فرهنگ مصادیق:استهزاء امامان

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از استهزاء امامان)
پرش به: ناوبری، جستجو
استهزاء امامان

● نویسنده: مجتبی عابدینی
● تهیه : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر 19/5/1396

واژگان استهزاء

استهزا عبارت است از بيان كردن گفتار مردم يا كردار ايشان يا اوصاف ايشان يا خلقت ايشان،به قول يا فعل يا به ايماء و اشاره يا به كنايه،بر وجهى كه سبب خنده ديگران گردد در استهزا نیت و یا عرف عادت مورد توجه است. بنابراین اگر شخصی بدون آنکه نیت استهزا داشته باشد و یا ازعرف جامعه مطلع باشد و ناخودآگاه کاری از وی سرزند مورد سرزنش واقع نمی شود. اما نیت استهزا داشته باشد مثل اینکه با قصد اهانت عیب کسی را فاش کند تا مورد ریشخند دیگران شود و یا در جایی که عرف جامعه برای قرآن احترام می گذراند پاهایش را به قصد مخالفت با عرف و به قصد بی احترامی دراز کند. استهزاء بر این کار صادق است.

«استهزاء و تمسخر دیگران که تحت عناوین مختلفی از قبیل تقلید حرکات، عیب‌جوئی شخصی و قومیتی، ذکر القاب ناپسند، طنز، جک و باقی قالب ها صورت می‌پذیرد، یکی از مهمترین محرمات شرعی محسوب می شود که به تنهایی پایه گذار بسیاری از محرمات دیگر از قبیل تهمت، غیبت، عیب جویی و آزار و اذیت بوده که تماماً از حقوق الناس محسوب شده و مستلزم عذاب الیم هستند. پدیدۀ تمسخر گاهی به صورت طعنه و نیش و کنایه زدن صورت می‌پذیرد که از آن با عنوان «هُمَزه»؛ و گاهی نیز با ایماء و اشاره انجام می شود که از آن با نام «لُمَزه» و همچنین در پاره‌ای از اوقات به صورت نسبت دادن القاب ناپسند صورت می‌پذیرد که از آن با عنوان «تنابز» در منابع دینی تعبیر می‌شود؛ از همین‌رو در تفاوت استهزاء و تمسخر آمده است که استهزاء، تحقیر بدون علت و تمسخر تحقیر به سبب کاری که انجام داده است می‌باشد.»

بنابراین در معنای استهزا مطلق تحقیر وجود دارد بنابراین اهانت، تمسخر، عیب جویی، طعنه و کنایه، اذیت کردن، اعتراض و تخریب هر کدام از این واژگان می تواند نقش استهزاء داشته باشد و یا در آن جای بگیرد.

تاریخچه

استهزاء ائمه علیهم السلام تاریخچه طولانی از دوران حضرت امیر علیه السلام در آغاز رسالت علنی پیامبر خاتم صلی الله علیه و اله در قبول وصایت و خلافت دارد. در زمانی که پیامبراکرم صلی الله علیه و آله آشکارا دعوت به دین حق را میان خویشان خود آغاز کرد. و سپس ضمانت کرد اگر کسی از میان آنان یاری اش کند او برادر دینی، وصی و جانشین وی خواهد شد. همه خودداری کردند و تنها علی علیه السلام پاسخ داد. اهل مجلس در حالیکه ریشخند می کردند و می خندیدند به ابوطالب می گفتند از پسرت اطاعت کن که او بر تو فرمانرواست. به حکومت رسیدن حضرت علیه السلام و مورد تمسخر قرار دادن القاب و اوصاف وی و نیز ادامه این روش غلط در فرزندان حضرت علیه السلام که استهزا در بیان معارف امام علیه السلام وامام صادق علیه السلام، استهزاء اوصاف امام باقر علیه السلام و مورد تمسخر قرار دادن امام کاظم علیه السلام برای خندان حاضران در جلسه خلیفه، استهزاء امام رضا علیه السلام توسط دلقک دربار عباسی و غیره همگی حاکی از سیر تاریخی استهزا دارد.

انواع استهزاء

در نگاه کلی می توان متعلق استهزا را به سه قسم استهزا در اعتقادات، اخلاق، و احکام تقسیم بندی کرد. عده ای از استهزا کنندگان که در اعتقادات ضعیف بودند و یا دارای ادیان دیگری بودند مغرضانه و یا جاهلانه بسیاری از معارف دین که توسط اهل بیت علیهم السلام تبیین و تفسیر می شده است را مورد تمسخر قرار می دادند.

عده ای در مسائل مربوط به توحید و خدا شناسی بعضی دیگر در معاد شناسی و بعضی در اخلاق و مسائل پیرامون آن به استهزا ائمه اطهار علیهم السلام روی می آوردند. و عده ای نیز در احکام وضعی و تکلیفی مثل احکام نماز، عقود اسلامی و غیره به حربه استهزاء متمسک می شدند. که هر کدام به نوبه خود نه تنها در عصر ائمه اطهار علیهم السلام بلکه در جامعه امروزی به سهولت مورد استهزاء قرار گرفته است. و چون انسان تصور می کند هر آنچه که شارع مقدس بدان حکمی صادر کرده لذا دلیلی که برای وجود دارد انسان باید با عقل ناقص بشری خود آن را فهم کند. و اگر فهم نکند به ناچار حکمی است خنده دار و مورد توهین و تمسخر دیگران. روایت ذیل تنها نمونه ای احکام دیگر الهی است. أبان بن تغلب گويد: به امام صادق عليه السّلام عرض كردم: چه مى‌فرمائيد در مورد اينكه مردى انگشتى از انگشتان زنى را قطع كند، ديۀ آن چه مقدار‌ است؟ فرموده: ده شتر، عرض كردم: چنانچه دو انگشت را ببرد چه مقدار مى‌پردازد؟ حضرت علیه السلام فرمود: بيست ناقه، گفتم: سه انگشت؟ فرمود: سى شتر، گفتم اگر چهار انگشت او را ببرد؟ فرمود: بيست ناقه، گفتم: سبحان اللّه، سه انگشت را ميبرد سى شتر، و چهار انگشت را ميبرد بيست شتر!! چنين چيزى در عراق بوديم بگوش ما رسيد از گوينده‌اش بيزارى جستيم، و مى‌گفتيم اين را شيطان گفته است، فرمود: آرام باش شتاب نكن اى أبان اين چنين رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله حكم خدا را بيان كرده است كه زن ديه‌اش برابر مرد است تا به يك سوّم ديۀ كامل برسد، و چون بيك سوّم رسيد، زن ديه‌اش به نصف مرد باز مى‌گردد، اى أبان تو مرا با قياس مأخوذ داشتى، در حالى كه سنّت چنانچه با قياس سنجيده شود دين نابود خواهد شد.

شیوه های استهزاء

دشمنان اسلام که با هدف تحقیر برای ائمه اطهار علیهم السلام شیوه های استهزاء را تدارک می دیدند و جاهلانی که غافل از سیاست این سیاسان کینه توز، دست پرورده خلفای جور می شدند. شیوه های مختلفی را برای تحقیر ائمه اطهار علیهم السلام به کار می گرفتند. استهزاء و تحقیر امامان علیهم السلام نقش تخریبی زیادی دارد. از تأثیرگذاری آنان جلوگیری می شد و از قدرت معنوی آن می کاستند.

در قرآن نمونه های تاریخی آن ذکر شده به عبارت دیگر عملکرد مخالفان و جاهلان تکرار همان شیوه عصر انبیای سلف است. تاریخ پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله به صورت خاص و مقبول از منظر تاریخ نگاران مورد توجه بوده، زندگی پرفراز و نشیب حضرت صلی الله علیه و اله از دوران کودکی تا زمان لقاء الله به صورت مکتوب و کامل نگارش شده و همین توجه سبب شده تا اسامی کسانی که به صورت خاص به استهزا وی اقدام می کردند در تاریخ ثبت و ضبط شود. از جمله آن افراد عبارتند از ابولهب، ابوجهل، اسود بن عبد یغوث، ولید بن مغیره، ابوسفیان، عاص بن وائل، عقبة بن ابی معیط.

شخصیت فردی و اجتماعی امام علیه السلام از قبیل نداشتن موی سر و یا کوتاه بودن قد، فقر که نشانه هایی از قبیل کهنه بودن لباس و یا پاره بودن آن که حاکی از تهی دست بودن ائمه اطهار علیهم السلام می کرد مورد استهزاء دشمنان واقع شده بود که در این قسمت به شیوه های مختلفی که دشمنان به تمسخر استهزاء امامان راستین علیهم السلام متوسل شده اند اشاره ای می کنیم.

تمسخر در القاب

یکی از شیوه های استهزاء استفاده نامناسب از نام ها و القابی است که در ارج نهادن و اعتبارات اجتماعی امامان معصوم علیهم السلام نقش بسزایی داشت. قرآن نیز در نامگذاری و مخاطب قرار دادن افراد بر خوب سخن گفتن و سخن خوب بیان کردن تأکید دارد که در سوره حجرات فرموده: وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ و با لقب هاى زشت و ناپسند يكديگر را صدا نزنيد اما جاهلان به مقام امامت بابکار بردن الفاظ زشت از قبیل بقر به امام باقر علیه السلام و یا امیر المومنین در وصف حضرت امیر علیه السلام نه تنها به نهی قرآن عمل نکرده اند بلکه لقب زیبای أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ را به جنبدگانی مثل سوسمار می دادند و با این عملکرد خویش تحقیر و تمسخر حضرت امیر علیه السلام را قصد می کردند.

لباس ظاهری

ائمه اطهار علیهم السلام که در مواضع مختلف از زهد اسلامی سخن بر زبان جاری می ساخت حال که در رأس حکومت قرار گرفته و خطبه ها و نامه های فراوانی از خود به جا گذاشته و باید فریادرس یتیمان و فقیران و مستمندان و بیچارگان باشد نه تنها به دنبال جمع آوری اموال برای کسب اعتبار و قدرت نیستند بلکه با بی اعتنایی به دنیا و نیز همدردی با یتیمان و فقیران زهد اسلامی را در زندگی اجتماعی خویش به نمایش می گذاشتند. تا بدانجا که فرمود: وَ إِنَّ إِمَامَكُمْ قَدِ اكْتَفَى مِنْ دُنْيَاهُ بِطِمْرَيْهِ وَ مِنْ طُعْمِهِ بِقُرْصَيْهِ أَلَا وَ إِنَّكُمْ لَا تَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِكَ وَ لَكِنْ أَعِينُونِي بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدَادٍ فَوَاللَّهِ مَا كَنَزْتُ مِنْ دُنْيَاكُمْ تِبْراً وَ لَا ادَّخَرْتُ مِنْ غَنَائِمِهَا وَفْراً وَ لَا أَعْدَدْتُ لِبَالِي ثَوْبِي طِمْراً شاید حکومت داری خلفای سلف و یا حکومت داری معاویه و امثال آن که پوشیدن لباس های فاخر و زیبا را جزیی از زیبایی های مملکت داری خویش می دانستد سبب شده تا جاهلان تصور کنند که حاکمان وقت باید در اشرافیت و تفاخر باشند اما حضرت امیر علیه السلام به عنوان حاکم جامعه اسلامی وقت نه تنها از این اشرافیت گرایی بدور است بلکه از پوشیدن لباس سالم نیز برحذر دارد و به پیراهن شکاف وصله دار و کفش های تعمیر شده اکتفا کرده است. لذا به صورت استهزا و تمسخر و سخنان نسنجیده فقر امام علیه السلام را به رخ امام علیه السلام می کشیدند.

وَ قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام مَنْ حَقَّرَ مُؤْمِناً لِقِلَّةِ مَالِهِ‏ حَقَّرَهُ‏ اللَّهُ‏ فَلَمْ يَزَلْ عِنْدَ اللَّهِ مَحْقُوراً حَتَّى يَتُوبَ مِمَّا صَنَعَ

امام صادق علیه السلام فرمود: كسى كه به خاطر فقر و تهیدستى مؤمنى را تحقیر کند خداوند او را تحقیر می کند و کوچک می شمارد مى‏شمارد و همیشه در نزد خدا خوار و زبون است تا آنكه از كردارش توبه كند.

تغییر و تحول زمان در رفتار اجتماعی و سبک زندگی بسیار موثر است. در زمانی که عمده مردم در زمان حضرت امیر علیه السلام در فقر بسر می بردند پوشیدن لباس فاخر برای حضرت علیه السلام سزاوار نبود. اما اگر عموم جامعه در رفاه بودند پوشیدن لباس تمیز و به تناسب زمان نه تنها مذمت نشده بلکه ممدوح نیز می باشد.

شخص از امام صادق علیه السلام پرسید؛ گفت: خداوند كارهاى شما را اصلاح كند، شما گفتيد كه على بن ابى طالب جامه درشت و خشن مى‏پوشيد، پيراهن كرباس ناچیز(چهارقِرانی) مى‏پوشيد، و از اين‏گونه حرفها؛ و اينك مى‏بينيم كه شما خود جامه‏هاى نرم و لطيف بر تن مى‏كنيد. ابو عبد اللّه گفت: جدم على بن ابى طالب- عليه السلام- در عهد و زمانى جامه درشت و خشن مى‏پوشيد كه مردم اعتراض و ايراد نمى‏كردند، اما اينك و در حال حاضر پوشيدن جامه درشت و خشن مايه شهرت و ريا مى‏شود و انسان را انگشت‏نما مى‏سازد.

بهترين شيوه لباس پوشيدن استفاده از جامه‏هاى متداول عمومى است. جز اينكه چون قائم آل محمد- صلوات اللّه عليه- قيام كند به شيوه على- عليه السلام- لباس خواهد پوشيد و به راه و رسم او عمل خواهد كرد. ائمه اطهار علیهم السلام که پیشگام در عمل به این دستور بودند برای منافقانی و جاهل به احکام و دستورات اسلامی قابل تحمل نبوده و با کنایه و طعنه حضرات معصومین علیهم السلام را مورد تحقیر و سرزنش قرار می دادند.

اشاره سر و چشم

حرکت سر، اشاره کردن با دست، چشم و حتی نگاه کردن از جمله شیوه هایی است که در تمسخر دیگران بکار می رود. این نوع رفتار هم به صورت مستقیم می تواند به تمسخر امام علیه السلام انجامد و هم به شیوه ای دیگر مثلاً شخصی که از زیارت امام علیه السلام بر می گردد خواه در زمان حیات باشد و یا در زمان ممات، تمسخر کردن این فرد به عنوان زیارت کننده امام علیه السلام اعم از نگاه کردن، حرکت سر و یا اشاره؛ تمسخر امام علیه السلام به حساب می آید. قرآن تصریح دارد که در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله حضرت امیر علیه السلام و مؤمنان را با چشم و اشاره به مورد مسخره قرار می دادند و می خندیدند

و در مجمع البيان در ذيل آيه‏« وَ إِذا مَرُّوا بِهِمْ يَتَغامَزُونَ » مى‏گويد: بعضى گفته‏اند اين آيه در شان على بن ابى طالب (و دفاع از آن جناب) نازل شده، و جريان از اين قرار بوده كه روزى حضرت امیر علیه السلاماب با چند نفر از مسلمانان نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله مى‏آمدند، منافقين ايشان را مسخره كردند و خنديدند، و به يكديگر اشاره‏ها كرده سپس نزد همفكران خود برگشته و گفتند: ما امروز اصلع (كسى كه جلو سرش مو ندارد، و منظورشان على علیه السلام را ديديم و به او خنديديم. بدنبال اين جريان بود كه اين آيه نازل شد در حالى كه هنوز على و يارانش به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله نرسيده بودند.

تقلید کردن

آنچه که امروزه برنامه های وسیع با تبلیغات گسترده برای انجام مراسم برگزاری به نام «سیرک» برگزار می شود و افرادی برای خنداندن مردم اجیر کرده تا با حرکات مضحک، شادی های مردم را بر لبانشان نمایان کنند. متآسفانه گستره این امر توسط مغرضان دین که به بهانه ها و عقده های شخصی و یا سیاسی اقدام به نمایشاتی( از قبیل تقلید صدا، پوشیدن لباس، بیان جلسات وعظ و خطابه و غیره که حاکی از تسمخر و استهزای ائمه اطهار علیهم السلام است) کرده است. امام صادق علیه السلام فرمود: در مدينه مردى بود دلقك كه مردم را ميخندانيد، گفت اين مرد را نتوانستم بخندانم مقصودش على‏ بن‏ الحسين‏ علیهماالسلام بود فرمود: على بن الحسین علیه السلام ميگذشت دو غلام همراهش بود چون چشم آن دلقك باو افتاد رداى آن حضرت در بر گرفت و رفت و آن حضرت علیه السلام توجهى نكرد آن مسخره‏ کننده را دنبال كردند و رداء را از او گرفتند و آوردند و بدوش او انداختند.

«گاهی استهزاء دیگران در قالب كارهايى از قبيل تقليد در راه رفتن، خندیدن، سخن گفتن، غذا خوردن و خلاصه به هر طريقى از اشاره و كنايه صورت می¬پذیرد که از حیث مذمومیت تفاوتی با استهزاء به واسطه زبان نداشته و مورد نهی قرار گرفته است؛ چنانچه قرآن کریم می¬فرماید: إِنَ‏ الَّذِينَ‏ أَجْرَمُوا كانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ ( بدکاران [در دنیا] پیوسته به مؤمنان می¬خندیدند.»

کاریکارتور، فیلم، لطیفه

امروزه گستره شیوه های تبلیغاتی بسیار وسیعتر از آنچه که در سابق بود قابل مشاهده است. بهره گیری از کاریکاتورها، ساخت فیلم های مضحک و نقاشی ها، لطیفه ها و یا خواندن متن کتاب روایی به صورت استهزاء- که فهم آن برای بسیاری قابل درک نیست- ونیز ارسال پیامک به صورت لطیفه های خنده دار همگی از مصادیق استهزا و نیز شیوه های استهزا است. در حالی که روایات برای مؤمنان راسخ که ائمه اطهار مصداق عینی از مؤمنان هستند که هدایت جامعه را عهده دار شدند حرمت شکنی آنان و تمسخر آنان دوچندان عذاب را بر عهده دارد.

جابر روایت كرده است كه رسولخدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم به كعبه نظر افكند و فرمود: آفرین بر تو، خانه‏اى كه چقدر بزرگى و احترام تو چقدر زیاد است سوگند به خدا، احترام مؤمن نزد خدا از تو بیشتر است.

هدف از استهزا

هر رفتار و ناهنجاری اجتماعی معلول پدیده های مختلف اجتماعی، سیاسی و غیره است. تمسخر ائمه اطهار علیهم السلام هر چند به عنوان یک گناه برزگ معلول همین پدیده هایی است که نشأت گرفته از جهل و یا اغراض دیگر است اما هدف از استهزا در حقیقت ریشه در خنداندن دیگران دارد که یا جاهلانه صورت می گیرد و یا با اهدافی سیاسی همچون اسلام ستیزی و دور کردن مردم از جامعه تشیع با سبک جلوه دادن و پایین آوردن شأن امام علیه السلام از انظار جامعه که به هر نوع استهزا اعم از تقلید، کاریکاتور و غیره را انجام می شود.

«باعث اين صفت خبيثه،يا عداوت است،يا تكبّر و حقير شمردن آن شخصى كه استهزاء به او مى‌شود.و بسا باشد كه باعث بر آن،مجرد قصد خنديدن و به نشاط آوردن بعضى از اهل دنيا باشد،از راه طمع در كثافات دنيويه ايشان و اخذ پاره‌اى از فضول اموال حرام آنها»

علل استهزاء

توهین و استهزاء همانند دیگر رذایل اخلاقی علل متعددی دارد که در ذیل به بعضی از موارد آن اشاره می شود.

دنیا طلبی

همیشه افرادی هستند که برای زندگی دنیایی خود به هر وسیله ای متسمک شوند هر چند آن وسیله بی حرمتی به امام معصوم علیه السلام باشد.زُيِّنَ لِلَّذينَ كَفَرُوا الْحَياةُ الدُّنْيا وَ يَسْخَرُونَ مِنَ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ اللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ بر اساس قرآن کریم تجارتی که نه تنها سودی در آن نیست بلکه اگر بیشترین هزینه مادی نیز برای آن صرف و اخذ شود چون هدف از این تمسخر،بی حرمتی به امام علیه السلام است و ضلالت و عدم هدایت نتیجه آن؛ لذا این اخذ مال ثمن بخسی است که ارزش گذاری آن در حقیقت فقدان ارزش است. أُولئِكَ الَّذينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى‏ فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما كانُوا مُهْتَدينَ استخدام دلقک های درباری برای خندان خلفای جور نمونه ای از همین دنیاطلبی دلقک هاست.

احساس بی نیازی کردن

مست شدن انسان در اثر کثرت ثروت و اندوخته های مالی و مکانی که موقعیت اجتماعی در در کنار آن کسب کرده ازجمله عوامل استهزا به شمار می رود. تاریخ بیانگر آن است انسان های متکبری که ثروت دنیوی آنان را به خودکامگی فرو برده افراد فقیر و ضعیف خصوصاً کسانی که با امر به معروف ها و نهی از منکرها به مخالفت رفتارهای آنان اقدامی کردند به تسمخر می گرفتند.

كساني كه از امكانات و رفاه دنيوي بالايي برخوردارند خود را از طبقات عادي مردم برتر دانسته و براي آنان جوك و لطيفه مي سازند و يا رفتار ايشان را مسخره مي كنند. در فيلم هاي بسياري ديده شده است كه مردم عادي و فقير را به عنوان مترسك هاي خنده نشان مي دهند. اين از آن روست كه طبقات بالاي اجتماعي به جهت رفاه و دارايي از خود متشكر بوده و خود و رفتار و گفتار خويش را برتر و نمونه دانسته، سخنان و رفتار مردم فقير را ناپسند و زشت مي شمارند. رفاه و سرخوشي از عوامل مهم مسخرگي ديگران است. قرآن بيان مي دارد كه سرخوشي چگونه آفت جان اين افراد و گروه ها مي شود و در دام غرور مي افتند و به تمسخر ديگران مي پردازند. زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا الْحَيَوةُ الدُّنْيَا وَ يَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ ءَامَنُوا زندگى دنيا براى كافران زينت داده شده است، از اين رو افراد باايمان را (كه گاهى دستشان تهى است)، مسخره مى‏كنند.

دشمنی و انتقام

در حوادث تاریخ اسلام و جنگ های بدر، احد و حنین، برخی با شمشیر حضرت امیر علیه السلام کشته و یا زخمی شدند لذا فرزندان و بستگانشان در دوران قبل و بعد حکومت حضرت امیر علیه السلام به تمسخر و استهزا روی می آوردند و یا از خلفای جور بوده و برای تحقیر کردن امامان علیهم السلام و کاستن مقام معنوی و اجتماعی آنان از قلوب مردم، افرادی را برای این کار استخدام می کردند. على بن يقطين گويد رشيد از مردى خواست كه امر امامت ابى الحسن موسى بن جعفر را بوسيله او باطل كند و او را خاموش سازد و در مجلس شرمنده كند يك مرد افسونگرى را براى او آوردند و چون سفره گستردند نيرنگى باخت با قرصه‏هاى نان كه خادم ابى الحسن هر وقت ميخواست گرده نانى بردارد از جلو دستش ميپريد هارون از خنده و شادى از جا پريده بود اندکی بعد امام هفتم علیه السلام سربلند كرد و بصورت شيرى كه بر يكى از پرده‏ها بود فرمود اى شير خدا بگير دشمن خدا را گويد آن صورت جست و چون بزرگترين درنده آن جادوگر را بلعيد هارون و همدستانش غش كردند و برو افتادند و از ترس و هراس خرد آنها پريد و چون بهوش آمدند پس از مدتى هرون بامام گفت بحق خودم بر تو خواهش دارم كه از اين صورت بخواهى آن مرد را برگرداند فرمود اگر عصاى موسى آنچه را بلعيد رد كرد از رشته‏ها و چوب دستى‏هاى جادوگران اين صورت هم آنچه بلعيده رد ميكند.

جهالت

انسان با آنچه نمی داند دشمن است. قَالَ الاماَم عَلی عَلَیه السَلام‏ النَّاسُ‏ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا یعنی استفاده نکردن از نیروی تعقل و تفکر نکردن در نعمت های معنوی و مادی. مشکلات اخلاقی انسان در جهالت انسان در پیروی از هوی و هوس است. وجود ائمه اطهار علیهم السلام و حضور آنان در بین مردم برای رفع همین جهالت است. حضرت امیر علیه السلام از زندگی جاهلانه مردمان عصر به خدای متعال شکوه می کند و می فرماید: إِلَى اللَّهِ أَشْكُو مِنْ مَعْشَرٍ يَعِيشُونَ جُهَّالًا وَ يَمُوتُونَ ضُلَّالا استهزای امامان راستین علیهم السلام نشأت گرفته از همین جهل است. اگر مقام معرفتی ائمه اطهار علیهم السلام برای دیگران نمایان بود قطعاً از این عمل زشت دوری جسته و در پیروی از آنان پیشگام می شدند. تاریخ در ثبت این وقایع پیشگام بوده و افرادی که جاهلانه به مقام اهل بیت علیهم السلام بی حرمتی می کردند پس از شناخت ابراز پشیمانی کرده و در مدح آنان اشعاری می سرودند.

بیان کردن مسائلی که خارج از درک و تعقل بشر مادی است سبب شده تا عده ای زبان به استهزا و شماتت حضرات معصومین علیهم السلام گشوده و به انکار آن روی بیاورند. مردمانی که تا قرنها مردم در بت پرستی سیر می کردند و از نام خدا چیزی جز سنگ و چوب و از معاد چیزی جز استخوان پوسیده ای نمی شناختند و یا از پیروان دیگر ادیان یهود و نصاری بوده که از راهبان و و دانشمندان خود شفیته ای خود که اسیر مادیات بودند و به نام دین پیروان خود را به انحراف کشانده بودند و از غیب و اخبار غیبی به دور بودند نباید از آنان توقع قبول اخبار غیبی آسمان و زمین را داشت. بیان کردن اخبار غیبی از آینده برای انسان هایی که در عمری را در مادیات و ظواهر زندگی گذرانده اند فهم آن را دو چندان و غیر قبول می دانست. متأسفانه، جهل آفتی است که تا انسان به رشد عقلانیت برسد آسیب های زیادی را به دنبال خود دارد.

پیامدهای استهزاء

همه اعمال خواه منطبق بر وحی باشد و یا در تبعیت از هوای نفس دارای آثار مثبت و منفی است. استهزا هرچند دارای پیامدهای منفی است اما اگر در تسمخر امامانی که هدایت جامعه را بر عهده دارند آثار منفی دوچندانی دارد. نه تنها شخص به خودش آسیب می رساند بلکه با رفتارهای قبیحانه اش که تحقیر آن مستلزم فاصله گرفتن دیگر افراد از ائمه اطهار علهیم السلام و دور شدن از مسیر هدایت است جامعه را به گمراهی می کشاند. هر چند فرد استهزاء کننده هدفش تحقیر امام علیه السلام است اما نه تنها از بزرگی امام علیه السلام نمی کاهد بلکه بر حقارت خود میفزاید.

سنگ بد گوهر اگر کاسه زرّین بشکست ............... قیمت سنگ نیفزاید و زرّ کم نشود.

استهزا و تمسخر دارای پیامدهای منفی دنیوی و اخروی(و معنوی) است که در ذیل بیان می شود.

پیامدهای دنیوی

هر گناهی مستلزم پیامدهای دنیوی و اخروی است. پیامدهای معنوی هم شامل مسائل معنوی و معرفتی را شامل می شود و هم مسائل اخروی و قیامتی را؛ بنابراین مذمت استهزا نسبت به ائمه اطهار علیهم السلام به خاطر بزرگی مقام، دارای تبعات بیشتر دنیوی و اخروی است؛ که در ذیل بیان می شود.

نزول بلا

امام سجاد عليه‏السلام فرمود: وَ الذُّنُوبُ الّتى تُنزِلُ النِّقَمَ عِصيانُ العارِفِ بِالبَغىِ وَ التَطاوُلُ عَلَى النّاسِ وَ الاِستِهزاءُ بِهِم وَ السُّخريَّةُ مِنهُم ؛

گناهانى كه باعث نزول عذاب مى‏شوند، عبارت‏اند از: ستم كردن شخص از روى آگاهى، تجاوز به حقوق مردم، و دست انداختن و مسخره كردن آنان.

ایجاد تفرقه

تفرقه افکنی از جمله خطرات مهلکی است که قرآن در آیات متعدد و نیز حضرت امیر علیه السلام در تاریخ زندگانی خویش بشدت از آن بر حذر بود.

جنگ و اختلاف های مذهبی، قومی که امروزه در بسیاری از کشورهای اسلامی شاهد آن هستیم نتیجه برنامه ریزی های زیرکانه غرب برای ایجاد تفرقه است. آنچه که قرآن کریم بر دشمنی یهودیان که دشمن ترین انسان ها برای مسلمانان معرفی می کند(مائده/82) امروزه در بسیاری از کشورها خصوصاً کشورهای اسلامی مشاهده می کنیم. هر چند در مواردی دشمنان افرادی را برای برهم زدن اتحاد اقوام و مذاهب اجیر کرده تا با استهزا و توهین بر اختلافات آنان بیافزاید اما مواردی را شاهدیم که این استهزا و اختلافات ناشی از شیعیان افراطی صورت می گیرد که مستلزم توهین و استهزا به امامان شیعه علیهم السلام می شود.

مسخره کردن پیشوایان دیگر مذاهب که در زمان های مخصوص بدان پرداخته می شود مستلزم تحریک پیروان آن مذهب و در نتیجه بهانه دادن به آنان و تمسخر کردن امامان علیهم السلام نیز خواهد شد.

«آلوسى» دانشمند معروف اهل سنت، در تفسير «روح المعانى» نقل مى‏كند: یکى از عوام جاهل، هنگامى که مشاهده كرد برخى شيعيان سبّ شيخين (ابوبکر و عمر) مى‏كنند، ناراحت شد و شروع به اهانت به مقام علی علیه السلام کرد. هنگامى كه از او سؤال كردند: چرا به على علیه السلام كه مورد احترام تو است، اهانت مى‏كنى؟ گفت: من مى‏خواستم شيعه‏ها را ناراحت كنم؛ زيرا هيچ چيز را ناراحت كننده‏تر از اين موضوع براى آنها نديدم.»

هلاکت دنیوی

بی حرمتی و تمسخر امام علیه السلام نه تنها سقوط معنوی و خریدن آتش نار را به دنبال دارد بلکه هلاکت دنیوی را نیز به همراه دارد. کوچکترین بی حرمتی نسبت ائمه اطهار علیهم السلام بزرگترین آسیب را به همراه دارد. مورد لعن قرار گرفتن اشخاص استهزاء کننده که مستلزم هلاکت دنیوی آنان شده در تاریخ ائمه علیهم السلام، متعدد ذکر شده است.

امام‏ حسين عليه السلام به عمر بن سعد فرمود: از جمله موضوعاتى كه چشم من به آن روشن مى‏شود اين است كه تو بعد از من جز اندكى از گندم عراق نخواهى خورد. عمر از باب تمسخر گفت: يا ابا عبد اللَّه اگر گندم نباشد جو خواهد بود. ولى قضيه از همان قرار شد كه امام حسين عليه السلام فرموده بود: زيرا عمر بن سعد به شهر رى نرسيد و مختار او را كشت

پیامدهای اخروی(معنوی)

گناه مستلزم عذاب است. در متون دینی گناهان را به صغیره و کبیره بودن تفکیک کرده اند. استهزا ائمه اطهار علیهم السلام از جمله گناهانی است که عواقب اخروی و معنوی آن حاکی از کبیره بودن گناه دارد که حبط اعمال و عذاب در آخرت از جمله این پیامدهاست.

حبط اعمال

حبط اعمال یعنی از رفتن اعمال خوب که در اثر ظهور و انجام بعضی از اعمال انجام می شود. قرآن کریم به صراحت بر حبط عمل و کارهایی که مستلزم حبط می شود به صراحت بیان کرده است. اعمالی از قبیل شرک، کفر، بی حرمتی به پیامبراکرم صلی الله علیه و آله، تکذیب آیات الهی و غیره از جمله این موارد است.

طبق بیان بعضی تفاسیر، ائمه هدی علیهم السلام مصداق آیات الله بشمار می روند و استهزا ائمه معصوم علیهم السلام مصداق استهزا به آیات الله است. علي بن إبراهيم في قوله‏ وَ قِيلَ الْيَوْمَ نَنْساكُمْ‏ أي نترككم فهذا نسيان الترك‏ كَما نَسِيتُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا وَ مَأْواكُمُ النَّارُ وَ ما لَكُمْ مِنْ ناصِرِينَ- ذلِكُمْ بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آياتِ اللَّهِ هُزُواً و هم الأئمة أي كذبتموهم‏ و استهزأتم‏ بهم در سوره اعراف آیه147 تکذیب آیات الهی و روز قیامت را مستلزم حبط عمل معرفی کرده است. وَ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ لِقاءِ الْآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ

«افرادى هستند كه پيوسته در خدا و لقاء خدا تكذيب ميكنند، و دوست دارند به نواميس دينى اشكال كنند، و اين طرف و آن طرف ميگردند كه ايرادى در قرآن كريم و يا اشكالى در كلام رسول الله و يا ائمّه طاهرين پيدا كنند اينان به عنوان تكذيب آيات الله و لقاء خدا در واقع ميگويند كه راه خدا مسدود است؛ و ملاقات خدا و معاد بسوى او چه معنى دارد؟ گرچه ادّعاى مسلمانى بكنند، ولى ميگويند مثلًا: اين كلام پيغمبر از روى مصلحتى بوده و واقعيّتى ندارد؛ ما اسلام را قبول داريم وليكن دين هزار و چهارصد سال قبل است و به درد امروز نميخورد و احكام اسلام را بايد طبق احكام مغرب زمين امروزه و دنيا پسندانه در آورد»

انسانی که عمری را در استهزا و تمسخر دستورات دینی گذرانده و حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهارعلیهم السلام را مصداق عَوام‌گرایی یا پوپولیسم می دانند آیا می شود که برای آنان اعمال صالحی را مشاهده کرد. معیار اعمال صالح را قرآن تبین می کند و از آنجایی که عالم الغیب است جنه و نار را با موازین بیان شده می سنجد نه آن با ملاک های عقل بشری. افرادی که اعمالشان حبط می شود در حقیقت وزنی ندارند تا اعمالشان سنجیده شده در ترازوی اعمال قرار گیرد. و مصداق فَلا نُقيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً خواهند شد.

تمسخر در آخرت

پیامبراکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

درِ بهشت، به روى يكى از مسخره كنندگان باز مى شود و به او گفته مى شود: «بيا بیا». او با وجود سختى و اندوهى كه دارد، جلو مى رود و چون آمد، در به رويش بسته مى شود. سپس در ديگرى به رويش باز مى شود و به او گفته مى شود«بیا بیا» او با وجود سختى و اندوهى كه دارد، جلو مى رود و چون آمد، در به رويش بسته مى شود. و اين كار، مرتّبا تكرار مى شود تا جايى كه در به رويش باز مى گردد و گفته مى شود: «بيا، بيا!»؛ امّا او ديگر جلو نمى رود.

شیوه برخورد با استهزاء کننده

قرآن کریم برای هدایت انسان ها روش های متعددی را به کار گرفته است که هر کدام به تناسب زمان و مکان، می تواند راهگشای زندگی باشد. ائمه اطهار علیهم السلام که مبیّن و مفسّر قولی و عملیِ قرآنِ صامتند دستورات قرآنی را با شیوه های مختلف در مسایل متعدد فردی و اجتماعی به مخاطبین خویش تعلیم می دادند. این نوع رفتار قرآنی نه تنها بازدهی منفی نداشته بلکه در جذب جاهلان به دین بسیار تاثیر گذار بوده است. نکته مهمی که در همه ائمه اطهار علهیم السلام قابل مشاهده است تحمل سختی و حلم زیاد آنان در برابر رفتارهای کودکانه مخالفان بوده که از برخورد فیزیکی برای دفع مخاطب به ندرت استفاده شده است.

استناد به آیات و نکات تربیتی، اعتقادی

از جمله شیوه های برخورد با استهزا کنندگان سوق دادن آنان به آیات اعتقادی برای نهی از عمل استهزاء بوده است.حضرت امیرعلیه السلام در تمسخر شخصی که القاب حضرت علیه السلام را با رفتارهای مورد تمسخر قرار می دادند به آیه شریفه : يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ‏(اسراء/71) و یا به آیه شریفه وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدى‏ وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبيلِ الْمُؤْمِنينَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصيراً ( نسا/115) استناد کرده و با این شیوه نه تنها آیات قرآن را بصورت کاربردی برای مردم بیان می کردند بلکه از جایگاه استهزاء کنندگان در قیامت نیز خبر می داده است.

اصبغ بن نباته گويد: امير مؤمنان على علیه السلام به ما دستور داد كه از كوفه به سوى مداين برويم. ما روز يك شنبه حركت كرديم؛ ولى عمرو بن‏ حريث‏ همراه با هفت نفر مخالفت ورزيد و با ما نيامد، لذا همگى به سوى محلّى در حيره به نام خورنق رفته و گفتند: ما گردش و تفريحى مى‏كنيم و روز چهارشنبه حركت مى‏كنيم و پيش از آن كه علی علیه السلام نماز جمعه را اقامه كند، به او مى‏پيونديم. در آن ميان كه در آنجا مشغول خوردن غذا بودند ناگاه سوسمارى پيدا شد، آن را شكار كردند، عمرو بن‏ حريث‏ آن را به دست گرفت و كف دستش را باز كرد و گفت: با اين سوسمار بيعت كنيد كه اين امير مؤمنان است. آن هفت نفر بيعت كردند، و عمرو هشتمين نفر بود كه بيعت كرد، آنها شب چهارشنبه از آنجا كوچ كرده و روز جمعه به در مسجد رسيدند، وقتى وارد مسجد شدند، امير مؤمنان على علیه السلام نگاهى به آنان كرد و فرمود: اى مردم! به راستى كه پيامبر خدا صلی الله علیه و آله به صورت محرمانه هزار حديث به من فرمود كه از هر حديثى هزار باب گشوده مى‏شد و هر بابى هزار كليد داشت، و من شنيدم كه خداوند متعال مى‏فرمايد: «روزى كه هر مردى را با پيشوايشان فرا مى‏خوانيم.» و من به شما به خدا سوگند مى‏خورم كه حتما روز رستاخيز هشت نفر با پيشوايانشان كه سوسمارى است- به محشر خواهند آمد، اگر بخواهم نام آنها را بگويم مى‏گويم. راوى گويد: بى‏ترديد من عمرو بن حريث را ديدم كه از شرم و سرزنش همچون شاخه درخت خرما، سر به زير افكند.

امام صادق علیه السلام فرمود: در مدينه مردى بود دلقك كه مردم را ميخندانيد، گفت اين مرد را نتوانستم بخندانم مقصودش على‏ بن‏ الحسين‏ علیهماالسلام بود فرمود: على بن الحسین علیه السلام ميگذشت دو غلام همراهش بود چون چشم آن دلقك باو افتاد رداى آن حضرت در بر گرفت و رفت و آن حضرت علیه السلام توجهى نكرد آن مسخره‏ کننده را دنبال كردند و رداء را از او گرفتند و آوردند و بدوش او انداختند بآنها فرمود اين كيست؟ گفتند مرديست دلقك كه مردم را ميخنداند، فرمود بگوئيد براى خدا روزيست كه در آن مردم‏ بيهوده زيان كارند.

مقابله به مثل

ساده زیستی ائمه اطهار علیه السلام سبب شده تاعده ای با نگاه سطحی و عدم آگاهی به حکمت عملکرد آنان، زندگی آنان را مسخره می کنند.

به امام‏ صادق علیه السلام گفتند: شنيده‏ايم كه شما دارايي بسيار داري. فرمود: از اين سخن بدم نمي‏آيد. سپس فرمود: روزي حضرت علي علیه السلام از محلي مي‏گذشت. پيراهنش وصله دار بود. بعضي با مسخره‏ گفتند: روزگار است، علي ندارد. حضرت علي علیه السلام به والي صدقات خود دستور داد امسال محصولات نخلستان شخصي خود را جمع و تبديل به پول كند و دراهم را در انبار جمع كند. مسخره كنندگان را دعوت كرد سپس پولهارا نشان داد و فرمود: اين اموال از آن كسي است كه شما او را ندار خيال مي‏كرديد. سپس دستور داد همه را صدقه بدهند.

سعه صدر در پذیرش کلام مخالفین

موارد متعددی در تاریخ ثبت و ضبط است که یک رفتار حکیمانه و منطبق بر موازین اسلامی از ائمه اطهار علیهم السلام عامل جذب دیگران به دین مبین اسلام شده است. هر چند رفتار جاهلانه و خصمانه مخالفان سبب برافروخته شدن اصحاب ائمه علیهم السلام و نیز مستلزم نزاع می شد اما مانع شدن حضرت علیه السلام از این عمل اصحاب سبب می شد تا مخالفان تحت تأثیر این رفتارعالمانه قرار گرفته و به پاسخ های حضرت علیه السلام گوش فرا دهند. و نه تنها از رفتار های ناپسند خود دست کشیده بلکه اشعاری را در مدح حضرت علیه السلام بسرایند.
زندگی امیرمومنان علی علیه السلام آمده که در عصر خلافتش، روزی خطاب به جمعیت فرمود: آنچه سوال دارید از من بپرسید، هرسوالی که مربوط به پایین تر از عرش باشد پاسخ می دهم و چنین ادعایی را بعد از من جز دروغگو نمی کند. در این هنگام مردی بلندقامت در گوشه مجلس برخاست، درحالی که کتابی در گردنش آویزان بود و گویی از عرب های یهود بوده با صدای بلند با کمال گستاخی،خطاب به علی علیه السلام گفت:ای مدعی چیزی که نمی دانی... من از تو سوال هایی می کنم که از جواب آنهادرمانده شوی.

در این هنگام جمعی از شیعیان و دوستان علی علیه السلام برخاستند تا به او حمله کرده و او را تنبیه کنند. حضرت علی علیه السلام آنها رابه شدت از این کار بازداشت و فرمود: رهایش کنید، شتابزدگی وتندی و خشم را از خود دور نمایید. با این کارها حجت های خدا برمردم تمام نشده و براهین الهی آشکار نخواهد گردید. آنگاه باکمال حلم و بزرگواری به آن مرد روکرد و فرمود: هر سوالی که داری بپرس او سوال های خود را مطرح کرد و حضرت علی علیه السلام به همه آنها پاسخ داد. او شیفته علم و حلم علی علیه السلام شد و اشعاری در مدح علی علیه السلام سرود و خواند و آن حضرت راصاحب علم و راهنمای گمراهان و رادمرد کمال و ارزش های والای انسانی خواند.

نفرین کردن

ائمه اطهار علیه السلام که هادیان جامعه برای رهپویان در مسیر حق هستند بی حرمتی و توهین به آنان و یا سخنانشان باعث بدترین مرگ و شدیدترین عذاب الهی خواهد شد. امام‏ صادق عليه السّلام فرمود: هيچ انسانى رو در رو بمؤمنى طعن نزند، و او را مسخره‏ نكند جز اينكه به بدترين مرگها هلاك شود، و پس از مرگ درخواست بازگشت بخير كند(يعنى تمنّا كند او را بدنيا بازگردانند تا جبران گذشته نمايد. اما نه مرگ بد از وی رفع می شود و نه به ندای بازگشتش جواب مثبت داده می شود. قرآن می فرماید: اگر دوباره نیز به دنیا برگردند دوباره همین استهزا و تمسخر را انجام خواهند داد. آنان دروغگویانی هستند که با مشاهده قیامت از اعمال خود دست بر نخواهند داشت. وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ و اگر هم بازگردانده شوند قطعاً به آنچه از آن منع شده بودند برمى‏ گردند و آنان دروغگويند.

قرآن کریم انسانهایی که به دنبال حقایق نبود و به بهانه های واهی قلوبشان مهر زده می پندارند و یا کسانی که برای خریدن ثمن بخس دیگران را منحرف می کنند و با دیدن حقایق الهی نه تنها یاری دین و پیامبر خود نکردند بلکه برای منافع مادی و کسب ثمن بخس به گمراهی دیگران رو آورده و مورد لعن الهی قرار گرفتند.

امام سجّاد عليه السّلام فرمود: ما نمى‏دانيم با مردم چگونه رفتار كنيم؛ اگر آنچه از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم به ما رسيده است براى آنها بگوئيم مى‏خندند؛ و اگر ساكت بمانيم طاقت نمى‏آوريم. ضَمرَه بن معبد گفت: براى ما بگو آنچه را كه به تو رسيده است. حضرت عليه السّلام فرمود: آيا ميدانيد در وقتيكه دشمن خدا را روى سرير به سمت قبرستان، براى دفن ميبرند چه ميگويد؟ جابر ميگويد: ما گفتيم: نه نميدانيم.

حضرت عليه السّلام فرمود: دشمن خدا به حمل كنندگان جنازه‏اش ميگويد: آيا نمى‏شنويد شكايتى را كه من اكنون به شما ميكنم از دشمن خدا شیطان که مرا فریب داد و در مهالك و مخاطر وارد كرد و ديگر دست مرا نگرفت و بيرون نياورد؛ و شكايتى به شما دارم از برادرانيكه من با آنها بر اساس قواعد اخوّت و برادرى رفتار كردم وليكن آنها مرا مخذول و بى ياور گذاردند؛ و شكايتى به شما دارم از فرزندانى كه من از آنها حمايت كرده و پشتيبان و مدافع ايشان بودم وليكن آنها مرا بى ياور و مخذول گذاردند. و ديگر شكايتى كه من به شما دارم از خانه‏اى كه تمام اموال خود را دادم و آن را تهيّه كردم و اينك مسكن غير من شده است؛ پس قدرى شما با من مدارا كنيد و اينطور با عجله مرا نبريد! ضمره گفت: اى أبو الحسن! اگر مرده‏اى را كه حمل مى‏كنند (چنان جان دارد كه بتواند) اين سخن را بگويد، ممكن است بپرد بر گردن حاملين خود و به آنان حمله ور شود.

حضرت سجّاد عليه السّلام به مقام مقدّس الهى عرضه داشتند: بار پروردگارا! اگر ضمره اين سخن را از روى استهزاء و تمسخر به حديث رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم گفت، او را به دست غضب اسف بار خود بگير. جابر گويد: چهل روز در دنيا درنگ كرد و سپس مرد. يكى از غلامان او كه در تجهيزش حضور داشت پس از انجام دفن خدمت حضرت سجّاد عليه السّلام رسيد و در حضور آن حضرت عليه السّلام نشست.

حضرت عليه السّلام فرمود: اى فلان از كجا آمده‏اى؟

گفت: از تشیع جنازه ضمره؛ همينكه قبر را انباشتند و تسويه نمودند، من صورت خود را روى قبر گذاشتم و سوگند به خدا صدايش را شنيدم؛ به همان لهجه و لحنى كه در دنيا داشت، و من در حال حياتش او را بدان صدا مى‏شناختم، و چنين مى‏گفت: اى واى بر تو اى ضمرة بن معبد! امروز تمام دوستان، تو را رها كردند و تنها گذاردند و عاقبت مصير تو بسوى جهنّم شد؛ آنجا مسكن و خوابگاه شب و استراحتگاه روز تو خواهد بود. جابر گويد: حضرت علىّ بن الحسين عليه السّلام فرمود: ما از خداوند طلب عافيت ميكنيم؛ اين است پاداش كسى كه حديث رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم را مسخره كند.

استفاده از اعجاز

در طول تاریخ، سلاطین و خلفای جور بیشترین خوف و حزن را از عظمت به امامان شیعه علیه السلام داشتند. خلفا از قدرت معنوی امامان شیعه باخبر بودند. آنان از هر فرصتی استفاده می کردند تا مقام امامن شیعه را تنزل دهند. هر میزان که اعتبار اجتماعی امامان معصوم علیهم السلام تنزل یابد مردم کمتر به آنان توجه می کردند.

هر چند امامان معصوم علیهم السلام بر حسب وظیفه برای هدایت جامعه انسانی از صفت حلم بهره چسته و بر منطق قرآن جواب استهزا کنندگان را داده و در مواردی سکوت را اختیار می کردند اما مواردی که تحقیر و استهزا در مجلس خلفا در جهت خاصی می شد امام علیه السلام از قدرت معجزه استفاده کرده تا شکوه و عظمت شیعه دوباره نمایان شود.  

«راوى گويد كه مأمون فاضلان از رعيت خود را در مجلس وسيعى جمع كرد و خود در آن مجلس نشست و حضرت‏ رضا علیه السلام را در مرتبه كه از براى او مقرر داشته بود نشانيد يعنى بمناسبت مقام وليعهدى او را در محل مناسب خود نشانيد پس آن مرد حاجب‏ كه مأمور تحقیر و توهین به حضرت رضا علیه السلام بود، ابتدا سخن گفت و بآن بزرگوار عرض كرد كه مردم حكايتهاى بسيار از تو نقل ميكنند و در وصف تو اسراف ميكنند و من نميدانم كه اگر اين وصف ها بتو برسد از آنها تبرى ميكنى يا نه و اول از اين وصفها آنست كه در بارانى كه بحسب عادت هر ساله خود از آسمان فرو ميريخت تو دعا كردى و از اتفاق دعاى تو مقارن با آمدن باران شد پس مردم اين را معجزه و علامتى از براى تو دانستند ... حاجب گفت اى پسر موسى بتحقيق كه از شان خود تعدى كردى و از مقام خود تجاوز نمودى از براى اينكه خدا بارانى كه مقدر كرده بود در وقت خود نازل كرد و آن بارانى را كه از وقت نه مقدم و نه مؤخر ميشد علامت گرفتى از براى خود و طلب رفعت كردى و از براى خود آن را صولتى گرفتى و بآن طلب رفعت كردى مثل آنكه معجزه ابراهيم خليل اللَّه آورده باشى كه سرهاى چهار مرغ را بدست گرفت و اعضاى آنها را كه ريزه ريزه كرده بود و بروى كوهها گذاشته بآواز خود طلب كرد پس اعضاى آن مرغان نزد او آمدند و بسرهاى خود پيوستند و بالهاى خود را حركت دادند و باذن خداوند عالم طيران كردند پس اگر تو صادقى در اين ادعاى فاسد خود اين دو نقش شير كه بر روى مسندى كه مامون‏ بر آن استقرار يافته و منقش است و هر يك در مقابل يك ديگر مصور ميباشد زنده گردان و آنها را بر من مسلط كن كه در اين صورت اين علامت معجزه تو خواهد بود اما آن بارانى كه عادت بر نزول آن جريان‏ يافته بود تو سزاوارتر از ديگران نيستى كه بسبب دعاى تو نازل شده باشد و حال آنكه ديگران هم دعا كرده‏اند چنان كه تو دعا كردى پس حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام در غضب شد و بآن دو صورت صيحه كشيد كه اين فاجر در نزد شما است او را بدريد و عين و اثر او را باقى نگذاريد پس تا فرمايش امام صدور يافت بيك مرتبه آن دو صورت شير برجسته و دو شير شدند و روى بآن حاجب آوردند و او را بلغور كردند و درهم شكستند و خوردند و خون او را آشاميدند بقسمى كه هيچ اثرى از او باقى نماند و مردم نظر ميكردند و حيران و سرگردان بودند از آنچه ميديدند.»

دادن پاسخ های منطقی

یکی از بارزترین اوصاف و زیباترین رفتارهای عملی امام باقر علیه السلام حلم حضرت علیه السلام در مقابل بی حرمتی های دیگران است. آنچه که امروزه در زندگی پیروان راستین حضرت علیه السلام کمتری مشاهده می شود. اگر کمترین استهزا و توهینی که نسبت به ائمه اطهار علیهم السلام نسبت به صحابی و پیروانش انجام می شود نزاع هایی بزرگ پدید می آمد. اما امام باقر علیه السلام که درس خوانده مکتب الهی و آموزگار قرآن کریم است با رفتاری مناسب درس تربیتی زیبایی را به پیروانش تعلیم می دهد. وقتی که مرد نصرانی با توهین و استهزا به امام باقرعلیه السلام می گوید: أَنْتَ‏ بَقَر و با این کلام معنای بقر یعنی گاو را قصد می کند تا لقب امام علیه السلام را مورد استهزا قرار دهد حضرت علیه السلام در جواب فرمود: من باقرم یعنی شکافنده علوم.

اما مرد نصرانی در نهایت بی ادبی شغل مادر حضرت علیه السلام را مورد تمسخر و توهین قرار داده که تو فرزند زن آشپز هستی؛ حضرت عليه السّلام در کمال ادب در جواب می گوید این حرفه و شغل مادرم است و عیب نیست. مرد نصرانی به مادر حضرت علیه السلام توهین کرده و گفت: مادرت سیاه و بی‏شرم و بد زبان بود.حضرت علیه السلام فرمود: اگر آنچه که تو می گویی درست باشد خداوند متعال مادرم را ببخشد و اگر دروغ می گویی خدای متعال تو را ببخشد.

این رفتار حکیمانه و عالمان و به دور از هر گونه عکس العمل فیزیکی که حاکی از حلم و صبر حضرت علیه السلام می کند سبب شد تا مرد نصرانی مسلمان شود.

ترک همنشینی

نهی از منکر تنها به زبان نیست. چه بسا مواردی که لازم است با رفتارهای خود ناهی اعمال قبیحانه دیگران شویم. ترک مجلس، ترک دوستی و غیره از جمله موارد تأثیرگذار در نهی از منکر به شمار می رود. قرآن کریم این دستور اخلاقی را به عنوان یک راهبرد هدایتی مؤثر بیان کرده (نساء/140)و ائمه اطهار علیهم السلام در مقام تفسیر و تبیین آیه شریفه آن را در جایی که انکار حق و بی حرمتی و تسخر ائمه معصومین علیهم السلام می شود مربوط دانسته اند. از امام صادق علیه السلام درباره تفسیر آیه شریفه «وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتابِ‏ أَنْ‏ إِذا سَمِعْتُمْ‏ آياتِ‏ اللَّهِ يُكْفَرُ بِها وَ يُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا في‏ حَديثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ إِنَّ اللَّهَ جامِعُ الْمُنافِقينَ وَ الْكافِرينَ في‏ جَهَنَّمَ جَميعاً » سؤال شد حضرت علیه السلام فرمود: مراد آیه در جا یی است که هرگاه شنیدید که مردی انکار حق و تکذیب حق می کند و درباره ائمه اطهار علیهم السلام چیزهایی می گوید که عیب است باید از او دور شد و با وی همنشین نشد هر كه خواهد باشد.

و در روایت دیگر حضرت علیه السلام فرمود: هر کس که به خدا و روز قیامت ایمان دارد نباید در مجلسی بنشیند که در آن مجلس منزلت وارزش امام «به سبب بیان عیب» کم می شود.

استهزاء درزمان حیات و ممات

زمان حیات و ممات استهزاء ائمه اطهار علیهم السلام تفاوت است. نمی توان با استناد به عملکرد ائمه معصومین علیهم السلام در برخورد با تحقیر کنندگان را معیاری برای شیوه برخورد با زمان ممات قرار داد. اگرچه امام علیه السلام در زمان حیات شیوه های متعددی از قبیل موعظه، مقابله به مثل و غیره را اعمال کرده است اما در حکومت اسلامی و در زمان عدم حضور امام علیه السلام احکام مربوط صادره از ائمه اطهار علیهم السلام از قبیل تعزیر و اعدام و غیره مورد توجه است.

اصحاب ائمه اطهار علیهم السلام در حضور ائمه اطهار علیهم السلام عکس العمل های تندی را از خود به نمایش می گذاشتند و ائمه اطهار علیهم السلام از اقدام آنان جلوگیری می کردند اما در زمان عدم حضور امام علیه السلام، عملکرد مؤمنین به عنوان نهی از منکر، اعتراض و نیز ترک مجلس از جمله وظایف مؤمنین است. قتل و اعدام در حیطه عملکرد مؤمنین نیست بلکه بعد از تشخیص دادگاه صالحه بر عهده حکومت است. تمسخری که به صورت مکتوب در مقاله، کتاب، مطبوعات دولتی نگارش می شود با استهزایی که در یک جلسه بصورت گفتاری بیان می شود تفاوت دارد. متن به عنوان سند ماندگاری است که راه توجیه را می بندد اما در سخنان شفاهی قصد، اختیار و نیز فضای حاکم بر جلسه استهزاء در تشخیص قصد استهزاء کننده بسیار قابل توجه است.

حکم فقهی استهزاء امامان علیهم السلام

استفتاء:

شوخی‌هایی که در قالب لطیفۀ مؤدبانه درباره پیامبران؛ مثل حضرت آدم و یا ائمه معصومین است، چه حکمی دارد؟

پاسخ اجمالی

شوخی‌هایی را که معمولاً در عرف و جامعه، بی‌¬احترامی به پیامبران و ائمه معصومین(ع) به حساب نمی‌آید، حتی اگر حرام هم ندانیم، بهتر است از آنها پرهیز شود. اما در صورتی که عرف آن‌را بی‌احترامی بداند بی‌گمان چنین لطیفه‌هایی، حرام است.

پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:

حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای(مد ظله العالی): اگر بی‌احترامی به آن حضرات (علیهم السلام) محسوب شود حرام است.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):از این کارها جدا اجتناب شود.

حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):گفتن موارد مذکور در مورد انبیاء و اوصیاء الهی جائز نیست.

1. سؤال:

در شرايط امروزى اگر كسى به پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله و يا اهل البيت علیهم السلام اهانت و جسارت نمايد آيا شخص شيعه يا مسلمان مى‌تواند او را شخصا به مجازات برساند يا خير؟

جواب: اهانت به پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله و ائمۀ اطهار علیهم السلام از گناهان بزرگ است و در صورت احراز شرعى داراى كيفر مى‌باشد؛ ولى احراز جرائم داراى كيفر و اجراى حدود و تعزيرات دينى براى آنها بايد توسط دادگاه صالح و قاضى شرع جامع الشرائط انجام شود.

2. سؤال:

نظر به اين كه طرح اصلاح مواد 513، 514 و 698 قانون مجازات اسلامى در دستور مجلس است، خواهشمند است نظرات فقهى خود را پيرامون موارد ذيل مرقوم فرماييد؛ پيشاپيش از بذل توجه و عنايتتان كمال تشكر و امتنان را داريم.

«مركز پژوهشهاى مجلس شوراى اسلامى»

الف- مادۀ 513 قانون مجازات اسلامى: هر كس به مقدسات اسلام و يا هر يك از انبياى عظام يا ائمۀ اطهار علیه السلام يا حضرت صديقۀ طاهره سلام الله علیها اهانت نمايد، اگر مشمول حكم سابّ النّبى باشد اعدام مى‌شود؛ و در غير اين صورت به حبس از يك تا پنج سال محكوم خواهد شد.

سؤال 1- چه مواردى جزو مقدسات اسلام است؟

سؤال 2- اهانت شامل چه مواردى است؟ آيا اگر كسى بگويد پيامبر صلی الله علیه و آله يا امام على علیه السلام اين مسأله را خوب نفهميده‌اند (نعوذ باللّه) يا اشتباه كرده‌اند، يا با شرايط زمانى ما آنها نمى‌توانند الگو باشند، آيا از مصاديق اهانت است؟

سؤال 3- تشخيص اهانت به عهدۀ كيست؟ قاضى، عرف خاص يا عرف عام؟

سؤال 4- چگونه اهانت مى‌تواند مشمول حكم سابّ النّبى صلی الله علیه و آله شود؟ آيا حكم سابّ النّبى صلی الله علیه و آله حكم خاص نيست؟

سؤال 5- اگر كسى پيش از صدور حكم از اهانت و يا سبّى كه كرده است نادم شود، چه حكمى دارد؟

جواب: در رابطه با مادّۀ 513 قانون مجازات اسلامى:

اولا- مقصود از «سبّ» ناسزاگويى و فحش دادن است؛ و شامل هر اهانتى نمى‌شود و مجازات اعدام منحصر در سابّ النّبى صلی الله علیه و آله نيست، بلكه سبّ امامان معصوم علیه السلام و سبّ فاطمۀ زهرا سلام الله علیها نيز، بلكه سبّ همۀ انبياء الهى مشمول اين حكم مى‌باشد، به شرط اين كه:

الف- سبّ در حال اختيار نه اكراه و در حال عادى نه عصبانيت شديد و فشار روحى و يا جنون آنى انجام شود.

ب- از راه بيّنۀ شرعى يا اقرار در دادگاه صالح و در محيط آزاد ثابت شود، نه در محيط زندان و ترس و بازجويى.

ج- اجراى حكم توسط دادگاه داراى آثار منفى مهم نباشد.

ثانيا- اعدام هر چند در مورد سبّ حدّ شرعى است، اما اگر ثبوت آن در دادگاه صالح با اقرار باشد- نه با بيّنه- حاكم اسلامى مى‌تواند گذشت نمايد.

و ساير اهانتها حرام و موجب تعزير مى‌باشند، و چون هدف از تعزير تأديب و تنبّه طرف و ديگران مى‌باشد، نسبت به انواع اهانت و مرتكب آن و موارد آن و شرايط زمانى و مكانى متفاوت است. و مجازات آن داراى مراتبى است، از موعظه و تخويف و تهديد و بى‌اعتنايى شروع مى‌شود تا نوبت به مراتب بالاتر برسد، و تشخيص آن‌ بسته به نظر حاكم شرع مجتهد عادل و آگاه به زمان است؛ و مى‌تواند بنابر برخى ملاحظات آن را ببخشد. از امير المؤمنين (ع) نقل شده: «ربّ ذنب مقدار العقوبة عليه اعلام المذنب به.» (چه بسا گناهى كه مقدار مجازات آن فقط فهماندن آن به گناهكار مى‌باشد.) اين جهات لازم است در متن قانون گنجانده شود؛ و از ناحيۀ شرع مجازات مشخصى تعيين نشده است.

و امّا پاسخ سؤالها:

جواب 1- قدس به معناى منزّه بودن و پاكى است، مقدّسات اسلام امورى است كه ذاتا پاك و از هر عيب و نقصى منزّه است و قداست آنها از ناحيۀ اسلام نزد همه مسلمانان ثابت شده است؛ نظير قرآن مجيد، كعبه معظّمه، مسجد الحرام، مسجد النّبى صلی الله علیه و آله مسجد اقصى، قبور ائمه اطهار علیهم السلام احكام و موضوعات قطعيه و ضروريۀ اسلام مانند نماز، روزه، حج و امثال اينها؛ و ممكن است برخى امور نزد برخى مقدس باشند و نزد برخى ديگر تقدس آنها احراز نشده باشد. و بايد شخص اهانت‌كننده نسبت به مقدس بودن آن چيز از ناحيۀ اسلام و نزد همۀ مسلمانان، آگاهى داشته باشد. ضمنا سبّ مقدسات هر مذهبى از مذاهب اسلام و يا تقدّسات ساير اديان الهى- هر چند اديان تحريف شده- نيز جايز نيست. در قرآن كريم مى‌خوانيم: وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّوا اللّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ (به خدايانى كه در برابر خداوند مى‌خوانند دشنام ندهيد مبادا آنان نيز از روى عناد و جهالت به خداوند دشنام دهند.)

جواب 2- هر گفتار يا كردارى كه جنبه تحقير و مسخره كردن و تجاوز به حريم انسان داشته باشد اهانت محسوب است. اگر كسى بگويد- مثلا- امام على علیهم السلام نفهميده يا اشتباه كرده و منظورش بدگويى و تحقير آن حضرت عليه السّلام باشد اهانت است؛ ولى اگر براى آن حضرت عليه السّلام احترام قائل است ليكن در اثر عدم شناخت و ضعف عقيده خيال‌ مى‌كند آن بزرگوار نيز مانند مجتهدين خطا و اشتباه داشته است، و يا چون زمان و مقتضيات آن تغيير كرده نمى‌توانيم روش آن حضرت عليه السّلام را براى اين زمان الگو قرار دهيم اهانت محسوب نمى‌شود، بلكه اشتباه كرده است و بايد او را ارشاد نمود.

اهانت هر چند در بعضى موارد امر قصدى نيست- مانند اين كه كسى نعوذ باللّه از روى عمد به قرآن لگد بزند- ولى در بسيارى از موارد و نيز مورد سؤال امرى قصدى است و در جايى صادق است كه گوينده قصد تحقير داشته باشد، و قصد او براى قاضى احراز شود؛ و قهرا راهى جز اقرار در محيط آزاد وجود ندارد. و در صورت شك «الحدود تدرأ بالشّبهات». و خلاصه اين كه هر عمل يا گفتار انسان كه امكان وجود و يا عدم اهانت در آن باشد، مصداق اهانت بودنش منوط به قصد مى‌باشد.

جواب 3- تشخيص اهانت هر چند بر عهده قاضى است كه مى‌خواهد حكم صادر نمايد، ولى لازم است: اولا- قصد اهانت براى قاضى احراز شود و راهى جز اقرار شخص در محيط آزاد وجود ندارد. ثانيا- قاضى بايد فرهنگ و عرف منطقۀ اجتماعى و مذهب متهم را در نظر بگيرد؛ زيرا ممكن است برخى تعبيرات در عرف عام اهانت باشد ولى در عرف خاص اهانت و تحقير محسوب نگردد. و در صورت شك و ترديد نمى‌توان تعزير نمود؛ زيرا «الحدود تدرأ بالشبهات».

جواب 4- همان‌گونه كه يادآور شدم سبّ و شتم رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمۀ هدى علیهم السلام حكم خاصّى دارد و مجازات آن از حدود الهى است، ولى ساير اهانتها تعزير دارد و خصوصيات و مقدار آن تابع نظر حاكم شرع واجد شرايط است.

جواب 5- اگر سبّ به مرحله ارتداد و انكار اصل اسلام و نبوّت از روى عناد برسد توبۀ مرتد هر چند بين خود و خدا مقبول است ولى در مرتد فطرى مرد پس از ثبوت نزد حاكم شرع با بيّنه، حدّ بايد اجرا گردد؛ ولى اگر با اقرار ثابت شود حاكم شرع مى‌تواند بنا به مصالحى گذشت كند و حكم اجرا نشود.

و اگر سبّ به مرحلۀ ارتداد و انكار اسلام و نبوّت نرسد قبل از ثبوت نزد حاكم اگر توبه كند توبۀ او قبول است؛ و در ساير اهانتها نيز اگر قبل از ثبوت نزد حاكم توبه كند توبۀ او قبول است و جاى تعزير نيست.

توبه استهزاء کننده

توبه تنها راه برگشت و اذن ورد در حریم الهی برای ارتباط با خدای متعال است. حضرت امیر علیه السلام فرمود: هر کسی که توبه را نصیبش کنند از قبول توبه و کسی که استغفار را نصیبش کنند از مغفرت محروش نمی کنند. مَنْ أُعْطِيَ التَّوْبَةَ لَمْ‏ يُحْرَمِ‏ الْقَبُولَ وَ مَنْ أُعْطِيَ الِاسْتِغْفَارَ لَمْ‏ يُحْرَمِ‏ الْمَغْفِرَةَ توهین و استهزاء به اولیای الهی که سرآمد عصمت و طهارت به شمار می روند از جمله گناهان کبیره و مستلزم خلود در نار است که شرط طهارت و کسب بهشت تنها در طلب مغفرت و توبه و انابه است. خواه در زمان حضور باشد یا در زمان غیبت. قرآن کریم وعده مغفرت به همه گناهان را به شرط توبه چنین فرموده است: قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ، وَ أَنِيبُوا إِلى‏ رَبِّكُمْ بگو: «اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده‏ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است.و به درگاه پروردگارتان بازگرديد و در برابر او تسليم شويد، پيش از آنكه عذاب به سراغ شما آيد، سپس از سوى هيچ كس يارى نشويد.

در سوره حجرات بعد از نهی و مذمت تمسخر دیگران (و انجام تمسخر در صورت ارتکاب آن)شرط طهارت معنوی را مشروط به توبه می داند و کسانی که اقدام به توبه نکنند در زمره ظالمان قرار خواهند گرفت.: وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ و آنها كه توبه نكنند، ظالم و ستمگرند.

کاهش و پیشگری از این منکر

1. جعل قوانین که دربرگیرنده مجازات اسلامی با تعیین حدّ و مرزهایی که مشخص کننده استهزا به ائمه اطهار علیهم السلام باشد به عنوان یک ابزار دولتی و پیشگیری از جزم بسیار کارساز است.

2. نهی عموم جامعه در منع از این رفتار و گفتار ناپسند(به عبارت دیگر حضور مردم در برخورد و جلوگیری از این امر بسیار مؤثر خواهد بود.)

3. دولت مسائل تربیتی و دینی مهم مثل استهزاء امامان علیهم السلام به عنوان یک منکر در کتب مدارس بگنجاند و تربیت فرزندان در منزل و مدارس بر اساس تکریم و احترام به ائمه اطهار علیهم السلام و نهی از توهین به همه افراد خصوصاٌ ائمه بزگوار ذکر شود.

4. منع از مسؤلیت های دولتی در صورت اشتغال به خدمات دولتی

5. از آن جایی که وظیفه حکومت تعزیر و تأدیب افراد توهین کننده است و هدف از آن تنّبه دادن به دیگران است سزاوار است عده ای از اهالی محل و غیره در اجرای تعزیر شاهد و ناظر باشند.

6. تولید فیلم و پخش آن در آثار و برکات احترام به امام علیه السلام و نیز پیامدهای منفی استهزاء ائمه اطهار علیهم السلام

7. تبیین و تفسیر تبعات پیامدهای دنیوی و اخروی استهزاء ائمه معصومین علیهم السلام توسط خطبا و کارشناسان دینی

8. تربیت دینی فرزندان در منزل: والدین باید در همان دوران کودکی محبت ائمه دین علیهم السلام را در نهان فرزند جای داده و بر اساس موازین اخلاقی رشد دهند. استهزا و تمسخر دیگران را به عنوان یک اصل مسلّم در همه افراد و خاصةً درباره ائمه دین یک ضد ارزش تلقی کنند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: فرزندانتان را بر سه ویژگی تربیت کنید: دوستی پیامبرتان صلی الله علیه و آله و دوستی اهل بیتش علیهم السلام و بر خواندن قرآن

مقالات و کتب نگارش شده

کتاب

• فروغ بی پایان : فهرست تفصیلی مفاهیم قران کریم عبدالمجید معادیخواه

• مبانی اخلاق اسلامی؛ رشیدپور مجید

• اخلاق محمدی صلی الله علیه و اله، محمدعلی یزدی

• حکمت نامه پیامبر اعظم(ص) ج 9، آیت الله محمد محمدی ری شهری

مقاله

 مقاله «استهزا و تمسخر»، احمد صالحی

 استهزاء: مرتضی اورعی و سید جعفر صادقی فدکی

 تمسخر از نگاه قرآن/ فراموش کردن خدا از پیامدهای مسخره کردن دیگران، سایت بین المللی قرآن کریم

 مقاله«مسخره کردن یا تیکه انداختن از منظر قرآن» سایت: https://www.tarafdari.com

 مسخره کردن، سایت تبیان«نویسنده یزدانجو»

 مسخره کردن دیگران از منظر قرآن و روایات، سایت میهن فال

 مسخره کردن، عوامل و آثار، خلیل منصوری

وَ السَّلامُ عَلى‏ مَنِ‏ اتَّبَعَ‏ الْهُدى‏

وَ آخِرُ دَعْوانَا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ

منابع

• معراج السعادة، ملااحمد نراقی(سایت کتابخانه مدرسه فقاهت)

• ابن بابويه، محمد بن على، الأمالي (للصدوق)، 1جلد، كتابچى - تهران، چاپ: ششم، 1376ش.

• ابن بابويه، محمد بن على، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، 1جلد، دار الشريف الرضي للنشر - قم، چاپ: دوم، 1406 ق.

• ابن أبي الحديد، عبد الحميد بن هبه الله، شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، 10جلد، مكتبة آية الله المرعشي النجفي - قم، چاپ: اول، 1404ق.

• كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافي (ط - الإسلامية)، 8جلد، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.

• مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)، 111جلد، دار إحياء التراث العربي - بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.

• ابن بابويه، محمد بن على، من لا يحضره الفقيه، 4جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم - قم، چاپ: دوم، 1413 ق.

• طبرسى، على بن حسن، مشكاة الأنوار في غرر الأخبار، 1جلد، المكتبة الحيدرية - نجف، چاپ: دوم، 1385ق / 1965م / 1344ش.

• شريف الرضى، محمد بن حسين، نهج البلاغة (للصبحي صالح)، 1جلد، هجرت - قم، چاپ: اول، 1414 ق.

• قمى، على بن ابراهيم، تفسير القمي، 2جلد، دار الكتاب - قم، چاپ: سوم، 1404ق.

• مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى - نجفي، محمد جواد، زندگانى حضرت امام حسين عليه السلام ( ترجمه [جلد 45 بحار الأنوار)، 1جلد، اسلاميه - تهران، چاپ: سوم، 1364 ش.

• ابن بابويه، محمد بن على، الخصال، 2جلد، جامعه مدرسين - قم، چاپ: اول، 1362ش.

• ابن بابويه، محمد بن على، عيون أخبار الرضا عليه السلام، 2جلد، نشر جهان - تهران، چاپ: اول، 1378ق.

• طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البيان في تفسير القرآن، 10جلد، ناصر خسرو - ايران - تهران، چاپ: 3، 1372 ه.ش.

• جمعى از پژوهشگران زير نظر شاهرودى، سيد محمود هاشمى، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، 3 جلد، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت عليهم السلام، قم - ايران، اول، 1426 ه‍ ق

• آلوسى، محمود بن عبدالله، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم و السبع المثاني، 16جلد، دار الكتب العلمية، منشورات محمد علي بيضون - لبنان - بيروت، چاپ: 1، 1415 ه.ق.

• سيوطى، عبدالرحمن بن ابى‏بكر، الدر المنثور فى التفسير بالماثور، 6جلد، كتابخانه عمومى حضرت آيت الله العظمى مرعشى نجفى (ره) - ايران - قم، چاپ: 1، 1404 ه.ق.

• نجف‌آبادى، حسين على منتظرى، رساله استفتاءات (منتظرى)، 3 جلد، قم - ايران، اول، ه‍ ق

• معاد شناسى، علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى‏، المجلدات:10، ناشر:نور ملكوت قرآن‏، چ مشهد مقدس‏، چ 11، تاريخ چاپ:1427 ه. ق‏

• سایت اسلام کوئست

پا نویس

منبع: سایت دانشنامه موضوعی قرآن - تاریخ برداشت: 94/11/13