فرهنگ مصادیق:احسان به همسایه

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از احسان به همسایه)
پرش به: ناوبری، جستجو
احسان به همسایه

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ بانک احادیث موضوعی-همسایه
۲ جایگاه همسایه داری در اسلام
۳ چه ارتباطی بین توحید و احسان به همسایه وجود دارد؟
۴ همسایه از نگاه قرآن- رفتار نیک با همسایگان باعث طولانی‌شدن عمر می‌شود
۵ همسایه-درس هایی از قرآن
۶ همسایه و حقوق همسایگی در اسلام

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ احسان به عموم
۲ احسان به والدین
۳ آزار همسایه

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

«احسان به همسایه» مصداق توحید عملی است

بنا به روایت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) حق همسایه آن است که اگر بیمار شد، به عیادتش روی، اگر از دنیا رفت، در تشیع جنازه او حاضر شوی، اگر از تو قرض خواست به او قرض دهی، اگر خیر نصیب او شد، به او تهنیت‌گویی و اگر مصیبتی به او رسید، او را تسلیت‌گویی.
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، یکی دیگر از ویژگی‌های خوب سبک زندگی ایرانی اسلامی مردم ما، در مقایسه با سبک زندگی غربی، همسایه‌داری است.
با استناد به کتاب «سبک زندگی اسلامی ایرانی» به قلم حجت‌الاسلام احمدحسین شریفی این موضوع را بررسی می‌کنیم:
به‌رغم زندگی ماشینی جدید و اقتضائات اجتماعی نوین مردم ما هنوز به دلیل آموزه‌های اسلامی، اهمیت و جایگاه ویژه‌ای برای همسایه قائل هستند. روابط همسایگی در بسیاری از موارد از روابط خویشاوندی نیز گرم‌تر و صمیمی‌تر است. در بسیاری از مناطق کشور ما حتی در شهرهای بزرگ، افراد به‌راحتی در مواقعی به‌جای خرید از مغازه‌ها، حتی نان و میوه و سایر نیازمندی‌ها را از همسایگان خود قرض می‌گیرند!
به هنگام مهمانی‌های بزرگ معمولاً از خانه‌های همسایگان و ظروف و لوازم‌خانگی آن‌ها نیز استفاده می‌کنند. همه این‌ها تحت تأثیر ارزش‌های اسلامی در حوزه همسایه‌داری است. اسلام همسایه‌داری و احترام و تکریم به همسایه را از مصادیق بارز توحید عملی می‌داند.
در قرآن کریم چنین می‌خوانیم:
«و خدا را بپرستید؛ و هیچ‌چیز را همتای او قرار ندهید؛ و به پدر و مادر، نیکی کنید؛ همچنین به خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایه نزدیک و همسایه دور و دوست و هم‌نشین و واماندگان در سفر و بردگانی که مالک آن‌ها هستید؛ زیرا خداوند، کسی را که متکبر و فخر‌فروش است، (و از ادای حقوق دیگران سر باز می‌زند)، دوست نمی‌دارد.[۱]
امین‌الاسلام طبرسی، در تفسیر مجمع‌البیان معتقد است این آیه ارکان اسلام و مکارم اخلاق را بیان می‌کند و هر کس در آن تدبر نماید، نیازی به موعظه موعظه کنندگان ندارد و به بسیاری از دانش‌ها هدایت می‌شود. در این آیه ارتباط میان باورها و ارزش‌ها و سبک زندگی به زیبایی ترسیم شده است. ریشه همه مشکلات رفتاری و اخلاقی و حقوقی و عاطفی، کفر و شرک به خدا دانسته شده است و در پایان آیه نیز راه درمان این مشکلات بیان شده است.
در این آیه پس از دستور به عبادت خداوند و پرهیز از شرک، به امور دیگری دستور داده شده است: نیکی به والدین، خویشاوندان، یتیمان، مستمندان، همسایگان دور و نزدیک، دوستان و هم‌نشینان، واماندگان در سفر و کسانی که انسان بر آن‌ها مالکیت دارد.
توجه به یک نکته ادبی اهمیت و نوع احسان به نامبردگان را بهتر نشان می‌دهد. کلمه «احسان» در ادبیات عرب هم با حرف «الی» و هم با حرف «باء» متعدی می‌شود. هم می‌توان گفت «الاحسان الی الجار و ...» و هم می‌توان گفت «الاحسان بالجار و ...» اما تفاوت این دو در آن است که وقتی با حرف «باء» متعدی می‌شود استمرار و پیوستگی را می‌رساند؛ بنابراین، این آیه می‌خواهد رویه و سبک زندگی مؤمنان را بیان کند؛ و نه رفتارهای مقطعی آن‌ها را. «الجار ذی‌القربی» یعنی همسایگان نزدیک و «الجار الجنب» یعنی همسایگان دور؛ زیرا «الجنب» هم ریشه با واژه «اجنبی» به معنای دور و بیگانه است.
برخی دیگر از مفسران منظور از «الجار ذی‌القربی» را همسایگانی می‌دانند که دارای قرابت خانوادگی هستند و منظور از «الجار الجنب» را همسایگانی می‌دانند که قرابت فامیلی با انسان ندارند. همچنین ممکن است منظور از قرابت، قرابت اعتقادی و دینی باشد؛ بنابراین آیه هم احسان به همسایه مسلمان را شامل می‌شود و هم احسان نسبت به همسایگان غیر مسلمان را.
احسان به والدین، خویشان و همسایگان مصداق توحید عملی است
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه، با توجه به سیاق آن و آیات بعد از آن، می‌فرماید تعبیر «وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا»[۲] دلالت بر توحید می‌کند؛ اما منظور از توحید در این آیه «توحید عملی» است؛ یعنی انجام کارهای نیک به منظور کسب رضایت الهی و دستیابی به ثواب اخروی؛ بنابراین احسان به والدین و خویشاوندان و یتیمان و همسایگان و امثال آن از مصادیق توحید عملی هستند؛ زیرا خدای متعال در این آیه بعد از آنکه متعلقات احسان را بر می‌شمارد در پایان چنین می‌فرماید: «‏‏إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا زیرا خداوند کسی را که متکبر و فخر‌فروش است دوست نمی‌دارد.»
در آیه بعدی نیز متکبر فخر‌ فروش را معنا می‌کند و می‌فرماید اینان کسانی‌اند که «بخل می‌ورزند و مردم را نیز به بخل دعوت می‌کنند و آنچه را که خداوند از فضل و رحمت خود به آن‌ها داده، کتمان می‌نمایند. (این عمل در حقیقت از کفرشان سرچشمه گرفته) و ما برای کافران، عذاب خوار‌کننده‌ای آماده کرده‌ایم.»
بنابراین کسانی که چنین کارهای نیکی را انجام نمی‌دهند و به پدر و مادر و همسایگان دور و نزدیک خود نیکی نمی‌کنند، هر چند ممکن است در اعتقاد و اندیشه موحد و مسلمان باشند اما در عمل گرفتار کفر عملی و شرک عملی‌اند. به هر حال توحید عملی بدین معناست که انسان کارهای خود را برای کسب ثواب الهی و تحصیل رضایت خداوند انجام دهد و شرک عملی هم بدین معناست که انسان روز قیامت را فراموش کند و کارهای خود را از روی هوای نفس یا خوشایند مردمان انجام دهد.
افزون بر این، روایات بسیار زیادی درباره اهمیت همسایه و تکریم و احترام به او در متون اسلامی وارد شده است.
در روایتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) حقوق همسایه را به این شکل بیان می‌کند:
«حق‌الجار ان مرض عدته و ان مات شیعته و ان استقرضک اقرضته و ان اصابه خیر هناته و ان اصابته مصیبة عزَّیتَه و لا ترفع بناءک فوق بنائه فتسد علیه الریح؛
حق همسایه آن است که اگر بیمار شد، به عیادتش روی؛ اگر از دنیا رفت، در تشییع جنازه او حاضر شوی؛ اگر از تو قرض خواست، به او قرض دهی و اگر خیر و شادمانی‌ای نصیب او شد، به او تهنیت و تبریک گویی؛ و اگر مصیبتی به او رسید، او را تسلیت‌گویی؛ و خانه خود را بالاتر از خانه او نبری به‌گونه‌ای که او را از نسیم هوا محروم نمایی».
در برخی روایات آمده است کسی که سیر بخوابد و همسایه‌اش گرسنه باشد، مسلمان نیست.
سفارش امیرمؤمنان (علیه السلام) درباره همسایگان، در آخرین لحظات عمر شریفشان، نشان دهنده وظیفه ما نسبت به همسایگان است:
«والله الله فی جیرانکم فانهم وصیة نبیکم ما زال یوصی بهم حتی ظننا انه سیورثهم؛ و خدا را! خدا را! همسایگان را بپایید که سفارش شده پیامبر شمایند، پیوسته درباره آن‌ها سفارش می‌فرمود چندان که گمان بردیم برای آن‌ها ارثی معین خواهد نمود».

پا نویس

  1. نساء - آیه 36
  2. سوره نساء؛ آیه 36