فرهنگ مصادیق:انحراف اخلاقی

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از انحراف اخلاقی)
پرش به: ناوبری، جستجو
انحراف اخلاقی

نویسنده:سعید مظفری

برخی از عوامل انحرافات اخلاقی

مقدمه

انسان موجودی است مختار و دارای قدرت اختیار و انتخاب؛ انتخاب خوب یا بد و دائماً در مقابل خیر و شر قرار گرفته وهمواره یکی را انتخاب کرده است که در پی آن بعضی افراد، انسانهای با اخلاقی می‌شوند و بعضی دیگر افرادی بد اخلاق می‌شوند.
لازم به ذکر است که مقصود از اخلاق در اینجا اخلاق اسلامی می‌باشد.
در ابتدا باید ببینیم اخلاق اسلامی دارای اصالت است یا اینکه یک سلسله دستورات است که به انسان تحمیل می‌شود؛اصلاً سرشت انسان‌ها به خوبی‌ها تمایل دارد یا به بدی ها؛اگر به خوبی‌ها تمایل دارد چگونه است که افرادی دچار انحراف می‌شوند و اگر به بدی‌ها تمایل دارد چرا انسانها به یکدیگر خوبی می‌کنند.
آیه ۳۰ از سوره روم که به آیه فطرت مشهور است می‌فرماید:
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ؛[۱] پس روی خود را متوجّه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند، انسانها را بر آن آفریده؛ دگرگونی در آفرینش الهی نیست؛ این است آیین استوار؛ ولی اکثر مردم نمی‌دانند.
این آیه مشخص می‌کند که سرشت انسان به حقیقت و خوبی‌ها تمایل دارد که هیچ گونه تغییری در آن حاصل نمی‌شود وغیر قابل تبدیل است.
در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است که مقصود از فطرت در این آیه اسلام است و خداوند انسان را بر یگانه پرستی آفرید.
عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا[۲] مَا تِلْکَ الْفِطْرَةُ قَالَ هِیَ الْإِسْلَامُ فَطَرَهُمُ اللَّهُ حِینَ أَخَذَ مِیثَاقَهُمْ عَلَی التَّوْحِیدِ قَالَ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ وَ فِیهِ الْمُؤْمِنُ وَ الْکَافِرُ؛
عبدالله بن سنان می‌گوید: از امام صادق علیه السلام راجع به قول خدای عزوجل :«فطرت خدائی است که مردم را بر آن آفریده» پرسیدم،این فطرت چیست؟ فرمود: فطرت اسلام است که خدا مردم را هنگامی که از آنها پیمان گرفت بر یگانگی آفرید. خدا فرمود:« مگر من پروردگار شما نیستم؟» ودر آن مؤمن و کافر هر دو بودند.[۳]
در لغت نامه کتاب العین در معنی واژه اسلام می‌نویسد: الإسلام: الاستسلام لأمر الله تعالی، و هو الانقیاد لطاعته، و القبول لأمره؛ اسلام یعنی سرسپردن به فرمان خداوند بزرگ، که همان مقًیَّد شدن برای اطاعت کردن و پذیرش امر اوست.[۴]
پس فطرت همه انسانها یکسان است که همان تسلیم شدن درمقابل خداوند می‌باشد و هیچ تغییری در آن حاصل نمی‌شود.
با توجه به فطرت انسان که بسوی خوبی‌ها متمایل است و قدرت اختیار وانتخاب او، انسان می‌بایست همواره کارهای خوب را انجام می‌داد در حالی که می‌بینیم که بعضی انسانها گمراه و دچار انحرافات اخلاقی می‌شوند؛در نتیجه عواملی وجود دارد که انسان تحت تأ ثیر آنها ممکن است در انتخاب اشتباه کند که ما به برخی ازآنها اشاره می‌کنیم.
نکته قابل توجه این است که این عوامل صرفاً عوامل مؤثر در انتخاب انسان هستند و هیچ کدام باعث سلب اختیار از انسان نمی‌شوند و دایره اختیار انسان فراتر از همگی این عوامل است، بطوری که حتی با وجود همگی عوامل، انسان می‌تواند با اختیار کامل انتخابی صحیح داشته باشد زیرا هر انسانی دارای عقل،اراده و اختیار است.
لازم به ذکر است که عواملی هم وجود دارد که بوسیله آنها انسان می‌تواند انتخاب درستی داشته باشد که راه‌های مقابله با عوامل انحرافات اخلاقی به حساب می‌آیند.
اکنون برخی از عوامل انحراف اخلاقی را توضیح می‌دهیم.

تربیت نادرست

یکی از عواملی که ممکن است در انحراف اخلاقی تأثیر گذار باشد تربیت نادرست است.
تربیت اولین عاملی است که انسان آن را از کودکی کسب می‌کند؛تربیت به دو علت یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر اعمال انسان است؛ اول اینکه کودک بسیار تأ ثیرپذیر است؛ دوم اینکه آثاری که در سنین کودکی در روح او نفوذ می‌کنند ماندنی هستند.
امام علی علیه السلام می‌فرماید:العلم من الصغر کانقش فی الحجر؛ تعلیم در کودکی مانند نقش است که روی سنگ کنده شود.[۵]
بدیهی است این آثار که در روح کودک بجای مانده در سنین جوانی و حتی بزرگسالی منشأ صدور اعمال و افعالی از انسان می‌شود که بستگی به نوع آن تعلیمات دارد.
تربیت در معنای عام به معنی پروردن است که شامل جسم و روح انسان می‌شود.
تربیت عاملی مهم در رسیدن انسان به کمال و کسب فضایل اخلاقی است که با پرورش دادن استعدادها که در رأس آنها امور فطری هستند و ایجاد آگاهی در انسان حاصل می‌شود.
از وظیفه مربی که اولین مربیان انسان والدین او هستند پرورش استعدادها و ایجاد آگاهی می‌باشد، حال اگر این وظیفه به درستی انجام نشود و صرفاً در جهت پرورش جسم و سلامت جسمانی باشد امور فطری انسان همچنان بالقوه باقی می‌ماند و کمبود آگاهی باعث می‌شود که امور غریزی انسان از مسیر خودشان منحرف شده و با سوءاستفاده موجبات انحراف اخلاقی شخص را فراهم کند.

وراثت

یکی دیگر از عواملی که در رفتار انسان تأثیرگذار است و ممکن است باعث انحرافاتی در اخلاق شود عامل وراثت است. والدین به دو صورت تشریعی و تکوینی در فرزند خود تأثیر می‌گذارند، که تربیت بطور تشریعی و عامل وراثت بصورت تکوینی از والدین به فرزند منتقل می‌شود.
عوامل وراثتی به دو گونه جسمی و روحی از والدین به فرزند منتقل می‌شوند که همه ما با وراثتِ از نوع جسمی تا حدودی آشنایی داریم ؛ مواردی از قبیل رنگ چشم، پوست و مو، چاقی یا لاغری و.... از جمله مواردی هستند که بوسیله ژنهای وراثتی از والدین به انسان منتقل می‌شوند که تأثیر این عوامل بر رفتار انسان کم و بصورت نامحسوس است .
نوع دیگری از وراثت، وراثتِ روحی و روانی است که مقصود ما در این مبحث نیز همین نوع از وراثت می‌باشد.
صفات اخلاقی مانند شوخ طبعی، تند خویی،شجاعت، پرخاشگری و.... از قبیل صفاتی هستند که ممکن است بوسیله ژنهای وراثتی از والدین به انسان منتقل شوند ؛ هر کدام از این صفات اگر از حالت تعادل خارج شود باعث انجام اعمالی می‌شوند که امکان دارد با معیارهای اخلاقی ناسازگار باشد.
خداوند متعال در سوره نوح آیه ۲۷ می‌فرماید:
إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا؛[۶] چرا که اگر آنها را باقی بگذاری، بندگانت را گمراه می‌کنند و جز نسلی فاجر و کافر به وجود نمی‌آورند!
در روایات هم به تأثیر وراثت در رفتار اشاره‌هایی شده است.
امام علی علیه السلام می‌فرماید:
حسن الخلاق برهان کرم الأعراق؛ اخلاق پاک و نیک، دلیل وراثتهای پسندیده انسان(از پدر و مادر) است.[۷]
در حدیث دیگری از همان حضرت می‌خوانیم:
علیکم فی طلب الحوائج بشراف النفوس ذوی الأصول الطیبة فإنها عندهم أقضی و هی لدیکم أزکی؛ در طلب حوائج به سراغ مردم شریف النفس که در خانواده‌های پاک و اصیل پرورش یافته‌اند بروید، چرا که نیازمندیها نزد آنها بهتر انجام می‌شود و پاکیزه تر صورت می‌گیرد. [۸]

محیط و اجتماع

محیط‌های سالم معمولاً افراد سالم و محیط‌های آلوده معمولاً افراد آلوده پرورش می‌دهند.
البته انسان می‌تواند با عقل،اراده و اختیار که سرمایه‌های هر انسانی هستند در محیط آلوده سالم و درستکار باشد زیرا محیط، علت تامه در اعمال انسان نیست ولی یک عامل مؤثر است که زمینه گناهان و انحرافات اخلاقی را فراهم می‌سازد .
انسان موجودی اجتماعی است که برای رفع نیازهای خود با اجتماع در تقابل می‌باشد و بخشی از زندگی خود را در اجتماع می‌گذراند و از آنجایی که موجودی تأثیرگذارو تأثیرپذیر از محیط پیرامون خود می‌باشد ممکن است در محیط و اجتماع دچار تغییرات اخلاقی شود که نوع آن تغییرات در درجه اول بستگی به خود شخص و سپس بستگی به محیط و آن اجتماع دارد که اهمیت محیط واجتماع را در رفتار انسان نشان می‌دهد.
در سوره نساء آیه ۹۷ آمده آست که:
إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا؛[۹]
کسانی که فرشتگان [قبض ارواح]، روح آنها را گرفتند در حالی که به خویشتن ستم کرده بودند، به آنها گفتند: (شما در چه حالی بودید؟ [و چرا با اینکه مسلمان بودید، در صفِ کفّار جای داشتید؟!]) گفتند: (ما در سرزمین خود، تحت فشار و مستضعف بودیم.) آنها [فرشتگان] گفتند: (مگر سرزمین خدا، پهناور نبود که مهاجرت کنید؟!) آنها [عذری نداشتند، و] جایگاهشان دوزخ است، و سرانجام بدی دارند.
در این آیه یکی از راه‌های مقابله با محیط و اجتماع آلوده را مهاجرت ذکر کرده است .
در حدیث معروفی، از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می‌خوانیم که روزی یاران خود را مخاطب ساخته و فرمود: « ایاکم وخضراء الدمن، قیل یارسول الله ومن خضراء الدمن قال صلی الله علیه و آله: المرئة الحسناء فی منبت السوء؛ از گیاهان (زیبایی که) بر مزبله‌ها می‌روید بپرهیزید! عرض کردند ای رسول‌خدا! گیاهان زیبایی که بر مزبله‌ها می‌روید اشاره به چه کسی است؛ فرمود: زن زیبایی که در خانواده (و محیط) بد پرورش یافته!»[۱۰]

معاشرت و دوستان

یکی دیگر از عوامل تأثیر گذار بر انحراف اخلاقی، دوستان انسان هستند.
همانطور که انسانهای پاک می‌توانند سبب هدایت انسانهای گمراه شوند، افراد آلوده هم می‌توانند سبب آلودگی و گمراهی انسانهای پاک شوند.
انسان در معاشرتهای روزمره گاهی با افرادی برخورد می‌کند که آنها را برای اولین بار دیده یا اینکه دوستی چندانی ندارد که در برخورد با آنها خود را می‌گیرد ویک قیافه مصنوعی به خود می‌دهد اما هنگامی که معاشرت با آنها به طول انجامید یک حالت صمیمیت و انس میان آن دو حاصل می‌شود، بحث ما هم در مورد همین دوستی‌ها و صمیمیتهاست که می‌تواند تأثیر گذار باشد.
افراد گمراه سبب فراموشی یاد خداوند می‌شوند که در سوره فرقان آیات ۲۷ تا ۲۹ به این نکته اشاره شده است:
وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا، يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا، لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِي وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنْسَانِ خَذُولًا.[۱۱]
و [به خاطر آور] روزی را که ستمکار دست خود را [از شدّت حسرت] به دندان می‌گزد و می‌گوید: (ای کاش با رسول [خدا] راهی برگزیده بودم - ای وای بر من، کاش فلان [شخص گمراه] را دوست خود انتخاب نکرده بودم - او مرا از یادآوری [حق] گمراه ساخت بعد از آنکه [یاد حق] به سراغ من آمده بود!) و شیطان همیشه خوارکننده انسان بوده است.
امام علی علیه السلام نیز در نهج البلاغه به این مسأله اشاره کرده و فرموده:
مُجَالَسَةَ أَهْلِ الْهَوَی مَنْسَاةٌ لِلْإِیمَانِ؛ نشست و برخاست کردن با مردم هواپرست و غافل از خدا، فراموشی ایمان است.[۱۲]
در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم اهمیت معاشرت تا جایی مورد توجه قرار گرفته است که حتی بر دین شخص هم تأثیر گذار معرفی شده است[۱۳] ،امام صادق با استفاده از گفتار پیامبر می‌فرماید: «لاتصحبوا اهل البدع ولاتجالسوهم فتصیروا عند الناس کواحد منهم قال رسول الله صلی الله علیه و آله: المرء علی دین خلیله وقرینه؛ با بدعتگذاران رفاقت نکنید و با آنها همنشین نشوید که نزد مردم همچون یکی از آنها خواهید بود! رسول‌خدا فرمود: انسان پیرو دین دوست و رفیقش می‌باشد!»[۱۴]
اهمیت معاشرت وتأثیر دوستان بر انسان به اندازه‌ای مهم است که در حدیثی ازحضرت سلیمان آمده است که: « لاتحکموا علی رجل بشی‌ء حتی تنظروا الی من یصاحب فانما یعرف الرجل باشکاله واقرانه؛ وینسب الی اصحابه واخدانه؛ دربارهٔ کسی قضاوت نکنید تا نگاه کنید با چه کسی همنشین است؛ چرا که انسان را به وسیله دوستان و همنشین‌هایش می‌توان شناخت؛ و او نسبتی با اصحاب و یارانش دارد.»[۱۵]

تغذیهٔ نادرست

یکی دیگر از عواملی که بر اعمال انسان تأثیرگذار است وممکن است سبب انحراف اخلاقی شود تغذیهٔ نادرست می‌باشد.
شاید در ابتدا باعث تعجب شود که عاملی مانند نوع تغذیه بعنوان یک عامل تأثیرگذار در رفتار انسان ذکر شده است ولی با کمی دقت در آیات و روایات مشاهده می‌کنیم که از جمله دستورات که در اسلام وجود دارد، احکام مربوط به خوردنیها و آشامیدنیها است.
اکنون ما به چند مورد از آنها که در آیات قرآن و روایات آمده‌اند اشاره می‌کنیم.
در آیه۸۷و۸۸ سوره مائده در می‌فرماید:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ، وَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ.[۱۶]
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چیزهای پاکیزه را که خداوند برای شما حلال کرده است، حرام نکنید! و از حدّ، تجاوز ننمایید! زیرا خداوند متجاوزان را دوست نمی‌دارد؛و از نعمتهای حلال و پاکیزه‌ای که خداوند به شما روزی داده است، بخورید! و از [مخالفت] خداوندی که به او ایمان دارید، بپرهیزید!
در آیه اول حرام دانستن غذاهای حلال راعصیان وخروج از حدود الهی شمرده شده و در آیه دوم انسان به استفاده از نعمتهای حلال و پاک الهی فراخوانده شده است و پس از آن انسان را به تقوا سفارش می‌کند که نشان دهنده تأثیر فراوان غذاهای حلال و حرام بر ایمان است.
در احادیث فراوانی نوع غذا از نظرحلال و حرام بودن آن وتأثیرخوراکی‌ها بر رفتار انسان مورد توجه قرار گرفته شده است؛در کتابهای روایی بابی به نام باب الاطعمه (خوراکی‌ها) وجود دارد که نشان دهنده اهمیت نوع تغذیه می‌باشد.
تغذیه سالم وپاک به اندازه‌ای مهم است که رسول اکرم صلی الله علیه وآله و سلم یکی از شرایط استجابت دعا را اجتناب از غذای حرام می‌داند و می‌فرماید: «من احب ان یستجاب دعائه فلیطیب مطعمه و مکسبه؛ کسی که دوست دارد دعایش مستجاب شود، طعام و کسب خود را از حرام پاک کند!»[۱۷]
همانطور که استفاده از غذای پاک ومناسب سبب تعادل رفتار انسان می‌شود،کنار گذاشتن آنها نیز باعث ایجاد اختلالاتی در رفتار انسان می‌شود،که این اختلالات ممکن است بصورت عادات ناپسند، موجب انحراف اخلاقی گردد.
در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده که از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله چنین نقل می‌کند:« مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَقِلَّ غَیْظُهُ فَلْیَأْکُلْ لَحْمَ الدُّرَّاجِ؛کسی که دوست دارد خشم او کم شود گوشت دُرّاج[۱۸] را بخورد.»[۱۹]
در حدیث دیگری، امام علی علیه السلام می‌فرماید: کلوا اللحم فإن اللحم من اللحم و اللحم ینبت اللحم و من لم یأکل اللحم أربعین یوما ساء خلقه و إذا ساء خلق أحدکم من إنسان أو دابة فأذنوا فی أذنه الأذان کله؛ گوشت بخورید؛چرا که گوشت،از گوشت است و گوشت، گوشت می‌رویاند.هر کس چهل روز گوشت نخورد، بدخوی می‌شود و اگر کسی از شما(خواه از انسان‌ها و خواه از چارپایان) بدخوی شد،در گوشش اذانی کامل بگویید.[۲۰]

جهل

یکی دیگر از عواملی که در انحراف اخلاقی نقش دارد جهل است.
جهل دارای دو مفهوم است؛گاهی جهل در مقابل علم قرار می‌گیرد که مفهوم آن عدم آگاهی است، گاهی هم جهل در مقابل عقل قرار می‌گیرد که مفهوم آن عدم استفاده از عقل و عدم تفکر می‌باشد.
برای فهم بهترمفهوم جهل، جملاتی از مرحوم علامه جعفری می‌خوانیم؛ او در شرح نهج البلاغه چنین می‌نویسد:« جهل بسیط با بیطرفی از متعلق آن:( آنچه که مجهول است ) یعنی انسان نمی‌داند چیزی را، یعنی آن چیز برای او مجهول است و دربارهٔ آنچه که مجهول است نظر وارزشیابی مخصوصی هم ندارد، بطوریکه اگر مجهول او حل شود، متعلق جهل او روشن شود. موضع‌گیری صحیحی در برابر آن اتّخاذ می‌نماید. این دسته از جهّال ( نادانان ) با ارتباط صحیح با عالمان و صاحبنظران مطّلع، از جهل گریخته و به علم پناهنده می‌شوند .

جهل مرکب

عبارتست از آن نادانی که جاهل با فرو رفتن در ظلمات جهل، گمان می‌کند یا یقین دارد که عالم است اگر کسی نام این جهل را بیماری کشنده نفس بنامد ،چنین کسی از گروه خوش‌بینان است و اگر کسی بگوید: این جهل، قاتل نفس آدمی و در صورت تأثیر شخصیت او در جامعه قاتل نفوس آدمیان است، با نظر به نتایج ضد انسانی که این بیماری جهل دارا می‌باشد، سخنی مطابق حقیقت گفته است .»[۲۱]
جهل منشأ بسیاری از رذایل و صفات ناپسند اخلاقی می‌باشد که قرآن آن را باعث بسیاری از گناهان و کجروی‌های اقوام گذشته دانسته است.
در سوره نمل آیه ۵۵ منشأ فساد اخلاقی و انحراف جنسی را جهل معرفی می‌کند .
أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ؛[۲۲] آیا شما بجای زنان، از روی شهوت به سراغ مردان می‌روید؟! شما قومی نادانید!)
این آیه جهل را باعث انحراف جنسی قوم لوط می‌داند.
از آثار دیگر جهل که در قرآن ذکر شده است تعصب و لجاجت است که در آیه ۲۶ سوره فتح به آن اشاره شده است.
إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا؛[۲۳] [به خاطر بیاورید] هنگامی را که کافران در دلهای خود خشم و نخوت جاهلیّت داشتند؛ و [در مقابل،] خداوند آرامش و سکینه خود را بر فرستاده خویش و مؤمنان نازل فرمود و آنها را به حقیقت تقوا ملزم ساخت، و آنان از هر کس شایسته‌تر و اهل آن بودند؛ و خداوند به همه چیز دانا است.
سوء ظن و بدبینی از دیگر آثار جهل است که قرآن کریم در سوره آل عمران آیه ۱۵۴ به اشاره کرده است.
ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعَاسًا يَغْشَى طَائِفَةً مِنْكُمْ وَطَائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ؛[۲۴] سپس بدنبال این غم و اندوه، آرامشی بر شما فرستاد. این آرامش، بصورت خواب سبکی بود که [در شب بعد از حادثه احد،] گروهی از شما را فرا گرفت؛ اماگروه دیگری در فکر جان خویش بودند؛ [و خواب به چشمانشان نرفت.] آنها گمانهای نادرستی - همچون گمانهای دوران جاهلیت - دربارهٔ خدا داشتند؛
در روایات متعددی نیز جهل منشأ بیساری از کجروی‌ها و انحرافات معرفی شده است.
در حدیثی از مولای متقیان امام علی علیه السلام لغزشعای انسان را نتیجه جهل او دانسته است« من جهل کثر عثاره؛ هر کس جاهل شد لغزشهایش زیاد می‌شود.»[۲۵]
در حدیث دیگری از همان معصوم آمده است که:« ما کفر الکافر حتی جهل؛ هیچ کافری،کافر نشد مگر در نادانی.»[۲۶]
در این حدیث یکی از مقدمات کفر، جهل معرفی شده است که نشان دهنده تأثیر زیاد آن در زندگی انسان می‌باشد.

پیروی از هوای نفس

واژه «هواء» به معنی هوای نفس در قرآن بیش از ۲۰ دفعه تکرار شده است و پیروی از آن نیز به شدّت منع شده که نشانگر تأثیر فراوان این عامل در انحراف اخلاقی می‌باشد.
یک سری امیال وغرایز در انسان وجود دارد که خلقت آنها از روی حکمت وتدبیر پروردگار در وجود انسان ضروری و در جهت بقای اوست؛دین اسلام برای استفاده و ارضای هر کدام از این امیال برنامه‌ای خاص دارد که انسان برای رسیدن به سعادت ملزم به انجام آنها می‌باشد، چرا که استفاده بیش از حد و افراطی از آن امیال نه تنها موجب سعادت انسان نمی‌شود،بلکه باعث انحراف اخلاقی می‌شود و ممکن است او را به هلاکت برسانند.
فَلَا يَصُدَّنَّكَ عَنْهَا مَنْ لَا يُؤْمِنُ بِهَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَتَرْدَى؛[۲۷] پس مبادا کسی که به آن ایمان ندارد و از هوسهای خویش پیروی می‌کند، تو را از آن بازدارد؛ که هلاک خواهی شد!
نفس انسان بگونه‌ای است که دوست دارد از این امیال بصورت افراطی استفاده کند وبرای ارضای آنها از هیچ گناهی اِبایی ندارد که در قرآن نیز به این مسئله اشاره شده است.
وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ؛[۲۸] من هرگز خودم را تبرئه نمی‌کنم، که نفس [سرکش] بسیار به بدیها امر می‌کند؛ مگر آنچه را پروردگارم رحم کند! پروردگارم آمرزنده و مهربان است.)
حال اگر انسان تابع هوای نفسش باشد می‌خواهد در تمام عمر مرتکب گناه شود.
بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ؛[۲۹] [انسان شک در معاد ندارد] بلکه او می‌خواهد [آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قیامت] در تمام عمر گناه کند!
در روایات متعدد نیز پیروی از هوای نفس به شدت منع شده است.
امام علی علیه السلام می‌فرماید:
مَنْ غَلَبَ عَقْلُهُ هَوَاهُ أَفْلَحَ مَنْ غَلَبَ هَوَاهُ عَقْلَهُ افْتَضَحَ؛کسی که عقلش بر هوای نفسش غالب باشد به سعادت و رستگاری نائل می‌شود،وآن کس که عقلش مغلوب تمایلات نفسانیش باشد،سرانجام رسوا و مفتضح می‌شود.[۳۰]
در حدیث دیگری از همان حضرت آمده است که:
من لم یهذب نفسه فضحه سوء العادة؛کسی که روان خود را از ناپاکی‌های اخلاق تطهیر ننماید،عادات ناپسندش او را رسوا خواهند ساخت.[۳۱]
در حدیث دیگری، امام علی علیه السلام انجام بدیها را پیروی از نفس می‌داند.
من فعل الشر فعلی نفسه اعتدی؛هر کس بدی کند از نفسش پیروی کرده است.[۳۲]

متابعت از شیطان

یکی از عواملی که بر اعمال انسان تأثیر گذار است و سبب سقوط اخلاقی می‌شود متابعت و پیروی از شیطان است .
در قرآن هم به این نکته اشاره مستقیم شده است که پیروی از شیطا ن سبب انجام فحشاء ومنکرات می‌شود .
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ وَمَنْ يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ؛[۳۳] ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از گامهای شیطان پیروی نکنید! هر کس پیرو شیطان شود [گمراهش می‌سازد، زیرا] او به فحشا و منکر فرمان می‌دهد.
برای فهم چگونگی تأثیر شیطان بر اعمال انسان می‌بایست در ابتدا ببینیم که شیطان چه دامهایی را برای انسان گسترده است و چگونه دراو نفوذ می‌کند.

برخی از دام‌های شیطان در آیات و روایات

وسوسه

وسوسه یکی از راه‌های نفوذ شیطان است
َفَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِنْ سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ؛[۳۴] سپس شیطان آن دو را وسوسه کرد، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود، آشکار سازد؛ و گفت: (پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر بخاطر اینکه [اگر از آن بخورید،] فرشته خواهید شد، یا جاودانه [در بهشت] خواهید ماند.
دام دیگر شیطان زینت دادن کارها و نعمتهای مادی جهت گمراه ساختن انسان است
قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ؛[۳۵] گفت: (پروردگارا! چون مرا گمراه ساختی، من [نعمتهای مادّی را] در زمین در نظر آنها زینت می‌دهم، و همگی را گمراه خواهم ساخت.

ترساندن از فقر و تهیدستی

یکی دیگر از دام‌های شیطان که انسان را از دادن صدقه و کمک به برادرانش باز می‌دارد، ترساندن از فقر و تهیدستی است
الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ وَاللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلًا وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ؛[۳۶] شیطان، شما را [به هنگام انفاق،] وعده فقر و تهیدستی می‌دهد؛ و به فحشا [و زشتیها] امر می‌کند؛ ولی خداوند وعده (آمرزش) و (فزونی) به شما می‌دهد؛ و خداوند، قدرتش وسیع، و [به هر چیز] داناست. [به همین دلیل، به وعده‌های خود، وفا می‌کند.

مشارکت در اموال و اولاد

مشارکت در اموال و اولاد یکی دیگر از راه‌های نفوذ شیطان است
وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا؛[۳۷] هر کدام از آنها را می‌توانی با صدایت تحریک کن! و لشکر سواره و پیاده‌ات را بر آنها گسیل دار! و در ثروت و فرزندانشان شرکت جوی! و آنان را با وعده‌ها سرگرم کن! - ولی شیطان، جز فریب و دروغ، وعده‌ای به آنها نمی‌دهد.

بی توجه کردن انسان به نماز

بی توجه کردن انسان به نماز از دیگر کارهای شیطان است
از حضرت علی علیه السلام نقل شده که فرمودند:
«الالتفات فی الصلاة اختلاس من الشیطان فإیاکم و الالتفات فی الصلاة فإن الله تبارک و تعالی یقبل علی العبد إذا قام فی الصلاة فإذا التفت قال الله تبارک و تعالی یا ابن آدم عمن تلتفت ثلاثة فإذا التفت بالرابعة أعرض الله عنه؛ بی توجهی در نماز اختلاسی است از شیطان، پس بپرهیزید از بی توجهی در نماز، زیرا که خداوند تبارک و تعالی روی می‌آورد به بنده در هنگامیکه نمازمی خواند، و وقتی بی توجه شد خدا می‌گوید. ای فرزند آدم از چه کسی روی بر می‌گردانی سه مرتبه این سخن را تکرار می‌شود و آن گاه که مرتبه چهارم بنده بی توجهی کرد، خداوند از او اعراض می‌کند.»[۳۸]

دادن وعده‌های دروغ

دادن وعده‌های دروغ از دیگر دام‌های شیطان است
در آیه ۲۲ سوره ابراهیم به این مسئله اشاره شده که در هنگامی اهل دوزخ و اهل بهشت جدا می‌شوند شیطان برای تمسخر کافران می‌فرماید خداوند شما را به حق وعده داد و من به خلاف حقیقت شما را وعده دادم و خلف وعده کردم و من برای شما هیچ دلیل قاطعی نیاوردم؛ در ادامه آیه می‌فرماید «مَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي؛[۳۹] من بر شما هیچ تسلطی نداشتم وتنها شما را فرا خواندم و شما اجابت کردید.»
مجموعاً با بررسی در می‌یابیم که شیطان یارایی ندارد که کسی را مجبوربه کاری کند، تنها وسوسه و دعوت می‌کند و اگر کسانی دعوت او را پذیرفتند و به دنبال او رفتند طوق بندگی خود را بر گردن آنها می‌نهد.
إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ؛[۴۰] تسلّط او تنها بر کسانی است که او را به سرپرستی خود برگزیده‌اند، و آنها که نسبت به او [= خدا] شرک می‌ورزند [و فرمان شیطان را به جای فرمان خدا، گردن می‌نهند].
البته وسوسه‌ها و دامها ی شیطان ضعیف هستند و انسان بوسیله عقل و خرد آنها را براحتی می‌شناسد.
إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا؛ همانا نقشه شیطان، [همانند قدرتش] ضعیف است.[۴۱]

خلاصه مطلب

در ابتدای سخن به این مطلب اشاره کردیم که این عوامل،صرفاً عوامل مؤثر در انجام اعمال در انسان هستند و هیچ کدام علت انجام فعل نمی‌باشد بطوری که با وجود حتی همگی این عوامل انسان می‌تواند انتخاب درستی داشته باشد و همچنین به این مطلب اشاره کردیم که عواملی وجود دارند که انسان بوسیله آنها می‌تواند انتخاب درستی داشته باشد که به نحوی در مقابل عوامل منحرف کننده قرار می‌گیرند،که در اینجا اشاره‌ای چند به آنها می‌کنیم.
عقل اولین و مهمترین عامل انتخاب وتشخیص انسان است بطوری که با وجود عوامل منحرف کننده،انسان می‌تواند بوسیله عقل انتخاب درستی داشته باشد.
امام علی علیه السلام می‌فرماید:العقل رسول الحق؛عقل پیامبر حق است.[۴۲]
علم و ایمان از دیگر عواملی هستند که انسان می‌تواند بوسیله آنها انتخاب درستی داشته باشد.
امام علی علیه السلام در حدیث دیگری می‌فرماید: العلم أصل کل خیر؛علم سرچشمه همه خوبیهاست.[۴۳]
عامل‌هایی مانند تربیت،دوستان وتغذیه ازعوامل اکتسابی هستند که بوسیله عقل می‌توان آنها را تعدیل کرد بطوری که با تربیت دینی،دوستان مؤمن،تغذیه مناسب و پرهیز از لقمه حرام می‌توان آنها را به عواملی در جهت رسیدن انسان به کمال تبدیل کرد که این کار در پرتو عقل و بوسیله دستورات اسلام میسر است.
با توجه به اکتسابی بودن علم وایمان اینها نیز به عقل بازمی گردنند وبوسیله عقل بدست می‌آیند به همین علت است که عقل مهمترین علت انجام کارهاست.
در آیات بسیاری از قرآن کریم انسان به تعقل و تفکر سفارش شده است که نشان دهنده اهمیت عقل در سعادت انسانهاست.

پا نویس

  1. روم؛ آیه 30
  2. روم؛ آیه 30
  3. الکافی ج: 2 ص: 12 ثقة الاسلام کلینی، انتشارات دار الکتب الإسلامی تهران، 1365 هجری شمسی.
  4. کتاب العین ج :7 ص: 265.
  5. بحارالانوار ج :1 ص :224 علامه مجلسی، انتشارات مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، 1404 هجری قمری.
  6. سوره نوح آیه ۲۷
  7. غررالحکم ص: 254 عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، 1366 هجری شمسی.
  8. غررالحکم ص: 481 عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، 1366 هجری شمسی.
  9. سوره نساء آیه ۹۷
  10. وسائل الشیعه ج: 20 ص: 35 شیخ حر عاملی، انتشارات مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام قم، 1409 هجری قمری.
  11. سوره فرقان آیات ۲۷ تا ۲۹
  12. نهچ البلاغه خطبه: 86 ص: 117 – انتشارات دارالجره قم.
  13. قال(ص): المرء علی دین خلیله وقرینه؛ کافی، جلد 2، ص 375 ثقة الاسلام کلینی، انتشارات دار الکتب الإسلامی تهران، 1365 هجری شمسی.
  14. کافی، جلد 2، ص 375 ثقة الاسلام کلینی، انتشارات دار الکتب الإسلامی تهران، 1365 هجری شمسی.
  15. بحار الانوار ج: 71 ص: 188 علامه مجلسی، انتشارات مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، 1404 هجری قمری.
  16. مائده؛ آیات 87 و 88
  17. عدة الداعی ص:139، ابن فهد حلی، انتشارات دار الکتاب الإسلامی، 1407 هجری.
  18. دراج پرنده‌ای شبیه کبک است که گوشت لذیذی دارد.
  19. کافی ج: 6 ص: 312 ثقة الاسلام کلینی، انتشارات دار الکتب الإسلامی تهران، 1365 هجری شمسی.
  20. بحار الانوار ج: 63 ص: 67 علامه مجلسی، انتشارات مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، 1404 هجری قمری.
  21. شرح نهج البلاغه، علامه محمد تقی جعفری، جلد 25، ص 27و28.
  22. سوره نمل آیه ۵۵
  23. سوره فتح؛ آیه ۲۶
  24. سوره آل عمران؛ آیه ۱۵۴
  25. غررالحکم ص: 75 عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، 1366 هجری شمسی.
  26. غررالحکم ص: 76 عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، 1366 هجری شمسی.
  27. طه؛ آیه 16
  28. یوسف/53.
  29. القیامة/5.
  30. مستدرک الوسائل ج: 11 ص: 212 محدث نوری، انتشارات مؤسسه آل البیت لإحیاء التراث، قم ،1408 هجری قمری.
  31. غررالحکم ص: 240 عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، 1366 هجری شمسی.
  32. غررالحکم ص: 106 عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، 1366 هجری شمسی.
  33. نور/21.
  34. اعراف / 20.
  35. حجر/39.
  36. بقره/ 268.
  37. اسراء/ 64.
  38. بحارالأنوار ج: 81 ص: 239 علامه مجلسی، انتشارات مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، 1404 هجری قمری.
  39. ابراهیم؛ آیه 22
  40. نحل/ 100.
  41. النساء/76.
  42. غررالحکم ص: 50 عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، 1366 هجری شمسی.
  43. غررالحکم ص: 41 عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، 1366 هجری شمسی.
منبع: وبلاگ رهروی ولایت - تاریخ برداشت: 95/04/27