فرهنگ مصادیق:انکار کتب آسمانی

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از انکار کتب آسمانی)
پرش به: ناوبری، جستجو
انکار کتب آسمانی

تکذیب کتب آسمانی

مقدمه

تکذیب کتب آسمانی، انسان را گرفتار انواع عذاب‌ها می‌کند و افراد لجوج به هنگام دیدن عذاب، به انحراف خود پی می‌برند.

عوامل تکذیب کتب آسمانی

کبر و غرور

عامل تکذیب و انکار کتب آسمانی، کبر و غرور و خود برتربینی است:
•«إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِنْ فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ مَا هُمْ بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ:بی تردید کسانی که دربارهٔ آیات و نشانه‌های خداوند بی آنکه برهانی به آن‌ها رسیده باشد مجادله و ستیزه می‌کنند، در سینه هایشان جز تکبری (از پذیرش حق) که هرگز به آن (به هدف خود) نخواهند رسید نیست. پس به خدا پناه بر، زیرا اوست که شنوا و بیناست »[۱].

روحیه ستیزه جویی

روحیه ستیزه جویی، موجب تکذیب کتب آسمانی است:
•«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ أَنَّى يُصْرَفُونَ[۲]... االَّذِينَ كَذَّبُوا بِالْكِتَابِ وَبِمَا أَرْسَلْنَا بِهِ رُسُلَنَا...:[۳] آیا به سوی کسانی که در آیات و نشانه‌های (توحید) خداوند مجادله و ستیزه می‌کنند ننگریستی که چگونه و به کجا (از آن دلایل روشن) بازگردانده می‌شوند،همان کسانی که این کتاب و آنچه را که ما رسولان خود را برای (ابلاغ) آن فرستاده‌ایم (از دین و احکام و معارف) تکذیب و انکار کردند، پس به زودی خواهند دانست.». منظور از «بما ارسلنا به» کتب آسمانی است[۴].

نتیجه تکذیب کتب آسمانی

ورود با غل و زنجیر در آب جوشان و آتش دوزخ، کیفر تکذیب کتب آسمانی:
•«الَّذِينَ كَذَّبُوا بِالْكِتَابِ وَبِمَا أَرْسَلْنَا بِهِ رُسُلَنَا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ،[۵] ... إِذِ الْأَغْلَالُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلَاسِلُ يُسْحَبُونَ[۶] فِي الْحَمِيمِ ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ:[۷] همان کسانی که این کتاب و آنچه را که ما رسولان خود را برای (ابلاغ) آن فرستاده‌ایم (از دین و احکام و معارف) تکذیب و انکار کردند، پس به زودی خواهند دانست.آن گاه که غل‌ها و زنجیرها در گردن هایشان به شدت بسته شده، بر زمین (جهنم) کشیده می‌شوند،در میان آب جوشان، سپس در آتش، وجودشان مملوّ از آتش می‌شود».

مکذبان آتش گیره‌های دوزخ

در این آیات سرنوشت تکذیب کنندگان کتب آسمانی به طرز روشنی ترسیم شده است.نخست می‌گوید:" آیا ندیدی کسانی که در آیات الهی مجادله می‌کنند چگونه از راه حق منحرف می‌گردند" (أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ أَنَّى يُصْرَفُونَ)[۸].این مجادله و گفتگوهای توام با لجاجت و عناد، این تقلیدهای کورکورانه و تعصب‌های بی پایه سبب می‌شود که آنها از صراط مستقیم به بیراهه کشیده شوند، چرا که حقایق تنها در پرتو روح حق جویی آشکار می‌گردد.در حقیقت بیان این مطلب در صورت یک استفهام تعجب آمیز از شخص پیامبر بیانگر این است که هر انسان بی طرفی به وضع آنها نگاه کند از انحراف آنها در شگفتی فرو می‌رود که با این همه آیات و نشانه‌های روشن چگونه حق را نمی‌بینند؟سپس به توضیح بیشتر در باره آنها پرداخته، می‌افزاید:" همان کسانی که کتاب آسمانی و آنچه را بر رسولان خود نازل کردیم تکذیب کردند" الَّذِينَ كَذَّبُوا بِالْكِتَابِ وَبِمَا أَرْسَلْنَا بِهِ رُسُلَنَا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ،[۹].قابل توجه اینکه در این سوره بارها از" مجادله کنندگان در آیات الهی" سخن به میان آمده است که در سه مورد به صورت الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ[۱۰] مطرح شده، (آیه ۳۵ و ۵۶ و آیه مورد بحث) [۱۱][۱۲]. و قرائن نشان می‌دهد که مقصود از" آیات اللَّه" بیشتر همان آیات نبوت، و محتوای کتب آسمانی است، البته از آنجا که آیات توحید و مسائل مربوط به معاد نیز در کتب آسمانی مطرح بوده آنها نیز در قلمرو مجادله آنها قرار داشته است[۱۳].آیا این تکرار برای تاکید این مطلب مهم است و یا در هر دو مورد مطلب جدیدی منظور بوده؟ احتمال دوم نزدیکتر به نظر می‌رسد، چرا که هر یک از این آیات سه گانه مطلب خاصی را تعقیب می‌کند[۱۴].در آیه ۵۶ سخن از انگیزه اینگونه مجادله‌ها یعنی کبر و غرور و خود برتربینی است[۱۵].در حالی که در آیه ۳۵ از مجازات دنیوی آنها که مساله مهر نهادن خداوند بر دل‌های آنان است بحث می‌کند[۱۶].و در آیه مورد بحث گفتگو از مجازات اخروی آنها و انواع کیفرهای دوزخی است.توجه به این نکته نیز لازم است که" یجادلون" به صورت فعل مضارع است که دلالت بر استمرار دارد، اشاره به اینکه اینگونه افراد که آیات الهی را تکذیب کرده‌اند برای توجیه عقائد و اعمال زشت خود مرتبا به مجادله و گفتگوهای بی اساس می‌پردازند.به هر حال در پایان آیه آنها را با این سخن تهدید می‌کند:" آنان به زودی نتیجه شوم کار خود را می‌فهمند" (فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ )." آن هنگام که غل‌ها و زنجیرها بر گردن آنها قرار گرفته و با این غل و زنجیر آنها را می‌کشند" (إِذِ الْأَغْلَالُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلَاسِلُ يُسْحَبُونَ[۱۷])." به درون آب جوشان، و سپس در آتش دوزخ سوزانده می‌شوند"! (فِي الْحَمِيمِ ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ[۱۸])." یسجرون" از ماده" سجر" (بر وزن فجر) به گفته راغب در مفردات به معنی بر افروختن آتش و شعله ور ساختن آن است، و به گفته جمعی دیگر از ارباب لغت و مفسران به معنی پر کردن تنور از آتش است .به همین جهت بعضی از آیه چنین فهمیده‌اند که این گروه از کافران خود آتش گیره‌های دوزخ می‌شوند همانگونه که در آیه ۲۴ سوره بقره می‌خوانیم: فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ:[۱۹] " از آتشی بپرهیزید که هیزم آن سنگها و انسانها است". و جمعی از این تعبیر چنین فهمیده‌اند که تمام وجود آنها پر از آتش می‌شود (البته این دو معنی با هم منافاتی ندارد).این نوع مجازات برای مجادله کنندگان و مستکبران لجوج در حقیقت عکس العملی است مناسب با اعمال آنها در این جهان، آنها از روی کبر و غرور به تکذیب آیات الهی پرداختند، و خود را در زنجیرهای تقلیدها و تعصب‌های کورکورانه گرفتار ساختند، در آن روز با نهایت ذلت و خواری غل و زنجیر بر گردن آنها می‌نهند و آنها را در آب سوزان می‌کشند و سپس به آتش گیره‌های دوزخ تبدیل می‌شوند.[۲۰]

منبع

فرهنگ قرآن، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، برگرفته از مقاله «تکذیب کتب آسمانی».

پا نویس

  1. غافر/سوره۴۰، آیه۵۶.
  2. غافر/سوره۴۰، آیه۶۹.
  3. غافر/سوره۴۰، آیه۷۰.
  4. تفسیر مجمع البیان، الشیخ الطبرسی، ج۸، ص۴۵۵.
  5. غافر/سوره۴۰، آیه۷۰.
  6. غافر/سوره۴۰، آیه۷۱.
  7. غافر/سوره۴۰، آیه۷۲.
  8. غافر/سوره۴۰، آیه۶۹.
  9. غافر/سوره۴۰، آیه۷۰.
  10. غافر/سوره۴۰، آیه۳۵.
  11. غافر/سوره۴۰، آیه۷۰.
  12. غافر/سوره۴۰، آیه۵۶
  13. تفسیر نمونه، آیت الله ناصر مکارم شیرازی، ج۲۰، ص۱۷۱.
  14. تفسیر نمونه، آیت الله ناصر مکارم شیرازی، ج۲۰، ص۱۷۰.
  15. غافر/سوره۴۰، آیه۵۶.
  16. غافر/سوره۴۰، آیه۳۵.
  17. غافر/سوره۴۰، آیه۷1.
  18. غافر/سوره۴۰، آیه۷2.
  19. بقره/سوره۲، آیه۲۴.
  20. تفسیر نمونه، آیت الله ناصر مکارم شیرازی، ج۲۰، ص۱۷۳.
منبع: ویکی فقه - تاریخ برداشت: 94/10/28