فرهنگ مصادیق:انکار وجود خدا

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از انکار وجود خدا)
پرش به: ناوبری، جستجو
انکار وجود خدا

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ آیا علت انکار خدا نارسائی در دلایل اثبات خداست؟

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ ادعای خدائی
۲ استهزاء خدا
۳ اعراض از یاد خدا
۴ انکار احکام تکلیفی
۵ ایمن دانستن خود از مکر خدا
۶ بازداشتن از راه خدا
۷ بی اعتمادی به خدا
۸ تشبیه خدا به خلق
۹ تهمت به خدا، پیامبران و امامان
۱۰ تولی دشمنان خدا
۱۱ دروغ بستن بر خدا
۱۲ سوء ظن به اولیاء خدا
۱۳ سوء ظن به خدا
۱۴ شرک در ذات خدا
۱۵ شرک در صفات خدا
۱۶ شرک در عبادت خدا
۱۷ شرک در مالکیت خدا
۱۸ شکایت از خدا
۱۹ عهد شکنی با خدا
۲۰ غفلت از آیات خدا
۲۱ غفلت از خدا
۲۲ کفر به خدا
۲۳ محاربه با خدا، رسول خدا و امام
۲۴ منت گذاری بر خدا و رسول(ص)
۲۵ نا امیدی از یاری خدا
۲۶ یأس از رحمت خدا
۲۷ خیرخواهی نسبت به خدا
۲۸ ذکر خدا
۲۹ شکر خدا
۳۰ عبادت خدا
۳۱ معرفت آیات خدا
۳۲ معرفت خدا
۳۳ معرفت صفات خدا
۳۴ معرفت نعمت های خدا
۳۵ وفا به عهد با خدا
۳۶ یاری رسول خدا (ص)
۳۷ اطاعت از خدا
۳۸ اقرار به گناه نزد خدا
۳۹ امید به فضل خدا
۴۰ ایمان به خدا
۴۱ ایمان به یگانگی خدا
۴۲ توکل بر خدا
۴۳ حسن ظن به خدا
۴۴ تسبیح خداوند
۴۵ حمد خداوند
۴۶ انکار احکام وضعی
۴۷ انکار افعال الهی
۴۸ انکار امامت
۴۹ انکار بدهی به مردم
۵۰ انکار بهشت
۵۱ انکار جهنم
۵۲ انکار حق
۵۳ انکار صفات جلال
۵۴ انکار صفات جمال
۵۵ انکار ضروری دین
۵۶ انکار کتب آسمانی
۵۷ انکار معاد و قیامت
۵۸ انکار نبوت
۵۹ انکار ولایت

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

عوامل انکار خدا - پرسمان

چرا با اینکه برخی از مردم به خدا علم دارند، باز هم خداوند را نفی می‌کنند؟

در پاسخ به این سوال باید توجه داشت که برخلاف آنچه در یک بینش سطحی به نظر می‌رسد، تمام معتقدات انسان‌ها همواره متکی بر دلیل و منطق نیست. چه بسا انسان به دلایلی - که به ذکر پاره‌ای از آنها خواهیم پرداخت - دانسته یا ناداسته از عقل و منطق فرار کرده و از حقیقت روی می‌گرداند. اما برای اینکه گریز خود را از نظرعقلی موجه جلوه دهد و وجدان خویش را آسوده نماید، دست به خود فریبی می‌زند و سعی می‌کند به تمام افکار و اعمال خود لباس عقل و منطق بپوشاند تا آنجا که حتی آنان که خرافات را می‌پذیرند نیز حاضر نیستند این عمل خود را دور از عقل و منطق بدانند.
در ادامه به برخی از عوامل انکار خداوند با وجود علم به او را بیان می‌کنیم.

۱-خود پرستی به جای حق پرستی: از عوامل مهمی که سبب گریز از حقایق شده و سبب گم کردن راه می‌شود، پیروی از خواهش‌های نفس و مقدم داشتن آنها بر حقیقت است. بدین معنا که در موارد زیادی، چون پذیرفتن حقیقتی با منافع شخصی و گروهی و یا انواع تعصبات انسان برخورد پیدا می‌کند، از پذیرفتن آن طفره می‌رود و در عمل حقیقت را فدای هواهای نفسانی خود می‌گرداند. اینجاست که سقوط انسان از مرتبه حق پرستی آغاز می‌گردد و راه تکامل به روی انسان بسته می‌شود.

۲-انحرافات اخلاقی: عامل دیگر روی گردانی انسان از خالق، فرورفتن در انحرافات اخلاقی است. این امر چنان خانه دل او را آکنده از آلودگی‌ها می‌گرداند که دیگر جایی برای تابش نور معرفت و خداپرستی در آن باقی نمی‌ماند. در این صورت است که دیده دل از دریافت حقایق، بازمانده و قادر به درک بدیهی‌ترین امری مانند خالق جهان نمی‌شود.

قرآن مجید در مورد اهل باطل و اینکه چرا از خدا و حقیقت روی بر می‌تابند، در آیات بسیاری سخن به میان آورده است. از جمله در سوره نجم آیه ۲۳ می‌فرماید: إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنْفُسُ؛[۱] [آنان] جز گمان و آنچه را که دلخواهشان است پیروی نمی‌کنند.
بی تردید کسی که در لجن زار شهوات غوطه ور می‌شود هرگز نمی‌تواند به ارزشهایی ئالا چون اعتقاد به خدا و روز حساب تن دهد. چگونه می‌توان هم خدا را پذیرفت و هم تسلیم بی بندوباری‌ها شد؟ چگونه می‌توان هم آخرت را پذیرفت و هم دست به انواع ظلم‌ها و خیانت‌ها زد؟ هر یک از آلودگی‌های روحی و اخلاقی در حکم چنگالی است بر دامن روح انسان که او را به همین عالم فانی و لذات و هوس‌های آن گرفتار کرده و نمی‌گذارد به طرف حقیقت حرکت کند.[۲]
۳-معرفی غلط و ناقص خدا: خدایی که برخی ادیان تحریف شده به نام مبدأ هستی و آفریدگار جهان به مردم معرفی کرده‌اند خدایی است که نه تنها دانشمندان علوم طبیعی، بلکه هر عاقلی از او وحشت داشته و حاضر نیست حتی او را پدید آورنده موجود ساده‌ای بداند تا چه رسد به این که این همه نظم عمیق را در سرتاسر جهان هستی از پرتو وجود او بداند. خدایی که افعالش آشامیدن، خوابیدن، کشتی گرفتن، گردش کردن و صفاتش جهل، غضب، حسد، بخل و ... باشد، این موجود، شایسته پرستش نیست و هرگز یک دانشمند طبیعی نمی‌تواند باور کند که چنین موجود ضعیف و ناتوانی مبدأ این همه آثار با عظمت و با شکوه است.
بدیهی است برای یک دانشمد، با آن قدرت علمی و نبوغ فکری اعتقاد به چنین خدایی قابل تحمل نیست و خواه ناخواه از زیر بار آن شانه خالی می‌کند. برای نمونه جملهýای از اعتقادات ارباب کلیسا و یهود را نسبت به خدا نقل می‌کنیم تا معلوم شود هیچ جای تعجب نیست که یک دانشمند طبیعی به چنین خدایی ایمان نداشته باشد. الف در باب سیم، سفر پیدایش تورات، آیه هشتم چنین می‌خوانیم «و آواز خداوند را شنیدند که در هنگام وزیدن نسیم بهار در باغ می‌خرامید و آدم و زنش خویشتن را از حضور خداوند در میان درختان باغ پنهان کردند! و خداوند آدم را ندا در داد و گفت کجا هستی؟!» در این آیات، خداوند مانند انسان، موجود ضعیفی معرفی شده که هنگام صبح در باغ می‌خرامد و از حوادثی که در چند قدمی او می‌گذرد بی خبر است.
۴-سنجش همه چیز با مقیاس علوم مادی: دیگر موضوعی که می‌توان آن از علل انحراف دانشمندان طبیعی شمرد، طرز تفکر آنهاست، زیرا نیروهای دماغی و مغزی انسان در هر قسمت که بیشتر کار کند در همان قسمت ورزیده و نیرومند شده و به همین دلیل سایر موضوعات در فکر او، اصالت خود را از دست داده و به صورت یک رشته امور فرعی نسبت به موضوع تخصصی مزبور جلوه گر می‌شود؛ به همین جهت می‌خواهد هر چیز را با همین عینک و از همان دریچه ببیند و با آن قضاوت کند. شاید روی همین جهت بوده که منجمین سابق تمام پدیده‌ها و حوادث عالم را معلول اوضاع کواکب و طرفداران کمونیسم تمام حوادث اجتماعی، علمی، هنری، فلسفی و ... را مربوط به اقتصاد می‌دانستند، همان طور که سیاستمداران امروز همه چیز را به علل سیاسی اسناد می‌دهند و سرانجام هر کدام می‌خواهند با اساس مکتب خود، پدیده‌های جهان هستی را تفسیر و با افکار خود منطبق سازند. بدیهی است که دانشمندان طبیعی چون تمام نیروهای فکری و نبوغ خود را در علوم حسی به کار می‌اندازند و همه چیز را با مقیاس علوم طبیعی و حسی می‌سنجند، فکر آنها از فعالیت در غیر محسوسات، یک نوع حالت ناآشنایی و خمودی به خود می‌گیرد تا آنجا که تصور امور غیر محسوس و غیر مادی (باآنکه تصورمحال، محال نیست) برای آنها مشکل و محال به نظر می‌رسد.
چنانکه در بعضی کلمات آنها به صورت آشکار دیده می‌شود که می‌گویند «تصور چیزی که خارج از حدود زمان و مکان باشد ممکن نیست.»
۵-بحث‌های انتقامی: موضوع دیگری که جمعی از دانشمندان طبیعی را از ایمان به خدا بازداشت و سبب شد به تمام مقدسات مذهبی پشت پا بزنند همان رفتار بیرحمانه و وحشیانه کشیش‌ها و پاپ‌ها با بعضی از دانشمندان علوم طبیعی در آغاز نهضت علمی اخیر اروپا بود، زیرا این موضوع چنان وانمود کرد که افکار علمی با اصول مذهب، سازش ندارد و باید از نظر مذاهب، نظریات علمی را کوبید. این طرز رفتار سبب شد که کینه و دشمنی آشتی ناپذیری در دل این گروه از دانشمندان طبیعی به وجود آید و از خدا، مذهب و طرفداران آن بیزار شوند و برای پیشبرد مقاصد علمی خود با افکار مذهبی بجنگند و خود را در مقابل مسئولیت مذهبی - که مانع از کار آنهاست - قرار ندهند، زیرا تا به اعتقادات مذهبی پایبند بودند دچار این گونه موانع و ناراحتی‌ها بودند!
۶-غرور بیجا! عامل دیگری که در طرز تفکر مادی‌ها نسبت به خدا و جهان ماوراء طبیعت سهم بسزایی داشت این بود که جمعی از مادی مذهب‌ها - تصور می‌نمودند که همه چیز رافهمیده، هیچ مجهولی در عالم برای آنها باقی نمانده و علل طبیعی پدیده‌ها را کشف کرده و دریافته‌اند که هر حادثه‌ای علت مادی دارد.
بنابراین اعتقاد به وجود خدا برای حل معماهای جهان هستی لزومی ندارد! البته نتیجه این طرز تفکر و غرور علمی این است که آنها به همه چیزی بی اعتنا شده و به طور کلی به آنچه از پیشینیان به یادگار مانده بود پشت پا بزنند. حس غرور در گروهی از آنان به اندازه‌ای شدید بود که تصور کردند با این موفقیت‌های علمی ناچیز - که در برابر اسرار و رموز جهان آفرینش، حکم قطره و دریا را داشت - تمام اسرار هستی را درک کرده‌اند و به قول خودشان (کاملا معمای آفرینش و خلقت، برای آنها حل شده است.)
۷-دانشمندان شرمگین! موضوع قابل توجه دیگر آن است که بسیاری از مادی گراها به طور غیر مستقیم به آفریننده جهان ایمان دارند و تنها اختلاف آنها با خداپرستان در تعبیر و نامگذاری است، زیرا ما می‌بینیم که وقتی آنها در مطالعات خود به یک موجود تازه یا اثر نوینی از آثار طبیعت برخورد می‌کنند با یک جدیت مخصوص برای رسیدن به فایده و نتیجه آن مشغول به تفحص و جستجو شده و گاهی اوقات وقت بسیاری صرف می‌کنند تا گمشده خود را بجویند.
اینان عملا برای هر چیز نتیجه و فایده‌ای جستجو می‌کنند و غالبا تا هدف و منظور خود را نیابند آرام نمی‌گیرند. این تلاش و تکاپو حکایت از این می‌کند که آنان برای موجودات، هدف و منظوری معتقدند، گر چه در مقام گفتار به آن معترف نمی‌شوند، ولی عملا ثابت می‌کنند که در پیدایش موجودات و جهان، هدف و نقشه‌ای در کار است که با پیشروی علم، پرده از روی آنها برداشته خواهد شد.
گاهی می‌گویند طبیعت، فلان موجود را برای فلان منظور ساخته است. طبیعت برای پیشگیری از این بیماری، فلان کار را کرده است. طبیعت این عضو را برای فلان منظور در اختیار آن جانور گذارده است.
خلاصه این که برای طبیعت، منظور، هدف، علم، نقشه، هوش سرشار و ... قائل هستند. این جملات و امثال آن در کلمات آنها فراوان است و همان طور که گفته شد اختلاف آنها با خداپرستان تنها در تعبیر و نامگذاری است، یعنی مادی‌ها، (طبیعت) می‌گویند و خداپرستان (خدا)، وگرنه هرگز علل طبیعی کور و کر و فاقد اراده و شعور چنین اوصافی را ندارند.
این موضوع در نهاد و فطرت هر کس وجود دارد که هر موجودی در این سازمان وسیع جهان هستی، طبق نقشه معینی ساخته شده و در مسیر و هدف مشخصی سیر می‌کند و این نقشه دقیق، وسیع و عمومی، حکایت از یک مبدأ فوق العاده بزرگ علم و قدرت می‌کند.
۸-تنها به قاضی رفته‌ها: از دیگر علت‌های مخالفت، بی اطلاعی بسیاری از مادی گرا‌ها از وضع مذاهب و عقاید صحیح مذهبی، خصوصا مذهب اسلام است، زیرا اغلب مادی گراها از غرب برخاسته و یا اطلاعات آنها دربارهٔ مذاهب از غربی‌ها گرفته شده است و آنها هم که معمولا از وضع مذاهب - بخصوص مذهب اسلام - بی اطلاع بوده و تنها گروهی از مستشرقین آنها - که خود را برای بررسی مذاهب شرق آماده ساخته بودند - آشنایی مختصری به اصول مذاهب داشته‌اند، ولی با کمال تأسف، بعضی از مستشرقین به علل خاصی در پاره‌ای از موارد، بعضی از قضایا را از مجرای اصلی خود منحرف نموده و به صورت دیگری جلوه داده‌اند.

پا نویس

  1. سوره نجم آیه ۲۳
  2. (رک.جهان بینی و معارف تطبیقی/ یحیی کبیر/ ص 65-60).
منبع: سایت پرسمان دانشجویی - معارف اسلامی - تاریخ برداشت: 08-09-94