فرهنگ مصادیق:اعتدال در امور شخصی

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از اعتدال در امور شخصی)
پرش به: ناوبری، جستجو
اعتدال در امور شخصی

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ اعتدال در امور اقتصادی
۲ تجسس در امور شخصی دیگران

چندرسانه ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط های بوستان

ردیف عنوان

نرم افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده: الیاس صالحی
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف ونهی از منکر قم-۹۵/۴/۲۳
کلید واژه: اعتدال، میانه روی، افراط، تفریط.

تعریف و اهمیت اعتدال در امور شخصی

اعتدال و میانه روی، همان گونه که از نامش پیداست، به معنای پیمودن و گزینش راه میانه و وسط و عدم تمایل به دو طرف افراط و تفریط می‌باشد. این واژه در منابع اسلامی، با الفاظی مانند «قصد»، [۱] «اقتصاد»، [۲] «وسط»، [۳] استعمال شده است.
از نظر آموزه‌های قرآنی انسان موجودی مستوی و معتدل است و قوای موجود در انسان به گونه‌ای است که او را در حالت طبیعی و فطری اش در اعتدال نگه می‌دارد. در این میان عقل به عنوان مدیری که توانایی برقراری این اعتدال را برعهده دارد. پس انسان معتدل و متعادل از نظر شخصیت کسی است که بتواند عاقلانه و خردمندانه زندگی کند و میان قوای نفسانی گوناگون براساس تدبیر عقل، اعتدال را مراعات کند. [۴] و حتی در کوچکترین اعمال خود که راه رفتن است نیز باید حد اعتدال را رعایت کند چنان که از زبان «لقمان حکیم» به فرزندش آمده است: «وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ ... و در راه‏ رفتن خود ميانه‏ رو باش»[۵] خداوند در آیه «قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعُوا أَهْوَاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَأَضَلُّوا كَثِيرًا وَضَلُّوا عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ» [۶] به این نکته مهم در انسان اشاره می‌کند که تمایلات نفسانی موجب خروج از حد اعتدال می‌شود. پس نباید تحت تاثیر تمایلات نفسانی زندگی کرد؛ زیرا چنین رفتاری در نهایت منجر به دین گریزی و خروج از عدالت واخلاق الهی می‌شود.

اعتدال شخصی در قرآن

قرآن در قانونگذاری، روش اعتدال و میانه روی را در پیش گرفته و از هر گونه افراط و تفریط اجتناب نموده است و در آیات زیادی به اعتدال و میانه روی در تمام امور دعوت می‌نماید و به یک روش عادلانه به دور از افراط و تفریط، رهبری می‌کند؛ آنجا که می‌گوید:
۱. «اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى» [۷] عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديكتر است.
۲. «وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى»[۸] و چون [به داورى يا شهادت] سخن گوييد دادگرى كنيد هر چند [در باره] خويشاوند [شما] باشد.
و آیاتی دیگر مانند آیه ۵۸ سوره نساء و ۹۰ سوره نحل.

اعتدال شخصی در روایات

گرچه در رابطه با رعایت حق و عدالت در امور اجتماعی از اهل بیت علیهم السلام روایات زیادی نقل شده است مثلاً: امیرمؤمنان علی (علیه السلام) نیز در این باره می‌فرماید:
«وَ لْیَکَنْ اَحَبُّ الْاُموُرِ اِلَیکَ اَوْسَطَها فِی الْحَقِّ وَ اَعْمَّها فِی الْعَدْلِ»[۹] باید دوست داشتنی‌ترین کارها نزد تو، میانه‌ترین آنها در حق و گسترده‌ترین آنها در عدالت باشد.
در امور فردی و اموراجتماعی فراخوان به اعتدال فراوان وجود دارد.
مثلاً: حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود: «یا ایها الناس علیکم بالقصد، علیکم بالقصد، علیکم بالقصد؛ ای مردم! بر شما باد به میانه روی، بر شما باد به میانه روی، بر شما باد به میانه روی».[۱۰]
قانون خداوندعادلانه است و در اجرا نیاز به تعدیل و تغییر ندارد و جامعه باید خود را با آن هماهنگ کند: در نظام تکوین هم عدل حاکم است و انسان باید آن را بشناسد و با آن هماهنگ شود.

مصادیق اعتدال در امور شخصی

اسلام، اعتدال را در زمینه امور فردی و شخصی، اعم از گفتار و رفتار، کردار و ... منظور داشته و بر آن تأکید ورزیده است، مهم‌ترین موارد امور شخصی عبارت اند از:

راه رفتن و سخن گفتن

در برخورد با دیگران، باید حد اعتدال رعایت شود که همان تواضع است و از حالت افراط و تفریط که تکبر و ذلت نفس است، باید اجتناب شود. بر اساس آیات قرآن کریم رعایت اعتدال در رفتارهای شخصی به ویژه راه رفتن و سخن گفتن سفارش شده است همانطور که لقمان به فرزندش سفارش می‌کند «وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ... و در راه‏ رفتن خود ميانه‏ رو باش» [۱۱] متعادل راه رفتن نشانه تعادل روحی است انسانی که با تکبر و نخوت قدم برمی دارد، نشان دهنده عدم توازن در روحیات او است.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در ذیل آیه می‌فرماید: این تعبیر کنایه از اعتدال و میانه روی در مسیر زندگی است [۱۲]. حد اعتدال در رفتار با مردم، در کلام امام علی علیه السّلام آمده است که فرمود: «لیجتمع فی قلبک الافتقار الی الناس و الاستغناءک عنهم یکون افتقارک الیهم فی لین کلامک و حسن سیرتک و یکون استغناؤک عنهم فی نزاهه عرضک و بقاء عزک؛ همیشه در قلب خود دو حس متضاد را با هم داشته باش، همیشه احساس کن که به مردم نیازمندی و همیشه احساس کن که از مردم بی نیازی؛ اما نیاز تو به مردم، در نرمی سخن و حسن سیرت و تواضع است و استغنای تو از مردم، در حفظ آبرو و بقای عزت است». [۱۳]

اعتدال در گفتار

سخن و بیان، از نعمت‌های بزرگ الهی و مهم‌ترین عامل نقل و انتقال مکنونات ضمیر آدمی است که خداوند آن را مایه امتیاز انسان از موجودات دیگر قرار داده است و می‌فرماید: «الرَّحْمَنُ، عَلَّمَ الْقُرْآنَ، خَلَقَ الْإِنْسَانَ، عَلَّمَهُ الْبَيَانَ؛ [خداى] رحمان، قرآن را ياد داد، انسان را آفريد، به او بيان آموخت.[۱۴]
اما این گوهر ارزش مند در صورتی مفید است که از حد اعتدال خارج نگردد. امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌فرماید: «الکلام کالدواء قلیله ینفع و کثیره قاتل؛ سخن گفتن مانند دارو است؛ کم آن، نفع می‌رساند و زیاده روی در آن، کشنده است». [۱۵] آن حضرت در روایتی دیگر می‌فرماید: «اَلْاِکْثارُ یُزِلُّ الْحَکیمَ وَ یُمِلُّ الْحَلیمَ فَلا تُکْثِرْ فَتُضْجِرْ وَ لا تُفَرَّطْ فُتُهَنْ؛ «زیاده گویی، حکیم را می‌لغزاند و صبور را دل آزرده می‌کند. پس زیاده سخن مگو که دل گیر کنی و کوتاهی مکن که خوار شوی». [۱۶]
بنابراین، سخن باید عاقلانه، حکیمانه، سنجیده و دور از افراط و تفریط باشد تا انسان در گرداب زیان‌های اخلاقی و اجتماعی فرو نیفتد.
کم گوی و گزیده گوی چون درّ
کـز انـدک تـو جـهـان شــود پـر
علاوه بر اعتدال در سخن گفتن، لحن گفتار و شیوه سخن گفتن نیز باید معتدل باشد، در سخن گفتن با دیگران نباید همراه با داد و بیداد وفریاد کردن باشد و یا خیلی آ هسته بدون این که مخاطب، متوجه گفته‌ها بشود باشد. قرآن مجید می‌فرماید: «وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ؛ و صدايت را آهسته ‏ساز كه بدترين آوازها بانگ خران است»[۱۷]

خوردن و آشامیدن

خوردن و آشامیدن نیز از اموری است که بسیاری از مردم دربارهٔ آن دو، گرفتار افراط و تفریط می‌شوند و البته بیشتر در جانب افراط، تردیدی نیست که انسان، برای زنده ماندن، احتیاج به غذا دارد و باید به سلول‌های بدن، غذا برسد تا بتوانند به حیات خود ادامه دهند، اما در خوردن اعتدال را باید رعایت کند. قرآن کریم در باره خوردن و آشامیدن، ضمن امر به آن، نهی از اسراف می‌کند که جمع بین خوردن و آشامیدن از یک سو و نهی از اسراف، همان اعتدال و میانه روی است، همانطور که می‌فرماید: «كُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ؛ بخوريد و بياشاميد و[لى] زياده‏ روى مكنيد كه او اسرافكاران را دوست نمى دارد؛ بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد.» [۱۸]

مضرات افراط و تفریط در خوردن

اعتدال در خوردن و نوشیدن عامل سلامتی افراد است. پرخوری باعث افزایش مواد قندی و چربی‌های زیان آور و انواع بیماری‌ها می‌شود و راهی برای جلوگیری از آن جز رعایت اعتدال در غذا نیست، افراط در تغذیه با توجه به عدم تحرک جسمانی کافی، یکی از عوامل اصلی این بیماری‌ها است و برای از بین بردن آنها راهی جز حرکت کافی و میانه‌روی در تغذیه نیست. کلمه "اسراف" کلمه بسیار جامعی است که هر گونه زیاده روی در کمیت و کیفیت و بیهوده‌گرایی و اتلاف و مانند آن را شامل می‌شود و این روش قرآن است که به هنگام تشویق به استفاده کردن از مواهب آفرینش، فورا جلو سوء استفاده را گرفته و به اعتدال توصیه می‌کند.
خوردن و آشامیدن بیش از حد و گنجایش، سبب ویرانی جسم و روح آدمی می‌شود. امام صادق (علیه السلام) دربارهٔ پرخوری می‌فرماید: «لَیسَ شَیْءٌ اَضَرَّ عَلی قَلْبِ المُؤمِنِ مِنْ کَثْرَهِ الاکْلِ وَ هِیَ مُورِثَهٌ لِشَیْئَیْنِ قَسْوَهِ القَلْبِ وَ هَیْجانِ الشَّهوَةِ»[۱۹] برای قلب مؤمن، چیزی زیانبارتر از پرخوری نیست، چنین کاری سبب سنگدلی و تحریک شهوت می‌شود.
این دو پدیده شوم سنگدلی و شهوترانی منشأ بسیاری از مفاسد فردی و اجتماعی می‌شود که به طور یقین قابل مهار و کنترل نیستند. همین طور خواب بیش از اندازه و یا کم خوابی مذموم و زیان آور است.

کیفیت اعتدال در خوراک و پوشاک

انسان‌ها حتی در خوردن و آشامیدن و پوشاک باید به اندازه کفاف و نیاز خود از هر چیزی استفاده کنند و در این موارد گرفتاراسراف و چشم و هم چشمی نشوند. میانه روی در معیشت و اقتصاد زندگی، مربوط به کمیت و مقدار مصرف است؛ نه کیفیت؛ یعنی شخص با علم و آگاهی از میزان مصرف مفید می‌تواند اندازه لازم در مواد مصرفی را مراعات نمایند؛ زیرا افرادی که حد اعتدال و میانه روی را مراعات نمی‌کنند و در زندگی هیچگاه احساس موفقیت و شادکامی و بی نیازی نمی‌کنند و کوشش آنها در زندگی، بی ثمر بوده وخود را همیشه درگمراهی و در معرض هلاکت می‌اندازند.
خداوند کسی را که در مصارف زندگی میانه رو باشد، روزی زیاد می‌بخشد و کسی را که اهل حیف و میل و اسراف باشد محروم می‌سازد. انسان عاقل و خردمند هنجارها و قواعد زندگی را در تمامی ابعاد با علم و دانش شناسایی و مراعات می‌کند و با رفتار صحیح فردی و اجتماعی، خود و جامعه را با مشکل مواجه نمی‌کند.
باید دید مقدار غذای مورد احتیاج یک انسان چقدر است و آیا زیاده روی در غذا به سود او است یا به زیان او.
امام رضا (علیه السلام) می‌فرمایند: «بدان که بدن انسان همانند زمین پاکیزه‌ای است که برای آباد کردن آن، اگر اعتدال در آن رعایت شود و آب به مقدار لازم به آن داده شود، نه آن اندازه که محصولات زمین زیر آب غرق شود و نه آن اندازه کم که تشنه بماند، چنان زمین، آباد می‌شود و محصول فراوانی می‌دهد. ولی اگر از رسیدگی صحیح غفلت شود، آن زمین فاسد و تباه می‌گردد. بدن انسان نیز چنین است. با توجه و مراقبت در خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها، بدن سلامت و می‌یابد و نعمت و عافیت را به دست می‌آورد». [۲۰]

اعتدال در مصرف گوشت

اسلام، اعتدال را در استفاده از گوشت توصیه می‌کند، نه مانند گیاهخواران این منبع غذایی را بکلی تحریم کرده و نه مانند مردم عصر جاهلیت و گروهی از به اصطلاح متمدنان زمان ما اجازه استفاده از هر نوع گوشتی (حتی سوسمار و خرچنگ و انواع کرمها) را می‌دهد.
سفارش خداوند به مومنان این است که از امور پاکیزه استفاده کنید ولی زیاده روی نکنید «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ»[۲۱]

اعتدال در خوابیدن

هر انسانی در کنار فعالیت‌های روز مره، احتیاج به خواب و استراحت دارد. کم خوابی و پر خوابی، هر دو، به سلامت انسان آسیب وارد می‌کند و باید حد اعتدال را در این مورد رعایت کرد.
شخصی به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) گفت: «من قبلاً حافظه خوبی داشتم ولی اکنون به فراموشی مبتلا شده‌ام. حضرت فرمود: شاید عادت داشته‌ای هنگام ظهر استراحت کنی و ترک نموده‌ای؟ گفت: آری. حضرت به او فرمود: استراحت نیمه روز را ترک نکن که حافظه ات همچون نخست خواهد شد». [۲۲]
خواب زیاد نیز موجب تباهی بدن و قساوت قلب می‌شود. امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «کثره النوم مذهبه للدین و الدنیا؛ خواب زیاد، دین و دنیای شخص را از بین می‌برد.» [۲۳]

اعتدال در خواب

خواب نیز مانند غذا از نیازهای ضروری بدن انسان است اما خواب بیش از اندازه و یا کم خوابی مذموم و زیان آور است. خداوند عبادت در شب را بسیار ستایش نموده ولی دربارهٔ نماز شب به پیامبر ومسلمانان توصیه کرده که لازم نیست، تمام شب بیدار بوده و نماز شب بجا آورده شود، «يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ، قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا، نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا؛ اى جامه به خويشتن فرو پيچيده، به پا خيز شب را مگر اندكى، نيمى از شب يا اندكى از آن را بكاه»[۲۴] بلکه به اندازه‌ای که توانایی دارید، خدا را عبادت کنید، پس در خواب و عبادت هم باید از افراط و تفریط پرهیز کرد و حرکت یک بعدی و نامتعادل هیچ گاه انسان را به سر منزل مقصود نخواهد رساند، بدین لحاظ ا مام کاظم علیه السّلام در زمینه ایجاد تعادل و توازن در زندگی می‌فرماید: «بکوشید تا اوقات خود را به چهار بخش تقسیم کنید:
۱. بخشی برای عبادت و مناجات با خدا.
۲. بخشی برای امور زندگی و تامین معاش.
۳. بخشی برای رفت و آمد با برادران و اشخاص مورد اعتماد که عیبهای شما را به شما بگویند و در باطن دوست شما باشند.
۴. بخشی برای پرداختن به لذت‌هایی که حرام نباشد؛ و به سبب این بخش (پرداختن به استراحت و درک لذت) است که برای انجام کارهای سه بخش دیگر، آماده می‌شوید و توان پیدا می‌کنید. [۲۵]

اعتدال در پوشش

یکی دیگر از موارد اعتدال، میانه روی در پوشش است. امیرالمؤمنین (علیه السلام) آن را یکی از صفات متقین بر شمرده است و می‌فرماید: «متقین کسانی اند که نه لباس گران قیمت به تن می‌کنند و نه لباس بسیار حقیر و ناچیز و مندرس که اصلاً قابل پوشیدن نباشد، بلکه از جامه‌ای میان این دو استفاده می‌کنند». [۲۶]
در روایتی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل شده که آن حضرت از دو شهرت نهی می‌فرمودند: «نُهی (النبیّ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) عن الشُّهرتینِ: دِقّهُ الثیابِ و غلظها و لینُها و خشونتُها و طولُها و قصرُها و لکن سَدادٌ فیما بینَ ذلِکَ وَ الاءِقتِصادٌ؛ «شهرت در نازکی و ضخامت لباس، نرمی و زبری آن و بلندی و کوتاهی آن؛ بلکه باید حد وسط را میان این خصوصیات رعایت کرد». [۲۷]
امام علی (علیه السلام) نیز می‌فرماید: «لباس بپوش به طوری که نه به آن شهرت پیدا کنی و نه باعث خفت تو گردد.» [۲۸]
البته اعتدال در شیوه پوشش با توجه به شرایط زمانی، متفاوت است؛ یعنی ممکن است یک لباس برای شخص و یا در زمانی اسراف حساب شود، ولی برای دیگری اسراف نباشد.

ارضای غریزه جنسی

مسائل جنسی یکی از اموری است که همیشه برای بشر مطرح بوده و خداوند متعال موجب حکمت خویش، غریزه جنسی را به منظور تولید مثل و بقای نسل در انسان قرار داده است؛ اما متاسفانه افراد زیادی نتوانسته‌اند در آن مسیر درست را انتخاب کنند و از یک سو شاهد افراط و از دیگر سو شاهد تفریط‌ها هستیم، بعضی مانند اولیای کلیسا، با نگاه بدبینانه خود به غریزه جنسی و پلید دانستن آن، جانب تفریط را گرفته و برخی چون فروید و همفکران او با طرح و اشباع بی حد و حصر شهوت و بی بند و باری جنسی، راه افراط را برگزیده‌اند.
اما قرآن کتاب آسمانی مسلمانان، با طرح ازدواج و ارضای مشروع غریزه جنسی، راهی میانه را (با نهی از شهوت رانی و فساد) پیشنهاد کرده، می‌فرماید: «إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ»[۲۹]
بر خلاف پیروان کلیسا که ازدواج را پلید و تجرد را مقدس شمرده‌اند رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده است: «اکثر اهل النار العزاب؛ بیشتر افراد در جهنم، از افراد عزب و مجرد هستند» [۳۰]
در کتاب شریف مکارم الاخلاق آمده است: «روزی زنی خدمت امام باقر (علیه السلام) رسید و عرض کرد: من از متبتله هستم. امام پرسید: منظورت ا زتبتل چیست؟ در پاسخ گفت: قصد کرده‌ام هرگز ازدواج نکنم. حضرت پرسید: برای چه؟ گفت: می‌خواهم به سبب این عمل، به فضل و برتری دست یابم؛
حضرت فرمود: این اندیشه را رها کن. اگر در این کار فضیلتی بود، فاطمه زهرا (علیهاالسلام) برای رسیدن به آن از تو شایسته تر بود؛ زیرا هیچ کس در فضیلت بر او پیشی نگرفته است.» [۳۱] ازدواج سنت پیغمبر اسلام است. امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: ازدواج کنید، همانا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: هر کس دوست دارد از روش‌های من پیروی کند، یکی از روش‌های من ازدواج است. [۳۲]
با این حال اسلام، از آزادی جنسی و ارضای افراطی غریزه انتقاد کرده و به عواقب آن هشدار داده است. حضرت علی (علیه السلام) می‌فرماید: «من تسرع الی الشهوات تسرع الیه الافات؛ کسی که در شهوات تند روی کند، آفات با سرعت به سوی او می‌شتابد» [۳۳]
چون بقای نوع بشر متکی به ازدواج است، خداوند نیز در قرآن برای تأمین این احتیاج فطری انسان، به ازدواج امر نموده و فرموده است: «بى‏ همسران خود و غلامان و كنيزان درستكارتان را همسر دهيد اگر تنگدستند خداوند آنان را از فضل خويش بى ‏نياز خواهد كرد و خدا گشايشگر داناست»[۳۴] در جایی دیگر می‌فرماید: «هر چه از زنان [ديگر] كه شما را پسند افتاد دو دو سه سه چهار چهار به زنى گيريد پس اگر بيم داريد كه به عدالت رفتار نكنيد به يك [زن آزاد] يا به آنچه [از كنيزان] مالك شده‏ ايد [اكتفا كنيد]» [۳۵]
عده‌ای در انتخاب همسر هیچ دقت نمی‌کنند و بدون در نظر گرفتن شرایط و موقعیت خود و فرد مقابل تن به ازدواج می‌دهند و گروهی آنقدر در انتخاب همسر سختگیر هستند که اصلا نتوانند فرد مورد پسند خود را انتخاب کنند و با مشکل مواجه می‌شوند.
دین اسلام هر دو دسته را نهی کرده است و با شیوه اعتدال و میانه روی در انتخاب همسر و با در نظر داشتن شرایط اساسی و مهم دستور به ازدواج می‌دهد، مسئله مهم هم تراز بودن، دینداری و اخلاق اسلامی است که اگر خواستگاری این دو خصلت را داشت اقدام به ازدواج کند.

تعادل در خواسته‌های دنیا و آخرت

با توجه به آیات متعدد فرآن. مؤمنان باید میان خواسته‌های دنیا و آخرتشان توازن و تعادل برقرار نمایند از یک طرف برای عمران زمین و بهره برداری از منابع و نعمت‌های خدادادی استفاده از این نعمات آخرت را فراموش نکنند و در آن‌ها اسراف و زیاده روی ننمایند.
خداوند در سوره مائده می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ، وَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ» [۳۶]
«اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد چيزهاى پاكيزه‏ اى را كه خدا براى [استفاده] شما حلال كرده حرام مشماريد و از حد مگذريد كه خدا از حدگذرندگان را دوست نمى دارد و از آنچه خداوند روزى شما گردانيده حلال و پاكيزه را بخوريد و از آن خدايى كه بدو ايمان داريد پروا داريد!»
هم چنین در سوره قصص می‌فرماید: «وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا ...؛ و با آنچه خدايت داده سراى آخرت را بجوى و سهم خود را از دنيا فراموش مكن...» [۳۷]
قرآن در قالب دعابه ما آموزش می‌دهد که از خداوند هم نیکی و خیر دنیا و هم خیر آخرت را درخواست نماییم. «رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ » [۳۸] و همچنین در جایی دیگر امام علی (علیه السلام) فرمودند: «با به دست آوردن مالی از دنیا شادمان می‌گردید و متاع بسیار آخرت را از دست می‌دهید و اندوهناک نمی‌شوید.» [۳۹] که انتقاد از شادی منفی و خشنودی به اموال فانی و عدم توجه به آخرت است.

اعتدال در شادی و غم

پیشوایان و ائمه دینی ما در مورد غم و شادی واقعی و غم و شادی منفی سخنان گهرباری گفته‌اند. شادی کردن مؤمنان خود یک عمل پسندیده و خوب است که زدودن غم و اندوه از چهره مؤمن باعث شاد شدن دل او در قیامت می‌شود و بهشت برای کسانی که دل مؤمن را شاد می‌کنند مباح شمرده شده است و بعد از سلامتی و تندرستی بزرگترین نعمت خنده است و اینکه شادی مایه آرامش روان است و غم و اندوه نفس را در تنگنا قرار می‌دهد و آرامش را از بین می‌برد.
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «فلیکن سرورک بما نلت من آخرتک، ولیکن اسفک علی ما فاتک منها و ما نلت من دنیاک فلا تکثر به فرجا و ما فاتک منها فلا تأس علیه جزعا، ولیکن همک فیما بعد الموت؛ پس باید شادی تو از دسترسی به امور آخرتت باشد و حسرتت بر آنچه از آخرت از دست داده‌ای. به هر چه از دنیا دست یافتی شادی بسیار مکن و به خاطر آنچه از دنیا از دستت رفت به بی تابی حسرت مخور و همه اندیشه ات باید در امور پس از مرگ باشد.» [۴۰]
از نظر قرآن کریم سرور و شادی به طور مطلق مذمت نشده در آیه‌ای از قرآن چنین می‌خوانیم: «قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُوا»[۴۱]
از این آیه ممکن است، استفاده شود که فرح و سرور در برابر کار نیکی که انسان توفیق انجام آن را یافته (اگر به صورت معتدل باشد و مایه غرور و خودپسندی نگردد) نکوهیده نیست، زیرا شادی و غم واکنش غریزی انسان است؛ و یا به طور مثال قرآن فرموده بر اثر پیروزی رومیان (به دلیل این که خداپرست بودند) بر ایرانیان (به دلیل این که آتش پرست بودند) شادمان شدند «غُلِبَتِ الرُّومُ، فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ ... وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ»[۴۲] و این عمل مذمت هم نشده، معلوم می‌شود به هنگام پیروزی خداپرستان و غلبه حق و به طور کلی در مناسبت‌هایی که توفیقی حاصل شده سرور و اظهار شادی امری پسندیده است.
در اسلام اعیاد بسیاری است مثل عید فطر و عید قربان و عید غدیر و همچنین روزهای تولد امامان (علیهم السلام) که در این روزها توصیه به دید و بازدید و در بعضی آنها نماز و غیره شده است که همگی نشانه شادی و جشن و سرور است و اینکه اسلام موافق جشن و سرور است. دید و بازدید اقوام و فامیل و همسایه و همچنین توجه به همسایه و حق او باعث احساس محبت و شادی درزندگی خانوادگی وجامعه می‌شود. در زندگی کردن در جامعه‌ای شاد و پر از محبت احساس خوشحالی و خوشبختی می‌کنند و همچنین انسانهایی که اجتماعی ترند و فعالیت‌های اجتماعی بیشتر شرکت دارند انسانهای شادتر و موفق ترند تا انسانهای گوشه نشین.
البته باید در هر امری حد اعتدال آن را رعایت کرد و از افراط و تفریط دوری کرد. نباید متدین بودن را مخالف با شاد بودن معرفی کرد بطوریکه هر وقت صحبت از دین و دینداری می‌شود جوان فکر کند که باید شادی را کنار بگذارد و دین به معنای غمگین بودن و همیشه گریه کردن و افسرده بودن است. اگر چنین تصوری را به جوانان و مردم القا کنیم به دین و جوانان جفا و ظلم روا داشته‌ایم. دین شادی حقیقی و پایدار است. ما باید بدانیم که هر افراطی موجب تفریط می‌شود. افراط در غم موجب افراط در شادی خواهد شد... ممکن است فضایی ایجاد کرد که هم این مرزها محفوظ بماند و هم آن فضا با شادی همراه باشد. به هر حال انسان اگر خود را در غم دیگران و مشکلات آنها شریک کند در واقع این غم، پایان آن شادی و عین شادمانگی است چرا که این رفتار او خود محبت را گسترش می‌دهد.

اعتدال در استفاده از زینت‌ها

در مورد استفاده از انواع زینتها، اسلام مانند تمام موارد، حد اعتدال را انتخاب کرده است، نه مانند بعضی که می‌پندارند استفاده از زینتها و تجملات هر چند به صورت معتدل، مخالف زهد و پارسایی است و نه مانند تجمل‌پرستانی که غرق در زینت و تجمل می‌شوند و تن به هر گونه عمل نادرستی برای رسیدن به این هدف نامقدس می‌دهند. بلکه استفاده از زینت‌ها و امور پاکیزه حلال شمرده شده است، همانطور که خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ ... آن چه را خداوند ممنوع و حرام کرده کارهای زشت و گناه و تجاوز و شرک است».[۴۳]

اعتدال در انفاق‏

انفاق کردن یکی از پسندیده‌ترین صفات و رفتارها و عبادات است که در قرآن کریم و روایات سفارش زیادی به انجام آن شده است، اما در مقابل آموزه‌های دینی اسراف و زیاده روی در این امر را جایز نمی‌داند و راه میانه و اعتدال را پسندیده و آن را از صفات بندگان خویش برشمرده است.
خداوند در توصیف «عباد الرحمن» می‌فرماید: «وَالَّذِينَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا»[۴۴]
«و كسانى‏ اند كه چون انفاق كنند نه ولخرجى مى كنند و نه تنگ مى‏ گيرند و ميان اين دو [روش] حد وسط را برمى‏ گزينند»
نیز فرمود: «من اقتصد فی معیشته رزقه الله و من بذر حرمه الله؛ کسی که در مصرف هزینه زندگی، اعتدال ورزد، خداوند به او روزی می‌دهد؛ و کسی که اسراف و بریز و بپاش کند، خداوند او را از نعمتهایش محروم سازد.» [۴۵]

اسلام آیئن اعتدال

یکی از وظایف هر مسلمانی رعایت اعتدال در جنبه‌های مادی و معنوی، دنیوی و اخروی و روش‌های تربیتی است، متأسفانه بعضی از افراد، به دلیل عدم آگاهی، برای یافتن روش صحیح، راه‌های انحرافیِ افراط یا تفریط را می‌آزمایند، ولی چه بهتر که از همان ابتدا، نقطه تعادل را بشناسند و همان را برگزینند، زیرا میانه روی و اعتدال، جوهر شیوه درست زیستن است و رعایت قانون خدا عین اعتدال است.
اسلام بر خلاف ادیان دیگر خود راه تعادل درزندگی است، بر خلاف دو شریعت کنونی یهودی و مسیحی در دو سوی افراط و تفریط قرار گرفته‌اند؛ یکی در اوج ظاهرگرایی است و آن دیگری در اوج باطن گرایی؛ یکی به دنیا و قوانین بسیار دشوار پای بند است و قوانین سخت و بلکه سخت گیری زیادی دارد و آن دیگری دارای قوانین بسیار نرم و آرام به گونه‌ای که گویی قوانین ندارد. یکی کاملا زمینی است و آن دیگری کاملا اخروی و آسمانی.
اسلام دین ابراهیم و دین وسط و میانه‌ای بوده که از هر گونه افراط و تفریطی مبرّا است. امت اسلام نیز در ادامه خط سیر دین ابراهیم (علیه السلام)، امتی میانه رو و معتدل است. این اعتدال و میانه روی را می‌توان در بینش، نگرش و گرایشات آن مشاهده نمود. قرآن مجید چون بر پایه اعتدال و میانه روی، تشریع و قانونگذاری می‌کند، این است که نظام و قوانین اجتماعی این عالم را با قوانین آخرت تطبیق نموده، در میان آنها نیز هماهنگی به وجود آورده است. از یک طرف اصلاح امور این جهان را بعهده گرفته، از طرف دیگر سعادت اخروی افراد بشر را تضمین می‌کند و به انسان‌ها دستور می‌دهد برای تأمین نیازمندیهای زندگی و مشارکت در رفع نیازهای اجتماعی باید به کار و تلاش بپردازد و برای خودسازی و تأمین سعادت اخروی به دریافت معارف دینی و پرستش و نیایش با پروردگار همت گمارد. قرآن مجید، در این باره می‌فرماید:
«وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا...» [۴۶]
و با آنچه خدايت داده سراى آخرت را بجوى و سهم خود را از دنيا فراموش مكن.
مؤمنان واقعی، عمر خود را میان دنیا و آخرت تقسیم می‌کنند و برای هر یک به اندازه لازم وقت می‌گذارند، هم زندگی دنیایی خود را به شکلی ساده و آبرومند اداره می‌کنند و هم با عشق و علاقه، به عبادت و آمادگی برای سرای آخرت می‌پردازند و هیچ یک را فدای دیگری نمی‌کنند، چنان که امام کاظم ـ علیه السلام ـ فرمود:
«لَیْسَ مِنّا مَنْ تَرَکَ دُنیاهُ لِدینِهِ وَ دینَهُ لِدنیاهُ» [۴۷]
کسی که دنیایش را برای دینش و دینش را برای دنیایش ترک کند، از ما نیست.

برنامه ریزی ضرورت اعتدال

برنامه ریزی یکی از اصول و مبانی مهم در رعایت میانه روی در زندگی است چرا که اگر برنامه ریزی بر اساس اعتدال صورت نگیرد اعمال و کردار انسان نیز از حد اعتدال خارج و بخشی از نیازهای فرد و جامعه بدون پاسخ می‌ماند.

ریشه‌های عدم اعتدال در زندگی

افراط وتفریط درامورشخصی علل وعواملی دارد که به چند نمونه آن اشاره می‌شود:
۱. جهالت:
ریشه افراط و تفریط‌ها است جهالت و نادانی، هر چقد فرد نادان تر باشد بیشتر به سمت افراط و تفریط می‌رود. در روایتی حضرت امیر المومنین علیه السلام فرمودند: «لا تَری الجاهِلَ اِلّا مُفْرطاً اَوْ مُفْرطاً» [۴۸] جاهل را نمی‌بینی مگر این که یا افراط می‌کند یا تفریط.» ۲. نداشتن تقوا:
ظلم و ستم به خود و دیگران یکی دیگر از پیامدهای افراط و تفریط است اشخاصی که مهار نفس سرکش را رها کنند خود را از بسیار از نعمت‌های الهی محروم می‌کنند و یا در مصرف از آن زیاده روی می‌کنند و این تجاوز و ظلم و گناه است که عواقب آن در مرحله اول به خود و در مرحله بعدی به اطرافیانشان می‌رسد و بخاطر همین قرآن انسان‌ها را توصیه به رعایت عدالت و تقوا می‌کند و می‌فرماید: «اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى؛ عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديكتر است» [۴۹]

دستاوردهای میانه روی

۱. تهذیب نفس؛
یکی از راه کارهای تربیت و اصلاح و تزکیه نفس، میانه روی است، زیرا تربیت، در سایه تعدیل قوای نفسانی و کنترل قوه غضب و شهوت و عقل به دست می‌آید. بر این اساس امام علی (علیه السلام) می‌فرماید: «إذا رَغِبْت فی صَلاح نَفْسِک، فَعَلَیْک بِالْإقْتِصاد... ؛ هر گاه به اصلاح خود مایل بودی، میانه رو باش. [۵۰]
۲. اجابت دعا؛
از جمله عوامل عدم اجابت دعاها، گناهان می‌باشد و در نگاه امام، گناه چیزی جز افراط و تفریط در شؤون انسانیت نیست. حضرت در مناجات باخداوند چنین می‌گوید: «وَ قَدْ أَتیتک یا الهی بَعْدَ تَقْصیری وَ إسْرافی عَلی نَفْسی ؛ اللهم اغْفِرْ لِی الذُّنُوب الَّتی تَحْبِس الدُّعاءَ؛ پروردگارا، پس از تقصیر (کوتاهی) و اسراف بر خویش نزدت شتافته‌ام ؛ خداوندا گناهانی [تقصیرها و اسراف‌هایی ] که مانع استجابت دعاهایم می‌شود، بیامرز».
۳. بی نیازی اقتصادی:
امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «انّ القصدَ یُورِثُ الغِنَی؛ به درستی که میانه روی، سبب بی نیازی و ثروت می‌شود ». [۵۱]دلیل این بی نیازی آن است که با اعتدال و اندازه گیری در زندگی، فعالیت‌های اقتصادی مانند مصرف، تولید و هزینه‌های زندگی سامان می‌یابد و از اسراف جلوگیری می‌شود.
۴. سلامت جسمی:
سلامت بدن انسان به تعادل قوای جسمانی بستگی دارد. امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌فرماید: «مَن أرادَ السَّلامَه فَعَلَیْه بِالْقَصْدِ؛ هر کس سلامتی می‌خواهد، پس باید میانه رو باشد». [۵۲]
۵. اجر وپاداش اخروی:
که مهمترین دستاورداعتدال درزندگی فردی واجتماعی است.

مقاله و کتاب شناسی

۱. اسلام دین فطرت و اعتدال، نویسنده: خیرخواه محمد، هرات رسالت، 1389.
۲. اسراف یا اعتدال، حاتمی غلامرضا، مشهد، الماس شرق، ۱۳۸۹.
۳. اعتدال، جواد محدثی، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی، ۴. اعتدال در اسلام: بررسی مبانی اعتدال و اندازه نگه داشتن در زندگی فردی و اجتماعی، اصغر رضوانی دهاقانی، قم.
۵. اعتدال و میانه روی در اسلام، رضا علی کرمی، قم، قلمگاه، 1392.
۶. آهنگ اقتصاد، جواد مدرسی یزدی، یزد، موسسه انتشارات یزد، 1376.
۷. اقتصاد و میانه روی در کارها، عبد الحسین اوحدی جائری، قم، تجرید، 1389.
۸. اسلام و اعتدال یا حد وسط میان افراط و تفریط، نویسنده: موسوی زاده محمد، یزد، دانشگاه یزد، 1384.
۹. اسلام دین فطرت و اعتدال، نویسنده: خیرخواه محمد، هرات رسالت، 1389.
۱۰. اسراف یا اعتدال، حاتمی غلامرضا، مشهد، الماس شرق، ۱۳۸۹.اعتدال در اسلام: بررسی مبانی اعتدال و اندازه نگه داشتن در زندگی فردی و اجتماعی، اصغر رضوانی دهاقانی، قم.
۱۱. اعتدال درزندگی ازمنظر قرآن وحدیث (پایان نامه)، احمد سرچاهی؛ مشهد، کمیته ارزشیابی تحصیلات حوزوی خراسان، 1388.
۱۲. زندگی در آینه اعتدال، مجتبی فرجی، قم، بوستان کتاب قم (انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)

فهرست منابع

۱. قرآن
۲. نهج البلاغه
۳. اصول کافی، کلینی، محمد بن یعقوب، دار الکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ ق.
۴. بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، چاپ اسلامیه- تهران- چاپ دوم، ۱۳۹۸ ه. ق.
۵. تحف العقول، ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تصحیح: علی اکبر غفاری، قم: جامعه مدرسین، ۱۴۰۴ ق، چاپ دوم.
۶. عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر عیاشی، تهران، المکتبه العلمیه.
۷. تفسیر موضوعی قرآن کریم، بهجب پور، دفتر نشر معارف، قم ۱۳۸۴، ۸. سفینهٔ البحار، قمی، عباس، اسوه، قم.
۹. سیره نبوی، مطهری، مرتضی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1364.
۱۰. غررالحکم و دررالکلم، آمدی، عبدالواحد، بیروت: مؤسسه‌الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۷ ق.
۱۱. کنزالعمال، علی المتقی ابن حسام الدین هندی، دائره المعارف العثمانیه، بعاصمه حیدر آباد، ۱۳۶۴ ق.
۱۲. مصباح الشریعه، منسوب به جعفر بن محمد، امام ششم علیه السلام‏، انتشارات اعلمی‏، چاپ: اول‏، ۱۴۰۰ ق.
۱۳. مکارم الأخلاق.رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۲ ق.
۱۴. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۳ ق.
۱۵. میزان الحکمه، محمدی ری شهری، محمد، انتشارات دارالحدیث، ۱۳۸۴ ش.
۱۶. وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم، ۱۴۰۹ ق.

پانویس

  1. . «المومن سیرته القصد و سنته الرشد». میزان الحکمه، ج 10، ص 489.
  2. . «من اقنصد اغناه الله»، همان.
  3. . «ونحن امه الوسط» سیره نبوی، ج 1، ص 174.
  4. . سوره شمس، آیات 7 تا 10.
  5. لقمان: آیه 19.
  6. . سوره مائده، آیه 77.
  7. . مائده: آیه 8.
  8. . انعام: آیه 152.
  9. نهج البلاغه، نامه 53، ص 996
  10. . متقی هندی، کنزالعمال، ج 2-3، ص 28.
  11. . سوره لقمان، آیه 19.
  12. . ترجمه تفسیر المیزان، سید محمد حسین طباطبائی، ج ۵، ص ۴۴۰.
  13. . سائل الشیعه، ج 8، ص 401.
  14. الرحمن، آیات 1 تا 4
  15. . غرر الحکم، باب قله الکلام و آثارها، ص 211، ج 4081
  16. . غرر الحکم و درر الکلم، ج 2، ص 109.
  17. سوره لقمان، آیه 19.
  18. سوره اعراف، ایه 31.
  19. مصباح الشریعه، باب 34.
  20. . بحارالانوار، ج 59، ص 310.
  21. مایده، آیه 87
  22. . سفینه البحار، ج 2، ص 458.
  23. . سفینه البحار، ج 2، ص 624.
  24. . سوره مزمل آیه 1 و 2 و 3.
  25. . بحارالانوار، علامه المجلسی، ج ۷۸، ص ۳۲۱.
  26. . نهج البلاغه، خطبه 184.
  27. کنزالعمال، حدیث 41172.
  28. . غررر الحکم و درر الکلم، ج 2، ص 185.
  29. سوره مومنون آیه 6.
  30. . من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 384،
  31. . مکارم الاخلاق، ج 3، ص 515.
  32. . وسایل الشیعه، ج 14، ص 6
  33. . غررالحکم و دررالکلم، ج 5، ص 327.
  34. سوره نور، آیه 24
  35. . سورهٔ نساء، آیه 2.
  36. . سوره مائده، آیات ۸۸ و ۸۷.
  37. . سوره قصص، آیه ۷۷.
  38. . بقره، آیه ۲۰۱.
  39. . نهج البلاغه، خطبه 114.
  40. . نهج البلاغه، نامه 22.
  41. سوره یونس، آیه 58
  42. سوره روم، آیات 2، 3 و 4.
  43. سوره اعراف، آیه 32
  44. سوره فرقان، آیه ۶۷.
  45. . کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 133.
  46. . قصص (28)، آیه 77.
  47. . تحف العقول، ص 433،
  48. . نهج البلاغه، حکمت 7.
  49. . سوره مائده، آیه 8.
  50. . غررالحکم، ج 3، ص 192.
  51. . کافی، ج 4، ص 53.
  52. . غررالحکم، ج 5، ص 226.