فرهنگ مصادیق:اطاعت از امامان

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از اطاعت از امامان)
پرش به: ناوبری، جستجو
اطاعت از امامان

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ وجوب اطاعت امام و ولی امر
۲ اطاعت امام (ع)
۳ نتیجه اطاعت از امام
4 اطاعت از امام در قرآن
5 اطاعت از ولایت؛ چرا و چگونه؟
6 اطاعت و فرمانبری در احادیث
7 وجوب اطاعت از امام‏
8 وجوب اطاعت امام - پرسمانی

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ اطاعت از پیامبران
۲ اطاعت از خدا
۳ اطاعت از شوهر
۴ اطاعت از والدین
۵ اطاعت از ولی فقیه
۶ اطاعت از منافقان
۷ اطاعت_از_کفار
۸ اطاعت از ظالمان‏
۹ شرک در اطاعت
۱۰ بیعت با امام عادل
۱۱ بیعت با امامان و معصومین (ع)
۱۲ یاری امام معصوم
۱۳ محاربه با خدا ، رسول خدا و امام
۱۴ استهزاء امامان
۱۵ تهمت به خدا، پیامبران و امامان
۱۶ قبول قاضی منصوب امام
۱۷ اهانت به مراقد امامان و اهل بیت (ع)
۱۸ توقف جنب و حائض و زائو در حرم امامان
۱۹ دروغ بستن بر امامان
۲۰ دشمنی با پیامبران و امامان (ع)
۲۱ نجس کردن مسجد و حرم امامان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

وجوب اطاعت از امام معصوم علیه السلام

مقدمه

امام باقر علیه السلام فرمود:
بلندای حقیقت و اشرف و قلّه و کلید آن و باب همه چیز و خرسندی خدای رحمان تبارک و تعالی، اطاعت امام است بعد از معرفت او... . خدای تبارک و تعالی می‌فرماید: «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا»؛[۱] هر كس از پيامبر فرمان ب رد در حقيقت ‏خدا را فرمان برده و هر كس رويگردان شود ما تو را بر ايشان نگهبان نفرستاده‏ ايم.
امام باقر علیه السلام به نقل از برخی اصحاب، دربارهٔ قول خدای ـ عزّ و جلّ ـ در آیه « «وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا»؛[۲] بو به آنان ملكى بزرگ بخشيديم»، فرمود: مقصود، اطاعت آنهاست که بر مردم واجب است.
یعنی سلطنت و قدرت کامل، وقتی تحقّق می‌پذیرد که مردم، با حکومت و همراه امام باشند که دربارهٔ آل ابراهیم چنین بود.
حسین بن علاء می‌گوید: گفتار خود را دربارهٔ اوصیا که اطاعتشان واجب است، به امام صادق علیه السلام عرض کردم. حضرت فرمود:
آری، ایشان همان کسانی اند که خدواند متعال فرموده: «أَطِیعُواْ اللَّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الْأَمْرِ مِنکُمْ»؛[۳] خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد. یعنی مقصود از اولیای امر، اوصیا هستند و ایشان، همان ائمّه معصوم علیهم السلام هستند.

ائمّه علیهم السلام، گواهان خدای عزّ و جلّ بر مخلوقات اند

امام صادق علیه السلام دربارهٔ قول خدای ـ عزّ و جلّ ـ در آیه « فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا»[۴] پس چگونه است [حالشان] آنگاه كه از هر امتى گواهى آوريم و تو را بر آنان گواه آوريم»، فرمود: تنها دربارهٔ امّت محمّد صلی الله علیه و آله نازل شده است. در هر قرنی، امامی از ما برایشان گواه و ناظر است و محمّد صلی الله علیه و آله ، گواه و ناظر بر ماست.
برید عجلی می‌گوید: از امام صادق علیه السلام دربارهٔ قول خدای ـ عزّ و جلّ ـ در آیه « «وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ»؛[۵] و بدين گونه شما را امتى ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد»، پرسیدم، فرمود: ما هستیم امّت میانه و ماییم گواهان خدا بر خلقش و حجّت‌های او در زمین.
همچنین فضیل می‌گوید: از امام صادق علیه السلام ، دربارهٔ قول خدای ـ عزّ و جلّ ـ در آیه: « «وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ»؛[۶] و براى هر قومى رهبرى است»، پرسیدم، فرمود:
هر امامی، رهبر است و در دورانی که در میان مردم است (رهبر مردم دوران خویش است).

ائمّه، نور خدای ـ عزّ و جلّ ـ هستند

ابوخالد کابلی می‌گوید: از امام باقر علیه السلام دربارهٔ تفسیر قول خداوند در آیه «فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنَا»؛[۷] پس به خدا و پيامبر او و آن نورى كه ما فرو فرستاديم ايمان آوريد»، پرسیدم، فرمود: ای ابا خالد! به خدا سوگند که مقصود از نور، ائمّه از آل محمّد صلی الله علیه و آله هستند تا روز قیامت. به خدا که ایشان، همان نور خدایند که فرو فرستاده! به خدا که ایشان، نور خدا در آسمان‌ها و زمین اند! به خدا ای ابا خالد! نور امام، در دل مؤمنان، از نور خورشید تابان در روز، روشن تر است! به خدا که ائمّه، دل‌های مؤمنان را منوّر می‌سازند و خدا از هر کس بخواهد، نور ایشان را پنهان می‌دارد. پس دل آنها تاریک می‌گردد! به خدا ای ابا خالد! بنده‌ای ما را دوست ندارد و از ما پیروی نمی‌کند تا این که خدا قلبش را پاکیزه کرده باشد. و خدا قلب بنده‌ای را پاکیزه نمی‌کند تا این که با ما خالص شده باشد و آشتی کرده باشد (یکرنگ شده باشد). و چون با ما سازش کرد، خداوند از حساب سخت، نگاهش می‌دارد و از هراس بزرگ روز قیامت، ایمنش می‌سازد.

ائمّه، ارکان زمین اند

حضرت علی علیه السلام می‌فرماید:
من، صاحب عصا و میسم و جنبنده‌ای که با مردم سخن می‌گوید، هستم.
مقصود از این که علی علیه السلام صاحب عصا و میسم است، این است که او پس از رسول اکرم صلی الله علیه و آله ، چوپان و گله دار امّت است. عصا و میسم، از ویژگی‌های چوپان است.
از برخی روایات، استفاده می‌شود که امیر المؤمنین علیه السلام، در قیامت، ابزاری در دست دارد که میان دو چشم اهل ایمان، علامت «مؤمن» و میان دو چشم کفّار، علامت «کافر» می‌گذارد. امّا جنبنده سخنگو، اشاره است به آیه شریفه: «وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ»؛[۸] و چون قول [عذاب] بر ايشان واجب گردد جنبنده‏ اى را از زمين براى آنان بيرون مى ‏آوريم كه با ايشان سخن گويد كه مردم [چنانكه بايد] به نشانه‏ هاى ما يقين نداشتند». از این جنبنده، در روایات بسیاری، تأویل به امیرمؤمنان علیه السلام شده است، در زمانی که مؤمنان و کفّار را نشانه گذاری می‌کند.

مراد از اهل ذکر در قرآن

امام باقر علیه السلام ، دربارهٔ قول خدای ـ عزّ و جلّ ـ در آیه: « «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»؛[۹] پس اگر نمیدانید از پژوهندگان كتابهاى آسمانى جويا شويد»، از قول پیغمبر صلی الله علیه و آله می‌فرماید: مقصود از ذکر، من هستم و امامان، اهل ذکرند.
دربارهٔ قول خدای ـ عزّ و جلّ ـ در آیه « «وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ»؛[۱۰] و به راستى كه [قرآن] براى تو و براى قوم تو [مايه] تذكرى است و به زودى [در مورد آن] پرسيده خواهيد شد»؛ خود امام فرمود: ماییم قوم او و ماییم پرسش شدگان [سؤال شوندگان].
وشاء (یکی از صحابه ائمّه) می‌گوید: به امام رضا علیه السلام عرض کردم: قربانت گردم! «اگر نمی‌دانید، از اهل ذکر بپرسید» یعنی چه؟ فرمود: «ماییم اهل ذکر و ماییم پرسش شوندگان». عرض کردم: شما، پرسش شونده و ما پرسش کننده‌ایم؟ فرمود: «آری». عرض کردم: بر ماست که از شما بپرسیم؟ فرمود: «آری». عرض کردم: بر شماست که به ما پاسخ دهید؟ فرمود: «نه، اختیار با ماست، اگر خواستیم پاسخ می‌دهیم و اگر نخواستیم پاسخ نمی‌دهیم، مگر قول خداوند: «هَذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍ»؛[۱۱] «[گفتيم] اين بخشش ماست [آن را] بي‏شمار ببخش يا نگاه دار».

کسانی که خداوند در قرآن، آنها را عالِم نامیده است

امام باقر علیه السلام ، دربارهٔ قول خدای ـ عزّ و جلّ ـ در آیه «هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ»؛[۱۲] آيا كسانى كه مى‏ دانند و كسانى كه نمى‏ دانند يكسانند تنها خردمندانند كه پندپذيرند»، فرمود: ما هستیم کسانی که می‌دانند. و آنها که نمی‌دانند، دشمنان ما هستند و شیعیان ما، خردمندان اند.
ابوبصیر می‌گوید: امام باقر علیه السلام هنگامی که این آیه را قرائت می‌فرمود: «بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ»؛[۱۳] بلكه [قرآن] آياتى روشن در سينه‏ هاى كسانى است كه علم [الهى] يافته‏ اند و جز ستمگران منكر آيات ما نمى ‏شوند.
امام صادق علیه السلام در مورد آیه فوق فرمود: ایشان، ائمّه علیهم السلام هستند.
در این باب، کلینی، روایاتی را نقل می‌کند که اهل بیت علیهم السلام ، مراد از عالمان را ائمّه معرفی کرده‌اند و کسانی را که در قرآن به «عالِم مطلق» توصیف شده‌اند، ائمّه معصوم علیهم السلام می‌دانند.

ائمّه معصوم علیهم السلام بندگان برگزیده خدا

سالم می‌گوید: از امام باقر علیه السلام ، دربارهٔ قول خدای ـ عزّ و جلّ ـ در آیه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ»؛[۱۴] سپس اين كتاب را به آن بندگان خود كه [آنان را] برگزيده بوديم به ميراث داديم پس برخى از آنان بر خود ستمكارند و برخى از ايشان ميانه‏ رو و برخى از آنان در كارهاى نيك به فرمان خدا پيشگامند»، فرمود: شتابنده به سوی نیکی‌ها، امام است و معتدل، امام شناس است و ستم کننده به خود، دشمنان هستند.

ائمّه دوران، دو قسم اند

امام صادق علیه السلام فرمود: ائمّه در کتاب خدای ـ عزّ و جلّ ـ دو دسته‌اند:
۱. خدای تبارک و تعالی می‌فرماید: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا»؛[۱۵] و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت میکردند». ایشان نه به امر مردم، بلکه امر خدا را بر مردم، مقدّم می‌دارند و حکم خدا را پیش از حکم مردم می‌دانند.
۲. باز خداوند ـ جلّ ثنائه ـ فرمود: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ»؛[۱۶] و آنان را پيشوايانى كه به سوى آتش مى‏ خوانند گردانيديم». ایشان، امر مردم را بر امر خدا، مقدّم می‌دارند و حکم مردم را پیش از حکم خدا می‌دانند و بر خلاف آنچه در کتاب خدای ـ عزّ و جلّ ـ است، طبق هوس خویش رفتار می‌کنند.
بر این اساس، معیار امامت حق را امامی می‌داند که به حکم خدا دعوت می‌کند و امام باطل را (یعنی امامی که مردم را به سوی دوزخ می‌راند) کسانی می‌داند که امر مردم را بر امر خدا، مقدّم می‌داند و بر طبق هوا و هوس، عمل می‌کند.

قرآن، به سوی امام، هدایت می‌کند

حسن بن محبوب می‌گوید: امام رضا علیه السلام ، دربارهٔ قول خدای ـ عزّ و جلّ ـ «وَلِكُلٍّ جَعَلْنَا مَوَالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَالَّذِينَ عَقَدَتْ»؛[۱۷] و از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان و كسانى كه شما [با آنان] پيمان بسته‏ ايد بر جاى گذاشته‏ اند براى هر يك [از مردان و زنان] وارثانى قرار داده‏ ايم»، فرمود: مقصود، ائمّه علیهم السلام هستند که خدای ـ عزّ و جلّ ـ، پیمان شما را با ایشان بسته است.
امام صادق علیه السلام دربارهٔ قول خدای تعالی در آیه «إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ»؛[۱۸] قطعا اين قرآن به [آيينى] كه خود پايدارتر است راه مى ‏نمايد»، فرمود: به سوی امام، راهنمایی می‌کند.

عرض اعمال به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمّه معصوم علیهم السلام

ابوبصیر می‌گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: در هر بامداد، کردار بندگان نیکوکار و فاسق، بر رسول خدا صلی الله علیه و آله عرضه می‌شود. پس بر حذر باشید (از کردار ناشایست) و همین است معنای قول خداوند: «اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ»؛[۱۹] [هر كارى مى‏ خواهيد] بكنيد كه به زودى خدا و پيامبر در كردار شما خواهند نگريست.
نظر به این که در آیه شریفه، بعد از کلمه «رسوله»، کلمه «و المؤمنون» است که به ائمّه علیهم السلام تفسیر شده است، امام صادق علیه السلام، آن کلمه را از لحاظ تقیّه یا واضح بودن مطلب، نفرمود و سکوت کرد.
یعقوب بن شعیب می‌گوید: از امام صادق علیه السلام دربارهٔ قول خداوند (آیه فوق الذکر)، پرسیدم، فرمود: مؤمنان، ائمّه هستند.
امام باقر علیه السلام همین آیه را یاد نمود و فرمود: به خدا، آن مؤمن، علی بن ابی طالب علیه السلام است.
امام رضا علیه السلام می‌فرمود: همانا، کردار نیک و بد بندگان، بر رسول خدا صلی الله علیه و آله عرضه می‌شود.

روشی که بر پایداری آن ترغیب شده، ولایت علی علیه السلام است

حضرت ابی جعفر علیه السلام دربارهٔ این قول خداوند متعال که: «وَ أَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا»؛[۲۰] «و اگر [مردم] در راه درست پايدارى ورزند قطعا آب گوارايى بديشان نوشانيم»، فرمود: یعنی ایمانی را در دلشان جایگزین کنیم و مقصود از «طریقه»، ایمان به ولایت علی علیه السلام و جانشینان اوست. یعنی اگر بر ولایت علی بن ابی طالب علیهماالسلام، و اوصیا از فرزندان او، استوار شوند و اطاعت آنها را در امر و نهی شان بپذیرند، «آب فراوان به آنها نوشانیم».
محمّد بن مسلم می‌گوید: از امام صادق علیه السلام دربارهٔ قول خداوند ـ عزّ و جلّ ـ در آیه: «الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا»؛[۲۱] كسانى كه گفتند پروردگار ما خداست‏ سپس ايستادگى كردند»، فرمود: یعنی بر امامان، یکی پس از دیگری، استوار بماندند.

ائمّه معصوم علیهم السلام کانون علم و درخت نبوّت و آمد و شد فرشتگان اند

امام زین العابدین علیه السلام فرمود: مردم، چه خرده گیری ای بر ما دارند؟ به خدا که ما درخت نبوّت و خانه رحمت و کانون علم و آمد و شد فرشتگان و کانون دانش هستیم! در روایت دیگر آمده است: ابن سنان از امام صادق علیه السلام، دربارهٔ این قول خداوند «وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ»؛[۲۲] و در حقيقت در زبور پس از تورات نوشتيم»، پرسید: زبور چیست و ذکر کدام است؟ فرمود: ذکر، نزد خداست (لوح محفوظ) و زبور، آن است که بر داوود نازل شد و هر کتابی که نازل گشته است، نزد اهل علم است و ما اهل علم هستیم .

ثبت امامت در اعقاب

امام صادق علیه السلام فرمود: بعد از امام حسن و امام حسین علیهم السلام، امامت، هرگز به دو برادر نمی‌رسد و از دوران علی بن حسین علیهماالسلام، چنان که خدای تبارک و تعالی می‌فرماید، جاری گشت: «وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ»؛[۲۳] و خويشاوندان [طبق] كتاب خدا بعضى [نسبت] به بعضى اولويت دارند». پس از دوران علی بن حسین علیهماالسلام، امامت جز در میان فرزندان آنها نباشد.
یعنی امامت، پشت به پشت، از پدر به پسر، منتقل می‌شود.
علّامه مجلسی می‌گوید:
این آیه شریفه، در دو جای از قرآن ذکر شده است: آیه ۷۵ سوره انفال؛ آیه ۶ سوره احزاب. گویا در این جا، مقصود همان آیه سوره احزاب است: «النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ»؛[۲۴] پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر [و نزديكتر] است و همسرانش مادران ايشانند و خويشاوندان [طبق] كتاب خدا بعضى [نسبت] به بعضى اولويت دارند [و] بر مؤمنان و مهاجران [مقدمند].

اشاره و نصّ بر نام امیر المؤمنین برای حضرت علی علیه السلام

زید بن جهم هلالی می‌گوید:شنیدم امام صادق علیه السلام می‌فرمود:
چون امر ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام نازل شده، پیغمبر صلی الله علیه و آله فرموده بود: به لقب «امیر المؤمنین»، به علی علیه السلام سلام کنید. ای زید! از جمله تأکیداتی که خدا در آن روز، بر آن دو نفر (ابوبکر و عمر) نمود، این بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمود: برخیزید و به عنوان «امیر المؤمنین»، به علی علیه السلام سلام کنید. آن دو نفر گفتند: ای رسول خدا! این امر، از جانب خداست یا از جانب رسولش؟
رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنها فرمود: از جانب خدا و رسولش. پس خدای ـ عزّ و جلّ ـ این آیه را نازل فرمود: «وَأَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذَا عَاهَدْتُمْ وَلَا تَنْقُضُوا الْأَيْمَانَ بَعْدَ تَوْكِيدِهَا وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلًا إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ»؛[۲۵] و چون با خدا پيمان بستيد به پيمان خود وفا كنيد و سوگندهاى [خود را] پس از استوار كردن آنها مشكنيد با اينكه خدا را بر خود ضامن [و گواه] قرار داده‏ ايد زيرا خدا آنچه را انجام مى‏ دهيد مى‏ داند».

جمع بندی و نتیجه گیری

هر چند ممکن نبود که همه روایاتی را که به گونه‌ای ناظر به تفسیر و تبیین آیات بود، آورده شود و نیز حجم این روایات، بسیارند، امّا در این گزارش، به گزینش برخی از روایاتی که در پایان نامه آمده بود، همراه با شرح و تحلیل بسنده کردیم. همین مقدار، نشان می‌دهد که حجم روایات تفسیری اهل بیت علیهم السلام در الکافی، چه بسیار است و کلینی در مقام محدّثی عالی مقام، در برابر انبوه روایات تفسیری و ذکر مصداقی، دست به گزینش زده است و این مجموعه، نیاز به تحلیل بیشتر و توضیح نکات و مقایسه مطالب آن با مسائل کلامی، اعتقادی و تاریخی دارد.
از سوی دیگر، همان گونه که برخی از محقّقان الکافی اشاره کرده‌اند، این روایات، نیازمند پالایش و جداکردن سره از ناسره است تا آن روایاتی که به لحاظ سندی و متنی، ضعیف هستند و موجب سوء استفاده دیگران قرار گرفته و عظمت روایات تفسیری را خدشه دار کرده‌اند، کنار گذاشته شوند.

نکات اصلاحی و پیشنهادی

۱. همان طور که در آغاز اشاره شد، این رساله، بیشتر گردآوری روایات تفسیری از زبان ائمّه است و در آن، تحلیل و توضیح آنها نیامده و جایگاه نقل روایتی در باب، تبیین نشده است.
۲. جا داشت در پایان هر فصل، از روایات همان فصل، جمع بندی ای ارائه می‌گردید، در حالی که در پایان رساله نیز هیچ جمع بندی و نتیجه گیری ای، ارائه نشده است.
۳. به لحاظ استفاده از منابع دیگر برای مقایسه، در مواردی که آیات به صورت تطبیق موضوعی در روایت آمده و چه بسا ایجاد شبهه می‌کند، توضیح و بیان ویژه‌ای نیامده است.
۴. در نشانی روایات و آیات، اغلاط بسیاری آمده و جا داشت همه جا به شماره حدیث، اشاره می‌شد که نشده است.
۵. نثر و ادبیات و ترجمه برخی روایات و آیات، دچار مشکل است.
۶. در نقل آیات، افتادگی وجود دارد، مانند ص۲۴.
۷. دربارهٔ روایات تفسیری کتاب الکافی، کارهای گوناگونی انجام شده، بویژه در بخش پایان نامه‌های دانشگاهی؛ امّا کمتر توانسته‌اند نیاز علمی این بخش را تأمین کنند، از این رو، جا دارد، رساله‌ای عالمانه با شرحی که در بندهای یک، دو و سه، اشاره گردید، نگاشته شود.

فهرست منابع

۱. مسند أحمد، ابن حنبل، بیروت: دار صادر.
۲. الإتقان فی علوم القرآن، جلال الدین السیوطی، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، منشورات الشریف الرضی.
۳. نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۷۰ش.
۴. مبانی و روش‌های تفسیری، محمّد کاظم شاکر، قم: مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۸۲ش.
۵. المیزان فی تفسیر القرآن، السیّد محمّد حسین الطباطبائی، بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۳ ق.
۶. الکافی، محمّد بن یعقوب الکلینی، تحقیق: علی اکبر الغفاری، بیروت: دار صعب و دار التعارف، ۱۴۰۱ق .
۷. صحیح مسلم، مسلم بن الحجّاج القشیری ، بیروت: دار احیاء التراث العربی.

پا نویس

  1. سوره نساء؛ آیه 80
  2. سوره نساء؛ آیه 54
  3. سوره نساء؛ آیه 59
  4. سوره نساء؛ آیه 41
  5. سوره بقره؛ آیه 143
  6. سوره رعد؛ آیه 7
  7. سوره تغابن؛ آیه 8
  8. سوره نمل؛ آیه 82
  9. سوره نحل؛ آیه 43
  10. سوره زخرف؛ آیه 44
  11. سوره ص؛ آیه 39
  12. سوره زمر؛ آیه 9
  13. سوره عنکبوت؛ آیه 49
  14. سوره فاطر؛ آیه 32
  15. سوره انبیاء؛ آیه 73
  16. سوره قصص؛ آیه 41
  17. سوره نساء؛ آیه 33
  18. سوره اسراء؛ آیه 9
  19. سوره توبه؛ آیه 105
  20. سوره جن؛ آیه 16
  21. سوره فصلت؛ آیه 30
  22. سوره انبیاء؛ آیه 105
  23. سوره احزاب؛ آیه 6
  24. سوره احزاب؛ آیه 6
  25. سوره نحل؛ آیه 91
منبع: حدیث نت؛ پایگاه اطلاع رسانی حدیث شیعه - تاریخ برداشت: 94/11/19