فرهنگ مصادیق:اهانت به عالمان

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از اهانت به عالمان)
پرش به: ناوبری، جستجو
اهانت به عالمان

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ نتیجه اهانت به علما
۲ توهین و تحقیر به علما
۳ احترام به علماء و اساتید
۴ با کدام مجوز به علما اهانت می‌کنید؟

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ تحریف اندیشه عالمان
۲ تبلیغ علیه عالمان دین
۳ تحریف سیره عالمان
۴ دروغ بستن بر عالمان دین
۵ سکوت علما در برابر بدعت

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان


نویسنده:سید مجید پوربهشت
تهیه و تدوین :پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-95/11/21
کلید واژه: اهانت-توهین-علماء-تکریم

مقدمه

عالمان دینی در فرهنگ اسلام جایگاه بسیار والایی دارند، در روایات آمده است که رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَهُ الْأَنْبِیَاءِ [۱] عالمان وارث علوم انبیاء هستند، در عصر غیبت امام زمان(ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) هدایت دینی و سیاسی [۲] جامعه به عهده عالمان ربانی است، با توجه به اینکه عالمان نماد دین هستند تضعیف آنها تضعیف دین و توهین به آنها یکی از منکرات است، متاسفانه امروزه برخی اصناف و افراد مبتلا به این منکر شده‌اند، البته ریشه ابتلاء به این منکر در بسیاری از موارد عدم شناخت نسبت به جایگاه عالمان، و نیز اختلاف نظرهای علمی و سیاسی است، باید توجه داشته باشیم که اختلاف نظر علمی و سیاسی مجوز اهانت به عالمان و دیگران نمی‌شود.
مقصود از عالم کسی نیست که یک مشت اصطلاحات یا روابط میان اشیاء را بداند، بلکه منظور کسی است که علم او سبب معرفت و آگاهی او می‌شود و انسان را به اطاعت پروردگار، و امید به رحمت خدا دعوت می‌کند، این است حقیقت علم، و علوم رسمی نیز اگر در خدمت چنین معرفتی باشد علم است، و اگر مایه غرور و غفلت و ظلم و فساد در جامعه شود و از آن" کیفیت و حالی" حاصل نشود" قیل و قالی" بیش نیست.
البته تذکر دادن و انتقاد غیر از اهانت است. حضرت امیر المؤمنین(علیه السلام) با این که از نظر ما معصوم بودند از انتقاد استقبال می‌کردند. [۳] اهانت به معنای تحقیر و تذلیل است؛ و هیچ کس حق ندارد خود یادیگری را در معرض تحقیر و ذلّت قرار دهد.
اهانت به هیچ مسلمانی- چه رسد به رهبران و علمای دینی و سایر دانشمندان- جایز نیست و حرام می‌باشد. اهانت به رهبران و عالمان دینی اگر فرضا به نوعی باشد که مستلزم اهانت به نظام اسلامی و مردمی باشد طبعا گناه آن بزرگتر و مجازات آن شدیدتر است.
انسان در برابر دیگران سه حالت دارد؛ تکریم و احترام نسبت به دیگران، بی تفاوتی و اعراض نسبت به دیگران، توهین و تحقیر نسبت به دیگران. شناخت وظیفه و جایگاه هرکدام از این رفتارها، مساله‌ای مهم در زندگی انسان است.

اهانت به علماء از منظر قرآن کریم

از منظر قرآن کریم اهانت به عالمان با تقوا و متدینامری مذموم و ناپسند است، برخی از آیات را بیان می‌کنیم:
۱) قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ [۴]
بگو: آیا کسانی که می‌دانند با کسانی که نمی‌دانند یکسان اند؟ جز این نیست که تنها صاحبان خرد ناب متذکر می‌شوند.
این آیه شریفه تصریح می‌کند که عالمان و غیر عالمان برابر نیستند، اگر اهانت و بی احترامی به مومنان جایز نیست و منکر است، اهانت و توهین به عالمان خیلی شدیدتر و دارای عقوبت‌های زیادی خواهد بود.
آیت الله مکارم شیرازی در تفسیر نمونه می‌گوید: در دنباله آیه پیامبر را مخاطب ساخته می‌فرماید:" بگو آیا کسانی که می‌دانند با کسانی که نمی‌دانند یکسانند"؟! (قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ).
نه یکسان نیستند" تنها صاحبان فکر و مغز متذکر می‌شوند" (إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ).
گر چه سؤال فوق سؤالی است وسیع و گسترده، و مقایسه‌ای است آشکار میان آگاهان و ناآگاهان، و عالمان و جاهلان، ولی نظر به اینکه قبل از ذکر این سؤال، سؤال دیگری در مورد نابرابری مشرکان با مؤمنان شب زنده دار مطرح شده، سؤال دوم بیشتر به همین مساله اشاره می‌کند، یعنی آیا کسانی که می‌دانند آن مشرکان لجوج و کوردل با این مؤمنان پاک و روشن ضمیر و مخلص نابرابرند با کسانی که از این واقعیت روشن آگاه نیستند مساویند؟
به هر حال این جمله که با استفهام انکاری شروع شده، و جزء شعارهای اساسی اسلام است عظمت مقام علم و عالمان را در برابر جاهلان روشن می‌سازد، و از آنجا که این نابرابری به صورت مطلق ذکر شده، معلوم می‌شود این دو گروه نه در پیشگاه خدا یکسانند، و نه در نظر خلق آگاه، نه در دنیا در یک صف قرار دارند، و نه در آخرت، نه در ظاهر یکسانند و نه در باطن. [۵]
علامه طباطبایی(رضوان الله علیه) در تفسیر المیزان می‌گوید: در این آیه شریفه علم داشتن و نداشتن هر دو مطلق آمده، و نفرموده، علم به چه چیز، و لیکن مراد از آن بر حسب مورد آیه، علم به خداست، چون علم به خداست که آدمی را به کمال می‌رساند و نافع به حقیقت معنای کلمه است، و نیز نداشتنش ضرر می‌رساند، و اما علوم دیگر مانند مال هستند، که تنها در زندگی دنیا بدرد می‌خورد و با فنای دنیا فانی می‌گردد. [۶]
۲) یَرْفَعِ [۷] اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبیرٌ [۸]
در این آیه شریفه قرآن کریم می‌فرماید: مقام افرادی که عالم هستند از افرادی که عالم نیستند بالاتر است، این آیه ارزش و جایگاه عالمان را می‌رساند، وقتی که عالم در پیشگاه الهی عزیز و محترم است، توهین و اهانت به عالم قابل گذشت نیست.
علامه طباطبایی(رضوان الله علیه) در تفسیر المیزان می‌گوید: آیه شریفه دلالت می‌کند بر اینکه مؤمنین دو طایفه هستند، یکی آنهایی که تنها مؤمنند، دوم آنهایی که هم مؤمنند و هم عالم، و طایفه دوم بر طایفه اول برتری دارند، هم چنان که در جای دیگر فرموده:" هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ"
مساله بالا بردن درجاتی که در آیه شریفه مورد بحث آمده، مخصوص عالمان با ایمان است. آنها هستند که کلمه" رفع درجات" در موردشان صادق است، و اما بقیه مؤمنین ارتقائشان به چند درجه نیست، بلکه تنها به یک درجه است. [۹]
آیت الله مکارم شیرازی در تفسیر نمونه می‌گوید: گرچه آیه در مورد خاصی نازل شده، ولی با این حال مفهوم عامی دارد و نشان می‌دهد آنچه مقام آدمی را نزد خدا بالا می‌برد، دو چیز است: ۱- ایمان ۲- علم.
می‌دانیم مقام" شهید" در اسلام والاترین مقام است، در عین حال در حدیثی از پیامبر اکرم ص می‌خوانیم:
فضل العالم علی الشهید درجه، و فضل الشهید علی العابد درجه ... و فضل العالم علی سائر الناس کفضلی علی ادناهم!:
" عالم یک درجه از شهید بالاتر است، و شهید یک درجه از عابد ... و برتری عالم بر سایر مردم مانند برتری من بر کوچکترین آنها است [۱۰].
در حدیث دیگری از امیر مؤمنان علی (علیه السلام) می‌خوانیم: من جاءته منیته و هو یطلب العلم فبینه و بین الانبیاء درجه!: " کسی که مرگ او فرا رسد در حالی که در طلب علم است، میان او و پیامبران یک درجه فاصله است"! [۱۱].
در حقیقت موفقیت در طریق تکامل و جلب خشنودی خدا و قرب او مرهون دو عامل است: ایمان و علم یا آگاهی و تقوی که هیچکدام بدون دیگری برای هدایت و پیروزی کافی نیست. [۱۲]
۳) وَ الَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِیناً.
و آنهایی که مردان مؤمن و زنان مؤمن را بی آنکه جرمی مرتکب شده باشند می‌آزارند حقّا که متحمّل بهتان و گناهی آشکار شده‌اند (زیرا لازمه آزار، نسبت جرم به آنهاست و آن خود بهتان است).
در این آیه شریفه اذیت کردن مومن، گناه آشکار شمرد شده است، با توجه به ارزش و برتری عالم بر سایر مومنین که در روایات زیادی بیان شده است، قطعا اذیت کردن عالم نسبت به مومنین خیلی شدید تر است.
علامه طباطبایی(رضوان الله علیه) در تفسیر المیزان می‌گوید: در این آیه ایذاء مؤمنین و مؤمنات را در گناه بودن، مقید کرده به قید" بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا- بدون اینکه تقصیری کرده باشند" و این برای آن است که شامل صورت قصاص و حد شرعی، و تعزیر نشود، چون ایذای مؤمنین و مؤمنات، در این چند صورت گناه نیست، زیرا خود شارع اجازه داده، تا مظلوم از ظالم خود قصاص بگیرد، و به حاکم شرع اجازه داده تا بعضی از گنهکاران را حد بزند، و بعضی دیگر را تنبیه کند.
و اما در غیر این چند صورت خدای تعالی آزار مؤمنین و مؤمنات را بر عهده گرفتن بار بهتان و اثم مبین خوانده. و بهتان عبارت است از دروغ بستن به کسی در پیش روی خود او، و آزار دهنده مؤمنین حتما پیش خودش علتی برای این کار درست کرده، علتی که از نظر او جرم است، مثلا پیش خودش گفته: فلانی چرا چنین گفت؟ و چرا چنین کرد؟ گفته و کرده او را جرم حساب می‌کند، در حالی که در واقع جرمی نیست، و این همان دروغ بستن، و نسبت جرم به بی گناهان دادن است، اثم مبین خواندن، بدین جهت است که گناه بودن افتراء و بهتان، از چیزهایی است که عقل انسان آن را درک می‌کند، و احتیاجی ندارد به اینکه از ناحیه شرع نهیی در مورد آن صادر شود. [۱۳]
تفسیر نمونه می‌گوید: مقدم داشتن" بهتان" بر" اثم مبین" به خاطر اهمیت آنست، چرا که بهتان از بزرگترین ایذاءها محسوب می‌شود، و جراحت حاصل از آن حتی از جراحات نیزه و خنجر سختتر است، آن گونه که شاعر عرب نیز گفته:
جراحات السنان لها التیام
و لا یلتام ما جرح اللسان
" زخمهای نیزه التیام می‌یابد اما زخم زبان التیام پذیر نیست" در روایات اسلامی نیز اهمیت فوق العاده‌ای به این مطلب داده شده است، در حدیثی از امام صادق ع می‌خوانیم خداوند عز و جل می‌فرماید:
" لیأذن بحرب منی من آذا عبدی المؤمن!:
" آن کس که بنده مؤمن مرا بیازارد اعلان جنگ با من می‌دهد"!. [۱۴]

روایات

در منابع روایی احادیث زیادی پیرامون ارزش و آداب احترام به علماء و پرهیز از اهانت نسبت به آنها آمده است، مثلا در کتاب کافی بخش فضیلت علم [۱۵] چندین باب پیرامون آداب احترام نسبت به علماء آمده است.
امام سجاد(علیه السلام) فرمودند: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَوْحَی إِلَی دَانِیَالَ أَنَّ أَمْقَتَ عَبِیدِی إِلَیَّ الْجَاهِلُ الْمُسْتَخِفُّ بِحَقِّ أَهْلِ الْعِلْمِ التَّارِکُ لِلِاقْتِدَاءِ بِهِمْ وَ أَنَّ أَحَبَّ عَبِیدِی إِلَیَّ التَّقِیُّ الطَّالِبُ لِلثَّوَابِ الْجَزِیلِ اللَّازِمُ لِلْعُلَمَاءِ التَّابِعُ لِلْحُلَمَاءِ الْقَابِلُ عَنِ الْحُکَمَاءِ. [۱۶] خداوند تبارک و تعالی به دانیال وحی فرمود که: منفورترین بندگانم نزد من نادانی است که حق علماء را سبک شمرد و از عالمان پیروی نکند و محبوبترین بندگانم پرهیزکاریست که طالب ثواب بزرگ و ملازم علماء و پیرو خویشتن داران و پذیرنده حکما باشد.
امام صادق(علیه السلام) فرمودند: الْعَاقِلُ لَا یَسْتَخِفُّ بِأَحَدٍ وَ أَحَقُّ مَنْ لَا یُسْتَخَفُّ بِهِ ثَلَاثَهٌ الْعُلَمَاءُ وَ السُّلْطَانُ وَ الْإِخْوَانُ لِأَنَّهُ مَنِ اسْتَخَفَّ بِالْعُلَمَاءِ أَفْسَدَ دِینَهُ وَ مَنِ اسْتَخَفَّ بِالسُّلْطَانِ أَفْسَدَ دُنْیَاهُ وَ مَنِ اسْتَخَفَّ بِالْإِخْوَانِ أَفْسَدَ مُرُوَّتَه؛ عاقل به هیچ کس توهین نمی‌کند، اما رعایت این ادب در حق سه طائفه سزاوارتر است: علماء، پادشاهان، و برادران. زیرا کسی که به علماء توهین کند دینش را تباه سازد، کسی که به پادشاهان توهین کند کند دنیایش را از دست دهد[البته به این معنا نیست که در مقابل پادشاه ظالم سکوت کرد]، و هر که برادرانش را سبک شمارد مردانگیش فاسد شود. [۱۷]
در روایات زیادی آمده است که خداوند سبحان در حدیث قدسی می‌فرماید: مَنْ أَهَانَ لِی وَلِیّاً فَقَدْ أَرْصَدَ لِمُحَارَبَتِی [۱۸]؛ هر کس به یکی از اولیای من اهانت نماید همانا خود را آمادۀ محاربه با من نموده است. و من در یاری اولیای خود از هر چیزی شتابان تر می‌باشم.
امام صادق(علیه السلام) فرمودند: مَنْ أَکْرَمَ فَقِیهاً مُسْلِماً لَقِیَ اللَّهَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ هُوَ عَنْهُ رَاضٍ وَ مَنْ أَهَانَ فَقِیهاً مُسْلِماً لَقِیَ اللَّهَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ هُوَ عَلَیْهِ غَضْبَان [۱۹] اگر کسی فقیه مسلمانی را احترام کند روز قیامت خداوند سبحان از او راضی خواهد بود، و اگر کسی به فقیه مسلمانی اهانت کند روز قیامت خداوند سبحان از او خشمگین خواهد بود.
پیامبر اکرم(صلّی اللّه علیه و آله) در ضمن خطبه‌ای فرمودند: عالمان را تکذیب نکنید، آنها را دوست داشته باشید، محبت عالمان نشانه اخلاص و بغض آنها نشانه نفاق است، اگر کسی به عالمی اهانت کند به من اهانت کرده است، و کسی که به من اهانت کرده باشد به خداوند اهانت کرده و جای او جهنم است، اگر کسی عالمی را احترام کند من را احترام کرده است، کسی که من را احترام کند خدا را احترام کرده و جای او بهشت خواهد بود، دعای عالم را مغتنم شمارید که خداوند دعای او را مستجاب می‌کند، کسی که پشت سر عالم نماز بخواند مثل این است که پشت سر من و ابراهیم نماز خوانده است،به عالمان اقتداء کنید. [۲۰]
امام صادق(علیه السلام) به نقل از امیرالمومنین(علیه السلام) فرمودند: از جمله حقوق عالم این است که از او زیاد سوال نپرسی و جامه اش نگیری وچون بر او وارد شدی و گروهی نزد او بودند به همه سلام کن و او را نزد آنها به تحیت مخصوص گردان، مقابلش بنشین و پشت سرش منشین، چشمک مزن، با دست اشاره مکن، پرگوئی مکن که فلانی و فلانی بر خلاف نظر او چنین گفته‌اند و از زیادی مجالستش دلتنگ مشو زیرا مثل عالم مثل درخت خرماست باید در انتظار باشی تا چیزی از آن بر تو فروریزد و پاداش عالم از روزه دار شب زنده داری که در راه خدا جهاد کند بیشتر است. [۲۱]
اوصاف علمائی که نباید مورد اهانت واقع شوند:
اهانت به هر بی گناهی به ویژه عالمان یک منکر است که باید از آن اجتناب شود، اما برای اینکه بخواهیم به عالمان احترام بگذاریم باید عالم حقیقی را بشناسیم، اوصاف و ویژگی‌های عالمان در روایات بیان شده است، برای شناخت عالم حقیقی به ناچار باید سراغ روایات اهل بیت(علیهم السلام) برویم.
امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیه إِنَّما یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ [۲۲] فرمودند: یعْنِی بِالْعُلَمَاءِ مَنْ صَدَّقَ فِعْلُهُ قوْلَهُ وَ مَنْ لَمْ یُصَدِّقْ فِعْلُهُ قوْلَهُ فلَیْسَ بِعَالِمٍ. [۲۳] مراد به دانشمند کسی است که کردارش گفتارش را تصدیق کند و کسی که چنین نباشد عالم نیست.
امام صادق(علیه السلام) به نقل از امیرالمومنین(علیه السلام) فرمودند: آیا فقیه حقیقی را به شما معرفی کنم ؟ فقیه حقیقی کسی است که مردم را از رحمت خدا ناامید نکند و از عذاب خدا ایمن نسازد و به آنها رخصت گناه ندهد و قرآن را ترک نکند و به چیز دیگر متوجه شود. همانا در علمی که فهم نباشد خیری نباشد همانا در خواندنی که تدبر نباشد خیری نباشد همانا در عبادتی که تفکر نباشد خیری نباشد. و در روایت دیگریست: همانا در علمی که فهم نباشد خیری نیست همانا در خواندنی که تدبر نباشد خیری نیست همانا در خداپرستی که فقه نباشد خیری نیست همانا در عبادتی که در آن پرهیزکاری نباشد خیری نیست. [۲۴]
در روایت دیگری آمده است که: یَا طَالِبَ الْعِلْمِ إِنَّ لِلْعَالِمِ ثَلَاثَ عَلَامَاتٍ الْعِلْمَ وَ الْحِلْمَ وَ الصَّمْتَ وَ لِلْمُتَکَلِّفِ ثَلَاثَ عَلَامَاتٍ ینَازِعُ مَنْ فوْقَهُ بِالْمَعْصِیَهِ وَ یَظْلِمُ مَنْ دُونَهُ بِالْغَلَبَهِ وَ یُظَاهِرُ الظَّلَمَهَ. [۲۵] ای دانشجو همانا دانشمند را سه علامت است: علم و خویشتن داری و سکوت. و عالم نما را سه علامت است: با نافرمانی نسبت بما فوق خود کشمکش کند و بوسیله چیرگی به زیر دست خود ستم کند و از ستمکاران پشتیبانی نماید. [۲۶]
امام صادق(علیه السلام) به نقل از پیامبر اکرم(صلّی اللّه علیه و آله) فرمودند: قَالَتِ الْحَوَارِیُّونَ لِعِیسَی یَا رُوحَ اللَّهِ مَنْ نُجَالِسُ قَالَ مَنْ یُذَکِّرُکُمُ اللَّهَ رُؤْیتُهُ وَ یَزِیدُ فِی عِلْمِکُمْ مَنْطِقُهُ وَ یرَغِّبُکُمْ فِی الْآخِرَهِ عَمَلُهُ. [۲۷]حواریین به عیسی علیه السلام گفتند یا روح اللَّه با که بنشینیم فرمود: با کسی که دیدارش شما را به یاد خدا اندازد و سخنش دانش شما را زیاد کند و کردارش شما را بآخرت تشویق کند.

اهانت به دانشمندان غیر دینی

مقصود از عالمی که اهانت به او اشکال دارد فقط عالم دینی نیست، بلکه هرکسی که علمش او را به خداوند نزدیک کند و یا در خدمت بندگان او باشد، اهانت به او عقوبت زیادی دارد؛ امام صادق(علیه السلام) به نقل از پیامبر اکرم(صلّی اللّه علیه و آله) فرمودند: طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَهٌ عَلَی کُلِّ مُسْلِمٍ أَلَا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ بغَاهَ الْعِلْمِ . [۲۸] طلب علم بر هر مسلمانی واجب است، همانا خدا طالبان علم را دوست دارد. در این روایت حضرت علم را منحصر در علوم دینی نکردند بلکه هر علمی که نیاز جامعه باشد واجب کفایی است، و اهانت به آن عالم اشکال دارد.

اهانت به علماء فاسق

اگر عالمی فاسد شد، با توجه به اینکه موجب گمراهی و فساد سایر افراد می‌شود، باید مردم را نسبت به شخصیت این عالم آگاه کرد و نسبت به او افشاگری کرد و حتی در بعضی مواقع باید به او اهانت کرد تا از گمراه شدن سایر افراد جلوگیری شود، پیامبر اکرم(صلّی اللّه علیه و آله) فرمودند: صِنْفَانِ مِنْ أُمَّتِی إِذَا صَلَحَا صَلَحَتْ أُمَّتِی وَ إِذَا فَسَدَا فَسَدَتْ أُمَّتِی قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ هُمَا قَالَ الْفُقَهَاءُ وَ الْأُمَرَاءُ [۲۹]؛ در میان امت من دو گروه هستند که هرگاه این دو گروه درست بشوند همه امت من درست می‌شوند و هرگاه این دو گروه فاسد بشوند همه امت من فاسد می‌شوند، سوال شد این دو گروه چه کسانی هستند؟حضرت فرمودند این دو گروه عبارتند از فقهاء و مسئولین.
عالمی که فاسد می‌شود ارزش و جایگاه خود را حفظ نکرده و احترام به او لازم نیست، امام صادق(علیه السلام) به نقل از پیامبر اکرم(صلّی اللّه علیه و آله) فرمودند: الْفُقَهَاءُ أُمَنَاءُ الرُّسُلِ مَا لَمْ یَدْخُلُوا فِی الدُّنیَا قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا دُخُولُهُمْ فِی الدُّنیَا قَالَ اتبَاعُ السُّلْطَانِ فَإِذَا فعَلُوا ذَلِکَ فَاحْذَرُوهُمْ عَلَی دِینِکُمْ. [۳۰] دانشمندان فقیه تا هنگامی که وارد دنیا نشده‌اند امین پیغمبرانند. عرض شد یا رسول اللَّه! معنی ورودشان در دنیا چیست؟ فرمود: پیروی سلطان، پس چون چنین کنند نسبت بدینتان از ایشان برحذر باشید.
در مورد افشاگری نسبت به عالمان فاسد در سیره اهل بیت می‌توان به فرموده امام عسکری(علیه السلام) در مورد بنی فضال که فطحی مذهب شدند اشاره کرد، امام عسکری(علیه السلام) فرمودند: خذوا بما رووا و ذروا ما رأوا [۳۱]روایاتی که بنی فضال نقل می‌کنند را بپذیرید، اما نظرهای آنها را نپذیرید [زیرا مذهب آنها فاسد شده است].
علاوه بر افشاگری در بعضی مواقع اهانت هم لازم است در روایتی آمده است، من أهان صاحب بدعه آمنه اللَّه یوم الفزع الأکبر [۳۲]هر کسی که به صاحب بدعتی اهانت کند خداوند تبارک و تعالی روز قیامت او را از آتش جهنم ایمن می‌کند، در روایت دیگری امام کاظم(علیه السلام) در مورد محمد بن بشیر[روایات دروغ به اهل بیت نسبت می‌داد] می‌فرمایند: لَعَنَ اللَّهُ مُحَمَّدَ بْنَ بَشِیرٍ وَ أَذَاقَهُ حَرَّ الْحَدِیدِ إِنَّهُ یَکْذِبُ عَلَیَّ، بَرِئَ اللَّهُ مِنْهُ وَ بَرِئْتُ إِلَی اللَّهِ مِنْهُ، اللَّهُمَّ إِنِّی أَبْرَأُ إِلَیْکَ مِمَّا یَدَّعِی فِیَّ ابْنُ بَشِیرٍ، اللَّهُمَّ أَرِحْنِی مِنْهُ....فقد شارک الشیطان أباه فی رحم أمه. [۳۳] خدا لعنت کند محمد بن بشیر را، خداوند عذاب جهنم را به او بچشاند، او روایات دروغ به ما نسبت می‌دهد، خداوند از او برئ است، من از او دوری می‌جویم......شیطان در نطفه او شریک بود.
یکی از اصحاب امام کاظم(علیه السلام) علی بن ابی حمزه بطائنی بود، بعد از شهادت امام کاظم(علیه السلام) اموال زیادی از امام کاظم(علیه السلام) پیش او بود برای اینکه به امام رضا علیه السلام تحویل ندهد امامت امام رضا(علیه السلام) را نپذیرفت و از سران واقفیه شد.
امام کاظم(علیه السلام) خطاب به علی بن ابی حمزه بطائنی فرمود: یَا عَلِیُّ أَنْتَ وَ أَصْحَابُکَ أَشْبَاهُ الْحَمِیرِ. [۳۴] تو و یارانت مثل الاغ هستید.
حسن بن علی وشاء نقل می‌کند که حضرت رضا(علیه السلام) مرا از مرو خواست فرمود امروز علی بن ابی حمزه بطائنی مرد و همین ساعت او را در قبر گذاشتند و دو ملک وارد قبر او شده از خدایش سؤال کردند گفت: اللَّه. بعد پرسیدند پیغمبرت کیست؟ گفت: محمّد. گفتند امام تو کیست گفت: علی بن ابی طالب. پرسیدند بعد از او گفت: حسن بن علی از امام بعد پرسیدند گفت حسین بن علی بعد از آن جناب را علی بن حسین تعیین کرد پس از زین العابدین گفت محمّد بن علی و بعد از ایشان جعفر بن محمّد و پس از او موسی بن جعفر بعد پرسید پس از موسی بن جعفر کیست زبانش بند شد او را شکنجه کرده گفتند بعد از موسی بن جعفر کیست ساکت شد. به او گفتند موسی بن جعفر به تو چنین دستوری را داد؟ بعد او را با حربه‌ای از آتش چنان زدند که قبرش آتش گرفت تا روز قیامت می‌سوزد. گفت من از خدمت حضرت رضا خارج شدم و تاریخ فوتی را که امام فرموده بود یادداشت کردم. طولی نکشید که نامه ی کوفیان رسید که خبر از فوت بطائنی می‌دادند در همان روز و نوشته بودند که در همان ساعت او را بقبر سپرده‌اند. [۳۵]

اهانت به علماء غیر انقلابی

عالمان مخالف انقلاب اسلامی دو دسته هستند:
۱. یک دسته کسانی هستند که نسبت به مسائل انقلاب بی تفاوت هستند و انقلاب اسلامی را تضعیف نمی‌کنند: اهانت به این دسته از عالمان جایز نیست همان طور که نسبت به سایر مومنین جایز نیست.
س ۵۹: آیا کسی که اعتقاد به ولایت مطلقۀ فقیه ندارد، مسلمان حقیقی محسوب می‌شود؟
ج: عدم اعتقاد به ولایت مطلقۀ فقیه، اعم از این که بر اثر اجتهاد باشد یا تقلید، در عصر غیبت حضرت حجت «ارواحنا فداه» موجب ارتداد و خروج از دین اسلام نمی‌شود. [۳۶]
۲. دسته دیگر کسانی هستند که انقلاب اسلامی را تضعیف می‌کنند(ضد انقلاب): این دسته از عالمان فاسق هستند و نسبت به اینها باید افشاگری شود، البته انتقاد غیر از تضعیف است، و عالمانی که منتقد هستند می‌توانند نظرات و نقدهای خود را به صورت صحیح بیان کنند، و نباید به عالمان منتقد به چشم ضد انقلاب نگاه کرد.
تضعیف انقلاب اسلامی جایز نیست زیرا موجب بد بینی مردم به نظام اسلامی و سبب از بین رفتن وحدت جامعه می‌شود، در واقع باید گفت عالمی که انقلاب اسلامی را تضعیف می‌کند فریفته دنیا شده است، زیرا اگر هدف او ترویج اسلام است با تضعیف انقلاب اسلامی نه تنها دین ترویج داده نمی‌شود بلکه دین ضربه می‌خورد.
س ۶۱: وظیفۀ ما در برابر کسانی که اعتقادی به ولایت فقیه جز در امور حسبیه ندارند، با توجه به این که بعضی از نمایندگان آنان این دیدگاه را ترویج می‌کنند، چیست؟
ج: ولایت فقیه در رهبری جامعه اسلامی و ادارۀ امور اجتماعی ملت اسلامی در هر عصر و زمان از ارکان مذهب حقّۀ اثنی عشری است که ریشه در اصل امامت دارد، اگر کسی به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم لزوم اعتقاد به آن رسیده باشد، معذور است، ولی ترویج اختلاف و تفرقه بین مسلمانان برای او جایز نیست. [۳۷]
س ۶۲: آیا اوامر ولی فقیه برای همه مسلمانان الزام آور است یا فقط مقلدین او ملزم به اطاعت هستند؟ آیا بر کسی که مقلد مرجعی است که اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه ندارد، اطاعت از ولی فقیه واجب است یا خیر؟
ج: بر اساس مذهب شیعه همۀ مسلمانان باید از اوامر ولائی ولی فقیه اطاعت نموده و تسلیم امر و نهی او باشند، و این حکم شامل فقهای عظام هم می‌شود، چه رسد به مقلدین آنان. به نظر ما التزام به ولایت فقیه قابل تفکیک از التزام به اسلام و ولایت ائمّۀ معصومین (ع) نیست. [۳۸]

چه کارهایی اهانت است

هر رفتار و گفتاری که جنبۀ تحقیر و مسخره داشته باشد اهانت است، اهانت به هیچ انسانی جایز نیست، ولی ارتکاب آن نسبت به عالمان دین خیلی شدیدتر است. البته تذکر دادن و انتقاد اهانت نیست.
باید توجه داشت که تشخیص بسیاری از امور شرعیه به عهده عرف عام است، مثلًا احترام به استاد، مؤمن و... در روایات آمده است و همچنین اهانت به آنها حرام است، ولی مصادیق اکرام و اهانت در شرائط و مناطق مختلف فرق دارد و میزان کارهایی است که در عرف آن را اکرام و اهانت گویند .
س ۱۱۸۴: آیا دیدن یا شنیدن برنامه‌های طنز از رادیو و تلویزیون اشکال دارد؟
ج: گوش دادن به برنامه‌های طنز و نمایش‌های فکاهی و دیدن آنها اشکال ندارد مگر آن که مستلزم اهانت به مؤمنی باشد. [۳۹]
س ۱۲۰۵: مشاهده فیلمهایی که گاهی در بردارنده اهانت به مقدسات جمهوری اسلامی و مقام معظم رهبری هستند، چه حکمی دارد؟
ج: واجب است از آنها اجتناب شود. [۴۰]
س-کشیدن کاریکاتور اشخاص در صورتی که موجب اذیت و آزار آنها شود چه صورت دارد؟ و اگر آن افراد راضی به کشیدن کاریکاتور خودشان باشند چگونه است؟
بسمه تعالی
- اهانت به مؤمن جایز نیست هر چند خود شخص راضی به این کار باشد، و اللّه العالم. [۴۱]
برخورد با اهانت:
در مقابل اهانت باید کاری کرد که ایمان و علاقۀ مردم تقویت گردد. شیوۀ مولی امیر المؤمنین (علیه السلام) چنین بود که در برابر اهانت کنندگان با سعۀ صدر و عفو و گذشت برخورد می‌کردند؛ با این که اهانت به آن بزرگوار اهانت به اصل اسلام است، مثلا وقتی حضرت در حضور جمعی کلام حکیمانه‌ای ایراد فرمودند یکی از خوارج در جمع حاضر بود و نسبت به حضرت اهانت کرد و از فضل و علم حضرت غضبناک شد، اصحاب حضرت از جا برخاستند که او را بکشند، حضرت فرمودند: رُوَیْداً إِنَّمَا هُوَ سَبٌّ بِسَبٍّ أَوْ عَفْوٌ عَنْ ذَنْب؛ رهایش کنید زیرا جواب اهانت، اهانت کردن است یا بخشیدن و گذشت کردن از اهانت است. [۴۲] سیره و روش اهل بیت در مقابل دشمنان خود این طور بود.
در تاریخ نقل شده است که پس از زید بن علی(پسر امام سجاد علیه السلام) پسرش یحیی قیام کرد، یحیی در زمان هشام بن عبد الملک بود؛ و هشام در مجلس خود به زید خیلی إهانت کرد و زید را سَبّ نموده و ناسزا گفت. و زید هم مرد غیور و با شخصیّت و با عظمت و أهل علم و تقوی و عالم به قرآن و مرد کاملی بود؛ او از مجلس هشام که بیرون آمد گفت: اگر مردم علاقه به حیات نداشتند ذلیل نمی‌شدند. و جمله‌ای دارد که می‌گوید : إنَّهُ لَمْ یَکْرَهْ قَوْمٌ قَطُّ حَرَّ السُّیوفِ إلّا ذَلّوا! «هیچ قومی، هیچوقت گرمای شمشیر را ناگوار ندانستند، مگر اینکه ذلیل شدند.»
این جمله وقتی به گوش هشام رسید، گفته بود: من گمان می‌کردم که این خاندان (یعنی بنی فاطمه) بکلّی از بین رفته‌اند و أثری از آثار آنها نمانده است. چگونه می‌شود خاندانی از بین رفته باشد در حالتی که در میان آنها کسی است که از او چنین سخنی از زبانش تراوش کرده است! [۴۳]

آثار اهانت به علماء

اهانت به علماء آثار دنیوی و اخروی زیادی دارد، این آثار شامل فرد و اجتماع می‌شود.

آثار دنیوی

فردی:
۱. کیفر و تعزیر: اگر کسی به شخصی فحش بدهد یا به او اهانت و اذیت کند، با تقاضای آن شخص از طرف حاکم شرع تعزیر می‌شود، یعنی برای تأدیب و جلوگیری او و دیگران، حاکم شرع دستور می‌دهد هر قدر صلاح بداند به او شلاق بزنند. [۴۴]
۲. محرومیت از محضر آن عالم: وقتی کسی نسبت به عالمی اهانت کند، با توجه به اینکه نسبت به آن عالم بد بین است خود را از محضر آن عالم محروم می‌کند.
جتماعی:
۱. تضعیف دین: عالمان نماد دین هستند، اگر در جامعه به عالمان اهانت شود، و در جامعه جایگاهی نداشته باشند، با توجه به اینکه آنها مروج دین هستند، در تبلیغ و ترویج دین نا موفق خواهند بود و حرفی آنها اثری نخواهد داشت، در نتیجه دین تضعیف می‌شود.
۲. اختلاف و هرج مرج: اگر در جامعه طرفداران این عالم به عالم دیگری اهانت کنند، و همچنین طرفداران آن عالم به این عالم اهانت کنند در جامعه هرج و مرج و اخلاف می‌شود.

آثار اخروی

اهانت به عالمان آثار اخروی زیادی دارد که در بخش روایات احادیث آن آورده شد، در اینجا فهرست وار اشاره می‌شود:
۱. نفاق: در روایات بیان شده است بغض و کینه نسبت به عالم نفاق است.
۲. جهنمی شدن: در روایات بیان شده است کسی که به عالم اهانت کند وارد جهنم می‌شود.
۳. جهالت: در روایات بیان شده است که انسان عاقل به عالم اهانت نمی‌کند.
۴. دوری از الطاف الهی و اولیای او: در روایات بیان شده است که اهانت به عالم اهانت به خداوند و اهانت به پیامبر اکرم(صلّی اللّه علیه و آله) است و دشمنی با خداوند و سبب مبغوضیت خداوند می‌شود

راهکارهای جلوگیری از این منکر

۱. فردی: بینش برخی از افراد نسبت به عالمان این است که علماء افرادی هستند بدون اثر مثبت در جامعه، و نسبت به ارزش و جایگاه عالمان جاهل هستند، این دسته از افراد باید به وسیله شناخت جایگاه عالمان دیدگاه خود را نسبت به عالمان عوض کنند.
۲. رسانه‌ها وخواص: خواص و رسانه برای جلوگیری از این منکر باید فعالیت‌های زیر را انجام دهند:
الف:بیان جایگاه علماء: اگر ارزش و جایگاه عالمان از منظر دین بیان شود، خیلی از افراد از این منکر دوری می‌کنند.
ب:ساخت فیلم و مستند: یکی از وظایف رسانه‌ها این است که زندگی عالمان ربانی و بزرگ را در قالب فیلم و مستند به تصویر بکشند، وقتی مردم با سیره و روش زندگی عالمان آشنا شوند دیدگاه آنها نسبت به عالمان عوض می‌شود و از اهانت به آنها پرهیز می‌کنند.
پ:پرهیز از ساخت فیلم‌های موهن و طنز: رسانه‌ها باید از ساخت فیلم‌های موهن و طنز در مورد روحانیت و عالمان که سبب اهانت و سبک شدن عالمان می‌شود پرهیز کنند، حتی بازیگرهایی که سابقه سوء دارند، یا معمولا نقش آنها در فیلم‌ها منفی است در نقش عالمان نگذارند.
۴. وحدت و اتحاد بین عالمان و عدم اهانت عالمان به عالمان دیگر.
۳. نظام و دولت:
۱. آموزش در کتب درسی: آموزش و پرورش وظیفه دارد در کتب درسی دانش آموزان جایگاه عالمان را تبیین کند، تا دانش آموزان با جایگاه عالمان آشنا شوند، وقتی با جایگاه عالمان آشنا شوند از اهانت به آنها دوری می‌کنند.
۲. برخورد صحیح مسئولین با عالمان: مسئولین وظیفه دارند در برخورد با عالمان به شکلی برخورد کنند که به آنها اهانت نشود، اگر در جامعه توسط مسئولین به عالمان اهانت شود، سایر مردم نسبت به عالمان حرمتی قائل نمی‌شوند و به آنها اهانت می‌کنند.

فهرست منابع

۱. قرآن کریم
۲. نهج البلاغه
۳. استفتاءات جدید -تبریزی، جواد بن علی
۴. أجوبه الاستفتاءات -امام خامنه‌ای(حفظه الله)-ناشر: دفتر معظم له در قم
۵. بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه -مجلسی دوم، محمد باقر بن محمد تقی -ناشر: مؤسسه الطبع و النشر
۶. تحف العقول -ابن شعبه حرانی، حسن بن علی -ناشر: جامعه مدرسین
۷. تفسیر نمونه-مکارم شیرازی ناصر-ناشر: دار الکتب الإسلامیه
۸. تهذیب الأحکام -طوسی، ابو جعفر، محمد بن حسن -ناشر: دار الکتب الإسلامیه
۹. توضیح المسائل محشّی امام خمینی- ناشر: - انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
۱۰. الخصال -ابن بابویه، محمد بن علی -ناشر: جامعه مدرسین
۱۱. جامع الأخبار( للشعیری)-نویسنده: شعیری، محمد بن محمد-تاریخ وفات مؤلف: قرن ۶-ناشر: مطبعه حیدریه
۱۲. جامع المسائل -لنکرانی، محمد فاضل موحدی -ناشر: انتشارات امیر قلم
۱۳. رجال الکشی-کشّی، ابو عمرو، محمد بن عمر بن عبد العزیز -ناشر: مؤسسه نشر دانشگاه مشهد
۱۴. شرح فارسی شهاب الأخبار( کلمات قصار پیامبر خاتم ص)-قضاعی، محمد بن سلامه-تاریخ وفات مؤلف: ۴۵۴ ق -ناشر: مزکز انتشارات علمی و فرهنگی
۱۵. عوالی( غوالی) اللئالی العزیزیه -احسایی، ابن ابی جمهور، محمد بن علی -ناشر: دار سید الشهداء للنشر
۱۶. الکافی(ط- الإسلامیه)کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق ناشر: دار الکتب الإسلامیه
۱۷. کمال الدین و تمام النعمه-ابن بابویه، محمد بن علی -ناشر: اسلامیه
۱۸. المیزان فی تفسیر القرآن-محمد حسین طباطبایی-مترجم موسوی سید محمد باقر-ناشر: دفتر انتشارات اسلامی
۱۹. الوافی -کاشانی، فیض، محمد محسن ابن شاه مرتضی -ناشر: کتابخانه امام امیر المؤمنین علی علیه السلام
۲۰. وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه- حرّ عاملی، محمد بن حسن- ناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام
۲۱. ولایت فقیه در حکومت اسلام -تهرانی، سید محمد حسین حسینی -ناشر: انتشارات علامه طباطبایی

کتب

۱. فتاوا و نظرات مراجع عظام تقلید پیرامون اهانت به مقدسات مذاهب اسلامی-پژوهشکده حج و زیارت.
۲. حرمت اهانت و تکفیر مسلمانان از دیدگاه علماء شیعه-احمد کوثری-کنگره مقابله با جریانهای افراطی
۳. جرم اهانت به مقدسات مذهبی در قوانین موضوعه و متون فقهی-سعید مرجانی-تهران-نگاه بینه
۴. بررسی جرم اهانت به مقدسات در منابع فقهی شیعه-رحمت تولایی-دانشگاه قرآن و حدیث(پردیس)
۵. از افراطی گری تا اهانت ورزی به مقدسات-معاوت سیاسی نمسا-تهران

مقالات

۱. بررسی عناصر متشکله جرم اهانت به مقدسات مذهبی-سعید مرجانی-مجله کانون وکلا پاییز و زمستان86
۲. جایگاه فقهی حقوقی جرم اهانت به مقدسات اسلام-صدیقه اشرف-مجله فقه و تاریخ تمدن ملل اسلامی-بهار88
۳. سیره معصومان(علیهم السلام)در مواجهه با اهانت کنندگان-میثم مطیعی-مجله مطلعات قرآن و حدیث-پاییز92
۴. اهانت به پیامبران و وظایف امت اسلامی-محمود مهدی پور-مجله مبلغان-فروردین 85
۵. بررسی جرم اهانت به مقدسات اسلام-عباس زراعت-مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی(دانشگاه تهران)-تابستان81

پانویس

  1. الکافی (ط - الإسلامیه)، ج 1، ص: 32
  2. أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَهُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَی رُوَاهِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّهُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ- کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص: 484
  3. نهج البلاغۀ صبحی صالح، خطبۀ 216.
  4. زمر/9
  5. تفسیر نمونه، ج 19، ص: 395
  6. المیزان، ج 17، ص: 371
  7. " یرفع" در آیه فوق" مجزوم" است به خاطر صیغه امر که قبل از آن واقع شده که در حقیقت مفهوم شرط را می‌بخشد و" یرفع" به منزله جزای آن شرط است.
  8. مجادله/11
  9. المیزان، ج 19، ص: 328
  10. مجمع البیان" جلد 9 صفحه 253.
  11. مجمع البیان" جلد 9 صفحه 253.
  12. تفسیر نمونه، ج 23، ص: 444
  13. المیزان، ج 16، ص: 509
  14. تفسیر نمونه، ج 17، ص: 424
  15. الکافی- کِتَابُ فَضْلِ الْعِلْم (ط - الإسلامیه)، ج 1، ص: 32
  16. الکافی (ط - الإسلامیه)، ج 1، ص: 35
  17. تحف العقول / ص: 511
  18. الکافی (ط - الإسلامیه)، ج 2، ص: 352
  19. عوالی اللئالی العزیزیه فی الأحادیث الدینیه، ج 1، ص: 359
  20. أَلَا لَا تُکَذِّبُوا عَالِماً وَ لَا تَرُدُّوا عَلَیْهِ وَ لَا تُبْغِضُوهُ وَ أَحِبُّوهُ فَإِنَّ حُبَّهُمْ إِخْلَاصٌ وَ بُغْضَهُمْ نِفَاقٌ أَلَا وَ مَنْ أَهَانَ عَالِماً فَقَدْ أَهَانَنِی وَ مَنْ أَهَانَنِی فَقَدْ أَهَانَ اللَّهَ فَمَصِیرُهُ إِلَی النَّارِ وَ مَنْ أَکْرَمَ عَالِماً فَقَدْ أَکْرَمَنِی وَ مَنْ أَکْرَمَنِی فَقَدْ أَکْرَمَ اللَّهَ وَ مَنْ أَکْرَمَ اللَّهَ فَمَصِیرُهُ إِلَی الْجَنَّهِ أَلَا فَاغْتَنِمُوا دُعَاءَ الْعَالِمِ فَإِنَّ اللَّهَ یَسْتَجِیبُ دُعَاءَهُ فِیمَنْ دَعَاهُ وَ مَنْ صَلَّی صَلَاهً وَاحِدَهً خَلْفَ عَالِمٍ فَکَأَنَّمَا صَلَّی خَلْفِی وَ خَلْفَ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِ أَلَا فَاقْتَدُوا بِالْعُلَمَاءِ خُذُوا مِنْهُمْ مَا صَفَا وَ دَعُوا مِنْهُمْ مَا کَدِرَ أَلَا وَ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ لِلْعَالِمِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ سَبْعَمِائَهِ ذَنْبٍ مَا لَمْ یَغْفِرْ لِلْجَاهِلِ ذَنْباً وَاحِداً وَ اعْلَمُوا أَنَّ فَضْلَ الْعَالِمِ أَکْثَرُ مِنَ الْبِحَارِ وَ الرِّمَالِ وَ الشَّعْرِ عَلَی الْجِمَالِ أَلَا فَاغْتَنِمُوا مَجْلِسَ الْعُلَمَاءِ فَإِنَّهَا رَوْضَهٌ مِنْ رِیَاضِ الْجَنَّهِ تَنْزِلُ عَلَیْهِمُ الرَّحْمَهُ وَ الْمَغْفِرَهُ کَمَا یُمْطَرُ مِنَ السَّمَاءِ یَجْلِسُونَ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ مُذْنِبِینَ وَ یَقُومُونَ مَغْفُورِینَ لَهُمْ وَ الْمَلَائِکَهُ یَسْتَغْفِرُونَ لَهُمْ مَا دَامُوا جُلُوساً عِنْدَهُمْ وَ إِنَّ اللَّهَ یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ فَیَغْفِرُ لِلْعَالِمِ وَ الْمُتَعَلِّمِ وَ النَّاظِرِ وَ الْمُحِبِّ لَهُم -جامع الأخبار(للشعیری)، ص: 39
  21. إِنَّ مِنْ حَقِّ الْعَالِمِ أَنْ لَا تُکْثِرَ عَلَیْهِ السُّؤَالَ وَ لَا تَأْخُذَ بِثَوْبِهِ وَ إِذَا دَخَلْتَ عَلَیْهِ وَ عِنْدَهُ قوْمٌ فَسَلِّمْ عَلَیْهِمْ جَمِیعاً وَ خُصَّهُ بِالتَّحِیَّهِ دُونهُمْ وَ اجْلِسْ بیْنَ یَدَیْهِ وَ لَا تَجْلِسْ خَلْفَهُ وَ لَا تغْمِزْ بِعَیْنِکَ وَ لَا تُشِرْ بِیَدِکَ وَ لَا تُکْثِرْ مِنَ الْقَوْلِ قَالَ فُلَانٌ وَ قَالَ فُلَانٌ خِلَافاً لِقَوْلِهِ وَ لَا تَضْجَرْ بِطُولِ صُحْبَتِهِ فَإِنَّمَا مَثَلُ الْعَالِمِ مَثَلُ النَّخْلَهِ تنْتَظِرُهَا حَتَّی یَسْقُطَ عَلَیْکَ مِنْهَا شَیْ ءٌ وَ الْعَالِمُ أَعْظَمُ أَجْراً مِنَ الصَّائِمِ الْقَائِمِ الْغَازِی فِی سَبِیلِ اللَّهِ.-الکافی (ط - الإسلامیه)، ج 1، ص: 38
  22. الفاطر: 28.
  23. الکافی (ط - الإسلامیه)، ج 1، ص: 36
  24. أَ لَا أُخْبِرُکُمْ بِالْفَقِیهِ حَقِّ الْفَقِیهِ مَنْ لَمْ یُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ وَ لَمْ یُؤْمِنْهُمْ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ وَ لَمْ یُرَخِّصْ لَهُمْ فِی مَعَاصِی اللَّهِ وَ لَمْ یَتْرُکِ الْقُرْآنَ رَغْبَهً عَنْهُ إِلَی غَیْرِهِ أَلَا لَا خَیْرَ فِی عِلْمٍ لَیْسَ فِیهِ تَفَهُّمٌ أَلَا لَا خَیْرَ فِی قِرَاءَهٍ لَیْسَ فِیهَا تَدَبُّرٌ أَلَا لَا خَیْرَ فِی عِبَادَهٍ لَیْسَ فِیهَا تَفَکُّرٌ وَ فِی رِوَایَهٍ أُخْرَی أَلَا لَا خَیْرَ فِی عِلْمٍ لَیْسَ فِیهِ تَفَهُّمٌ أَلَا لَا خَیْرَ فِی قِرَاءَهٍ لَیْسَ فِیهَا تَدَبُّرٌ أَلَا لَا خَیْرَ فِی عِبَادَهٍ لَا فِقْهَ فِیهَا أَلَا لَا خَیْرَ فِی نُسُکٍ لَا وَرَعَ فِیهِ. -الکافی (ط - الإسلامیه)، ج 1، ص: 36
  25. الکافی (ط - الإسلامیه)، ج 1، ص: 37
  26. کلینی، محمد بن یعقوب، أصول الکافی
  27. الکافی (ط - الإسلامیه)، ج 1، ص: 39
  28. الکافی (ط - الإسلامیه)، ج 1، ص: 30
  29. الخصال، ج 1، ص: 37
  30. الکافی (ط - الإسلامیه)، ج 1، ص: 47
  31. تهذیب الأحکام؛ المشیخه، ص: 57
  32. شرح فارسی شهاب الأخبار(کلمات قصار پیامبر خاتم ص)، متن، ص: 226
  33. رجال الکشی - اختیار معرفه الرجال (مع تعلیقات میر داماد الأسترآبادی)، ج 2، ص: 779
  34. رجال الکشی - إختیار معرفه الرجال،
  35. مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، زندگانی حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام جلد 49 بحار الأنوار
  36. أجوبه الاستفتاءات (فارسی)؛ ص: 12
  37. أجوبه الاستفتاءات (فارسی)؛ ص: 12
  38. أجوبه الاستفتاءات (فارسی)، ص: 13
  39. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 2، ص: 972
  40. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 2، ص: 975
  41. استفتاءات جدید (تبریزی)؛ ج 2، ص: 479
  42. فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ الْخَوَارِجِ قَاتَلَهُ اللَّهُ کَافِراً مَا أَفْقَهَهُ- [قَالَ ] فَوَثَبَ الْقَوْمُ لِیَقْتُلُوهُ فَقَالَ ع رُوَیْداً إِنَّمَا هُوَ سَبٌّ بِسَبٍّ أَوْ عَفْوٌ عَنْ ذَنْب -نهج البلاغه (للصبحی صالح)،ح 417 ص: 550
  43. ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج 4، ص: 45
  44. جامع المسائل (فارسی - فاضل)؛ ج 2، ص: 450