فرهنگ مصادیق:اطاعت از والدین

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از اطاعت از والدین)
پرش به: ناوبری، جستجو
اطاعت از والدین

نویسنده: مصطفی کوهی
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف ونهی ازمنکر قم - ۹۵/۲/۲۱
کلمات کلیدی: اطاعت، والدین، حقوق، احسان، پدر، مادر، عاق.

اطاعت از والدین در لغت

واژه اطاعت از ریشه«طوع» (ضد کَرْه) به معنای فرمان بردن و انقیاد همراه با اختیار است.[۱]
واژه ی والدین، اسم فاعل مثنّی، به معنای پدر و مادر است. که به هر یک از پدر و مادر ـ به تفکیک ـ گفته می‌شود.[۲]

اطاعت از والدین در اصطلاح

اطاعت از والدین در اصطلاح عبارت از فرمان بری از پدر و مادر در همه ی مسائل زندگی مگر در ترک اوامر الهی و انجام دادن محرمات الهی است.

اطاعت از والدین در قرآن کریم

یکی از بارزترین مصادیق احسان و نیکی به والدین، اطاعت از پدر و مادر است. اطاعت والدین برای جلب رضای خدا، وظیفه هر فرزندی است و نافرمانی از ایشان موجب خشم الهی است. پدر و مادر، دلسوزترین و خیرخواه‌ترین افراد در زندگی هر فردند و او را به سمت خیر و صلاح، پیشرفت و سربلندی راهنمایی می‌کنند. پس فرزند باید با درنظرگرفتن رضای خدا، فرمانبردارشان باشد تا اسباب خشنودی آنان و خدای متعال را فراهم کنند. فرمانبرداری از والدین، گونه‌ای احسان به آنان است. در قرآن کریم اطاعت و تکریم پدر و مادر در کنار اطاعت پروردگار بیان شده و این نشان می‌دهد حقّ پدر و مادر از بزرگ‌ترین حقوق و بر همه چیز، مقدم است.
قرآن کریم در باب اطاعت از والدین می‌فرماید: «وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ، وَ إِنْ جَاهَدَاكَ عَلَى أَنْ تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ؛ ﴿۱۴﴾ و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش كرديم مادرش به او باردار شد سستى بر روى سستى و از شير باز گرفتنش در دو سال است [آرى به او سفارش كرديم] كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت [همه] به سوى من است و اگر تو را وادارند تا در باره چيزى كه تو را بدان دانشى نيست به من شرك ورزى از آنان فرمان مبر و[لى] در دنيا به خوبى با آنان معاشرت كن و راه كسى را پيروى كن كه توبه‏ كنان به سوى من بازمى‏ گردد و [سرانجام] بازگشت‏ شما به سوى من است و از [حقيقت] آنچه انجام مى‏ داديد شما را با خبر خواهم كرد»[۳]
صاحب مجمع البیان در شرح آیه فوق می‌نویسد: «وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ؛ و سفارش نمودیم بانسان در باره پدر و مادرش»، در اینجا چون خداوند امر نموده به شکر نعمت‌های خویش لذا با اشاره خواسته تذکر دهد که شکر هر منعم واجب و لازم است و بدین جهت از پدر و مادر ـ که در باره فرزند احسان می‌کنند ـ سخن به میان آورده و بر ما واجب نموده که از والدین اطاعت نموده و سپاس آنان بجای آوریم و بنکویی با آنها رفتار کنیم، و از اینکه سپاس والدین را بدنبال سپاس خود قرار داده بدانجهت است که خداوند آفریننده انسان و والدین وسیله‌ای برای آفرینش و حفظ آن می‌باشند.[۴]
خداوند سبحان در چندین آیه، اطاعت از پدر و مادر را در کنار اطاعت خود قرار داده است. از جمله آنها همین آیه است و نیز آیه ۲3 سوره اسراء: «وَ قَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا؛ و پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر [خود] احسان كنيد اگر يكى از آن دو يا هر دو در كنار تو به سالخوردگى رسيدند به آنها [حتى] اوف مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شايسته بگوى.[۵]
[۶]

اطاعت والدین در روایات

ائمه معصومین(علیهم السلام) در روایات متعددی، مسلمانان را به اطاعت از والدین خود سفارش کرده‌اند که به چند نمونه اشاره می‌شود:
۱ـ رسول خدا ( صلّی الله علیه و آله ) فرمودند: «العبدُ المطیعُ لوالدیهِ و لرّبه فی أعلی علّیین؛ بنده‌ای که مطیع پدر و مادر و پروردگارش باشد، روز قیامت در بالاترین جایگاه است.»[۷]
۲ـ امام علی ( علیه السّلام )فرمودند:
حقّ الوالِدِ أن یُطیعَهُ فی کلّ شئٍ الاّ فی معصیهِ اللهِ سبحانَهُ؛ حق والدین برفرزندان این است که در هر چیزی از او اطاعت کند مگر در چیزی که موجب معصیت و نافرمانی خداوند سبحان است.»[۸]
۳ـ امام رضا(علیه السلام) می‌فرماید: «عَلَیْکَ بِطَاعَهِ الْأَبِ وَ بِرِّهِ وَ التَّوَاضُعِ وَ الْخُضُوع وَ الْإِعْظَامِ وَ الْإِکْرَامِ لَهُ وَ خَفْضِ الصَّوْت بِحَضرتِه؛ بر تو باد به اطاعت از پدر، و نیکی به او و تواضع و خضوع و بزرگداشت و تکریم او، و آهسته سخن گفتن در محضر او»[۹]
۴ـ عَنِ النَّبِیِّ(ص) أَنَّهُ قَالَ: ثَلَاثَهٌ لَا یَحْجُبُونَ عَنِ النَّارِ الْعَاقُّ لِوَالِدَیْهِ وَ الْمُدْمِنُ لِلْخَمْرِ وَ الْمَانُّ بِعَطَائِهِ قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا عُقُوقُ الْوَالِدَیْنِ قَالَ یَأْمُرَانِ فَلَا یُطِیعُهُمَا؛ [۱۰]
۵ ـ قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا حَقُ الْوَالِدِ قَالَ أَنْ تُطِیعَهُ مَا عَاشَ فَقِیلَ وَ مَا حَقُّ الْوَالِدَهِ فَقَالَ هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ لَوْ أَنَّهُ عَدَدَ رَمْلِ عَالِجٍ وَ قَطْرِ الْمَطَرِ أَیَّامَ الدُّنْیَا قَامَ بَیْنَ یَدَیْهَا مَا عَدَلَ ذَلِکَ یَوْمَ حَمَلَتْهُ فِی بَطْنِهَا؛ به پیامبر (صلی الله علیه و آله) عرض شد: ای رسول خدا! حقّ پدر چیست؟ حضرت فرمود: اینکه تا زنده است، از او اطاعت کنی. سؤال شد: حقّ مادر چیست؟ حضرت فرمود: هیهات، هیهات (که کسی به حقّ مادر برسد)! اگر کسی به تعداد ریگ بیابان و ریگزار و به اندازه قطره‌های باران در همه عمر دنیا در برابر مادرش بایستد (و خدمت کند)، معادل یک روز بارداری مادر و حمل فرزند در شکم نمی شود»[۱۱]

اطاعت والدین در دعا

امام سجاد (علیه السلام) در دعای بیست و چهارم صحیفه پس از درد و صلوات بر محمد(ص) و خاندان پاکش در ابتدای دعا در حق پدر و مادر خویش، با بیانی شیوا و دلنشین از خداوند درخواست می‌کند که ایشان را نسبت به والدین خویش مطیع و فرمانبردار قرار دهد: «أللَّهُمَّ آجْعَلْنی أهَابَهُما هَیبَهَ السُّلْطانِ العَسُوفِ وَ أبوَّهُمَا بِوَّ الأمَّ الرَّؤوفِ، وَاجعَلْ طَاعَتِی لِوالدَی وَ بِرّی بِهِما أقرَّلعَینی مِنْ وَقدهِ الوَسنانِ، وَأثْلَجَ لِصَدری مِنْ شَوبَهٍ الظَّمْآنِ حَتَّی أوثِرَ عَلَی هَوای هَواهُمَا، وَأقدَّمَ عَلَی رضای رَضاهُمَا، وَأسْتَکثَرَ برَّبَهُمَا بِی وَ إنْ قَلَّ وَأسْتَقِلَّ بِرّی بِهِما وَ إنْ کثُرَ؛ خدایا چنان کن که هیبت پدر و مادر در دل من چون هیبت پادشاهی خود کام قرار گیرد؛ اما من با آن‌ها مانند مادر مهربان باشم. خدایا طاعت پدر و مادر و نیکی به آن‌ها برای من مطبوع تر گردان از خواب در دیده خسته و گواراتر از آب سرد در گام تشنه؛ چنان که خواهش دل آن‌ها بر خواهش دل خود مقدم گردانم و پسند خاطر آنان را بر پسند خاطر خود بگزینم و نیکی آن‌ها را درباره خود گرچه اندک باشد بسیار شمارم و نیکی خود را درباره آن‌ها اگرچه بسیار باشد اندک ببینم» [۱۲]
حضرت امام زین العابدین(علیه السلام) در دعایی از خدای متعال، درخواست می‌کند که فرزندانش را مطیع والدین قرار دهد و می‌فرماید: « وَ اجْعَلْهُمْ لِی مُحِبِّینَ، وَ عَلَیَّ حَدِبِینَ مُقْبِلِینَ مُسْتَقِیمِینَ لِی، مُطِیعِینَ ، غَیْرَ عَاصِینَ وَ لَا عَاقِّینَ وَ لَا مُخَالِفِینَ وَ لَا خَاطِئِین ؛ چنان کن که آنان با من دوست و مهربان باشند، و با راستی و درستی روی دل به سوی من آورند و فرمان من برند و از نافرمانان و بد رفتاران و مخالفان و خطاکاران نباشند».[۱۳]

مرز اطاعت والدین

قرآن کریم در باب حدّ و مرز اطاعت والدین می‌فرماید:
«وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ حُسْنًا وَإِنْ جَاهَدَاكَ لِتُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ؛ و به انسان سفارش كرديم كه به پدر و مادر خود نيكى كند ولى اگر آنها با تو دركوشند تا چيزى را كه بدان علم ندارى با من شريك گردانى از ايشان اطاعت مكن سرانجامتان به سوى من است و شما را از [حقيقت] آنچه انجام مى‏ داديد باخبر خواهم كرد».[۱۴] اگر پدر و مادر در تلاش بر آمدند که تو را از مدار توحید بیرون کنند و به سویی بکشند که تو از آن اطلاعی نداری، در این گونه موارد باید سر پیچی کنی. این تلاش‌ها گاهی به صورت دلسوزی است که می‌گویند: فرزندم! اگر ما از فلان طاغوت اطاعت نکنیم، نان و آب ما در خطر است. مال و مقام و عزّت ما بستگی به این دارد که فعلاً بله قربان گو باشیم و گاهی به صورت تحقیر فرزند است که تو نمی‌فهمی، دیگران که از تو بزرگ تر بوده‌اند این راه را رفته‌اند، کرنش‌ها و اطاعت‌ها نموده‌اند و زندگی راحتی هم داشته‌اند، نیاکان ما، ملّیت ما، اقتضا دارد که ما فلان راه را برویم، فلان اصل را بپذیریم، تن به فلان عمل بدهیم و فلان سلیقه را داشته باشیم.
شهید دستغیب در این زمینه می‌نویسد:
«اطاعت از پدر و مادر و احترام به آنها تا جایی لازم است که مغایر احکام واجب یا حرام الهی نباشد. لذا اگر پدر و مادر انجام عمل حرام و یا ترک فعل واجبی مانند نماز و روزه را از فرزند خواهان باشند نباید از آنها پیروی نماید. اما در سایر موارد اعم از کارهای مباح و یا مستحب و مکروه بلکه واجبات کفایی (یعنی واجباتی که بر همه انجام آن واجب است مگر اینکه عده‌ای به این کار اقدام کنند که در این صورت از گردن بقیه ساقط می‌گردد قدر مسلم از وجوب اطاعت امر و نهی والدین، مواردی است که مخالفت با آنها موجب اذیت و ناراحتی آنها گردد و خاطر آنها آزرده و قلبشان شکسته شود، در این صورت مخالفت با ایشان حرام و گناه کبیره است. چون مصداق عاق والدین است، بنابراین تنها در صورتی که بی توجهی به حرف آنها باعث آزار و اذیت آن‌ها شود، این عمل شرعا درست نیست، ولی اگر نه باعث اذیت نمی‌شود، حرام شرعی نیست اگر چه از نظر اخلاقی احترام به گفته آنها خوب و موجب رضایت الهی است. مثلا هر گاه فرزند بخواهد به سفر غیر واجبی برود و والدین در اثر ترس از آسیب دیدن او یا در اثر طاقت دوری او را نداشتن، او را از این سفر نهی کنند به گونه‌ای که مخالفت با آنها، موجب ناراحتی و آزردگی آنها گردد، در این صورت این سفر حرام و معصیت است. پس به طور خلاصه هر موردی که مخالفت پدر و مادر سبب اذیت و خشم آنها گردد حرام است مگر آن که اطاعت آنها فرزند را به سختی و حرج بیندازد و یا موجب ضرر فوق العاده دینی یا دنیوی گردد مثل این که فرزند را از ازدواج منع کنند در حالی که فرزند نیازمند ازدواج است و یا فرزند را امر به طلاق همسرش کنند و این مستلزم خسارت سنگین فرزند است، در این گونه موارد اطاعت آنها واجب نیست. ولی به طور کلی در غیر این موارد تا ممکن است باید اوامر ایشان را اطاعت کرد و از مخالفت با آنها پرهیز نمود خصوصا در مواردی که والدین به مصلحت اولاد، امر و نهی می‌کنند»[۱۵]
در مناقب آمده که روزی امام حسین (علیه السلام) به عبد الرحمن بن عمرو بن عاص گذشت، پس عبد الرحمن گفت: هر که می‌خواهد به مردی نظر کند که محبوبترین اهل زمین است نزد اهل آسمان، به این شخص نظر کند، که دارد می‌گذرد، هر چند که من بعد از جنگ صفین تا کنون با او همکلام نشده‌ام.
پس ابو سعید خدری او را نزد آن جناب آورد، امام حسین (علیه السلام) به او فرمود: آیا می‌دانستی که من محبوبترین اهل زمین نزد اهل آسمانم، و با این حال در صفین شمشیر به روی من و پدرم کشیدی؟ به خدا سوگند پدر من بهتر از من بود، پس عبد الرحمن عذر خواهی کرد و گفت: آخر چه کنم رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) به خود من سفارش فرمود که پدرت را اطاعت کن، حضرت فرمود: مگر کلام خدای را نشنیدی که فرمود: "وَ إِنْ جَاهَدَاكَ عَلَى أَنْ تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا"[۱۶] و نیز مگر از رسول خدا (ص) نشنیده‌ای که فرمود: اطاعت (پدر و مادر و یا هر کس که اطاعتش واجب است) باید که معروف باشد، و اطاعتی که نافرمانی خدا است معروف و پسندیده نیست، و نیز مگر نشنیده‌ای که هیچ مخلوقی در نافرمانی خدا نباید اطاعت شود.[۱۷]

تعارض امر و نهی والدین

شهید دستغیب در این زمینه می‌نویسد:
«هر گاه بین امر والدین تعارض واقع شود مثلا پدر می‌گوید فلان کار را بکن و مادر می‌گوید نکن در صورتی که بشود جلب رضایت هر دو را کرد بایستی این کار را بکند ولی اگر رعایت هر دو میسر نمی‌شود، جانب مادر را ترجیح دهد زیرا اولا مادر بیش از پدر استحقاق بر و نیکی دارد چون رنج و ناراحتی برای اولاد بیشتر دیده خصوصا موقع حمل و زاییدن و ایام شیردادن، چنانچه در آیات و روایات بیان شده است.
ثانیا، چون مادر احساساتی و عاطفه‌ای است در اثر لطافت و کثرت عاطفه، اندک خلاف توقع و میلی که از اولاد ببیند افسرده خاطر و دلشکسته می‌گردد ولی پدر در اثر قوت عقلی که بالنسبه به مادر دارد ممکن است هیچ متاثر نشود خصوصا به ملاحظه اینکه می‌بیند فرزند برای رعایت خاطر مادر مخالفتش کرده نه از روی عناد و سرپیچی از امر پدر.» [۱۸] دیدگاه فقهای امامیه درباره اطاعت از والدین اطاعت از والدین با وجود اینکه یکی از دستورات مهم اجتماعی اسلام می‌باشد وآیات و روایات زیادی در این جهت وارد شده است، ولی متأسفانه به طور مستقل این مسئله مورد بررسی قرار نگرفته بلکه در لابلای مسائل فقهی دیگر، ازآن بحث شده است.
سیر تاریخی فقه، که از آغاز تا کنون به سوی تکامل وپویایی حرکت کرده است، نشان می‌دهد، اطاعت از والدین در بین فقهای متقدم کمتر مورد توجه قرار داشته و به همین خاطر بحث چندانی ازآن نشده و یا به طور ناقص بوده است، ولی این مسائل در بین فقهاء متأخر ومعاصر، جایگاه ویژه‌ای را در کتب فقهی به خود اختصاص داده وابعاد مختلف را از زاویه‌های گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است ومادر یک جمع بندی کلی، اقوال ونظرات علمای امامیه (شیعه) را در رابطه با شرایط، حدود وموارد اطاعت از والدین، به صورت دیل خلاصه می‌کنیم:

وجوب اطاعت والدین مطلقا

شهید اول (ره) درکتاب «قواعد» درتشریح این قول می‌نویسد: فرمانبرداری والدین درهرکاری واجب است، اگرچه امر مشکوک ویا مشتبه باشد. بنابراین اگر پدر و مادر فرمان دهند که فرزند با ایشان غذا بخورد و فرزند بر این باور باشد که غذای شبهه آلوداست، باید غذا را تناول کند، زیرا اطاعت از والدین واجب و پرهیز از مال مشتبه مستحب است.[۱۹] از کلام کاشف الغطا(ره) نیز این نظریه استفاده می‌شود و ایشان بعد از این که والدین را واجب الطاعه می‌داند، می‌نویسد: پدر ومادر از جمله کسانی می‌باشند که مفترض الطاعه هستند، و هر امری که از مفترض الطاعه مانند: «شارع» «سید» «ولی» و یا یکی از «والدین» صادر شود، حمل بر وجوب می‌شود، مگر اینکه ما دلیل داشته باشیم بر اراده استحباب از آن امر، که در این صورت حمل بر غیر وجوب خواهد شد.[۲۰]
محقق اردبیلی در تأیید این قول می‌نویسد: شکر منعم به سبب نعمت‌های که داده است واجب می‌باشد واز این قبیل است اطاعت والدین یعنی اطاعت والدین واجب و عقوق آنها حرام می‌باشد.
بعد ایشان چنین استدلال می‌کند: «العقل و النقل یدلان علی تحریم العقوق ویفهم وجوب متابعه الوالدین و طاعتهما من الآیات و الاخبار و صرّح به بعض العلماء؛ یعنی عقل و نقل، بر حرام بودن ناسپاسی پدر و مادر گواه می‌باشند و وجوب اطاعت از والدین از طریق آیات و روایات استفاده می‌شود و بعضی از علما بر وجوب اطاعت از والدین به صراحت فتوا داده‌اند»[۲۱]

وجوب اطاعت والدین فی الجمله

لزوم اطاعت وپیروی از پدر و مادر در بعضی موارد، از جمله اقوالی است که مورد اتفاق اکثرعلما است و حتی میرزای قمی (ره) بر این مطلب ادعای اجماع کرده می‌گوید: وجوب اطاعت والدین درغیر امربه معاصی و نهی از واجبات فی الجمله اجماعی است و غمگین کردن ایشان حرام است و درمثل انجام کار واجب وترک حرام رضایت ایشان ضروری نیست، هرچند به سبب آن غمگین و مکدر شوند و همچنین در افعال مستحبه هم اذن ایشان لازم نیست، مگر در روزه ی سنتی که جمعی قائل به حرمت آن شده‌اند، ولکن مشهور به مکروه بودن آن قائل شده‌اند بدون اذن والدین و امّا سفر مستحبی آن نیز موقوف است به رضایت والدین بلکه واجبات کفاییه هم، چنین است. مثل جهاد وتحصیل علم و همچنین سفر مباح.
بعضی سفر تجارت را جائز دانسته‌اند «هرگاه تجارت در بلد خود میسر نشود و ظاهر آن است که هریک از افعال مباحه را که والدین راضی نباشند نباید انجام داد، مگر اینکه ترک آن ضرر دینی و یا دنیوی به فرزند برساند، مثلاً هرگاه والدین بگویند زن نگیر، یازن خود را طلاق بگو و این عمل سبب ضرر به فرزند شود معلوم نیست وجوب عمل و رضای ایشان در این موارد».[۲۲]
ملا احمد نراقی می‌نویسد: فرمان برداری والدین و طلب خوشنودی آنها واجب است مگر در فعل حرام یا ترک واجب عینی، که خلافی میان علما نیست، که اطاعت والدین در آنها واجب نیست. در واجبات کفائیه خلاف است و نظر جمعی از علما آن است که: فعل آنها بدون اذن والدین جائز نیست و بعضی دیگر مستحب می‌دانند اذن والدین در واجبات کفائیه را در غیر واجبات، از افعال مباحه و مستحبه، پس اگر در ترک آن ضرری «معتدبه» به او نباشد، ظاهرآن است که خلافی در میان علما در وجوب اطاعت والدین نیست و هرگاه والدین یا یکی از آنها امر به ترک آن کنند، مخالفت در آن حرام است و اگر درآن ضرری باشد که « معتدبه» است بعضی از علما اطاعت در آن را واجب نمی دانند و اطلاق کلام بعضی دیگر دلالت می کند بر و وجوب فرمان برداری و حرمت مخالفت ایشان در مباحات و مستحبات مطلقاً.»[۲۳]
صاحب«جامع السعاده» در این باره نیز می‌نویسد: بالجمله اطاعت والدین وطلب رضای ایشان واجب است و برای فرزند جایز نمی‌باشد که بدن اذن پدر و مادر مرتکب هیچ یک از مباحات و مستحبات شود و بدین خاطر است که علما فتوا داده‌اند: جایز نیست سفر کردن از برای تحصیل علم بدون اذن والدین، مگر از برای تحصیل علمی که واجب عینی باشد، مانند تحصیل علم به مسائل نماز ، روزه واصول دین، اگر در شهری زندگی کند که کسی نباشد از آن تحصیل علم کند، ولی اگردر آن شهر کسی باشد، مسافرت جایز نیست.[۲۴]

عدم وجوب اطاعت والدین مطلقا

عدّه ی زیادی ازفقها مثل: آقاضیاء عراقی، نائینی و صاحب جواهرالکلام می‌گویند: اطاعت والدین اصلاً واجب نیست. یعنی اطاعت از امر پدر و مادر، از جهت اینکه امر والدین است لازم الاتباع نیست بلکه آنچه از آیات وروایات بدست می‌آید، حرمت آزار واذیت والدین به سبب زدن، دشنام دادن و… می‌باشد ونه وجوب متابعت ازآن واگردر برخی از مسائل مانند نهی از سفر، اطاعت والدین واجب می‌باشد آن هم بخاطر این است که موجب اذیت وآزار والدین می‌شود و نه از باب اینکه امر پدر ومادر است.
براین اساس آنها فتوی داده‌اند که اگر والدین به فرزند دستور بدهند نماز خودرا به جماعت بخوانند برای فرزند واجب نمی‌باشد وهم چنان اگر فرزند بدون اذن والدین روزه ی مستحبی بگیرد روزه اش صحیح است واگر بدون اذن آن‌ها مسافرت کنند، در صورتی که موجب آزار واذیت آنها نشود سفرش حرام نمی‌باشد.[۲۵]

احکام شرعی اطاعت والدین

با توجه به آنچه که از اقوال ونظرات فقهاء در باره اطاعت والدین بیان گردید، فروعی در کتاب‌های فقهی دررابطه با موارد ومصادیق اطاعت ازپدر ومادر مطرح شده است که ماذیلاً اشاره می‌کنیم:
۱ـ فرزند روزه مستحبی بدون اجازه پدر نگیرد.
برخی از فقهای شیعه در این زمینه می‌فرمایند: روزه مستحبّی اولاد اگر باعث اذیت پدر یا مادر شود با نهی آنان حرام است، بلکه اگر از آن نهی نکنند ولی سبب اذیت آنان شود، یا جد ّ نهی نماید و روزه سبب اذیت او شود بنابراحتیاط واجب روزه اولاد جایز نیست.[۲۶]
۲ـ اگر وقت نماز فرا رسیده باشد ولی پدر ومادر از فرزند بخواهند که باید نماز را به تأخیر اندازد وکار دیگری را انجام دهد، باید از دستور آن‌ها اطاعت وپیروی نماید. .[۲۷]
۳ ـ نمازهای یومیه را به جماعت خواندن مستحب است واگر والدین به فرزند امر کنندکه نماز خودرا به جماعت بخواند واجب می‌شود.[۲۸]
آیت الله سیستانی در این زمینه می‌فرماید:
«اگر پدر یا مادر به فرزند خود امر کند که نماز را با جماعت بخواند، احتیاط مستحب آن است که نماز را به جماعت بخواند، البته اگر امر و نهی پدر یا مادر از روی شفقت نسبت به فرزند باشد، و مخالفتش موجب اذیت آنان شود، حرام است بر فرزند مخالفت نماید.»[۲۹]
۴ـ پدر و مادر حق دارند در برخی موارد از شرکت فرزند خود به نماز جماعت ممانعت کنند. .[۳۰]
۵ ـ فرزند باید عهد وقسم بدون اجازه والدین را ترک گوید. .[۳۱]
۶ ـ سفر مباح و سفر مستحب بدون اذن والدین حرام است اما سفر تجارت و علم، پس اگر به دست آوردن سود و تحصیل علم در شهری که والدین هستند ممکن نباشد بعضی از فقها قائل به جواز این سفر شده‌اند.[۳۲]
۷ ـ اگر جهاد واجب عینی نباشد والدین می‌توانند فرزند را از رفتن به جهاد باز دارندکه او در جهاد شرکت ننماید.[۳۳]
۸ ـ اگر فرزند در حال خواندن نماز نافله است وپدر ومادر اورا صدا بزنند باید نماز را بشکند وپاسخ والدین را بدهد.[۳۴]
۹ـ در انجام واجبات کفائیه اگر کسانی باشند که آن واجبات را انجام دهند، پدر ومادر می‌توانند فرزند خودرا از انجام دادن آن واجبات باز دارند.[۳۵]
سؤال: آیا اطاعت از پدر در ترک مستحبّ، یا انجام مکروه، واجب است؟
جواب: اگر مخالفت با آن، موجب ایذای وی گردد، واجب الإطاعه است.[۳۶]
۱۰ـ قبل و بعد بلوغ، اطاعت والدین واجب است. .[۳۷]

حکم نفقه فرزندان در صورت عدم اطاعت والدین

اگر بین فرزندان و والدین اختلاف باشد و فرزند جدا از والدین زندگی کند، هر چند عدم اطاعت فرزندان از پدر از نظر شرعی امر حرامی است، اما موجب سقوط نفقه نیست و پدر مکلف به پرداخت نفقه فرزندان است.[۳۸]
سوال:
لطفاً احکام نفقه اولاد را بیان فرمایید.
جواب:
نفقه پسر و دختر و فرزندان آنان هر چه پایین روند بر پدر و پدران او (جد پدری) به ترتیب، هر کدام که نزدیکترند، واجب است، بنابراین پدر برجدّ مقدم است و جد بر پدرِ جد و اگر هیچ یک از اینها نباشند یا نتوانند یا به هرجهت ندهند بر مادر واجب است و اگر مادر مال نداشته باشد یا نباشد یا به هر جهت ندهد، بر پدر مادر و مادر مادر به شرکت و بطور مساوی واجب است، بلی اگر نفقه آنها از هر طریقی ولو توسط یکی از خویشان و فرزندان، تأمین شود، تکلیف به انفاق قهراً ساقط است، البته نفقه اولاد در صورتی واجب است که خودشان مال نداشته و قدرت فعلی بر کسب و کار مناسب نداشته باشند، بنابراین اگر فرزند صغیر از خودش مال دارد، نفقه اش بر کسی واجب نیست، بلکه ولیّ او می‌تواند از مال خود او مخارج او را تأمین کند، همچنین اگر فرزند بتواند کار کند و از روی تنبلی و راحت طلبی از کار و شغل، سرباز زند، نفقه اش بر کسی واجب نیست.[۳۹]

آثار و فواید اطاعت والدین

در روایات اسلامی برای نیکی و فرمانبرداری از والدین، آثار متعددی ذکر شده که برخی دنیوی و برخی اخروی است که به چند مورد اشاره می‌شود:

آثار دنیوی

۱ـ طول عمر:
پیامبر گرامی اسلام (صلّی الله علیه و آله) می‌فرماید:
«مَنْ سَرَّهُ أَنْ یُمَدَّ لَهُ فِی عُمُرِهِ وَ یُبْسَطَ فِی رِزْقِهِ فَلْیَصِلْ أَبَوَیْهِ فَإِنَّ صِلَتَهُمَا طَاعَهُ اللَّه ؛ هر کس دوست دارد عمرش افزون و روزیش فراوان باشد به پدر و مادرش صله و احسان کند این کار او اطاعت خداست»[۴۰]
۲ـ فراوانی روزی:
امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: « مَنْ أَحَبَّ أَنْ یُخَفِّفَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْهُ سَکَرَاتِ الْمَوْتِ فَلْیَکُنْ لِقَرَابَتِهِ وَصُولًا وَ بِوَالِدَیْهِ بَارّاً فَإِذَا کَانَ کَذَلِکَ هَوَّنَ اللَّهُ عَلَیْهِ سَکَرَاتِ الْمَوْتِ وَ لَمْ یُصِبْهُ فِی حَیَاتِهِ فَقْرٌ أَبَدا؛ هر کس دوست می‌دارد که خداوند دشواری‌های مرگ را بر او تخفیف دهد، نسبت به خویشاوندان نزدیک خود بسیار رعایت پیوند خویشاوندی کند و نسبت به پدر و مادرش مهربان و نیک رفتار باشد و اگر چنین بود، خداوند متعال سکرات مرگ را بر او آسان می‌فرماید و هرگز در زندگی فقیر نمی‌شود. [۴۱]
۳ـ اجابت دعای والدین در حق فرزندان:
در برخی روایات به اهمیت دعای والدین در حق فرزندان اشاره شده و از جمله آثار توجه و نیکی به آنها، شمرده شده است. به طور مثال: امام صادق(علیه السلام) فرمود: «ثلاثُ دعوات لا یَحجُبْنَ عَن الله تعالی: دُعاءُ الوالِدِ لِوَلَدِهِ اِذا بِرَّه و دعوتُه علیهِ اِذا عَقَّ دُعاءُ المَظلوم عَلی ظالمه ؛ خداوند دعای سه کس را رد نخواهد کرد: دعای پدر در حق فرزند در هنگام نیکی به او، دعای پدر بر ضد فرزند (نفرین) هنگامی که مورد عاق او واقع شود و دعای مظلوم بر ظالم».[۴۲]
۴ـ موجب نیکی فرزندان می‌شود:
از جمله اثرهای وضعی نیکی به پدر و مادر این است که اگر کسی پدر و مادرش را احترام نمود آن احترام را از ناحیه فرزندانش خواهد دید. فلسفه این امر روشن است زیرا فرزندان انسان، پدر و مادر خود را الگوی عملی خویش قرار می‌دهند. اگر آن‌ها ببینند پدر و مادرشان نیکی به والدین را سرلوحه زندگی خود قرار داده‌اند و به آن اهتمام می‌ورزند، او هم نسبت به آنان چنین خواهد کرد. امام صادق(علیه السلام) فرمود: «بِرُّوا آباءَکُم یَبرُّکُم أبناءکم؛ به پدرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند».[۴۳] ۵ ـ موجب آرامش خانواده و اجتماع می‌شود:
تأثیر مثبت رضایت والدین در محیط خانواده و در سطح جامعه، بسیار مؤثّر است. خانواده، کانون مهم تربیتی و عاطفی، و اجتماع کوچکی است که در سایه عمل کردن به دستورات و احکام و قوانین اسلامی، خانواده می‌تواند در برابر امراض مختلف روحی خود را بیمه کند.
ریشه اخلاق، در خانواده است و صفات پسندیده، در دامن مادر رشد پیدا می‌کند، رضایت والدین، باعث تحکیم روابط اجتماعی و پشتوانه‌ای در محیط خانواده است. لذا در سایه دور شدن از ارزشهای انسانی و اخلاقی، هر روزه شاهد از هم گسیختگی بیشتر خانواده‌های غربی هستیم.
در کشورهای غربی، پدر و مادر حق دخالت در زندگی و رفتار و حرکات فرزندان خود را ندارند و تربیت ناصحیح، والدین را در برابر فرزندان و فرزندان را برابر پدر و مادر، ناراضی و ناسازگار قرار داده است.
اسلام با قرار دادن یک سری نکات تربیتی از جمله سفارش به فرزندان در جهت جلب رضایت پدر و مادر و توصیه بر والدین در خدمت به فرزندان، زمینه تربیتی را طوری تنظیم کرده که فرزندان در کانون گرم خانواده و در کنار پدر و مادر زندگی می‌کنند و می‌دانند که زندگی در خارج از خانه پدری، باعث افزایش انحطاط اخلاقی افراد و جامعه می‌شود.
اطاعت و پندپذیری فرزندان از والدین، فضای خانه را سرشار از محبّت و سعادت می‌کند. جلب رضایت والدین، کسب رضایت خدا را فراهم می‌کند و کسب رضایت خداوند، باعث آرامش روحی یک خانواده در اجتماع است و هر روز شاهد سعادت و خوشبختی یک خانواده است.[۴۴]

آثار اخروی

۱ـ جایگاه والا در قیامت:
رسول خدا ( صلّی الله علیه و آله ) فرمودند: «العبدُ المطیعُ لوالدیهِ و لرّبه فی أعلی علّیین؛ بنده‌ای که مطیع پدر و مادر و پروردگارش باشد، روز قیامت در بالاترین جایگاه است.»[۴۵]
۲ـ مغفرت حقّ:
امام سجاد(علیه السلام) فرمود: «جَاءَ رَجُلٌ إِلَی النَّبِیِّ ص فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا مِنْ عَمَلٍ قَبِیحٍ إِلَّا قَدْ عَمِلْتُهُ فَهَلْ لِی مِنْ تَوْبَهٍ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَهَلْ مِنْ وَالِدَیْکَ أَحَدٌ حَیٌّ؟ قَالَ أَبِی قَالَ فَاذْهَبْ فَبَرَّهُ قَالَ فَلَمَّا وَلَّی قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) لَوْ کَانَتْ أُمُّه ؛ مردی خدمت رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) رسید و گفت: ای رسول خدا؛ من هیچ کار زشتی نمانده که انجام نداده باشم آیا می‌توانم توبه کنم؟ رسول خدا فرمود: آیا هیچ یک از پدر و مادرت زنده هستند؟ گفت: بله، پدرم، حضرت فرمود: برو به او نیکی کن تا آمرزیده شوی. وقتی او راه افتاد پیامبر(صلّی الله علیه و آله) فرمود: ای کاش مادرش زنده بود «یعنی اگر مادرش زنده بود و به او نیکی می‌کرد زودتر آمرزیده می‌شد.»[۴۶]
۳ـ ورود به درجات بالای بهشتی :
امام باقر(علیه السلام) در بیان یکی از آثار اخروی نیکی و اطاعت والدین می‌فرماید: «قالَ اَربع مَن کُنَّ فیهِ من المؤمنین اَسْکَنُه اللّهُ فی اعلی عِلّیین فی غُرَف فوق غُرَف فی مَحلِّ الشَّرف کلَّ الشرَّفِ، مَن آوَی الیَتیمَ و نَظَر لَه و فکان لَه اَباً وَ مَن رحِمَ الضَّعیف و اعانهُ و کفَاهُ وَ مَن انفق علی والدیه و ارفق بهما و بَرَّ هُما و لم یحزنْهُا؛ اگر مؤمنی چهار ویژگی در خود داشته باشد خداوند او را در بالاترین و شریف‌ترین جایگاه قرار خواهد داد. کسی که یتیمی را پناه داده و بر او پدرانه نظر افکند، کسی که ضعیفی را مورد ترحم قرار دهد و در حد کفایت به او کمک کند، کسی که به والدین خود انفاق و با آنان مدارا کند، به ایشان نیکی کرده واز نگران ساختن آنها اجتناب نماید.»[۴۷]

اطاعت پدران امّت

در روایات اسلامی، پیامبر گرامی اسلام حضرت نبی اکرم (صلّی الله علیه و آله) و امیرالمومنین علی (علیه السلام) دو پدر این امّت معرفی شده‌اند و برای اطاعت از آن دو بزرگوار فضیلت‌های زیادی شمرده‌اند.
امیرالمومنین علی (علیه السّلام) در این زمینه می‌فرماید:
«شنیدم از حضرت رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم که من و علی دو پدر این امّتیم، و حقّ ما بر ایشان عظیمتر است از حقّ پدر و مادر ولادت ایشان زیرا که ما خلاص می‌کنیم ایشان را اگر اطاعت ما بکنند از آتش جهنم و می‌رسانیم ایشان را بسوی بهشت که دار قرار است و ایشان را از بندگی شهوات به بهترین آزادی می‌رسانیم.»[۴۸]
در تفسیر امام حسن عسکری (علیه السّلام) مذکور است در تفسیر قول حق تعالی «وَ إِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا»؛[۴۹] که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود که: بهترین والدین شما و سزاوارترین آنها به شکر شما، محمد (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) و علی (علیه السّلام ) اند.[۵۰]
حضرت امام حسن مجتبی (علیه السّلام) فرمود: «محمّد و علی (علیهما السّلام) دو پدر این امّتند، پس خوشا حال کسی که عارف باشد به حقّ ایشان و در همه احوال مطیع ایشان باشد؛ خدا او را از بهترین ساکنان بهشت گرداند و او را به کرامتها و خشنودی خود سعادتمند گرداند.»[۵۱]
و امام حسین (علیه السّلام) فرمود:
«هر که بشناسد حقّ دو پدر افضلش محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و علی علیه السّلام را و اطاعت کند ایشان را چنانچه حقّ اطاعت است، به او گویند در قیامت که در هر جای از بهشت که خواهی به وسعت و رفاهیت ساکن شو.»[۵۲]

عوامل عدم فرمانبری فرزندان از والدین

۱ـ تقویت نکردن فرمان برداری:
اگر اطاعت فرزندان از والدین تقویت نشود، میل به اطاعت را در فرزندان کم کرده ، در موارد بعدی، رغبتی برای انجام اوامر پدر و مادر از خود نشان نمی‌دهند. در صورتی که اگر بعد از انجام تکلیف با مهربانی از فرزندمان تشکر کنیم ، در دفعات بعدی تشویق می‌شود که زودتر به حرف ما گوش کند. شاید بی مناسبت نباشد که در این جا اشاره‌ای کنیم به روایتی از مولای متقیان، امام علی ( علیه السلام )، که در نامه‌ای به مالک اشتر می فرمایند:
«خادم و خائن نزد تو یکسان نباشد ، چرا که این امر یکسان تلقی کردن آن‌ها فرد خائن را در خیانت جدی کر ده ، خادم را از خدمت باز می‌دارد.»[۵۳]
۲ـ وجود خانواده نا بسامان:
خانواده خوب باید در امنیت به سر ببرد و بر آن نظامی حاکم باشد. خانواده‌های بی نظم و ترتیب که فاقد قوانین مشخص و معین اند، نمی‌توانند در تربیت فرزندان صالح موفق باشند. در چنین خانواده‌هایی تفکر حاکم بر والدین توانایی قانون گذاری ندارد و قادر به نظم بخشیدن و قانونمند ساختن خانواده و روابط میان اعضای آن نیست. در این قبیل خانواده‌ها دعوا و درگیری در خانواده روندی عادی بوده، ارتباط‌های سالم در خانواده حاکم نیست و گاه تهدید، تنبیه و درگیری بین والدین نیز دیده می‌شود. به طور قطع تربیت فرزندانی مطیع و حرف شنو در چنین فضایی، کاری دشوار یا به عبارت بهتر، کاری نا ممکن است، زیرا مقررات مشخصی که فرزند باید از آن پیروی کند، وجود ندارد جز درخواست‌ها و نیازهای والدین که این امر نیز در فضای بی قانونی توسط فرزندان به اجرا در نمی‌آید.
اگر والدین، خود منظم نباشند، تنبیه یا توصیه‌های پیاپی آن‌ها به نظم سودی ندارد؛ زیرا کودک بخش مهمی از آموخته‌های خود را از راه مشاهده نمونه‌ها و الگوها فرا می‌گیرد. امام کاظم(علیه السلام) در این باره می‌فرماید: « یُحْفَظُ الْأَطْفَالُ بِصَلَاحِ آبَائِهِم ؛ رفتار کودک بر اثر رفتار درست والدین محفوظ می‌ماند.»[۵۴]
۳ـ ناز پروردگی:
به عنوان نمونه اشاره می‌کنیم به مادری که دخترش را با تمام عشق و علاقه و نازپروردگی بزرگ کرده و یکباره متوجه بی بندوباری و حتی گستاخی وی نسبت به خودش شده و می‌نالد که : هیچ وقت فکر نمی‌کردم دخترم که آن قدر برایش زحمت کشیده و مراقبتش کرده بودم روزی چنین رفتاری با من داشته باشد. چون درگذشته به خاطر علاقه‌ای که به من داشت هر چه می‌گفتم بی چون و چرا می‌پذیرفت ولی حالا از من روی گردان شده و به من، حرف‌ها و خواسته‌هایم که صرفاً به خاطر خود اوست اعتنایی ندارد.
واقعیت این است که چنین والدینی متوجه نیستند فرمانبرداری و اطاعتی که به زور عشق و بر آوردن تمام خواسته‌های فرزند باشد چیزی جز به اسارت کشیدن او از طریق نازپروردگی نیست . به عبارت دیگر اطاعتی که از طریق عشق به کودک تحمیل می‌شود هرگز به رشد شخصیت و تسلط بر نفس او نمی‌انجامد بلکه منجر به تضعیف و شکست اراده او می‌شود. کودکانی که به این طریق پرورش می‌یابند در سنین نوجوانی و سال‌های بعد، در برابر عوامل اغواگر و اشخاص گمراه کننده به همان نسبت ضعیف و سست اراده خواهند بود. از سوی دیگر جوانانی که با این رفتار پدر و مادر خود مواجه می‌شوند نه تنها احساس قدردانی نسبت به آنها نمی‌کنند بلکه نوعی حس کینه و بیگانگی نیز در آنها بیدار می‌شود.
۴ـ استفاده بیش از حد از تنبیه:
استفاده زیاد از تنبیه، روشی است که به جای حل مشکلات، سبب افزایش آنها می‌شود. والدین که بیش از حد از تنبیه برای کنترل فرزند نافرمان خود استفاده می‌کنند، اعتقاد دارند که تنبیه هیچ اثری ندارد و کاملا هم درست می‌گویند. این کودکان نسبت به تنبیه مصونیت پیدا می‌کنند، زیرا هیچ راهی برای فرار از این برخورد ندارند، استفاده زیاد از تنبیه به کودک می‌آموزد که برای فرار از مجازات به خاطر رفتار ناهنجارش، دروغ بگوید. در خانواده‌هایی که شیوه اصلی تربیت کودک، تنبیه افراطی است، کودک احساس ترس از والدین می‌کند و از آنها دوری می‌نماید. تنبیه اگرچه باعث توقف رفتار نامناسب امروز می‌شود اما سبب تغییر رفتار کودک در روزهای بعد نمی‌گردد و انگیزه کودک برای بروز رفتار نامناسب را به هیچ وجه از بین نمی‌برد.

نقش مراکز آموزشی در باب اطاعت والدین

حوزه‌های علمیه، دانشگاه‌ها و مدارس، نقش عمده و اساسی در اطاعت و فرمانبری والدین دارند. باید در متون آموزشی به مساله ی اطاعت از والدین توجه شود و در کلاس‌های آموزشی، اساتید و معلّم‌ها به فواید اطاعت از والدین اشاره و نحوه رفتار با والدین را به دانشجویان و دانش آموزان آموزش دهند.

کتابشناسی

۱ـ محمد امینی گلستانی، والدین دو فرشته جهان، سپهر آذین، قم، ۱۳۸۶ ه ش.
۲ـ محرم طالبی، احترام به پدر و مادر، بنی هاشم، اصفهان، ۱۳۹۰ ه ش.
۳ـ مصطفی محمدی، داستانهایی از احترام به پدر و مادر، نصر، قم، ۱۳۷۸ ه ش.
۴ـ زین العابدین احمدی، مقام پدر و مادر در اسلام، انتشارات میثم تمار، قم، ۱۳۸۸ ه ش.
۵ ـ منصوره عزیزی، رابطه والدین و فرزندان از نظر قرآن و سنّت، مهر امیرالمومنین (ع)، قم، ۱۳۸۳ ه ش.

مقاله شناسی

۱ـ مهدی بیژنی، حقوق و تکالیف متقابل فرزندان و والدین از نظر اسلام، مجله بهار، ۱۳۸۷ ، شماره ۱۴ (۲۸ صفحه - از ۷۷ تا 104).
۲ـ سکینه آخوند، گونه شناسی تعامل نیکو با والدین از منظر قرآن، پژوهش نامه اسلامی زنان و خانواده، سال دوم، شماره دوم، ۱۳۹۳ ه ش.
۳ـ مجتبی نواپور، احسان به والدین بعد از اطاعت خدا، سایت http://www.erfan.ir ۴ـ زهرا منعمی زاده، فرمانبرداری و نیکی به والدین (اطاعت از پدر و مادر) فضیلت و آداب آن ، http://www.sibtayn.com ۵ ـ فرج الله فرج اللهی، با پدر و مادر چگونه رفتار نمائیم؟، مؤسسه تحقیقاتی و تعلیماتی امام صادق (ع)، قم،اسفند۱۳۸۲ ه ش.

فهرست منابع

قرآن کریم
ـ امام سجاد(علیه السلام)، صحیفه سجادیه، دفتر نشر الهادی، قم، چاپ اول، ۱۳۷۶ش.
ـ راغب اصفهانی، مفردات فی الفاظ القرآن، دار الشامیه، بیروت، ۱۴۰۴ ه ق.
ـ طبرسی، فضل بن حسن ، ترجمه تفسیر مجمع البیان، فراهانی، تهران، چاپ اول، ۱۴۱۴ ه ق.
ـ محمد جواد مغنیه، ترجمه تفسیر کاشف، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، قم، ۱۳۷۸ ه ش.
ـ منسوب به علی بن موسی، امام هشتم علیه السلام، الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا علیه السلام، مؤسسه آل البیت علیهم السلام - مشهد، چاپ: اول، ۱۴۰۶ ق.
ـ آیت الله بروجردی، جامع الاحادیث شیعه، فرهنگ سبز، تهران، ۱۳۸۲ ه ش.
ـ نوری، حسین بن محمد تقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ، مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، قم، چاپ اول، ۱۴۰۸ق.
ـ شهید دستغیب، گناهان کبیره، جامعه مدرسین، قم، ۱۳۸۸ ه ش.
ـ علّامه طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، دفتر انتشارات اسلامی، قم ، چاپ پنجم، ۱۳۷۴ ه.ش.
ـ محقق مقدس اردیلی، زبده البیان فی الاحکام القران، ج۱، ص۳۸۰، المکتبه الجعفریه لإحیاء الآثار الجعفریه، تهران، ۱۴۰۵ ه ق.
ـ شیخ محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، جامعه مدرسین، قم، ۱۴۱۷ ه ق ـ ضیاء الدین عراقی، تعلیقه علی العروه، جامعه مدرسین، قم.
ـ محمد حسین نائینی، کتاب صلاه، تقریر بحث نائینی،گرد آورنده شیخ محمدعلی کاظمی، جامعه مدرسین، قم، ۱۴۱۷ ه ق ـ ابوالقاسم پاینده، نهج الفصاحه، دنیای دانش، تهران، ۱۳۸۲ ه ش.
ـ قطب الدین راوندی، سعید بن هبه الله، الدعوات، انتشارات مدرسه امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)،قم، چاپ اول، ۱۴۰۷ق.
ـ شیخ صدوق، امالی، کتابچی، تهران، ۱۳۸۶ه ش.
ـ شیخ طوسی، امالی، دار الثقافه، قم، چاپ اول، ۱۴۱۴ ه ق.
ـ کوفی اهوازی، حسین بن سعید، الزهد، المطبعه العلمیه، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۲ق.
ـ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه ، جامعه مدرسین، قم، ۱۴۱۳ ه ق.
ـ علامه مجلسی، امام شناسی، سرور، قم، ۱۳۸۴ ه ش.
ـ ابن شعبه، حسن بن علی، تحف العقول، مترجم احمد جنتی، امیر کبیر، تهران، ۱۳۸۲ ه ش.
ـ عبد علی بن جمعه حویزی، تفسیر نور الثقلین، اسماعیلیان، قم، ۱۴۱۵ ه ق.
ـ زین العابدین احمدی، مقام پدر و مادر در اسلام، انتشارات میثم تمار، قم، ۱۳۸۸ ه ش.

پانویس

  1. راغب اصفهانی، مفردات فی الفاظ القرآن، ج2، ص513
  2. همان، ج4، ص486
  3. لقمان/14 ـ 15
  4. طبرسی، فضل بن حسن، ترجمه تفسیر مجمع البیان، ج 19، ص172
  5. سوره اسراء؛ آیه 23
  6. محمد جواد مغنیه، ترجمه تفسیر کاشف، ج 2، ص 508.
  7. ابوالقاسم پاینده، نهج الفصاحه، ص578
  8. سید رضی، نهج البلاغه، حکمت ۳۳۹
  9. منسوب به علی بن موسی، امام هشتم علیه السلام، الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا علیه السلام،؛ ص334.
  10. آیت الله بروجردی، جامع الاحادیث شیعه، ج26، ص920
  11. نوری، حسین بن محمد تقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج15، ص182.
  12. محمدی ری شهری ، میزان الحکمه، ج 10، ص 718
  13. امام سجاد (علیه السلام)، صحیفه سجادیه، ص122
  14. عنکبوت/8
  15. شهید دستغیب، گناهان کبیره، ج 1، ص130،
  16. سوره لقمان؛ آیه 15
  17. علّامه طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج 16، ص328
  18. شهید دستغیب، گناهان کبیره، ج 1، ص131
  19. شهید اول، القواعد و الفوائد، دفتر تبلیغات اسلامی، ج2، ص 47
  20. کاشف الغطا، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعه الغراء، ج1، ص155
  21. محقق مقدس اردیلی، زبده البیان فی الاحکام القران، ج1، ص380
  22. میرزای قمی، ابوالقاسم بن محمدحسن، جامع الشتات، ج1، ص240، کیهان، تهران
  23. احمد بن محمد مهدی نراقی، معراج السعاده، ص۵۳۵، اسلامیه، تهران
  24. مهدی نراقی، جامع السعاده، ج2، ص266، حکمت، تهران
  25. شیخ محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج17، ص119ـ ضیاء الدین عراقی، تعلیقه علی العروه، ص۲۲۴ ـ محمد حسین نائینی، کتاب صلاه، تقریر بحث نائینی،گرد آورنده شیخ محمدعلی کاظمی، ج۲، ص۳۵۸
  26. آیت الله صافی گلپایگانی، توضیح المسائل مراجع، مساله1741
  27. شهید دستغیب، گناهان کبیره، ج 1، ص130
  28. آیت الله فاضل لنکرانی، توضیح المسائل، مساله1428، ج1، ص268
  29. آیت الله سیستانی، توضیح المسائل، مساله1386
  30. شهید دستغیب، گناهان کبیره، ج 1، ص130
  31. شهید دستغیب، گناهان کبیره، ج 1، ص130
  32. شهید دستغیب، گناهان کبیره، ج 1، ص130
  33. همان
  34. همان
  35. همان
  36. آیت الله مکارم شیرازی، استفتائات جدید، سوال1561
  37. دفتر آیت الله مکارم شیرازی، استفتائات، کد رهگیری: 9502170052
  38. دفتر آیت الله مکارم شیرازی، استفتائات، کد رهگیری: 9502170052
  39. آیت الله فاضل لنکرانی، استفتائات، سوال1059، ص401
  40. قطب الدین راوندی، سعید بن هبه الله، الدعوات، ص126.
  41. شیخ صدوق، امالی، ص389.
  42. شیخ طوسی، امالی، ص280
  43. علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ص195، دارالحدیث، قم، چاپ اول، 1376 ه ش
  44. زین العابدین احمدی، مقام پدر و مادر در اسلام، ص46
  45. ابوالقاسم پاینده، نهج الفصاحه، ص578، دنیای دانش، تهران، 1382 ه ش
  46. کوفی اهوازی، حسین بن سعید، الزهد، ص35.
  47. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج4، ص358
  48. علامه مجلسی، امام شناسی، ص193.
  49. سوره بقره؛ آیه 83
  50. همان، ص193
  51. همان، ص193
  52. همان،ص193
  53. ابن شعبه، حسن بن علی، تحف العقول، مترجم احمد جنتی، ص199.
  54. عبد علی بن جمعه حویزی، تفسیر نور الثقلین، ج3، ص290