فرهنگ مصادیق:انصاف

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از انصاف)
پرش به: ناوبری، جستجو
انصاف

کلید واژه: حرمت آبرو، آثار انصاف، آثار منع انصاف، انصاف الهی، انصاف در حق ضعفا، انصاف در دعا، اهل انصاف، تعصب، نقطه مقابل انصاف

انصاف - موسسه اهل البیت (ع)

انصاف

در لغت به معنای به نیمه رساندن است؛ مثلا آنجا که می‌گویند «انصف الکوز» یعنی آب کوزه را به نیمه رساند و در مورد مردمان آنگاه که می گوئیم «انصف فُلانٌ الناس مِن نفسِه»، انصاف در این جا در مقابل تعصب و حمیّت آمده و بدان معنی است که به نفع مردم از تعصبی که نسبت به خویش دارد بکاهد و به تعبیری دیگر نیمی از وجود خود را برای دیگران بگذارد.
انصاف گاهی از تعصبی است که انسان به خود دارد و در مواقعی از تعصبی که نسبت به وابستگان و دوستان و یا کسان و چیزهای دیگر دارد، بنابر این منصف کسی است که در رفتار و قضاوت‌هایش بی طرف باشد و جانب خود یا کس دیگری را نگیرد. در روایات انصاف را از لشکریان عقل و تعصب را دشمن آن دانسته‌اند؛ یعنی هرگاه تعصب آمد انصاف و عدالت از میان می‌رود و نمی‌توان حق هر کسی را ادا کرد.
رعایت انصاف و بی طرفی زمینه ساز اجرای عدالت است و عدالت از انصاف برمی خیزد. این چقدر زیباست که بزرگان دین ما خواستن انصاف از دیگران را بی انصافی دانسته‌اند، یعنی منصف کسی است که خود انصاف و بی طرفی داشته باشد و هر کس ‍باید تعصب و حمیت خود را کنار بگذارد تا عدالت در جامعه گسترده شود وگرنه خواستن انصاف از دیگران باعث افزایش تعصبات و در نتیجه بی انصافی می‌شود.
در نگاه ظریف روایات شیعه این که نگذاری همراهانت در نیکی‌ها از تو پیشی گیرند و اگر گرفتند جبران کنی، گوشه‌ای از انصاف شمرده شده است و در این باید به اندازه‌ای که دیگران برای تو هستند تو برای آنها باشی و تازه این حداقل راه است که بالاتر از آن از تو تفضل و ایثار را هم می‌خواهند و هم در این نگاه منصف کسی است که هر حقیقتی را که بر او آشکار شود. گردن نهد و به هیچ باطل آشکاری رو نکند و بر گردن مردمان منصف است از حق ضعیفانی که در چشم دیگران کوچکند و هیچ کس به سخنشان گوش نمی‌دهد. دفاع کنند تا عدالت و انصاف در حقشان جاری شود.
پاره‌ای از روایاتی که به توضیح انصاف پرداخته‌اند:
عَن عَمرِو بنِ عُثمَانَ التَّمِیمِیِّ قَالَ خَرَجَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ علیه السلام عَلَی أَصحَابِهِ وَهُم یَتَذَاکَرُونَ المُرُوءَةَ فَقَالَ أَینَ أَنتُم مِن کِتَابِ اللَّهِ قَالُوا یَا أَمِیرَالمُؤمِنِینَ فِی أَیِّ مَوضِعٍ فَقَالَ فِی قَولِهِ إِنَّ اللّهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ وَالاِحسانِ فَالعَدلُ الاِنصَافُ وَالاِحسَانُ التَّفَضُّلُ؛ عمرو بن عثمان نقل کرده که امیرالمؤمنین علیه السلام نزد اصحاب خود رفت و ایشان مشغول به صحبت در مورد جوانمردی بودند، حضرت علیه السلام پرسیدند: شما در کجا بسر می‌برید مگر کتاب خدا را ندیده‌اید؟ اصحاب پرسیدند: یا امیرالمؤمنین در کجای کتاب خدا؟ فرمودند: در گفتهٔ خداوند؛ (إِنَّ اللّهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ وَالاِحسان) که عدل انصاف است و احسان تفضل است.[۱]
عَن عَلِیِ بنِ الحُسَینِ علیه السلام فِی رِسَالَةِ الحُقُوقِ:... وَأَمَّا حَقُّ الصَّاحِبِ فَأَن تَصحَبَهُ بِالفَضلِ مَا وَجَدتَ إِلَیهِ سَبِیلًا وَإِلَّا فَلَا أَقَلَّ مِنَ الاِنصَافِ وَ أَن تُکرِمَهُ کَمَا یُکرِمُکَ وَ تَحفَظَهُ کَمَا یَحفَظُکَ وَ لَایَسبِقَکَ فِیمَا بَینَکَ وَ بَینَهُ إِلَی مَکرُمَةٍ فَإِن سَبَقَکَ کَافَأتَه... ؛ امام زین العابدین علیه السلام در رساله معروف به حقوق خود می‌فرمایند:... حق همراه آن است که او را با غلبه در بخشش تا آن جا که راهی بر آن است همراهی کنی و در غیر این صورت لااقل کمتر از حد انصاف نباشد و همان گونه که تو را اکرام می‌کند وی را اکرام کنی و آن گونه که از تو نگهداری می‌کند نگهداریش کنی و در آن چه بین تو و او پیش می‌آید مگذار. در هیچ خوی نیکی از تو پیشی بگیرد و اگر سبقت گرفت آن را جبران کنی...[۲]
عَنِ الضَّحَّاکِ بنِ مَخلَدٍ قَالَ سَمِعتُ الصَّادِقَ علیه السلام یَقُولُ لَیسَ مِنَ الاِنصَافِ مُطَالَبَةُ الاِخوَانِ بِالاِنصَافِ؛ امام صادق علیه السلام فرمودند: درخواست انصاف از برادران از انصاف به دور است.[۳]
قَالَ عَلِیٌ علیه السلام: الاِنصَافُ مِنَ النَّفسِ کَالعَدلِ فِی الاِمرةِ؛ علی علیه السلام: انصاف از خود مانند عدالت در فرمانروایی است.[۴]
قَالَ عَلِیٌ علیه السلام: ... وَمِن إِنصَافِهِ قَبُولُهُ الحَقَّ إِذَا بَانَ لَهُ و... ؛ علی علیه السلام می‌فرمایند: از انصاف انسان است که حق را زمانی که آشکار می‌شود، بپذیرد.[۵]
عن ابِی عبدِاللّهِ علیه السلام قال جاء رجُلٌ إِلی رسُولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله و سلم فقال یا رسُول اللّه ما العِلمُ قال الاِنصافُ قال ثَّم مه قال الاْسْتِماعُ لهُ قال ثَّم مهْ قال الْحِفْظُ لهُ قال ثَّم مهْ یا رسُول اللّهِ قال الْعملُ بِهِ قال ثَّم مهْ یا رسُول اللّهِ قال ثَّم نشرهُ؛ امام صادق علیه السلام فرمود: شخصی نزد رسول خدا آمد و سؤال کرد: ای رسول خدا علم چیست؟ فرمودند: انصاف. پرسید: سپس چیست؟ فرمود: گوش دادن به آن پرسید: سپس چیست؟ فرمود: حفظ آن. پرسید: سپس چیست ای رسول خدا؟ فرمود: عمل کردن به آن. پرسید: سپس چیست ای رسول خدا؟ فرمود: گسترش آن.[۶]
قَالَ عَلِیٌ علیه السلام: العَدلُ اِنصَافٌ؛ علی علیه السلام: عدل نوعی از انصاف است.[۷]
قَالَ عَلِیٌ علیه السلام: مِنَ الحِکمَةِ طاعَتُکَ لِمَن فَوقَکَ مَن فَوقَکَ وإِجلالُک مَن فِی طَبَقَتِکَ وَ إِنصَافُکَ لِمَن دَونَکَ؛ علی علیه السلام: اطاعت از بالادست و بزرگداشت هم طبقه و انصاف برای زیردستان از موارد حکمت است.[۸]

موجبات انصاف

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم:... وَ أَمَّا طَاعَةُ النَّاصِحِ فَیَتَشَعَّبُ مِنهَا الزِّیَادَةُ فِی العَقلِ وَ کَمَالُ اللُّبِّ وَ مَحمَدَةُ العَوَاقِبِ وَالنَّجَاةُ مِنَ اللَّومِ وَالقَبُولُ وَالمَوَدَّةُ وَالاِسرَاجُ وَالاِنصَافُ وَالتَّقَدُّمُ فِی الاُمُورِ وَالقُوَّةُ عَلَی طَاعَةِ اللَّهِ فَطُوبَی لِمَن سَلِمَ مِن مَصَارِعِ الهَوَی... ؛ رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:... و اما پذیرش سخن ناصح، فزونی در عقل و کمال خردمندی و نیکی عواقب و نجات از سرزنش و مقبول واقع شدن و دوستی و بهره مندی از نور آن و انصاف و پیشی گرفتن در کارها و توان یافتن در اطاعت خدا را در پی دارد پس خوشا به حال آن که از این کشتی با هوای نفس سالم بیرون آید...[۹]
عَنِ الرِّضَا علیه السلام فِی فَضلِ الاِمَامِ وَ صِفاتِهِ: السَّلَامُ عَلَیکُم یَا مَن... وَ تَجرِی أُمُورُ الخَلقِ بِإِمَامَتِهِم عَلَی القَصدِ وَالاِنصَاف... ؛ امام رضا علیه السلام در رابطه با فضیلت و صفات ائمه علیه السلام می‌فرمایند:... سلام بر شما ای کسانی که... به واسطه امامت آنها بر میانه روی و انصاف جاری می‌شود.[۱۰]
وَ قَالَ علیه السلام حَسبُ المَرءِ مِن کَمَالِ المُرُوَّةِ ترکُهُ ما لایحمُلُ بِهِ و... وَ مِن عَقلِهِ إِنصَافُهُ مِن نَفسِهِ... ؛ علی علیه السلام: گوهر مرد از کمال جوانمردیش آن است که آنچه وی را نیکو نمی‌گرداند ترک کند و... از عقل و خردمندیش آن است که از خویشتن انصاف به خرج دهد...[۱۱]

انواع انصاف

انصاف در مورد نفس خود

قَالَ عَلِیٌ علیه السلام: غَایَةُ الاِنصَافِ أَن یَنصِفَ المَرءُ نَفسَهُ؛ علی علیه السلام می‌فرماید: نهایت (بالاترین مرتبه) انصاف آن است که مرد خود را انصاف دهد.[۱۲]

انصاف در حق الله

عَن جَابِرٍ عَن أَبِی جَعفَرٍ علیه السلام قَالَ خَطَبَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ علیه السلام النَّاسَ بِصِفِّینَ... ثُمَّ قَال... فَهَلُمَّ أَیُّهَا النَّاسُ إِلَی التَّعَاوُنِ عَلَی طَاعَةِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَالقِیَامِ بِعَدلِهِ وَالوَفَاءِ بِعَهدِهِ وَالاِنصَافِ لَهُ فِی جَمِیعِ حَقِّهِ فَإِنَّهُ لَیسَ العِبَادُ إِلَی شَیءٍ أَحوَجَ مِنهُم إِلَی التَّنَاصُحِ فِی ذَلِکَ... ؛ جابر از اباجعفر علیه السلام نقل می‌کند که ایشان از امیرمؤمنان نقل کرده‌اند که در صفین امام علیه السلام خطبه‌ای ایراد نمودند... سپس فرمودند:... ای مردم بیایید به یاری هم اطاعت خدا کنیم، عدالتش را بپا داریم به عهدش وفا کنیم و دربارهٔ او در تمام حقوقش انصاف داشته باشیم چرا که بندگان خدا به چیزی به اندازه تناصح در این امور محتاج نیستند...[۱۳]

انصاف در حق همراه

عَن عَلِیِ بنِ الحُسَینِ علیه السلام فِی رِسَالَةِ الحُقُوقِ:... وَ أَمَّا حَقُّ الصَّاحِبِ فَأَن تَصحَبَهُ بِالفَضلِ مَا وَجَدتَ إِلَیهِ سَبِیلًا وَإِلَّا فَلَا أَقَلَّ مِنَ الاِنصَافِ وَ أَن تُکرِمَهُ کَمَا یُکرِمُکَ وَ تَحفَظَهُ کَمَا یَحفَظُکَ وَلَایَسبِقَکَ فِیمَا بَینَکَ وَ بَینَهُ إِلَی مَکرُمَةٍ فَإِن سَبَقَکَ کَافَأتَه... ؛ امام زین العابدین علیه السلام در رساله معروف به حقوق خود می‌فرمایند:... حق همراه آن است که او را با غلبه در بخشش تا آنجا که راهی بر آن است همراهی کنی و در غیر این صورت لااقل کمتر از حد انصاف نباشد و همان گونه که تو را اکرام می‌کند وی را اکرام کنی و آن گونه که از تو نگهداری می‌کند نگهداریش کنی و در آنچه بین تو و او پیش می‌آید مگذار در هیچ خوی نیکی از تو پیشی بگیرد و اگر سبقت گرفت آن را جبران کنی...[۱۴]
عَن ثَابِتِ بنِ دِینَارٍ عَن سَیِّدِ العَابِدِینَ عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ بنِ عَلِیِّ بنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام قَالَ... وَ أَمَّا حَقُّ الصَّاحِبِ فَأَن تَصحَبَهُ بِالتَّفَضُّلِ وَ الاِنصَافِ وَ تُکرِمَهُ کَمَا یُکرِمُکَ... ؛ امام زین العابدین از حضرت علی علیه السلام نقل می‌کنند که ایشان می‌فرمایند:... حق همراه آن است که با وی با بخشش بسیار و انصاف برخورد نمایی و به او همان طور احترام بگذاری که تو را احترام می‌کند...[۱۵]

انصاف اهل حکومت در حق رعایا

عَبدُالوَاحِدِ بنُ مُحَمَّدٍ الا مِدِیُّ فِی الغُرَرِ وَالدُّرَرِ، عَن أَمِیرِالمُؤمِنِینَ علیه السلام أَنَّهُ قَال... زَکَاةُ القُدرَةِ الاِنصَافُ... ؛ علی علیه السلام نقل می‌کنند: زکات قدرت رعایت انصاف است (نکته‌ای که در این جا قابل ذکر است این است که کلمه زکات در خود مفهوم پاک کنندگی را به همراه دارد بنابراین مطلب، انصاف قدرت را از پلیدی‌ها پاک می‌کند)[۱۶]
عَن عَلِیٍّ علیه السلام... فَقَالَ عَهِدَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله و سلم عَهداً کَانَ فِیهِ بَعدَ کَلامٍ ذَکَرَهُ قَالَ صلی الله علیه و آله و سلم:... وَفِیهِ ذِکرُ أَمرِ الاُمراءِ بِالعَدلِ فِی رَعَایَاهُم وَالاِنصافِ مِن أَنفُسِهِم أَشعِر قَلبَکَ الرَّحمَةَ لِرَعِیَّتِکَ وَالمَحَبَّةَ لَهُم وَالتَّعَطُّفَ عَلَیهِم وَالاِحسانَ إِلَیهِم... ؛ علی علیه السلام نقل می‌کنند... حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم در عهدنامه‌ای به ایشان می‌فرمایند:... در آن عهدنامه حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم دستور دادن به امیران برای اجرای عدالت در حق رعایایشان و رعایت انصاف از جانب خودشان را یادآوری نمودند؛ قلبت را متوجه رحمت و محبت برای رعیت و دلسوزی بر ایشان و نیکی به ایشان کن...[۱۷]
الانصاف و مدحه...
عَن عَلِیٍّ علیه السلام: الاِنصَافُ عِنوَانُ النُّبلِ؛ علی علیه السلام می‌فرمایند: انصاف سرفصل نجابت است.[۱۸]
وَ عَن عَلِیٍّ علیه السلام... فَقَالَ عَهِدَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم عَهداً کَانَ فِیهِ بَعدَ کَلَامٍ ذَکَرَهُ ثُمَّ قَالَ صلی الله علیه و آله و سلم... وَأَقصِ مِنهُم کُلَّ ذِی أَثَرَةٍ عَلَی النَّاسِ وَ تَطَاوُلٍ وَقِلَّةِ إِنصَافٍ وَ لَا تُقطِع أَحَداً مِن حَشَمِکَ... ؛ علی علیه السلام نقل می‌کنند... حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم در عهدنامه‌ای به ایشان می‌فرمایند:.. از میان مردم هر که را که دارای خودپسندی بر مردم و تکبر و کمی انصاف است دور کن...[۱۹]
قَالَ وَ کَتَبَ علیه السلام إِلَی جُنُودِه... وَ جَعَلَ الوَالِیَ مِنکُم بِمَنزِلَةِ الوَلَدِ مِنَ الوَالِدِ وَالوَالِدِ مِنَ الوَلَدِ فَجَعَلَ لَکُم عَلَیهِ إِنصَافَکُم وَ التَّعدِیلَ بَینَکُم وَالکَفَّ عَن فَیئِکُم... ؛ حضرت علی علیه السلام در نامه‌ای به لشگریان خود می‌نویسند: خداوند جایگاه والی را نسبت به شما بمنزله فرزند و پدر و پدر و فرزند قرار داد و رعایت انصاف در مورد شما را بر عهده او و به نفع شما قرار داد...[۲۰]
وَ کَتَبَ إِلَیهِ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحِیمِ مِن عَبدِاللَّهِ عَلِیٍّ أَمِیرِالمُؤمِنِینَ علیه السلام إِلَی حُذَیفَةَ بنِ الیَمَانِ... وَآمُرُکَ بِالرِّفقِ فِی أُمُورِکَ وَ اللِّینِ وَالعَدلِ فِی رَعِیَّتِکَ فَإِنَّکَ مَسئُولٌ عَن ذَلِکَ وَ إِنصَافِ المَظلُومِ وَالعَفوِ عَنِ النَّاسِ وَ حُسنِ السِّیرَةِ مَااستَطَعتَ... ؛ زمانی که علی علیه السلام حذیفة بن یمان را مأمور انجام امور شهر مدائن کرد به وی نوشت: ... تو را به رعایت آسان گیری در کارهایت و نرمی و عدل در بین رعایایت امر می‌کنم این را بدان که تو در برابر این امور و رعایت انصاف ستمدیدگان و گذشت از مردم و نیکویی برخورد با آن‌ها در حد توانت مسئول خواهی بود ـ و در این زمینه از تو بازخواست خواهد شد ـ.[۲۱]
عَهِدَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ علیه السلام إِلَی الاَشتَرَ رَه حِیَن وَلاّهُ مِصَرَ:... ثُمَّ انظُر فِی أَمرِ الاَحکَامِ بَینَ النَّاسِ بِنِیَّةٍ صَالِحَةٍ فَإِنَّ الحُکمَ فِی إِنصَافِ المَظلُومِ مِنَ الظَّالِمِ وَالاَخذِ لِلضَّعِیفِ مِنَ القَوِیِّ... ؛ در نامه علی علیه السلام به مالک اشتر نخعی هنگام انتصاب وی به ولایت مصر به وی آمده است: ... در امر قوانینی که در بین مردم جاری است با نیت صالحه نظر کن و به این نکته واقف باش که حکم رعایت انصاف مظلوم در قبال ظالم است و بازستاندن حق ضعیف از قوی است...[۲۲]

انصاف در آنچه دوست داری

عَهِدَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ علیه السلام إِلَی الاَشتَرَ رَه حِیَن وَلاّهُ مِصَرَ:... فَاملِک هَوَاکَ وَ شُحَّ بِنَفسِکَ عَمَّا لَایَحِلُّ لَکَ فَإِنَّ الشُّحَّ بِالنَّفسِ الاِنصَافُ مِنهَا فِیمَا أَحبَبتَ وَ کَرِهت... َ در نامه علی علیه السلام به مالک اشتر نخعی هنگام انتصاب وی به ولایت مصر به وی آمده است:... مالک هوای نفس خود باش و نسبت به آنچه برای تو حلال نیست و نفس تو طالب آن است. بخل بورز اما بخل ورزیدن به نفس، رعایت انصاف در قبال آن اموری است که نفس تو آنها را دوست دارد و یا از آن بیزار است...[۲۳]

انصاف در مورد خلق

نهج، نَهجُ البَلاغَةِ عَن عَلِیٍ علیه السلام:... فَإِن کَانَ لَا بُدَّ مِنَ العَصَبِیَّةِ فَلیَکُن تَعَصُّبُکُم لِمَکَارِمِ الخِصَالِ وَ مَحَامِدِ الاَفعَالِ وَ مَحَاسِنِ الاُمُورِ... فَتَعَصَّبُوا لِخِلَالِ الحَمدِ... وَالاِنصَافِ لِلخَلقِ... ؛ علی علیه السلام می‌فرمایند:... اگر ناگزیر به تعصب هستید، تعصبتان را برای مکارم خصال و اعمال ستوده شده و أمور نیکو قرار دهید... پس از بین کارهای ستوده برای... و رعایت انصاف در قبال خلق و... تعصب داشته باشید.[۲۴]
قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام أُصُولُ المُعامَلاتِ تَقَعُ عَلَی أَربَعَةِ أَوجَهٍ مُعامَلَةُ اللُّهِ وَ مُعامَلَةُ النَّفسِ وَ مُعامَلَةُ الخَلقِ وَ مُعامَلَةُ الدُّنیا وَ کُلُّ وَجهٍ مِنهَا مُنقَسِمٌ عَلَی سَبعَةِ أَرکَانٍ... أُصُولُ مُعامَلَةِ الخَلقِ سَبعَةٌ الحِلمُ وَالعَفوُ وَالتَّوَاضُعُ وَالسَّخَاءُ وَالشَّفَقَّةُ وَالنُّصحُ وَالعَدلُ وَالاِنصَافُ... ؛ امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: اصول معاملات بر چهار عنوان است، معامله با خدا، معامله با نفس، معامله با خلق و معامله با دنیا و هر کدام از این‌ها دارای هفت رکن هستند... اما اصول معامله با خلق دارای ارکان هفتگانه حلم، عفو، تواضع، سخاوت، شفقت، خلوص، عدل و رعایت انصاف است...[۲۵]
عَن زُرَارَةَ عَنِ الحَسَنِ البَزَّازِ عَن أَبِی عَبدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ فِی حَدِیثٍ لَهُ أَلَا أُخبِرُکُم بِأَشَدِّ مَا فَرَضَ اللَّهُ عَلَی خَلقِهِ فَذَکَرَ ثَلَاثَةَ أَشیَاءَ أَوَّلُهَا إِنصَافُ النَّاسِ مِن نَفسِکَ... ؛ زراره از ابی عبدالله علیه السلام نقل می‌کند: آیا شما را به سخت‌ترین واجباتی که خداوند بر بندگان خود واجب فرموده است، آگاه نکنم و آن سه چیز است و اولش رعایت انصاف در برابر مردم است...[۲۶]

انصاف در دعا

قَالَ أمِیرُالمُؤمِنِینَ علیه السلام لِلدُّعَاءِ شُرُوطٌ أَربَعَةٌ الاَوَّلُ إِحضَارُ النِّیَةِ وَ الثَّانِی إِخلاصُ السَّرِیرَةِ وَالثَّالِثُ مَعرِفَةُ المَسئُولِ وَالرَّابِعُ الاِنصافُ فِی المَسأَلَةِ؛ امیرمؤمنان علیه السلام می‌فرمایند: دعا (ی کامل) چهار شرط دارد، اول حضور نیت در هنگام دعا کردن، خلوص در آن، شناخت خدایی که از او درخواست شده و چهارم رعایت انصاف در درخواست خود.[۲۷]

انصاف دربارهٔ راغبین برای جهاد

فَکَتَبَ عَلِیٌّ علیه السلام إِلَیهِ أَمَّا بَعدُ فَقَد قَدِمَ عَلَیَّ رَسُولُکَ وَ قَرَأتُ کِتَابَکَ تَذکُرُ فِیهِ حَالَ أَهلِ البَصرَةِ وَاختِلَافَهُم بَعدَ انصِرَافِی عَنهُم وَ سَأُخبِرُکَ عَنِ القَومِ هُم بَینَ مُقِیمٍ لِرَغبَةٍ یَرجُوهَا أَو خَائِفٍ مِن عُقُوبَةٍ یَخشَاهَا فَأَرغِب رَاغِبَهُم بِالعَدلِ عَلَیهِ وَالاِنصَافِ لَهُ... ؛ علی علیه السلام در نامه‌ای به عبدالله بن عباس نوشت: ... فرستاده ات نزد من آمد و نامه ات را که در آن از وضعیت اهل بصره و درگیریشان بعد از جداشدن من از آنها خواندم و بزودی به تو از قوم خبر می‌دهم و آنان دو گروهند، بعضی برای خواسته‌هایی که دارند مانده‌اند و گروهی هم از عقوبتی که از آن می‌پرهیزند هراسانند، پس تو هم کسی را که رغبت به جهاد دارد با عدالتی که به او می‌ورزی و انصافی که برای وی بکار می‌بری بر رغبتش بیفزا...[۲۸]

انصاف نسبت به مظلوم

وَ کَتَبَ إِلَیهِ بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحِیمِ مِن عَبدِاللَّهِ عَلِیٍّ أَمِیرِالمُؤمِنِینَ علیه السلام إِلَی حُذَیفَةَ بنِ الیَمَانِ... وَ آمُرُکَ بِالرِّفقِ فِی أُمُورِکَ وَ اللِّینِ وَالعَدلِ فِی رَعِیَّتِکَ فَإِنَّکَ مَسئُولٌ عَن ذَلِکَ وَ إِنصَافِ المَظلُومِ وَالعَفوِ عَنِ النَّاسِ وَ حُسنِ السِّیرَةِ مَا استَطَعتَ... ؛ زمانی که علی علیه السلام حذیفة بن یمان را مأمور انجام امور شهر مدائن کرد به وی نوشت:... تو را به رعایت آسان گیری در کارهایت و نرمی و عدل در بین رعایایت امر می‌کنم. این را بدان که تو در برابر این امور و رعایت انصاف ستمدیدگان و گذشت از مردم و نیکویی برخورد با آنها در حد توانت مسئول خواهی بود ـ و در این زمینه از تو بازخواست خواهد شد ـ.[۲۹]
عَهِدَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ علیه السلام إِلَی الاَشتَرَ رَه حِیَن وَلاّهُ مِصَرَ:... ثُمَّ انظُر فِی أَمرِ الاَحکَامِ بَینَ النَّاسِ بِنِیَّةٍ صَالِحَةٍ فَإِنَّ الحُکمَ فِی إِنصَافِ المَظلُومِ مِنَ الظَّالِمِ وَالاَخذِ لِلضَّعِیفِ مِنَ القَوِیِّ... ؛ در نامه علی علیه السلام به مالک اشتر نخعی هنگام انتصاب وی به ولایت مصر به وی آمده است: ... در امر قوانینی که در بین مردم جاری است با نیت صالحه نظر کن و به این نکته واقف باش که حکم رعایت انصاف مظلوم در قبال ظالم است و بازستاندن حق ضعیف از قوی است...[۳۰]

انصاف در مقابل دشمن

وَ قَالَ علیه السلام ابذُل لِأَخِیکَ دَمَکَ وَ مَالَکَ وَلِعَدُوِّکَ عَدلَکَ وَ إِنصَافَکَ وَ لِلعَامَّةِ بِشرَکَ وَ إِحسَانَکَ تسلم سَلِّم عَلَی النَّاسِ یُسَلِّمُوا عَلَیکَ؛ علی علیه السلام می‌فرمایند: برای برادرت از خون و مال خود بگذر و در مورد دشمنت عدالت و انصافت را به کار ببر و برای عموم مردم خوشرویی و احسانت را به کار گیر، بر مردم سلام کن تا بر تو سلام کنند.[۳۱]

انصاف در حق ضعفا

عَن عَلِیٍّ علیه السلام:... فَإِنَّ هَزِیلَ الرَّعِیَّةِ أَحوَجُ إِلَی الاِنصَافِ... ؛ علی علیه السلام: ... همانا ضعفای رعیت محتاجترین آنها به انصاف هستند...[۳۲]
عَن عَلِیٍّ علیه السلام: مِنَ الحِکمَةِ طَاعَتُکَ لِمَن فَوقَکَ مَن فَوقَکَ وَ إِجلالُکَ مَن فِی طَبَقَتِکَ وَ إِنصَافُکَ لِمَن دُونَکَ؛ علی علیه السلام: اطاعت از بالادست، بزرگداشت هم طبقه و رعایت انصاف برای زیردستان از موارد حکمت است.[۳۳]

فضیلت انصاف

عَن أَمِیرِالمُؤمِنِینَ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ إِنَّ أَعظَمَ المَثُوبَةِ مَثُوبَةُ الاِنصَافِ؛ علی علیه السلام: بزرگترین ثواب‌ها ثواب انصاف است.[۳۴]
عَنِ الصَّادِقِ عَلَیهِ السَّلامُ: اللَّهُمَّ زَیِّن لِی فِیهِ السِّترَ وَالعَفَافَ وَاستُرنِی فِیهِ بِلِبَاسِ القُنُوعِ وَالکَفَافِ وَ حَلِّنِی فِیهِ بِحُلِیِّ الفَضلِ وَالاِنصَافِ بِعِصمَتِکَ یَا عِصمَةَ الخَائِفِینَ؛ امام صادق علیه السلام: خدایا در این روز مرا با زینتی از پوشش و عفت نفس بیارا و با لباس قناعت و کفایت روزی بپوشان و به زیور فضل و انصاف زینت بخش به عصمتت ای نگاه دارنده خائفین.[۳۵]
عَن عَلِیٍّ علیه السلام: الاِنصافُ عِنوانُ النَّبلِ؛ علی علیه السلام: انصاف سر فصل نجابت است.[۳۶]
عَن عَلِیٍّ علیه السلام: الاِنصَافُ أَفضَلُ الفَضَائِلِ؛ علی علیه السلام: انصاف برترین فضیلت‌ها است.
عَن عَلِیٍّ علیه السلام: الاِنصَافُ أَفضَلُ الشِّیَمِ؛ علی علیه السلام: انصاف برترین سرشت‌ها است.
عَن جَارُودِ أَبِی المُنذِرِ قَالَ سَمِعتُ أَبَا عَبدِاللَّهِ علیه السلام یَقُولُ سَیِّدُ الاَعمَالِ ثَلَاثَةٌ إِنصَافُ النَّاسِ مِن نَفسِکَ حَتَّی لَا تَرضَی بِشَیءٍ إِلَّا رَضِیتَ لَهُم مِثلَهُ...
ابومنذر می‌گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: سرور اعمال سه چیز است؛ اول این که از خودت در برابر خلق انصاف داشته باشی تا جایی که از هیچ چیز راضی نشوی مگر آن که برای مردم هم مثل آن را بخواهی...[۳۷]
وَ عَن عَلِیٍّ علیه السلام قَالَ إِنَّ أَفضَلَ الاِیمَانِ إِنصَافُ الرَّجُلِ مِن نَفسِهِ؛ علی علیه السلام: برترین ایمانها انصاف مرد از وجود خودش است (انصاف از خود در حقیقت تعصب نداشتن نسبت به خود و رعایت انصاف بین خود و دیگران است)[۳۸][۳۹]
عَن عَلِیٍّ علیه السلام: تَاجُ الرَّجُلِ عِفَافُهُ وَ زِینُهُ إِنصَافُهُ؛ علی علیه السلام: تاج سروری هر مرد عفت نفس او و زینت آن تاج انصاف اوست.[۴۰]

فضائل اهل انصاف

عَن سَمَاعَةَ بنِ مِهرَانَ عَن أَبِی عَبدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ ثَلَاثٌ مَن أَتَی اللَّهَ بِوَاحِدَةٍ مِنهُنَّ أَوجَبَ اللَّهُ لَهُ الجَنَّةَ الاِنفَاقُ مِن إِقتَارٍ وَالبِشرُ لِجَمِیعِ العَالَمِ وَالاِنصَافُ مِن نَفسِه؛ امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: سه چیز است که خدا هر کدام از آن سه چیز را هنگامی که بنده نزد او شرفیاب می‌شود. ببیند بهشت را بر او واجب می‌کند اول انفاق در تنگدستی دوم خوشرویی برای همه مردم عالم و سوم انصاف از نفس خود.[۴۱]
الجَعفَرِیَّاتُ، بِإِسنَادِهِ عَن جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ عَن أَبِیهِ عَن جَدِّهِ عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ عَن أَبِیهِ عَن عَلِیِّ بنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام قَالَ ثَلَاثَةٌ مِن حَقَائِقِ الاِیمَانِ الاِنفَاقُ مِنَ الاِقتَارِ وَالاِنصَافُ مِن نَفسِکَ وَ بَذلُ السَّلَامِ لِجَمِیعِ العَالَمِ؛ علی علیه السلام: سه چیز از حقیقت ایمان است؛ انفاق در حال تنگدستی، انصاف از نفس خود و سلام دادن نسبت به جمیع اهل عالم.[۴۲][۴۳]
عَن أَبِی عَبدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله و سلم أَلَا أُخبِرُکُم بِأَشبَهِکُم بِی قَالُوا بَلَی یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ أَحسَنُکُم خُلُقاً وَ أَلیَنُکُم کَنَفاً وَ أَبَرُّکُم بِقَرَابَتِهِ وَ أَشَدُّکُم حُبّاً لِإِخوَانِهِ فِی دِینِهِ وَ أَصبَرُکُم عَلَی الحَقِّ وَ أَکظَمُکُم لِلغَیظِ وَ أَحسَنُکُم عَفواً وَ أَشَدُّکُم مِن نَفسِهِ إِنصَافاً فِی الرِّضَا وَالغَضَبِ؛ امام صادق علیه السلام از حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم نقل می‌کنند که ایشان می‌فرمایند: آیا می‌خواهید از شبیه‌ترین شما به خودم خبر دهم؟ گفتند: بلی یا رسول خدا فرمود: نیکوترین شما در اخلاق، نرمخوترین شما در برخورد با دیگران (از جانب او آسیبی به کسی نمی‌رسد)، نیک خوترین شما با خویشاوندانش، دوست دارترین شما به برادران دینی اش، صبورترین شما بر حقیقت، فروبرنده‌ترین شما خشم را، بهترین شما در گذشت و منصف‌ترین شما در انصاف از خود چه در حالت رضایت و چه در حالت غضب.[۴۴]

اهل انصاف

عَن أَبِی حَمزَةَ عَن عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ علیه السلام قَالَ مِن أَخلَاقِ المُؤمِنِ الاِنفَاقُ عَلَی قَدرِ الاِقتَارِ وَالتَّوَسُّعُ عَلَی قَدرِ التَّوَسُّعِ وَ إِنصَافُ النَّاسِ وَ ابتِدَاؤُهُ إِیَّاهُم بِالسَّلَامِ عَلَیهِم؛ امام زین العابدین علیه السلام می‌فرمایند: انفاق به میزان تنگدستی، گشاده دستی به میزانی که در توان دارد، رعایت انصاف در قبال مردم و ابتدا کردن به سلام بر مردم.[۴۵]
عَن زَیدٍ الشَّحَّامِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبدِاللَّهِ علیه السلام مَا ابتُلِیَ المُؤمِنُ بِشَیءٍ أَشَدَّ عَلَیهِ مِن خِصَالٍ ثَلَاثٍ یُحرَمُهَا قِیلَ وَ مَا هِیَ قَالَ المُوَاسَاةُ فِی ذَاتِ یَدِهِ وَالاِنصَافُ مِن نَفسِه وَ ذِکرُ اللَّهِ کَثِیراً أَمَا إِنِّی لَاأَقُولُ لَکُم سُبحَانَ اللَّهِ وَالحَمدُلِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکبَرُ وَلَکِن ذِکرَ اللَّهِ عِندَ مَا أَحَلَّ لَهُ وَ عِندَ مَا حَرَّمَ عَلَیهِ؛ امام صادق علیه السلام فرمودند: برای مؤمن بلایی سخت تر از محرومیت از سه خصلت نیست؛ پرسیدند: آن سه چیست؟ فرمودند: هم یاری آن مقدار که در دست اوست، انصاف از نفس خود و بسیاری یاد خدا اما من به شما نمی‌گویم که سُبحَانَ اللَّهِ وَالحَمدُلِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکبَر بگویید لکن در هنگامه عمل به آنچه بر وی حلال است و یا بر او حرام است یاد خدا در دل داشته باشد.[۴۶][۴۷]

نیازمندان به انصاف

عَن عَلِیٍّ علیه السلام:... تَفَقَّد أُمُورَ مَن لَا یَصِلُ إِلَیکَ مِنهُم مِمَّن تَقتَحِمُهُ العُیُونُ وَ تَحقِرُهُ الرِّجَالُ فَفَرِّغ لِأُولَئِکَ ثِقَتَکَ مِن أَهلِ الخَشیَةِ وَ التَّوَاضُعِ فَل یَرفَع إِلَیکَ أُمُورَهُم ثُمَّ اعمَل فِیهِم بِالاِعذَارِ إِلَی اللَّهِ سُبحَانَهُ یَومَ تَلقَاهُ فَإِنَّ هَؤُلَاءِ مِن بَینِ الرَّعِیَّةِ أَحوَجُ إِلَی الاِنصَافِ مِن غَیرِهِم... ؛ علی علیه السلام می‌فرمایند:... در امور کسانی که دسترسی به تو ندارند از آنجایی که در چشم مردم کوچکند و آنها را محقر می‌بینند، تفقد کن پس افراد مورد اعتماد خود از اهل خشوع و تواضع را برای آنها بکار گیر و این معتمدین امور آنها را به تو برسانند سپس در بین آنها با قبول عذر و واگذاری به خدا در روزی که به دیدارش می‌رسی عمل کن پس همانا آنها در بین رعیت محتاجترین آنها به انصاف هستند...[۴۸]
عَن عَلِیٍّ علیه السلام:... فَإِنَّ هَزِیلَ الرَّعِیَّةِ أَحوَجُ إِلَی الاِنصَافِ... ؛ علی علیه السلام: ... همانا ضعفای رعیت محتاجترین آنها به انصاف هستند...[۴۹]

انصاف الهی

وَلَا تُقَاصَّنِی بِمَا اجتَرَحتُ وَلَا تُنَاقِشنِی بِمَا اکتَسَبتُ، وَلَاتُبرِز مَکتُومِی، وَلَا تَکشِف مَستُورِی، وَ لَاتَحمِل عَلَی مِیزَانِ الاِنصَافِ عَمَلِی، وَ لَاتُعلِن عَلَی عُیُونِ المَلَإِ خَبَرِی؛ امام زین العابدین علیه السلام در فرازی از دعای خود در صحیفه سجادیه می‌فرمایند: ... خداوندا عمل (ناچیز) مرا با ترازوی انصافت مسنج...[۵۰]
عن ابا جعفر علیه السلام کان فی دعائه: ... وَ أَنَّ إِنصَافَکَ مِن وَرَاءِ ظُلمِ الظَّالِمِین... ؛ ابی جعفر علیه السلام می‌فرمایند: ... خداوندا انصاف تو و رای ظلم ظالمین است (و آنها هیچگاه از آن مصون نخواهند بود)...[۵۱] ـ بعض أدعیة موسی بن جعفر صلوات الله علیهما عَن زِینِ العَابِدِینَ علیه السلام: اللَّهُمَّ لَا تَفتِنِّی بِالقُنُوطِ مِن إِنصَافِکَ... امام زین العابدین علیه السلام در فرازی از دعای خود در صحیفه سجادیه می‌فرمایند: خداوندا مرا با یأس از انصاف خود امتحان مکن...[۵۲]
لِأَبِی جَعفَرٍ مُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ البَاقِرِ علیه السلام: ... یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِ شِیعَتِنَا حَسَنَاتٍ وَ یُبَدِّلُ اللَّهُ حَسَنَاتِ أَعدَائِنَا سَیِّئَاتٍ وَ جَلَالِ اللَّهِ وَ وَجهِ اللَّهِ إِنَّ هَذَا لَمِن عَدلِهِ وَ إِنصَافِهِ لَا رَادَّ لِقَضَائِه؛ ابی جعفر علیه السلام می‌فرمایند: ... خداوند خوهای بد پیروان ما را به نیک تبدیل می‌کند و نیکی‌های دشمنان ما را به خوهای بد مبدل می‌سازد و به جلال و وجه خداوند قسم که این از مصادیق عدل و انصاف الهی است و قضای الهی را چیزی عوض نمی‌کند...[۵۳]

نقطه مقابل انصاف

قَالَ أَبُو عَبدِاللَّهِ علیه السلام اعرِفُوا العَقلَ وَ جُندَهُ... الاِنصَافُ وَ ضِدَّهُ الحَمِیَّةَ... ؛ امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: عقل و لشگریان او را بشناسید؛.. و انصاف و نقطه مقابل آن تعصب است...[۵۴]

موانع انصاف

عَن عَلِیٍّ علیه السلام: اِحتِمالُ نخوة الشَّرفِ أشدُّ مِن اِحتِمالِ بطرِ الغِنی و ذِلَّةِ الفقرِ مانِعةٌ مِن الصَّبرِ کما أنَّ عِزَّ الغِنی مانِعٌ مِن کرمِ الاِنصافِ إِلا لِمن کان فِی غرِیزتِهِ فضلُ قُوَّةٍ و أعراقٍ تُنازِعُهُ إِلی بُعدِ الهِمَّةِ؛ علی علیه السلام می‌فرمایند: تحمل فخرفروشی شرف سخت تر از تحمل طغیان مال و منال است و آنچه که در فقر باعث عدم صبر می‌شود ذلت آن است همان طور که بزرگی غنا مانع از کرامت انصاف می‌گردد مگر آن کس ‍که در غریزه اش نیرو و رگ و ریشه‌ای برتر باشد که وی را به طرف همت بکشاند.[۵۵]

آثار انصاف

وَ قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام مَعَ الاِنصَافِ تَدُومُ الاُخُوَّةُ؛ علی علیه السلام می‌فرمایند: انصاف برادری را پایدار می‌گرداند.[۵۶][۵۷]
وَ قَالَ الجَوادُ علیه السلام: ثَلَاثُ خِصَالٍ تُجتَلَبُ بِهِنَّ المَحَبَّةُ الاِنصَافُ فِی المُعَاشَرَةِ وَالمُوَاسَاةُ فِی الشِّدَّةِ وَالِانطِوَاعِ وَالرُّجُوعُ عَلَی قَلبٍ سَلِیمٍ؛ امام جواد علیه السلام می‌فرمایند: سه خصلت است که با آن محبت جلب می‌گردد؛ رعایت انصاف در معاشرت، هم یاری در حال سختی و آسانی و رجوع با قلب سلیم از خطاها.[۵۸]
وَ قَالَ رسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله و سلم مَن أَلهَمَ الصَّدقَ فِی کَلامِهِ والاِنصَافَ مِن نفسِهِ وَ بَرَّ وَالِدَیهِ وَ وَصَلَ رَحِمَهُ أُنسِیَ لَهُ فِی أَجَلِهِ وَ وُسِعَ عَلَیهِ فِی رِزقِهِ وَ مُتِّعَ بِعَقلِهِ وَ لُقِّنَ حُجَّتَهُ وَقتَ مَساءَلَتِهِ؛ رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرمایند: کسی که راستگویی الهام بخش کلامش باشد و انصاف از خود داشته باشد و به پدر و مادرش نیکی کند و صله ارحام را بجا آورد، اجلش به تأخیر می‌افتد. روزی اش گسترده می‌شود، از عقلش بهره می‌برد و حجتش را در روز درخواست به وی می موزند.[۵۹]
قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام إِن کُنتَ تَطلُبُ رُتبَةَ الاَشرَافِ فَعَلَیکَ بِالاِحسَانِ وَالاِنصَافِ؛ علی علیه السلام در دیوان منسوب به ایشان می‌فرمایند: اگر خواستار منزلت شرافتمندها هستی پس بر توست که به احسان و انصاف روی آوری.[۶۰]
قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام الاِنصَافُ رَاحَةٌ وظ الشَّرُّ وَقَاحَةٌ؛ علی علیه السلام می‌فرمایند: انصاف راحتی و بدی بی حیایی است.[۶۱]
قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام الاِنصَافُ یَستَدِیمُ المَحَبَّةَ؛ علی علیه السلام می‌فرمایند: انصاف محبت را پایدار می‌کند.[۶۲]
قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام مَن کَثُرَ إِنصَافُهُ تَشاهَدَتِ النُّفُوسُ بِتَعدِیلِهِ؛ علی علیه السلام می‌فرمایند: کسی که انصافش زیاد باشد مردمان به درستی و راستیش گواهی دهند.[۶۳]
قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام الاِنصافُ یَألَفُ یَتَأَلَّف القُلُوبَ؛ علی علیه السلام می‌فرمایند: انصاف دلها را به یکدیگر گره می‌زند.[۶۴]
قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام الاِنصَافُ یَرفَعُ الخِلافَ وَ یُوجِبُ الاِئتِلافَ؛ علی علیه السلام می‌فرمایند: انصاف اختلاف را از میان می‌برد و باعث همبستگی می‌گردد.[۶۵]
قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام عَلَی الاِنصَافِ تَرَسَّخُ المَوَدَّةُ؛ علی علیه السلام می‌فرمایند: بر پایه انصاف دوستی استوار می‌شود.[۶۶]
قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام مَعَ الاِنصَافِ تَدُومُ الاُخُوَّةُ؛ علی علیه السلام می‌فرمایند: با انصاف برادری دوام می‌یابد.[۶۷]
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله و سلم سَیِّدُ الاَعمَالِ ثَلَاثَةٌ إِنصَافُ النَّاسِ مِن نَفسِکَ... ؛ رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرمایند: سرور اعمال سه چیز است؛ انصاف از نفس خود در قبال مردم...[۶۸][۶۹]

آثار منع انصاف

قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام مَن مَنَعَ الاِنصَافَ سَلَبَهُ اللّهُ الاِمکَانَ؛ علی علیه السلام می‌فرمایند: کسی که جلو انصاف را بگیرد، خداوند امکان و توفیق را از او سلب می‌کند.[۷۰]
قَالَ عَلِیٌّ علا تَدُومُ عَلَی عَدَمِ الاِنصَافِ المَوَدَّةُ؛ غررالحکم ص۴۲۰ جملة من علائم شر الا خوان...[۷۱]
قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: مَن عَدِمَ إِنصَافَهُ لَم یَصحَب؛ علی علیه السلام می‌فرمایند: کسی که انصاف ندارد، همراهی نمی‌یابد.[۷۲]

منبع

گروهی از پژوهشگران، انصاف، سایت دانلود بوک، بخش با معصومین

پا نویس

  1. وسائل الشیعة، ج11، ص434.
  2. مستدرک الوسائل، ج11، ص164.
  3. وسائل الشیعة، ج12، ص86.
  4. غررالحکم، ص394.
  5. بحارالانوار، ج75، ص80.
  6. مشکاة الانوار، ص133.
  7. غررالحکم، ص9.
  8. غررالحکم، ص59.
  9. بحارالانوار، ج1، ص119.
  10. بحارالانوار، ج99، ص187.
  11. بحارالانوار، ج75، ص80.
  12. غررالحکم، ص394.
  13. الکافی، ج8، ص352.
  14. مستدرک الوسائل، ج11، ص164.
  15. من لایحضره الفقیه، ج2، ص623.
  16. مستدرک الوسائل، ج7، ص46.
  17. دعائم الاسلام، ج1، ص353.
  18. غررالحکم، ص394.
  19. مستدرک الوسائل، ج13، ص1589.
  20. بحارالانوار، ج32، ص416.
  21. بحارالانوار، ج28، ص88.
  22. بحارالانوار، ج74، ص252.
  23. مستدرک الوسائل، ج13، ص160.
  24. بحارالانوار، ج14، ص472.
  25. مصباح الشریعة، ص5، الباب الاول فی العبودیة...
  26. الکافی، ج2، ص145.
  27. ارشاد القلوب، ج1، ص149.
  28. بحارالانوار، ج32، ص400.
  29. بحارالانوار، ج28، ص88.
  30. بحارالانوار، ج74، ص252.
  31. بحارالانوار، ج75، ص50.
  32. مستدرک الوسائل، چ13، ص158.
  33. غررالحکم، ص59، علائم الحکیم...
  34. مستدرک الوسائل، ج11، ص310.
  35. بحارالانوار، ج95، ص35.
  36. غررالحکم، ص394، الانصاف و مدحه...
  37. الکافی، ج2، ص144، باب الانصاف والعدل.
  38. مستدرک الوسائل، ج11، ص310.
  39. 34 ـ باب وجوب إنصاف الناس ولو من نف.
  40. غررالحکم، ص255، العفة...
  41. الکافی، ج2، ص103 باب حسن البشر.
  42. مستدرک الوسائل، ج7، ص213.
  43. 26 ـ باب استحباب الایثار علی النفس.
  44. الکافی، ج2، ص240 باب المؤمن و علاماته و صفاته...
  45. الکافی، ج2، ص241 باب المؤمن و علاماته و صفاته.
  46. وسائل الشیعة، ج15، ص254.
  47. 23 ـ باب وجوب اجتناب المحار.
  48. مستدرک الوسائل، ج13، ص167 ذکر ما ینبغی أن یأ خذ الوالی به نفسه.
  49. مستدرک الوسائل، ج13، ص158 ذکر ما ینبغی للوالی أن ینظر فیه.
  50. الصحیفة السجادیة، ص174 (41).
  51. بحارالانوار، ج91، ص336، باب 45.
  52. الصحیفة السجادیة، ص72 (14).
  53. بحارالانوار، ج5، ص233 باب 10 ـ الطینة والمیثاق.
  54. الکافی، ج1، ص20.
  55. شرح نهج البلاغة، ج20، ص302 الحکم المنسوبة... ص253.
  56. مستدرک الوسائل، ج11، ص310.
  57. 34 ـ باب وجوب إنصاف الناس و لو من نف.
  58. بحارالانوار، ج75، ص82.
  59. أعلام الدین، ص265، من الاخبار فی العظات و الاداب...
  60. دیوان الامام علی علیه السلام، ص284 امر به فضل و عفو و احسان...
  61. غررالحکم، ص394، آثار الانصاف...
  62. غررالحکم، ص394، آثار الانصاف.
  63. غررالحکم، ص395، آثار الانصاف...
  64. غررالحکم، ص394، آثار الانصاف...
  65. غررالحکم، ص 39 آثار الانصاف...
  66. غررالحکم، ص394 آثار الانصاف...
  67. غررالحکم، ص395، آثار الانصاف...
  68. مستدرک الوسائل، ج11، ص308.
  69. 34 ـ باب وجوب إنصاف الناس ولو من نف.
  70. غررالحکم، ص394، آثار الانصاف...
  71. غررالحکم، ص394، آثار الانصاف...
  72. غررالحکم، ص394، آثار الانصاف...
منبع: موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل بیت (ع) - تاریخ برداشت: 95/03/23