلس شورای غیرصالح و منحرف، از بعد از مشروطه تا عصر رژیم جنایتکار پهلوی و از هر زمان بدتر و خطرناکتر در این رژیم تحمیلی فاسد خورد؛ و چه مصیبتها و خسارتهای جانفرسا از این جنایتکاران بی‌ارزش و نوکرمآب به کشور و ملت وارد شد. در این پنجاه سال یک اکثریت قلابی منحرف در مقابل یک اقلیت مظلوم موجب شد که هرچه انگلستان و شوروی و اخیراً امریکا خواستند، با دست همین منحرفانِ از خدا بیخبر انجام دهند و کشور را به تباهی و نیستی کشانند. از بعد از مشروطه، هیچ گاه تقریباً به مواد مهم قانون اساسی عمل نشد ـ قبل از رضاخان با تصدی غربزدگان و مشتی خان و زمینخواران؛ و در زمان رژیم پهلوی به دست آن رژیم سفاک و وابستگان و حلقه به گوشان آن.
اکنون که با عنایت پروردگار و همت ملت عظیم‌الشأن سرنوشت کشور به دست مردم افتاد و وکلا از خود مردم و با انتخاب خودشان، بدون دخالت دولت و خانهای ولایات به مجلس شورای اسلامی راه یافتند، و امید است که با تعهد آنان به اسلام و مصالح کشور جلوگیری از هر انحراف بشود.
وصیت اینجانب به ملت در حال و آتیه آن است که با اراده مصمم خود و تعهد خود به احکام اسلام و مصالح کشور در هر دوره از انتخابات وکلای دارای تعهد به اسلام و جمهوری اسلامی که غالباً بین متوسطین جامعه و محرومین می‌باشند و غیر منحرف از صراط مستقیم ـ به سوی غرب یا شرق ـ و بدون گرایش به مکتبهای انحرافی و اشخاص تحصیلکرده و مطلع بر مسائل روز و سیاستهای اسلامی، به مجلس بفرستند.

توصیه‌های امام به نمایندگان مجلس شورای اسلامی

امید آن دارم که مجلس شورای اسلامی و دولت انقلابی اسلامی تصفیه کامل از عناصر ضد انقلاب و ضد اسلام را به طور قاطع و انقلابی شروع نمایند. و آخرین عرض من آن است که از اختلافکه منشأ همه بدبختیهاست و مخالف رضای خدای متعال است احتراز، و نمایندگان محترم مجلس از رفتار و گفتاری که در مجالس زمان طاغوت برخلاف موازین شرعیه و اخلاقیه انجام می‌گرفت اجتناب و در مخالفتهای آرایی و سیاسی از حدود اخلاق انسانی تجاوز ننمایند.
مجلس شورای اسلامی مجلس مشورت است، مجلسی است که باید متفکرین، آقایان، مسائلی که مایحتاج ملت است و کشور است در میان بگذارند و با هم مشورت کنند. مباحثه کنند فقط آن چیزهایی که مربوط به ملت است و به اسلام.
مجلس شورای اسلامی که شما آقایان وکیل هستید از طرف ملت برای خدمت در آن بنگاه، باید آنکه دلخواه ملت است در آنجا طرح بشود. و آنچه دلخواه اسلام است بحث و مشورت بشود. و به ترتیبی که مقرر است تصویب بشود و همه چیزش اسلامی باشد. اغراض شخصیه را باید همه ما کنار بگذاریم. فرضاًکه من با شما خدای نخواسته، یک حساب و خرده دارم، این در مجلس نباید، در مجلسی که مجلس اسلامی است نباید این خرده حسابها را آنجا به آن رسید. مجلس شورای اسلامی در یک محفظه سربسته نیست که اگر خدای نخواسته انحرافی در آن پیدا شد همان اجزای خود مجلس بفهمند، این سرباز است و رادیو و تلویزیون این را منتشر می‌کند، همه ایران می‌بینند و می‌شنوند، و خارج از ایران هم تا آنجایی که موج اینها می‌رود، آنها هم می‌شنوند و می‌فهمند که چه شده است. اگر بنا باشد که خدای نخواسته از اول صف‌آرایی بشود برای جنگ اعصاب، و آن مجالسی که درزمان طاغوت بود، آن مجالس، باز محتوایش تکرار بشود، این مجلس اسلامی نیست، و آقایان به وظیفه شرعی و الهی خودشان عمل نکرده‌اند.
من امیدوارم که آقایان بدون اینکه جهات نفسیت را در نظر داشته باشند، و بدون اینکه اغراض خودشان را و مخالفتهای شخصی که با اشخاص دارند در نظر داشته باشند، به آن چیزی کهو کیل او، به آن چیزی که در آن چیز وکیل هستند، اندیشه کنند و مباحثه کنند و شور کنند. شوری که در محیطی واقع شد که اسلامی است و اخلاق اسلامی است منتهی به جنگ نمی‌شود ، منتهی به آن مسائلی که در آن مجلسها و بعضی از آن مجلسها واقع می‌شد که انصافاً شرم‌آور است نمی‌شود. باید همان طوری که تا حالا تحولات زیادی پیدا شده است در این ملت، شما که وکیل از جانب ملت هستید، و عصاره فضایل ملت هستید، باید در آنجا همان معنایی که مأمور اوشدید از طرف ملت، همان معانی باشد.
ملت یک ملت اسلامی است و اسلام را می‌خواهد و احکام اسلامرا می‌خواهد. شما وکیل نیستید که بروید آنجا بنشینید و حسابهاییکه خودتان با هم دارید صاف کنید. اگر یک همچو کاری بشود، این انحراف است و غصب است آن محل برای شما. شما باید ـان‌شاءاللّه همین‌طور هم هست شما باید در آنجا معلم اخلاق باشید از برای همه کشور؛ برای اینکه مطالب شما به همه کشور بسط پیدا می‌کند. وقتی که همه مردم در تمام کشور دیدند که اینو کلایشان با راستی و صداقت در خدمت کشور هستند و در خدمت اسلام هستند، و مناظره‌هایی که می‌کنند مناظره‌های اسلامی است، و بحث و تفتیشی که می‌کنند بحث و تفتیش اسلامی است، این یک تعلیمی می‌شود به همه افرادی که در این کشور هستند، و به آنجایی که این موجها می‌رسد در خارج کشور.
ما باید همه قشرها را تربیت کنیم. شماها باید در مجلس که می‌روید علاوه بر اینکه، مسائلی که طرح می‌شود که مورد احتیاج ملت است، باید آنها را در آن طرح کنید، با سلاح اخلاق اسلامیو ارد بشوید، و با آن سلاح مردم را تربیت کنید که وقتی چند سال از مجلس گذشت، در مردم آثار گفتگوهای شما و مناظرات شما پیدا باشد. از مجلس منعکس می‌شود کارهای شما. علاوه بر این که خدای تبارک و تعالی حاضر است در همه جا و ناظر است در همه جا، و پرونده‌های همه شما پیش اوست و همه عالَم. علاوه بر اینکه باید ملاحظه کنید که در حضور خدای تبارک و تعالی هستید، هر نَفسی که می‌کشید در حضور او هست، و هر کلمه‌ایکه ادا می‌کنید در محضر مبارک خدای تبارک و تعالی هست. و در محضر خدای تبارک وتعالی، برخلاف دستور او جرم عظیمی است، و باید ناظر بدانید خدا را بر اعمال خودتان، باید شما دیگران را هم تربیت کنید. همه اشخاصی که در هر مرکزی هستند باید آن مرکز را به صورت یک تعلیمگاه درآورند. همان طوری که در صدر اسلام آنکه رئیس دولت بود، و آنکه سردار بود، سردار لشکر بود، با اعمال خودشان مردم را تربیت می‌کردند، با حرفهای خودشان، با کردار خودشان مردم را تربیت می‌کردند، باید ما که دعوی این را داریم که مسلمان هستیم و تابع اولیای اسلام هستیم ، باید ما هم با کردار و رفتار خودمان تربیت کنیم مردم را.
اگر خدای نخواسته، انحرافی در مجلس پیدا بشود، چون منعکس می‌شود به همه جا، ممکن است که انحراف در سطح گسترده‌ای پیدا بشود و مسئولیت بزرگ باشد. چنانچه انحرافاتی را شما به واسطه اعمال و افعالتان از ملت سلب کنید، اجر بسیار بزرگی را دارید، اجر انبیا را دارید. از الآن بنای بر این نگذارید که ما یک جبهه کذا و یک جبهه کذا، از اول بنای مبارزه باشد، مبارزه نیست، مباحثه است، مباحثه، مباحثه نرم اسلامی. می‌خواهید هر کدام مسائلی که دارید به دیگری بگویید با برهان، با بیان، البته باید بگویید اما مبارزه ندارید با هم. و همه برای اسلام هستید و خدمتگزار اسلام هستید و می‌خواهید برای اسلام خدمت بکنید.
از حالا بنا نگذارید به اینکه یک جبهه‌بندی بکنید، یک دسته این طرف، یک دسته آن طرف و همان کارهایی که در مجالس سابق می‌کردند، و همان دعواها و نزاعهایی که به انحطاط می‌کشید خودشان و ملت را. و من نمی‌دانم آیا در مجالس خارج از این کشور یک همچو نزاعها و داد و قالها و بدگوییهایی بوده است که تقلید کردند اینها از آنها یا نه ابتکار بوده، این را من اطلاع ندارم؛ لکن علیٰ ایّ حال، چه تقلید از دیگران بوده، و چه ابتکار خودشان بوده است، یک امر بسیار مشوّه بدی بود که تلخی او در ذائقه باید بماند تا آخر. و من امیدوارم که کارهای شما آن تلخیها را از ذائقه‌ها بزداید.
... و شماها هم من امید این را دارم که چهره‌های نورانی که در مقابل من واقع شده‌اند، بدانند که در پیشگاه خدای تبارک و تعالی هم هستید و باید برای اسلام و برای احکام اسلام ـ که به ما منت گذاشته است و همه پیروزیهای ما به واسطه اوست ـ خدمت بکنیم، و با کمال قدرت خدمت بکنیم. خوف این معنا را نداشته باشید که اگر در مجلس شما یک مطلبی را بگویید، پیش روشنفکرها این خوب نیست. شما نماز هم اگر بخوانید بعضی از این روشنفکرها پیششان خوب نیست. شما اگر دعا هم بخوانید بعضی از اینها پیششان خوب نیست. من نمی‌گویم همه روشنفکرها؛ روشنفکر خوب در همه طبقات هست. اما آنهایی که از اوّلی که این جمهوری اسلامی خواست پایش را بگذارد توی این مملکت مخالفت کردند، و آنهایی که به اسم خدمت به خلق می‌خواهند نگذارند این جمهوری اسلامی تحقق پیدا بکند. شما خوف هیچ کس را نداشته باشید؛ نه خوف چپیها را داشته باشید ، نه خوف راستیها را داشته باشید. شما ـ در مسائل قانون اساسی است و اسلام و قانون اساسی هم تابع اسلام است ـ باید به اسلام فکر بکنید، نباید فکر کنید که حالا که در فلان کشور کذا چه جورو اقع شده ما هم خوب است که التقاطی باشیم؛ یک قدری بگوییم خدا، یک قدری هم بگوییم چیز دیگر. مستقیم باشید و با استقامت کارتان را پیش ببرید، پشتیبان شما خداست. از هیچ چیز ، از هیچ قوه نترسید. من نمی‌گویم که شما بر همه قوه‌ها غلبه می‌توانید بکنید. ما که چیزی نداریم، همه چیز ما دست دشمنهای ماست.
من عرض می‌کنم که وقتی بنا شد که ما به تکلیفمان عمل بکنیم، و ما آن راهی را که خدای تبارک و تعالی پیش پای ما گذاشته است آن راه را برویم، برای ما شکست هیچی نیست. برای اینکه از دو حال خارج نیست: یا این است که ما پیش می‌بریم که شکست هیچ نیست، و یا این است که نه، می‌آیند و ما را عقب می‌زنند، ما تکلیفمان را عمل کرده‌ایم، چه شکستی است؟ سیدالشهدا هم شکست خورد در کربلا، اما شکست نبود این.
کشته شد و زنده کرد یک عالَمی را. امیرالمؤمنین هم در جنگها، در جنگ صفین شکست خورد، لکن شکست نبود این. او به خدمت اسلام بود و برای خدا کار می‌کرد. کسی که برای خدا کار بکند ، هیچ وقت شکست تویش نیست، بُرد همیشه با آنهاست. شما خوف این را نداشته باشید که اگر یک چیزی برخلاف مثلاً مسلک مارکسیسم بگویید، بگویند که اینها چه عقب مانده هستند، خود آنها عقب‌مانده‌اند. همانهایی که ادعای ـ نمی‌دانم ـ کمونیستی و کذا می‌کنند، خود آنها از همه قلدرتر و از همه دیکتاتورترند، و ملتهایشان را همه به بند کشیده‌اند. آزادی در آن ممالک نیست برای کسی. همان طوری که در ممالک غربی هم آزادی نیست در کار، صحبت آزادی، حرف آزادی است. اگر آزادی باشد، این سیاه‌های بیچاره چه کرده‌اند که اینطور تحت فشارند؟ در هیچ جای دنیا شما خیال نکنید که این طرحهایی که می‌دهند، و این بساطی که درست می‌کنند، یک واقعیتی باشد و بخواهند روی ا و رفتار بکنند.... اسلام مدنظر شما باشد. و این را بدانید که آنهاییکه با این مجلس مخالفند، و آنهایی که با این انقلاب مخالفند، و آنهایی که با اسلام مخالفند، هر کاری بکنید آنها به مخالفت خودشان ادامه می‌دهند، منتها یکوقتی با یک بهانه است، بعد یک بهانه دیگر پیدا می‌کنند.
شما توجه داشته باشید که به اسلام خدمت کنید و به کشور خودتان خدمت کنید. شما وکیل مردمی هستید که همه اسلام را می‌خواهند، و همه کشور خودشان را می‌خواهند. و شما باید برای این ملت خدمت بکنید، به آن چیزی که شما را وکیل کرده است خدمت بکنید. اگر انحراف پیدا کنید برخلاف ملت، خیانت کرده‌اید به وکالتی که دارید. و من امیدوارم که ان‌شاءاللّه شما با کمال قدرت، با کمال عزت و عظمت، این نهضت را به پیش ببرید.و مجلس، یک مجلس اسلامی اخلاقی همه چیز تمام باشد، و شما معلم اخلاق جامعه باشید، و همه جامعه هم پشتیبان شما باشد. و همه‌تان یک هویت بین دولت و ملت و ارتش و مردم و همه یک هویت باشید، همه اعضای یک انسان باشید. همه در خدمت انسان کامل؛ که رسول اکرم است باشید، و همه به منزله اعضای ا و باشید برای خدمت؛ و اگر اینطور شد، پیروزی نصیبمان هست. و اگر خدای نخواسته، انحرافات پیدا شود و اغراض شخصیه پیش بیاید، و نمی‌دانم مسندها بحث بشود، و مقامها طرح بشود و امثال اینها، این اولاً انحطاط اخلاقی زیاد است، و انحطاط در پیشگاه خداست، و ثانیاً خوف این است که نتوانید این بار را به منزل برسانید.
شما دوستان محترم نماینده ملتی هستید که جز به اسلام بزرگ و عدالت الهی‌اسلامی فکر نمی‌کنند؛ و انتخاب شما برای پیاده نمودن عدالت اسلامی که در طول سلطنت ظالمانه و غاصبانه رژیم شاهنشاهی از آن محروم بودند؛ رژیمی که ثروت سرشار کشور را به خود و هم پیمانان نامیمون خود اختصاص داد و برای ادامه سلطه جبارانه خود به جیب ابرقدرتها ریخت و ملت مظلومرا در سطح بسیار وسیعی از اولین احتیاجات محروم و به خاک سیاه نشاند، و کشور را در تمام زمینه‌های فرهنگی، اقتصادی ، سیاسی و نظامی وابسته به اجانب و خصوصاً امریکا کرد. ببینیم شما و دولت منتخب شما با ملت مستضعف که به حرکت انقلابش همه ما را از انزوا خارج نمود چه خواهید کرد.
امید آن است که رسیدگی به حال مستضعفین و مستمندان کشور که قسمت اعظم ملت مظلوم را در بر می‌گیرد در رأس برنامه‌ها قرار گیرد، و در نخستین مجلس شورای اسلامی طرحهایی جدی در رفاه حال این طبقه محروم داده شود، و از طرف دولت منتخب شما بدون مسامحه به مورد اجرا گذاشته شودتا در پیشگاه خداوند متعال، بعضی از دیون خودتان را به این طبقه عزیز ـ که جان خود را برای اسلام و آزادی و استقلال کشور در طبق اخلاص گذاشته و پیروزی را برای انقلاب اسلامی به ارمغان آوردند ـ اداکرده باشید.
شما منتخبین مجلس که از پشتیبانی جدی ملت عزیز برخوردارید، باید با کمال قدرت در مقابل قدرتهای شیطانی که در رژیم دست نشانده سابق، حاکم بر سرنوشت ما بودند بایستید و از هیچ قدرتی غیر از قدرت خداوند قادر نهراسید، و جز به مصالح کشور به چیز دیگری فکر نکنید. متوجه باشید که در خارج از مجلس با صحنه سازیها و اغفال، چه بسا چپگرایان و یارا ستگرایان و یا ریشه‌های فاسد رژیم سابق طمع کنند که با نفوذ در مجلس مقاصد شوم اجانب را تحمیل نمایند. باید همه با هوشیاری در طرحها و مسائل روز دقت فرمایید و از کیْد دشمنان به خدای تعالی پناه ببرید. خداوند متعال همه ما را از لغزشها نگه‌دارد.
بحمداللّه در مجلس، دانشمندان و علمای آشنا به احکام شرع مطهر حضور دارند و فقهای نگهبان حاضرند؛ لکن لازم است طرحهایی که در مجلس می‌گذرد مخالف با احکام مقدسه اسلام نباشد و با کمال قدرت، با پیشنهادهای مخالف با شرع مقدس که ممکن است از روی ناآگاهی و غفلت طرح شود شدیداً مخالفت نمایید، و از قلمهای مسموم و گفتار منحرفین هراسی نداشته باشید و سخط خالق را برای رضای مخلوق تحصیل نکنید و خداوند قاهر و قادر را حاضر و ناظر بدانید.
این مجلس که اولین دوره در جمهوری اسلامی است، الگویی است برای مجالس آینده؛ و هر سنت حسنه و یا سیئه‌ای ممکن است در مجالس دیگر اثر گذارد و برای شما اجر جزیل و یا خدای نخواسته وزر و وبال به بار آورد. لازم است در مذاکرات و برخورد آرا به طور آرام و با احترام متقابل عمل شود، نه مثل دوره‌های رضاخان و بعد از آن. و لازم است از دسته‌بندیها و جهتگیریهای غیر اصولی برای کوبیدن طرف مقابل جداً احتراز شود که تنها حل مسائل در محیط آرام امکانپذیر است.
ویژگی این مجلس و محیط کشور در این دوره ایجاب می‌کندکه مجلس و دولت هماهنگ شود تا بر مشکلات کشور فائق آیند.و هیچ یک از نهادهای جمهوری اسلامی خصوصاً مجلس و رئیس‌جمهوری و دولت برای یکدیگر و دیگران کارشکنی نکنندو خود را به طور جدی در خدمت اسلام و کشور درآورند تا خدای متعال آنها را پشتیبانی فرماید. و ندای آسمانی انسان‌ساز وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّه‌ِ جَمیعاً وَلا تَفَرَّقوا [۳] را در نظر داشته و اطاعت نمایند، و از منازعه و تفرقه اجتناب نمایند و به امر آموزنده الهی گوش ف را دهند و وَلاٰ تَنٰازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُکُمْ [۴] که دنباله آن تنازع، فشل و شکست و رفتن رنگ و بو و آبروست.
سیاست «نه شرقی و نه غربی» را در تمام زمینه‌های داخلی و روابط خارجی حفظ کنید و کسی را که خدای نخواسته به شرق و یا به غرب گرایش دارد هدایت کنید و اگر نپذیرفت، او را منزوی نمایید. و اگر در وزارتخانه‌ها و نهادهای دیگر کشور چنین گرایشی باشد که مخالف مسیر اسلام و ملت است اول هدایت و در صورت تخلف، استیضاح نمایید که وجود چنین عناصر توطئه‌گر در رأس امور یا در قطبهای حساس، موجب تباهی کشور خواهد شد.
طرحها و پیشنهادهایی که مربوط به عمران و رفاه حال ملت خصوصاً مستضعفین است انقلابی و با سرعت تصویب کنید، و از نکته سنجیها و تغییر عبارات غیر لازم که موجب تعویق امر است اجتناب کنید، و از وزارتخانه‌ها و مأموران اجرا بخواهید که از کاغذ بازیها و غلط کاریهای زمان طاغوت اجتناب کنند و رفاه ملت مظلوم و عقب‌افتادگیهای آنها را به طور ضربتی تحصیل و ترمیم کنند.
در ادارات دولتی، قوانین دست و پاگیری که در مجالس غیرقانونی رژیم سابق به تصویب رسیده و موجب تعویق و یا تعطیل امور شده و می‌شود و جامعه را به تنگ آورده است به طور انقلابی لغو کنید ـگر چه خود لغو است ـ و به جای آنها قوانین مترقی را که رفاه ملت در آنها به بهترین وجه ملاحظه شده باشد جایگزین گردانید.
مجلس جمهوری اسلامی همان سان که در خدمت مسلمین است و برای رفاه آنان فعالیت می‌نماید، برای رفاه و آسایش اقلیتهای مذهبی ـ که در اسلام احترام خاصی دارند و از قشرهای محترم کشور هستند ـ اقدام و فعالیت می‌نماید، و اساساً آنان با مسلمانان در صف واحد و برای کشور خدمت می‌کنند و در صفو احد از تمام ارزشها و مآثر آن برخوردار می‌باشند.
مجلس باید به تمام قوّه‌ای که دارد و قوّه او از همه قوّه‌ها بالاتر است ـ وتمام مسلمین واجب است بر آنها که پشتیبانی کنند از دولت و از ملت و از مجلس بالخصوص ـ باید با تمام معنا کوشش کند که افرادی که سر کار می‌آیند، نخست‌وزیر، سایر وزرا و سایر کسانی که کارهای مهم را دارند، از اشخاص مسلمان [باشند] متعهد، متوجه به کارهایی که در دنیا می‌شود، مدبّر، لکن متعهد به اسلام، متعهد به مکتب.
مکتب بزرگترین چیزی است که از برای ما مطرح است. نبایدرا جع به مکتب یک کلمه‌ای کسی بگوید. اشتباه می‌کنند اگر می‌گویند مکتب چطور. تمام مقصد ما مکتب ماست و مسلمانهای ما برای مکتب ماست که اینطور قدرت دارند. و اینطور در مقابل دیگران می‌ایستند. اگر چنانچه سایر ممالک اسلامی هم مکتب خودشان را حفظ کنند ـاین مکتب اسلام را ـ اگر مکتب اسلام را حفظ بکنند، مطمئن باشند که هیچ قدرتی به آنها آسیب نمی‌رساند. اگر ما مکتب خودمان را حفظ نکنیم ـ که یکی از تعلیمات مکتب ما این است که متفق با هم باشیم ـ هر یک از این گروه‌ها یا هر یک از این افراد که بر ضد آن رفیق خودش یک کلمه‌ای بگوید، از مکتب خارج شده است و به درد اصل ایران دیگر نمی‌خورد. هر کدام از اینها که دیگری را بخواهند تضعیف کنند، مجلس بخواهد یکی دیگر را تضعیف کند، یکی دیگر بخواهد مجلس را تضعیف کند، دولت بخواهد مجلس را تضعیف کند، مجلس بخواهد دولتش را تضعیف بکند، رئیس‌جمهور بخواهد مجلس را تضعیف کند، مجلس بخواهد رئیس‌جمهور را تضعیف کند، تمام اینها برخلاف مکتب اسلام است، مخالفت با اسلام است.
باید این آقایان همان‌طوری که مدعی هستند اسلامی هستیم،و اقع مطلب این است که باید در عملشان، در قولشان، در خطابه‌هایشان، در حرفهایشان، در نوشته‌هایشان، در روزنامه‌هایشان نشان بدهند که ما مسلمانیم. این چه مسلمانی است که هر روزنامه‌ای که مال یک طایفه است به طایفه دیگر فحاشی می‌کند؟! ما چی جواب این مردم را بدهیم که هی می‌آیند از من الآن وقت خواسته‌اند از بازار تهران که بیایند بگویند این چه خبر است، این آقایان چه‌شان است با هم؛ این آقای رئیس‌جمهور با مجلس، مجلس با رئیس جمهور چرا، چرا اینطور رفتار می‌کنند؟ چرا باید اینطور باشد که صدای مردم در آید؟ من نصیحت به آنها می‌کنم، من از لسان اسلام به آنها نصیحت می‌کنم که با هم اختلاف نکنید. شما اگر اختلاف بکنید، راه را برای دیگران باز می‌کنید.
شما اختلاف با هم نداشته باشید. سر چه اختلاف می‌کنید؟ چه میراثی هست که شما می‌خواهید قسمت کنید و سرش اختلاف می‌کنید؟ این همه مردم جوانهایشان را دادند، میراث برای شما گذاشتند که اختلاف با هم بکنید و اینطور توی سر هم بزنید و اینطور فساد ایجاد کنید؟! یک قدری با هم رفیق باشید، دوست باشید، برادر باشید.
آقای رئیس جمهور افرادی که به درد جامعه اسلامی ما بخورد، به درد مکتب ما بخورد باید تهیه کند، معرفی کند؛ یعنی ، نخست‌وزیر را [که] او تهیه می‌کند باید یک شخصی باشد که همه آن صفاتی که من گفته‌ام درش باشد. از اینکه در رأس همه صفات ، مکتبی بودن است.
من یک کلمه راجع به مجلس و محیط مجلس عرض دارم. و یک کلمه هم راجع به کشور و کسانی که در این کشور مشغول به خدمت هستند.
آنکه راجع به مجلس است یک مقدار زیادش را دیشب از تلویزیون آقایان دیدند، که من در سال قبل آن مسائل را گفتم. و باید عرض کنم که مع‌الأسف آن که من می‌خواستم نشده است.
من می‌خواستم که این مجلس یک معلم باشد از برای همه کشور،و برای مجلسهای بعد و نسلهای آینده، که کیفیت مشاوره وکلا باید این نحو باشد. آن نحوی که در مجالس سابق، و خصوصاً این مجالس آخر پنجاه ساله، آن طور نباشد. آقایان در یک محیط آرام مسائلی که دارند با آرامش بیان کنند. اختلافاتی که در دیدها دارند، در سلیقه‌ها دارند، اینها را با یک آرامش خاطر بیان کنند و حل و فصل کنند و راجع به مسائل کشور هم که در آنجا می‌آید، باز هم با یک محیط آرام. در محیط آرام است که عقلها می‌توانند کار بکنند. آن روزی که غضب توی کار آمد، عقل کنار می‌رود. قوه غضبیه هر وقت به راه افتاد، عاقله را کنار می‌زند، [شخص] از روی بی‌عقلی صحبت می‌کند. قاضی چنانچه در حال غضب باشد ، نباید حکم بدهد؛ برای اینکه حکم در حال غضب حکمی استکه از منشأ عقلی و شرعی صادر نمی‌شود. شما مسائلی دارید؛ فرض کنید یک نفر می‌رود و مسائل خودش را می‌گوید؛ انتقاد هم دارد؛ انتقادات آزاد است، به اندازه‌ای که نخواهند یک کسی را خفیف کنند، یا یک گروهی را خفیف کنند و از صحنه خارج کنند؛ انتقاد برای ساختن، برای اصلاح امور، لازم است؛ هر مجلسی باید این انتقادات را داشته باشد؛ لکن اگر [در] این انتقادات آن که انتقاد می‌کند با آرامش خاطر و با نظر صحیح انتقاد بکند، این که جواب می‌دهد هم اگر با نظر صحیح و بدون اینکه غضب در آن راه داشته باشد جواب بدهد، آن وقت منطق در مقابل منطق است. و اگر با هیاهو و جار و جنجال بخواهید شما یک مسأله را حل بکنید،و هر کسی در نظر داشته باشد که طرف مقابل خودش را مثل یک دشمن بکوبد، عقلها کنار می‌رود و قوه غضبیه، که بدترین قوه‌هاست اگر مهار نشود، در کار می‌افتد؛ و مسائل را علاوه بر اینکه حل نمی‌کنند، مشکلتر می‌کنند.
... مهم در همه افراد، و خصوصاً شما آقایان که در مجلس هستید، و مجلس مبدأ همه چیزهایی است که در کشور واقع می‌شود، مهم این است که در مقام بیان مسائل و رد مسائل، انتقاد و تکذیب، به آنجا نرسد که قوه عقلیه کنار، و با قوه غضبیه انسانو ارد میدان بشود. اگر یک کسی هم فرض کنید از زبانش یک مطلبی بر خلاف شما صادر شد، شما بروید و مطلب را منطقی صحبت کنید، با داد و فریاد و ـ خدای نخواسته ـ حرف زشت زدن کار درست نمی‌شود. جز اینکه اگر ـ خدای نخواسته ـ این امور تکرار بشود در مجلس، کم کم ـ هیچ امر فاسدی یکدفعه سراغ آدم نمی‌آید. شیطان باطنی انسان بسیار استاد است. و او همچو نیستکه ابتدا انسان را به فساد بکشد ـ ابتدا قدم کوچکی را وا می‌دارد که انسان بردارد. این قدم که برداشت، فردایش یک قدم یک قدری بلندتری. انسان را یواش یواش به جهنم می‌فرستند؛ یواش یواش به فساد می‌کشد....
امیدوارم که از این به بعد یک قدری توجه بکنند که این محیط مجلسی که نمایش داده می‌شود در همه کشور، و بعضی جاهای دیگر هم، یک طوری نباشد که وقتی این محیط در منظر مردم واقع شد، مردم از اینکه این وکیل را انتخاب کرده‌اند پشیمان بشوند. یک طوری نباشد که از آن راهی که همه مردم دنبال آن راه هستند کنار برود.
مجلس باید یک محیطی باشد که با کمال تفاهم و خیرخواهی برای ملت و کشور، مسائل را پیش بیاورند. انتقاد می‌کنند، انتقاد خیرخواهانه باشد. جواب انتقاد می‌دهند، آن هم خیرخواهانه باشد. و منظره مجلس یک منظره صالح باشد، که مردم وقتی که این منظره را دیدند بگویند چه کار خوبی کردیم که یک همچ و اشخاص صحیح را در مجلس بردیم. و یک وقت ـ خدای نخواسته طوری نباشد که مردم پشیمان بشوند از رأیی که داده‌اند.
توجه بکنید این مجلس یک مجلسی است که در مقابل این امور انحرافی ایستاده است. این مجلس در دست هیچ حزبی نیست؛ در دست هیچ گروهی نیست؛ اکثریت این مجلس اشخاص مستقلی هستند که خودشان فکر می‌کنند و خودشان عمل می‌کنند؛ آنها انحرافات را [می‌بینند]، و رضای خدا را در نظر می‌گیرند و با رضای خدا می‌خواهند راه را به آخر برسانند.
مجلسیان در تصویب لوایحی که از ارگانها به آنها می‌رسد با تحقیقو تدقیق و مراعات موازین اسلامی تسریع نمایند و مواردی که احتیاج به تشخیص متخصصین دارد از آنان دعوت و مشورت و نظرخواهی نمایند.
آقایان نمایندگان محترم مردم هم باید این فکر را بکنند. ما بین راه هستیم. اگر اینجا احتیاج باشد به نمایندگانی که بروند در جبهه‌ها و مردم را نصیحت بکنند، آن وقت تصور این را بکنند که آیا یک سفر مستحبی حج باید بروند یا یک سفر ـتقریباً واجب به طرف جبهه‌ها و نصیحت آنها و دلداری به آنها. الآن چند روز است که به من مکرر گفته شده است که دارد مملکت برای این توجهی که دارند به سفر حج، فلج می‌شود. و کلای مجلس می‌خواهند همه مشرف شوند؛ ۱۴۰ نفر یا بیشتر مشرف بشوند. البته عذر دارند ، می‌گویند آقای هاشمی فرمودند که این تعطیلی آنهاست، لکن ما فکر این را بکنیم که ما امروز تعطیل داریم؟ ما امروز می‌توانیم در این وضعی که کشور ما دارد، استفاده از تعطیل بکنیم؟ و شورای قضایی هم می‌گویند بسیاریشان می‌روند. شورای نگهبان هم ، خوب، ایشان هم می‌روند و از سایر قشرها هم همین طور. اگرو اجب باشد مکه، خوب، هیچ کس جلویش را نمی‌تواند بگیرد؛ باید هم بروند، اگر حج فریضه باشد، مگر اینکه یک فریضه بالاتر از آن باشد با حفظ ثغور اسلام که همه فرائض را کنار می‌گذارد.
این را من عرض کردم باز هم به بعضی آقایان که اینجا تشریف داشتند که با اینکه قتل نفس مؤمن از همه گناهان کبیره، شاید بعد از شرک باللّه‏، بالاتر باشد؛ قتل نفس مؤمن بی گناه، لکن اسلام؛ همین اسلامی که این قدر راجع به مؤمنین سفارش فرموده است و تحذیر از قتل نفس مؤمن کرده، از احکام جهادش این است که اگر یک دسته از همین مؤمنین، از همین مسلمین، از همین فقها، از همین ـ عرض بکنم ـ دانشمندان را کفار جلو قرار دادند و سپر قرار دادند برای خودشان که بیایند، امر فرموده است که همه را بکشید؛ اینها با آنها، اینها همه شهیدند و به بهشت می‌روند، آنها هم جهنم؛ برای اینکه حفظ ثغور اسلام است؛ حفظ نظام اسلام است؛ حفظ ثغور اسلام است. حفظ ثغور اسلام جزءِ فرایضی است که هیچ فریضه‌ای بالاتر از آن نیست؛ حفظ اسلام است.
آقایان توجه کنند! خودشان همه دانشمند هستند، همه توجه به مسائل دارند؛ که البته بعضی مسائل دیگر هست، من نمی‌خواهم بگویم که موجب نگرانی است، ولی خودتان توجه بکنید که آیا با این وضعی که کشور ما دارد. این طور کوچ کردن به جوار بیت‌اللّه با آن همه ثوابهایی که دارد، بر غیر اشخاصی که واجب عینی است ، آیا الآن صلاح می‌دانند آقایان که این مملکت را به حال تعطیل درآورند؟ و ـخدای نخواسته یک وقت یک صدمه‌ای وارد بشود به کشورتان، علاوه بر یک نگرانیهای دیگری که هست. در هر صورت، توجه به این بکنید که انگیزه‌ای که در قلب شما برای رفتن حج هست، چه هست؟ این است که به ثواب عالی برسید؟ آن وقت ببینید ثواب اینکه به حج بروید یا ثواب اینکه برای مسلمین خدمت بکنید، کدام بیشتر است؟
من میل دارم که این مجلس، یعنی همه میل دارید که این مجلس که از همین ملت تشکیل شده است و با رأی همین ملت تشکیل شده است و همه می‌دانید که این ملت جز اسلام انگیزه‌ای نداشتند، حتی مذاهب که رسمی هستند، آنها هم دیانت را می‌خواهند؛ خدارا می‌خواهند؛ رضای خدا را می‌خواهند. ما باید فکر این معنا باشیم که این معنا که رضای خداست و آرمان اسلام است، این معنا را به تمام معنا درصدد باشیم که متحقق کنیم. انسان گاهی دیدش، مجلس هم همین طور است، دیدها مختلف است، هردوو همه جمعیت، اسلام را می‌خواهند، لکن دید از اسلام اختلاف دارد، و می‌دانید که تقریباً بسیاری از روشنفکرهای ما هستند ، افراد تحصیلکرده ما هستند که اینها ادعای اسلامشناسی می‌کنند ، لکن از اسلام بی‌اطلاعند. این طور نیست که اسلام را به آن معناییکه دارد، به آن معنا بتوانند بفهمند. یک جنبه‌ای یا یک جنبه‌هایی را در آن مطالعه می‌کنند و مسائلی در آنجا مثلاً می‌فهمند، لکن جنبه‌های زیاد دیگری که در اسلام هست توجه نمی‌کنند؛ و این اسباب این می‌شود که یک اختلاف نظرهایی پیش بیاید. من میل دارم که، شما هم میل دارید که این مجلس طوری باشد که اگر قانونی را گذراند وقتی که در شورای نگهبان برود بیچون و چ را قبول کنند. شما می‌دانید که مردم اسلام را می‌خواهند، دیانت را می‌خواهند، رضای خدا را می‌خواهند. این همه مردمی که در ایران در این طول مدت مبارزه کردند و حالا هم دارند در جبهه‌ها مبارزه می‌کنند و در پشت جبهه‌ها هم مبارزه می‌کنند، اینها همه برای اسلام است و برای خداست. اینها را ما باید فکر این باشیمکه این نظری که به مجلس دارند و نظر اسلامی دارند، این نظر محفوظ بماند. این نه مخصوص مجلس است، دولت هم همین طور است. همه کسانی که مشغول یک شغلی در دولت هستند ، این معنا را باید توجه کنند که مردم توجه به اسلام دارند؛ انحراف مختصری اگر پیدا بشود در یکی از اینها، این انحراف را مردم نمی‌پذیرند. و ما باید برای خدا درصدد رضایت این مردم باشیم.
یعنی، این مردمی که آن مجلسهای طاغوتی را به هم زدند و یک مجلس اسلامی درست کردند. دست بسیاری را از توی حبسها گرفتند و بیرون آوردند از تبعیدها، تبعید شده‌ها را برگرداندند.
اینها همه چیزهایی بود که مردم کردند. ما ادعا نمی‌توانیم بکنیم که من کردم؛ شما کردید؛ جامعه کرد، منتها به توفیق خدای تبارک و تعالی. خداوند این جامعه را طوری قرار داد و عنایت به طوری شدکه این جامعه با دید اسلامی جلو افتادند. و جوانهایشان را فدا کردند و همه چیزشان را دادند و آن رژیم را و آن کسانی که آن رژیم را تقویت می‌کردند رفتند و یک جمهوری اسلامی پیدا شد؛و از این جهت، مردم دنبال اسلام هستند.
اگر خدای نخواسته، در مجلس شورا ـ نه به واسطه سوء نیت ، به واسطه اینکه شناخت کم است ـ یک دسته‌ای گمان می‌کنند که مکتب سرمایه‌داری بهتر از مکتب کمونیست است مثلاً، یک دسته هم آن طرفش را خیال می‌کند، آن که خیال می‌کند او بهتر است، می‌رود سراغ اینکه ببیند در اسلام کجاها اسمی از این مسأله برده شده، بدون اینکه توجه به اطراف مسأله بکند، ببیند که آنجایی که گفتند، پهلویش چه گفتند. یک دسته می‌روند آن چیزیرا که باز خودشان به نظرشان رسیده، می‌روند دنبال آنکه او را پیدا بکنند. من در نجف که مشرف بودم، می‌دیدم که در این دیوارهای نجف، کربلا، یک چیزهایی را همین بعثیها که اساس ادیان را منکرند و قبول ندارند، در آنجا نوشتند از نهج‌البلاغه. آنهایی که در نهج‌البلاغه راجع به ـ فرض کنید که ـ انتقاد از اینکه سرمایه‌داری اگر بزرگ بشود در پهلویش مظلوم پیدا می‌شود، این طور شعارهارا می‌نوشتند، منتها آنها نیت سوء داشتند. آنها اشخاصی نبودند که بروند برای اینکه نهج‌البلاغه چه می‌گوید، اطاعت کنند. و اما همان اشخاصی هم که حسن نیت دارند، خدمت می‌خواهند بکنند به این کشور، خدمت به اسلام بکنند؛ گاهی به واسطه بی‌توجهی به همه اطراف مسأله، می‌بینی که یک راهی را پیش گرفتند که این راه، راه به خیال خودشان اسلام است، لکن جهات دیگرش را توجه نکردند. از این جهت آنی که من آرزو دارم این است که ما، شماها که در مرکز قانونگذاری هستید و از همه مهمتر محل شماست، و دیگران هم که مابعد این واقع هستند، ما تحت تأثیر هیچ مکتبی واقع نشویم. نمی‌خواهم بگویم همه شما تحت تأثیر واقع شدید، لکن یک عده‌ای ممکن است تحت تأثیر تبلیغات آن طرف یا تبلیغات آن طرف. ما باید راه مستقیم اسلام را بگیریم و مطالعات اسلامی داشته باشیم، یا از کسانی که مطالعات اسلامی دارند یاد بگیریم که آیا سرمایه‌داری تا چه حدود در اسلام قبول شده است و اسلام دربارهٔ او چه می‌گوید، و کمونیست را اصل اسلام قبول دارد یا قبول ندارد. اگر یک مکتب انحرافی، ما را در تحت تأثیر خودش قرار بدهد، ما از اسلام غافل شده‌ایم.
حسن‌نیت داریم، خیلی هم میل داریم که ملت چه باشد، صلاح این است که امروز چه جور بشود، صلاح برای اینکه اسلام تقویت بشود این است که امروز چه جور بشود. همه اطراف مسأله مطالعه نمی‌شود که ببینند آن صلاح آخری، آنکه اسلام گفته است، این یک مطلبی است از خداست. خدا این طور نیست که در نظر نگرفته باشد که مصلحت چی است برای یک ملت، یا برای یک جمعیت مصلحت چی است و مصلحت حالا باید این باشد، آنو قت آن باشد. آنجاهایش هم که مصلحتی در تغییرات بوده است ، خدا گفته است آنها را. احکام ثانویه برای همین معناست که گاهی یک مسائلی در جامعه‌ها پیش می‌آید که باید یک احکام ثانویه‌ای در کار باشد، آن هم احکام الهی است، منتها احکام ثانویه الهی است. ما باید درصدد این معنا باشیم که اگر رأی به یک پیشنهادی می‌دهیم، توجه بکنیم که ما تحت تأثیر یک مکتبی از مکتبهای دنیاو اقع نشویم. ما تحت تأثیر قرآن باشیم، تحت تأثیر احادیث از ناحیه پیغمبر ـ صلی اللّه علیه و آله ـ اگر این طور بشود کارها زودتر می‌گذرد و کارها بهتر می‌گذرد؛ و نظر مردم به شما، همان نظری است که حالا هست. اگر ده مرتبه این طور اتفاق بیفتد که یک عده‌ای که اکثریت ـ فرض کنید ـ هستند، اینها یک چیزی بگویند ، یک عده‌ای هم در اقلیت باشند چیز دیگر بگویند، برود در شورای نگهبان و رد کند، اکثریت را رد کند، نقض کند، اگر چندین دفعه این طور بشود مردم آزرده می‌شوند. یعنی آن شناخت مردم از شما ممکن است یک وقت خدای نخواسته، تغییر بکند و این از بزرگترین خطرهایی است که برای مجلس اسلامی است و برای اسلام است.
خطر بزرگ این است که امروز احتمال می‌رود که آن خطر برای ما باشد، این است که یک وقت ملت از حکومت برگردد. ملت را دیگران نمی‌توانند برگردانند. امریکا هرچه به حکومت ما فحش بدهد و به مجلس ما فحش بدهد یا به افراد فحش بدهد، پیش مردم، اینها معتبرتر می‌شوند. و از آن طرف دیگران، منحرفین هرچه شما را بدگویی کنند برایتان بهتر است. مصیبت آن وقت بودکه از شما تعریف کنند. اگر چهار مرتبه امریکا، من آن اوایل می‌گفتم این را که اینها نمی‌فهمند چطور اشخاص را زمین بزنند ، چهار دفعه تعریف کنند از یک کسی، تعریف کنند از یک چیزی،و قتی تعریف کردند، مردم می‌فهمند این عیبی دارد که اینها تعریف می‌کنند از او، لکن خدا خواسته است که اینها نفهمند. اگر چند مرتبه مردم ببینند که در مجلس، آنهایی که فرستادند در مجلس و همه را به دیانت می‌شناسند، اینها رأیهایی می‌دهند که فقهای شورای نگهبان برای خاطر مخالفتش با اسلام رد می‌کند، خوب ، درشان شبهه پیدا می‌شود. شما کاری بکنید که تحت تأثیر هیچ‌کس، خودتان را از تمام مکاتب دنیا تبرئه کنید و نصب العین شما اسلام و قرآن و احادیث اسلامی باشد؛ منتها چه احکام اولیه ، چه گاهی احکام ثانویه. اگر این طور بشود، شورای نگهبان رد نمی‌کند دیگر. و من خوف این را دارم که یک مدتی که شما گفتید و آنها نپذیرفتند، مردم درشان شبهه پیدا بشود، چنانچه این خوف برای دولت هست.
... شما آقایان باید توجه به این معنا بکنید که مسائل را طوری طرح بکنید، مسائل را طوری رأی به آن بدهید که در شورای نگهبان رد نشود؛ یا اگر رد می‌شود در هر سالی یکی دوتایش رد بشود. اما شما از این ور یک ماه زحمت بکشید و صحبت بکنید و رد و ایراد بکنید و یک مسأله‌ای را تمام کنید، آنها بعد از چند روز بگویند اینها خلاف شرع است، با اسلام نمی‌سازد، یا با قانون اساسی مخالف است که آن هم از روی اسلام است، این وهن برای مجلس می‌آورد و این خوف برای ما ایجاد می‌کند که مبادا یک وقتی مردم خیال کنند که اینها تدین ندارند؛ توجه ندارند که نه، تدین دارند، دیدشان آن دیدی که باید باشد بعضی‌شان نیست والاّ نه اینکه بی‌تدین باشند، خیرخواهند ، حسن نیت دارند، تدین دارند، اما این طور نیست که همه اینها در دیدها یک طور باشند، و همه اینها در مسائل یک طور باشند. باید طوری بشود که اگر شما با هم اختلاف کردید، مثل اختلاف دو تا مجتهد باشد در مسائل، اختلافی باشد که دو مجتهد با هم دارند. آن اختلاف اگر باشد، پیش مردم هم مقبول است، پیش شورای نگهبان هم مقبول می‌شود. و اما اگر بنا باشد که یکی‌اش از یک طرفی بیفتد که شورای نگهبان بگوید این خلاف اسلام است ، شورای نگهبان نمی‌گوید که این خلاف فتوای من است یا خلاف فتوای زید است، او می‌گوید خلاف اسلام است، اگر این طور بشود و تکرار بشود، این خطری است برای شما و برای همه...
شما گمان نکنید که قدرت نظامی شما را نگه داشته است، قدرت ایمان شما را نگه‌داشته است و پشتیبانی ملتها، ملت. این را باید ، این پشتوانه را باید حفظش بکنید. اگر این پشتوانه خدای نخواسته ، یک وقتی از دست ما برود، همه ما از بین خواهیم رفت و اسلام هم دستخوش باز یک مسائل دیگر می‌شود.
همه این اشخاصی که در کارهای دولتی، یا در کارهایی که در جمهوری اسلامی باید بشود دست به کار هستند، باید این حیثیت خودشان را پیش مردم حفظ کنند. و این حیثیت حفظ می‌شود به اینکه به مُرّ اسلام عمل بشود، اعم از احکام اولیه و چنانچه نشد و تشخیص داده شد به اینکه الآن مصلحت در حکم ثانوی است، احکام ثانویه؛ و اما این هم باید روی تشخیص صحیح باشد. خوب، یک نفر می‌نشیند می‌گوید که الان حکم اضطراری است باید فلان چیز بشود، یک عده‌ای می‌گویند نیست اضطراری، اینکه نمی‌شود گفت که حالا که یک عده‌ای گفتند اضطراری است، ما او را می‌گیریم، فرض کن چند نفر هم ا و اکثریت دارد. شما باید یک کاری بکنید که اضطراری را قبول کند ، شورای نگهبان قبول کند، مجلس لااقل دو ثلث‌اش رأی بدهد به اینکه این امر اضطراری است، مشورت کنند با اشخاص مطلع. ما باید به مُرّ اسلام عمل کنیم. آقایان، شما باید به مُرّ اسلام، هم تکلیف شرعیتان است، هم حکم عقل است که ما باید حفظ کنیم مردم را. اگر یک وقتی مردم تو خیابان ریختند و شعار بر ضد ما دادند، شعار بر ضد کسانی دادند، خوب، آن وقت چه مصیبتی است. ما بسمان است آن شعارهایی که در خارج برایمان می‌دهندو آن شعارهایی که منافقین می‌دهند و امثال آنها. ما وقتی مردم را داریم، اسلام را داریم و رضای خدا را داریم، همه چیز داریم و هیچ یک از آن تبلیغات سوء تأثیری نمی‌کند؛ اما اگر خدای نخواسته مردم یک وقتی لغزش پیدا کردند، دیدند شما خدای نخواسته دارید یک کار خلافی می‌کنید و خیال کنند عمد است ، خوب، آنها که نمی‌دانند این مسائل را، توده مردم که نمی‌توانند مسائل را تحلیل کنند به طوری که بفهمند که کجا عمد بوده، کجا نبوده، فلان آقا چه بوده است، او چه بوده، این مصیبت می‌شود برایتان. و من امیدوارم که ان‌شاءاللّه جدیت زیاد در این مسأله بکنید. و ان‌شاءاللّه رأیهایی که شما می‌دهید، مشورتها زیاد باشد.
بلکه گاهی وقتها با بعض افراد شورای نگهبان مشورت کنید و بعد از اینکه مشورت شد و این امور آن طور شد، دیگر نه شورای نگهبان رد می‌کند و نه مردم ناراضی می‌شوند. مردم وقتی دیدند یک حکمی را حکم خداست، مجلس گفته است، شورای نگهبان هم که دنبال این است که احکام اگر خلاف اسلام باشد ردش کنند ، حالا که قبول کردند اسلامی است، مردم با اسلام که دعوا ندارند.
مردم، اسلام هرچه بفرماید قبول می‌کنند. کسی که جوانش را برای اسلام می‌دهد دیگر دنبال این نیست که مثلاً فلان چیز را ندارد ، چطور باشد، یا فلان چیز را دارد، چه بشود. ما باید این اسلام عزیزرا نگهداری بکنیم. مجلس اسلامی ما نگهبان اسلام باشد و همه ارگانها و دولت، نگهبان اسلام، خدمتگزار اسلام باشد؛ وقتی خدمتگزار اسلام شد همه مسلمانها با آن موافق هستند. چه در ایران و چه در خارج ایران، همه با آن موافق هستند.
مجلس باید در بین صحبتهایشان مردم را بسازند. جنگ مجلس ، مثل جنگ دو فقیه می‌ماند، نه این است که اینها اختلاف دارند.
خوب، فقها با هم اختلاف دارند از صدر اسلام تا حالا، اگر این نظرها تصادم با هم نمی‌کرد فقه ما به این قوت نبود؛ نظرها باید تصادم کنند، دعوا شود باید سر آن. بعضی حوزه‌هایی که ما ادراک کردیم دعوا بود، استاد یک چیزی را می‌گفت، شاگرد می‌ایستاد در مقابلش می‌گفت، او می‌گفت، این می‌گفت، او می‌گفت تا یک مطلبتا دیگران استفاده می‌کردند از آن؛ در مجلس هم باید این جور باشد.
مخاصمه در کار نیست مباحثه علمی است، مباحثه اخلاقی است ، باید اخلاق به مردم یاد بدهند، دعوا نباید باشد در آن.
از آقایان تشکر می‌کنم که به اینجا تشریف آورده و مسائل و مشکلات را با یکدیگر در میان می‌گذاریم. عمده این است که ما بهو ضعیت خودمان و وضعیت انقلاباتی که در دنیا واقع می‌شود توجه کنیم. یک وقت مملکتی است که انقلاب می‌کند و پشت سرش شوروی و امریکا و امثال اینها هستند که این انقلاب ، انقلاب دیگری است. و یک وقت کشوری است همانند ایران که انقلاب می‌کند و خودش را از همه قدرتهای شرق و غرب که می‌خواهند در آن تصرف کنند جدا کرده است. مع ذلک می‌بینیم آنها که پشت سرشان قدرتها بوده‌اند و انقلاب کرده‌اند وضع شان بسیار بدتر از ماست. و با این دو خاصیت اگر شما بخواهید که شب بخوابید و صبح بیدار شوید که همه امور درست شده باشد این یک امر غیرممکن است، و اگر جهت اسلامی‌این انقلاب نبود، تا آخر هم مشکلات ما حل نمی‌شد، و چون اسلامی‌است و مردم همه باهم هستند و علاقه به اسلام دارند، علی‌رغم تبلیغات دامنه‌دار و جنگ و مشکلاتی که علیه ما تحمیل کرده‌اند مع ذلک ایران در این چند سالکه انقلاب کرده است با استقامت سرجای خود ایستاده و به پیش می‌رود. وظیفه آقایان وکلا این است که هرجایی که گرفتاری هست دنبال رفع آن باشند و متوقع نباشند که فوراً رفع بشود.
و مهم این است که مجلسیها با هم و با دولت و با سایر مقامات تفاهم داشته باشند. و مجلسی که اساس یک کشور است باید محلی برای بحث و ساختن اخلاق جامعه باشد، و انتقاد و استیضاح حق مجلس است اما برخورد با متخلف با آرامی و طرح مسائل اخلاقی بهتر رفع اختلاف می‌کند تا با الفاظ نیش‌دار و مقابله کردن با یکدیگر. لذا باید نطقهای قبل از دستور یامسائلی که در مجلس واقع می‌شود همانند خطبه‌های نهج‌البلاغه و خطب ائمه اطهار مردم را رو به صلاح ببرد، و آقایان در صحبتهایشان این احساس را داشته باشند که برای مصلحت جامعه حرف می‌زنند ، نه برای مقابله و خودشان را یک واعظ حساب بکنند که می‌خواهند مردم را موعظه کنند و مردم هم احساس کنند که این آقایان خیر و صلاح آنها را می‌گویند.
وقتی که حکومت الگو قرار داد امیرالمؤمنین ـ سلام‌اللّه علیه ـ را در اجراء حکومتش، در اجراء چیزهایی که باید اجرا بکند، اگر او را الگو قرار داد، این تمسک کرده است به ولایت امیرالمؤمنین... و مجلس که از مقامات بلند یا بلندترین مقام کشوری است، چنانچه الگو قرار داد آن چیزی که امیرالمؤمنین می‌خواست، و آن عدالتیرا که آن در همان برهه کمی که به او مجال دادند ـ خیلی کم مجال پیدا کرد ـ اگر الگو قرار بدهند آن را برای اینکه احکام را و اموریکه باید محوّل به آنهاست به آن نحو اجرا بکنند، به آن نحو تصویب بکنند و دقت بکنند، آن وقت می‌شود گفت که مجلس ما هم از متمسکین به امیرالمؤمنین هستند. و ما چنانچه مجلس نتواند این کار را بکند، یا خدای نخواسته نخواهد این کار را بکند، یا بعض افراد نگذارند که این کارها بشود، آن وقت ما نمی‌توانیم بگوییم که یک مجلس متمسک به ولایت امیرالمؤمنین داریم.
من راجع به کل مجلس مکرر عرض کرده و حالا هم عرض می‌کنمکه مجلس ما باید با مجلسهای سابق فرق داشته باشد. البته فرق هم دارد، اما هر امری کم کم به انحراف کشیده می‌شود و چنین نیست که یکدفعه انحراف واقع شود. در خود انسان نیز چنین است که شیطان و نفس امّاره بتدریج از عمل به مکروهات و بعد از آن به صغایر و از آنجا به بالاتر انسان را منحرف می‌کنند. در مجلس سابق دوره اولش بهتر بود، لکن در هر سال چیزی به آن اضافه و یا از آن کم شد تا رسید به آنجا که مجالس اخیر را دیدیم.
شما از اول اگر جلوی فساد را نگیرید معلوم نیست که به وضع سابق منتهی نشود. البته باید عاقلانه باشد که مسأله حادّی پیش نیاید.
در مسائل، ملایمت و جهت رحمت بیشتر از جهت خشونت تأثیر می‌کند. من در زمان اختناق رضاخانی وقتی در مدرسه فیضیه صحبت می‌کردم، آنگاه که از جهنم و عذاب الهی بحث می‌کردم همه خشکشان می‌زد، ولی وقتی از رحمت حرف می‌زدم می‌دیدمکه دلها نرم می‌شود و اشکها سرازیر می‌گردد و این تأثیر رحمت است. با ملایمت انسان بهتر می‌تواند مسائل را حل کند تا شدت.
و مجلس باب مباحثه است، و باید مثل مباحثه طلبه‌ها باشد که با هم دوست هستند و با یکدیگر بحث و گفتگو می‌کنند ولی معلوم است که مباحثه هست.مجلس اسلامی‌باید ملت و دیگرانرا ارشاد کند، چون مسائل به خارج منعکس می‌گردد و تأثیر روی مردم می‌گذارد. از این جهت مسئولیت مجلس به عنوان یک مرشدو هدایت کننده برای مردم زیاد است. و این کلی مطلب است که ان‌شاءاللّه این مجلس اول انقلاب، پایه‌ای و سنت حسنه‌ای باشد برای آینده که هر چه خوب بشود، شما در اجر آن شریک هستید.
در مسأله‌ای که راجع به کمیته‌ها فرمودید، اعتقادم بر این است که همین گونه که هست باشد و هیچ گونه تحولی دربارهٔ آن صورت نگیرد. راجع به استیضاح هم من هیچ نظری نمی‌دهم، فقط با ملایمت و تفاهم باشد. موافقین و مخالفین حرفهایشان را بزنند، آنو قت مجلس هر چه رأی داد معتبر است.
امیدوارم آقایان موفق شوند که وقتی مجلس را تحویل می‌دهند مردم راضی باشند، تا بعدها به همین آقایان رأی بدهند. البته من تمام آقایان را نمی‌شناسم، ولی امیدوارم مجلس دارای یک اکثریت تام متعهد باشد. میل دارم وضع و امور با ملایمت و اخلاق حسنه صورت گیرد، و این خیلی بهتر است. دو نفر که با هم دعوا دارند وقتی یکی از آنها با رأفت و ملایمت حرف زد، دعوا تمام می‌شود. اصولاً کارها با ملایمت و رأفت بهتر انجام می‌گیرد.
در اینجا لازم است از کوششها و مجاهدات نمایندگان محترم مجلس اول تشکر و قدردانی نمایم؛ که با همه مشکلات و کارشکنیها و ناهماهنگیها به کارهای مهمی موفق، و از خط و صراط مستقیم اسلامی منحرف نشدند؛ و در مقابل منحرفان استقامت نموده، و کار بسیار مهم خود را، آن هم در دوره اول مجلس و جوّ اغتشاش و آشوب، که در انقلاب مستقل عظیمی مثل انقلاب ایران قابل اجتناب نبود، با افتخار و سرافرازی به پایان رساندند. باید این مجلس را از این جهت که در حال غلیان انقلابو نابسامانیهای لازم آن و نفوذ افراد منحرف بازیگر در کارهای کلیدی و کسب به ناحق مقامات بلندپایه و نیز تازه کار بودن و کم‌تجربگی در مسائل بسیار پیچیده، توانست با زحمت و پشتکارو تعهد به جمهوری اسلامی و با حرکت به سوی اسلامی شدن قوانین و حرکت به نفع مستضعفان موفقیت چشمگیری به دست آورد، مجلسی نمونه به حساب آوریم. و برای شهدای مظلومی که در راه اسلام داده است از مقام مقدس ربوبی رحمت تقاضا نموده،و به بازماندگان محترمشان تسلیت عرض کنیم. جَزَاهُمُ اللّه‌ُ عَن الاِسلامِ خَیراً.
و اما دوره دوم مجلس جمهوری اسلامی در آغاز گشوده شدن ، برخوردار از پشتیبانی بیدریغ عموم ملت انقلابی و متعهد به اسلام و جمهوری اسلامی است. و نمایندگان محترم آن ناظر نشیب و فرازها و برخوردار از تجربه‌ها و اندوخته‌های چهارساله نمایندگان محترم مجلس اول، و آشنا به بسیاری از پیچ و خمها و توطئه‌ها و بازیهای به اصطلاح سیاسی بوده و می‌باشند؛ و شاهد فداکاریها و جانبازیها و از خودگذشتگیهای ملت معظم از اول انقلاب تاکنون بوده‌اند، چه در زمان ستمشاهی و شهادت دسته‌جمعی زن و مرد و صغیر و کبیر ملت شجاع؛ و چه پس از پیروزی و خیانتها و جنایتهای گروهکها و گروه‌های منافق متظاهر به اسلام و ملیت و طرفداری از توده‌ها و کشتار بیرحمانه مظلومان و طبقات ضعیف و ستمکش؛ و چه شاهد تحمیل جنگ از سوی ابرقدرتهای شرق و غرب و وابستگان مرتجع آنان، که حرث و نسل این ملت عدالت‌طلب و اسلامجو را به آتش کشیده و به نابودی سپرده‌اند، و جوانان عزیز را که مدافع آرمانهای اسلام و قرآن کریم بوده و هستند با سلاحهای پیشرفته شرق و غرب و سلاحهای شیمیایی به شهادت رسانده‌اند. حال که شاهد همه این جریانات بوده‌اند، باید دقیقاً توجه کنند که مسئولیت بسیار عظیم و سرنوشت‌سازی را به عهده گرفته‌اند، که به پایان رساندن آن به طور شایسته و خداپسند جز با «جهاد اکبر» میسر نخواهد شد.
اینجانب از خداوند متعال، در این ماه پر برکت شعبان‌المعظمکه شاهد ولادت با سعادت منجی بشر و عدالت گستر شرق و غرب و فریادرس مظلومان و مستضعفان جهان، حضرت بقیةاللّه الأعظم ـارواحنا لتراب مقدمه الفداء بوده است، عاجزانه خواستارم که نمایندگان و قاطبه ملت مظلوم ایران را در مسئولیتهایی که در این عصر پرآشوب و فتنه‌زا، که می‌توان گفت حکومت جنگل بر آن غلبه دارد، به دوش گرفته‌اند به طور شایسته از عهده برآیند و در این جهاد بزرگ موفق شوند؛ و با افتخار و سرافرازی به محضر مبارک حق تعالی وارد شوند.
اینک تذکراتی برادرانه و مخلصانه به حضرات نمایندگان محترم ـحفظهم اللّه تعالی و ایّدهم ـ عرضه می‌دارم باشد که نافع شود. وَذَکِّرْ فَاِنَّ الذِّکْرٰی تَنْفَعُ المؤمنینَ. [۵] ۱. [آن] که در رأس همه تذکرات است و با رسیدن به آن، همه چیز اصلاح می‌شود و سعادت فراگیر می‌گردد، آن است که به قلوب محجوب و منکوس خود برسانیم که عالَم، از اعلا علّییّن تا اسفل‌سافلین، جلوه حق ـ جل و علا ـ و در قبضه قدرت اوست؛ و هیچ موجودی، از روحانیون ملأاعلیٰ و انبیای معظم و اولیای مکرم، تا اشقیا و هر جا بروید، از خود چیزی ندارند؛ بلکه چیزی نیست جز آنکه به جلوه او نورانی و هست شود. و این تذکر همان است که موجب اطمینان قلوب می‌شود که اَلا بِذِکرِ اللّه‌ِ تَطْمَئِنُّ القلوبُ.[۶]و با این باور است که خوفها از غیر او از دلها رخت ببندند؛و امیدها و رجاها بجز به او از قلوب زایل شوند. بارالها، ما گر چه محجوبیم و در سلاسلِ جهنمِ نفسْ مقید، تو به وسیله اولیایت دست ما گیر و ما را از خود و شرّ خود برهان؛ تا جز تو نبینیم و جز از تو خوف نداشته باشیم و امید به کس نبندیم.
خدایا!، ما این پیروزیها را در جبهه‌ها و در پشت جبهه‌ها و در ارگانهای ملی و دولتی از تو می‌دانیم. و اگر نبود عنایت خاص و پرتو رحمت تو بر این ملت ضعیف، که چنگ و دندانها از اطراف عالَم به او نشان می‌دهند و توطئه‌های شرق و غرب برای براندازی اسلام و جمهوری اسلامی به هم پیوند خورده‌اند و سازمانهای عریض و طویلِ حقوق بشر و امنیت جهانی با رسانه‌های گروهی چپ ورا ست یک‌صدا به مقابله با آن برخاسته‌اند و دولتهای به اصطلاح اسلامی با پیوند با اسرائیلِ غاصب و ارباب غاصبتر آن امریکا در براندازی آن مجهز شده‌اند، در همان نفسهای اول سرکوب شده بود. این عنایت بزرگ تو است که مجلس، ملت و دولت ما چون سدی عظیم و خلل‌ناپذیر ایستاده و فریاد اسلام را به جهانیان رسانده، و مستضعفان را در کنار کاخ سفید و کرملین و در گوشه و کنار زمین به حرکت و فریاد درآورده است. و امید آن است که مسلمانان و مستضعفان جهان بپا خیزند، و داد خود را از مستکبران بگیرند، و مقدمات فرج آل محمد ـصلی‌اللّه علیه و آله ـ را فراهم نمایند.
۲. چنانچه این انقلاب اسلامی یک انقلاب عادی نیست و متکی به هیچ یک از دو قطب شرق و غرب نمی‌باشد، از این جهت، ویژگیهای خاص خود را داشته و دارد. و با پیمودن صراط مستقیمِ «لاشرقیه و لاغربیه» در مقابل هر دو قطب ایستاده است و از هیچیک از قدرتهای افسانه‌ای نهراسیده است که همین موجب پیروزیهای معجزه‌آسایش گردید؛ گر چه موجب توطئه‌ها و آتش افروزیهای فراوان علیه خودش هم شد لکن در هیچ مرحله‌ای عقبگرد نکرد.
مجلس جوشیده از این ملت انقلابی نیز یک مجلس عادی نیست؛ که یک پدیده خاصِ به خود با ویژگیهای خاص است.
امروز به جرأت می‌توان ادعا کرد که در زیر این آسمان کبود تنها مجلسی است که متکی به آرای توده میلیونی مردم است که با رأی مستقل و مستقیم مردم به دور از اعمال نفوذ خانها و سرمایه‌دارهاو مالکها و سلطه‌ها و بست و بندهای به اصطلاح سیاسی و فعالیتهای انحرافی، به وجود آمده، و از قلدریهای رژیم شاهنشاهی و وابستگان به آن خالص بوده است. قهراً مسئولیتهاییکه چنین مجلسی دارد بسیار بزرگ است: مسئولیت مقابله با سیاست‌بازیهای غرب و جناح سرمایه‌داری آن، و دیکتاتوری شرق و قطب کمونیستی آن. این مجلسی است که باید سیاست «نه شرقی و نه غربی» را در جهان دو قطبی اجرا کند؛ و احکام سیاسیو اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی اسلام را که به طاق فراموشی سپرده شده بود و قرنها منزوی بود به صحنه آورد و چنین مجلسی است که قدرت روحی مافوق عادی و قدرت تشخیص مسائل پیچیده جهان و قدرت تصمیم‌گیریهای قاطع بی‌گرایش به دو قطب الحادی و سرمایه‌داری را لازم دارد. قدرتی که اگر همه جهان در مقابل آن به سوی باطل روند، بی‌وحشت به سوی حق رود. قدرتیکه جوّسازیها و شایعه‌پردازیها را به هیچ شمارد. چنین مجلسی در کمیسیونهای مختلفش کارشناسان و متخصصان متعهد و زبردست لازم دارد. هر چند برای مشورت در هر رشته خصوصاً در سیاست خارجی و نیز سیاست اقتصادی که امروز از اهمّ امور است از اشخاص کاردان دعوت کنند و چون مقصد همه ان‌شاءاللّه پیشرفت احکام اسلام و خدمت به بندگان خدای متعال است، باید از این که از خارج مجلس استمداد می‌کنند خوشوقت باشند.
۳. مجلس محترم دوره اول گر چه کارهای بسیار ارزنده‌ای انجام داد و با کوشش و مشکلات فراوان از عهده وظایف خود به در آمد لکن تراکم مشکلات پس از انقلاب و خیانتهای رژیم سابق آنچنان زیاد بود که قهراً بسیاری از مشکلات به عهده مجلس حاضر است. از آن جمله حل مسائل بسیار مهم اقتصادی و مبارزه با تورم و حل مسأله مسکن و زمین است و رسیدگی هر چه بیشتر به امور محرومان و قشرهای کم درآمد و از آن جمله افراد محترمی می‌باشند که در دستگاه‌های دولتی با حقوق محدود مشغول خدمت هستند. این کارمندان زحمتکش اکثر قریب به اتفاقشان درآمد دیگری ندارند و به حقیقت از قشر محروم هستند. چنانچه حل مسائل کشاورزی که از مهمات امور کشور است به عهده دولت با پشتیبانی مجلس است. و در تمام این امور آنچه لازم است بدون مسامحه عمل شود موافق بودن قوانین مربوط به این امور و سایر امور کشور با قوانین مقدس اسلام اعم از احکام اولیه یا احکام ثانویه است؛ که اگر جزئی انحرافی خدای نخواسته در این مجلس از شرع اسلام پیدا شود سنت سیئه‌ای خواهد شد که دنبال آن سنتهای سیئه دیگر خواهد آمد؛ و وزر و گناه آن و گناه هر کسکه به آن عمل کند به گردن آنان است. و اگر ان‌شاءاللّه فعالیتهای نمایندگان محترم در جانب هر چه بهتر کردن کشور و رفاه حال محرومین با موازین اسلامی باشد، اجر آن مثل اجر هر کس [که] به آن عمل کند برای سنت گذاران است. کسی گمان نکند که به نفع محرومین و خدمت به آنان اگر به طور غیر مشروع هم باشد مانع ندارد. که این یک انحراف و خیانت به اسلام و جمهوری اسلامی بلکه به محرومین است که از مال حرام و غصب و با ظلم به دیگران آنان را مبتلا به آتش جهنم کنند. اینجانب گمان ندارم که در کشوری که همه چیز خود را برای اسلام و اجرای قوانین اسلامی فدا کرده چنین مسائلی واقع شود. و حضرات نمایندگان محترم کوشش نمایند که امر مخالف با شرع و قانون اساسی به تصویب نرسد؛ که علاوه بر آنکه رأی برضد قوانین الهی دادن خود گناه است، بی‌شک شورای محترم نگهبان آن را رد می‌کند و موجب عقب‌افتادن کارها می‌شود.
۴. می‌دانید و می‌دانیم که مجلس شورای اسلامی دارایو ظایف بزرگ و ظریف می‌باشد؛ چرا که در کشوری که مردم برای اسلام و حکومت اسلامی و اجرای قوانین نورانی قرآن کریم و قطع ظلم و ستم به هر نحو و از هر نوع باشد قیام کرده‌اند و شما را به مجلس فرستاده‌اند، مجلسی که منعکس کننده اقوال و احوال و طرز روحیه و افکارتان است و از آنجا که همه اینها به صورتیو سیع در سراسر کشور و نیز در بسیاری از کشورهایی که موجرا دیو ـ تلویزیون به آنجا می‌رسد و گاهی در تمام دنیا به واسطه رسانه‌های گروهی جهان منتشر می‌شود، لازم دانستم به حکمو ظیفه و اخوت اسلامی به بعضی از آنها اشاره کنم. و این اموری است که اسلام و اخلاق اسلامی و ارزشهای انسانی و ملتهای متعهد اسلام از آنان خصوصاً و از همگان عموماً توقع دارند.
الف) کیفیت برخورد با یکدیگر در محیط مجلس و مباحثات بین مخالف و موافق؛ از نمایندگان متوقع است که مراعات آداب اسلامی در محاورات بشود؛ و انگیزه آن یافتن حق و راه حل باشدو این امور در محیط دوستی و صفا چون بحثهای علمی در محیط مدارس فقاهتی که مقصود، یافتن واقعیت نه تحمیل عقیده است ، آقایان را بهتر و آسانتر به حقیقت می‌رساند و مجادلات با حال غضب و عصبانیت انسان را از واقع دور می‌کند و چون مقصود از بحثها یافتن طریق هر چه بهتر برای خدمت به اسلام و کشور و ملت است و از عبادات و مقربات الهی محسوب است، حقاً لازم است از آنچه مخالف رضای خداوند متعال است اجتناب شود و محیط مجلس طوری باشد که علاوه بر یافتن راه صحیح برای شنوندگان، آموزنده اخلاق اسلامی و آداب انسانی باشد، که این خود یک عبادت دیگر است. و اگر خدای نخواسته در این محیط مقدس مقصود کسی اِعمال غرض و تحمیل عقیده و احیاناً تسویه‌حساب باشد که قهراً به هتک یک مسلمان و رد و بدل الفاظ غیرمناسب منجر می‌شود علاوه بر آنکه از مسیر حق دور می‌شود و برخلاف آنچه وظیفه وکیل است می‌باشد گاهی اشاعه فحشا در یک محیط بسیار وسیع است که معصیتی عظیم است. اینجانب امیدوارم خداوند توفیق دهد که همان سان که جوانهای عزیز رزمنده، سنگرهارا به مسجد و معبد تبدیل کردند، حضرات وکلا، مجلس را معبدی کنند منزه از اعمال و اقوال زمان طاغوت، تا مجلسی نمونه شود؛ باشد که مجالس دیگر کشورهای اسلامی از آن تبعیت کنند.
ب) کیفیت برخورد با دولت و وزرا و سایر کارمندان؛ شک نیست که مجلس به همه امور کشور نظارت دارد؛ و حق نمایندگان است که از هر انحراف و خلافی که از وزرا و ادارات می‌بینند به حکم قانونی جلوگیری کنند و دولت را تا حد استیضاح بکشانند.
لکن فرقهاست بین نظارت و استیضاح، و بین عیبجویی و انتقامگیری. و این فرق را همه کس پس از رجوع به وجدان خویش می‌فهمد. انسان با کمی تفکر در حال خود تشخیص می‌دهد که احضار دولت یا وزیر برای خدا و مصالح اسلام و کشور است و در آن جز هدایت و جلوگیری از انحراف و حفظ مصالح ملت چیز دیگری دخالت ندارد؛ یا از معیارهای غیرالهی، چون حُب و بغض، دوستی و دشمنی، هواهای نفسانی چون خودنمایی ، عرض‌اندام و از این قبیل مکاید نفسانی و شیطانی، برخوردار است. و محک تشخیص معیار الهی از شیطانی آن است که پس از مراجعه به خود بیاید که آنچه که او می‌خواهد نفْس عمل است گر چه این کار را دیگری انجام دهد؛ و یا آنچه را که بدان سبب شخصی را احضار کرده است اگر از دوستان عزیز او سر می‌زد، با او همان می‌کرد که با این انجام می‌دهد. و این است معنای روابط و ضوابط و صراط مستقیم که از ارزشهای انسانی برخوردار است.
خداوند قادر ما را بر آن هدایت فرماید و از ما دستگیری کند.
مرحله‌ای دیگر: به فرض آنکه هیچ مقصدی جز حقجویی و جلوگیری از انحراف نباشد، در کیفیت ادای وظیفه و بیان اشکال می‌توان معیارالهی و نفسانی را تشخیص داد. معیار الهی آن استکه اثبات مدعا مبنی بر استدلال و شواهد متقن باشد، و از کلمات نیشدار و اهانت‌آمیز و کردار ناروا مبرّا باشد. و در غیر این صورت ، باید دانست که دست شیطان و نفس امّاره بالسوء در کار است و گوینده بازیچه هوای نفس است.
نمایندگان محترم و خواهران و برادران گرامی، مسأله بسیار مهم است. آبرو و حیثیت یک مسلمان یا یک انسان در کار است.
چه بسا با یک انحراف شما یک انسان آبرومند در جامعه ساقط شود و شرف یک مؤمن خدشه‌دار گردد. اگر انحرافی دیدید ، نخست بدون سر و صدا دنبال تحقیق روید. پس از آنکه مسلّماً معلوم شد، قبل از کشیده شدن به مجلس با طرف به گفتگ و بنشینید، و مسأله را حتی‌الامکان با خود او حل کنید. اگر در این مرحله توفیق حاصل نشد، در کمیسیون مربوط او را بخواهید، و با کمک دوستان فیصله دهید. و اگر فیصله نشد و شخص مذکور می‌خواهد برخلاف مصالح اسلام و کشور و ملت عمل کند و در انحراف پافشاری نماید، حفظ مصلحت عمومی و اسلام مقدّم است بر حفظ مصلحت شخص، هر کس باشد؛ در این صورت تقاضا کنید و با استدلال و منطق، بدون کوچکترین اهانت، مطلبرا عرضه کنید. و مهلت دهید تا در محیطی آرام و بی‌تشنج از خود دفاع کند. در این موقع مجلس به هر چه تکلیف قانونی و شرعی دارد عمل کند، بی‌کوچکترین توهین. و ما همه باید بدانیم که مجرمی که بالاترین جرم را دارد و به سوی چوبه دار می‌رود، جز اجرای حد شرعی احدی حق آزار او را لفظاً و عملاً ندارد؛ و مرتکب، خود ظالم است و مستحق کیفر.
ج) از امور لازم التذکر راجع به نطقهای قبل از دستور است؛ چه بسا که ناطق احیاناً گمان کند بی‌قید و شرط و بی‌تعهد و تکلیف باید هر چه بخواهد بگوید، و به هر کس، چه حاضر جلسه و چه غایب، می‌تواند به اصطلاح حمله کند، و میزانی الهی و شرعی و اخلاقی در کار نیست و مسئولیتی حتی شرعی ندارد. و گاهی بعضی نطقها موجب تأسف بسیار و تأثر است؛ و چه بسا که اهانت به یک مسلمان و مؤمن را به حد اعلیٰ می‌کشاند و حیثیات انسانهارا لکه‌دار می‌کند؛ و گاهی ارقام و اقلام بسیار از گوشه و کنار اعم از صحیح و فاسد جمع‌آوری می‌کند و با آبروی دولت و اشخاص ، بلکه مجلس بازی می‌کند؛ و مجلس شورای اسلامی را بی‌توجه همچون مجلس طاغوت می‌نماید و مورد تاخت و تاز اعراض مسلمانان در سراسر کشور قرار می‌دهد. آقایان می‌دانند مجلس اسلامی که حاصل سالهای دراز رنج و زحمت و خونهای محترم صدها هزار شهید و جانباز است برای تحقق احکام نورانی اسلامو تحول از رژیم طاغوت به رژیم الهی ـاسلامی است. نمایندگان آن باید از اخلاق اسلامی بالا و والایی برخوردار باشند؛ و خدای بزرگ را حاضر و ناظر بر اعمال و گفتار خود بدانند، و از رفتار و گفتار رژیمهای طاغوتی احتراز نمایند. و اگر خدای نخواسته کسی از حدود شرعی، چه در نطقهای قبل از دستور و چه در مذاکرات و محاورات دیگر خارج شد، وظیفه فریضه بزرگ نهی از منکر را فراموش نکنند؛ که خدای نخواسته حق و عِرض و حیثیت مردم در مکانی که حافظ مصالح اسلام و مسلمین و مردم کشور است ضایع نگردد بلکه وکلای محترم در برخوردها و نطقها، که در همه جا منتشر می‌شود آموزنده اخلاق کریم انسانی و اسلامی باشند و مردم را به کیفیت سالم برخورد با یکدیگر آشنا سازند که این خود یک خدمت بزرگ به اسلام و مسلمین و بشریت است. اینجانب با اینکه میل نداشتم این مسائل را به طور سرباز عرض نمایم لکن علاوه برآنکه احساس تکلیف شرعی نمودم اکیداً علاقه‌مندم که قداست مجلس معظم و وکلای محترم محفوظ باشد، تا الگویی باشند برای مجلسهای جهان و مجالس آتیه ایران.
این نکته نیز قابل ذکر است که اگر در مجلس به کسی که حاضر نیست و راه به مجلس ندارد که از خود دفاع نماید حمله‌ای شد، به او اجازه داده شود یا در مجلس از خود دفاع کند و اگر قانوناً اشکالی در این عمل می‌بینند، رادیو ـ تلویزیون و مطبوعات اینو ظیفه سنگین را به دوش کشند؛ تا حق مظلومی ضایع نشود و شخصیتی بی‌دلیل خُرد نگردد و راهگشای این امر خود نمایندگانو رئیس محترم مجلس هستند که با تعهدی که دارند و مسئولیتی که بر دوش آنهاست این حق را به اشخاص غایب بدهند؛ تا به وسیله مجلس، که نگهدار مصالح کشور و ملت است، حقی ضایع نشود و انسانی مظلوم نگردد. و اگر به کسی چه از دولتیها یا دیگران ، تهمتی زده شد، حق شکایت به قوه قضاییه را دارد تا رسیدگی شود و مجرم تعقیب و تعزیر شود. و اگر به یک وزارتخانه یا بنگاه تهمت زده شد حق دفاع با وزیر و رئیس بنگاه است و حق شکایت دارند و قوه قضاییه تعقیب خواهد کرد. و بالجمله با هر ترتیب ممکن باید از این اعمال غیر اسلامی جلوگیری شود. البته این بدان معنا نیست که مجلس از حق قانونی و شرعی خود دست بردارد، بلکه نمایندگان محترم در محدوده قانون و شرع آزاد و مختارند و هیچ کس نمی‌تواند از حقوق قانونی آنان جلوگیری نماید.
د) ... حضرات وکلای محترم دوره دوم مجلس شورای اسلامی که در آغاز خدمت به اسلام و جمهوری اسلامی می‌باشند با توجه به اوضاع کنونی کشور و فشارهای اقتصادی و نظامی و گرفتاری فوق طاقت دولت و مخارج عظیم جنگ و پیامدهای آن و گرفتاری آوارگان جنگ و مهمانان افغانی و عراقی که قشرهای عظیمی هستند و خرابیهای جنگی و فسادهای موروث از رژیم سابق و بسیاری از مشکلات کمرشکن دیگر، لازم است به دولت کمک نمایند که مشکلات را با پشتیبانی شما نمایندگان یکی پس از دیگری حل نماید. در عین حال که حق نظارت و حق جلوگیری از انحرافات را دارید لکن در وضعیت کنونی مسائل را روی هم بسنجید و اگر چیزی به نظرتان ناروا بود با وضع گرفتاریهای حاضر بسنجید و ببینید اگر شما به جای دولت بودید با چه قدرتی می‌توانستید با مشکلات موجود مقابله کنید. و بدانید که روی هم رفته دولت تا کنون به وضع خارق‌العاده‌ای خدمت کرده و نقایصیکه هست مطمئناً اجتناب‌ناپذیر است و بالجمله لازم است همه پشتیبان هم باشید تا بر حوادث پیروز شوید و با عملکرد دولت در این مدت کوتاه و خدمتهای ارزنده او در سراسر کشور باید گفت دولت موفقی بوده است. باید به او مهلت داد که توفیق بیشتری به دست آورد. و در کمبودها و نقصانهای موجود باید او را یاری کردو کمکهای فکری و عملی نمود. کشور از همه است و با اتکا به قدرت ازلی و با کمک همه می‌توان بر هر مشکلی غلبه کرد ، ان‌شاءاللّه تعالی.
ه) از نمایندگان محترم که با توفیق الهی و رأی آزاد توده‌های محروم برای خدمت به اسلام عزیز و ملت محترم موفق شده‌اند ، انتظار می‌رود که در تمام فعالیتها و آرای خود برای شکرگزاری از خدای متعال جانب حق را گرفته و ضوابط را در نظر گیرند. مثلاً در اعتبارنامه‌ها که مورد بحث و نظر واقع می‌شود، بدون ملاحظه دوستی و دشمنی و جهات سیاسی رایج در دنیا آنچه رضای خداست و واقعیت اقتضا می‌کند در نظر گیرند و گرایشهای سیاسی را کنار گذارند. و این رویّه را در همه اعمال و اقوال و آرای خود در مدت این خدمت ارزشمند ملحوظ دارند؛ و برای رضای مخلوق، خدای نخواسته به سَخَط خالق مبتلا نشوند. و در حقیقت مجریان عدل الهی باشند. و این رویّه از همه کس مطلوب است و از کسانی که در جایگاه حساس واقعند مطلوبتر. و شما نمایندگان محترم می‌توانید با یک رأی خود خدمت ارزشمندی به خدا و خلق نمایید، و بالعکس؛ و می‌توانید یک خطر بزرگ را از کشور و اسلام رفع کنید و بالعکس. حرکت در راه حق و عمل به آن، خود تفکر آزاد و ذکر خداست که موجب طمأنینه است.
و) اگر بخواهید بی‌خوف و هراس در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع کنید و ابرقدرتان و سلاحهای پیشرفته آنان و شیاطین و توطئه‌های آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از میدان به در نکند، خود را به ساده زیستن عادت دهید و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهیزید.
مردان بزرگ که خدمتهای بزرگ برای ملتهای خود کرده‌اند اکثر ساده زیست و بی‌علاقه به زخارف دنیا بوده‌اند. آنها که اسیر هواهای پست نفسانی و حیوانی بوده و هستند برای حفظ یا رسیدن به آن تن به هر ذلت و خواری می‌دهند؛ و در مقابل زور و قدرتهای شیطانی خاضع، و نسبت به توده‌های ضعیف ستمکار و زورگو هستند. ولی وارستگان به‌خلاف آنانند. چرا که با زندگانی اشرافی و مصرفی نمی‌توان ارزشهای انسانی ـ اسلامی را حفظ کرد. جوانان ایران و زنان و مردان که در زمان طاغوت با تربیت طاغوتی بار آمده بودند هرگز نتوانستند با قدرت طاغوتی مقابله کنند. ولی آنگاه که به دست توانای حق ـ جل و علا ـ به انسان انقلابیِ دور از علایق شیطانی متحول شدند آن قدرت عظیم را سرکوب کردند. دستهای جنایتکاری که جوانان عزیز را در رژیم سابق به مراکز فساد کشاندو از انسانهای آزاد، عروسکهای مصرفی تراشید، انگیزه و نقشه‌شان این بود که هر خیانتی که در کشور واقع می‌شود و هر چه به سر ملت و ذخایر ارزنده آن می‌آید و هر چه زنجیرهای استعمار به دست و پای مردم محکمتر می‌شود، در مقابل بی‌تفاوت باشند یا به حمایت همان رویّه برخیزند. امروز هم قشر فعال در جبهه‌ها و پشت جبهه‌ها همان طبقات محروم ساده زیست هستند. و در بین آنان از آن وابستگان و دلبستگان به علایق دنیا اثری نمی‌بینید.
خداوند همه ما را از این قیدهای شیطانی رها فرماید تا بتوانیم این امانت الهی را به سرمنزل مقصود برسانیم و به صاحب امانت ، حضرت مهدی موعود ـأرواحنا لمقدمه الفداء ـ رد کنیم. از خداوند متعال خواستارم که نمایندگان محترم دوره اول مجلس شورای اسلامی را که از مشکلات نهراسیدند و برای پیاده کردن احکام اسلام کوشش و تلاش نمودند سعادت و سلامت عنایت فرماید و به نمایندگان دوره دوم توفیق و قدرت تصمیم برای رسیدن به آرمانهای مقدس اسلام عنایت فرماید؛ و عموم مسلمانان جهان را از شرّ ابرقدرتها حفظ کند.
اعضای مجلس محترم شورای اسلامی بحمداللّه تعالی در دوره دوم نیز اشخاص محترمی هستند که با تعهد و جدیت خود می‌توانند خط مشی دولت را هرچه بهتر تعیین کنند. البته شک نیست که عده‌ای از آقایان، که شک در خدمتگزاری‌شان نسبت به اسلام عزیز و کشور نیست در امور عظیم کشور و گرفتاریهای بسیار پیچیده وارد نبوده یا کمتر وارد باشند و خود نیز توجه دارندکه در مسائل بسیار مشکل یک دولت در حال انقلاب و کشورِ مورد هجوم قدرتهای بزرگ و کوچک و کارشکنیهای مغرضان و مفسدان چپ و راست که محتاج به کارشناسان متخصص در رشته‌های مختلف است، نمی‌توان به طور سطحی نظر داد و بدون توجه به تمام مسائل سیاسی و اجتماعی و انعکاسات داخلی و خارجی آن با سلیقه شخصی اظهارنظر کرد و چه بسا چنین نظرهایی ولو از چند نفر معدود در سرنوشت امت تأثیر منفی گذارد و از این جهت لازم است در کمیسیونها بویژه کمیسیونهای مهم، چند نفر از متخصصان متعهد که مسائل را روی هم می‌سنجند و به مشکلاتِ سخت نظام آگاهی دارند دعوت شود و با مشورت آنان رسیدگی به امور گردد. و چون مسأله اسلام و حکومت الهی در کار است، مسامحه در این امور چه بسا خللیو ارد آورد که جبران آن مشکل یا غیر ممکن شود و مسئولیت آن در پیشگاه خداوند بزرگ عظیم باشد. مسأله حفظ نظام جمهوری اسلامی در این عصر و با وضعی که در دنیا مشاهده می‌شود و با این نشانه‌گیریهایی که از چپ و راست و دور و نزدیک نسبت به این مولود شریف می‌شود، از اهمّ واجبات عقلی و شرعی استکه هیچ چیز به آن مزاحمت نمی‌کند؛ و از اموری است که احتمال خلل در آن عقلاً منجّز است. حضرات وکلای محترم که بحمداللّه به جمهوری اسلامی تعهد دارند، در نطقهای قبل از دستور و در مباحثات در حال دستور با کمال دقت مواظب جملات خود و کیفیت ادای آن باشند، که خدای نخواسته به مسلمانی بلکه انسانی توهین نشود و شخصیتی ساقط نگردد و کسی مظلوم واقع نشود.
البته انتقاد سالم و سازنده بدون اغراض شخصیه و خدای نخواسته انتقامجویی لازم است و مفید و موجب رشد و تعالی است. و هر کس در نزد وجدان خود تشخیص رفتار و گفتار و نوشتار خود را می‌دهد و همه چیز در محضر مقدس حق‌تعالیو اقع می‌شود. حجم عظیم کارهای قوه قضاییه و عظیمتر قوه مجریه را در پیش خود مجسم فرمایید و خود را به جای مسئولین در هر یک از محاکم قضایی و امور اجرایی قرار دهید تا معلوم شود امر و نهی و اشکال و انتقاد آسان است، لکن عمل و حل صددرصد با اینهمه گرفتاریهای در حال انقلاب از عهده هیچ کس بر نمی‌آید. اعضای محترم مجلس انقلابهای تاریخ را در نظر بگیرند، با انقلاب اسلامی ایران مقایسه نمایند، تا عظمت اعجازآسای این انقلاب و حجم فعالیتهای شایسته قوای سه گانه را بهتر توجه کنند. شوروی امروز هم پس از انقلاب به‌اصطلاح توده‌ای‌اش در کشاورزی نتوانسته است خودکفا باشد و اگر امریکارا ه ارزاق را به روی آنان ببندد شاید به زانو دربیاید. شما انفجارات، ترورها، اعتصابات، و سرقتها و شرارتها را در سطح دنیا حتی در کشورهایی که از نظر صوری پیشرفت کرده‌اند مثل انگلستان و فرانسه و حتی امریکا را در نظر بگیرید و با انصاف حکم کنید.
افرادی که با چند شکواییه از چند یا چندین نفر گمان می‌کنند مردم ناراضی هستند، در اشتباهند. زیرا امروز دامنه اعتصابات و تظاهرات عظیم در سطح دنیا مانند اعتصاب چندین ماهه انگلستان، این مهد به اصطلاح تمدن و سیاست و قدرت ، کارها را فلج نموده و تظاهرات و مخالفتهای بسیاری در فرانسه و سایر کشورهای به‌اصطلاح متمدن صورت می‌گیرد. و یا مخالفتهای احزاب با دولتهایی مثل هند و پاکستان به صورت گسترده‌ای به چشم می‌خورد. ولی بحمداللّه در ایران که مبتلا به مخالفت کشورهای کوچک و بزرگ است، کارگران عزیز و متعهد ما همچنان به کار و تلاش و سازندگی ادامه می‌دهند و هر گونه توطئه‌ای را قبل از وقوع در نطفه خفه می‌سازند و اجازه نمی‌دهندکه دستهای استکبار کارخانجات را به اعتصاب بکشانند. آقایان دست‌اندرکاران در هر مقام و هر شغل هستید با قدرت روحی و قوت ایمان و اتکا به خداوند متعال ـ جَلّت قُدرته ـ و اعتماد به ادعیه حضرت بقیةاللّه ـ روحی له الفداء ـ برای حفظ نظام الهی جمهوری اسلامی به پیش روید و از تبلیغات و هیاهوهای رسانه‌های گروهی که گاه کاهی را کوه می‌کنند نهراسید که خداوند تبارک و تعالی با شماست وَ کَفَی بِهِ وَکیلاً.
آن چیزی که موجب زحمت آقایان است، این است که ما راجع به آتیه صحبت کنیم، گذشته گذشته است. الآن یک واقعیتی است و آن اینکه مجلس رأی اعتماد داده است به نخست وزیر. این یکو اقعیتی است که در قبال همه ما واقع شده است، و این سه وضعیکه در مجلس آمده است که رأی ممتنع و رأی مخالف و رأی موافق، اینها همه برای این بوده است که تشخیص دادند این مطلبرا ، در آن هم صحبتی نیست. صحبت این است که آیا از این به‌بعد مخالف می‌خواهد کارشکنی بکند برای دولت، به ترتیب غربی‌اش می‌خواهد عمل کند؟ برای اثبات اینکه ما راست گفتیم ، می‌خواهد اسلام را شکست بدهد، می‌خواهد جمهوری اسلامی‌را شکست بدهد؟ یا اینکه عقل اقتضا می‌کند که حالاییکه در مقابل این امر واقع شده است، اینکه عقیده‌اش این است که به طورشایسته عمل نشده است و از این بهتر می‌شد عمل بشود ، هدایت کند، کمک کند که به طور شایسته عمل بشود که در دوره آتیه همه رأی بدهند، نه اینکه کارشکنی کند، و خدای نخواسته در یک همچو موضع حساسی که ما واقع هستیم دولت را به شکست برساند، و این از اموری است که برخلاف اسلام است، بر خلاف مصالح کشور است و برخلاف مصالح خودتان است. اگر شما اعتقاد به اسلام دارید و عقیده دارید ـ چنانچه دارید ـ و اعتقاد دارید که باید کشور با قدرت پیش برود و در این موضع در جنگ پیروز بشود، راه برای ابرقدرتها بسته بشود و کشور ما قوی بشود ، باید کوشش کنید در تأیید، نه کوشش کنید در انتقاد. انتقاد سالم باید بکنید، این هم در پیشرفت مسائل مؤثر است. انتقاد سالم ورا هنمایی دولت در همه کارهایی که می‌خواهد انجام بدهد، اینها از اموری است که لازم است. اما اینکه خدای نخواسته، یک وقت برای اینکه اثبات کنید مطلب خودتان را راجع به دولت، بخواهید کارشکنی بکنید، دولت را به شکست وادار کنید، ملت را تضعیف کنید، دولت را تضعیف کنید، اسلام را به شکست برسانید، این یک مطلبی است که الزاماً باید جلوش گرفته بشود و من امیدوارم این جور نباشد.
مجلس امروز مثل مجلسهای سابق نیست که در یک محل دربسته و سربسته‌ای بین خودشان صحبت بشود، و بعد هر کدامش را خواستند منتشر کنند و هر کدام را نخواستند نکنند.
مجلس امروز مستقیماً منتشر می‌شود مسائلش، و حتی آن اشخاصی که در مزرعه‌ها مشغول زراعت هستند، رادیو دارند و مسائل را می‌توانند بگیرند. ملت ما هم امروز مثل سابقش نیستکه بی‌تفاوت باشد در امور. ملت ما هم مواظب است و مراقب است و همه امور را مشاهده می‌کند. باید آقایان بدانند که اگر چنانچه یک وقت خدای نخواسته وسوسه‌ای پیش بیاید، یا کسی باشد که بخواهد وسوسه‌ای پیش بیاورد در خارج و داخل ، تضعیف کند دولت را و نگذارد که مسائل پیش برود و همه چیزهایی که باید موافق با اسلام باشد پیش برود، مردم مواظبند و مطلعند و شناسایی می‌کنند و سکوت نمی‌کنند. بنابراین، توصیه من به آقایان به طور جِد این است که باید شما که می‌بینید که دولت نتوانسته به آن طوری که دلخواه است عمل بکند، باید از این به بعد تعقیب کنید، تأیید کنید، همراهی کنید، کمک کنید تا کشور شما رو به سلامت برود، و احتراز کنید از یک چیزی که برخلاف رضای خداست و برخلاف رضای ملت است.
از آن طرف هم به آقایانی که در آن طرف واقع شده‌اند، عرض می‌کنم که شما برای اینکه تشخیص مصلحت دادید این کار را کردید، [۷]حالا از این به بعد اگر چنانچه، از دولت یک چیزی برخلاف دیدید، برای این که بگویید ما مصلحت دیدیم و برای مصلحتمان این کار را کردیم و اثبات کنید حرف خودتان را بخواهید تأیید کنید از دولت در موارد بیجا، آن هم برخلاف شرع است. همان طوری که همیشه بنابر این است و همیشه سفارش شده است، مجلس یک مجلس مشورتی اسلامی‌است، نه یک مجلسی است که در جاهای دیگر متعارف است و مربوط به این مسائل اسلامی‌نیست و کاری به مذهب ندارد. مجلس اسلامی است، باید نظرها، نظرهای خیرخواهانه اسلامی باشد، هم دربارهٔ دولت، هم دربارهٔ وزرا. وزرایی که شما انتخاب می‌کنید، باید همان طوری که گفته شده است شرایطی داشته باشند که کاردان باشند و یک طور نباشد که یک وزیری باشد که بعد نتواند کار بکند؛ فعال باشد. و کمک کنید که یک همچو وزرایی [انتخاب] بشود و زودتر کار هم انجام بگیرد.
خوب، ما الآن در مشکلات هستیم، نباید دولت یک مدت طولانی تعطیل باشد، باید به طوری که صلاح است زود او به حسب تکلیفش [معرفی بشود] و آقای رئیس جمهور هم به حسب تکلیفشان آن قدری که تشخیص می‌دهند، تأیید بکنند، و بعد هم آمد مجلس، زود مسأله را تمام کنید؛ نگذارید طولانی بشود و ضرر است برای اسلام، ضرر است برای کشور، امروز کشور مثل روزهای آرام نیست که اگر چهل روز هم، پنجاه روز هم، یک ماه هم، دو ماه هم، سه ماه هم دولت نتواند کار بکند، اشکالی نداشته باشد. امروز یک روزش هم برای دولت حساسیت دارد و باید کار بکنند. بنابراین عرض من این است که باید آقایان نظر داشته باشند، انتقاد کنند، انتقاد سازنده، انتقاد نصیحت، و انتقاد خصمانه نکنند.
در نطقهای قبل از دستور و در صحبتهایی که وقتی معرفی می‌کنند وزرا را هتاکی نکنند این از شأن آقایان دور است. نباید یکی دیگری را تضعیف کند، همدیگر را تضعیف کنند، نه آنهاییکه در اکثریت هستند، نه آنهایی که در اقلیت هستند، نه آنهایی که ممتنع هستند، هیچ‌کدام نباید این کار را بکنند، برای اینکه این خلاف رضای خداست، خلاف شرع است.
البته باید انتقاد کرد، مسائل را گفت و هرچه به نظر آقایان می‌آید باید بگویند، و اگر نگویند خلاف است. پس بنابراین، یک مطلب راجع به این است که برخوردها، برخوردهای اسلامی سالم باشد، چه در مجلس و چه در خارج مجلس. و یک صحبت این است که زودتر این مجلس تمام کار را انجام بدهد، و وزرا را زودتر و البته با نظر، با دقت همه چیز و به طور سریع این کار انجام بگیردکه تعطیل نباشد امور.
با تشکر وافر از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، چون گفتار آقایان پخش می‌شود و ممکن است سوء تفاهمی بین مردم حاصل شود، لازم است عرض کنم آیات و روایاتی وارد شده است که مخصوص به معصومین ـ علیهم‌السلام ـ است، و فقها و علمای بزرگ اسلام هم در آنها شرکت ندارند، تا چه رسد به مثل اینجانب. هر چند فقهای جامع‌الشرایط از طرف معصومین نیابت در تمام امور شرعی و سیاسی و اجتماعی دارند و تولی‌امور در غیبت کبرا موکول به آنان است، لکن این امر غیر ولایت کبرا استکه مخصوص به معصوم است. تقاضای اینجانب آن است که در صحبتهایی که می‌شود و پخش می‌گردد ابهامی نباشد، و مرزها از هم جدا باشد.
من نمی‌خواهم در این روز مبارک اسباب افسردگی اشخاص بشوم، لکن می‌خواهم عرض کنم چرا این قدر ما عقب افتاده هستیم؟ چرا ما باید به واسطه اغراض نفسانیه این قدر خودمان را ببازیم؟ چرا باید وقتی که دنیا به تزلزل درآمده است برای این بی‌اعتنایی ایران به کاخ سفید و سیاه، چرا ما باید توجیه کنیم مسائل آنها را؟ چرا ما باید این قدر غربزده باشیم یا شیطانزده؟ من هیچ توقع نداشتم از بعض این اشخاص، ولو بعضیشان در نظر من پوچند، لکن از بعضی از این اشخاص که سابقه دارند هیچ توقع نداشتم که در این زمان که باید فریاد بزنند سر امریکا، فریاد می‌زنند سر مسئولین ما! چه شده است؟ شماها چه‌تان است؟ چه کردید شماها؟ شماها چرا باید تحت تأثیر تبلیغات خارجی واقع بشوید یا تحت تأثیرات نفسانیت خودتان؟ در یک همچون مسأله مهمی که باید همه شما دست به هم بدهید و ثابت کنید به دنیا که ما وحدت داریم، وحدت ما این طور شده است و در روزی که هفته وحدت است چرا شماها می‌خواهید تفرقه ایجاد کنید؟ چ را می‌خواهید بین سران کشور تفرقه ایجاد کنید؟ چرا می‌خواهید دودستگی ایجاد کنید؟ چه شده است شما را؟ کجا دارید می‌روید؟ أَین تذهبون؟ من نمی‌توانم که آن طوری که می‌خواهم، با شما صحبت کنم و نمی‌خواهم در روز عید رنجش برای شما پیدا کنم، لکن شما انصاف بدهید که در یک همچو وقتی، وقت یک همچو اموری است؟! وقت یک همچو تأییدی است از کاخ سفید؟و قت یک همچو تأییدی است از ریگان؟[۸]لحن شما در آن چیزیکه به مجلس دادید، از لحن اسرائیل تندتر است، از لحن خود کاخ‌نشینان آن جا تندتر است. شما چه شده است این طور شدید؟ شما که این نبودید بعضیتان. من بعضیتان را می‌شناسم، شما این طور نبودید.
من امیدوارم که شما باز توجه کنید به مسائل، توجه کنید به دنیا، توجه کنید به خودتان، توجه کنید به قدرت خودتان. نشکنید این قدرت را، گرچه شماها نمی‌توانید، لکن نباید یک همچو کاری در ایران بشود. من نمی‌خواهم دل شما را بشکنم، لکن شما دل ملت ما را نشکنید، شما دل مسئولین ما را نشکنید، شما هی تندروو کندرو درست نکنید، دودستگی ایجاد نکنید، این خلاف اسلام است، خلاف دیانت است، خلاف انصاف است، نکنید این کارهارا .
من امیدوارم که خدای تبارک و تعالی به شما آقایانی که عمرتان را دارید صرف می‌کنید برای اسلام و پیشبرد اسلام، توفیق بیشتر عنایت کند و امیدوارم که در این مجلس و در مجلسهای آتیه مسائل، مسائل اسلامی باشد و روش، روش اخلاقی و اسلامی.
البته من نباید نصیحت کنم شما را. شما بحمداللّه خودتان همه چیز را می‌دانید، لکن در این زمان باید فکر کنید که مجلس اگر یک خدشه پیدا بکند چه خواهد شد. کوشش کنید خدشه‌ای پیدا نشود در مجلس. کوشش کنید که همان طوری که اسلام این مسائلرا پیش آورده و ما در سایه اسلام توانستیم این مسائل را حل کنیم ، این مسأله محفوظ بماند و همه چیز در سایه اسلام محفوظ بماند.
البته من مشکلات مجلس را، مشکلات دولت را می‌دانم، از این جهت توقع ندارم که همه امور همین طوری حل بشود، لکن در عین حال چون اتکای شما آقایان به خدای تبارک و تعالی است، امیدوارم که خداوند هدایت کند شما را و راه حقیقی‌ای که اسلام می‌خواهد، شما در آن راه باشید و خواهید بود. و امیدوارم که همیشه کوشا باشید در اینکه این ملتی که زیر بار ظلم بوده‌است، از این به بعد این ملت سرفراز باشد و نمایندگان اینها که خلاصه ملتو عصاره ملت‌اند، سرفراز باشند و قویدل مشغول خدمت باشند.
این هیاهوها که در عالم هست، اینها همیشه بوده است و همیشه هم خواهد بود، لکن آن که باقی است خداست و اعتماد به خدا، شما این اعتماد را حفظ کنید و مشکلات را با تدبیرهایی که دارید حل کنید. و امیدوارم که خداوند همه را تأیید کند، وقتی برای خدا باشد تأیید می‌کند.
از عنایت و توجه ذات مقدس حق تعالی سپاسگزاریم که بار دیگر ملت شریف و عزیز ایران را به ادای یکی از بزرگترین فرایض سیاسی و اجتماعی خود مفتخر نمود. و در اوج شرارت شیطان بزرگ و اذناب پلید او علیه انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران ، توفیق بیعت مجدد با میثاقهای ازلی خود را به آنان کرامت فرمود. و به رغم بدخواهان، انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی با صحت و سلامت و در موعد مقرر برگزار گردید، که بحمداللّه امروز ما شاهد افتتاح سومین دوره مجلس شورای اسلامی هستیم. و من ضرورتی به ذکر حوادث زمان انتخابات و نیز حماسه‌های مردم عزیزمان در این مورد نمی‌بینم و همچنین اهمیت و نقش مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان در نظام کشور اسلامی ایران بر کسی پوشیده نیست. و ان‌شاءاللّه نمایندگان محترم مجلس، سنگینی بار مسئولیت و رسالت خود را در این امر خطیر احساس کرده و می‌کنند و به خوبی دریافته‌اند که نظام و مردم از آنان چه انتظاری دارند، که باید گفت مجموعه خواسته‌ها و انتظارات اسلامی مردم از مجلس، رفع گرفتاریها و محرومیتها و دگرگونی در نظام پر پیچ و خم اداری کشور، از انتظارات بحقی است که باید آنها را جدی گرفت. و نمایندگان محترم مجلس قبل از پرداختن به لوایح و تبصره‌ها و مواد غیرضروری به فکر مسائل اصلی و کلیدی کشور باشند و بر اساس اسلام عزیز در کمیسیونها با طرح قوانین و لوایح به سمتی حرکت کنند که مشکلات اساسی کشور مرتفع و سیاستهای زیر بنایی کشور در امور فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و سیاسی در راستای کمک به محرومین و رفع استضعاف، مدون و به مورد اجرا درآید.
و امروز کشور و نظام و مدیریت آن همچون گذشته نیاز به شجاعت در حل مسائل و چه بسا وسوسه‌ها، ما را از رسیدن به اهداف بزرگتری که در پیش رو و در نظر داریم محروم کند، که امیدوارم این مجلس با هماهنگی و همدلی نمایندگان و نیز با همسویی و ارتباط قوی با مدیران و مجریان و کارشناسان و همچنین با استفاده از نظریات و مشورت با شورای محترم نگهبان ، بتواند گامهای بلندی در حل معضلات محرومین و پابرهنه‌ها بردارد و در تنگناها و موانع، از قدرت و قاطعیت و سرعت عمل مجمع تشخیص مصلحت که پشتوانه عظیم و با برکت و پر ثمری برای کشور ماست، بهره‌مند شود.
اینجانب گاهی به موضعگیریهای وزرا و نمایندگان در خارج از محدوده وظایفشان برخورد می‌کنم که متعجب می‌شوم. از باب مثال سیاست خارجی کشور بر عهده وزیر امور خارجه است. اگر آقایان اعتراضی دارند، باید برادرانه در هیأت دولت مطرح کنند.
اگر به اعتراض جواب قانع کننده‌ای داده شد، که چه بهتر؛ والاّو زیر امور خارجه است که در چهارچوب سیاستِ ترسیمی از رهبری نظام و یا مجلس، تصمیم‌گیرنده است. این شیوه پسندیده‌ای نیست که هر وزیر و یا نماینده‌ای هر چه دلش خواست در مجامع عمومی بگوید.
آقایان وزرا، من به شما و به نمایندگان محترم نصیحت می‌کنمکه سیاستهای یکدیگر را تضعیف و یا تخریب نکنید؛ که اگرو حدت روش و حرکت در نظام نوپای اسلامی صدمه ببیند ، نتایجی که دنیای استکبار از این برخوردها می‌گیرد بسیار شکننده است. کاری نکنیم که دنیا فکر کند نظام اسلامی ایران با این اختلاف سلیقه‌ها و با این ابراز اختلافها هیچ گاه راه ثبات را نخواهد پیمود. خداوند به تمامی شما توفیق خدمت به بندگان خوب خدا را ارزانی دهد.
از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در این عصر و عصرهای آینده می‌خواهم که اگر خدای نخواسته عناصر منحرفی با دسیسهو بازی سیاسی وکالت خود را به مردم تحمیل نمودند، مجلس اعتبارنامه آنان را رد کنند و نگذارند حتی یک عنصر خرابکارو ابسته به مجلس راه یابد.
و به اقلیتهای مذهبی رسمی وصیت می‌کنم که از دوره‌های رژیم پهلوی عبرت بگیرند و وکلای خود را از اشخاص متعهد به مذهب خود و جمهوری اسلامی و غیروابسته به قدرتهای جهانخوار و بدون گرایش به مکتبهای الحادی و انحرافی و التقاطی انتخاب نمایند.
و از همه نمایندگان خواستارم که با کمال حسن نیت و برادری با هم مجلسان خود رفتار، و همه کوشا باشند که قوانین خدای نخواسته از اسلام منحرف نباشد و همه به اسلام و احکام آسمانی آن وفادار باشید تا به سعادت دنیا و آخرت نایل آیید.

انتخابات و جناحها

در انتخابات در عین حالی که باید گفت انتخابات خوبی گذشت ، لکن شیاطینی می‌خواستند که یک تخم نفاق بکارند. در جاهای دیگر وقتی انتخابات می‌شود، حزبها و دستهای خارجی مردم را می‌کشند طرف خودشان و مردم را بازی می‌دهند، صحبتهایی می‌کنند که همه‌اش برای اغفال مردم است. در انتخابات درعین‌حالی که بسیار خوب انجام گرفت، لکن دستهایی می‌خواست ایجاد اختلاف کند، دو دستگی ایجاد کند و حال آن که موفق نشدند بحمداللّه‏. باید شما متوجه باشید به این که دشمنها همیشه دنبال این هستند که ما را از داخل بپوسانند و اگر در این ضیافت وارد شده باشید دشمنها دستشان کوتاه خواهد شد. وقتی حقیقت این ضیافت را انسان می‌بیند، می‌بیند که اگر انسان وارد این ضیافت بشود تمام اختلافات در دنیا حل می‌شود. شیاطین دنبال این هستند که ایجاد اختلاف کنند، دو دستگی بگویند هست، لکن بحمداللّه ملت ما و خصوصاً، روحانیت ما اشخاصی هستند که چهره‌شان نورانی است و در این ماه مبارک هم در این ضیافت ان‌شاءاللّه وارد شده‌اند و آثارش هم بعد ظاهر می‌شود که همه باهم هستند؛ دو جبهه نیست.
البته دو تفکر هست، باید هم باشد. دو رأی هست، باید هم باشد. سلیقه‌های مختلف باید باشد، لکن سلیقه‌های مختلف اسباب این نمی‌شود که انسان باهم خوب نباشد. من عرض کردم مثل طلبه‌ها که با هم مباحثه می‌کنند، آن وقتی که مباحثه می‌کردند جار و جنجال جوری بود که انسان خیال می‌کرد دشمن هم هستند،و قتی مباحثه تمام می‌شد می‌نشستند به دوستی کردن و انس. اگر در یک ملتی اختلاف سلیقه نباشد، این ناقص است. اگر در یک مجلسی اختلاف نباشد، این مجلس ناقصی است. اختلاف باید باشد، اختلاف سلیقه، اختلاف رأی، مباحثه، جار و جنجال اینها باید باشد، لکن نتیجه این نباشد که ما دو دسته، بشویم دشمن هم.
باید دو دسته باشیم در عین حالی که اختلاف داریم، دوست هم باشیم. اگر در این ماه مبارک، در این ضیافت وارد شدیم، باید بعد از ماه مبارک تا مدتها آثارش باقی باشد.
و اما چیزی که از همه اینها مهمتر است، اینکه چه آنهایی که به مجلس راه یافته‌اند و خادم منتخب شده‌اند و چه آنها که به وظیفه خود عمل نموده‌اند ولی به مجلس راه نیافته‌اند و همچنین طرفداران هر دو گروه باید بدانند که همه این امور اعتباری و زودگذر است و همه در محضر حق هستیم و آنچه در صحیفه کردار ما ماندنی است اعمال و رفتار ما و آنچه موجب سعادت و جاودانگی ما می‌شود، صفای معنویت و ثمرات خلوص‌بندگی است، و ما هم نباید خلوص عمل و جامعه اسلامی خودمان را به زنگار کدورتها و اختلافات آلوده کنیم و رقابتهای گذشته انتخاباتی هم هرگز نباید موجبات تفرقه و جدایی را فراهم نماید.
و من احتمال می‌دهم که عوامل و دستهای ناپاکی بخواهند از رقابتهای انتخاباتی در رسیدن به آرزوهای خود استفاده کنند و با طرح مسائل پوچ و بی‌معنا دلها را از یکدیگر جدا سازند و یا با تردید و ایجاد ذهنیتها، صحت و سلامت انتخابات و نهایتاً مشروعیت مجلس را زیر سؤال برند، که در این شرایط همه آحاد ملت ایران و همه روحانیون و دست اندرکاران کشور باید در کنار هم و دست در دست هم به راه مقدس خود ادامه دهند. و صاحبان قلم و سخن و مطبوعات نیز به طور جدّ مواظب نوشته‌ها و گفته‌های خود باشند و نمایندگان مجلس نیز به عدالت و عطوفت با یکدیگر برخورد کنند و به مسائل دامن نزنند و خصوصاً در اعتبارنامه‌ها به مسائل شخصی و گروهی نپردازند و در نطقهای قبل از دستور و غیر آن به شخصیت و اعتبار نمایندگی مجلس توجه کنند و حرمت مجلس و نظام و اخلاق کریمه اسلامی را مقدّم دارند و خلاصه کلام اینکه مجلس و نمایندگان باید مؤیدو حدت و انسجام جامعه باشند و مسئولین در کنار مردم و مردم همراه و پشتیبان مسئولین به وظیفه خود عمل کنند و از برکات مادی و معنوی اتحاد مقدس خود بهره‌مند شوند و از صحنه‌ها کنار نروند که امروز شاید گناهی بالاتر از کناره‌گیری نباشد و هیچ عذر و بهانه‌ای برای ترک صحنه انقلاب پذیرفته نمی‌شود.

رسیدگی به شکایات در انتخابات دوره سوم مجلس

جناب حجت‌الاسلام، آقای حاج شیخ محمد علی انصاری ـ دامت افاضاته جنابعالی، که فردی متدین و آگاه می‌باشید، به عنوان نماینده اینجانب، با دو نفر از طرف شورای محترم نگهبان، و دو نفر از طرف وزیر محترم کشور، موظف می‌باشید تا به موارد ذیل عمل نموده و کار انتخابات تهران را به پایان برسانید:
۱. آقایان باید تمام تلاش خود رابنمایند تا انتخابات مرحله دوم در «روز قدس» صورت گیرد، و مجلس سوم در وقت مقرر تشکیل گردد.
۲. هیأت نظارت شورای محترم نگهبان موظف است که از ابتدا تعداد صندوقهایی را که از آنها شکایت شده است مشخص نمایند.
۳. وزارت کشور موظف است تمامی صندوقهای مورد شکایت را هم امروز به شورای محترم نگهبان منتقل گرداند.
۴. وزارت کشور می‌تواند افرادی را در موقع شمارش آرا بر سر صندوقها بگمارد تا برای هیچ کس هیچ شبهه‌ای پیش نیاید.
۵. آرا نسبت به همه کاندیداها شمارش شود، نه کاندیداهای خاص.
مسئولیت حفظ صندوقهای منتقل شده با شورای نگهبان است. جنابعالی موظف می‌باشید تا مسائل را به اینجانب گزارش نمایید، تا قوه قضاییه با هر کس که در راه پیشبرد کارها مانع ایجاد می‌کنند، قاطعانه برخورد نماید. خداوند همه را به راه راست هدایت فرماید و از کیْد شیطان نفس نجات دهد. اردیبهشت ۱۳۶۷ بسمه تعالی. پس از عرض سلام به عرض حضرت امام می‌رساند، در تماسهای مکرر تلفنی که با آیت‌اللّه آقای امامی[۹] و حجت‌الاسلام والمسلمین آقای محتشمی[۱۰]داشتم آقایان بدین نتیجه رسیدند:
۱. صندوقهای مورد شکایت از هم اکنون مشخص شود.
۲. آرای کلیه کاندیداهایی که در صندوق آرا هستند شمرده شود نه کاندیدهای خاص.
۳. در مواردی که نمایندگان اجرایی و یا نظارت در شمارش آرای صندوقها مواجه با اشکال شدند بلافاصله به اطلاع جناب آقای امامی و محتشمی رسانده تا فردی از سوی آقای امامی آمده، صندوق مورد اشکال را در مقابل نظارت و اجرا بازشماری کند.
۴. هیأت نظارت به تعداد خواهران مأمور اجرا از خواهران استفاده کند.
۵. مسأله حتی‌المقدور تا آخرین هفته و یا ده روز تمام گردد. والسلام.
ـ احمد خمینی بسمه تعالی طبق آنچه ذکر شده است باید عمل شود و مسامحه جایز نیست. ان‌شاءاللّه تعالی موفق و مؤید باشید.
اعضای محترم شورای نگهبان ـ دامت افاضاتهم با توجه به گزارشات مختلف و نیز رسیدگی و گزارش نماینده اینجانب در امر انتخابات صحت آن محرز و آن را اعلام نمایید، تا انتخابات در موعد مقرر ـ روز قدس ـ انجام گیرد. و تصمیم نهایی در مورد صندوقها و آرا، با رأی اکثریت نمایندگان محترم شورای نگهبان و وزیر محترم کشور و نماینده اینجانب است. و کسانی که احتیاط یا وسوسه‌ای در امر انتخابات می‌کنند بهتر است کمال احتیاط را برای حفظ حیثیت جمهوری اسلامی و اسلام نمایند.

پانویس

  1. برگزاری اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی
  2. امام علی(ع) پس از بیان علل پذیرش خلافت فرمود: «دنیای شما نزد من از عطسه بز ماده بی‌ارزشتر است»؛ نهج‌البلاغه؛ خطبه سوم (معروف به خطبه شقشقیه). و در کلامی دیگر خطاب به ابن‌عباس فرمود: «حکومت و خلافت نزد من از این کفش [پر از وصله] بی‌ارزشتر است»؛ همان خطبه
  3. بخشی از آیه ۱۰۳ سوره آل عمران: «و همگی به رشته دین خدا چنگ زده و به راه‌های متفرق (مدعیان دین‌ساز) نروید»
  4. بخشی از آیه ۴۶ سوره انفال: «هرگز راه اختلاف و تنازع نپویید که در اثر تفرقه ترسو و ضعیف شده و قدرت و عظمت شما نابود خواهد شد»
  5. بخشی از آیه ۵۵ سوره ذاریات: «و امت را تذکر و پندی ده که پند و تذکر (اگر کافران را نفع ندهد) مؤمنان را سودمند افتد»
  6. بخشی از آیه ۲۸ سوره رعد: «همانا با یاد خدا دلها آرام می‌گیرد»
  7. دادن رأی اعتماد
  8. رئیس‌جمهور اسبق امریکا
  9. آیت اللّه محمد امامی کاشانی، دبیر اسبق شورای نگهبان
  10. حجت‌الاسلام محتشمی، وزیر اسبق وزارت کشور