فرهنگ مصادیق:انحصار حق تولید

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از انحصار حق تولید)
پرش به: ناوبری، جستجو
انحصار حق تولید

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ انحصارطلبی علل و آثار آن
۲ انحصار-ویکی پدیا

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ تولید کالای مورد نیاز
۲ تولید علم مورد نیاز
۳ غنا (تولید، ضبط، پخش غنا)
۴ اشتغال در مراکز تولید کالای حرام
۵ انحصار منابع طبیعی
۶ تولید بازی رایانه‌ای گمراهگر
۷ تولید محصولات فرهنگی مورد نیاز
۸ تولید ابزار مورد نیاز
۹ تولید فیلمهای فساد انگیز
۱۰ تولید مواد مخدر
۱۱ تولید و تکثیر ویروس نرم افزاری
۱۲ تولید و توزیع بت
۱۳ غیبت تصویری (تولید، پخش، مشاهده)
۱۴ تولید و توزیع اسباب بازی گمراهگر
۱۵ تولید ابزار لهو و لعب
۱۶ انحصار حق توزیع
۱۷ انحصار در بخش خصوصی
۱۸ انحصار در بخش دولتی
۱۹ پرداخت حق کارگر
۲۰ پرداخت حق همسر در شیر دادن کودک
۲۱ رعایت حق دیگران
۲۲ کتمان حق
۲۳ انکار حق
۲۴ تصرف در مال و حق ضعیفان
۲۵ خشونت در برابر حق
۲۶ نپرداختن حق مردم از بیت المال
۲۷ نپرداختن حق مساکین

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده: گریگوری منکیو مترجم: دکتر حمیدرضا ارباب

علل انحصار اقتصادی -راسخون

اگر شما یک رایانهٔ شخصی داشته باشید قطعاً نسخه‌های مختلف ویندوز (به عنوان سیستم عامل) را از شرکت مایکروسافت خریداری کرده‌اید. وقتی شرکت مایکروسافت برای نخستین بار برنامهٔ ویندوز را طراحی کرد، از دولت یک حق انحصاری تکثیر نرم افزار دریافت کرد. حق انحصاری دریافت شده این امکان را به شرکت مایکروسافت می‌داد که به تکثیر و فروش سیستم عامل ویندوز اقدام کند. اگر شخصی می‌خواست نسخه‌ای از سیستم عامل ویندوز را تهیه کند می‌توانست با مبلغ ۵۰ دلار آن را از شرکت مایکروسافت بخرد. بنابراین می‌توانیم بگوییم که شرکت مایکروسافت حق انحصار فروش ویندوز را در اختیار داشت.
تصمیم گیری‌های شرکتی مانند مایکروفاست با الگوی رفتار بنگاه به هیچ وقت وجه شباهت ندارد. بازارهای رقابتی که در آن‌ها تعداد بسیار زیادی بنگاه کالاهای یکسان تولید می‌کردند، نمی‌توانستند اثری بر قیمت بازار داشته باشند. برعکس، بنگاه انحصاری مانند شرکت مایکروسافت هیچ رقیبی ندارد و از این رور می‌تواند بر قیمت بازار یا قیمت محصولات تولیدی خود کنترل و نظارت داشته باشد. یک بنگاه رقابتی قیمت پذیر و یک بنگاه انحصاری قیمت گذار است.
قدرت بازار ارتباط بین قیمت بنگاه و هزینه‌های آن را تغییر می‌دهد. یک بنگاه رقابتی قیمت محصول خود را از بازار می‌گیرد (بنگاه رقابتی قیمت پذیر است) و آن گاه مقدار تولید و عرضهٔ خود را در سطحی انتخاب می‌کند که در آن قیمت با هزینهٔ نهایی برابر است. برعکس قیمت تعیین شده از سوی یک بنگاه انصحاری بیش از هزینهٔ نهایی است. این وضعیت در مورد شرکت مایکروسافت کاملاً صدق می‌کند. هزینهٔ نهایی نرم افزار ویندوز (آخرین کپی برنامهٔ ویندوز که به صورت CD عرضه می‌شود) تنها چند دلار است، ولی قیمت برنامهٔ ویندوز در بازار چندین برابر هزینهٔ نهایی آن است.
بنابراین تعجبی ندارد اگر در بازار انحصاری قیمت بیش از هزینهٔ تولید باشد. مصرف کنندگان و مشتریان بازار انحصاری انتخابی محدود دارند ولی در عین حال مجبور به پرداخت قیمت بازار انحصاری هستند. اگر چنین وضعیتی در بازار انحصاری وجود دارد پس چرا یک نسخه از نرم افزار ویندوز به قیمت ۵۰۰ دلار یا ۵۰۰۰ دلار به فروش نمی‌رسد؟ دلیل آن روشن است، اگر شرکت مایکروسافت چنین قیمت بالایی را برای کالای خود تعیین کند مردم بسیار کمی می‌توانند آن را بخرند. در این صورت مردم کم تر رایانه می‌خرند و به سراغ سایر سیستم‌های عامل می‌روند و حتی ممکن است نسخه‌های کپی غیرقانونی رواج یابد و مشتریان از آن نسخه‌ها استفاده کنند. انحصارگر و بازار انحصار نمی‌تواند هر مقدار سود که می‌خواهد کسب کند زیرا با افزایش قیمت (چون قیمت گذار است) مقدار تقاضای مشتریان کاهش می‌یابد. هر چند انحصار می‌تواند قیمت را کنترل کند ولی سود انحصارگر نامحدود نیست.
همان طور که به بررسی تصمیم گیری بازار انحصار در مورد تولید و قیمت گذاری می‌پردازیم مفاهیم انحصار در جامعه را به طور کلی در نظر می‌گیریم. هدف شرکت‌های انحصاری مانند شرکت‌های رقابتی حداکثر کردن سود است. البته هدف حداکثر کردن سود برای شرکت‌های رقابتی و انحصاری به اهدافی متعدد تقسیم می‌شود. نفع شخصی خریداران و فروشندگان در بازارهای رقابتی با وجود دست نامرئی باعث بهبود رفاه کل اقتصاد می‌شود. برعکس از آن جا که شرکت‌های انحصاری از سوی رقبا کنترل نمی‌شوند (چون رقیبی برای آن‌ها وجود ندارد)، وجود یک بازار انحصاری اغلب به نفع کل جامعه نیست.
«دولت‌ها می‌توانند باعث بهبود نتایج بازار شوند». تجزیه و تحلیل این مقاله بیش تر با استفاده از این اصل انجام شده است. به تدریج که دربارهٔ مشکلات به وجود آمده از سوی انحصارگران صحبت می‌کنیم به راه حل‌های مختلفی که سیاست گذاران دولت برای حل این مشکلات ارائه می‌کنند نیز اشاره خواهیم کرد. مثلاً دولت امریکا تنها یک چشم خود را بر روی تصمیم گیری‌های شرکت مایکروسافت می‌بندد. در سال ۱۹۹۴ دولت امریکا از خرید شرکت اینتوئیت [۱]توسط مایکروسافت جلوگیری کرد (شرکت اینتوئیت یک شرکت تولید و فروش نرم افزارهای مالی بود). خرید شرکت اینتوئیت توسط مایکروسافت و ادغام دو شرکت باعث افزایش قدرت بازار شرکت مایکروسافت می‌باشد.
بازار انحصار بازاری است که در آن تنها یک فروشندهٔ منحصر به فرد وجود دارد و کالایی تولید می‌کند که هیچ جانشین مناسبی ندارد. علت اصلی به وجود آمدن انحصار محدودیت ورود به بازار است:
انحصارگر تنها فروشندهٔ بازار است زیرا سایر شرکت‌ها نمی‌توانند وارد بازار شوند و با این شرکت رقابت کنند.

محدودیت ورود به بازار نیز در جای خود سه علت دارد:

• یک منبع یا نهادهٔ اصلی تولید تحت مالکیت یک شرکت است.
• دولت حق انحصار تولید و عرضهٔ برخی کالاها و خدمات را به یک شرکت واگذار می‌کند.
• ممکن است هزینه‌های تولید یک تولیدکننده کاراتر از سایر تولیدکنندگان باشد.
حال به بررسی هر یک از دلایل سه گانه فوق می‌پردازیم.

منابع انحصار

ساده‌ترین علت به وجود آمدن انحصار این است که شرکتی مالکیت یک منبع تولیدی اصلی را داشته باشد مثلاً بازار عرضه آب در یک شهر کوچک را در نظر بگیرید. اگر در این شهر برای نمونه ۱۲ شرکت عرضهٔ آب وجود داشته باشد ما با الگوی بازار رقابتی رو به رو هستیم. در این حالت قیمت یک گالن آب باید با هزینهٔ نهایی تولید و عرضهٔ آن برابر باشد. اما اگر فقط یک چاه آب و یک شرکت عرضه کنندهٔ آب در شهر وجود داشته باشد و امکان تهیهٔ آب از هیچ نقطهٔ دیگر برای شهروندان ممکن نباشد، آن گاه مالک چاه آب یک انحصارگر خواهد بود. بدیهی است که این انحصارگر در مقایسه با هر شرکت بنگاه رقابتی«قدرت بازار»، بیش تری دارد. در حالت انحصار آب (که یک کالای ضروری و حیاتی است)، انحصارگر می‌تواند با وجود هزینهٔ نهایی بسیار اندک، قیمت بسیار بالایی برای هر گالن آب تعیین کند.
اگرچه مالکیت یک نهادهٔ اصلی و کلیدی یک دلیل بالقوهٔ به وجود آمدن انحصار است، ولی در عمل ظهور شرکت‌های انحصاری به این علت به ندرت اتفاق می‌افتد. اقتصادهای واقعی بسیار بزرگ هستند و منابع متعلق به همهٔ مردم اند. در واقع از آن جا که بسیاری از کالاها در سطح بین المللی مورد مبادله قرار می‌گیرند. آزادی عمل طبیعی بسیاری از بازارها غالباً وسیع و جهانی است بنابراین مثال‌هایی اندک می‌توانیم ارائه کنیم که شرکت‌هایی مالک انحصاری یک نهادهٔ اصلی تولید باشند و هیچ جانشین مناسبی برای آن نهاده وجود نداشته باشد.

مطالعهٔ موردی: انحصار الماس

یک مثال کلاسیک در مورد انحصار، مالکیت یک نهاده توسط شرکت الماس آفریقای جنوبی (به نام دِ بی یرز[۲]) است. این شرکت ۰/۸۰ تولید جهانی را در اختیار دارد. اگرچه سهم شرکت از بازار ۱۰۰ درصد نیست ولی حجم فعالیت آن نسبت به سایرین به قدری زیاد است که اثری قابل ملاحظه بر قیمت بازار الماس دارد.
قدرت بازار یا «قدرت انحصاری» شرکت فوق چقدر است؟ پاسخ بستگی به این دارد که آیا جانشینی مناسب برای الماس وجود دارد یا خیر؟ اگر مردم فیروزه، یاقوت، زمرد، و سایر سنگ‌های زینتی را جانشینی مناسب برای الماس به حساب آورند، آن گاه شرکت فوق «قدرت انحصاری» کمی دارد. در این حالت هرگونه تلاش برای افزایش قیمت الماس باعث می‌شود تا مردم به سایر سنگ‌های زینتی روی آورند. اما اگر در نظر مردم این سنگ‌ها جانشین مناسب الماس نباشند شرکت می‌تواند اثر زیادی بر قیمت الماس داشته باشد.
شرکت تولید کنندهٔ الماس مبالغ زیادی برای تبلیغات پرداخت می‌کند. ابتدا ممکن است این تصمیم عجیب به نظر برسد. اگر یک انحصارگر تنها فروشندهٔ محصول باشد دیگر چه احتیاجی به تبلیغ هست؟ یک هدف شرکت متفاوت بودن الماس تولیدی از سایر جواهرات قیمتی مورد علاقهٔ مشتریان است. وقتی شرکت تبلیغ می‌کند که «الماس عمر ابدی دارد»، شما باید بفهمید که این عمر ابدی برای سایر جواهرات قیمتی صدق نمی‌کند و اگر تبلیغات مؤثر باشند مشتریان الماس را یک کالای منحصر به فرد به حساب می‌آورند نه آن که یک سنگ قیمتی در کنار سایر سنگ‌ها باشد و همین امر باعث می‌شود تا قدرت انحصاری شرکت تولید کنندهٔ الماس بیش تر می‌شود.

انحصارات دولتی

در بسیاری از وضعیت‌ها انحصار به این دلیل به وجود می‌آید که دولت به یک شخص یا یک بنگاه (شرکت) حق انحصاری فروش برخی کالاها و خدمات را اعطا کرده است. برخی اوقات از انحصارگر فقط به علت ارتباطات سیاسی محض به وجود می‌آید. مثلاً پادشاهان مجوز انحصار تجارت را به دوستان بستگان، و خویشاوندان خود می‌دهند. درسایر وضعیت‌ها نیز دولت اعطا کنندهٔ انحصار است زیرا معتقد است این کار به نفع عموم است. مثلاً دولت امریکا انحصاری خاص را به شرکت حل مشکلات شبکه اعطا کرده است. این شرکت به نگهداری اطلاعات پایه‌ای در مورد تمامی شرکت‌ها و سازمان‌های موجود در شبکه (به صورت org.net،com.net) به طور جامع و فراگیر می‌پردازد.
حق ثبت اختراع و حق انتشار و چاپ کتاب دو مثال مهم در مورد نحوهٔ ایجاد انحصار توسط دولت به منظور تأمین منافع عمومی هستند. وقتی یک شرکت دارویی یک قرص جدید تولید می‌کند. طبق قوانین می‌تواند حق انحصاری تولید آن را از دولت دریافت کند. اگر دولت متقاعد شود که این قرص جدید واقعاً برای نخستین بار تولید شده، حق انحصاری تولید و فروش را به شرکت دارویی برای مدت ۲۰ سال اعطا می‌کند. به طور مشابه وقتی یک نویسنده کتابی تألیف می‌کند، حق انحصاری انتشار کتاب را از دولت دریافت می‌کند. حق انحصاری انتشار کتاب، یک تضمین قانونی دولتی است که به موجب آن هیچ فرد دیگری حق چاپ و فروش آن کتاب را بدون اجازه مؤلف ندارد. حق انحصاری انتشار کتاب نویسنده را به یک انحصارگر فروش آن رمان تبدیل می‌کند.
آثار حق اختراع و حق انتشار را به راحتی می‌توانیم بررسی کنیم. از آن جا که این قوانین تولید کننده‌های انحصارگر به وجود می‌آورند، می‌توانیم برخلاف شرایط رقابتی، قیمت‌هایی بالاتر برای کالای خود تعیین کنیم. اما با وجود این که تولید کنندگان انحصار قیمت‌هایی بالاتر برای محصولات خود تعیین می‌کنند و سودی بیش تر به دست می‌آورند، همین قوانین موجب خلق رفتارهای مطلوب نیز می‌شوند. به شرکت‌های دارویی به عنوان انحصارگران تولید دارو این امکان داده می‌شود تا باز هم برای پژوهش‌های بیش تر و تولید قرص‌ها و داروهای جدید تلاش کنند. در واقع اعطا انحصار موجب تشویق آن‌ها به فعالیت‌های پژوهشی بیش تر خواهد شد. مؤلفین نیز به عنوان انحصارگران تألیف و فروش کتاب‌های خود تشویق می‌شوند تا کتاب‌هایی بیش تر تألیف کنند.
بنابراین قوانین حق اختراع و حق انتشار کتاب دارای منافع و زیان‌هایی بای جامعه هستند. منافع حق اختراع و حق انتشار کتاب افزایش انگیزه برای فعالیت‌های خلاقانهٔ بیش ترند. این منافع تا حدی با قیمت گذاری انحصاری، که دربارهٔ آن صحبت خواهیم کرد، از بین می‌روند.

انحصارات طبیعی

یک صنعت، زمانی دارای انحصار طبیعی است که فقط شرکتی بتواند کالا یا خدمتی را با هر نیروی کم تر از هزینهٔ دو یا چند شرکت به بازار عرضه کند. انحصار طبیعی زمانی به وجود می‌آید که در دامنه‌ای از محصولات وابسته به هم یا صرفه‌های ناشی از مقیاس روبه رو باشیم. نمودار ۱ نشان می‌دهد که هزینه‌های متوسط کل یک شرکت با صرفه‌های ناشی از مقیاس همراه است به عبارت دیگر برای هر سطح از تولید، تعداد بسیار زیادی از شرکت‌ها توان تولید این یک شرکت را ندارند و هزینه‌های متوسط کل آن‌ها نیز بیش تر است.
یک مثال از انحصار طبیعی شرکت آب و فاضلاب در یک شهر است. برای تهیه و توزیع آب ساکنان یک شهر، شرکت باید شبکه‌ای از لوله کشی آب در شهر ایجاد کند. اگر دو یا چند شرکت رقیب بخواهند به تهیه و توزیع آب برای ساکنان شهر بپردازند هر کدام باید هزینه‌های ثابت ساخت شبکه آبرسانی را پرداخت کنند. بنابراین اگر یک شرکت منحصر به فرد خدمات آبرسانی را انجام دهد، هزینهٔ متوسط کل کم تر خواهد شد.
در بخش قبل که دربارهٔ کالاهای عمومی و منابع مشترک صحبت کردیم، برخی مثال‌های مربوط به انحصارات طبیعی را نیز ارائه کردیم. در آن جا گفتیم که برخی کالاهای اقتصادی استثناپذیرند ولی مانعه الجمع (رقیب) نیستند. مثلاً عبور از یک پل به قدری کم صورت می‌گیرد که هیچ گاه بر آن ترافیک و ازدحام رفت و آمد دیده نمی‌شود، پل یک کالای استثناپذیر است زیرا با وضع عوارض می‌توانیم از عبور یک فرد از روی پل جلوگیری کنیم. از طرفی پل یک کالای مانعه الجمع نیست زیرا استفادهٔ یک شخص از این پل به هیچ وجه مانع استفادهٔ دیگران نمی‌شود یا توانایی آن‌ها را در استفاده از پل کاهش نمی‌دهد. از آن جا که برای ساختن پل یک هزینهٔ ثابت پرداخت می‌شود و هزینهٔ نهایی استفاده کنندگان بیش تر بسیار اندک است. هزینهٔ متوسط کل عبور از پل (هزینهٔ کل تقسیم بر تعداد افرادی که از روی پل عبور می‌کنند) با افزایش تعداد مسافرین کاهش می‌یابد. از این رو پل یک انحصارطبیعی محسوب می‌شود.
نمودار ۱. انحصار و صرفه‌های ناشی از مقیاس. وقتی منحنی هزینهٔ متوسط کل یک بنگاه همواره نزولی است، بنگاه دارای انحصار طبیعی خواهد بود. در چنین حالتی وقتی تولید بین چند بنگاه تقسیم می‌شود، تولید هر بنگاه( در مقایسه با بنگاه انحصارگر) کم تر می‌شود و از این رو هزینهٔ متوسط کل افزایش می‌یابد. در نتیجه یک بنگاه واحد می‌تواند مقدار کالای موردنظر را با کم‌ترین هزینه تولید کند.
وقتی بنگاهی دارای انحصار طبیعی است، توجهی به سایر بنگاه‌ها که با ورود خود به بازار، قدرت انحصاری او را کاهش می‌دهند نخواهد داشت. معمولاً یک بنگاه، بدون مالکیت یک منبع کلیدی یا حمایت دولت، برای حفظ وضعیت انحصاری خود مشکل خواهد داشت. سود انحصاری باعث جذب سایر افراد به بازار می‌شود و ممکن است با ورود بنگاه‌های جدید به بازار انحصار به سمت بازار رقابتی حرکت کند. در مقابل، ورود به بازاری که یک شرکت در آن انحصار طبیعی دارد چندان جذاب نیست. سایر بنگاه‌های جدیدالورود به بازار انحصار باید بدانند که هرگز نمی‌توانند به هزینه‌های اندک انحصارگر دست یابند زیرا پس از ورود، هر بنگاه بخشی کوچک از بازار را در اختیار خواهد داشت.
در برخی حالات، اندازهٔ بازار یک عامل تعیین کنندهٔ انحصار طبیعی صنعت است. پلی را که بر روی رودخانه‌ای احداث شده است در نظر بگیرید. وقتی جمعیت کم است پل یک انحصار طبیعی است. یک پل می‌تواند کل تقاضای عبور افراد را با کم‌ترین هزینه پاسخگو باشد. با رشد جمعیت و تراکم عبور از پل، تأمین رضایت همهٔ مردم و پاسخگویی به تقاضای عبور از پل ممکن نیست در این حالت به احداث دو یا سه پل بر روی رودخانه نیاز داریم. بنابراین با گسترش بازار، یک انحصار طبیعی می‌تواند به یک بازار رقابتی تبدیل شود.

فهرست منابع

منکیو، گریگوری، (1391)
کلیات علم اقتصاد، ترجمه: حمیدرضا ارباب، تهران: نشرنی، چاپ اول

پانویس

  1. Intuit
  2. De Beers
منبع: راسخون - تاریخ برداشت:95/2/17