امر به معروف و نهی از منکر(بخش دوم)

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
امر به معروف و نهی از منکر(بخش دوم)

نویسنده: سید احمد خاتمی
مجلات > علمی، خبری > خیمه > خرداد و تیر ۱۳۸۴- شماره ۱۷ و ۱۸

مقدمه

بحث پیرامون شیوه های عملی امر به معروف و نهی از منکر با الهام از قرآن و عترت است یکی از شیوه های امر به معروف و نهی از منکر موعظه و نصیحت است. پاره ای از مباحث پیرامون آن در قسمت اوّل گذشت یک برداشتی در جامعه ما متأسفانه هست که مقام وعظ آن طور که باید جایگاه خودش را ندارد. (مثلا اگر کسی را بگویند استاد حوزه، مقامش را بالاتر می بینیم تا بگویند یک واعظ.)
یکی از عواملش ممکن است این باشد که کسانی که وارد میدان وعظ شده اند شایستگی وعظ را نداشته اند. ولی واقعیت این است که مقام وعظ مقام بلندی است. مقام وعظ را گاهی، وعاظ دست کم می گیرند و گاهی هم شنوندگان ما . در حالیکه مقام وعظ در قرآن مقام خداوند، انبیاء و پاکان است.
خدا پیغمبر را واعظ می داند:
قل انّما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی ثمّ تتفکّروا ما بصاحبکُم من جنّه ان هو الّا نذیر لکم بین یدی عذاب شدید[۱].
خدا به شما امر می کند که امانت را البته به صاحبانش بازدهید و چون حاکم بین مردم شوید داوری به عدالت کنید همانا خدا شما را پند نیکو می دهد که خدا به هر چیز آگاه و بصیر است.
و همچنین در آیات ۵۸ و ۱۷ و ۹۰ از سوره های نساء ، نور و نحل نیز که قرآن، خدا را واعظ می داند.
آیه ۶۳ سوره نساء پیغمبر را واعظ و آیه ۱۳ سوره لقمان ، لقمان را واعظ می داند اگر نگوییم لقمان پیغمبر بوده چون شک است، ولی از اولیاء الله بوده است. یک نکته ای که از این آیه می خواهم بگویم لحن موعظه است. لحن موعظه با لحن تعلیم فرق دارد لحن موعظه باید لحن فوق العاده نرم و عاطفی باشد.
یا بنّی ای (پسرکم) که در ترجمه فارسی می شود عزیزم، جانم.
باید گفت وعظ حقیقی کار خیلی سختی است یک عمر ریاضت لازم دارد تا این سخن از دل برآید و بر دل نشیند. در احوالات مرحوم شیخ جعفر شوشتری که عارف و عالم اخلاقی بزرگی بود داستانهای فراوانی از منبر و وعظ ایشان نقل می کنند. یک بار در مدرسه عالی شهید مطهری سپهسالار سابق منبر می رفت. در مسیر راهش در همین تهران چندین مورد فسق و فجور دید، بالای منبر آنها را گفت و سپس لحظه ای مکث کرد و بعد گفت: «مردم، این جهان خدایی دارد»، این جمله طوفانی به پا کرد. یک بار دیگر بالای منبر گفت: «موقع آمدن الاغ هایی را دیدم که بار حمل می کردند، یکی از آنها به من نگاهی کرد من حرف او را فهمیدم گفت شیخ جعفر ما این بار سنگین را بالاخره به مقصد می رسانیم ولی تو چی؟ آیا می توانی بار خودت را به مقصد برسانی.» پس اگر واعظ سخن از دل بگوید، می شود شیخ جعفر شوشتری . شما سخنان الهی امام در طول ده سال باران رحمت ایشان را که حالا همان سخنان از حلقوم مقام معظم رهبری خارج می شود شنیده اید . بعد از فاجعه هفت تیر یک (بسم الله الرحمن الرحیم) و یک (انا لله و انا الیه راجعون) طوفانی بپا کرد. همین یک کلمه (انا لله) همه پرده ها را از پیش چشم انسان ها کنار زد.

اقسام مواعظ

مواعظ بر دو قسم است سیئه و حسنه.
مواعظ سیئه اثر ندارند و اثر آن مخرّب است ولی مواعظ حسنه سازندگی دارند.
در آیه ۱۲۵ سوره نحل سه شیوه برای دعوت مردم به حق مطرح شده است . ۱. حکمت ۲. موعظه حسنه ۳. جدال و بحث احسن. در این قسمت به ویژگیهای موعظه حسنه می پردازیم.

ویژگی های مواعظ حسنه

موعظه حسنه ۷ ویژگی دارد:
ویژگی اول: موعظه حسنه موعظه ای است که همراه با خشونت نباشد[۲] اگر گفتار خشن داشتی و اهل عاطفه نبودی مردم از اطرافت پراکنده می شوند.
ویژگی دوم: موعظه حسنه باید جنبه خیرخواهی داشته باشد نه خود ستایی. در بحث گذشته نصیحت امام راحل را به آمرین به معروف و ناهیان از منکر گفتیم. پس در نصیحت باید خودستایی، دروغ و تهمت نباشد براساس شایعات نباید کسی را نصیحت کنید، حتی اگر یک کلمه هم اشتباه باشد، اصل نصیحت را زیر سوال می برد و از همه مهمتر اینکه نباید موعظه فتنه انگیز باشد مثل قیاس کردن بچه خود با بچه دیگران یا همسر خود با همسر دیگری که این بدترین شیوه موعظه است و باعث کینه و تفرقه می شود چه دانسته یا ندانسته باشد، و این دیگر موعظه حسنه نیست، بلکه موعظه سیئه است.
ویژگی سوم: شناخت روحیات طرف یا روانشناسی طرف است، برای کسی که غرق گناه است نباید آیات رحمت را خواند بلکه باید آیات جهنم را بخوانیم و از طرف دیگر کسیکه دائما از ترس خدا اشک می ریزد و دعا می کند باید آیات رجاء را بخوانیم. حضرت ذکریا پدر حضرت یحیی مقید بود در مجالسی که حضرت یحیی حضور داشتند آیات جهنم را نمی خواندند چون ایشان غش می کردند و از حال می رفتند. پس موعظه حسنه این است که طرف را بشناسیم. ای چه بسا بر اثر نشناختن به جای دارو به او سم بدهیم.
امام صادق(ع) به نزدیکانشان فرمودند: اهل شوخی هستید یا نه؟ عرض کردند: کم . فرمودند: چرا کم. اهل مزاح باشید لیکن مزاحی که متین است.
حضرت علی(ع) می فرمایند (روایت از اصول کافی):
«آیا خبر ندهم به شما که دین شناس واقعی چه کسانی هستند، عرض کردند، بفرمایید. فرمودند: کسانی که مردم را از رحمت خدا مأیوس نکنند و طوری هم برخورد نکنند که اینها را از عذاب خدا درامان بدارند و زمینه گناه و معصیت برای آنها باز شود.» ویژگی چهارم: از افراط و تفریط در دین بپرهیزد. گاهی می خواهیم مردم را ترغیب به اهل بیت کنیم، آنچنان مطرح می کنیم که ولایت داشته باشند و بس، و گاهی بالعکس، می گوییم عمل صالح داشته باش، محبت اهل بیت پیش کش ، این افراط و تفریط است. امامان ما هم اصرار داشتند اعتدال در دین باشد، هم محبت عترت و هم عمل صالح.
مولا علی(ع) فرمودند:
دوست پیغمبر کسی است که بنده خدا باشد اگر چه نسبتش با پیغمبر دور باشد، و دشمن پیغمبر کسی است که معصیت کار باشد اگر چه عموی پیغمبر باشد. ائمه عنایت داشتند که در باب اهل بیت و طهارت علاقه و محبت داشته باشید. می فرمودند: از غلو بپرهیزید و ما را در حد خدایی بالا نبرید ما بنده خدا هستیم . این نکته را هم بگویم که دین را باید طوری تفسیر کرد که از آن هیولا ساخته نشود و طوری هم گفت که طرف سهل انگار نشود و به دنبال راه فرار از قوانین نباشد مثل مسئله ربا و گرفتن یک قوطی کبریت در برابر پول که امام آن را حرام و حقه بازی و حیله می دانستند. یکی از آقایان شورای استفتاء به امام عرض کرد شما این مسأله را احتیاط واجب، می دانید و در احتیاط واجب می شود به مرجع دیگر رجوع کرد . امام فرمودند : این مسأله را نمی شود، چون خود رجوع ، حقه بازی و حیله است.
ویژگی پنجم:
با الهام از روایات عترت سلام الله علیهم اجمعین باید حتی الامکان موعظه حسنه مخفیانه انجام شود.
امام حسن عسگری(ع) می فرمایند:
کسی که برادر دینی اش را مخفیانه نصیحت کند باعث زینت او شده است و کسی که آشکارا نصیحت کند باعث ننگ او شده است.
گر نصیحت کنی به خلوت کن که جز این شیوه نصحیت نیست هر نصیحت که برملا باشد آن نصیحت بجز فضیحت نیست مولا علی (ع) می فرماید: نصیحت علنی شخصیت را از بین می برد.
ویژگی ششم: ایجاز و اختصار در موعظه حضرت علی(ع) می فرماید: وقتی که موعظه می کنید سعی کنید که مختصر و موجز باشد.
ویژگی هفتم: ذکر حکایت حکایت و داستان چیزی است که بزرگ و کوچک علاقه دارند و رغبت نشان می دهند که آخر داستان چه شد و چه بهتر، داستان و حکایتی انتخاب شود که به موضوع بستگی داشته و آموزنده باشد . در زمان طاغوت کتاب و مجلاتی منتشر می شد از جمله، آنهایی که جنایی بود یا آنهایی که به دام فحشاء و اعتیاد می افتادند. و خواننده ی آنها ناخود آگاه راه گناه را یاد می گرفت. امام صادق(ع) می فرمایند: کسی که پند می دهد و آنکه می شنود مثل آدم بیدار و خواب است کسی که خودش بیدار شده می تواند خوابیده را بیدار کند و گرنه آدم خواب نمی تواند خوابیده را بیدار کند.
خشک ابری که بود زآب تهی

ناید از وی صفت آب دهی


برنامه زندگی

انسان برای عبور از عالم مادّه و وصول به عالم فوق مادّه، که هدف از آفرینش هم همین است باید یک برنامه ای را برای خودش تدارک ببیند.
علامه طباطبایی این شخصیت عظیم القدر نقل می فرماید که «ما وقتی برای ادامه تحصیل به نجف اشرف سفر کردیم، یک مقداری در برنامه های خودمان در نجف دچار ابهام و تردید شدیم، و نمی دانستیم چه برنامه هایی را باید در نجف داشته باشیم.
گاهی می رفتیم حرم و یا می ایستادیم و به بارگاه ملکوتی امیر المومنین علی(ع) نگاه می کردیم و التماس می نمودیم که چکار باید بکنیم. یک روز در منزل نشسته بودیم که درب منزل را کوبیدند. و سیدی بزرگوار که ما تا آن زمان او را ندیده بودیم با تعارف ما وارد منزل شدند و احوال پرسی کردند و فرمودند، خوب است آقایان طلاّبی که آمدند برای تحصیل در حوزی علمیه یک برنامه ای هم برای تهذیب نفس و خودسازی خودشان داشته باشند.
آنقدر این بیان سید بزرگوار جاذب و تحول آفرین بود که ما را به کلی مجذوب خودش نمود و بعد از آن زمان، در کنار آموزشها، درس خواندنها، مباحثه ها و مطالعه ها، یک برنامه ی ممتد خودسازی هم برای خودمان انتخاب کردیم.» این بود که علامه در طی ده سال که در نجف بودند بار علمی و عملی خود را بستند و وقتی به وطن خود ایران برگشتند تحولی عظیم در حوزه ی علمیه ایجاد کردند.
ما هم اگر بخواهیم بجایی برسیم نیاز به این داریم که در کنار برنامه های آموزشی یک برنامه ی صحیح، جامع و حساب شده برای تربیت و تهذیب و خودسازی خودمان هم تدارک ببینیم. این برنامه باید بسیار محکم باشد و همچنین از انحراف و حرف های من درآوردی و مضرّ به تکامل واقعی، مبرّا باشد و مهم تر از این دو اینکه این برنامه استمرار داشته باشد.
استمرار برنامه های خودسازی شرط تأثیر این برنامه هاست. اگر انسان برنامه ای را شروع کند و بعد از مدتی آن برنامه را رها کند هیچ فایده ای برای او ندارد، و بزرگان اهل معنا فرمودند: بلکه عمل رها شده با او به دشمنی بر می خیزد و او را به زمینی می زند و رسوایش می سازد.

پانویس

  1. ( سوره سباء آیه ۴۶ )
  2. (آیه ۱۵۹ سوره آل عمران )
بازگشت به مقالات